خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شناخت آیه ای
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شناخت آیه ای قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل منشأ قول به تحریف
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل منشأ قول به تحریف قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
01ساعت
50دقیقه
55ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 55

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت شامل 80 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت :

اولین سخن در باب شناخت که از قدیم مطرح بوده و امروز هم مطرح است این است که اصلا آیا شناخت ممکن است؟ آیا می شود جهان را شناخت؟ آیا می شود انسان را شناخت؟ آیا می شود هستی را شناخت؟ عده ای از بیخ منکرند، می گویند شناخت برای بشر غیر ممکن است، یعنی یک شناخت قابل اعتماد و اطمینان برای بشر یک امر ناممکن است، «لا ادری گری» یعنی «نمی دانم گری» سرنوشت محترم بشر است.ابتدا به نظر می رسد که این مکتب خیلی مکتب سستی است و اساسا قابل توجه نیست، ولی از قضا طرفداران این مکتب دلائل بسیار قوی اقامه کرده اند که جوابگویی به آنها کار ساده ای نیست، نمی خواهم بگویم غیر ممکن است، می خواهم بگویم کار ساده ای نیست.

پیرهون و فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت

در دوران بعد از سقراط، گروهی هستند که آنها را «شکاکان» می نامند و معروف ترین شخصیت آنان مردی است به نام پیرهون (۱).او ده دلیل بر عدم فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت اقامه کرده است، می گوید: شناختن امر ناممکنی است، «شک» و «نمی دانم» سرنوشت محتوم بشر است.یک دلیل بسیار ساده اش این است: انسان اگر بخواهد بشناسد، ابزار شناختش چیست؟ ما دو ابزار که بیشتر نداریم، یکی حس است و دیگری عقل.از شما می پرسم: آیا حس خطا می کند یا نه؟ همه می گویند: الی ما شاء الله: خطای سامعه، باصره، لامسه، شامه و ذائقه که همه اینها مثالهای فراوان دارد و بعضی ادعا کرده اند که تنها باصره چند صد نوع خطا دارد.می گوید: چیزی که خطا می کند و قابل خطاست، قابل اعتماد نیست.وقتی یک جا می بینم و می بینم که اشتباه است، جای دیگر که می بینم نمی توانم به آن اعتماد کنم.

عقل چطور؟ می گوید آن که از حس بیشتر خطا می کند.در استدلالهای عقلی علما و فلاسفه دائما اشتباه رخ می دهد.پس حسن خطا می کند، عقل هم خطا می کند و ما غیر از ایندو چیز دیگری نداریم.پس هر چه را که فکر می کنیم و درباره هر چه که می اندیشیم، یا حواس ما دخالت دارد یا عقل ما و یا هر دو، و این هر دو جایز الخطا هستند، پس به هیچکدام از اینها نمی توان اعتماد کرد.

شک غزالی

می دانید در میان علمای اسلامی آن کسی که فکر خودش را و فلسفه و مکتب خودش را از شک شروع کرده است غزالی است.غزالی کار خودش را از شک شروع کرده است، مانند کار معروف دکارت .هر دو نفر از یک نقطه عزیمت کرده اند.هر دو کارشان را از شک شروع کرده اند و هر دو مدعی هستند که به یقین دست یافته اند، ولی هستند افرادی که از شک شروع کرده اند و در شک هم مانده اند، چه در دنیای اسلام و چه در دنیای غرب، که این تاریخچه را شاید وقت دیگری عرض کنم.غزالی وقتی می خواست علم خودش را شروع کند در همه چیز شک کرد، یعنی به هر جایی که دست انداخت، دید قابل شک کردن است.سراغ حواس آمد، گفت من الآن اینجا نشسته ام، کتاب جلویم هست و این قلم و کاغذ در دستم هست و این فضا را دارم می بینم و این صداها را دارم می شنوم، آخر من در هر چه شک کنم در این که نمی توانم شک کنم.بعد خودش به خودش جواب داد (اینجا هم نتوانست بایستد و پایش لغزید) گفت: آقای غزالی! چقدر تا حالا خواب دیده ای که در عالم خواب مثلا نشسته ای کتاب می نویسی، داری با فلان رفیقت حرف می زنی، سخنش را با گوش خودت می شنوی، با چشمت در عالم خواب می بینی که داری می بینی، داری غذای لذیذ می خوری.آقای نسیم شمال از بیان فقیر مفلوک بیچاره ای گفت:

شبی در خواب می دیدم لباس تازه ای دارم

میان رختخواب گرم و نرم آوازه ای دارم

میان جیبهایم پول بی اندازه ای دارم

شدم بیدار و دیدم باز عریان جمله اعضا را

گفت: آقای غزالی! تو چقدر در عالم رؤیا و خواب عینا همین جور دیده ای؟ همان طور که الآن شک نمی کنی که حقیقت است، در عالم خواب هم آنچه را که می بینی مگر شک می کنی که حقیقت است؟ آیا شما دیده اید کسی در عالم خواب چیزی را ببیند و در عالم خواب شک کند که آن چیزی که می بینم درست است یا خطا؟ در عالم خواب انسان شک ندارد که هر چه را که می بیند درست می بیند، وقتی بیدار می شود، می بیند همه اش و هم و خیال بوده و چیزی نبوده است (شدم بیدار و دیدم باز عریان جمله اعضا را)، از کجا که تمام زندگی من الآن یک خواب بزرگ نباشد؟ از کجا که من غزالی که می گویم پنجاه سال پیش، از فلان زن که مادرم باشد متولد شدم، پدرم که بود، مدرسه رفتم، ازدواج کردم، چندین سال درس خواندم، چند سال ریاضت کشیدم و امروز هم در اینجا نشسته ام، یکدفعه بیدار شوم و ببینم تمام اینها خواب بوده، از کجا که خواب نبوده است؟ چه دلیلی دارم که تمام این زندگی فعلی من، همین که الآن به عنوان یک فیلسوف نشسته ام و می خواهم برای خودم مبدأ فکر پیدا کنم ادامه یک خواب طولانی نباشد؟ اینها همه می رساند که بشر راجع به مسئله شناخت چگونه سر یک بزنگاههایی گیر می کند.

دکارت و مسئله شناخت

مگر دکارت (۲) اینطور نبود؟ دکارت هم جهان بینی خودش را ارزیابی کرد، عقاید مذهبی و فکر و اخلاق و اعتقادات و فلسفه خویش را [بازنگری کرد]، یکدفعه روی مسئله شناخت لغزید، گفت: این که من می گویم عالم چنین است، خدا وجود دارد، نفس وجود دارد، روح وجود دارد، دنیا وجود دارد، پاریس وجود دارد، مذهب مسیح چنین است، به چه دلیل می گویم؟ رفت سراغ ابزارهای شناخت، دید همه قابل مناقشه است، خواست روی حواس تکیه کند، دید که حواس از همه چیز پایه اش لرزان تر است، خواست روی عقل تکیه کند دید عقل نیز لرزان است، یکدفعه دید زیر پایش خالی است، در همه چیز شک می کند و اصلا هیچ چیز برایش باقی نماند.در همین حال که در فضا معلق شده بود و زیر پایش هیچ چیز نمانده بود و در همه چیز شک می کرد، یکمرتبه متنبه این نکته شد، گفت: ولی اگر در همه چیز شک می کنم، در اینکه شک می کنم شک نمی کنم.در وسط زمین و آسمان روی یک صخره ایستاد، گفت: یک جا پیدا کردم: [اینکه ] در حواس خودم شک می کنم راست است، در معقولات خودم شک می کنم راست است، حتی در وجود خودم شک می کنم راست است، در خدا شک می کنم راست است، در جهان و در مذهب و زندگی شک می کنم راست است، ولی در یک چیز هر چه بخواهم شک کنم شک نمی کنم و آن این است که در اینکه شک می کنم شک نمی کنم، چون اگر شک کنم باز می دانم که دارم شک می کنم.در وسط زمین و آسمان روی این نقطه ایستاد، یعنی یک مرکز و یک پایگاه برای شناخت پیدا کرد.تا این پایگاه را پیدا کرد، فورا روی این پایگاه یک آجر گذاشت و گفت: من شک می کنم و چون شک می کنم پس وجود دارم که شک می کنم، پس من هستم.روی صخره اولی که پیدا کرد یک سنگ گذاشت و آن اینکه «من وجود دارم» ، در اینکه شک می کنم شک نمی کنم و در اینکه خودم وجود دارم شک نمی کنم.از اینجا شروع به حرکت کرد.حال آیا حرف دکارت درست است یا نه؟ مچ دکارت را اینجا گرفته اند.بوعلی هفتصد سال قبل از دکارت همین حرف دکارت را مطرح کرده و مچ او را گرفته است که حال نمی خواهیم آن را طرح کنیم.

پاسخ شبهه پیرهون

پس مسئله اول شناخت، مسئله فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت است که آیا برای بشر شناختن ممکن است (۳) ؟ آقای پیرهون گفت: شناخت و معرفت غیر ممکن است (به همان دلیلی که عرض کردم) .البته مچ آقای پیرهون را دیگران گرفته اند.خود ما در پاورقیهای اصول فلسفه یک جا این مچ را گرفته ایم .به آقای پیرهون چنین می گویند: تو می گویی حس خطا می کند به دلیل اینکه من گاهی می بینم چشمم لوچ می شود یک آدم را دو کله می بینم، چوب را در ظرف آب، شکسته می بینم، و از این قبیل.تو که می گویی من می بینم که حسن خطا می کند، آنجا که می بینی حس خطا می کند آیا می دانی که حس خطا می کند یا باز هم شک داری که حس خطا می کند؟ آنجا که می گویی وقتی از خواب بلند می شوم و چشمم را می مالم، بینی کسی را که مقابل من ایستاده دوتا می بینم، چشمش را چهار تا می بینم، و می گویی این اشتباه است، آیا می دانی که اشتباه است یا احتمال می دهی که اشتباه است؟ می گوید: نه، می دانم که اشتباه است، او که دو تا کله یا دو تا بینی ندارد.پس تو خودت این خطا را با یک یقین پیدا کردی، تو چطور می گویی من به معرفت دست نیافتم؟ ! این خودش یک معرفت است.وقتی می گویی عقل در فلان جا اشتباه کرده است، با جزم می گویی اشتباه کرده، یعنی می دانم که اشتباه کرده است، پس به حقیقت رسیده ای .انسان تا به یک حقیقت نرسیده باشد اشتباه بودن نقطه مقابل را نمی فهمد.

بنابر این چنین باید گفت: انسان در بعضی از ادراکات خود اشتباه می کند و حال آنکه جزما در بعضی از ادراکات خود اشتباه ندارد.پس باید مسئله را تقسیم کنیم، باید دنبال یک معیار برویم، ببینیم آیا می توانیم با یک معیاری آن مواردی را که اشتباه می کنیم به یک شکل اصلاح کنیم یا نه؟ چرا به دلیل اینکه در بعضی موارد خطا می کنیم منکر اصل شناخت بشویم؟ ! چرا آن مواردی که خطا می کنیم و مواردی که شک نداریم که خطا نمی کنیم (مثل همان جایی که می فهمیم خطا کرده ایم) [هر دو را یکسان بدانیم؟ ! ] این حرف آقای پیرهون نظیر شعر سعدی می شود:

چو از قومی یکی بی دانشی کرد

نه که را منزلت ماند نه مه را

نمی بینی که گاوی در علفزار

بیالاید همه گاوان ده را

اینها در مسائل اجتماعی درست است که اگر چند نفر از یک جامعه ای، از یک صنفی مثلا صنف روحانی اشخاص بدکار و بد عمل در آمدند، آبروی دیگران هم می رود، و الا معنی ندارد که زیدی گناه کند و ما یقه عمرو را بگیریم:

گنه کرد در بلخ آهنگری

به ششتر زدند گردن مسگری

پاره ای از ادراکات ما اشتباه است، پاره ای دیگر قطعا درست است، برویم سراغ چاره ادراکات غلط.اینجاست که علم منطق به وجود آمد.علم منطق، علمی است که [پایه ] نظریه شناخت است، یعنی در همین نظریه فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت و عدم فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت، آنکه گفت شناخت ناممکن است، حسابش را یکسره کرد و آنکه گفت شناخت ممکن است، دنبال یک معیار رفت برای اینکه شناخت غلط را از شناخت صحیح تشخیص دهد و معیاری برای تمیز دادن شناخت غلط از شناخت صحیح در کار باشد .حال منطق تا چه اندازه از عهده این مسؤولیت و این وظیفه خود بر آمده است، مسئله ای است که اگر بخواهیم وارد آن شویم از مسائل مهمتر باز می مانیم (۴).

ما باید ببینیم که قرآن در این باره چه می گوید؟ آیا قرآن معتقد است که شناخت ممکن است یا قرآن هم می گوید شناخت ممکن نیست؟ تازه وقتی که شناخت ممکن باشد، چون قرآن است و مذهب است، خود شناخت در ایدئولوژی ممکن است حکمی داشته باشد و آن حکم این است که آیا شناخت مشروع است یا ممنوع؟ آیا شناخت جایز است یا ناجایز؟ دو مسئله است [یکی اینکه آیا شناخت ممکن است یا ناممکن؟ و دیگر اینکه آیا شناخت جایز است یا نا جایز؟ ] می دانید که در تورات مسئله به شکل خاصی مطرح شده است و از نظر ما تورات یک کتاب تحریف شده است، یعنی ما با معیار قرآن می سنجیم، یک مسئله را که هم قرآن نقل کرده است و هم تورات، وقتی نقل تورات را مخالف قرآن می بینیم، برای ما تردیدی نیست که بیان تورات تحریف شده است .در قرآن به عنوان یک کتاب مذهبی هیچوقت مسئله به این شکل فلسفی مطرح نمی شود که آیا شناخت ممکن است یا محال؟ بلکه باید ببینیم برداشتهای قرآن از مسائل آیا براساس فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت است یا بر اساس امتناع شناخت؟ آیا دستورهای قرآن بر اساس فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت قابل توجیه است یا براساس عدم فایل پاورپوینت کامل امکان شناخت؟ و مسئله دیگر این است که آیا شناخت جایز است یا نا جایز؟

زیان آورترین تحریف تاریخ

در تورات، تحریفی واقع شده است که من خیال نمی کنم در جهان تحریفی به اندازه این تحریف به بشریت زیان وارد کرده باشد.می دانیم که هم در قرآن و هم در تورات، داستان آدم و بهشت به این صورت مطرح است که آدم و همسرش در بهشت حق دارند از نعمتها و ثمرات آن استفاده کنند و یک درخت هست که نباید به آن درخت نزدیک شوند و از میوه آن بخورند، آدم از میوه آن درخت خورد و به همین دلیل از بهشت رانده شد.این مقدار در قرآن و تورات هست.مسئله ایناست که آن درخت چگونه درختی است؟ از خود قرآن و قرائن قرآنی و از مسلمات روایات اسلامی بر می آید که آن میوه ممنوع، به جنبه حیوانیت انسان مربوط می شود نه به جنبه انسانیت انسان، یعنی یک امری بوده از مقوله شهوات، از مقوله حرص، از مقوله حسد و به اصطلاح از مقوله ضد انسانی.به درخت طمع نزدیک مشو، یعنی اهل طمع نباش، به درخت حرص نزدیک مشو، یعنی حریص نباش، به درخت حسد نزدیک مشو، یعنی حسادت نورز، ولی آدم از آدمیت خودش تنزل کرد و به آنها نزدیک شد، به حرص، به طمع، به حسد، به تکبر، به این چیزهایی که تسفل و سقوط انسانیت است ن

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.