خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سندی از دورهء صفویه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سندی از دورهء صفویه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تازه های نشر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تازه های نشر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
35دقیقه
03ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیعه و فرهنگ توسعه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 62

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل شیعه و فرهنگ توسعه شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل شیعه و فرهنگ توسعه در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل شیعه و فرهنگ توسعه با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل شیعه و فرهنگ توسعه نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل شیعه و فرهنگ توسعه هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل شیعه و فرهنگ توسعه اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شیعه و فرهنگ توسعه :

الف) طرح مسئله

نیل به توسعه سیاسی برای همهء کشورها کمال مطلوب است.
آگاهی از موانع توسعه سیاسی,اجتماعی و اقتصادی یک ضرورت است. این ضرورت برای کشورهایی که حیات سیاسی اجتماعی آن ها تابع ضوابط و قواعد ایدئولوژیک است, ملموس تر به نظرمی رسد, به ویژه اگر دین و یا ایدئولوژی داعیهء اتمام و برتری داشته باشد, الزاما می باید موضعی دربارهء توسعه سیاسی اتخاذ کرده باشد.
عده ای براین باورند که ریشه توسعه نیافتگی سیاسی کشورهای اسلامی از نقص عقاید اسلامی و فقدان قابلیت لازم برای توسعه نیست بلکه در انحراف از اعتقادهای اصیل است. از نظر این دیدگاه, ترقی و پیشرفت جز از راه تمسک به اعتقادهای اصیل اسلامی میسر نخواهدشد.
باید گفت نقش دین و مذهب در توسعه انکارناپذیراست. زیرا دین بررفتار و روابط افراد با یکدیگر و در حیات فردی و جمعی آنان نفوذ قابل ملاحظه ای دارد. حرکت روح فردی و جمعی به سوی عقلانیت مبنای توسعه سیاسی اقتصادی خواهدبود.
طی چهاردهه تلاش برای توسعه, اهمیت خطیر فرهنگ نمایان گردیده است. در این مدت به جهت تاکید توسعه از آزادی سیاسی و مساوات اجتماعی و در نهایت استقلال فرهنگی و رشداقتصادی متحول شده است و تحقق این امر تنها از طریق تبیین صحیح و عملکرد مطلوب هویت فرهنگی امکان پذیرمی گردد.۱
فرهنگ هر جامعه با تمامی جلوه های زندگی, ارزش های انسانی و معرفت شناختی و هم چنین با تعاملات و تقابلات اجتماعی, در همهء زمان ها و مکان ها ارتباط می یابد و به این جهت است که هویت فرهنگی جامعه می تواند هادی اهداف حکومتی و منادی توسعهءسیاسی تلقی شود.۲
هر جامعه ای برهویت و شناس نامهء فرهنگی خویش تاکیددارد و می کوشد که با تمام قدرت و غرورملی, مشخصه های چنین هویتی را زنده نگه دارد و از آن دفاع کند. باید محتوا و چهارچوب فرهنگی جوامع, عوامل و موانع توسعه را شناخت و منطبق با شرائط ویژهء فرهنگ جوامع, الگو و نسخه ای ترتیب داد و در این حالت است که توسعه در چهارچوب هویت فرهنگی معنا پیدا می کند.
جامعه, محتاج برنامه و ترتیب است و برای دست یابی به انسجام درونی باید روی اعضای آن کارشود. انسان باید ارزش پیداکند و تربیت او مبنای توسعه قرارگیرد.
سرمایه های یک جامعه منحصر به منابع طبیعی, تکنولوژی و مالی آن نیست بلکه ارزش مند ترین سرمایه, انسان های بافرهنگ, آموزش دیده و با شخصیت آن جامعه هستند.
در طول تاریخ هرجا تمدنی مادی فرهنگی وجود داشته است از جنبه نظامی و نیز اجتماعی, فرهنگی و تربیتی, سرمایه گذاریهای جدی روی انسان ها انجام شده و یک سیستم اجتماعی برپا گردیده است. ساختن و پرداختن فرهنگ همگون داخلی نیازمند سال ها تلاش و کار منظم و حساب شده تربیتی و آموزشی است.۳
بنابراین, توسعه سیاسی نیازمند فرهنگ است و چون ماهیت فرهنگ به طور تلویحی و مستمر شکل می گیرد, باید نقش فرهنگ و هویت فرهنگی را در چهارچوب نظامی ویژه و نیز در گذر تاریخ بررسی کرد و از شناخت عوامل فرهنگی تضعیف کننده توسعه سیاسی نباید غافل شود باید گفت: با هرنوع فرهنگ در صورت دریافت محتوا و قالب روزآمد آن, می توان به توسعه رسید.۴
درهر جامعه سیاسی, عناصر مشترک فرهنگی توسعه را می توان باتلاش و کوشش استخراج کرد, وانگهی بایدگفت که الگوهای فرهنگی جوامع را به طور کلیشه ای و به دور از جرح و تعدیل نمی توان به یکدیگر تعمیم داد و تسری بخشید. بنابراین هویت فرهنگی جوامع از یکدیگر قابل تفکیک است.

ب) مفاهیم
۱) فرهنگ

فرهنگ لفظی است تکثیرالمعنی و همین تکثیر معنا گاه گاه تفهیم وتفاهم اذهان رادرامورمربوط به این مسئله دچار اشکال می کند. لفظ فرهنگ از مصدر فرهیختن به معنای ادب و هنر و علمآموختن است.
در دائره المعارف لاروس در معنای فرهنگ آمده است که:
فرهنگ عبارت است از مجموعه اموری که به تمدن خاص یک گروه اجتماعی مربوط می شود به زبان دیگر فرهنگ به مجموعه ای اطلاق می شود که شامل معارف, اعتقادات, هنر, اخلاق, قوانین, آداب و رسوم و هرنوع مقررات و عادات دیگری باشد که انسان به عنوان عضوی از جامعه آن را کسب کرده است.۵
از دیدگاه توسعه, فرهنگ مجموعه سازگار افکار و اندیشه هانیست بلکه در بطن هویت فرهنگی نظام سیاسی, مجموعه متضادی از باورها وجوددارند که باعث پارادوکسیکال کردن فرهنگ می شوند. این باورها ناشی از آبشخورهای متفاوتی است و باتوجه به این که در هر دورهء تاریخی باورهای فرهنگی حالتی محوریدارند, نظام های سیاسی گوناگونی شکل می گیرد. در واقع یکی از مهم ترین و اصلی ترین وسیله حفظ نظام ها فرهنگ است, چراکه عناصر متفاوت هراجتماع و نظام سیاسی از طریق بستر فرهنگ به یکدیگر پیوندمی خورند.۶

۲) فرهنگ سیاسی

در بحث از فرهنگ سیاسی چنین فرض می شود که سیاست , ما حصل ویژگی های بنیادین در فرهنگی کلی تر است. فرهنگ در این قلمرو مفهومی, بیش تر به باورهای مشترک و ارزش های جمعی مدام اطلاق می شود و شکل و صورت حکومت تا حد زیادی از همین عناصر تاثیر می پذیرد. برهمین اساس حتی نگرش های موجود به انسان, هستی و نظام اجتماعی آداب و سنن و عقاید دینی مردم برشکل حکومت آن ها تاثیر می گذارد.
هر نظام سیاسی شامل الگوی خاص از جهت گیریها به کنش سیاسی است. من فکر می کنم که بهتراست این الگو را فرهنگ سیاسی بنامیم۷
شناخته شده ترین تحقیق تجربی در این زمینه کار آسموندوربا در کتاب فرهنگ مدنی Civic culture))است. در این کتاب نگرش های سیاسی پنج کشور آمریکا, انگلیس, آلمان غربی, ایتالیا و مکزیک مورد مطالعه قرار گرفته است. از نظر آن ها فرهنگ مدنی فرهنگی است که ساخت سیاسی و فرهنگ سیاسی در آن سازگار است. آن ها سه نوع فرهنگ مشارکتی, تابع و محلی را از هم تفکیک کرده اند. در عین حال چهار تعریف از فرهنگ سیاسی ارائه می شود:
۱) توجه به موضوع جهت گیری های ذهنی توده در سیاست
۲) فرهنگ سیاسی به مفهوم بررسی اجزای ترکیب دهندهء فرهنگ سیاسی, ارزش ها, تاثیرات دانش و عقاید دربارهء واقعیات سیاسی و احساسات با جنبه سیاسی و تعهدات مبتنی بر ارزش های سیاسی
۳) فرهنگ سیاسی به مفهوم جامعه پذیری دوران کودکی, تحصیلات, تربیت عمومی, تجربیات گذشته با اثرات اجتماعی و حکومتی
۴) فرهنگ سیاسی به مفهوم اجزای بازدارنده و مثبت بر ساختار سیاسی و حکومتی. بر اساس تعریف پای, فرهنگ سیاسی, ساخت و معنای فضای سیاسی را به همان ترتیبی که فرهنگ به طور کلی معرف یکپارچگی حیات اجتماعی است به دست می دهد.۸

۳) فرهنگ سیاسی شیعه

فرهنگ شیعه در وسیع ترین معنای خود به همهءمحصولات ذهنی و فکری و ذوقی شیعیان و پیروان واقعی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و پیشوایان آنان در تمام ادوار تاریخی اسلام اطلاق می شود.
فرهنگ سیاسی شیعه, منادی حضور همه جانبه دین اسلام براساس تفسیرامامان علیهم السلام در عرصه زندگی و احیاگری نظری در پی تجدید روابط بین عقل و دین یاعلم وایمان است.
در این نظر, دین را باید در زندگی جمعی واردکرد و آن را با تحولات نوین سازگار کرده و به دنبال شواهدی از رضایت, تشویق و اصرارآن نسبت به تحولات جدید باشند.
به طور خلاصه, ارکان تفکر و منطق اصلی تجدید حیات شیعه عبارتند از:
بازگشت به اصول اولیه اسلام, تاکید بر حضور فراگیر دیانت در عرصهء سیاست و اجتماع و تکیه بر یگانگی مذهب و دولت و تجدید مناسبات میان عقل و دین.

۴) توسعه

تعریف توسعه تحت تاثیر نظام فکری و ارزشی حاکم برذهنیت افراد, و بیش تر آن را عبارت از رشد کمی و کیفی امکانات مادی و رفاه جامعه می دانند. توسعه واقعیتی مادی و ذهنی است که در ابعاد مختلف زندگی اعم از اقتصادی, اجتماعی, فرهنگی و سیاسی اثرات مشخصی بر جای می گذارد.۹
به طور کلی توسعه جریانی است که در خود, تجدید سازمان و سمت گیری متفاوت کل نظام اقتصادی اجتماعی را به همراه دارد. توسعه افزون بر بهبود در میزان تولید و درآمد, شامل دگرگونی اساسی در ساخت های نهادی, اجتماعی, اداری و هم چنین ایستارها و وحبه های نظر عمومی مردم است. توسعه در بسیاری موارد حتی عادات و رسوم و عقاید مردم را نیز دربر می گیرد.۱۰

۵) توسعه سیاسی

توسعه سیاسی به مفهوم نهادینه شدن سیاست است. این توسعه زمانی حاصل میآید که برای تنوعات و پیچیدگی های جدیدی که در نتیجهء نوسازی به وجود آمده اند, نهادهایی ساخته شوند که موجب انسجام و هم بستگی در درون جامعه سیاسی شوند. بدین ترتیب بحث توسعه معادل بحث وجدان جمعی دورکهایم است. توسعه سیاسی درواقع بعد درمانگر تحولات اجتماعی است در حالی که نوسازی موجب بیماری اجتماعی می شود. رابطه مفاهیم نوسازی آنومی از یک سو و توسعه ثبات از سوی دیگر در منحنی زیر نمایش داده می شود.

توسعه سیاسی به دلایل چند بعدی, جامع و شدیدا کیفی بودن آن, پیچیده ترین سطح توسعه یک جامعه است. رونالد چیکلوت معتقداست که نظریات توسعه سیاسی را به سه قسمت می توان تقسیم کرد:
۱) آن دسته که توسعه سیاسی را با دموکراسی مترادف می دانند
۲) آن دسته که بر تغییر و توسعه سیاسی تمرکز تحقیقاتی داشته اند
۳) آن دسته که به تجزیه و تحلیل بحران هاو مراحل تسلسلی توسعه سیاسی پرداخته اند.
بایندر معتقداست که اگر کشوری بخواهد به رشد و توسعه برسد باید پنج بحران راپشت سر بگذارد. این پنج بحران عبارتند از: بحران هویت(Identily) بحران مشارکت ( Ravticitation)بحران نفوذ (Renetvation) بحران مشروعیت (Legitimavy) و بحران توزیع (Distribution) او معتقد است که وجه تمایز کشورهای توسعه یافته صنعتی, از کشورهای در حال توسعه در آن توسعه است که آنان در گذشته به طریقی موفقیتآمیز بحران های فوق به ویژه بحران های هویت و مشروعیت را پشت سر نهاده اند.۱۲
هانتینگتون مفهوم توسعه سیاسی را بر اساس میزان صنعتی شدن, تحریک و تجهیز اجتماعی, رشد اقتصادی و مشارکت سیاسی مورد ارزیابی قرارداده و بر این اعتقاد است از آن جا که در فرآیند توسعه سیاسی تقاضاهای جدیدی به صورت مشارکت و ایفای نقش های جدیدتر ظهور می کنند, بنابراین نظام سیاسی باید از ظرفیت و توانایی های لازم برای تغییر وضعیت برخوردار باشد در غیر این صورت سیستم با بی ثباتی, هرج ومرج, اقتدارگرایی و زوال سیاسی روبه رو خواهدشد و امکان دارد پاسخ جامعه به این نابسامانی ها به شکل انقلاب تجلی کند.۱۳
هانتینگتون در نهایت نوسازی سیاسی را جریانی در جهت عقلانی شدن اقتدار تمایزی ساختارها و گسترش اشتراک سیاسی می داند.۱۴
(پای) در مجموع افزایش ظرفیت نظام را در پاسخ گویی به نیازها و خواسته های مردم, تنوع ساختاری, تخصصی شدن ساختارها و هم چنین افزایش مشارکت سیاسی را لازمه توسعه سیاسی می پندارد.۱۵

سوال اصلی و فرضیه مقاله

تاچه حداصول بنیادین فرهنگ سیاسی شیعه می تواند باعث امحای عوامل فرهنگی تضعیف کننده توسعه سیاسی شود؟
درون مایهء فرهنگ سیاسی شیعه با کاربرد عقل در فهم متون دینی و احترام بر آزادیهای سیاسی اجتماعی و مصلحت سنجی در اجرای قوانین شریعت راه نیل به توسعه سیاسی را هموار می کند.

مفروضات

عقلانیت فزاینده به عنوان مهم ترین شاخص توسعه سیاسی قلمداد می گردد.
بین اخلاق اقتصادی مذاهب و توسعه و نوسازی چه در زمینه اقتصادی و چه در زمینه سیاسی ارتباطی مستقیم وجوددارد.
باورها و اعتقادات دینی بخش عمده ای از فرهنگ است و فرهنگ نیز به نوبه خود زمینه ساز تحول و نوگرایی است.
دین اسلام مجموعه ای از اصول عقلی است و توسعه یافتگی را نیز بحث عقلی می داند.
این گفتار شامل چهار بخش است:
۱ ویژگی های عمومی فرهنگ و توسعه سیاسی
۲ عوامل فرهنگی تضعیف کنندهء توسعه سیاسی
۳ اصول بنیادین فرهنگ سیاسی شیعه و نقش آن در امحای عوامل فرهنگی تضعیف کننده توسعه سیاسی بر پایه محور اصیل عقلانیت
۴ نتیجه گیری.

الف) فرهنگ و توسعه سیاسی

دربررسی پدیدهء توسعه نیافتگی بسیاری بر این عقیده اند که ریشه عقب ماندگی سیاسی بسیاری از کشورها با فرهنگ سیاسی آن ها مرتبطاست. بدین ترتیب که آن ها توانسته اند در بررسی های تاریخی جوامع شاخص های فرهنگی توسعه و شاخص های ضد توسعه را شناسایی کنند.

ویژگی های عمومی فرهنگ:
۱) فراگرفتنی:
فرهنگ, غریزی نیست و از راه توارث نیز به فرد منتقل نمی شود به عبارت دیگر, فرهنگ از عادت ها و تجربیاتی تشکیل یافته است که افراد در طول حیات خویش میآموزند.
۲) قابل انتقال:
امور فرهنگی بر اثر تلاش و علاقه انسان ها از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.
۳) اجتماعی:
عادت ها و تجربیاتی که فرهنگ را تشکیل می دهند جنبهء انفرادی ندارند.
شرائط اجتماعی مانند جنگ ها, حوادث بزرگ طبیعی و تحولات سیاسی در تحول فرهنگی موثر واقع می شوند.
۴) پاسخ گوی نیازمندیهای اساسی حیات:
فرهنگ چگونگی مقابله با حوادث و تحولات طبیعی و یا تغییرشکل طبیعت رابرای انطباق آن باخواسته های انسان را به او میآموزد.
۵) پایدار:
اگرچه تحول پذیری یکی از ویژگی های فرهنگ است ولی این تحول به اندازه ای آرام و غیرمحسوس صورت می گیرد که به نظر می رسد جنبه پایدار و دیرپابودن آن قویتر است.
۶) مشخص کنندهء معیارها و ارزش ها:
هر فرهنگ با توجه به مجموعهء خصوصیات و موقعیت خود نسبت به مسائل و موضوعات مختلف موضع گیری, مرزبندی و درنتیجه ارزش گذاری می کند. هر فرهنگ حاوی تعاریفی از مفاهیم اساسی موجود است و بر اساس آن نظام رفتاری, وضعیت زندگی فردی و اجتماعی را شکل می دهد.۱۶

گذری بر توسعه سیاسی

بحث توسعه سیاسی مقوله ای ویژه قرن بیستم است, اما می توان گفت که لوازم و ملزومات آن طی چندین قرن در گذر تحولات تاریخی, اجتماعی و سیاسی فراهم شده و الگوهای مطرح شده در این زمینه ماخوذ از غرب است یعنی جریان فراگیری تحت عنوان رنسانس در قرن چهاردهم آغازشد که شاخصه های مهم آن فردگرایی, فهم جدید دینی و علم گرایی محسوب می شد. این حرکت اجتماعی فرهنگی منجر به ورود عناصر جدیدی به منظومهء فکری انسان شد و در عرصهء اجتماع و سیاست, مفاهیم جدیدی چون حق حاکمیت, آزادی, حق آزادی و برابری مطرح شد که نشان تحول فرهنگ سیاسی سنتی به فرهنگ به اصطلاح دموکراتیک بود. رشد فرهنگ دنیاگرایی, شکل گیری مفهوم ملت, فردگرایی, تسامح و مدارای مذهبی و سیاسی به وجودآمدن مفهوم شهروندی, گسترش حوزهء نفوذ آگاهی و انتخاب افراد نقش تازه ای برای فرد و نظام اجتماعی به بار آورد. البته به رغم تحولات فرهنگی, اجتماعی و سیاسی در غرب, عمده نقاط جهان در نظم سنتی خود به حیات ادامه دادند که درواقع موانعی به لحاظ فرهنگی در سطح جامعه موجود بود که در مقابل تغییر مقاومت می کرد.
در مورد شاخص های توسعه سیاسی می توان این دوازده اصل را بیان نمود:۱۷
۱) فردگرایی مثبت باید تشویق گردد.
۲) تفکر از زمینه های استقرایی قوی برخوردار باشد.
۳) تفکر متاع عمومی و تخصص, متاع خاص باشد.
۴) آموزش, مهم ترین رکن برنامه ریزی جامعه باشد.
۵) عموم مردم, منطق و شیوه های کار جمعی را بیاموزند.
۶) هویت عمومی جامعه فوق العاده قوی و مستحکم باشد.
۷) علاقه به جامعه و به دنبال آن قانون پذیری در میان مردم بنیادی باشد.
۸) منافع هیئت حاکمه با منافع و مصالح عمومی مردم هم سو باشد.
۹) دولت تنها منبع فرهنگ اجتماعی نباشد و نهادهای غیردولتی در نظام اجتماعی موثر و فعال باشند.
۱۰) آرامش اقتصادی وجود داشته باشد.
۱۱) تصمیم گیری مبتنی بر اصلاح نگری و اصلاح پذیری باشد.
۱۲) انتخاب افراد بر اساس رقابت و لیاقت صورت گیرد.
مقصود تلفیق نظریه با اصول و ارزش های انسانی است به گونه ای که معنای تئوریک توسعه سیاسی با آرمان های عام انسانی ادغام گردد و حرکت تکاملی جامعه را در مسیر توسعه اجتماعی و اقتصادی و نهایتا توسعه سیاسی جلوه گر سازد.

ب) عوامل فرهنگی تضعیف کنندهء توسعه سیاسی

عوامل فرهنگی تضعیف کنندهء توسعه سیاسی را می توان در موارد زیر مورد بحث و بررسی قرارداد:
۱) جزمیت:
این عامل مانع فرهنگ خلاق و پرورش ذهن مبتکر است. هر عقیدهء جازمی موجب می شود که مردم آگاهی ها و توانایی های خود را نادیده گیرند و آرامآرام از رفتار انسانی دوری گزینند در حالی که مردم باید باطنا خود را در اندیشه ها و اعتقاداتشان کاملا آزاد احساس کنند و بر این باور باشند که هرگونه آموزش یا تاثیر خارجی, ساز و برگی است برای کمک به خود جهت بررسی اعتقاداتمان و تنهاابزاری که جامعه برای اصلاح افراد در اختیار دارد, آگاهی تکامل یافتهء باطنی آن هاست. این به منزلهء قطب نمایی است که حیات نقشه (دنیای واقعیات) را به روشنی و به گونه ای دقیق می نمایاند و بدین سبب توانایی تاثیربرطریق توسعه را دارد.
جزمیت دستگاه حاکمه نیز امکان استفاده مطلوب از نیروهای خلاق و سازندهء اجتماع را به هدر می دهد و تاریخ بیان گر این واقعیت است که پیشرفت اجتماعی و توسعه سیاسی, محتاج همکاری مردم در امور دولتی است.
ذکر این مطلب ضروری است که اعطای امتیاز در وجوه متفاوت به سود طبقه و قشری خاص از سوی دولت, خواه ناخواه بر عدم تمایل مشارکت سیاسی سایر اقشار اثر می گذارد, بنابراین باید به نیروی مردم اهمیت داد, چراکه پیشرفت همه جانبهء سیاسی, بدون تشریک مساعی مردم معنا و مفهومی نخواهدداشت.۱۸

۲) فقدان انگیزه موفقیت طلبی در مردم یک فرهنگ

تحولاتی چون رنسانس اروپایی, تفکر ملی گرایی, انقلاب صنعتی و دیگر تحولات تاثیر چندانی در بعضی از ملل نگذاشته است. از ویژگی های بارز این ملل, اهمیت ندادن به وقت و زمان است.
در مقابل, فقدان انگیزهء موفقیت طلبی و اعتماد به نفس, دلبستگی به عوامل قهار طبیعت جایگزین شده است که تاثیر درجه اولش, انصراف از کار و استعفای از خود و انحراف به طرف تقدیر البته به شکل منفی می باشد و برای فعالیت و فکر سهم و ارزش کم تری در زندگی قائل می شوند. درواقع رویارویی با مدرنیسم, تفکر کار محور (یا انگیزه موفقیت طلبی) به جای تفکر مهر محور قرارمی گیرد.

۳) اسطوره گرایی

اسطوره نوعی آفرینش ذهنی ابتدایی است تعبیر و تاویلی است از روند طبیعی و بیش از آن که علمی باشد جادویی و آیینی است.
درواقع عدم تکامل دانش بشری و ناشناختگی پدیده ها و اشیای پیرامون, سبب می شود که سهم آدمی در زندگی کم انگاشته شود و عمل اجتماعی و طبیعی نسبت به عمل انسان وجه برتر یابد و آن را تابع خویش کند. از این رو, کاری را که آدمی در دوره های آگاهی, بر عهده خود می بیند در دوره های ناآگاهی بر عهده دیگران می نهد.۱۹ به نظر هابرماس در جامعه توسعه نیافته هراسهای ناشی از رویدادهای طبیعی سهمگین بر زندگی فردی و اجتماعی غلبه دارد, تفسیر این پدیده ها به یاری اسطوره صورت گیرد که دنیای طبیعت و فرهنگ را درهم میآمیزد و به نیروهای طبیعی, قدرتی برتر از قدرت انسان ها نسبت می دهد. بنابراین, شناخت علمی پایگاه و منزلت استواری در تبین امور پیچیده جهان ندارد و جهان بینی ها اغلب بر اسطوره, جادو و برداشت متافیزیکی تکیه دارد و همین امر خود ضرورت تکوین اسطوره را قویتر و محسوس تر می کند.۲۰
درواقع اسطوره خود زادهء آرزوهای پنهانی و آرمان های سرکوب شدهء اجتماعی است که در شرایط اختناق جان می گیرد و در درون ذهن ها رشد می کند, که اوج این مرحله را باید در افول پیشرفت و ترقی جامعه جست و جو کرد.

۴) اصل و نسب

چهارمین زمینه ای که در این جا مورد نظر ماست, زمان می باشد.
در جامعهء توسعه یافته, ذهن افراد به حال و آینده بیش از گذشته توجه دارد.
درحالی که در جوامع توسعه نیافته افراد بیش تر به گذشته علاقه مند می باشند و به آن افتخار می کنند. غافل از این که کسی را از فضل پدر حاصلی نیست و انسان باید مرد کار و همت خود باشد و آدم شریف واقعی کسی است که بتواند با اطمینان بگوید دارای فرزند نیک سرشت و خردمند خواهدبود نه آن کسی که تنها به افتخار آباء و اجداد خود سر بلند کند.

۵) احساساتی بودن

مردم بیش تر کشورهای توسعه نیافته زود دست خوش هیجان شده, زود حکم صادر می کنند و در تصمیم گیریهای خود اغلب به صورت عجولانه عمل می کنند. در این جا چیزی به نام افکار عمومی مستقل وجودندارد بلکه فقط احساسات و شور سیاسی است نه شعور سیاسی.
از همین رو سیاست مداران غالبا برای جلب, بسیج و به جنبش درآوردن مردم, به بهره برداری از احساسات خام, غرایز و عواطف و عقده های آنان رومیآورند و می کوشند به نحوی از انحا به این احساسات دامن بزنند و از آن به سود خویش بهره جویند و آن را در راستای اهداف خویش سمت وسو دهند.

۶) وجود تفکر افراطی دربارهء هویت های فرهنگی جوامع

این امر دربارهء هویت های فرهنگی جوامع در گذشته برای ستایش نژاد و ملت صورت می گرفت که می توان از آلمان هیتلری و ایتالیای زمان موسولینی نام برد و دانست که چگونه افراط بیش از حد و تاکید صرف بر نژاد و ملت و دولت, عواقب وخیمی به بار میآورد. اگر هویت فرهنگی جامعه ای چنین مشخصه ای به خود گیرد, تبیین و توسعه سیاسی در مفهوم واقعی آن غیرممکن است.

۶) ذهن گرایی و شایعه سازی

شایعه سازی و شایعه پردازی و به اصطلاح فرهنگ ارتباط شفاهی, در جهان سوم و کشورهایی که دارای فرهنگ سیاسی محدود هستند بسیار مرسوم است. مردم این کشورها به خاطر نگرش های احساسی و عدم اعتماد به دولت های خود اخبار رسانه های گروهی را باورنداشته و درواقع دانش اندکی دربارهء حوادث دارند وتنها از طریق گفتار مردم وشبکه های غیررسمی وارتباطات شفاهی, دربارهء حوادث به قضاوت می نشیند.۲۱

۷) ریاضت فرهنگی

سخن از خودبندگی فرهنگی نابه جاست و نمی توان خود را در دنیا منزوی انگاشت. فرهنگ باید خصلت تقابلی و تعاملی داشته باشد یعنی هویت فرهنگی نظام سیاسی باید به گونه ای مورد تدقیق و تدبیر قرارگیرد که هم بر درون خویش نگریسته و خصلت پالایشی و ویرایشی داشته باشد و هم از ورای مرزهای

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.