اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل علم و اندیشه در تمدن اسلامی (۱۰)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 47
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل علم و اندیشه در تمدن اسلامی (۱۰) شامل 39 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل علم و اندیشه در تمدن اسلامی (۱۰) در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل علم و اندیشه در تمدن اسلامی (۱۰) با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل علم و اندیشه در تمدن اسلامی (۱۰) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل علم و اندیشه در تمدن اسلامی (۱۰) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل علم و اندیشه در تمدن اسلامی (۱۰) اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل علم و اندیشه در تمدن اسلامی (۱۰) :
یک خصلت انسانی است
اگر علم خواهی نبود، چه ضرورتی و نیازی اشخاص را بر می انگیخته است
که از خوارزم و بخارا و سمرقند و مرو، تا به ری و اصفهان و بغداد و دمشق بروند تا
فی المثل فصلی از یک کتاب را بیاموزند یا در مجلس درس یک استاد حاضر شوند؟
آنجا که خداوند، در پاسخگویی به ملائکه، انسان را با ویژگی دانش، و
یادگیری یاد کرد، نقصان سوره نشینان عرش را در کمبود علم و عدم احاطه آنان به همه
جوانب انسان، این موجود ویژه «خلیفه الهی » اعلام کرد . و نشان داد که این موجود انسانی
استعداد یادگیری بی نهایت را دارد و صاحب دانش فراوان در عرصه هستی خواهد بود .
آری، خداوند در صحیفه هدایت، برای نخستین بار بیان فرمود: «و علم آدم الاسماء
کلها» به آدم علم اسماء، همه اسماء را یاد داد و او را دانشور ساخت .
تعبیر قرآن که زبان وحی است و قطعا زبان دینی است، تفکر و پژوهش را
یک ویژه انسانی و طبعا ضرورت دینی می داند . البته نه به این معنی که مثلا دین
می گوید: «آدمی باید تفکر و پژوهش نماید، و به عنوان یک تکلیف، وظیفه خود را عمل
کند، بلکه سخن وحی آن است که اساسا، خداوند انسان را موجودی پژوهشگر و دانش اندوز
آفرید .
مفسران اسلامی در تفسیر آیه، بیان می کنند که مراد از «اسماء»
نشانه های حقایق عینی و کلیه معارفی است که از علم خداوند «آفرینش » تحقق خواهند
یافت .
«و ما من شی ء الا عندنا خزائنه » (۱)
واژه «اسماء» در تفسیر روائی اهل بیت علیهم السلام هم همه موجودات
هستی و کلمات تکوینی خداوند معرفی شده است . (۲)
و در طول تاریخ زندگی بود که انسان، این استعداد علم خواهی را
پروراند و به حقایق اشیاء راه یافت و راز طبیعت را کشف کرده و طبیعت را در خدمت
رفاه مردم، استخدام نمود و راههای پر پیچ و خمی را در بدست آوردن این حقایق، پیمود
.
و به این گونه بود که تمدن از جائی به جائی دیگر و از منقطه ای به
کشور و ناحیه دیگری انتقال یافت و ملتها استعدادهای خود را در پیمودن این راه،
نشان دادند .
نقد سخن «ارنست رنان »
سید جمال الدین در نقد گفتار «رنان » که اسلام را متهم می ساخت که
با روح علمی و فلسفی مخالفت دارد، چنین پاسخ داد:
«تاریخ هر قوم را باید به صورت جنبشی پایدار و تطوری هموار نگریست
که دارای مراحل و مراتب گوناگون است و درباره خصوصیتی از آن قوم را باید با توجه به
مرحله تاریخی خاص و بروز آن خصوصیت، داوری کرد و هیچ رفتار و خصلتی را ذاتی یک قوم
نباید دانست » (۳) .
وقتی اسلام آمد و روح خاصی را در کالبد مسلمانان دمید که نتیجه آن،
پرورش استعدادهای آنها، در اخذ و اقتباس علوم و ابتکار و نوآوری در معارف بوده است
.
هر جا که علم بسط می یابد، قطعا قبلا زمینه های آن فراهم شده است .
در جائی که پرسش و طلب نباشد، علم پایدار نمی شود و رونق و نشاط نمی یابد . هرجا
که علم رشد نمی کند، لابد خواهان علم و تحقیق و پرسشهای علمی (حالا به هر علتی) در
آنجا کمیاب است .
گرچه علم وطن ندارد و به منطقه و قوم خاصی تعلق نمی گیرد و به این
اعتبار، بی وطن است . اما به اعتبار دیگر علم، وطن دارد و در آن وطن است که قرار و
آرام می گیرد . و وطنش آنجا است که زمینه علم خواهی و پرسش و تحقیق فراهم شود .
این وطن هیچ جا و همه جا است . چنانکه زمانی آشور و بابل، چین، هند، ایران، مصر و
یونان وطن علم بود و سپس عالم اسلامی، وطن علم شد و اگر از علم قرون وسطی صرف نظر
کنیم، از زمان رنسانس، علم در عالم غرب سکنی گزید و خانه را آبادان کرد . اما
اکنون مدتی است که قدری احساس بی قراری می کند (۴)
نقد تحلیلی اقبال لاهوری
«ارنست رنان » که مدعی بود اسلام به علم، میدان و مجال نداده است و
نمی دهد . اقبال لاهوری، عنوان کرد که اسلام به روح علم جدید (که مشاهده و تجربه
است) نزدیکتر است و اگر میان اسلام و علم فاصله افتاده است، مسؤول آن فلاسفه اند
که به تفکر یونانی پناه برده اند . (۵)
اما «لاهوری » چندان توضیح نمی دهد که چگونه نشاط علمی در قرن سوم
تا پنجم رواج داشته است و حوزه های علمی اسلام، همواره در حال تبادل دانشجو و
استاد و نقل و انتقال دانشمندان بنام بوده اند که برای طلب علم، فرسنگ ها راههای
دشوار را تحمل می کردند و از محضر اساتید فن استفاده می نمودند . اما در قرون
بعدی، این وضع پایدار نماند .
به تعبیر دکتر رضا داوری
مگر ممکن است گفته شود که نهضت ترجمه یک امر اتفاتی (یا توطئه ای)
بوده و کسانی علیرغم تعالیم دینی به علوم غیراسلامی رو کرده اند . اگر اسلام با
علم مخالف بود، دانشمندانی مثل: «جابربن حیان » ، «حنین بن اسحق » ، «محمد بن موسی
خوارزمی » ، «محمد بن زکریای رازی » ، «فارابی » ، «ابن هیثم » ، «بیرونی » و «ابن
سینا» ، از کجا آمدند و چگونه پرورده شدند؟! آیا اینهمه بحث و نقد و نظر و نقادی
که در قرون سوم تا پنجم دایر بود و علمای سرزمینهای وسیع عالم اسلام، علیرغم وجود
بعد مکانی، با یکدیگر بحث و چون و چرا داشتند، نشانه نشاط علم نیست؟! (۶)
بعضیها می گویند که گرایش عده ای از دانشمندان به علوم به اصطلاح
«دنیوی » به خاطر رفع نیازهای عملی بوده است و ضرورت زندگی اقتضاء می کرد و می کند
که به علوم پرداخته شود، آنهم از باب «ضرورت » که لابد «الضرورات تقدر بقدرها» و
باید ضرورتها را تنها به اندازه رفع ضرورت اکتساب کرد و لاغیر!
اما سؤال این است که اگر علم خواهی نبود، راستی چه ضرورتی و نیازی
اشخاص را برمی انگیخته است که از خوارزم و بخارا و سمرقند و مرو، به ری، اصفهان،
بغداد و دمشق بروند تا فی المثل فصلی از یک کتاب را بیاموزند و یا در مجلس درس یک
استاد حاضر شوند؟ وانگهی علومی را که نیاکان ما فراگرفته اند و آن را به کمال
نزدیک کرده اند، چه نیازی را برآورده می کرد؟ این نیاز از کجا آمده بود؟ چرا این نیاز
قبل از اسلام، احساس نمی شد؟! (۷)
زبان قرآن
چیزی که به آن کمتر توجه شده است، زبان قرآن است . زبان قرآن، عین
زبان احکام خبری علمی نیست، چنانکه آن را در زبان انشائی احکام اخلاقی و دینی هم
نمی توان محدود کرد . زبان قرآن، زبان تفکر است . این زبان به اسلام عظمت بخشیده
است . یعنی بیش از آنچه توصیه ها و دستورالعمل ها مؤثر افتاده، زبان تفکر، روح طلب
و علم دوستی را پدید آورده است و موضوعات و علوم را به عنوان علوم ابزاری و
غیرابزاری و ضروری و غیرضروری، قرار نمی دهد .
اگر در تمدنی، علوم و اکتساب معارف، در نظر پیروان آن، چنین
تقسیم بندی شود، آیا امکان ارتقای فکری، اجتماعی و رفاهی در آن جا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
