اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اعتبار مآخذ فقهی و نقد نظریه انسداد
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 74
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل اعتبار مآخذ فقهی و نقد نظریه انسداد – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل اعتبار مآخذ فقهی و نقد نظریه انسداد شامل 120 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل اعتبار مآخذ فقهی و نقد نظریه انسداد گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اعتبار مآخذ فقهی و نقد نظریه انسداد با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اعتبار مآخذ فقهی و نقد نظریه انسداد از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اعتبار مآخذ فقهی و نقد نظریه انسداد با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اعتبار مآخذ فقهی و نقد نظریه انسداد را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اعتبار مآخذ فقهی و نقد نظریه انسداد :
نوشته حاضر نقدی است بر مقاله کاربرد مآخذ فقهی، نوشته آقای دکتر علیرضا فیض، که در شماره پیشین مجله نقد و نظر به چاپ رسیده بود. در آن مقاله آقای فیض نظریه انسداد را تقویت کرده بودند.
این مقاله که با نگرش نظریه انفتاح به نگارش درآمده است، نظریه انسداد را بررسی قرار کرده است. نویسنده بر این باور است که دست ناپاک جعالان حدیث از نفوذ در احادیث معتبری که فقها در فقه بدان تمسک می جویند، به دور بوده است و انسدادی نمی تواند با چنگ زدن به مطالب ظنی و وهمی، مدعای خود را به کرسی نشاند; بنابراین ظواهر قرآن و خبر واحد، حجتند و باب علمی همچنان بر فقها گشوده است.
از دیرزمان این بحث در میان اصولیان مطمح نظر بود که آیا در عصر غیبت که طریق به دست آوردن علم به احکام بر ما یقینا منسد و ناگشوده است مطلق ظن حجت است و یا اینکه تنها ظنون خاصی، چون اخبار آحاد و ظواهر کتاب، قابل اعتماد است؟ اغلب اصولیان بر این باورند و جمعی از آنان به حجیت مطلق ظن اعتقاد دارند که یکی از دلایل آن، دلیلی است معروف به دلیل انسداد.
از آن رو که عمده ترین مقدمات دلیل انسداد را انسداد باب علم و علمی تشکیل می دهد، این نظریه به مسلک انسدادی شهرت یافته و در مقابل ،نظریه مشهور اصولیان به مسلک انفتاحی معروف شده است.
بحث و گفتگو بین انسدادیان و انفتاحیان از دیرزمان کم و بیش مطرح بود تا آنکه رشته بحث و سخن به دست میرزای قمی می رسد. او بیشتر از همه در باب انسداد غور کرده و بر حقانیت نظریه انسداد اصرار فراوان ورزیده است.
همه اصولیان متاخر از او، چون شیخ اعظم انصاری، محقق خراسانی، میرزای نائینی، محقق اصفهانی، آقاضیاء، شیخ عبدالکریم حائری، امام راحل، محقق خوئی قدس الله اسرارهم و دیگر اعاظم اصولی به اتفاق نظریه انسدادی را مفصلا نقد کرده و مفری برای آن باقی نگذارده اند.
مقاله کاربرد مآخذ فقهی، اثر جناب آقای دکتر فیض، یک مورد از آن همه مباحث عمیق و دقیق میرزای قمی را که انسداد باب علم و علمی است گرفته و با زرق و برق بسیار و با ادعاهای بی اساس، همان مسلک انسداد را دنبال کرده است. دورنمایی از دلیل انسداد
نظم منطقی بحث ایجاب می کند در آغاز با دورنمایی از نظریه انسداد آشنا شویم و سپس به نقد این مقاله بپردازیم.
دلیل انسداد بر چهار مقدمه استوار است:
۱. باب علم و یقین به احکام و نیز طریق علمی (طریق ظنی که حجیت و اعتبار آن برگرفته از دلیلی است قطعی) بر ما بسته است.
۲. مهمل گزاردن احکام معلوم بالاجمال از نظر امتثال جایز نیست.
۳. امتثال احکام به طریق احتیاط از آن رو که مستلزم عسر و حرج است واجب نیست; چنانکه مراجعه به اصول عملیه و نیز تقلید از عالم انفتاحی جایز نیست.
۴. از آنجا که ترجیح مرجوح بر راجح عقلا قبیح است و از طرفی امتثال احکام مشکوک و موهوم، مرجوح است و امتثال مظنونات راجح، قهرا واجب است به احکام مظنون عمل شود. و این درست همان هدفی می باشد که در دلیل انسداد به عنوان حجیت مطلق الظن مطرح می گردد. (۱)
ضمنا برخی، چون محقق خراسانی، گرچه خود انفتاحی است، ولی در ترسیم دلیل انسداد مقدمه دیگری (علم اجمالی داریم که تکالیف فعلی بسیاری در شریعت ثابت است) افزوده است که بسیاری از محققین لزوم افزودن این مقدمه را منکر شده اند. هریک از مقدمات یادشده بحثها و اشکالات و نقض و ابراماتی دارد که در کتب اصولی مطرح است و از حوصله و هدف اصلی این مقال به دور است.
چنانکه اشارت رفت، عمده ترین مقدمه دلیل انسداد اثبات ناگشوده بودن باب علم و علمی است. آقای فیض در مقاله خود عهده دار اثبات این مهم است. محور گفتار او رد حجیت خبر واحد و ظواهر کتاب شریف است و هدف به کرسی نشاندن حجیت مطلق ظن. ایشان این بحث را خدمت بزرگی به عالم فقه و حلال بسیاری از مشکلات اقتصادی و سیاسی دانسته است.
دور از هرگونه مبالغه گویی، نقاط خدشه پذیر و قابل نقد مقاله فاضل ارجمند آقای دکتر فیض بسیار است، ولی هدف نگارنده بررسی و نقد نقاط اساسی و اصولی است که حجیت مطلق ظن را بر آن استوار ساخته، می باشد.
۱. آقای فیض در بخش آغازین سخن خود به سراغ اثبات یکی از مهمترین مقدمات دلیل انسداد که همان انسداد باب علم و علمی است می روند وبه منظور تثبیت آن می گوید: «سنت یکی از مآخذ فقه و پس از کتاب از مهمترین مآخذ فقه به شمار می رود، ولی متاسفانه در دست ما نیست و ما در واقع در اکثر قریب به کل مباحث فقهی، راه علم و علمی به سنت نداریم ». در ادامه پا فراتر می نهد و اصل ظنی بودن مفاد اخبار را زیر سؤال برده و بر این مدعا چنین استدلال می کند: «دستهای خیانتکاری که در اخبار رفته و دسیسه های ناروایی که در اخبار شده و جعل و وضع و خلق و اختلاق و دروغ پردازیها و دروغکاریها که به وسیله دشمنان در این اخبار به عمل آمده، چنان ضعف و سستی در آنها و شک و تردید در ما به وجود آورده که راه ظن را هم بروی ما بسته است.
بدون شک هرکس کتابهایی را که در زمینه دروغ سازی دشمنان نوشته شده اند مطالعه کند درمی یابد که اخبار ساختگی چندین برابر اخباری است که از معصومین علیهم السلام به ما رسیده اند و مع الاسف همه با هم در هم آمیخته اند; قطع نظر از جعلیات در اخبار، رواتی که احادیث را به ما رسانده اند، خیلیهاشان در مذهب نبوده اند و بسیاری از آنان مجهول الهویه هستند. جمع کثیری از آنان فاسق بوده و به هر حال احراز عدالت در مورد هیچ یک از آنان برای ما امکان پذیر نیست ».
ایشان در بخش دیگر از مقاله خود، اکثر روایات کافی کلینی را مرسل معرفی می کنند و می گویند «سلسله سندها را ولو از زمان کلینی تا زمان امام علیه السلام در نظر بگیریم سلسله هایی کامل و پیوسته به امام بسیار کم هستند و اغلب در میانه ها راوی یا راویانی از قلم افتاده اند و حدیث به ارسال و رفع تنزل کرده است. برای ما مشخص نیست که این همه افرادمذاهب دیگر غیر امامیه که دوروبر امامان ما را گرفته و نزد آنان رفت و آمد داشته و درس حدیث می خوانده اند، از فطحیان، طاطریان، ناووسیان، کیسانیان، سنیان و غیره که احادیث بسیاری از قول امامان ما نقل کرده اند، چه هدفی داشته اند؟ آیا این وسیله ای نبوده برای اینکه احادیث دیگری به آنچه از امام شنیده اند بیفزایند و به خورد شیعیان امامان بدهند و درکتب حدیثی ما وارد کنند؟… شیخ انصاری دررسائل نام بعضی از این خبرسازان از خدا بی خبر و زندیق را ذکر می کند که اخبار بسیاری در کتب احادیث ما وارد کرده اند; از جمله ابن ابی العوجاء که در پای میز محاکمه اعتراف کرد که من چهارهزار حدیث در کتابهای حدیثی شما واردکرده ام ».
آقای فیض، چنانکه قبلا اشارت رفت، در این فراز درصدد اثبات عمده ترین مقدمات دلیل انسداد، که همان انسداد باب علم و علمی است، می باشد. سابقه حدیثنگاری و نقل وضبطحدیث را از روزگار معصومین تا عصر قدما، چون کلینی و از آن زمان به بعد را به گونه ای برای مخاطبین خود ترسیم کردند که تو گویی حدیث هیچ حافظ و نگاهدار و امینی ازمیان اصحاب الحدیث و فقهای عظام در هیچ دوره ای نداشته است و هیچ گونه انگیزه ای مبنی برنقل حدیث و حفظ اخبار از دسیسه های شیطانی جعالان و دروغ گوییها در میان اصحاب معصومان و دردمندان دین نبوده است و پیوسته حدیث دستخوش تحریف بوده است.واگر هم افرادی موثق و راستگو در میدان حدیثنگاری و نقل اخبار بودند،ای بساگول دسیسه گران جعال را خورده و بدون فحص و جستجو از وضعیت راوی و مروی عنه،متن روایت و کتابی را که از آن روایت برگرفتند، از هرکس و از کاغذ پاره ای نقل می کردندوغالباهم رجال سلسله سندها را حذف نموده و درست مانند نقالان قصه ها و افسانه هامشی داشتند تا آنجا که چنانکه تصریح نمودند اکثر احادیث نزدیک به کل نه تنها مفیدعلم نیست، بلکه ظن آور نیز نمی باشد و ارمغانی بجز شک و احتمال به همراه نخواهدداشت.
براستی این سخنان از فاضلی چون ایشان، بخصوص که سالیانی را در حوزه تلمذ کرده اند، خیلی عجیب و غریب می نماید. ویژگیهای حدیث و حدیث نگاران
قبل از هرچیز به نظر می رسد برای نقد ادعاهای یادشده تحقیقی داشته باشیم درباره خصوصیات محدثین امامی و حدیثنگاران و جمع آورندگان اخبار معصومین و جایگاه حدیث در دید آنان و بالاخره وضعیت اخبار از نظر مسند و مرسل بودن. این مسائل را در ضمن چند محور پی می گیریم:
۱. گرچه افراد جعال و خلاقان حدیث در عصر معصومان وجود داشتند و اصل این واقعیت تلخ و دردآور را هرگز نمی توان انکار کرد، ولی وجود آنان مساوی با نفوذشان در همه شاگردان ائمه و اصحاب حدیث و دست بردن در اخبار ثقات، نیست. زیرا یقینا امامان معصوم لااقل برحسب جریان عادی امور، از آن رو که آثارشوم بدعتها و اخبار دروغین ساخته اندیشه ناپاک جعالان را مشاهده می کردند و با افکار مختلف مذهبی تماس داشتند، بی شک ازوجود چنین جریانی باخبر بودند و قهرا شاگردان و دریافت کنندگان احادیث را از این توطئه مطلع می ساختند و اجتناب از آنان و نیز مواظبت شدید بر احراز وثاقت و اطمینان به ناقلان اخبار رابشدت تاکید می نمودند. معقول به نظر نمی رسد که ما پس از هزار و چند سال ازوجود جاعلان حدیث باخبر باشیم و اظهار تاسف کنیم، ولی امامان معصوم و پرورش یافتگان آنان وبالاخره دین شناسان دیندار، که مقارن با آن روزگار بودند، بی اطلاع باشندوچاره ای نیندیشند. شاهد این مدعا اخبار متواتری است (۲) که بیانگر این حقیقت است که امامان معصوم، مسلمین را از دریافت احکام از اهل بدعت و قیاس و جعالان حدیث، بلکه از معاشرت و همزیستی با آنان برحذر می داشتند و حتی خود برخی از جعالان را با نام معرفی می نمودند.چنانکه امام صادق(ع) برحسب روایات مستفیضی مغیره بن سعید را به عنوان کذاب و کسی که احادیث غلوآمیزی در ضمن اخبار امام باقر(ع) وارد ساخته معرفی می کند. هشام بن حکم می گوید: انه سمع اباعبدالله (ع) یقول کان المغیره بن سعید یتعمد الکذب علی ابی … فکل ماکان فی کتب اصحاب ابی من الغلو فذاک مما دسه المغیره بن سعید فی کتبهم.» (۳)
و باز زراره روایت می کند قال یعنی اباعبدالله(ع) ان اهل الکوفه قدنزل فیهم کذاب المغیره فانه یکذب علی ابی یعنی اباجعفر…» (۴)
در روایت دیگر امام صادق(ع) پرده از چهره ننگین و جعال ابوالخطاب (محمد ابن زینب) برداشته و با ذکر مورد جعل و دروغسازی او به اصحاب خود، او را چنین معرفی می کند: «واما ابوالخطاب فکذب علی وقال انی امرته ان لایصلی هو واصحاب المغرب حتی یروا کواکب کذا…» (۵)
البته اثبات این مدعا نیازی به چنگ زدن به روایات نخواهد داشت. چه اینکه خیلی طبیعی می نماید رهبران معصوم که از رسالتهای آنان انقلاب فرهنگی و گسترش احکام الهی است، خطرجعالان حدیث را گوشزد کرد. و ابزار صحیح و مطمئن فراگیری دین را معرفی می نمایند وآنان را از نفوذ جعالان و دروغگویان برحذر دارند. اصحاب حدیث نیز از معرفی وضاعان حدیث کوتاهی نمی کردند; تا آنجا که در کتب رجالی نجاشی، کشی و شیخ طوسی افرادی را می بینیم که ضعیف معرفی شده اند. مثلا: سلمه بن الخطاب البراوستانی… کان ضعیفا فی حدیثه (۶) . علی بن عبدالله عمران القرشی کان غالیا ضعیفا فاسد المذهب والروایه (۷) . عبدالله بن قاسم الحضرمی واقفی یعرف بالبطل کذاب غال یروی عن الغلاه لاخیر فیه ولایتعمد بروایته (۸) . وهب بن وهب ابوالبختری القرشی المدنی… کان کذابا وله احادیث مع الرشید فی الکذب (۹) . محمد بو فرات بن احنف… ضعیف ابن ضعیف لایکتب حدیثه… اورد الکشی اخبارا متعدده فی زمه (۱۰) .
۲. بنای عملی اصحاب حدیث هرگز بر این نبود که از هر کس در کوچه و بازار دیث بشنوندو بدون اطمینان به صدور آن از معصوم برای دیگران نقل کنند، بلکه بسیار در استماع و نقل و کتابت حدیث دقت می ورزیدند و مقید بودند از کسانی که مورد اطمینان و وثوقند یا خبرآنان برحسب شواهد و قرائن موثوق الصدور است، احادیث را فراگیرند. حتی گاه احتیاطمی کردند و از خود امام معصوم می خواستند فقیه و محدثی کاملا امین به آنها معرفی کند تااحکام و وظایف دینی خویش را از او اخذ کنند. روایات حکایتگر این معنا فراوان است. (۱۱)
الف. عبدالله بن ابی یعفور قال قلت لابی عبدالله(ع) انه لیس کل ساعه القاک ولایمکن القدوم ویجیئ الرجل من اصحابنا فیسالنی ولیس عندی کل مایسالنی عنه فقال مایمنعک من محمد بن مسلم الثقفی فانه سمع من ابی وکان عنده وجیها (۱۲) .
ب. عن علی بن المسیب الهمدانی قال قلت للرضا(ع) شقتی بعیده ولست اصل الیک فی کل وقت فممن اخذ معالم دینی؟ قال من زکریا بن آدم القمی المامون علی الدین والدنیا قال علی بن المسیب فلما انصرفت قدمنا علی زکریا بن آدم فسالته عما احتجب الله (۱۳) .
ج. عبدالعزیز المهتدی والحسن علی بن یقطین جمیعا عن الرضا(ع) قال قلت لااکاد اصل الیک اسالک عن کل مااحتاج الیه من معالم دینی افیونس بن عبدالرحمن ثقه اخذ عنه مااحتاج الیه من معالم دینی فقال نعم (۱۴) .
نگارنده هرگز در پی اثبات صحت و صدق همه اخبار نیست، بلکه غرض نقض و نقد ادعای شتاب آمیز و دور از تحقیق آقای دکتر فیض است که با استناد به وجود جاعلان حدیث و خلاقان دروغپرداز، روایات موجود در منابع روایی، حتی صحیح السند آنها را، نه تنها از مرحله علم و علمی بودن دور می داند، بلکه مفید ظن و گمان نیز ندانسته و تا سرحد شک و احتمال تنزل داده است. راستی نویسنده از کجا این مطلب را احراز کرده که دست خیانتکاران جعالان و خلاقان حدیث (با آن همه احتیاط و دقت محدثین) حتی در اخبار ثقات و روایات معتبرالسند نیز به طور گسترده نفوذ کرده است; تا آنجا که فقیه نمی تواند ظن به صدق آنها بیابد و بر بوته احتمال همچنان باقی است.
متتبع پژوهشگر با مطالعه تاریخ حدیث همین قدر می تواند ادعا کند که در روزگار معصومان، جعل و وضع حدیث بوده است، اما اینکه در میان اخبار معتبری که سلسله رجال سندش را افراد موثق تشکیل می دهد و فقها در مقام استنباط احکام الهی بدان روی می آورند، اخبار مجعول وجود دارد، هرگز راهی برای اثبات آن نیست، بلکه شواهد و قرائنی که اینک مورد بررسی ما است; برخلاف آن گواهی می دهد.
۳. یکی دیگر از ویژگیهای ارباب حدیث، که تاثیر عمده ای در سالم نگاهداشتن احادیث از خطاها و دخالت دستهای ناپاک جعالان داشته است، مساله کتابت و تدوین آنهاست. این خصیصه مختص حدیثنگاران عصر غیبت امام زمان، چون کلینی و صدوقین، نبوده است، بلکه پیش از آن، تا روزگار معصومان(ع) استمرار داشته است. اصحاب و شاگردان ائمه هرگزبه ذهن و حافظه خود اعتماد نمی کردند، بلکه به کتابت و تدوین دریافت های روائی خویش همت فراوان می ورزیدند. روایات بسیاری از این حقیقت حکایت می کند که ائمه(ع) نیزآنها را به این مهم دستور می دادند از امام صادق(ع) روایت شده است: اکتبوا فانکم لاتحفظون حتی تکتبوا (۱۵) . یعنی بنویسید، چه اینکه احادیث را جز با نوشتن نمی توانید حفظ کنید.همچنین روایت شده است: احتفظوا بکتبکم فانکم سوف تحتاجون الیها. (۱۶) یعنی کتابهای روائی خود را حفظ کنید که بزودی بدانها نیازمند خواهید شد. و نیز از آن حضرت روایت شده است: اکتب و بث علمک فی اخوانک. (۱۷) یعنی احادیث را بنویس و در میان برادران خود بگستران.
نگارش حدیث و اکتفا نکردن به حفظ ذهنی در میان محدثان و راویان آنقدر رایج بوده که در کتب رجالی کشی، نجاشی و شیخ طوسی درباره اکثر راویان این تعبیر که «له کتاب فی…» به چشم می خورد و در موارد متعددی برای یک راوی دهها کتاب در ابواب مختلف فقه نام می برند. شیخ طوسی کتابی را به نام الفهرست به این جهت اختصاص داده است. از مقدمه این کتاب به دست می آید که پیش از خود شیخ گروهی از مشایخ امامیه اقدام به ثبت و ضبط اسامی کتب روائی کرده اند; آنجا که می نویسد: «فانی لما رایت جماعه من شیوخ طائفتنا من اصحاب الحدیث عملوا فهرست کتب اصحابنا وماصنفوه من التصانیف ورووه من الاصول ولم اجد احدا استوفی ذلک ولاذکر اکثره بل کل منهم کان غرضه ان یذکر مااختص بروایته واحاطت به خزانته من الکتب….» (۱۸)
نکته جالب اینکه اصحاب حدیث، از جمله راویان عصر ائمه معصومین(ع)، از هر نوشته و کتابی استنساخ نمی کردند، بلکه با کیفیت خاص و خیلی بااحتیاط از نوشته های یکدیگر استفاده می کردند. به این صورت که یا صاحب کتاب املا می کرد بر دیگری و او می نوشت و یا از روی کتاب می نوشت و سپس نوشته خود را با صاحب کتاب مقابله می نمود. متتبع پژوهشگر در لابلای اخبار به مواردی برمی خورد که چون راوی کلمه یا جمله ای را فراموش کرد. و یا تردید در آن داشته، گوید: والسهو منی یا: والتردید منی. و در مواردی می بینیم: والتردید من الراوی. حتی برخی از راویان به منظور اطمینان بیشتر کتاب حدیث را خدمت امام معصوم ارائه داده و وضعیت آن را جویا می شدند; چنانکه اسماعیل بن فضل هاشمی گوید: سالت اباعبدالله(ع) عن المتعه فقال الق عبدالملک بن جریح فسله فان عنده منها علما فلقیته فاملی علی شیئا کثیرا فی استحلالها وکان فیما روی فیها ابن جریح انه لیس لها وقت ولاعدد الی ان قال فاتیت بالکتاب اباعبدالله(ع) فقال صدق واقربه » (۱۹) . این امر آنچنان بین ارباب حدیث رایج و جدی بود که سید مرتضی در الذریعه (۲۰) فصلی را تحت عنوان «باب صفه المتحمل للخبر والمتحمل عنه وکیفیه الفاظ الروایه عنه » گشوده و در ضمن آن فصل گوید: «فاما الراوی للحدیث فلایجوز ان یروی الا ماسمعه ممن حرک عنه او قراه علیه فاقر له به…» (۲۱) سپس بحث دامنه داری درباره موارد به کارگیری اصطلاحات روائی، همانند حدثنی، اخبرنی، حدثنا، اخبرنا، سمعت، روی لی، حکی لی، قرئت علیه، حدثنی بما فیها، وهذا کتابی، وفرق بین منادله و مکاتبه و اجازه را مطرح کرده است. (۲۲)
۴. روایات کتب اربعه (کافی، تهذیب، من لایحضره الفقیه و استبصار) غالبا به صورت مسند نقل شده و از سلسله رجال حدیث تا معصوم(ع) نام برده شده است. واقعا جای بسی تعجب است که آقای دکتر فیض می گوید: «سلسله سندها را، ولو از زمان کلینی تا زمان امام(ع) در نظر بگیریم سلسله های کامل و پیوسته به امام بسیار کم هستند و اغلب در میانه ها، راوی یا راویانی از قلم افتاده اند».
این قضاوت شتابانه بی اساس بیشتر درباره کافی کلینی، که در عصر غیبت صغرا، تدوین یافته،و نگارش آن بیست و پنج سال بطول انجامیده است، مایه تعجب و تاسف و نشانگر عدم آگاهی از علم الحدیث و تاریخ آن است. زیرا روش کلینی در کافی، چنانکه سید بحرالعلوم متذکر شده (۲۳) این است که تمام رجال سند، حتی مشایخ خود را، ذکر کند و بندرت رجال اول سندبرخی روایات را چون در روایت قبل از آن آورده ست حذف می کند. اخبار مرسل و مرفوع کافی تحقیقا در مقایسه با مسندات آن مانند قطره ای است در برابر دریا و فقها نیز هرگز به مرسلات به عنوان دلیل چنگ نمی زنند و تنها به عنوان مؤید از آنها بهره گیرند; مگر در مورد آن دسته از مرسلاتی که در حکم مسند است که این موضوع خود بحث مفصلی می طلبد. مرحوم شیخ صدوق هم در من لایحضره الفقیه به منظور اختصار سند، بخشی از سند را حذف می کند، ولی در پایان کتاب فصل مستقلی را تحت عنوان «مشیخه » اختصاص داده که در ضمن آن همه واسطه های حذف شده را نام می برد. در کتاب تهذیب و استبصار، چنانکه سید بحرالعلوم و محققین دیگر فرمودند، مرحوم شیخ طوسی در مواردی تمام سلسله رجال سند را ذکر نموده و در پاره ای از اخبار، صدر سند را حذف می کند، ولی در مشیخه ای که در پایان هر دو کتاب ترتیب داده آنها را نیز نام می برد.
ناگفته نماند برخی از خبرگان فن رجال، همچون فقیه نامور مرحوم آیت الله بروجردی، بر این نظرند که مشیخه صدوق و شیخ طوسی تنها به منظور تیمن و تبرک و صرفا برای اینکه احادیث به صورت مرسل نمودار نگردد، بوده است والا اصل صحت استناد کتبی که از آن روایات را برمی گرفتند به مؤلفانش مسلم بود و هیچگونه جای شک نداشته است. (۲۴)
راستی چقدر فاصله است بین نظریه متخصص و رجال شناسی عمیق و خبیری چون مرحوم آیت الله بروجردی که ذکر مشیخه را وسیله ای برای اثبات طرق دسترسی مرحوم صدوق و شیخ طوسی به کتب راویان ندانسته، بلکه آن را تیمن و تبرک می شمارد، و بین نظر کسی که بر اثر کم آگاهی به مطالب واضح و ضروری علم الحدیث اکثر روایات را، با اینکه یقینا مسندند، مرسل می پندارد.
۵ یکی از ویژگیهای محدثین، که در حفظ آثار روائی و تشخیص صحیح از سقیم آن تاثیر فراوانی دارد، این است که وضعیت اکثر آنان در کتب رجالی روشن شده است. متخصصان این امر، از دیرزمان سلسله رجال سندهای اخبار را شناسایی کرده و در کتابهای مستقلی ثبت نمودند. این حرکت نه تنها در روزگار نجاشی و کشی و شیخ طوسی انجام یافت، بلکه از سخن شیخ در آغاز الفهرست به دست می آید کتب رجال شناسی پیش از آنان رایج بوده است. اصحاب حدیث درباره راویانی که از آنها حدیث می گرفتند، کتاب مستقلی مشتمل بر اسامی و خصوصیاتشان، تدوین می نمودند.
نکته قابل توجه اینکه در کتب رجال تنها به ذکر اسم و لقب و کنیه راویان بسنده نمی شود، بلکه علاوه بر آن وضعیت بسیاری از آنان از نظر وثاقت و عدم وثاقت، امامی بودن، غلو، جعال، کذاب بودن، کتاب داشتن و برخی دیگر از خصوصیات، که در هایت بر اخبار حسی استوار است، روشن گردیده است. تعبیراتی که درباره معرفی اشخاص به کار رفته، نشان دهنده نهایت دقت و احتیاط رجال شناسان است. درباره بسیاری از راویان نوشته اند: ثقه. و در مورد جماعتی: ثقه جلیل القدر، و درباره گروهی: ثقه عظیم المنزله، یا: فاضلون خیار ثقاه. و باز تعبیراتی مانند «ثقه مصنف »، «کوفی واقفی »، «جعال کذاب » و «لایلتفت الیه حدیثه »، «کان فاسد المذهب ضعیف الروایه » و… (۲۵) . مانند این تعبیرات کمال دقت و احتیاط رجال شناسان در معرفی رجال روائی است.
اینک با توجه به نکات یادشده آیا می توان ادعا کرد که اکثر روایات نه تنها علم آور نیست، بلکه ظنی هم نیست و یک سلسله ابزاری است که احکام الهی را در حد احتمال و خیال و شک حکایت می کنند؟ تمسک به وهم و ظن برای اثبات انسداد علمی
عجیب اینکه آقای فیض با اینکه انسدادی است، بلکه اخبار را حتی مفید ظن هم نمی داندبرای اثبات نفوذ جعالان حدیث در اخباری که به دست ما رسیده، به خبر واحد فاسق ملحدی همچون ابن ابی العوجاء چنگ می زند که به قول ایشان «در پای میز محاکمه اعتراف کرد که من چهارهزار حدیث در کتابهای حدیثی شما وارد کرده ام » در اینجا چند سؤال مطرح است:
۱ شما از کجا احراز کرده اید، بخصوص بر مبنای خودتان، که خبر ابن ابی العوجاء راست است؟ ۲برفرض صحت این خبر به چه دلیل اخبار مجعول او به احادیث فقهی معتبری که فقها بدان تمسک می جویند مربوط است؟ ۳ به چه دلیل همان کتابهایی که دست در آنها برده باقی مانده است و اصحاب متعهد و آگاه ائمه در آنها تجدیدنظر نکرده و به تحقیق و بررسی درباره تفکیک اخبار صحیح از مجعول نپرداختند.
در ادامه آقای فیض در تضعیف اخبار آحاد فرموده اند: «برای ما مشخص نیست که این همه افراد مذاهب دیگر غیر امامیه که دوروبر امامان ما را گرفته و نزد آنان رفت و آمد داشته و درس حدیث می خوانده اند، از فطحیان، طاطریان، ناووسیان، کیسانیان، سنیان و غیره که احادیث بسیاری از قول امامان ما نقل کرده اند، چه هدفی داشته اند؟ آیا این وسیله ای نبوده برای اینکه احادیث دیگری به آنچه از امام شنیده اند بیفزایند و به خورد شیعیان امامان بدهند و در کتب حدیثی ما وارد کنند؟ » پاسخ این است که راویان غیرامامی در علم رجال شناخته شده اند; برخی توثیق شده (۲۶) و جمعی تضعیف (۲۷) و پاره ای از آنان تنها به ذکر مذهب (واقفی، کیسانی، عامی و…) معرفی شده اند. و فقهای عظام جز به حدیث دسته اول عمل نمی کنند. و بالاخره نفوذ راویان غیرامامی جعال در احادیث که مورد عمل فقهاست، هیچگونه شاهدی بر آن نیست و لذا خود آقای دکتر نیز به صورت معلوم نیست و «آیا» از آن یاد کردند و صرف احتمال هم که قابل اعتنانیست.
آقای فیض در بخش دیگر پس از قرائن و شواهدی که مبنی بر تضعیف اخبار موجود و شکی بودن آنها اقامه کرده چنین اظهار داشته اند: «در این میان ملاک دقیقی در دست نیست که بتوان به وسیله آن اخبار صحیح و سقیم را از یکدیگر بازشناخت; چنان که شیخ انصاری در رسائل خود بدان اشاره دارد». اولا با توجه به نکته ای که ضمن بند پنجم گفته شد، بر این حقیقت دست یازیدیم که ملاک بسیار دقیق و روشنی در دست فقها به نام کتب رجال است که در پرتو آن رجال معتبر از ضعیف و مجهول و اخبار مسند از مرسل و مرفوع تفکیک می یابند و بدین سان صحیح از سقیم شناخته می شود. ثانیا شیخ انصاری خود از طرفداران قرص و محکم مسلک انفتاحی است و شدیدا به علم رجال پایبند بوده و بر همین اساس اخبار صحیح را از سقیم جدا ساخته و الی ماشاءالله در کتب فقهی خود اصطلاح صحیح، معتبر، حسن و ضعیف را به کار برده است.
این مطلب چندان واضح است که منکر آن یقینا بیگانه با کتب فقهی، اصولی شیخ اعظم است. دلایل حجیت خبر واحد ۱. آیات
قبلا اشاره شد که عمده ترین مقدمات دلیل انسداد اثبات انسداد باب علم و علمی در عصر غیبت است. به این معنا که هم دست ما از طرق و راههایی که مفید علم و یقین به احکام است کوتاه می باشد و هم طرق ظنیه و گمان آوری که دلیل حجیت آنها قطعی است.
همه انفتاحی ها، که مشهور اصحاب را تشکیل می دهند، خود تصریح دارند که روایاتی که حکایتگر احکامند، بجز موارد اندکی که به حد تواتر می باشند، هرگز مفید علم و جزم به محتویات خود نمی باشند; ولی دلیلی که آنها را حجیت بخشیده، دلیلی است قاطع و صددرصد یقینی که به هیچ وجه شک و خدشه در آن راه نیابد.
آقای دکتر فیض
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
