خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فرایند طنز در هنر دینی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فرایند طنز در هنر دینی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اهمیت هنر نقاشی (مینیاتور)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اهمیت هنر نقاشی (مینیاتور) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
40دقیقه
23ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه ویژه ادراک هنر و زیبایی شناسی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 58

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه ویژه ادراک هنر و زیبایی شناسی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه ویژه ادراک هنر و زیبایی شناسی شامل 111 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه ویژه ادراک هنر و زیبایی شناسی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه ویژه ادراک هنر و زیبایی شناسی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه ویژه ادراک هنر و زیبایی شناسی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه ویژه ادراک هنر و زیبایی شناسی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه ویژه ادراک هنر و زیبایی شناسی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه ویژه ادراک هنر و زیبایی شناسی :

هنر از «انسان» ظهور یافته است پس باید در ارتباط با «انسان» معنا شود. تعریف ما از هنر تابع تعریف ما از انسان است و لذا باید در جستجوی حقیقت وجود انسان و تجلیّات آن برآئیم، تا راهی به سرچشمه هنر در وجود انسان پیدا کنیم.
به همین خاطر بر آن شدیم تا مبحثی را پیرامون جایگاه ویژه ادراک هنر در انسان ارائه کنیم. صفحاتی که پیش رو دارید به ارزیابی نظریّاتی می پردازد که در مورد ساختار آناتومیک و روانشناختی هنر و زیبایی شناسی وجود دارد. در حقیقت این مقاله کنکاشی است در باب معرّفی و بررسی دو دیدگاه عمده.
دیدگاه اوّل، بخشی از ساختار مغز انسان را مسئول ادراکات هنر و زیبایی شناسی می داند. در این بخش جستجویی در زمینه معرّفی نظریات موجود پیرامون ساختارهای مغزی عصبی مرتبط با این نوع ادراکات صورت گرفته است.
دیدگاه دوّم، بیشتر معطوف به جنبه های روانشناختی و فلسفی قضیه است که در آن از نظریات علاّمه طباطبایی و دیگر اساتید استفاده شده است.
آنچه مسلّم می باشد، این است که دیدگاههای متفاوت در بسیاری از موارد مکمّل یکدیگرند و هر یک از جنبه ای خاص به مقوله ادراک و خلاقیت هنری می پردازند. در حقیقت برای بررسی و شناخت جایگاه ویژه ادراک هنری در انسان نیازمند علوم مختلفی هستیم تا با بهره گیری از حیطه های مختلف دانش بشری بتوانیم یک رویکرد چند بعدی نسبت به مقوله هنر داشته باشیم. الف) ارزیابی آناتومیک و فیزیولوژیک ادراک هنر و زیبایی شناسی
مغز انسان ساختار پیچیده ای دارد که با وجود پیشرفتهای چشمگیری که در زمینه فیزیولوژی اعصاب صورت گرفته است، امّا هنوز اطّلاعات ما از آن اندک است.
دستگاه عصبی از نظر پیچیدگی زیاد اعمالی که می تواند انجام دهد، منحصر به فرد است. این دستگاه به واقع میلیونها ذرّه اطّلاعاتی را از اعضای حسی مختلف دریافت می کند و سپس با در نظر گرفتن مجموعه آنها، پاسخی را که بدن باید بدهد مشخّص می کند.
سطح خارجی مغز انسان از یکسری سلولهای خاکستری رنگ به نام قشر مغز تشکیل شده است. بیشتر اطّلاعات ما پیرامون وظایف مختلف قشر مغز حاصل تحریکات الکتریکی سلولهای عصبی آن می باشد. بخشی از این اطلاعات نیز از مطالعه بیمارانی بدست آمده است که قسمتی از مغز خود را از دست داده اند. این اطّلاعات اهمّیّت فوق العاده ای در شناخت عملکرد مناطق مختلف قشر مغز دارد.
مغز انسان توسط شیار نسبتا عمیقی به نام «شیار طولی» به دو نیمکره تقسیم می شود: نیمکره راست و نیمکره چپ.
نیمکره چپ در ۹۵ درصد افراد نیمکره غالب است و در ۵ درصد باقیمانده، یا هر دو طرف همزمان غلبه دو طرفه دارند و یا بطور نادرتر، سمت راست به تنهایی تکامل بیشتری می یابد. افرادی که نیمکره چپ آنها غالب است، اصطلاحا «راست دست» نامیده می شوند. این بدان علّت است که، الیاف عصبی مربوط به اندامها از جمله دستها در بخشی از مسیر خود از خط فرضی نیمه بدن گذشته و به سمت مقابل می روند. در حقیقت الیاف عصبی مربوط به نیمکره چپ، به طرف راست بدن و الیاف عصبی مربوط به نیمکره راست مغز به طرف چپ بدن هدایت می شوند. لذا در افرادیکه نیمکره چپ آنها غالب است، دستان راستشان توانایی بیشتری در انجام کارهای روزمرّه دارد. در این افراد نیمکره دیگر (نیمکره سمت راست مغز) نیمکره مغلوب است.
قشر مغز در نیمکره غالب به نواحی مختلفی تقسیم می شود که هر یک از این مناطق، اعمال مشخصّی دارند. از جمله آنها می توان به ناحیه تفسیر عمومی یا ناحیه شناخت اشاره کرد که به خاطر اهمّیّت ویژه این ناحیه نیمکره ای را که واجد این بخش باشد، نیمکره غالب می نامیم.
ناحیه تفسیر عمومی اسامی دیگری مانند ناحیه شناخت، ناحیه آگاهی، ناحیه سوّم ارتباطی و نظایر آن دارد. البته به افتخار نوروفیزیولوژیست معروفی که نخستین بار اهمّیّت خاصّ آنرا در فرآیندهای فکری توصیف کرد، آن را بیشتر به نام ناحیه «ورنیکه» می شناسند.
ناحیه ورنیکه در نیمکره غالب اعمال متعدّدی دارد که عمده این عملکردها را می توان تحت عنوان «اعمال فکری مبتنی بر کلام» بررسی کرد.
سهم عمده ای از تجارب حسی ما پیش از ذخیره شدن در مغز و پیش از پردازش برای سایر مقاصد فکری به معادل کلامی تبدیل می شود. مثلاً زمانی که کتابی را می خوانیم، تصاویر کلمات را جایی ذخیره نمی کنیم، بلکه خود کلمات یا مفاهیم انتقال یافته از آنها را به شکل کلام ذخیره می نماییم. عمل اصلی نیمکره غالب در حقیقت شناخت و تفسیر این کلمات است. ورنیکه یا بخشی از نیمکره غالب که مسئول تفسیر کلام است، ارتباط نزدیکی با نواحی مربوط به شنوایی دارد. این رابطه نزدیک احتمالاً ناشی از آن است که شنوایی نخستین راه ورود کلام است. در ادامه زندگی که ادراک بینایی کلام از طریق خواندن نیز ایجاد می شود، اطّلاعات بینایی بسوی ناحیه تفسیر کلام که قبلاً تکامل یافته است هدایت می شود.
بنابراین عملکردهای عالی مغز که به آنها هوش می گوییم منسوب به نیمکره غالب است. اگر ناحیه تفسیر کلام که مهم ترین بخش نیمکره غالب است، آسیب ببیند، طبعا شخص تقریبا تمامی اعمال فکری همراه با کلام یا مهارتهای آنها نظیر «قدرت خواندن»، «توانایی انجام اعمال ریاضی» و حتی «قدرت تفکّر در مسائل منطقی» را از دست می دهد.
نیمکره راست مغز که در اغلب مواقع «نیمکره مغلوب» نیز می باشد، تا حدّی توانایی انجام اعمال نیمکره غالب را دارد. جالب توجّه اینکه نیمکره راست «زیردست» از بعضی لحاظ از نیمکره چپ «زبردست» پیشی می گیرد. نیمکره راست در همه کارهایی که مستلزم شناختن طرحها و شکلها و یا شناختن اشیای سه بعدی بالاخص اشیای سه بعدی پیچیده می باشد، از نیمکره چپ کارآمدتر است.
این نوع از شناخت برای هنرمندان و هنر دوستان رشته های مختلف از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مثلاً شناخت کامل و استفاده مناسب از اجسام و اشیای موجود در روی صحنه تئاتر، می تواند نقش بسیار مهمّی در فهم و انتقال حال و هوای نمایش داشته باشد. مسلّما این فهم و درک عمیق بدون داشتن یک نیمکره مغلوب سالم و تکامل یافته امکانپذیر نیست.
بسیاری از افرادی که برای تماشای تئاتر به سالن نمایش می روند، درک عمیقی از اشیا و وسایل بکار رفته در روی صحنه تئاتر ندارند، لذا نمی توانند خود را در فضای موجود حس کنند، در نتیجه ارتباط لازم را با نمایش برقرار نمی کنند. در حقیقت از این اشیا، به عنوان دکور صحنه استفاده می شود. آشکارترین کارکرد دکور، کارکرد اطّلاعاتی آن است. دکور مکانی را که رویداد درام در آن رخ می دهد، تصویر می کند و با مشخص کردن مکان، دوره تاریخی، جایگاه اجتماعی بازیگران و بسیاری از جنبه های بنیادین درام، بیشتر داده های لازم را در اختیار تماشاگر قرار می دهد تا نمایش را بهتر بفهمد. بر صحنه تئاتر، این تعریف تصویری می تواند به شکل دکورهای نقاشی شده یا سه بعدی، پرده های نقاشی و یا دکورهای کم و بیش انتزاعی استفاده شود. فی الواقع هر کدام از این نشانه های تصویری بکار رفته، نمایانگر یک موقعیت و فضای واقعی هستند و ارتباط موجود بین این نشانه های انتزاعی و واقعیت خارج در قشر مغزی نیمکره مغلوب افراد صورت می گیرد.
در رسانه های سینمایی، این تعریف تصویری را می توان با دکور استودیو و یا پس زمینه های واقعی انجام داد. این موارد هر اندازه واقعی باشند باز «نشانه» بشمار می آیند. به همان مفهوم که یک بازیگر نیز «نشانه»ای از یک شخصیت واقعی یا تخیلی می باشد. و تماشاگران باید از قدرت درک لازم برای ارتباط این نشانه های تصویری با مکان و شخصیت ماجرا برخوردار باشند، در غیر اینصورت تماشاگر فهم درستی از اثر نخواهد داشت. افرادی که دچار ضایعه مغزی در بخشهای مرتبط با شناخت اشیا و طرحها شده اند، بر حسب میزان آسیب دیدگی از این موهبت بی بهره اند و نمی توانند درک عمیق و درستی از اشیا و طرحها داشته باشند.
این نوع از شناخت در رشته های دیگر هنری نیز لازم است، مثلاً هنرمندان رشته گرافیک برای خلق یک اثر هنری زیبا، نیاز مبرمی به شناخت طرحها و اشکال سه بعدی دارند. در هنر کاریکاتور نیز فهم و درک مفهوم یک اثر، بدون این نوع از شناخت تقریبا غیر ممکن است.
اگر بخواهیم مطلب را کلی تر بیان کنیم باید بگوییم که «هنر در هر شکلش عبارتست از بکار گرفتن یکسری از نشانه ها و رمزها برای نشان دادن یک حقیقت. حقیقتی که یا درون هنرمند نهفته است یا در دنیای خارج او.
مثلاً در بیت:

در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

حافظ علیه الرّحمه با استفاده مناسب از کلمات و نشانه های شعری موجود در صدد این است که از یک واقعیت درونی خبر دهد. البته تفسیر و درک نشانه های شعری که به صورت کلمه می باشد، عمدتا در ناحیه «ورنیکه» نیمکره غالب صورت می گیرد، لکن همانطوریکه قبلاً هم متذکّر شدیم، نیمکره مغلوب نیز تا حدّی توانایی ادراک کلمات را دارد، اما این میزان از درک در مقایسه با نیمکره غالب از اهمّیّت کمتری برخوردار است. در ادامه هنگامیکه نظریه «کلی نگر» را در مورد مغز شرح دادیم، خواهید دید که بخشهای دیگری از مغر نیز در درک هنر و زیباییها شرکت دارند.
همچنین، تحقیقات و بررسیهای روانشناختی در مبتلایان به آسیب نیمکره مغلوب حاکی از آنست که ممکن است این نیمکره در فهم و تفسیر موسیقی، تجارب بینایی غیر کلامی (به ویژه الگوهای بینایی)، ارتباط فضایی شخص با محیط، لحن صدای افراد و بسیاری از تجارب فکری مربوط به استفاده از اندامها و دستها اهمّیّت خاصّی داشته باشد.
تجارب بینایی غیرکلامی، شامل تجاربی است که مبتنی بر کلمات نیستند. مثلاً در هنگام دیدن تئاتر، حرکات نمایشی بازیگران روی صحنه، در نیمکره مغلوب مغز تفسیر می شود و یا هنگامی که شما به یک تابلوی مینیاتور زیبا نگاه می کنید، تفسیر این تصاویر در نیمکره مغلوب صورت می گیرد. بدین ترتیب هر چقدر قشر مغزی نیمکره مغلوب شما، پیشرفته تر باشد، درک شما از حرکات نمایشی و شاهکارهای هنری بیشتر و عمیق تر خواهد بود.
تجارب فکری مربوط به استفاده از اندامها و دستها نیز، چیزی است که بخشی از آن در هنر خوشنویسی محقّق می شود. همه افرادی که از نیمکره غالب نسبتا تکامل یافته ای برخوردارند، می توانند کلماتی را که به ذهن خطور می کند، روی کاغذ بنویسند. اما همه این افراد توانایی نگارش کلمات مورد نظر را به شکلی زیبا و تحسین برانگیز ندارند. در حقیقت آن دسته از افرادی که نیمکره مغلوب پیشرفته ای دارند، توانایی خلق یک اثر خطّاطی زیبا و هنرمندانه را دارند.
آزمایشهای اخیر روی بیماران مغز شکافته، نشان داده اند که نیمکره راست در شناختن چهره ها بر نیمکره چپ برتری دارد. در این آزمونها، یک «تصویر شکافته» روی پرده تابانیده می شود، بطوریکه یک نیمه از تصویر در طرف راست و نیمه دیگر در طرف چپ میدان بینایی می افتد.
همانطوری که در شکل نیز با فلش نشان داده شده است، تصویر موجود در طرف راست میدان بینایی توسط نیمکره چپ و تصویر موجود در سمت چپ میدان بینایی توسط نیمکره راست مغز رؤیت می شود. حال اگر یک چنین تصویری برای مدّت بسیار کوتاهی روی پرده بماند (بطوریکه چشمها مجال پیدا نکنند به این طرف و آن طرف نگاه کنند.) هر یک از نیمکره ها در آن واحد تصویر متفاوتی را خواهند دید. در نمونه ای که اینجا نشان داده شده از یک صورت شکافته استفاده شده است که هر نیمه آن، نیمی از عکس صورت یک نفر است. حال اگر از بیمار پرسیده شود که چه دیده است او (نیمکره چپ او) صورتی را که در طرف راست میدان بینایی افتاده است شرح می دهد (مردی با سبیل و ابروی مشکی)، در حقیقت چون شرح تصاویر به کلمات نیاز دارد، در اینحالت نیمکره چپ (نیمکره غالب) فعّال می شود. اما اگر از او بخواهند در میان یک دسته عکس با دست خود به تصویری که دیده است اشاره کند، تقریبا بدون استثنا چهره ای را انتخاب می کند که در طرف چپ میدان بینایی افتاده و نیمکره راست آن را دیده است، حتی اگر از دست راست استفاده کند که کنترل نیمکره راست بر آن بسیار جزئی است.
این نوع از شناخت (شناختن چهره ها) نیز در رشته های مختلف هنری به خصوص هنرهای تجسمی و هنرهای نمایشی از اهمّیّت ویژه ای برخوردار است و بدون آن، نمی توان درک عمیقی از یک اثر هنری داشت.
گفتیم که نیمکره راست عموما در هر نوع کاری که مستلزم شناخت پیچیده بصری باشد بر نیمکره چپ برتری نشان می دهد. عکسهای سایه روشن فوق، که به وسیله کریگ مونی طرّاحی شده اند، توانایی افراد را در ساختن یک ادراک کلّی و معنی دار از اطّلاعات جزئی و ناپیوسته آزمایش می کنند. بیمارانی که نیمکره راست آنها آسیب دیده باشد، اغلب در ادراک چهره هائی که در این تصویرهاست با دشواری عظیم روبرو می شوند.
پس، بطور کلی، وظیفه قشر مغز در نیمکره مغلوب، درک و خلق آن دسته از عملکردهایی است که تحت عنوان هنر، شناخته می شوند. لذا، اگر چه اغلب موارد از نیمکره غالب بحث می شود، ولی این غلبه عمدتا برای اعمال فکری مرتبط با نشانه های کلامی است. آنچه که در نیمکره مغلوب خوانده می شود، در واقع برای برخی دیگر از انواع هوش غالب است.
فرهنگ کلامی و نظام یافته مغرب زمین، که بسیاری از پیشرفتهای موجود در علم و تکنولوژی حاصل این نوع نگرش است، با نیمکره های چپ اهالی این فرهنگ اداره می شود. از سوی دیگر، فرهنگ عارفانه و هنرمندانه مشرق زمین، به خاطر ویژگیهای خاصّ نیمکره های راست مردم این سرزمین می باشد.
چندی است که نهضت گسترده ای در حال شکل گرفتن است که طرفداران آن برای آزادسازی نیمکره راستشان داد سخن می دهند. بعضی از روانشناسان از جمله رابرت اورنشتَیْنْ، طالب انقلابی در تعلیم و ترتیب مغرب زمین هستند، و تعلیم و تربیتی را توصیه می کنند که تأکید بیشتری بر مهارتهای غیرکلامی و ویژگیهای خاص نیمکره راست بگذارد، ویژگیهایی که به گمان آنها بر فرهنگهای مشرق زمین حکومت می کنند.
آنچه که ما باید در صدد بدست آوردن آن برای خودمان و مغزمان باشیم، توجّه بیش از اندازه به یک نیمکره و بی اعتنایی به نیمکره دیگر (اعمّ از راست یا چپ) نیست. بلکه آن همکاری و هماهنگی بین نیمکره هاست و این مطلب را اقبال لاهوری جامعه شناس مشرق زمین، به زیبایی هر چه تمامتر اینچنین بیان می کند:

غربیان را زیرکی راز حیات شرقیان را عشق راز کائنات
عشق چون با زیرکی همبر شود نقشبند عالم دیگر شوند
خیز و نقش عالم دیگر بنه عشق را با زیرکی آمیز ده

همانطوریکه قبلاً نیز اشاره شد، بخش عمده ای از اطّلاعات ما راجع به عملکردهای مختلف قشر مغز از دو طریق ذیل بدست آمده است:
۱ از طریق بررسی نتایج حاصل از تحریکات الکتریکی نواحی مختلف قشر مغز
۲ مطالعه ضایعه های موضعی مغز
در حقیقت براساس مشاهداتی که از تغییر رفتار افراد، پس از برداشتن بخشی از مغز صورت می گرفت، کوششهایی در جهت تشخیص نواحی عملکردی قشر مغز انجام شد.
کشف این حقیقت که اشکال پیچیده فعّالیّت ذهنی را می توان نتیجه عملکردهای «نواحی محدود» مغز دانست، شور و اشتیاق بی سابقه ای در علم عصب شناسی بوجود آورد و عصب شناسان برای نشان دادن این نکته که سایر فرآیندهای پیچیده مغز نیز نتیجه عملکرد نواحی جداگانه قشر مغز است، با جدّیّت هر چه بیشتر به جمع آوری معلومات پرداختند.
در نتیجه علاقه و توجّه شدید به «تعیین محلّ» مستقیم عملکردها در نواحی مشخص و محدود قشر مغز، در طول دوره کوتاهی در دهه هفتاد مراکز مختلفی در قشر مغز کشف شد. مراکزی مثل «مرکز بازشناسی اشیا»، «مرکز خواندن»، «مرکز درک حسی صدا و موسیقی»، «مرکز درک ملودی و آهنگ»، «مرکز بازشناسی بصری اشیا و رنگها» و …
تلاشهای «معتقدین به تعیین محل محدود» که به بررسی این مسأله پرداخته بودند که چگونه ض

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.