اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقش نهج البلاغه در فقه اسلامی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 80
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل نقش نهج البلاغه در فقه اسلامی یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل نقش نهج البلاغه در فقه اسلامی شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل نقش نهج البلاغه در فقه اسلامی را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل نقش نهج البلاغه در فقه اسلامی با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل نقش نهج البلاغه در فقه اسلامی بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل نقش نهج البلاغه در فقه اسلامی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقش نهج البلاغه در فقه اسلامی وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل نقش نهج البلاغه در فقه اسلامی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل نقش نهج البلاغه در فقه اسلامی مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش نهج البلاغه در فقه اسلامی :
تاکنون درباره ابعاد مختلف این کتاب عظیم سخن بسیار گفته شده، بعد عقیدتی، فلسفی، سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و . . . ولی کمتر از بعد فقهی آن – سخن به میان آمده است و شاید این به خاطر آن بوده است که این بحثها در سطح عموم نشر می شده و سخن از بعد فقهی آن باید با فقها گفته شود، و با اصطلاحات مخصوص این علم، که طبعا همگان را مفید نخواهد بود .
ولی هم نهج البلاغه از این نظر غنی است و هم می توان گوشه هائی از این بحث را آن چنان تهیه کرد که خالی از اصطلاحات پیچیده علمی، و همگان را مفید باشد .
و این نوشتار به همین منظور تهیه شده است .
اسناد روایات نهج البلاغه:
با اینکه در نهج البلاغه جمله های فراوانی پیرامون احکام مختلف فقهی وجود دارد، جمله هائی راهگشا و مؤثر، ولی آنچه در درجه اول از نظر فقهی اهمیت دارد سند این خطبه ها و نامه ها و کلمات است که باید با ضوابط و ادله حجیت خبر که در علم اصول آمده است هماهنگ باشد، و بتوان در یک مسئله فقهی مربوط به حلال و حرام روی آن تکیه کرد .
مگر در مسائل اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و عقیدتی اعتبار حجیت خبر از نظر سند لازم نیست که تنها در مسائل فقهی روی آن تکیه می شود؟
در پاسخ باید گفت: آنچه در مسائل عقیدتی در نهج البلاغه آمده همراه با استدلالات عقلی و فلسفی و قرآنی است، و باید هم چنین باشد، زیرا اصول اعتقادی تنها از طریق علم و یقین شناخته می شود، نه از طریق خبر واحد و مانند آن . و این امر در مورد بسیاری از رهنمودهای سیاسی و
اجتماعی و مانند آن نیز صادق است . بنابراین، تکیه بر اسناد در این موارد چندان مطرح نیست .
در زمینه مسائل اخلاقی نیز چون اصول اخلاقی از اموری شناخته شده، و هماهنگ با فطرت است، و نقش یک رهبر اخلاقی بیشتر جایگزین کردن این اصول در روح پیروان، و ایجاد انگیزه های پذیرش، و حرکت به سوی آن است و نه تعلیم این اصول، لذا در این زمینه نیز مسئله سند حدیث چندان مطرح نیست .
مخصوصا در مواردی که اصول اخلاقی از مرز واجب و حرام درمی گذرد و شکل «مستحب » را به خود می گیرد که بنابر اصل معروف «تسامح در ادله سنن » در میان علمای اصول، مطلب واضحتر خواهد بود .
اما در مورد مسائل فقهی مخصوصا آنچه به احکام تعبدی واجب و حرام باز می گردد چاره ای جز یافتن یک سند معتبر نیست، و گرنه دلالت هر اندازه قوی باشد با فقدان سند قابل اعتماد، کاری از پیش نمی رود .
بنابراین، نقش اعتبار سند در مسائل فقهی ظاهرتر و سرنوشت سازتر است، هر چند این مساله در سایر موارد نیز دارای اهمیت است .
برای راه یافتن به اعتبار سند یک حدیث راههای شناخته شده ای در پیش است:
۱ – معتبر بودن تمام رجال سند یک حدیث، مثلا اگر حدیثی را مرحوم کلینی در کتاب کافی نقل کرده و میان او و امام صادق (ع) که گوینده اصلی حدیث است، پنج نفر واسطه هستند باید تمام این پنج نفر افراد معتبر و موثق بوده باشند، که این کار معمولا با مراجعه به کتب علم رجال – که مخصوصا برای همین هدف تدوین شده – انجام می گیرد و پس از مراجعه به این کتب می بینیم که مثلا تمام رجال سند این حدیث افراد عادل، ثقه، معتبر و شناخته شده اند .
اما با نهایت تاسف مرحوم سید رضی «قدس سره الشریف » گردآورنده بزرگ «نهج البلاغه » عنایتی به این امر نکرده، و اسناد این خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار را نیاورده است، و در نتیجه نهج البلاغه به صورت احادیث مرسل درآمده است . هر چند – چنانکه خواهیم دید – طرق دیگری برای اثبات اعتبار اسناد این اثر عظیم اسلامی در دست داریم، و شاید مرحوم سید رضی هم به همین دلیل، عنایتی به جمع اسناد آن نکرده، و یا به خاطر وجود دلائل متقن در لابلای عبارات نهج البلاغه خود را مستغنی از این معنی می دانسته و مسائل مطروح در آن را بی نیاز از سند می شمرده است .
به هر حال این موضوع مربوط به گذشته و عصر مرحوم سیدرضی «رحمه الله علیه » است .
۲ – راه دیگری که برای سند یک حدیث مورد استفاده قرار می گیرد، به اصطلاح «عرضه کردن بر کتاب الله » است، یعنی حدیث را با متن قرآن که اصلی ترین و قطعی ترین سند اسلامی است مقایسه می کنیم اگر با آن هماهنگ بود آن را معتبر می شمریم .
این روشی است که در احادیث متعددی از معصومین علیهم السلام به ما رسیده است . (۱)
استفاده از این روش در مورد بسیاری از احادیث نهج البلاغه کاملا میسر است .
چرا که هماهنگی عجیبی میان محتوای نهج البلاغه و آیات قرآنی می بینیم . گویی هر دو یک مطلب است با دو عبارت: یکی نظم و «کلام خالق » و دیگری «کلام مخلوق » و هر دو در اوج فصاحت، در نهایت انسجام و بلاغت، و در کمال دقت و نظم ظرافت .
۳ – راه سوم تشخیص چگونگی سند یک حدیث یا یک کتاب، «شهرت آن در میان اصحاب » و علما و بزرگان دین است، که اگر معیار این باشد، این کتاب نفیس اسلامی در اوج شهرت در میان همه علما است، و همگی با دیده عظمت به آن می نگرند و پیوسته در کلمات خود به مطالب مختلف آن استناد می جویند و روی آن تکیه می کنند، استنادی که بیانگر اعتماد آنها به این کتاب والاقدر اسلامی است .
۴ – راه دیگر برای رسیدن به اعتبار سند یک حدیث یا یک کتاب، «علو مضمون » است .
مراد از «علو مضمون » آن است که محتوا و مضمون حدیث به قدری عالی و در سطح بالا باشد که نتوان احتمال داد از غیر معصوم صادر شده باشد و این معنی در کلمات فقهای بزرگ درباره بعضی از روایات برجسته و عالی مضمون که ظاهرا سند معتبری از آن در دست نیست گفته شده است .
مثلا مرحوم شیخ اعظم علامه انصاری در کتاب «رسائل » در بحث حجیت خبر واحد هنگامی که به حدیث معروف امام حسن عسکری (ع) در مورد «تقلید مذموم و تقلید مطلوب » می رسد، می گوید این حدیث (گر چه حدیث مرسلی است، ولی آثار صدق از آن ظاهر و آشکار است، بنابراین نیاز به بررسی سند آن نیست) و فقیه بزرگ معاصر مرحوم آیه الله بروجردی در بحث نماز جمعه هنگامی که سخن به بعضی از فقرات دعای صحیفه سجادیه که با مسئله نماز جمعه ارتباط دارد، رسیدند، در درسشان می فرمودند گرچه صحیفه سجادیه (به عقیده بعضی) با سلسله اسنادی طبق موازین معروف رجال به دست ما نرسیده اما محتوی و مضمون آن به قدری عالی و برجسته و والاست که صدور آن از غیر معصوم محتمل نیست .
و به راستی این چنین است، چه کسی غیر از امام معصوم که علمش از اقیانوس وحی و نبوت سرچشمه گرفته توانایی دارد چنین مضامینی را در دعا به کار برد؟ مطلب در صحیفه سجادیه آنقدر بالا و شگفت انگیز و روح پرور و فصیح و بلیغ است که از توان انسان عادی خارج است .
همین معنی درباره محتوای نهج البلاغه به طرز عجیبی حکمفرماست زیرا بلندی فوق العاده مطالب، مخصوصا در خطبه ها، فصاحت و بلاغت شگفت انگیز عبارات، نشان می دهد که از سرچشمه ای در کنار سرچشمه قرآن سیراب شده و از مقام ولایتی مدد گرفته که تالی تلو مقام نبوت و رسالت است .
مساله علو مضمون در نهج البلاغه مساله ای نیست که بر کسی مخفی باشد، و هر قدر در محتوای این کتاب بیشتر تدبر شود این حقیقت آشکارتر می شود مخصوصا وقتی این نکته را نیز به آن بیفزائیم که نهج البلاغه تنها در یک موضوع سخن نمی گوید، بلکه موضوعات آن کاملا متنوع و مختلف و تخصصی است، از مسائل باریک و دقیق توحید و معارف دینی و اسرار آفرینش گرفته تا مسائل اخلاقی و زهد و تقوی و جنگ و صلح و آیین کشورداری، و در تمام این موارد «علو مضمون » کاملا مشهود است، اینجاست که به خوبی می توان فهمید که این کلمات از حوصله یک انسان عادی خارج است و جز با امداد الهی میسر نیست، و همین است که انسان را در مورد نهج البلاغه و سند آن مطمئن می سازد .
۵ – انسجام و هماهنگی منظور یکنواختی یک حدیث مجهول السند با روایات قطعی است:
اگر کسی در اسناد خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار نهج البلاغه تردید کند حتما منظورش قضیه جزئیه است نه یک قضیه کلیه، و به تعبیر دیگر مجموع این گفته ها «تواتر اجمالی » دارد، یعنی یقین به صدور بعضی از اینها داریم چرا که بسیاری از خطبه ها مشهور است و در کتب معروف دیگر کرارا نقل شده است، و هنگامی که به مجموع نهج البلاغه نگاه می کنیم از هماهنگی تعبیرات، جمله بندیها، مفاهیم، اهداف و نتائج به خوبی پی می بریم که همه از یک مغز جوشیده، و از یک زبان تراوش کرده است .
این هماهنگی خود نیز قرینه دیگری بر تایید اسناد این کتاب بزرگ است، چه اینکه صدور بعضی قطعی است و هماهنگی آنها با بقیه شاهد گویای تراوش آنها از زبان امیرمومنان علی (ع) است .
مساله سنجش سبکها خود یکی از طرق کشف سرایندگان و نویسندگان است، به طوری که آگاهان به این فن هنگامی که قطعه شعری را ببینند به خوبی درمی یابند که از حافظ یا سعدی یا نظامی یا فردوسی و یا مولوی است، چرا که سبک هر یک در نظم کاملا مشخص است .
ابن ابی الحدید در شرح خطبه «شقشقیه » از یکی از مشایخش نقل می کند که وقتی سخن ابن عباس را در پایان خطبه شقشقیه شنید می گوید بسیار متاسفم که شخصی کلام علی (ع) را با دادن نامه ای به دستش، قطع کرد و نگذارد به انتها برسد . او می افزاید اگر من بودم به ابن عباس می گفتم چرا متاسفی؟ علی (ع) همه گفتنیها را گفت و چیزی باقی نگذارد!
و هنگامی که از او سوال می کنند آیا این دلیل آن است که تو در خطبه شقشقیه تردید داری؟ و آن را از کلام سید رضی می دانی؟ گفت هرگز، چرا که سخنان سید رضی و سبک مطالب او کاملا شناخته شده است و هیچ شباهتی با آن ندارد (بلکه کاملا شبیه کلمات علی (ع) است) (۲).
اکنون که روشن شد نهج البلاغه چیزی نیست که به عنوان ارسال اسناد بتوان آن را نادیده گرفت و در مسائل فقهی از آن صرف نظر کرد، به نقش عبارات، خطبه ها، نامه ها و کلمات قصار در فقه اسلامی می پردازیم .
گوشه ای از احکام فقهی نهج البلاغه
از آنجا که در نهج البلاغه مطالب فراوانی پیرامون احکام فرعی آمده است مشکل بتوان همه آنها را در یک بحث فشرده گنجانید ولی در اینجا به چند کتاب از کتب فقهی که احادیث بیشتری دارد اشاره می کنیم و موارد استفاده از آن را از کتاب «وسائل الشیعه » مشخص می سازیم . (۳)
کتاب الزکات
۱ – فلسفه تشریع زکات
در این کتاب مهم فقهی نخست به مساله فلسفه تشریع زکات برخورد می کنیم که امام علی (ع) در نهج البلاغه اشارات پر معنی به آن فرموده است .
در یک جا می فرماید:
«سوسو ایمانکم بالصدقه و حصنوا اموالکم بالزکوه، و ادفعوا امواج البلاء بالدعاء» . (۴)
ایمان خود را با صدقه تقویت کنید و اموال خویش را با زکات از دستبرد دشمنان مصون دارید و امواج بلا را با دعا دفع کنید .
می دانیم آنچه ثروتها را به باد می دهد، و اصل مالکیت شخصی را متزلزل می سازد، همان فاصله طبقاتی است و یکی از طرق مبارزه با آن مساله زکات است .
در عبارت دیگری می فرماید:
«ثم ان الزکوه جعلت مع الصلوه قربانا لاهل الاسلام فمن اعطاها طیب النفس بها فانها تجعل له کفاره، و من النار حجابا و وقایه » . (۵)
زکات همراه نماز وسیله تقرب مسلمانان است و هر کس آن را از طیب نفس بپردازد کفاره گناهان او خواهد بود و حجاب و مانعی است از آتش دوزخ .
در اینجا علی (ع) به بعد اخلاقی و فلسفه روحانی زکات اشاره می کند در حالی که جمله قبل ناظر به فلسفه اجتماعی و اقتصادی زکات بود .
یا در جای دیگر به نقش فوق العاده مهم زکات در تامین اجتماعی اشاره کرده می فرماید:
«ان الله سبحانه فرض فی اموال الاغنیاء اقوات الفقراء، فما جاع فقیر الا بما منع غنی، و الله تعالی سائلهم عن ذلک » . (۶)
خداوند در اموال اغنیا غذای فقرا را پیش بینی کرده است (که اگر حق الهی را دقیقا بپردازند یک گرسنه در سراسر جامعه انسانی وجود نخواهد داشت) بنابراین، هیچ فقیری گرسنه نمی شود مگر به خاطر وظیفه نشناسی فرد بی نیازی، و خداوند آنها را از این معنی بازخواست می کند .
۲ – آداب جمع آوری زکات
مشروح ترین و کاملترین دستور در زمینه جمع آوری زکات است و به خوبی نشان می دهد که ماموران زکات باید تا چه حد برخورد مودبانه و دوستانه و محترمانه با توده مردم به هنگام گرفتن زکات داشته باشند .
می فرماید:
«انطلق علی تقوی الله وحده لا شریک له و لا تروعن مسلما و لا تجتازن علیه کارها و لا تاخذن منه اکثر من حق الله فی ماله . فاذا قدمت علی الحی فانزل بمائهم، من غر ان تخالط ابیاتهم، ثم امض الیهم بالسکینه و الوقار حتی تقوم بینهم فتسلم علیهم، و لا تخدج بالتحیه لهم ثم تقول: عبادالله، ارسلنی الیکم ولی الله و خلیفته لآخذ منکم حق الله فی اموالکم، فهل لله فی اموالکم من حق فتؤدوه الی ولیه؟ فان قال قائل لا، فلا تراجعه، و ان انعم لک منعم فانطلق معه من غیران تخیفه او توعده او تعسفه او ترهقه فخذ ما اعطاک من ذهب او فضه . فان کان له ماشیه او ابل فلا تدخلها الا باذنه، فان اکثرها له، فاذا اتیتها فلا تدخل علیها دخول متسلط علیه، و لا عنیف به، ولا تنفرن بهیمه، و لا تفزعنها، و لا تسوءن صاحبها فیها . و اصدع المال صدعین، ثم خیره، فاذا اختارفلا تعرضن لما اختاره، ثم اصدع الباقی صدعین، ثم خیره، فاذا اختار فلا تعرضن لمااختاره، فلا تزال کذالک حتی یبقی ما فیه وفاءلحق الله فی ماله، فاقبض حق الله منه، فان استقالک فاقله ثم اخلطهما ثم اصنع مثل الذی صنعت اولا حتی تاخذ حق الله فی ما له، و لا تاخذن عودا و لا هرمه و لا مسکوره و لا مهلوسه ولا ذات عوار . و لا تامنن علیها الا من تثق بدینه رافقا بمال المسلمین حتی یوصله الی ولیهم فیقسمه بینهم ولا توکل بها الاناصحا شفیقا و امینا حفیظا غیر معنف ولا مجحف ولا ملغب و لا متعب ثم اصدر الینا ما اجتمع عندک نصیره حیث
امرالله به فاذا اخذها امینک فاوعز الیه ان لا یحول بین ناقه و بین فصیلها و لا یمصر لبنها فیضر ذلک بولدها و لا یجهدنها رکوبا و لیعدل بین صواحباتها فی ذلک و بینها ولیرفه علی اللاغب و لیستان بالنقب و الظالع و لیوردها ما تمر به من الغدر و لا یعدل بها عن نبت الارض و الی جواد الطرق و لیروحها فی الساعات و لیمهلها عند النطاف و الاعشاب حتی تاتینا باذن الله بدنا منقیات غیر متعبات ولا مجهودات لنقسمها علی کتاب الله و سنه نبیه صلی الله علیه و آله فان ذلک اعظم لاجرک و اقرب لرشدک ان شاءالله » . (۷)
خدای یکتای بی شریک را در نظر آر و آنگاه در پی ماموریت گام بردار . و هرگز مسلمانی را مترسان، و بر زمین و حشم کسی که خوش ندارد در آن درآیی در میا و مگذر، و بیش از حق واجب الهی را مگیر . پس وقتی که بر قبیله ای رسیدی به خانه هاشان وارد مشو بلکه در بارانداز و در کنار چاه آبشان که ورودگاه عموم است درآی، آنگاه با آرامش و وقار به سویشان برو تا درجمعشان قرارگیری و با سلام و احوالپرسی، باب مراوده بگشا و در درود و سلام صرفه جویی مکن .
سپس بگوی: بندگان خدا، ولی خدا و خلیفه امر مرا به سوی شما فرستاده است تا حق الهی را که در اموالتان هست بستانم . آیا ر ثروت شما حقی هست که ولی الهی پرداخت کنید؟ پس اگر کسی گفت نه، دیگر بدو مراجعه نکن، و اگر با گشاده رویی اعلام آمادگی کرد، با او حرکت کن بی آنکه بترسانیش و یا به او وعده های بد دهی تا با شدت و خشونت بگیری و آنان را به زحمت و مشقت افکنی . پس آنچه از طلا و نقره دادند، بگیر .
و در آغل او که گاو و گوسفندان و شتران هستند بی اجازه وارد مشو، که بیشتر آنها از آن اوست . توجه داشته باش که وقتی بدانجا درآمدی، چون زورمداران غارتگر و ویرانگر مباش، و حیوانات را رم مده، و آنها را میازار، و صاحبش را بدین ترتیب ناراحت مکن .
گزینش حق الهی را بدین ترتیب انجام ده: مال را دو قسمت کن، آنگاه صاحب مال را مخیر کن هر کدام را که خواهد، برای خود بردارد و هر کدام را که برداشت، مزاحمش مشو، سپس نیم باقیمانده را دو قسمت کن و هر کدام را که برداشت بپذیر و ایراد مگیر، و همن روش را ادامه بده تا آن مقدار واجب که باید از مالش را در راخ خدا بدهد . آنگاه حق الهی را از او بگیر، و اگر خواست جابه جا کند و مالی را که داده است بگیرد و مال دیگر را بدهد، بپذیر و به اصل برگردان و از نو به همان ترتیب اول عمل کن تا حقوق واجب الهی را از او دریافت داری، اما بدان که از احشام، پیر و دست و پا شکسته و بیمار و معیوب را مگیر .
و مواظب باش که مامور زکات کسی باشد که به دین او مطمئن باشی، و نسبت به مال مسلمانان دلسوز باشد تا آن را به ولی مسلمین رساند و او بین آنان تقسیم کند .
توصیه می شود که مسؤولیت اموال زکات را تنها به کسی وابگذار که نصیحتگر مهربان، و امین حسابگر حسابدار باشد، و اهل ستم و تجاوز نباشد، و هنگام کوچ دادن احشام خشونت و بی رحمی نکند و آنها را به رنج نیفکند . سپس آنچه را نزد تو جمع آوری شد به سوی ما فرست تا بدانجا که خدا فرمان داده است برسانیم .
به امین خود که احشام را گرفت توصیه کن که بین شتربچه و مادرش جدایی میندازد، و تمام شیر او را ندوشد که به بچه اش ضرر رساند، و آنها را از زیاد سوار شدن خسته نکند، و در استفاده از سواری، عدالت را میان آنها را رعایت کند . و نیز حیوانات سواری را به رنج و تعب نیفکند و به آنها راحتی دهد، و آنها را کنار برکه ها و آبگیرها بگذراند، و راه آنها را از صحراها سبز و علفزار به جاده های خشک و شنزار برمگرداند، و آنها را یکسره و بی امان نراند بلکه در ساعتهای آسایش و استراحت دهد تا فرصت یابند از آب و علف بهره برند، تا آنگاه که به اذن الهی به ما رسند، پروار و سر حال باشند نه خسته و فرسوده، تا بر اساس قانون خدا و سنت پیامبر تقسیمشان کنیم، که این گونه اگر عمل کنی پاداشت عظیم تر، و به رشد و کمالت نزدیک تری ان شاالله .
باور نمی توان کرد که در هیچ آئین و مذهب و قانون یک چنین توصیه های فوق العاده انسانی به ماموران جمع آوری مالیات شده باشد .
۳ – انفاقهای مستحبی
در کتاب زکات فصلی درباره استحباب انفاقهای مستحبی با احادیث فراوانی نقل شده است و در نهج البلاغه نیز در این زمینه بحثهای جالبی دیده می شود .
از جمله در حدیثی می فرماید:
«استنزلوا الرزق بالصدقه و من ایقن بالخلف جاد بالعطیه » . (۹)
روزی را به وسیله انفاق در راه خدا نازل کنید و هر کس یقین به پاداش الهی داشته باشد در عطایا و بخشش خود سخاوتمند است .
و در همین باب مخصوصا به کسانی که از ترس فقر، از انفاق خودداری می کنند، هشدار داده می فرماید:
«اذا ملقتم فتاجروا الله بالصدقه » . (۱۰)
هنگامی که نیازمند شدید به وسیله انفاق با خداوند معامله کنید .
یکی دیگر از دستورات مستحبی اسلامی که مساله ابای نفس و خودکفائی و غنای روحی در آن در حد اعلی می درخشد این است که تا می توانید از کسی چیزی نخواهید حتی یک جرعه آب، و یا مثلا اگر سوار بر مرکب هستید و تا زیانه شما به زمین بیفتد از رهگذران خواهش نکنید که آن را بردارند و به شما بدهند .
در اینجا نیز علی (ع) عبارات بسیار پر معنی دارد می فرماید:
«فوت الحاجه اهون من طلبها الی غیر اهلها» . (۱۱)
از دست شدن خواسته ها آسان تر از خواستن از نااهلان است . (۱۲)
و نیز فرمود:
«العفاف زینه الفقر و الشکر زینه الغنی » . (۱۳)
پاکدامنی، آرایش درویشی و آبروی درویشان است، و سپاسگزاری زینت توانگری و توانگران . (۱۴)
۴ – تحریم شکایت به غیر مؤمن
در مورد تحریک شکایت حال به هنگام تنگناهای زندگی به غیر مسلمانان که در ذیل کتاب زکات مطرح شده است امام می فرماید:
«من شکامه ۰شکی الحاجه الی مؤمن فکانه شکاها الی الله، و من شکاها الی کافر فکانما شکاالله » . (۱۵)
آن که بار نیازش را به آستانه مؤمنی فروآرد گوئی آن را به پیشگاه الهی فرود آورده است، و آنکه درخانه کافری را بدین منظور کوبد، گویی از خدا شکایت کرده است . (۱۶)
و نیز در کتاب زکات در مورد آداب انفاق آمده است که انسان همین که نیاز برادر مسلمان خود را احساس کرد باید اقدام به انفاق کند و در انتظار تقاضا و شکایت حال ننشیند . علی (ع) در این خصوص می فرماید:
«السخاء ماکان ابتداء فاما ماکان عن مساله فحیاء و تذمم » . (۱۷
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
