خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ترسیم نظام اقتصادی اسلام …
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ترسیم نظام اقتصادی اسلام … قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاملاتی پیرامون مساله تشکیک
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاملاتی پیرامون مساله تشکیک قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
16ساعت
41دقیقه
13ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظریه جدا انگاری امامت از اصول دین

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 45

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل نظریه جدا انگاری امامت از اصول دین!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل نظریه جدا انگاری امامت از اصول دین بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل نظریه جدا انگاری امامت از اصول دین از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل نظریه جدا انگاری امامت از اصول دین شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل نظریه جدا انگاری امامت از اصول دین استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل نظریه جدا انگاری امامت از اصول دین با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل نظریه جدا انگاری امامت از اصول دین قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل نظریه جدا انگاری امامت از اصول دین حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل نظریه جدا انگاری امامت از اصول دین به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نظریه جدا انگاری امامت از اصول دین :

هر دین و آیینی مرکب از اصولی است که با پذیرفتن و اعتقاد بدان گرویدن به دین، نمود و تجلی پیدا می کند و بر عکس یعنی انکار اصل یا اصول دین به منزله ادبار و رو بر تافتن از دین تلقی می شود. نکته مهم و حساس، تعیین و شفاف نمودن اصل یا اصول دین است که اگر این مهم توسط شارع و پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم صورت نگیرد چه بسا در تعیین و تبیین اصول دین سلیقه ها و پیش فرضهای مختلفی در نقصان یا زیادت آن دخالت کنند و هر مذهب و فرقه ای ادعای تصاحب دین ناب را داشته باشند و مذاهب و فرق دیگر را به عدول از اصول دین و آمیختگی به باطل متهم کند و به تبع آن دست به تکفیر دیگران بزند که خود بستر تضعیف دین و مناقشات درونی خواهد بود که این خود اهمیت تنقیح و شفاف کردن اصول یک دین را نشان می دهد.
البته روشن است که این بحث اختصاص به دین اسلام ندارد و در تمامی ادیان و مکاتب جاری و ساری است و ظهور فرق و مذاهب مختلف ادیان دیگر مانند مسیحیت شاهد مدعاست. این نوشتار به تحلیل و بررسی اصل «امامت » در حوزه دین مبین اسلام می پردازد، نخست اصول دین را به طور اختصار بیان می کنیم. نظری به اصول پنجگانه
در صدر اسلام شرط تحقق اسلام حقیقی اعتقاد به دو اصل توحید و نبوت بود در عین حال آیین اسلام مشتمل بر یک سری آموزه های کلی اعتقادی و عملی بود که تصدیق و ایمان بدان از واجبات و ضروریات دین به شمار می رفت، اما وجه اشتراط این معارف برگشت آنها به دو اصل فوق است مثلا باور به صفات ثبوتی خداوند نظیر عدالت و حکمت و همچنین اعتقاد به معاد و دستورالعملهای فقهی مانند نماز و روزه از لوازم توحید و رسالت محسوب می شود و انکار آنها از روی آگاهی به انکار دو اصل فوق بر می گردد.
با وجود این، متکلمان و عالمان بعضی از فرق و مذاهب علاوه بر دو اصل فوق اصول دیگری نیز افزوده اند که می توان به اصول پنجگانه مکتب اعتزال اشاره کرد (۱) که عبارتند از: ۱ – توحید ۲ – عدل ۳ – وعده ووعید ۴ – منزله بین المنزلتین ۵ – امر به معروف و نهی از منکر.
معتزله اصل نبوت را در شمار اصول دین ذکر نکرده اند چرا که معتقدند نبوت تحت عنوان عدل مانند اعواض از الطاف الهی به شمار می رود و نیازی به ذکر آن به طور مستقل نیست.
اشاعره توحید و نبوت را دو اصل اصول دین می دانند (۲) .
اما در مذهب امامیه در شمارش اصول دین اختلاف است، قول مشهور و اکثریت پنج اصل ذیل است ۱- توحید ۲ – عدل ۳ – نبوت ۴ – امامت ۵ – معاد.
همانطور که بیان شد این رای اکثر عالمان امامیه است و استقرای فوق قابل مناقشه است، زیرا سه اصل دیگر (عدل و امامت و معاد) مستقلا شرط اسلام نیستند و اعتبار آنها به دو اصل دیگر بر می گردد که اینجا به توضیح مختصر آن می پردازیم.
اگر منظور و مقصود از اصول دین شرط مسلمانی و اسلام حقیقی باشد اصول فوق مانع اغیار نیست برای اینکه سه اصل فوق به صورت مستقل شرط پذیرفتن اسلام نیست و اعتبار آنها در سایه اعتبار توحید و نبوت است و نهایت این که شرطیت آنها اول کلام و حمل خلاف است.
اما اگر از مراد اصول دین نه شرط مسلمانی بلکه مقصود اصولی است که از منظر اسلام اعتقاد و باور به آن به عنوان معارف و آموزه های دینی لازم و واجب است، اشکال استقرای فوق جامع نبودن آن است چرا که آموزه های اعتقادی مانند ایمان به غیب و ملائکه و صفات ثبوتی علاوه بر عدالت مانند حکمت و رحمت واجد ملاک فوق اند اما در استقرای فوق داخل نیستند.
متفکر شهید مطهری اصول پنجگانه فوق را نه اصول دین بلکه اصول مذهب تشیع قلمداد می کند و بعد از ذکر اشکال جامع و مانع نبودن استقرای فوق می نویسد:
«حقیقت این است که اصول پنجگانه فوق از آن جهت به این صورت انتخاب شده که از طرفی معین اصولی باشد که از نظر اسلام باید به آنها ایمان و اعتقاد داشت و از طرف دیگر معرف و مشخص مکتب باشد… اصل امامت از نظر شیعه دارای هر دو جنبه یعنی هم داخل حوزه ایمانیان است و هم معرف و مشخص مکتب است » (۳) .
و در جای دیگر می گوید: «عدل و امامت تواما علامت تشیع بود. این است که گفته می شد اصول دین اسلام دو چیز است و اصول مذهب شیعه سه چیز است بعلاوه اصل عدل و اصل امامت » (۴) .
اصل عدل و معاد از اصول مذهب در قیاس با اصل امامت مناقشات خطرناکی را بر نینگیخته است، چون عدل و معاد جزء اعتقادات تمامی فرق و مذاهب اسلامی است و مکتبی یافت نمی شود که منکر معاد یا عدل الهی گردد هرچند در تفسیر عدل الهی اختلاف نظرهایی وجود دارد. از این رو بعض بزرگان امامیه نیز در نهادن دو اصل فوق در اصول دین تاکیدی نداشته اند مثلا محقق طوسی بعد از گزارش نظرگاه اشاعره و معتزله بدون اشاره به اصل معاد به ذکر اصول دین می پردازد:
«و الشیعه یقولون الایمان بالله و بتوحیده و عدله و بالنبوه و بالامامه » (۵) .
اما اصل امامت مناقشات جدی و خطرناکی را در بین مسلمانان در پی داشته است (۶) و همانطوری که پیشتر گذشت فرقه ای فرقه دیگر را به خاطر مساله امامت تکفیر نموده و آنان را از نجات و سعادت اخروی به دور می دانند و چه بسا حکم به نجاست نیز بدهند. مثلا ابوالفتح اسروشنی (م ۶۳۲) از متکلمان اهل تسنن معتقد به کفر منکر امامت ابوبکر است (۷) برخی از متکلمان امامیه نیز معتقدند منکران امامت حضرت علی «علیه السلام » کافر حقیقی هستند و اسلام آنان ظاهری است.
از این رو به خاطر اهمیت مضاعف امامت، به بررسی این نکته می پردازیم که آیا امامت جزء اصول دین است یا خیر؟ امامت مساله ای کلامی یا فقهی؟
آیا امامت و انتخاب امام بعد از رحلت پیامبر «صلی الله علیه وآله وسلم » از شئونات الهی است یا از وظایف مردم؟ آیا خداوند متعال رهبر و والی مردم را بعد از پیامبر «صلی الله علیه وآله وسلم » خود مشخص نموده است یا این که آن را عهده خود مردم نهاده است؟ به عبارت دیگر تعیین امام را افعال الهی و یک مساله کلامی است یا از افعال جامعه و متکلفین تا به عنوان فعل مکلف در مسائل فرعی و فقهی مندرج گردد؟ پاسخ به این سؤال متفرع بر کیفیت نگرش و تعریف امامت است. موضع اهل تسنن
اهل تسنن نوعا امامت را از منظر ریاست و نظام دنیوی تعریف و تقسیم نموده و لذا نصب امام و تشکیل حکومت را به عهده مردم و اهل «حل و عقد» نهاده اند و از این رو آن را یک مساله فرعی و فقهی می دانند نه کلامی، به بعضی از آرای اشاعره اشاره می کنیم:
ابو حامد غزالی: «اعلم ان النظر فی الامامه ایضا لیس من المهمات و لیس ایضا من فن المعقولات بل من الفقیهات » (۸) .
سیف الدین آمدی: «و اعلم ان الکلام فی الامامه لیس من اصول الدیانات و لا من الامور اللابدیات بحیث لا یسع المکلف الاعراض عنها و الجهل بها بل لعمری ان المعرض عنها لارجی من الواغل فیها» (۹) .
تفتازانی: «لانزاع فی ان مباحث الامامه بعلم الفروع الیق لرجوعها الی ان القیام باالامامه و نصب الامام الموصوف بالصفات المخصوصه من فروض الکفایات » (۱۰) .
قاضی ایجی: «الامامه عندنا من الفروع و انما ذکرناها فی علم الکلام تاسیا بمن قبلنا» (۱۱) .
محقق جرجانی: «لیست من اصول الدیانات و العقائد خلافا للشیعه بل هی عندنا من الفروع المتعلقه بافعال المکلفین اذ نصب الامام عندنا واجب علی الامه سمعا» (۱۲) .
و همینطور سایر عالمان اشاعره امامت را از فروع فقهی ذکر نمودند که تفصیل آن را باید در جای خود یافت (۱۳) . دیدگاه امامیه
امامیه بر خلاف عامه امام را به عنوان حافظ شریعت و مقوم دین و مکمل نبوت تعریف و تبیین نموده و تعیین امام را که دارای چنین مسؤولیتی مهم و خطیر است از شئونات الهی و منصب نبوت ذکر کرده اند. لذا امامت در مکتب تشیع از مسایل اعتقادی و کلامی اصیل بشمار می رود و عالمان امامیه بر آن اتفاق نظر دارند و بعد از مسلم انگاشتن امامت به عنوان یک مساله کلامی اختلاف نظر در نهادن آن در اصول دین یا مذهب است. اکثراندیشوران و صاحبان رای آن را جزء اصول دین بشمار آوردند و بعضی نیز در مورد آن ادعای اجماع و اتفاق نموده اند که بعدا اشاره خواهد شد.
این رای دو پیامد دارد: الف – منکر امامت از دین خارج و وارد حریم کفر می شود طرفداران این رای از تکفیر واقعی مخالفان امامت ابایی نداشتند و بر این باور بودند که مخالفان در روز رستاخیز از نجات و سعادت محروم خواهند بود. ب – حکم به نجاست و دوری جستن از مخالفان. در اینجا نظر بعضی از فقها را بیان می کنیم:
صاحب حدائق مدعی رای اکثریت قدما بر نجاست مخالفان شده است (۱۴) .
اما بررسی آراء فقها، ادعای مزبور را مخدوش می کند و فقها با استدلالهایی از قبیل: اسلام ظاهری مخالفان، عفو نجاست مخالفان و تقیه و …حکم به طهارت مخالفان دادند ما در اینجا وارد جزئیات این بحث نمی شویم و تنها برخی از آرای کسانی که امامت را جزء اصول دین و مخالفان را کافر می دانند اشاره می کنیم:
شیخ مفید: وی شرط قبولی اعمال را معرفت و ولایت امامان و جهل بدان را موجب استحقاق آتش می داند.
«ان بمعرفتهم و ولایتهم تقبل الاعمال و بعداوتهم و الجهل بهم یستحق النار» (۱۵) .
و در جای دیگر: «واتفقت الامامیه علی ان من انکر امامه احد الائمه و جحد ما اوجبه الله تعالی من فرض الطاعه فهو کافر ضال مستحق للخلود» (۱۶) .
شیخ صدوق:
«یجب ان یعتقد ان المنکر للامام کالمنکر للنبوه و المنکر للنبوه کالمنکر للتوحید» (۱۷) .
سید شریف رضی: «النبوه و الامامه هی واجبه عندنا و من کبار الاصول » (۱۸) .
ابن نوبخت: «دافعوا النص کفره عند جمهور اصحابنا» (۱۹) .
علامه حلی: «فقد ذهب اکثر اصحابنا الی تکفیرهم لان النص معلوم بالتواتر من دین محمد«صلی الله علیه وآله وسلم » فیکون ضروریا ای معلوما من دینه ضروره فجاحده یکون کمن یجحد وجوب الصلوه » (۲۰) .
شیخ طوسی: «ان المخالف لاهل الحق کافر فیجب ان یکون حکمه حکم الکفار» (۲۱) .
و در جای دیگر: «دفع الامامه کفر کما ان دفع النبوه کفر لان الجهل بهما علی حد واحد» (۲۲) .
ابن ادریس: «و المخالف لاهل الحق کافر بلاخلاف بیننا» (۲۳) .
صاحب جواهر: «الاقوی طهارتهم فی مثل هذه الاعصار و ان کان عند ظهور صاحب الامر (عج) – بابی و امی – یعاملهم معامله الکفار کما ان الله تعالی شانه یعاملهم کذلک بعد مفارقه ارواحهم ابدانهم » (۲۴) .
علامه مجلسی: «لاریب فی ان الولایه و الاعتقاد بامامه الائمه و الاذعان بها من جمله اصول الدین » (۲۵) .
از متاخران سید نورالله تستری (۲۶) ،محقق لاهیجی (۲۷) ملا صالح مازندرانی (۲۸) شیخ انصاری (۲۹) ،صاحب حدائق (۳۰) آقا رضا همدانی (۳۱) ،حاجی سبزواری (۳۲) و غیره قایل به کفر حقیقی مخالفان شده اند.
بعضی از معاصران نیز مطابق مبنای قدما عمل کرده، هر چند بعضی اسلام ظاهری مخالفان را پذیرفته و لکن به خاطر انکار اصل امامت حکم به کفر واقعی آنان داده اند.از این قبیل می توان از خویی (۳۳) ،محمد حسن (۳۴) و محمد رضا مظفری (۳۵) ،هاشم حسینی طهرانی (۳۶) ،باقری نجفی (۳۷) و مرعشی نجفی (۳۸) نام برد. ادله جزء اصول دین انگاشتن امامت
عمده و مهمترین ادله قایلان به نظریه فوق روایات نبوی و ولوی و ادعای ضرورت و اجماع است که به تحلیل و ارزیابی آنها می پردازیم: ۱ – روایتها
کفر مخالفان: در روایات مختلف وارد شده است که هر کس منکر و مخالف یکی از ائمه اطهار«علیهم السلام » و یا جاهل بدان گردد، کافر است.
الف) از پیامبر اسلام «صلی الله علیه وآله وسلم » روایت شده است:
«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه » (۳۹) .
ب) امام باقر «علیه السلام »:
«انما یعرف الله عزوجل و یعبده من عرف امامه منا اهل البیت و من لا یعرف الله عزوجل و لا یعرف منا اهل البیت فانما یعرف و یعبد غیر الله هکذا و الله ضلالا» (۴۰) .
ج) امام صادق «علیه السلام » در پاسخ ذریح از اسامی ائمه اطهار بعد از ذکر اسامی فرمود:
«من انکر ذلک کان کمن انکر معرفه الله تبارک و تعالی و معرفه رسوله «صلی الله علیه وآله وسلم »» (۴۱) .
د) امام باقر «علیه السلام »:
«من اصبح من هذه الامه لا امام له من الله عزوجل ظاهر عادل اصبح ضالا تائها و ان مات علی هذه الحاله مات میته کفر و نفاق » (۴۲) .
ه): باز امام باقر «علیه السلام » فرمود:
«ان علیا «علیه السلام » باب فتحه الله فمن دخله کان مؤمنا و من خرج منه کان کافرا» (۴۳) . امامت پایه دین
در بعض روایات ولایت و امامت ائمه اطهار «علیهم السلام » به عنوان یکی از پایه های دین اسلام معرفی شده است.
امام رضا «علیه السلام » در این باره می فرماید:
«ان الامامه اس الاسلام النامی و فرعه السامی » (۴۴) .
امام باقر «علیه السلام » فرمود:
«بنی الاسلام علی خمس: علی الصلوه و الزکاه و الصوم و الحج و الولایه و لم یناد بشی ء کما نودی بالولایه ».
در روایت دیگر از امام صادق «علیه السلام » حدیث فوق عینا نقل شده و امام در پاسخ زراره از تعیین مهمترین آن پنج رکن فرمود:
«الولایه افضل لانها مفتاحهن و الوالی هو الدلیل علیهن » (۴۵) .
از معاصران آیه الله خویی بر این روایات استدلال نموده است.
«الاسلام بنی علی الولایه و قد ورود فی جمله من الاخبار ان الاسلام بنی علی خمس و عد منها الولایه فبا نتفاء الولایه ینتفی الاسلام واقعا» (۴۶) . ارتداد مخالفان
در روایاتی وارد شده است که بعد از رحلت پیامبر اسلام «صلی الله علیه وآله وسلم »، مردم صدر اسلام به خاطر نپذیرفتن امامت حضرت علی «علیه السلام » از دین الهی خارج و مرتد گشتند و این ارتداد صریح در اخذ امامت و ماهیت اسلام است که منکران امامت هر چند به توحید و نبوت اذعان داشته باشند، کافر و مرتدند.
از امام باقر «علیه السلام » در این باره روایت شده است که فرمود: «ارتد الناس الا ثلاثه نفرات سلمان و ابوذر و المقداد» پس حضرت اسامی ابوساسان انصاری، ابو عمره و شتیره را اضافه نمود (۴۷) .
در روایات دیگر امام باقر «علیه السلام » صحابه را مخاطب آیه شریفه «من یرتد منکم عن دینه » مائده/ ۵۴. ذکر می کند که منصب امامت را غصب نمودند (۴۸) [در این زمینه روایات مشابه ای وجود دارد که ما به همین مقدار بسنده می کنیم] از معاصران محمد حسن مظفر (۴۹) سید هاشم حسینی طهرانی (۵۰) و آیه الله مرعشی (۵۱) به این روایات استناد کرده اند. ۲ – امامت ضروری دین
دومین دلیل مدعیان کفر مخالفان علاوه بر روایات، ادعای ضروری انگاشتن اصل امامت از ضروریات اسلام است و انکار آن چون موجب انکار دین می شود موجب کفر است.
امامیه بر این باورند که پیامبر اسلام «صلی الله علیه وآله وسلم » با امر الهی و در مناسبتهای گوناگون از جمله در جریان غدیر خم امامت بلا فصل حضرت علی «علیه السلام » را اعلام نموده است و امامت آن حضرت به عنوان متمم و مکمل دین الهی محسوب می شود. اعلام این مساله مهم توسط پیامبر «صلی الله علیه وآله وسلم » به صور مختلف آنرا به حد ضرورت رسانده است و منکر آن در حقیقت منکر یک اصل ضروری دین اسلام است که کفر را به دنبال خود خواهد داشت. علامه حلی با این استدلال به کفر مخالفان احتجاج کرده است که عبارتش پیشتر گذشت (۵۲) ،دیگران نیز مانند صاحب حدائق، مظفر و سید هاشم طهرانی به این دلیل استناد نمودند که گزارش آن در این مقال نمی گنجد (۵۳) . ۳ – اجماع
ادعای اجماع یکی دیگر از ادله کسانی است که امامت را از اصول دین می دانند. شیخ مفید (۵۴) و سید مرتضی (۵۵) و شیخ طوسی (۵۶) اجماع و انفاق امامیه مبنی بر کفر مخالفان را مطرح نموده اند. نقد و نظر
تا اینجا به تحلیل و تبیین ادله ای پرداختیم که امامت را از اصول دین می پنداشت و مخالفان را کافر و اینک به ارزیابی و بررسی آنها می پردازیم: تحلیل روایات کفر مخالفان ۱ – امامت از اصول مذهب:
پیشتر گفتیم که بعضی از اندیشوران امامیه با قرار گرفتن امامت از اصول دین مخالف اند بلکه آن را از اصول مذهب می دانند. صاحبان این اندیشه برای اثبات مدعای خود به تفسیر معنای کفر و اسلام تمسک می جویند و قایل به وجود مراتب مختلف برای اسلام و کفراند، چرا که ماهیت اسلام که شرط فلاح و رستگاری است فقط شهادت به مقام ربوبی و تصدیق پیامبر اسلام «صلی الله علیه وآله وسلم » است و برای هرکس این گوهر حاصل شود یعنی از روی حقیقت نه نفاق به خداوند و پیامبر اسلام «صلی الله علیه وآله وسلم » معتقد گردد، مسلمان حقیقی خواهد بود. مستند این قول اطلاق آیات قرآن کریم و همچنین بعضی روایاتی است که فلاح و اسلام حقیقی را تصدیق خدا و رسول وی و باور به معاد ذکر می کند که اینجا ما به دو روایت بسنده می کنیم. پیامبر اسلام «صلی الله علیه وآله وسلم » اصل و فرع دین را چنین تبیین می کند: «ان لکل دین اصلا و دعامه و فرعا و بنیانا و ان اصل الدین او دعامته قول لااله الاالله و ان فرعه و بنیانه محبتکم و موالا تکم فیها (۵۷) ».امام علی «علیهما السلام » نیز در ترسیم اسلام واقعی می فرماید: «فاما من تمسک بالتوحید و الاقرار بمحمد و الاسلام ولم یخرج من المله ولم یظاهر علینا الظلمه ولم ینصب لنا العداوه و شک فی اغلافه ولم یعرف اهلها و ولاتها ولم یعرف لنا ولایه ولم ینصب لنا عداوه کانه مسلم مستضعف یرجی له رحمه الله و یتخوف علیه ذنوبه (۵۸) ».این روایت شریف پاسخ و مفسر روایت دال بر مردن اهل جاهلیت شخیص جاهل به امام عصر خود است، چرا که حضرت علی «علیهما السلام » حکم به اسلام شخص شاک یا جاهل به مقام امامت می کند. اما اعتقاد به امامت که محور مناقشات ست خارج از ماهیت و اصول دین است و عدم اعتقاد و جهل بدان خدشه ای به اسلام چنین شخصی وارد نمی کند. به بیان دیگر، اصل امامت نه از اصول دین بلکه از اصول مذهب تشیع است و اعتقاد بدان موجب کمال اسلام و ایمان می گردد. از اینجا فرق بین اسلام و ایمان روشن می شود که ایمان علاوه بر اعتقاد به توحید و نبوت به امور و شرایط دیگری نیز نیازمند است که دارا بودن به آن موجب برتری و تقرب بیشتر به مقام قدسی می گردد که اینجا به بعض از آنها اشاره می شود.
کاشف الغطاء:
«الاسلام و الایمان مترادفان و یطلقان علی معنی اعم یعتمد علی ثلاثه ارکان التوحید و النبوه و المعاد …ولکن الشیعه الامامیه زادوا الاعتقاد بالامامه فمن اعتقد بالامامه بالمعنی الذی ذکرناه فهو عندهم مؤمن بالمعنی ااخص لا انه بعدم الاعتقاد بالامامه یخرج عن کونه مسلما معاذ الله (۵۹) ».
مرحوم حکیم:
«و اما النصوص فالذی یظهر منها انها فی مقام اثبات الکفرللمخالفین بالمعنی المقابل للایمان کما یظهر من المقابله فیها بین الکافر و المؤمن (۶۰) ».
امام خمینی: ایشان در این مقوله در کتاب الطهاره خود بحث مبسوط و مستدلی نموده است و ماهیت اسلام را فقط اصل توحید و نبوت ذکر می کند.
«ماهیه الاسلام لیس الا الشهاده بالوحدانیه و الرساله و الاعتقاد بالمعاد و لا یعتبر فیها سوی ذلک، سواء فیه الاعتقاد بالولایه و غیرها فالامامه من اصول المذهب لا الدین و اما الاعتقاد بالولایه فلا شبهه فی عدم اعتباره و ینبغی ان یعد ذلک من الواضحات لدی کافه الطائفه الحقه (۶۱) ».
شهید مطهری ایشان نیز معتقد به اسلام حقیقی مخالفان است که عبارتش پیشترگذشت. ۲ – فرق بین کفر مقابل اسلام و ایمان
می توان در پاسخ روایات دال بر کفر مخالفان گفت که مراد از این قسم کفر کفر مقابل ایمان است یعنی آنان فاقد ایمان که یک مرتبه بالاتر از اسلام است، هستند نه اینکه مسلمانان نیز نیستند و شاهد این مدعا این نکته است که در روایات بر عارف مقام امامت لفظ مسلم اطلاق نشده بلکه بیشتر واژه مؤمن به کار رفته است.
آیه الله حکیم در این باره می گوید:
«و اما النصوص فالذی یظهر منها انها فی مقام اثبات الکفر للمخالفین بالمعنی المقابل للایمان کما یظهر من المقابله بین الکافر و المؤمن (۶۲) ».
حضرت امام خمینی قدس سره با تذکار نکته فوق می نویسد:
«و اما الاخبار المتقدمه و نظائرها محموله علی بعض مراتب الکفر فان الاسلام و الایمان و الشرک اطلق فی الکتاب و السنه بمعان مختلفه و لها مراتب متفاوته و مدارج متکثره ».
وی در پاسخ صاحب حدائق که در اثبات مدعای خود به روایات استناد نموده بود، می فرماید:
«فهلا تنبه بان الروایات التی تشبث بها لم یرد فی واحده منها ان من عرف علیا«علیه السلام » فهو مسلم و من جهله فهو کافر، بل قابل فی جمیعها بین المؤمن و الکافر، والکافر المقابل للمسلم غیر المقابل للمؤمن. و الانصاف ان سنخ هذه الروایات الوارده فی المعارف غیر سنخ ما وردت فی الفقه والخلط بین المقامین اوقعه فیما اوقعه (۶۳) ».
بعضی فقهای نامور نیز مانند صاحب جواهر چنین پاسخی از روایات داده اند:
«فلعل ما ورد فی الاخبار الکثیره من تکفیر منکر علی «علیه السلام » محمول علی اراده الکافر فی مقابل الایمان (۶۴) ». ۳ – روایات معارض
بر فرض که دلالت روایات را بر کفر حقیفی مخالفان بپذیریم باز دلالت آن بر مدعا مخدوش است چرا که روایات معارضی وجود دارد که دلالت بر اسلام حقیقی مخالفان می کند که می تواند حاکم و مفسر روایات پیشین تلقی گردد که بعدا به این روایات اشاره خواهد شد. حضرت امام قدس سره نیز به این روایات معارض اشاره نموده است. ۴ – رجوع به عمومات اسلام
در صورت عدم ترجیح روایات: دال بر اسلام مخالفان، این قسم از روایات با روایات دال بر کفر مخالفان تعارض پیدا می کند و بعد از تساقط هر دو قسم، مرجع عمومات آیات قرآن مجید می شود که دال بر کفایت توحید و نبوت می کند که بعدا اشاره خواهد شد. ۵ – عدم کفر جاهلان
نکته آخر این که از سویی معنای کفر در لغت و همچنین اصطلاح روایات نه مطلق جهل و عدم ایمان به اسلام و یا امامت است بلکه آنچه ملاک کفر حقیقی و عذاب اخروی است انکار و تکذیب مقام رسالت و یا امامت است و این فرع بر شناخت و باور به امامت حضرت علی «علیه السلام » است و باصرف جهل و عدم شناخت آن کفر تحقق نمی سابد. از این رو در روایات متعدد کفر مخالفان منوط به انکار شده است.
از سوی دیگر اگر زمان صدر اسلام را استثناء کنیم مخالفان امامت از عوام تا خواص نه تنها به امامت بلا فصل حضرت علی «علیه السلام » یقین نداشتند بلکه چه بسا دیدگاه خاص خود را مطابق واقع می پنداشتند و برای اثبات ان به قرآن مجید و روایات نبوی استشهاد می کردند، لذا مخالفت آنها با مدعای امامیه نه از روی عناد و شناخت بلکه از روی صرف جهل و نادانی است که آن نیز موجب تحقق کفر نمی گردد.
بعضی از عالمان امامیه از جمله مرحوم حضرت امام این نکته را تذکر دادند (۶۵) . بررسی روایات پایه دین بودن امامت
از مطالب گذشته پاسخ روایاتی که بر رکن دانستن ولایت و امامت برای اسلام دلالت می کرد روشن می شود چرا که مقصود از اسلام نه ماهیت آن بلکه معنای ایمان و اسلام کامل و جامع است، یا این که مراد از رکن و پایه دین بودن امامت نه رکن اساسی است به گونه ای که در صورت عدم آن اصل و اساس دین نیز معدوم گردد. بلکه مراد از رکن بودن آن اهمیت و اهتمام خاص شارع بدان است. شاهد بر این مدعا، در روایتها احکام فرعی از قبیل نماز و روزه در ردیف امامت به عنوان رکن و پایه اسلام است ذکر شده است. این در حالی است که کسی در رکن نبودن آنها برای دین شک و تردیدی نمی کند. به دیگر بیان اگر قرار است امامت به خاطر همین روایات رکن دین و جزء اصول دین تلقی گردد می بایست احکام فرعی دیگر که در همین روایات ذکر شده و از آنها به عنوان پایه و رکن دین تعبیر شده است نیز به عنوان اصول دین یاد شود. صرف سفارش بیشتر شارع به مساله امامت موجب اصل بودن آن نمی شود بلکه فقط اه

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.