اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۶)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 66
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۶)!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۶) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۶) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۶) شامل 50 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۶) استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۶) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۶) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۶) حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۶) به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین(بخش ۳۶) :
وحدت و توحید
مساله
وحدت و توحید، از مسائلی است که همواره فکر انسان رابه خود مشغول داشته است.
برخی وحدت
شهودی شده و برخی به وحدت وجود گراییده اند. وحدت وجود برخی به معنای وحدت موجود
است; بدون این که سخن از تجلی یا تشکیک به میان آورند. این همان وحدت وجودی است که
فقیهان رابر آن داشته که به کفر و نجاست قائلان به آن، فتوی دهند (۱) .
عارف،
وجود و موجود را یکی می داند; ولی معتقد است که ماسوی الله همه، تجلیات اویند.
خورشید حقیقت وجود است که باتجلیات خود، تمام مراتب عالم امکان را منور ساخته و هر
چه برآن، نام هستی می نهیم، جلوه های ذات بیمانند و پرفروغ اویند.
صدرالمتالهین
هرچند قائل به تشکیک شده، ولی با توجه به این که معلول را شانی از شوون علت
می داند، و معتقد است که معلول،جز فقر محض و تعلق صرف نیست. معلوم می شود که او
نیز گرایش به عرفا پیدا کرده و از معلولیت، وجود استقلالی در برابر علت،نفهمیده
است.
در مقابل
وحدت وجود، کثرت وجود است. آنهایی که به کثرت وجودگراییده اند، معتقدند که وجود،
حقیقت واحد نیست، بلکه حقایقی مستقل و متباین است و بنابراین، هیچگونه سنخیتی با
یکدیگرندارند و اگر چنین باشد، چگونه ممکن است که ماسوی الله راهرکدام آیتی از
وجود حق بدانیم. با این که آیت، به معنای نشان است و محال است که نشان از صاحب
نشان، بی نشان باشد.
قرآن
کریم، همه جا ممکنات را به عنوان آیات مطرح کرده و ازانسانها خواسته است که در
آیات خدا فکر کنند و از طریق مطالعه در آیات، خدا را بشناسند و به حق بودن و حکیم
بودن او پی ببرند. چنان که فرموده:
(ان فی
خلق السموات والارض واختلاف اللیل و النهار لایات لاولی الالباب الذین یذکرون الله
قیاما و قعودا و علی جنوبهم ویتفکرون فی خلق السموات والارض ربنا ما خلقت هذا
باطلا سبحانک فقنا عذاب النار) (۲) .
«در
آفرینش آسمانها و زمین و اختلاف شب و روز، برای صاحبان خرد، آیاتی است. آنان که
ایستاده و نشسته و بر پهلو خوابیده،یاد خدا می کنند و درباره آفرینش آسمانها و
زمین می اندیشند(ودرپرتو تفکر روشن به اینجا می رسند که می گویند:) پروردگارا،
این را به باطل نیافریده ای منزهی تو. پس ما را از عذاب آتش نگاه دار» .
اگر آیات
خدا باطل نیست، حق است و اگر حق است، حق مطلق نیست;ولی می تواند از حق مطلق خبر
دهد. نه باطل، آیت حق است و نه ظلمت، آیت نور و نه ظل و سایه، آیت حرور.
بینش و
گرایش وحدت یا کثرت وجودی، حکایت روشنی از اصالت وجوددارد; ولی در مقابل اصالت
وجود و واقعیت داشتن هستی و منشاآثار بودن آن، اصالت ماهیت، مطرح است; حال آن که
ماهیت یاچیستی شیی، هنگامی واقعیت دار می شود و آن گاه، منشئیت آثارمی یابد، که
هستی یابد. اگر تحقق هرچیزی به هستی است، پس هستی متحقق بالذات و چیستی متحقق بالعرض
است.
اگر با
نگاه اصالت ماهیتی به جهان بنگریم، هیچگونه سنخیتی میان اشیا، نمی یابیم، چرا که
ماهیات، خاستگاه کثرتند، نه وحدت.
قرآن
کریم، فکر و ذهن و بینش و شهود ما را به سوی وحدت، سوق می دهد، نه به سوی کثرت.
خداوند
متعال می فرماید:
(و ما
امرنا الا واحده) (۳) . «امر ما جز یکی نیست » .
و صد
البته که امر او چیزی جز فعل او نیست; چرا که می فرماید:
(انما
امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون) (۴) .
«همانا
امر خدا چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، به اوگوید: باش و او باشد» .
فعل واحد،
مبدا واحد دارد. پس فاعل هم یکی است; گفتن این که «او یکی است » کار ساده ای نیست.
اگر ذهنمان را ورزش و پالایش ندهیم، خیال می کنیم یکی بودن او مانند یکی بودن کوه
یا درخت یاماه یا خورشید یا ستاره یا زید و عمرو است; حال آن که چنین نیست
امیرالمومنین(ع)فرمود:
«کل مسمی
بالوحده غیره قلیل » (۵) . «هرچیزی غیر او که برآن،نام وحدت و یگانگی
نهند، کم است » .
بنابراین،
باید ذهن انسان، از وحدت عددی -که با آن، آشنایی کامل دارد- فراتر رود; هرچند وحدت
عددی، وحدتی ست حقیقی و نه از سنخ وحدتهای غیر حقیقی، ولی وحدتهای حقیقی دارای
مراتبی است. یکی از این مراتب، همان وحدت عددی است وحدت عددی، قابل تکرار و کثرت
است. هراندازه واحدهای عددی بیشتری در کنار هم نهیم، یا برهم انباشته کنیم، به
کثرت بیشتر یا بزرگتری می رسیم.
آری
قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود.
پس وحدت
عددی، کمترین و کوچکترین است. آیا وحدت خداوند، ازسنخ چنین وحدتی است؟ چنین خدایی،
کوچک و بی شکوه و کم اهمیت است این خدا چیزی یا کسی نیست که در برابر خود ما را به
حیرت آوردو رازمندیش ما را به شگفت اندازد. این نه آن خدایی است که نیاشگر،
خاضعانه از او تقاضا کند که: «رب زدنی حیره » (۶) .
«بار پروردگارا
بر حیرتم بیفزای » .
امام
سجاد(ع)در راز و نیاز عاشقانه و متحیرانه خود به پیشگاهش عرض کند:
«و حارت
فی کبریائک لطائفس الاوهام » (۷) . «در بزرگی و عظمت بی کران تو اوهام
و پندارهای لطیف، به حیرت فرو رفت » .
امیر
المومنین(ع)از وحدتی دیگر سخن می گوید: وحدتی که باتناهی و قلت و محدودیت، بیگانه
است; بلکه لایتناهی و نامحدوداست و اگر بگویی کثرت دارد باید توجه کنی که این کثرت
هم کثرت عددی نیست; چنانکه وحدت او هم وحدت عددی نیست. بنابراین، وحدت عددی هرچند
وحدت حقیقیه است، ولی وحدت حقیقیه غیر حقه است. پس بهترین نامی که می توان بر او
نهاد، این است که بگوئیم وحدت او،وحدت حقیقیه حقه است.
بدین جهت
است که تحلیل عقلانی ما از عبارت کوتاه نهج البلاغه-که یکی از متون معتبر دینی
است- چنین نتیجه می دهد که یگانگی ووحدت او در سلسله مراتب وحدت و یگانگی، فوق همه
مراتب است.
وحدتی که
با عدم تناهی و نامحدود بودن، همراه و مساوق است.
با این
بینشی که درباره وحدت او پیدا کردیم، برمی گردیم به وحدت امر او که همان فعل او
است، هرچند در آیه ای که ذکر شد، ازآن تعبیر به قول شده است، چرا که
امیرالمومنین(ع) فرمود:
«یقول لمن
اراد کونه «کن فیکون » لا بصوت یقرع و لا بنداءیسمع و انما کلامه سبحانه فعل منه
انشاه لم یکن من قبل ذلک کائنا و لو کان قدیما لکان الها ثانیا» (۸) .
«به هرکه
اراده هستی او کند، گوید: باش پس باشد، نه به آوازی که در گوشها فرو رود و نه
ندایی که شنیده شود. همانا سخن او فعل اوست که آن را ایجاد کرده و از پیش، موجود
نبوده و اگرقدیم بود، خدایی دیگر بود» .
بنابراین،
با استفاده از قرآن، می گوییم: امر او یگانه است وبا استفاده از خطبه علوی فوق،
می گوییم: امر او همان فعل اوست.
پس فعل او
هم یگانه است. چنانکه ذات او یگانه است; ولی همان طوریکه یگانگی ذات او به وحدت
حقیقیه حقه است، باید یگانگی فعل اوهم از سنخ وحدت عددی نباشد; چرا که فعل او نیز
نامتناهی است.
پس فعل او
نیز به وحدت حقیقیه حقه، موصوف است.
اینجا جای
سوال است که چه فرقی است میان ذات او و فعل او؟
پاسخ این
است که فرق، معلوم است ذات، اصل است و فعل، فرع.
فرع، تابع
و اصل، متبوع است. وحدت خداوند، وحدت حقیقیه حقه اصلیه و وحدت فعل، وحدت حقیقیه
حقه ظلیه است.
اینگونه
تعبیراتی که در متون اصیل دینی آمده، نیاز به تحلیل عقلانی از نگاه برون دینی دارد
و چنین کاری مربوط ست به حوزه فلسفه دین.
قصد ما
این نیست که مطالعات فلسفی و کلامی و عرفانی را برتعبیرات دینی تحمیل کنیم و به
گونه ای، گرفتار تفسیر به رای شویم. ولی قطعا در این تحلیلات عقلانی فلسفه دینی،
مطالعات کلامی و فلسفی و عرفانی -بلکه منطقی و علمی- به ذهن ما این توانایی را
داده که بتوانیم قضیه وحدت خدا و وحدت فعلش را تحلیل عقلانی کنیم. در این تحلیل
عقلانی راهی نداریم که از اصالت ماهیت،روی گردان شویم و وحدت شهود را هم قانع
کننده نینگاریم و رو به وحدت وجود آوریم. آن هم نه وحدت وجود صوفی عامی -که همه
چیز راخدا می پندارد- و نه وحدت وجود «ذوق التاله » (۹) که هم اصالت
رابه وجود می دهد و وجود را منحصر در واجب الوجود می کند و هم اصالت را به ماهیت
می دهد و موجودیت واجب را عین ذات و موجودیت ماهیات را به معنای انتساب آنها به
وجود می داند; بلکه وحدت وجودی که عارف می گوید و ما سوی الله را تجلیات می داند،
نه موجودات و اگراز این حد، تنزل کنیم، تنها وحدت تشکیکی را پذیرا می شویم.
حال به
سراغ توحید می رویم. امیرالمومنین(ع)در وصیت خود به فرزند برومن
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
