خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاریخچه بست و بست نشینی در مشهد مقدس
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاریخچه بست و بست نشینی در مشهد مقدس قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی به مجموعه دایره المعارف
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی به مجموعه دایره المعارف قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
02ساعت
29دقیقه
41ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غرایب و تضادهای یک گورجای

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 65

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل غرایب و تضادهای یک گورجای!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل غرایب و تضادهای یک گورجای بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل غرایب و تضادهای یک گورجای از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل غرایب و تضادهای یک گورجای شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل غرایب و تضادهای یک گورجای استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل غرایب و تضادهای یک گورجای با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل غرایب و تضادهای یک گورجای قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل غرایب و تضادهای یک گورجای حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل غرایب و تضادهای یک گورجای به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل غرایب و تضادهای یک گورجای :

هنگامی که سین به شین وارد شود گورجای محی الدین نمایان خواهد شد

(۱)

در شهر دمشق، در کمرگاه کوه «قاسیون » که با شکوه و جلال بسیار بر شهر اشراف دارد مزار محی الدین ابن عربی در

محله ای که نام او را بر خود دارد، آرمیده است. این محله بخشی از حومه قدیم «صالحیه » است که پر از بناهای مذهبی و

عرفانی (خلوه) است، بناهایی مناسب برای انزوا و عزلت گزیدن

.

از دور، گنبد سبز مزار و مناره مسجد آن پیداست. اما به محض آن که قدم به هزارتوی خیابانها بگذارید از دیدها پنهان

می شود. آن گاه خود را در محله ای مردمی می یابید که خیابان اصلی آن که خیابانی تجاری است روزهای جمعه به

جمعه بازار تبدیل می شود. از دکان ها که برخی نام این مرد مقدس را بر خود دارند – نظیر «نانوایی ابن عربی »، «عطاری

محی الدین، و یا «سلطان العارفین »… – بوهایی به مشام می رسد که مشرق زمین را تداعی می کند; بوی ادویه، انواع

عطرها، بوی قهوه، تنقلات و بوی نان. آن گاه که به مقابل در مسجد – مزار می رسی، مناره هشت گوش را که بر فراز در سر

برافراشته است، می بینی. در این جا هشتی و پلکانی است که پایین می رود; جایی که برای ورود به مسجد باید کفش ها را

بیرون آورد. در سمت راست در، کتیبه ای که در مرمر نقر شده خودنمایی می کند، ترجمه مفاد آن چنین است

:

«

آرامگاه ابن عربی که سلطان سلیم به سال ۹۲۴ هجری بنا کرده است.» در مقابل روی ما صحنی قرار گرفته که حوضی در

وسط دارد. روبرو، سمت جنوب، نمازخانه است و در دیوار انتهایی آن محراب، یعنی تاقکی که نشانگر جهت قبله است. در

سمت چپ پلکانی قرار دارد که در امتداد دیوار نمازخانه پایین می رود و به اتاق زیر گنبد راه دارد. این اتاق «مقام » نامیده

می شود، جایی که مدفن ابن عربی است. آیا باید ابتدا به نمازخانه رفت و به اقامه نماز که وظیفه هر مسلمان معتقدی است

پرداخت یا می توان از پلکان پایین رفت و آرامگاه را زیارت کرد؟

این مساله در رساله ای با عنون «راز سر به مهر در آرامگاه ابن عربی » که به سال ۱۶۷۸م [۱۰۸۹ ه]نوشته شده اما تاکنون

منتشر نشده، مطرح شده است. نویسنده عبدالغنی النابلسی، عارف بزرگ دمشقی و مرید ابن عربی – که آرامگاه او در

جوار استادش قرار دارد – مطالعه ای تفسیری از بنا انجام داده است. نابلسی نخست اشاره کرده که وجود آرامگاه در پشت

مسجدی که مربوط به آن است امری غیرمعمول است. به نظر او این «کهتری » ظاهری تنها برای کسی که به تقدس

ابن عربی عقیده ندارد، واقعیت می یابد و در واقع یک چنین آدمی با این طرز تفکر پستی روح خود را نمایان کرده است

.

در عوض، کسی که آشنای به اسرار است به محض ورود باید از سمت راست، مسیر دیوار مسجد – مزار را بپیماید و به

نشانه فروتنی از شیب طبیعی کوه قاسیون پایین رود. در این هنگام او با باغی که نهری از میان آن می گذرد مواجه خواهد

شد، باغی که آرامگاه ابن عربی بر آن اشراف دارد. به این ترتیب آرامگاه بزرگی و شرف خود را بازمی یابد، چرا که بر باغی

که زایر قدم به آن می نهد مشرف است. در این موقع او به سوی مزار می رود و از دری که به باغ باز می شود قدم به محوطه

زیر گنبد می نهد و پس از آن که مدتی در کنار آرامگاه به راز و نیاز پرداخت به بالا رفتن ادامه می دهد تا به کمک پلکانی که

این بار مستقیما به نمازخانه می رود – و نه پلکانی که به حیاط راه دارد – به این مکان برسد. به این ترتیب ملاحظات

مربوط به برتری یا کهتری میان مسجد و مزار دیگر بی مورد خواهد بود. در صعودی مداوم از یکی به دیگری می توان راه

یافت: عرفان و معرفت به حیث طریق به شریعت رهنمون می شود

.

این تعبیر و تفسیر از معماری بنا، مبین اختلاف نظرهایی است که ابن عربی و آثارش و سپس آرامگاهش برانگیخته اند

.

طریقی که نابلسی ارائه می دهد، هم بیانگر اسرار معماری بناست و هم ارزش واقعی ابن عربی; چیزی که درک آن برای

نامحرمان طریقت دشوار است، طریقتی که به خداوند رهنمون می شود، یعنی: عرفان

.

با این همه امروزه دیگر نه از باغ اثری برجای مانده است، نه از نهری که از میان آن می گذشته و نه از پلکانی که از آرامگاه

به درون نمازخانه راه داشته است. ساماندهی محله در طول زمان، بنا را از آنچه امکان می داد معماری آن را تفسیر کنیم

تهی ساخته است. تنها ورودی اصلی، نیز پلکان صحن برجای مانده است و زایران بنا به میل خود ابتدا به زیارت آرامگاه

می روند و یا با اقامه نماز در مسجد آغاز می کنند. برخی هر دو کار را در محل آرامگاه به جای می آورند; چرا که شبستان

آرامگاه خود نمازخانه کوچکی است مجهز به یک محراب

.

این آرامگاه به دلیل معماری اش و نمادهایی که تداعی می کند و نیز به یاری تاریخچه اش، نمونه ای است پرمعنا و بارز که

فهم چگونگی احداث یک مکان شریف اسلامی و نیز اهدافی را که در این کار نهفته است امکان پذیر می سازد

.

خاتم اولیا و مشایخ

محی الدین عربی به سال ۱۱۶۵ م [۵۶۱ ه] در مورسیه اندلس چشم به جهان گشوده است. او پس از سفرهای طولانی در

غرب و شرق اسلامی و مدتی اقامت در مکه سرانجام به سال ۱۲۳۰م [۶۲۸ ه] در سن شصت سالگی در دمشق رحل اقامت

افکنده است. او به سال ۱۲۴۰ م [۶۳۸ ه] در این شهر درگذشت و در مقبره خانوادگی ابن زکی، دوستی که به هنگام

ورودش به دمشق میهماندار او بود، به خاک سپرده شد

.

ابن عربی به دلیل آثار عظیم و ارزشمندش، و به سبب تفکرات عرفانی اش – که دو وجه بنیادی آن عبارتند از اندیشه های

ماوراءالطبیعه و شناختن اولیاءالله که مفهوم خاتم اولیاء و مشایخ در آن نکته ای است اساسی – چنان بر رشد تفکرات

عرفانی – اسلامی تاثیر نهاده که بواقع سبب شده است یک دوره «قبل » و «بعد از ابن عربی » به وجود آید; و از این روست که

در میان پیروانش به «شیخ اکبر» شهرت یافته است، از همین عنوان است که صفت «اکبریون » برای اشاره به عرفایی که از

آموزشهای او پیروی می کنند، بیرون آمده است. او، چه در زمان حیات و چه پس از مرگش، توجه و علاقه و نیز

خصومتهایی را برانگیخته است و هیچ دوره یا ناحیه اسلامی وجود ندارد که شاید بحث و جدل و اختلاف نظرهایی

پیرامون اندیشه های او، نباشد

.

پس از مرگ ابن عربی و به نسبتی که آثار و اندیشه های او رواج می یافت واکنشهایی هر چه خصمانه تر – بویژه از سوی اهل

حدیث – علیه او ابراز می شد. اما در آناتولی و بخصوص در قونیه بود (جایی که صدرالدین قونوی، مشهورترین شاگرد او به

نوبه خود شاگردان بسیاری تربیت کرد، شاگردانی که تعالیم ابن عربی را در سه گستره فرهنگ اسلامی یعنی ترک، ایرانی

و عرب بسط دادند) که نفوذ و شهرت اندیشه های ابن عربی فرصت ظهور یافت و شکوفا گردید. نیز در همین شهر است که

معتبرترین دستنوشته های آثار ابن عربی یافت می شود; دستنوشته هایی به خط خود نویسنده یا از سوی داناترین

شاگردان او. امروزه غالب این دستنوشته ها در کتابخانه های شهر استانبول و بویژه سلیمانیه نگه داری می شود

.

و اما شدیدترین حملات از سوریه و مصر می آید، حملاتی که از سوی یک عالم اهل حدیث دمشقی و سلفی گری مشهور

ابن تیمیه درگذشته به سال ۱۳۲۸م [۷۲۹ ه ]و مدفون در دمشق به اوج خود می رسد. او تعقیب و سرکوبی هر آنچه را به

چشم کفر و الحاد می نگریست وظیفه خود قرار داده بود: شیعه گری، فرق صوفی، پرستش اولیا و بزرگان دین از خلال

توسل به شفاعت و نیز زیارت قبور، طرفداران ابن عربی در زمره این ملحدان قرار دارند. او آنها را از نام تجربه عرفانی

اتحاد با خدا که طرفداران وحدت وجود قایل به آن هستند، «اتحادیه » می نامد. پس از او دیگران به تعقیب و آزار

«

اکبریون » و انهدام آثار استاد ادامه می دهند. آنها این کتابها را می سوزانند یا به احترام سوره های قرآن مندرج در آنها،

آنها را با آب محو می کنند

.

شور و حرارت اهل حدیث که دست از ابراز خصومت برنمی دارند با پیروزی عثمانیها در سوریه و مصر به سال ۱۵۱۶م [۹۲۲

ه] به صورت مخالفتی مخفی و زیرزمینی درمی آید اما با ضعیف شدن باب عالی و با پیدایش جنبش وهابی – که بنیانگذار

آن محمدبن عبدالوهاب از مکتب ابن تیمیه الهام گرفته – دشمنی با ابن عربی و پیروان او از سرگرفته می شود. آتش این

خصومت هنوز هم خاموش نشده، چرا که امروزه وهابیت ایده ئولوژی یکی از بانفوذترین کشورهای عربی یعنی عربستان

سعودی است. به این ترتیب ابن عربی و ابن تیمیه همچنان دو چهره مختلف و مخالف، از اسلام سنی را به نمایش

گذاشته اند

.

مقبره ملامی

طی

مدتی حدود سه قرن یعنی از ۱۲۴۰ تا۱۵۱۶ م [۶۳۸ تا ۹۲۲ ه ]، مقبره ابن عربی، فراموش می شود و در پناه مقبره

خانوادگی ابن زکی، از گزند ایام و آشوبهایی که در اطراف آن می گذرد مصون و به دور از تعرض و تکفیر می ماند، در حالی

که کسی که در آن آرمیده به دلیل تفسیر غیرقابل تحملی که از اسلام عرضه داشته بحث و جدل های بسیار برمی انگیزد

.

طی تمامی این مدت محل آرامگاه را تنها تعداد معدودی از مریدان – که برای اعتکاف نزد استاد می آمدند

می شناختند. این مریدان، اعم از دمشقی یا مسافر، قبل از رفتن به قونیه – برای بررسی و مقابله فلان اثر ابن عربی بویژه

«

فتوحات مکیه » او با دستنوشتی که قونوی از استاد خود به ارث برده بود – توقفی بر مزار او می کردند

.

مخالفت اهل حدیث با ابن عربی که او را بی دین می خواندند، احساسی از خودسانسوری در سوریه برانگیخته بود و مردم

به زیارت آرامگاه او رغبتی نمی نمودند. معدود زایران مرقد او کسانی هستند که با آثار عرفانی اش آشنایی دارند; نیز گروه

فرهیختگانی که ابن عربی به آنها تعلق داشته است; مفهومی که سرنوشت آرامگاه آئینه تمام نمای آن است; به عقیده

ابن عربی بهترین مؤمنان «ملامی »ها هستند یعنی «اهل ملامت »، آنان که هویت واقعی و برتری های علمی خود را پنهان

می دارند و همچون مردمان عادی می نمایند. از این روست که آرامگاه او مشابه دیگران است، به حدی که گاه شهرهای

دیگری غیر از دمشق را محل دفن او اعلام می دارند. و این امری است که فی المثل در مورد علی بن میمون فاسی

(

درگذشته به سال ۱۵۱۱ م [۹۱۷ ه ] و مدفون در لبنان) نیز مصداق دارد. او که صوفیی اهل مراکش بوده دست به سفری

به صوب مشرق زمین می زند و به آناتولی می رود; رویدادی که خودش در رساله ای کوچک در دفاع از ابن عربی حکایت

کرده است. ترجمه عنوان این رساله که هنوز به صورت دستنوشت است و چاپ نشده چنین است: «تبرئه دوست از اتهام

الحاد». در جایی از این رساله آمده

:

«

هنگامی که به سال ۹۰۴ ه [۱۴۹۹ م ] به خواست خدا در سوریه توقف کردم از برخی افراد منحرف که دستخوش تعصب و

گمراهی شده بودند اما ادعای علم می کردند شنیدم که نسبت به ابوعبدالله محمدبن العربی الطائی المغربی الاندلسی،

این استاد مسلم عرفان که در شناخت علوم الهی بی نظیر است اسائه ادب می کنند و او را به باد انتقاد می گیرند […] من

نمی دانستم مدفن او کجاست، اما وقتی در این سال […] به لطف خداوند محل آرامگاه او را شناختم، به یاری عالم ربانی

عبدالقادر صفدی که با او در ماه شعبان ۹۰۴ ه در صفد آشنا شدم به این مکان که در محله صالحیه در شمال دمشق و به

فاصله کمی بیش از هزار […] قرار دارد رفتم. وقتی به دمشق وارد شدم هیچ کس نبود که مرا راهنمایی کند زیرا همه از

این گروه اهل حدیث بی ایمان […] که از او انتقاد می کنند می ترسیدند. سپس در محل از اهالی مدفن شریف اور ا جویا

شدم، از دور محلی را نشان دادند و گفتند: «به فلان جا بروید، در آن جا حمامی است، گورستان درست در کنار حمام

است ». سرانجام به محل حمام وارد شدم و از خدمتکار حمام خواستم در را برایم باز کند تا به محل آرامگاه بروم. او با

استفاده از یک حیله از دیوار بالا رفت و در را به رویم گشود. در آرامگاه هیچ اثری از آمدوشد زایران دیده نمی شد. خار و

خاشاک و علفهای خشکی که در آن جا بود ثابت می کرد هیچ کس به این محل نمی آید. در واقع متروک بودن آرامگاه

نشانه برتری بود زیرا خداوند در این دوران پر فساد اجازه نداده بود این مکان زیارتگاه شود و به این ترتیب این فرد مقدس

را در حیات و ممات از تحقیر مصون داشته است. در این هنگام شرط ادب به جای آوردم و در پایین پای او نشستم. اما نه

در واقع من به بدترین نحو رفتار کردم، شرط ادب ایجاب می کرد چونان کسی که طلب شفاعت می کنم در بیرون آرامگاه

بایستم. من مرتکب گناه شدم و از خداوند طلب بخشش می کنم […]. سپس مطالب روی سنگ قبر را که شامل سوره ۱۶

آیه ۱۲۵ بود خواندم: «مردم را با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت بخوان و با بهترین شیوه با آنان مجادله کن زیرا

پروردگار توبه کسانی که از راه او منحرف شده اند آگاهتر است و هدایت یافتگان را بهتر می شناسد

». (۲)

هنگامی که ابن میمون مدعی می شود که خداوند آرامگاه [ابن عربی] را از اعمال مربوط به زیارت قبور برکنار و مصون

داشته -: چیزی که او آن را به چشم یک معجزه نگریسته – و مدفن را فضایی مقدس و غیرقابل تعرض می داند که نباید

بدان داخل شد، او می دانسته که چه می گوید. در واقع در فرهنگ شرح حال نوشته محمدبن احمد الفاسی (درگذشته به

سال ۱۴۲۹ م [۸۳۳ ه] در مکه) درباره مشاهیری که در مکه مدتی اقامت یا زندگی می کرده اند، نکته ای گزنده از

ابن سبعین، فیلسوف صوفی نقل شده است، که به سبب پاسخهایی که به پرسشنامه فلسفی فردریک دوم هوهنشتوفن

داده، شهرت دارد. در این کتاب آمده است: «ابن سبعین، پس از سالها اقامت در مکه، در آن جا فوت کرده و در معلاه به

خاک سپرده شده است. بر گور او سنگ قبری وجود داشته که پدربزرگ من شریف علی الفاسی با کمک دوستانش آن را از

جای کند زیرا افراد نادانی از میان بیگانگان برای زیارت آن می شتافته اند. از این روست که محل آن امروزه ناشناخته مانده

است

پیروزی عثمانی و پیدا شدن محل آرامگاه

چند سالی پس از بازدید متهورانه ابن میمون [الفاسی] از آرامگاه ابن عربی، این مکان از انزوا خارج شد و علی رغم

خواست اهل حدیث که در مقابل ارتش سلطان سلیم عثمانی سر تسلیم فرود آوردند – به صورت یک مکان شریف اسلامی

و زیارتگاه درآمد، چیزی که باعث بهت و حیرت همگان شد. شرح این رستاخیز را شمس الدین ابن طولون (۱۵۴۶-۱۴۷۳

م) [۹۵۳-۸۷۸ه] یکی از کسانی که در این زمان می زیسته به تفصیل بیان کرده است. او که دانشمند و نویسنده ای پربار بوده

بویژه به سبب نوشته های تاریخی اش شهرت یافته است. ابن طولون تمام عمر خود را در همین محله صالحیه به سر برده

است. او بخصوص تاریخچه این محله را با نام مشاهیری که در آن زندگی کرده اند و یا به خاک سپرده شده اند به همراه

بناهای مذهبی آن معرفی کرده است. او بتفصیل بنایی را که به فرمان سلطان سلیم بر مزار ابن عربی ساخته شده به

همراه رویدادهای مربوط به ساختمان آن توصیف می کند. او در کتاب دیگری که وقایع نگاری دوران زندگی خویش و

نوعی «روزنامه » است به ذکر مجدد همین رویداد پرداخته است

.

ابن طولون نه تنها به این دلیل که همسایه مزار ابن عربی بوده آن را بخوبی می شناسد بلکه او نخستین امام جماعت

مسجد بنا نیز بوده است. اما آیا او بخوبی ابن عربی را می شناسد؟ به نظر می رسد پاسخ منفی است زیرا در کتاب کوچکی

که به فرمان سلیمان باشکوه، فرزند و جانشین سلطان سلیم در دفاع از خاطره ابن عربی نوشته، جز به جمع آوری مطالب

نپرداخته و هیچ بحثی پیرامون عقاید و نظرات او نکرده است و تنها به گفتن این مطلب که چه چیزی باعث می شود

کسی جزء اولیاءالله شود اکتفا و نتیجه گیری کرده که در باب معیارهایی که خداوند طبق آنها دوستان خود یعنی «اولیا» را

انتخاب می کند نمی توان قضاوت کرد. بعلاوه او نسبت به ابن عربی نظر موافق ندارد. در وقایع نگاری دوره قبل از سلطه

عثمانی، هرگاه به نام شخصیتی اشاره می کند که به تقدس ابن عربی اعتقاد داشته، از جملاتی که برای اشاره به او به کار

می برد، بوی اتهام کفروالحاد و سرزنش به مشام می رسد. وانگهی او از کسانی بوده که خود در به آب انداختن آثاری مثل

فصوص الحکم از ابن عربی که بیشترین مخالفتها را برانگیخته دست داشته است

.

گاه شمار بنا [ی آرامگاه

]

معرفی بنای آرامگاه ابن عربی به شکل گاه شمار با استعانت از آثار ابن طولون و دیگر منابع عصر، نه تنها تابلوی زنده از این

رویداد را عرضه می دارد بلکه این موقعیتهای بظاهر ناچیز را که از اهمیت ساختمان حکایت می کند، به نمایش می گذارد

.

وانگهی این معرفی، بوضوح، همزمانی پیروزی سلطان سلیم را که هدفش برپایی یک امپراتوری فراگیر بوده با ظهور

مراسم بزرگداشت و نیایش ابن عربی از خلال زیارت مرقد او به اثبات می رساند

.

یکشنبه ۲۳ اوت ۱۵۱۶ [رجب ۹۲۲ ه ]- شکست مملوکیان، سلاله حاکم بر مصر و سوریه – از سال ۱۲۶۰م [۶۵۹ ه ] تا به آن

روز – در نبرد مرج دابق واقع در شمال حلب در مقابل سپاه سلطان سلیم و مرگ فرمانروای این سلسله یعنی سلطان

قانصوه الغوری. شنبه ۲۸ سپتامبر، سلطان سلیم با سپاهی عظیم و پس از تسلیم دمشق قدم به این شهر می گذارد

.

یکشنبه ۱۳ اکتبر – سلطان سلیم به دیدار صوفی محمد البلخاشی اهل آناتولی که در محله کلاسه دمشق سکونت دارد

می رود. در این مورد ابن طولون اعلام می دارد که این صوفی «مردی پاک و منزه است بجز آن که از اکبریون است

».

طاشکبری زاده (درگذشته به سال ۱۵۶۰م [۹۶۸ ه ]، در اثری که به دانشمندان سلسله عثمانی اختصاص دارد، او را به

حیث استاد و یک صوفی شریعت گرا معرفی می کند که سلطان به گفته ها و نصایح او گوش شنوا دارد

.

البلخاشی کمی بعد، زمانی که سلطان سلیم به فتح مصر نایل می شود از دنیا می رود. او نخستین شخصیتی است که در

کنار ابن عربی دفن می شود. کسان دیگری طی دوران کوتاه استقرار عثمانی ها در دمشق در این مکان به خاک سپرده

می شوند. گورستان خانوادگی کوچک ابن زکی با توجهات ولی اعظم به صورت گورستان فاتحان و فرمانروایان درمی آید

.

پنجشنبه ۱۱ دسامبر رکن الدین ابن زیرک، قاضی سپاه عثمانی برای زیارت مرقد ابن عربی به محله صالحیه وارد می شود

.

در آن جا برای برکت، مشتی خاک از زمین برمی دارد و به امام محمد کسی که از آرامگاه مراقبت می کند، ابراز مرحمت

می کند. سپس سلطان نیز به زیارت آرامگاه می آید. او مبالغ معتنابهی پول نقره میان ساکنان محله توزیع می کند

.

سه شنبه ۷ فوریه ۱۵۱

۷

م [محرم ۹۲۳ ه ] سلطان سلیم پس از مقاومت طولانی سپاهیان مملوک قدم به قاهره می گذارد

.

دوشنبه ۲ مه – سلطان سلیم فرمان اعدام تومان بیک، سلطان مملوک مصر را که پس از قانصوه الغوری به سلطنت

رسیده، صادر می کند. و این پایان دوران سلطنت مملوکیان بر مصر است. در همین زمان است که سلطان سلیم هیات

نمایندگی شریف مکه را به حضور می پذیرد. شریف مکه با او بیعت می کند و عنوان «خادم الحرمین » به وی می دهد (لقبی

که قبل از سلطان سلیم به سلاطین مملوک تعلق داشت و به دارنده آن مشروعیت می بخشید

).

احتمالا در همین دوران است که فتح الدین کازرونی، ابن عربی شناس بزرگ که با همین نمایندگی از مکه آمده، برای

سلطان کتاب مهمی به زبان فارسی – زیرا سلطان سلیم به زبان فارسی بهتر از عربی مسلط بوده – می نویسد تحت عنوان

: «

الجانب الغربی » یا حل مشکلات آثار ابن عربی. در این اثر کازرونی بیست وچهار نظریه مخالفان ابن عربی را با تکیه بر آثار

استاد رد می کند

.

سه شنبه ۲ ژوئن – المتوکل، آخرین خلیفه عباسی مجبور می شود قاهره را به مقصد اسکندریه ترک کند تا از طریق دریا

به استانبول «ارسال!» شود. سلطان سلیم به محض بازگشت به پایتخت خود، او را در قصر یدیقول زندانی می کند، جایی که

به قول ابن ایاس، مورخ مصری و شاهد سقوط قاهره، سلطان عثمانی عادت داشته گنجینه ها و غنایم پرارزش به دست

آمده به هنگام فتوحات را در آن ذخیره کند

!

چهارشنبه ۷ اکتبر – سلطان سلیم پس از فتح قاهره طی مراسمی باشکوه به دمشق وارد می شود

.

شنبه ۱۰ اکتبر – ولی الدین ابن فرفور، قاضی دمشق که زندگینامه نویس ها او را پیرو فرقه قادریه معرفی کرده اند، به همراه

شهاب الدین ابن العطار، استاد معمار و کارگرانش بر مزار ابن عربی حاضر می شوند. آنها به فرمان سلطان اندازه گیری های

توپوگرافیک را برای برپایی حرمی بزرگ بر مزار او انجام می دهند

.

یکشنبه ۱۱ اکتبر – ابن فرفور و قاضی عسکر، ابن زیرک، بر مزار ابن عربی حاضر می شوند و خانه مجاور گورستان را به

مبلغ ششهزار درهم خریداری می کنند تا برای ساختن مسجد فضای کافی در اختیار داشته باشند. سرپرست و ناظر امور

از میان افراد سلطان سلیم برگزیده می شود. او برای هزینه ساختمان مبلغ ده هزار دینار دریافت می کند. گفته شده در

این روز باران فراوانی می بارید

.

دوشنبه ۱۲ اکتبر – تخریب مسجدی که در مجاورت گورستان بوده آغاز می شود. بعدازظهر باران سیل آسایی شروع به

باریدن می کند

.

یکشنبه ۱۸ اکتبر – سلطان سلیم به زیارت مرقد ابن عربی می رود و از کارهای انجام شده بازدید می کند. او فرمان می دهد

حمام عمومی مجاور گورستان خریداری شود. سلطان پول زیادی نذر می کند. او از گروهی از نوازندگان برای افتتاح

کارها دعوت می کند و هزار دینار به آنها هدیه می دهد

.

پنجشنبه ۵ نوامبر – حلیم چلبی، امام و مشاور عقیدتی سلطان سلیم – همو که به گفته ابن طولون مشوق ساختمان

مزار است – فوت می کند. ما نام کامل او را در کتابی از طاشکبری زاده – که قبلا اشاره شد – می یابیم: عبدالحلیم ابن

علی القستمونی. نویسنده تقریبا چیزی درباره او نمی گوید و تنها اشاره می کند که او با تصوف آشنا بوده است. ابن فرفور

در حضور سلطان سلیم نماز میت بر جنازه او به جای می آورد. سپس جسد را به آرامگاه ابن عربی در صالحیه می آورند و در

کنار محمد البلخاشی به خاک می سپارند

.

دوشنبه شب،۱۶ نوامبر – به فرمان سلطان ساخت بنای گنبدی بر فراز مقبره ابن عربی آغاز می شود. برای این کار چندین

قبر را تخریب می کنند تا پایه های گنبد را پی ریزی کنند. از ترس برانگیختن احساس نارضایتی در میان مردم به دلیل

این بی احترامی به اموات، کار در شب انجام می گیرد. در این جا ابن طولون نمی تواند از ابراز تنفر نسبت به این اقدام

خودداری کند

.

دوشنبه ۱۴ دسامبر – پایه های چهارگانه مسجد در حال ساختمان برپا شده است. این پایه ها از کارگاه ساختمانی اصطبل

حاکم دمشق – که خود از یک گورستان برداشته شده – فراهم گردیده است

.

سه شنبه ۲۲ دسامبر – سلطان از نو به صالحیه می آید تا بر پیشرفت کارها نظارت کند و به تسریع آنها فرمان دهد تا

بتواند هر چه زودتر به پایتخت مراجعه کند. او پنجاه هزار درهم بخشش می کند

.

چهارشنبه ۲۴ دسامبر (دهم ذی الحجه) روز عید قربان – سلطان ۲۵۰ گوسفند و یک شتر به کارگاه صالحیه می فرستد

.

به سایر مساجد محله تنها ده راس گوسفند می دهد

.

چهارشنبه ۳۱ دسامبر – قاضی عسکر، ابن فرفور را به عنوان خطیب مسجدی که هنوز کار ساختمان آن به پایان نرسیده

منصوب می کند

.

دوشنبه اول فوریه ۱۵۱۸ م [محرم ۹۲۴ ه ] – منبر مسجد را نصب می کنند. سلطان فرمان می دهد یک «تکیه » – بنایی که

در آن نذورات تقسیم می شود و محل ملاقات صوفی ها – در شمال مسجد جدید ساخته شود. به همین منظور او خانه ای

را به قیمت سه هزار درهم خریداری می کند. طرح او این است که محله آرامگاه را به افتخار ابن عربی وقف کند

.

جمعه ۵ فوریه – سلطان سلیم برای افتتاح مسجد جدید با اسب به صالحیه می رود. ابن فرفور نماز را امامت می کند و

خطبه می خواند. قاضی عسکر، وزرا و دیگر بزرگان همراه سلطان هستند. خیل عظیمی از مردم حضور دارند به طوری

که غالب بازارهای دمشق تعطیل می شود. فقرا به امید دریافت نذورات به سوی مسجد هجوم می آورند. هنگامی که نماز

تمام می شود، سلطان به اقامتگاه خود بازمی گردد تا مقدمات ترک دمشق و بازگشت به استانبول را فراهم سازد

.

معیت برای او دعا می کند

.

سپس زنها را در مسجد و مردها را در بیمارستان قیمری که مجاور مسجد است جمع می کنند و به هر کدام کیسه ای

حاوی مبلغی پول داده می شود. جمعیت چنان فشرده است که احتمال می رود مردم یکدیگر را بکشند. ابن طولون

گزارش می دهد که خطیب مسجد مبلغ ده هزار درهم دریافت می دارد

.

ابن طولون به امامت مسجد انتخاب می شود. او در همان روز و در وقت نماز عصر وظایف خود را به عهده می گیرد. سی

نفر قاری قرآن نیز برای تلاوت روزمره قرآن بر مزار ابن عربی استخدام می شوند

.

دوشنبه ۸ فوریه – نخستین مالیاتها دریافت و شایع… می شود که اهالی صالحیه به برکت وجود مقبره ابن عربی از پرداخت

مالیات معاف شده اند. معلوم می شود این شایعه دروغ بوده است

.

دوشنبه ۱۵ فوریه – به موجب اعلامیه ای که در شهر پخش می شود، هیچ یک از افراد سپاه سلیم بعد از سه شنبه هفته

آینده نباید در دمشق باقی بماند و کسانی که سعی در مخفی کردن آنان داشته باشند مجازات خواهند شد

.

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.