اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ریشه های علوم ولوی (۵)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 63
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل ریشه های علوم ولوی (۵) – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه های علوم ولوی (۵) شامل 65 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه های علوم ولوی (۵) گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ریشه های علوم ولوی (۵) با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ریشه های علوم ولوی (۵) از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ریشه های علوم ولوی (۵) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه های علوم ولوی (۵) را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ریشه های علوم ولوی (۵) :
در شماره های گذشته بخشی از منابع و مصادر پیشوایان معصوم شیعه علیهم السلام برشمرده شد. قرآن، سنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، کتاب علی علیه السلام، صحیفه جامعه، مصحف فاطمه علیها السلام وبالاخره مقام تحدیث و محدث بودن اهل بیت علیهم السلام از سرفصلهایی بود که به عنوان ریشه های دانش ولوی مطرح شده بود.
این همه، در پی پندار غلط برخی از دانشیان اهل سنت بود که ریشه های دانش شیعی را از سرمایه های بی مایه فقه و دانش شافعی پنداشته بودند.
به فضل پروردگار، در این نوشتار روشن گردید که نه تنها فقه و دانش شیعی بر استوانه های پوشالی علم اهل سنت استوار نیست بلکه این دانشمندان و سردمداران علمی اهل سنت بوده اند که در طول دو سده اول اسلامی با واسطه و یا بدون واسطه از دانش اهل بیت علیهم السلام و پیشوایان معصوم شیعه علیهم السلام بهره جسته اند.
شایان ذکر است که ریشه های دانش ولوی تنها در امور مذکور محدود نبوده و همان گونه که دانش آنان که در قالب روایات و احادیث تبلور یافته با عقول بشری قابل سنجش نیست، ریشه های این دانش نیز با هر عقلی قابل درک نیست. از این رو، تنها به ذکر گوشه ای از ریشه های علوم ولوی که محسوس و یا نزدیک به حس بود بسنده گردید.
اینک بر آنیم تا با مطرح کردن تعدادی از شخصیتها و راویانی که اهل بیت و پیشوایان معصوم شیعه علیهم السلام از طریق آنان نقل روایت و درایت کرده اند به این سؤال پاسخ دهیم که آیا اهل بیت علیهم السلام از چنین شخصیتها و راویان غیر معصوم کسب علم کرده اند یا خیر؟
بدون شک هرکس با جوامع روایی شیعه و اهل سنت آشنا باشد، کم و بیش به این حقیقت رسیده است که در پاره ای از موارد اهل بیت علیهم السلام و امام معصوم از افراد غیر معصوم به صورت مرسل، یا غیر مرسل نقل حدیث کرده اند. این گونه اسناد اختصاص به جوامع روایی معتبر و غیر معتبر، شیعه و سنی نداشته و در همه آنها دیده می شود.افزون بر آن، افرادی چون جمال الدین معزی در «تهذیب الکمال »، رازی در «الجرح والتعدیل »، ذهبی در «سیر اعلام النبلاء» و ابن حجر در «تهذیب التهذیب » در شرح حال پیشوایان معصوم شیعه علیهم السلام، افرادی را به عنوان مشایخ روایی آنان برشمرده اند.
نام تنی چند از آنان عبارت است از: هند بن ابی هاله تمیمی، عمر بن خطاب، ذکوان مولی عایشه، سعید بن مرجانه، سعید بن مسیب، عبد الله بن عباس، عمرو بن عثمان بن عفان، مروان بن حکم، مسور بن مخرمه، ابو رافع مولی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، ابوهریره، زینب بنت ابی سلمه، صفیه بنت حیی، عایشه،ام سلمه، عبد الله بن عمر، ابوسعید خدری، جابر بن عبد الله انصاری، عبدالله بن جعفر، محمد بن حنفیه،سمره بن جندب، انس بن مالک، عطاء بن یسار، یزید بن هرمز، سلمان، ابوذر، عروه بن زبیر، عطاء بن ابی رباح، قاسم بن محمد بن ابی بکر، محمد بن مسلم بن شهاب زهری، نافع مولی ابن عمر، عبد الله بن دینار، عبید الله بن ارطاه و …. ()
در پاسخ به این پرسش باید گفت: اگر پیشوایان معصوم شیعه علیهم السلام در دوران عمر با برکت خود از چنین افرادی نقل روایت یا درایت کرده اند به خاطر جهاتی است که اینک به برخی از آنها اشاره می شود.
دلایل نقل معصومین علیهم السلام از افراد غیر معصوم
دلیل اول. اصالت دادن به سنت پامبر صلی الله علیه و آله و سلم پس از قرآن: از آنجا که سنت، مفسر و مبین کلام خداوند و حاصل وحی الهی است و در حقیقت پشتوانه عظیم اصول اعتقادی و منبع غنی معارف اسلامی به شمار می رود، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از همان آغاز به اهمیت و نقش بنیادین سنت عنایت خاصی داشته و در این راستا، هریک از امامان معصوم علیهم السلام بر اهمیت و گسترش آن اهتمام فراوانی داشتند.
متاسفانه در صدر اسلام وحتی در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برخی به بهانه هایی چون جلوگیری از اختلاط قرآن با سنت و یا احتیاط در نقل سنت، تمام همت خود را برای جلوگیری از نشر سنت و از بین بردن آن به کار بردند. عبد الله بن عمر گوید: من هر آنچه را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می شنیدم می نوشتم و آن را حفظ می کردم. قریش مرا از این کار بازداشتند و گفتند: پیامبر چون ما بشری است که حالات روانی غضب و رضایت دارد; آیا صلاح است که سخنان او را حفظ کرده و بنویسی؟ ابن عمر گوید: این مطلب را خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عرضه داشتم، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«ای عبدالله! هر آنچه از من می شنوی بنویس، به خدا قسم! از من مطلبی جز حق صادر نمی شود». (۲)
با رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور رسمی وعلنی ممنوعیت «سنت » وجلوگیری از تدوین، حفظ و گسترش آن از سوی خلیفه اول صادر گردید. ذهبی به نقل از ابن ابی ملیکه می نویسد:
«خلیفه اول پس از رحلت پیامبر، مردم را جمع کرد و گفت: شما از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حدیث نقل می کنید در حالی که با هم اختلاف هایی دارید و پیدا خواهید کرد و به طور مسلم بعد از شما مردم به اختلافات بزرگتری خواهند افتاد; بنابراین، از رسول خدا چیزی نقل نکنید، هر کس از شما سؤالی کند، بگویید در میان ما و شما قرآن است، حلال آن را حلال و حرام آن را حرام بشمارید». (۳)
این شیوه در زمان خلیفه دوم از شدت بیشتری برخوردار گردید و او سردمداران سیاسی را مامور جلوگیری از رواج سنت می کرد. قرظه بن کعب صحابی می گوید:
«آنگاه که عمر ما را برای فرمانروایی عراق فرستاد، ما را پیاده تا حومه شهر مدینه (صرار) بدرقه کرد و سپس گفت: می دانید چرا شما را بدرقه کردم؟ گفتیم به جهت احترام. گفت: علاوه بر آن منظوری داشتم و آن این که: شما به محلی می روید که مردمش مانند زنبوران عسل در کندو و زمزمه قرآن دارند، آنان را با حدیث گفتن از رسول خدا باز دارید. برایشان حدیث نگویید من در ثواب این کار با شما شریک هستم. قرظه می گوید: بعد از شنیدن این دستور سری خلیفه، دیگر برای مردم عراق حدیث نگفتم. وقتی مردم عراق از او می خواستند که برایشان حدیث بگوید او جواب می داد: خلیفه، مرا از حدیث گفتن نهی کرده است ». (۴)
خلیفه دوم قبل از مرگش چندتن از صحابه را که در نقاط مختلف اسلامی سکونت داشتند به مدینه فرا خواند و به آنان گفت: این احادیث چیست که در دنیا منتشر ساخته اید!
وی، عده ای از صحابه (مانند: عبدالله بن مسعود، ابوذر و ابو درداء) را از نقل احادیث نهی کرد. این گروه از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از شهر مدینه بیرون رفتند و از طرف خلیفه در این شهر محبوس ماندند و تا هنگام مرگ خلیفه تحت نظر بودند. (۵)
پس از خلیفه دوم، عثمان و دیگر حکام اموی بر اساس سیاست از قبل طراحی شده و در هر زمان با رنگی و شکلی از نشر سنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم جلوگیری کردند. عبد الله بن عامر گوید: از معاویه بر بالای منبر شنیدم که می گفت: «ای مردم از احادیث رسول خدا بپرهیزید وآنها را نقل نکنید مگر آن احادیثی را که عمر اجازه داد و در زمان او نقل می شد». (۶)
در مقابل این ایده و سیاست، اهل بیت علیهم السلام و پیروانشان به هر شیوه ممکن از سنت و محتوای غنی و ارزشمند آن پاسداری کردند. آنان با تسلط بر سنت رسول خدا، بسیاری از سؤالهای مردم را با حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جواب می دادند و نه تنها در مقابل سؤال، بلکه در مناسبتهای گوناگون کلمات گهربار خود را مسندا و یا مرسلا از رسول گرامی اسلام نقل می کردند و در این زمینه تاکید می کردند که ما هرچه داریم از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است. (۷)
در پاره ای از موارد چون حدیث شریف سلسله الذهب امامان معصوم علیهم السلام، سلسله سند را از طریق پدران معصوم خودبه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم رسانده و گاه از طریق دیگران به این مقصود می پرداختند و بدین وسیله سعی می کردند تا احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به فراموشی سپرده نشود.
دلیل دوم. مبارزه با تبلیغات مسموم: روشن است که قرن دوم و سوم اسلامی و کمی پیش از آن، دوران بروز روایت و نقل و مذاکره حدیث به شمار می رود. این حالت که تا حدودی عکس العمل ممنوعیت نقل سنت و روایت در قرن اول اسلامی به حساب می آید باعث شده بود تا همگان به ویژه آنان که در مدینه بودند در این محیط قرار گرفته و آنان که صاحب درایت بودند را غیر عالم و گمراه تلقی کنند.شخصیتهای بی نظیری چون امام باقر وامام صادق علیمها السلام بر اثر تبلیغات مسموم دستگاههای حاکم به ویژه در کوفه و شام به جهالت وضلالت متهم می شدند; چرا که مجالس درسی خود را با نقل روایت سپری نمی کردند. یحیی بن عبدالله گوید: روزی جمعی از کوفه در محضر امام صادق علیه السلام بودند; امام علیه السلام خطاب به آنان فرمود: «شگفت از این مردم که بر این باورند تمام دانش خود را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گرفته اند و بدان عمل کرده و خود را هدایت شده می پندارند ولی ما را عالم این درگاه نمی دانند. ما خاندان و فرزندان او هستیم و در خانه های ما وحی نازل شده و از نزد ما علم به آنان رسیده است. آیا آنان می پندارند که خود می دانند و هدایت شده اند ولی ما جاهل و گمراهیم؟! این محال است ». (۸)
جامعه و محیط فرهنگی آن زمان چنین اقتضا می کرد که درایت منهای قالب روایت، هیچ انگاشته شود و روایت هرچند بی درایت مایه کمال علم و دانش به شمار رود. این برداشت همچنان تا قرنهای بعدی ادامه داشت و از این رو، القاب «حافظ » و «حاکم » رایج گردید.ذهبی در توجیه کم رنگ کردن شرح حال امام سجاد و امام باقر و امام صادق علیهم السلام می نویسد:
«محمد بن علی چون پدر و فرزندش جعفر، روایت زیادی نداشتند و روایات هرکدام از لحاظ کمیت قابل اعتنا نیست; بلکه آنان فقط پاسخ به سؤالات و فتاوایی از خود به یادگار گذاشته اند». (۹)
ازاین رو، پیشوایان معصوم شیعه علیهم السلام مجبور بودند تا درایات گهربار خود را در قالب روایات بیان کرده و کلمات خود را در ظاهر به راویان و امامان قبل از خود مستند سازند.
دلیل سوم. رفع اتهام از ارسال سند: از آنجا که دوران اهل بیت علیهم السلام و امامان معصوم شیعه علیهم السلام مواجه با حدیث گرایی ونقل اثر به ویژه در مدینه بود و از طرفی از همان آغاز قرون اسلامی فن نقد اسناد و احادیث به وسیله مسلمانان ابداع شده بود، هر شخصیتی خود را مقید به این شیوه می دید و برآن بود تا احادیث خود را به
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
