اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل علم و اندیشه در تمدن اسلامی (۱۲)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 50
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل علم و اندیشه در تمدن اسلامی (۱۲) شامل 46 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل علم و اندیشه در تمدن اسلامی (۱۲) در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل علم و اندیشه در تمدن اسلامی (۱۲) با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل علم و اندیشه در تمدن اسلامی (۱۲) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل علم و اندیشه در تمدن اسلامی (۱۲) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل علم و اندیشه در تمدن اسلامی (۱۲) اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل علم و اندیشه در تمدن اسلامی (۱۲) :
رابطه نژاد و فرهنگ؟
همه نژادهای بشری، در صورت فراهم شدن شرایط اجتماعی و اخلاقی مناسب می توانند از تمامی خصوصیات انسانی برخوردار
باشند
.
در وضع کنونی علوم، مطلقا نمی توان برتری یا فروتری عقلانی نژادی را نسبت به نژاد دیگر، مسلم دانست . هرگاه بکوشیم تا
اختلافهای زیست شناسی نژادها را بر مبنای قابلیت های روانی ویژه، تعریف کنیم، چه آنها را به صورت مثبت و چه به صورت منفی،
نشان دهیم، در هر دو حال، از حقیقت علمی به دور افتاده ایم
(۱)
.
بنابر استعداد خدادادی، هر فرد و هر ملتی از استعداد طبیعی بهره مند است و با توجه به مقتضیات محیطی و تربیتی، می تواند
آن را بارور ساخته و نضج دهد و به مقام شایسته انسانی خود برسد
.
اگر علم و فرهنگ، موروثی ملتها می بود، هرگز اختلاف حالات اجتماعی ملتی در تاریخ، رخ نمی داد . اینکه می بینیم مثلا همین
عربها در تاریخ از بیابان گردی و عقب ماندگی مطلق به تمدن درخشان می رسند و از آن مرحله به قیادت و رهبری انسانها در علم و
فرهنگ نائل می شوند، دلیل بارز این حقیقت است که جوامع هم، بمانند افراد در دگرگونی شرایط و اوضاع اجتماعی، در اثر تعلیم
و تربیت، حالات گوناگونی را به خود می گیرند
.
اعجاز اسلام
سخن این است که آئین اسلام به عنوان آئینی الهی، دینی است استعداد پرور و علم گستر، و در هرجا و در میان هر ملتی که نفوذ
کرده آنها را تغییر داده و فرهنگ و تمدنشان را دگرگون ساخته و استعدادشان را شکوفا نموده است
.
این استعداد پروری و شکوفائی ذوق، در مرحله اول در میان خود عربها رخ داد و به قول استاد محمد رضا حکیمی: «نفوذ و
پیشرفت یک دین با مرام به چند عامل نیازمند است: فکر، فداکاری، امکانات و پیروان . در دین اسلام، فکر را قرآن کریم داد
.
فداکاری در راه آرمان را خود «عرب » تحمل کرد، امکانات مادی بیشتر از ثروت خدیجه علیها السلام بود
(۲)
و اما یاران پیامبر به جز
–
یکی و دو تن – همه عرب بودند
.
اعراب بودند که در رکاب پیامبر جنگیدند و یاران و اصحاب ائمه که معارف اسلام را آموختند و یا مجاهدت های بسیار آن را
منتشر کردند، جز اندکی عرب بودند . بیشترین و قدیمترین شاعران بزرگ شیعه، سخنگویان حق و نشردهندگان ایده ئولوژی
اصیل اسلام، عرب بودند
» .
بیشتر کسانی که در طول قرون نخستین اسلامی، برای زنده کردن اسلام، قیام کردند و جان دادند . سادات، یعنی از اولاد پیامبر
بودند و این گروه، جز اندکی همه و همه عرب بودند
(۳)
.
در حالی که می دانیم وضع عرب پیش از ظهور اسلام چگونه بوده است
.
آنچه مهم است، انقلاب و تحول اجتماعی و جهش فکری است که چنین جامعه عقب مانده ای را در اثر تربیت و استعدادپروری خود
توانسته است از جهل و غفلت بیرون آورد و به مرتبه علم و فرهنگ و فضیلت و اخلاق برساند و چنان تحول و جهشی ایجاد نماید که
امتی عقب مانده، خود قافله سالار ملتهای دیگر شود
.
برخورد منصفانه و نقد دور از تعصب اندیشه ها
یکی از نشانه های بزرگواری امتی در ایجاد تمدن و فرهنگ گسترده و در عین حال، عامل بقای آن، سعه صدر، وسعت اندیشه و
برخورد منصفانه و دور از تعصب نسبت به همه اندیشه ها و تفکرات است
.
خوشبختانه، این ویژگی در تعالیم اسلامی و فلسفه قرآنی ، به طور کامل وجود دارد . اگر ما، به فرض، انتقادات امام محمد غزالی را
نسبت به فلسفه و اندیشه های عقلانی نادیده بگیریم که از افکار فلاسفه نسبت به ایمان مردم واهمه داشته، از همین رو، با تعصب
خاصی (تکفیر فلاسفه) [و آیا تکفیر می تواند جلوی اندیشه را بگیرد؟!] . از افکار فیلسوفان انتقاده کرده است . با وجود این، خود
غزالی، بینش عارفانه ویژه ای در جهان اسلام به وجود آورد و فضای فکری گسترده ای خلق کرد . در اینجا بجاست که گفته فیلسوف
اسلامی «ابن رشد» را در نظر آوریم
:
«
در مطالعه سخن دیگران، وظیفه ما این است که بنگریم و ببینیم آنچه می گویند و در کتابشان آن را اثبات می کنند، اگر موافق
حق باشد، آن را بپذیریم و گوینده را سپاس گوییم (اگرچه صاحب آن سخن، غیر موافق دین ما باشد) و اگر گفته اش، غیر موافق
حقیقت باشد، اشتباهش را بر او نمایانده و عذرش خواهیم
» (۴) .
مجموعه این عوامل سبب شد که اسلام، مسلمانان را بی تعصب، تربیت نماید و فضایی جهت پرورش دانشمندان به وجود آورد . در
این فضا بوده است که حکمت یونانی، نجوم هندی و دیگر منابع فرهنگی را به وسیله مترجمان زبردست ترجمه شود و آن چه به
سود جامعه نو اسلامی بود، انتقال دهند . [خذ ما صفاء دع ما کدر
] .
در بین مسلمین، سبب عمده حصول آنچه «معجزه اسلامی » خوانده می شود بی هیچ شک، ذوق معرفت جویی و حس کنجکاوی
است که تشویق و توصیه قرآن و پیامبر، آنرا در میان مسلمانان، برانگیخت . و کثرت علماء، اطباء و مترجمان در عهد عباسی، شاید
این سؤال را به خاطر بیاورد که آیا همه اینان عرب بوده اند؟
!
جواب معروف ابن خلدون در مورد این دوره می تواند صادق باشد (نه به صورت کلی، چنانکه خواهیم گفت) وی می گوید
:
«
حمله العلم اکثرهم العجم » «چنانکه در سراسر تمدن اسلامی، در بین کتابهای طب و نجوم و فلسفه نیز بعضی آثار مهم هست که
عربی است اما به دست غیر مسلمانان انجام شده است (صابئین، یهود و نصاری) با این همه نه این آثار، غیر اسلامی محسوب
می شود، نه علمای عربی نویس را که غیر عرب هستند، «عجم » نامیده می شود
.
از آنجا که در جاهائی که منشا و مولد این علماء مشهور عصر عباسی، (خوارزم، فرغانه، فاراب، سند) در پیش از اسلام، نشانی از
فعالیت علمی وجود نداشت . و وقتی این جوش و هیجان برای کسب علوم اسلامی است، آیا آن را باید به حساب «نژاد و اقلیم
»
گذاشت
(۵)
.
اگر در این میان تمجیدی هست، باید آنرا به حساب «اسلام » گذاشت، نه نژاد و اقلیم و نه از خاصیت روحی و ویژگیهای نژادی و
تجلیات روانی ملی . جا دارد که همان سخن نخستین مان را تکرار کنیم که همه نژادهای بشری در صورت وجود شرایط اجتماعی و
اخلاقی معین می توانند از تمام خصوصیات انسان برخوردار باشند . اعراب قبل از اسلام و الجزائر قبل از جنگ، دو نمونه و گواه
صدق این مدعا هستند که اولی با پذیرش اسلام، استعدادش شکوفا گردید و اعراب جاهلی به امتی متعالی بدل شد و دومی، از
بردگی استعمار به صورت ملت آزاده در آمد
.
در این سخن، بر این باوریم که تمدن اسلامی، جهان وطنی است و همه ملتها، در ترکیب و ایجاد آن، سهم وافری دارند، حتی غیر
مسلمانان و از آن هیچ قوم و نژادی خاص نیست، برای مثال، ایرانیان مؤسس آن باشند و عربها فاقد تمدن و جیره خوار آنها . بلکه
اگر به انصاف بنگریم، اعراب تازه مسلمان شده که استعدادشان به تربیت شکوفا گردیده، در واقع، «سپاه ترویج » این آئین جدید
انسان ساز و فرهنگ ساز بوده و پیام آن را به دیگر ملتها، رسانیده و آنان را از یوغ بردگی و اسارت اوهام و خرافات ادیان، آزاد کرده
است
.
نقد نظریه ابن خلدون
در این میان، گفته علامه «ابن خلدون » ، بسی عجیب می نماید که «اکثر حمله علم را غیر عرب (عجم) و ایرانی می داند و می گوید
: «
از امور عجیب یکی این است که حاملان علم در اسلام، بیشتر، از عجم بودند، خواه در علوم شرعی و خواه در علوم عقلی و اگر در
میان علماء مردی در نسب عربی بوده و در زبان و جای تربیت و پرورش از عجم شمرده می شد و این از آن روی بود که در میان ملت
اسلام در آغاز امر، علم و صنعتی، بنا به مقتضای سادگی آن وجود نداشت و احکام شریعت و اوامر و نواهی خداوند را رجال، سینه
به سینه نقل می کردند و آن را از «کتاب و سنت » می گرفتند
.
فنون، نتیجه تمدن است و عرب، دورترین مردم، از آنند . پس علوم خاص نواحی متمدن گشت و عرب از آن دور ماند . متمدن ترین
این عهد، همه عجم; یا از کسانی بودند که در معنی از آن دسته شمرده می شوند: یعنی موالی و اهل فارس
… (۶) .
این عبارتها از ابن خلدون بیان کننده آن است که ایرانیان، بنیانگذاران تمدن اسلامی بوده اند و دیگر مسلمانان به ویژه عربها
چندان سهمی در این فرهنگ و تمدن اسلامی ندارند
.
بر این بیان، اشکالات چندی وارد است که در نقد این گفتار، باید
به آنها اشاره کرد
.
نقد نظریه
۱ .
تمدن اسلامی یک تمدن ترکیبی است که همه مسلمانان، در خلق و ایجاد آن، سهم دارند و خدمت کرده اند . اگر چه نسبت این
سهم و خدمت متفاوت است، اما نه چندان که ملتی صاحب همه چیز باشد و ملتی فاقد همه چیز
.
