اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کدام تشیع؟!
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 47
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کدام تشیع؟!؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل کدام تشیع؟! با 48 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل کدام تشیع؟!:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل کدام تشیع؟! به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل کدام تشیع؟! با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل کدام تشیع؟! تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کدام تشیع؟! :
جوهره تشیع، محبت است و جوهره محبت، صفا و اخلاص در عمل و محکم بودن اعتقادات و آراستگی باطن به اخلاق نیکو و
ظاهر به اخلاقیات پسندیده است . اگر اینها در وجود انسان نباشد، محبت واقعی و تشیع حقیقی، تحقق نیافته است
.
مت شیعیان و حلیت دوستداران خاندان عصمت و طهارت همینهاست . محبت واقعی، سنخیت می آورد و سنخیت علت انضمام
است . آنهایی که سنخیت یافته اند، انواری پیرامون آل پیامبرند . چنانکه آل، انواری است پیرامون پیامبر
.
اشاره کردیم که همانطوری که محبت، گوهر دین است، تشیع هم گوهر محبت است . هرچند درباره این که تشیع گوهر گرانبهای
محبت است، توضیحی داده شد، ولی حیف است که به سرعت از کنار آن بگذریم
.
در روایتی آمده است: هنگامی که خداوند، ابراهیم را آفرید، حجاب از دیده او برگرفت و او به عرش نگریست و نوری مشاهده کرد
.
عرض کرد: خدایا این چه نوری است؟ خطاب آمد که نور پیامبر گرامی اسلام است . پیرامون آن نور، انوار دیگری دید . درباره آنها
پرسش کرد . خطاب آمد که اهل بیت پاک و عترت طاهره اویند . بازهم پیرامون آن ها انوار دیگری مشاهده کرد که پس از سؤال،
معلوم شد که شیعیان آنهایند و ابراهیم چنان دل باخته شد که از خداوند تقاضا کرد که او را هم از شیعیان و پیروان پیامبر اسلام
قرار بدهد . از اینرو گفته شد: «و ان من شیعته لابراهیم
» (۱) . «
یکی از شیعیان او ابراهیم است
» .
مفهوم تشیع
شیعه به معنای پیرو است . پیرو، می تواند از نظر زمانی بر پیشوا مقدم یا مؤخر باشد
.
بر حسب ظاهر لفظ، ضمیر «شیعته » در آیه فوق به نوح علیه السلام باز می گردد و بنابراین، مقصود این است که دین ابراهیم،
همانند دین نوح، دین توحید است و ابراهیم، ادامه دهنده راه و پیرو کیش توحیدی اوست
.
ولی برحسب باطن لفظ، مانعی نیست که مطابق روایت فوق، ضمیر «شیعته » به پیامبر اسلام بازگردد . چرا که نبوت و رسالت سایر
انبیاء علیهم السلام به گونه ای از مراتب نبوت و رسالت آن حضرت است و نام هر پیامبری اشاره به مرتبه ای از مراتب نام آن بزرگوار
و نام پاک او، جامع همه نامهای پاک آنهاست
.
نام احمد نام جمله انبیاست
چون که صد آمد نود هم پیش ماست
نام آنها در احمدیت او و کمال آنها در محمدیت او فانی است و همه آنها از مظاهر وجود او و مکتبشان از مظاهر مکتب اوست
.
پرواضح است که مظهر، رتبه اش از مظهر، تاخر دارد
.
اشاره کردیم که شیعه لازم نیست از نظر زمانی، مؤخر باشد . اکنون اضافه می کنیم که در صورت تاخر زمانی، لازم نیست که
بلافاصله باشد . چنانکه گفته اند: حضرت ابراهیم حدود ۲۴ قرن از نوح فاصله زمانی داشته است
.
شاهد اینکه اطلاق شیعه بر متقدم زمانی هم صحیح است، این آیه است
:
«
و حیل بینهم و بین ما یشتهون کما فعل باشیاعهم من قبل
» (۲) .
«
میان آنها و شهواتشان جدایی افکنده شد . همان طوری که قبلا در مورد شیعیان و پیروانشان انجام شد
» .
در آیه فوق، شیعه (یا اشیاع) به کسانی گفته شده است که قبل از کسانی بوده اند که در زمان خود پرچمدار کفر و ضلال و طغیان
بودند . بنابراین، آنهایی که در زمان قبل بوده اند، شیعه و پیروان اینهایند که بعد آمده اند
.
پس ملاک حقیقی در تشیع، پیروی است . هرکس تابع راه و رسم کس دیگری باشد و الگوهای او را محترم و مقدس شمارد و تخلف
از آنها را ناروا بشمارد، شیعه آن کس است . در این ملاک، زمان را هیچگونه مدخلیتی نیست . الگوها نباید مقطعی و محدود و
موقت باشد . باید کسی یا کسانی را انتخاب کرد که تنها الگوی آغاز یا نیمه راه نباشند، بلکه در تمام مراحل، الگو بودن خود را حفظ
کنند و چنین نباشد که روزی، پیروان آنها از خودشان جلو بیفتند . بلکه همواره سابق، سابق; و لاحق، لاحق باشد
.
اینجاست که معلوم می شود اگر ابراهیم را شیعه پیامبر بدانیم، همواره تابع، تابع; و متبوع، متبوع است اما اگر ابراهیم را شیعه
نوح بنامیم، این قاعده، معکوس می شود; چراکه ابراهیم، سرانجام بر نوح افضلیت می یابد و از این پس نوح، تابع و ابراهیم، متبوع
خواهد بود
.
ضرورت پیروی از الگوی والا، در تشیع
هیچ کس نباید در حرکت کمالی خود، دستخوش وقوف و رکود گردد . همه موجودات باید تا آنجا که استعدادات و قوای آنها اجازه
می دهد، پویا باشند . پیامبران هم از این قانون، جدا نیستند . ابراهیم که ظاهرا شیعه نوح است، باطنا شیعه پیامبر است و بر
حسب این سیر باطنی است که هم در شخصیت ابراهیم، رکود و وقفه ای لازم نمی آید و هم برتری همیشگی متبوع، محفوظ
می ماند
.
از اینجا مقام و منزلت شیعه هم شناخته می شود . شیعیان اهل بیت که الگویی آن چنان والا در پیش روی دارند که ابراهیم هم باید
به تشیع در برابر آنها افتخار کند، چرا و چگونه می توانند به همین تشیع لفظی افتخار کنند و در راه رسیدن به کمالات الگوها
همواره پویا نباشند و باید بدانند که این تبعیت به گونه ای است که هرگز مستلزم وقوف و رکود نیست . چرا که متبوع به آنجا
رسیده که در سایه اطاعت پیامبر خاتم و پیروی بدون قید و شرط او، «به جز خدا نبیند
» .
او از پیروان خود، انتظار عمل دارد . ظاهر و باطن آن ها باید تجلی ظاهر و باطن متبوع باشد . عمل، جلوه ظاهر و اعتقادات و
اخلاق، جلوه باطن اوست . اخلاقیات هم از مظاهر اخلاق است . چرا که سرچشمه اخلاقیات، اخلاق; و سرچشمه عمل، اعتقاد
است . آدمی که به توحید ذاتی و صفاتی و افعالی رسیده، کارهایش همه توحیدی است و آنکه به این مرحله نرسیده، مشرکانه عمل
می کند . شرک ذاتی، شرک جلی; و شرک افعالی، شرک خفی است . آدمی که از خلق و خوی حسد پاک است، کار حسودانه
نمی کند و آدمی که گرفتار خلق و خوی بخل نیست، کار بخیلانه نمی کند . حال آنکه وقتی بخل و حسد، در درون انسان ریشه بزند،
تمام گفتار و کردار انسان را می پوشاند و هرچه می گوید یا انجام می دهد، بخیلانه یا حسودانه است . اینگونه کارها را اخلاقیات
می نامیم; چراکه به خلقها و خویهای نفسانی که همانا فضایل و رذایل شمرده می شوند، منسوب و مربوطند
.
اخلاق و اعتقاد، در عمق جان انسان ریشه دوانیده است . هرچند اگر بخواهیم بیانگر تقدم و تاخر آنها باشیم، ناگزیر باید اعتقاد را
نسبت به اخلاق، مقدم بداریم . در حقیقت، اخلاق; روبنای اعتقادات، و اعتقادات; زیربنای اخلاق است . گو اینکه هر دوی آنها
نسبت به اعمالی که به واجبات و محرمات شرعی مربوطند و اخلاقیاتی که به اخلاق و خویهای باطنی مربوطند، زیربنا محسوب
می شوند
.
می توان اخلاقیات و اعمال انسان را سمت و علامت شمرد . اخلاقیات و اعمال نیکو، حلیت و زیور ظاهری شیعیان است . مسلمان
شیعی باید همواره پیشتاز میدان مسابقه خیرات باشد . چراکه الگوی او با الگوی دیگران فرق دارد . درست است که همه مسلمانان
به مقتضای «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه
» (۳)
الگوی برجسته ای دارند که مقام والای احمدی و تجلی تمام عیار حضرت
احدی است . ولی پیروان اهل بیت علیهم السلام که فانی در آن مقامند کجا، و پیروان دیگران که حتی حاضرند در صورتی که
مصالح فردی و گروهی ایشان به خطر بیفتد، به مقام والای رسول نسبت هذیان گویی بدهند; کجا؟
! .
این مطلب، درست به این می ماند که گفته شود: پیروان همه ادیان کنونی دیندار و اهل کتابند و اسلام هم میان اهل کتاب و غیر
اهل کتاب، فرق گذاشته است . ولی آنها کجا و مسلمانان کجا که پیامبری چون پیامبر اسلام دارند که بر تومار نبوت، مهر خاتمیت
کوبید و شریعت را به کمال رسانید و کتابی چون قرآن دارند که همانگونه که خداوند بر همه هستی هیمنه و سیطره دارد و یکی از
اسماء حسنای او «مهیمن
» (۴)
است، قرآن نیز بر همه کتابهای آسمانی سلف، هیمنه دارد و خداوند درباره اش فرمود
:
«
و انزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب و مهیمنا علیه
…» (۵) .
«
قرآن را به حق، بر تو نازل کردیم که نسبت به کتابهای پیشین تصدیق کننده و مهیمن است
» .
این کتاب آسمانی به لحاظ اینکه با نشانه هایی که در کتب پیشین آمده، مطابقت دارد، تصدیق کننده آنها و به لحاظ اینکه بر حفظ
و نگهداری اصول کتابهای آسمانی پیشین مراقبت کامل دارد و کامل کننده آنهاست، «مهیمن » است
.
اهل کتاب از مجرای کلیسا و کنیسه و کنشت و به راهنمایی کشیش و خاخام
و موبد، روبه خدا می روند; ولی مسلمان از طریق
پیامبر و قرآن، خدای را می جوید و صد البته که این بر آن، رجحان دارد
.
