خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حدیث دلدادگی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حدیث دلدادگی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زن، عرفان و سیاست
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زن، عرفان و سیاست قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
55دقیقه
59ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زن، عرفان، دینداری (قسمت دوم)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 56

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل زن، عرفان، دینداری (قسمت دوم)؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل زن، عرفان، دینداری (قسمت دوم)، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل زن، عرفان، دینداری (قسمت دوم) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل زن، عرفان، دینداری (قسمت دوم) آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل زن، عرفان، دینداری (قسمت دوم) به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل زن، عرفان، دینداری (قسمت دوم) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل زن، عرفان، دینداری (قسمت دوم)، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل زن، عرفان، دینداری (قسمت دوم) را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زن، عرفان، دینداری (قسمت دوم) :

نظر اسلام در مورد ویژگی های زن در عهدین

در نوشتار پیشین به ویژگی های زن در عهدین پرداختیم که هر یک به نوعی زن را «موجودی ناقص» «همدست شیطان»، منشأ «فتنه» و «عامل هبوط» انسان از بهشت قلمداد می کردند. موجودی طفیلی که گاه در ردیف حیوانات بشمار می آید و گاه موجودی است ناقص و شرور که از دنده چپ آدم علیه السلام آفریده شده و تنها هدف از آفرینش او نیز ایجاد آرامش برای مرد بوده است. به بیان دیگر، خود او هدف خلقت نبوده است بلکه مرد هدف خلقت بوده است و او برای مرد آفریده شده، یعنی آنچه که فلاسفه آن را وجود «له ای» می نامند.

در این گفتار بر آنیم تا نظرات دین مبین اسلام را در مورد ویژگی های نوزده گانه زن در عهدین بررسی نموده و در شماره آینده نیز به جایگاه و منزلت انحصاری زن مسلمان در سیر الی اللّه خواهیم پرداخت. انشاء اللّه تعالی.

آفرینش زن

همان طور که در شماره گذشته اشاره شد این مسئله که صرفا زن از مرد آفریده شده و مرد از زن آفریده نشده همان چیزی است که رساله پولس رسول در انجیل به آن تصریح می کند.

آیات قرآن مجید نیز صراحتا بر آفرینش متأخر نخستین زن (حوا) بر مرد (حضرت آدم) دلالت می کند:

«خلقکم من نفس واحده ثم جعل منها زوجها»(۱) «شما را از تنی یگانه آفرید سپس همسرش را از او پدید آورد». این تأخر زمانی در خلقت و دلالت لفظ «منها» به خلقت از مرد، سبب گردیده است تا برخی اندیشمندان مسلمان را به جانبداری از این نظریه بکشاند که حقیقت این تأخر زمانی، تأخر رتبی است و در این دیدگاه ارزش و جایگاه زن نیز متأخر از مرد است به عبارت دیگر، زن جنس دوم است. حال می توان آیات و روایات مرتبط با موضوع مورد بحث را به سه دسته تقسیم نمود:

یکم: مقصود از نفس واحده طینت آدم علیه السلام باشد و نه خود آدم علیه السلام – چنانکه برخی روایات بر این مضمون دلالت می کنند – (۲)، یعنی آنکه نخستین زن و مرد از یک گوهر و اصل آفریده شده اند و از یک جنس اند، نه از دو جنس و برخی آیات نیز بر این امر تأکید می کند «فاطر السموات و الارض جعل لکم من انفسکم ازواجا»(۳) و بنابراین، این امر خود می تواند تصریحی باشد برای نفی شبهه تأخر رتبی زن و کهتری او.

دوم آنکه: مقصود از نفس واحده حضرت آدم علیه السلام باشد و مراد از «منها» بدن آن حضرت، چنانکه در تورات(۴) تصریح شده و برخی از روایات اسلامی نیز بر آفرینش زن از دنده چپ آدم تأکید می کنند.(۵) علامه مجلسی در این زمینه می فرماید: مشهور میان مورخان و مفسران اهل سنت این است که حوا از دنده آدم آفریده شده و برخی از احادیث نیز به این معنا دلالت دارد لکن احادیث دیگر (۶) این موضوع را رد می کند. علامه مجلسی معتقد است برای رفع تعارض ظاهری این دو دسته از روایات یا باید گفت مقصود از خلقت زن از دنده مرد خلقت از بقیه گل آدم است و یا باید آنها را حمل بر تقیّه نمود(۷) به همین جهت ایشان صراحتا اعلام می کنند که احادیث صحیح اهل بیت این نظر را که حوا از دنده چپ آدم خلق شده است تکذیب می کند(۸) بایستی بیان نمود که طبق نظر گروهی از صاحبنظران از جمله مفسر قرآن مجید حضرت علامه طباطبایی قدس سره اتقان اسنادی این دسته از روایات محل تردید است.(۹) و علاوه بر ضعف اِسنادی این روایات، دسته دیگری از روایات وجود دارد که به صراحت خلقت زن از دنده چپ مرد را – که عموما در آن روزگار بر سر زبان مردم بوده – انکار نموده و اشکالات این نظریه را مطرح کرده است. ما به جهت شهرت این قول در میان خواص و عوام روایتی را در این باب نقل می کنیم.

به امام صادق علیه السلام گفتند بعضی از مردم می گویند که خداوند حوا را از آخرین دنده چپ آدم خلق فرمود. ایشان فرمود: «سبحان اللّه ، مقام قدرت الهی بالاتر از آن است که نتواند او را مستقلاً خلق فرماید و زبان مخالفان را به روی ما باز نماید که بگویند آدم خودش با خودش ازدواج نمود. خدا حکم فرماید بین ما و کسانی که این قبیل کلمات را ادا می کنند.» پس فرمود: «خداوند متعال آن گاه که آدم را از گل خلق کرد و ملائکه به امر الهی به او سجده کردند، خواب را بر او مسلط فرمود و حوا را برای وی خلق کرد و در پشت او جای داد تا زنان تابع مردان باشند و چون حوا حرکت کرد آدم بیدار شده و در این حال خداوند به حوا امر فرمود که از آدم دور شود و چون چشم آدم به حوا افتاد مخلوق خوبی را دید که از نظر صورت مانند خودش بود ولی زن بود. پس با او سخن گفت و به زبان خود از وی جواب شنید. پرسید تو کیستی؟ جواب داد: «خداوند مرا خلق نمود چنانچه می بینی». پس آدم به خداوند عرض کرد: «این مخلوق خوب کیست که من از انس و دیدار او بهره مند شدم». پس خداوند فرمود: «ای آدم این کنیز من حوّاست. آیا دوست داری که با تو باشد و با او انس بگیری و صحبت کنی؟» گفت: «سپاسگزار خواهم بود.» پس خداوند فرمود: «او را از من خواستگاری کن چون کنیز من است و سزاوار برای تو زن داشتن است چون شهوت داری.» و خداوند به او شهوت داد بعد از آنکه او را عالم و عارف به اشیا کرده بود.

آدم گفت: «بار الها او را خواستگاری می نمایم به آنچه رضای تو در آن است.» خداوند فرمود: «رضای من در آن است که معالم دین مرا به او تعلیم نمایی.» آدم عرض کرد: «بار الها بر عهده من است که اگر خواسته باشی او را تعلیم نمایم.» خداوند فرمود: «خواستم و او را به تو همسری دادم پس او را در برگیر.»آدم علیه السلام به حوا فرمود: «نزد من بیا» و حوا امتناع کرد و گفت: «تو بیا» خداوند به آدم فرمود: «به جانب حوا روانه شو» و اگر این چنین نمی شد بایستی زنان به خواستگاری مردان بروند و به جانب آنها بشتابند.(۱۰)

سوم آنکه: روایاتی است که خلقت حوا را از زیادی گل آدم معرفی می کند، نه از بدن آدم. عیاشی از امام باقر علیه السلام نقل می کند: «خداوند حوا را از چه چیز خلق نمود؟» فرمود: «مردم چه می گویند؟» سائل گفت: «می گویند از دنده های حضرت آدم.» فرمود: «دروغ گفتند آیا خداوند عاجز بود که او را از چیز دیگری خلق کند؟ پدرم مرا از پدرانش خبر داد که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند تعالی مشتی گل برداشت و مخلوط فرمود و حضرت آدم را از آن خلق نمود و مقداری از گل زیاد ماند که از آن حوا را آفرید.» (۱۱) شیخ صدوق نیز معتقد است آفرینش زن از گل مرد است. گلی که دنده چپ مرد هم از آن ساخته شد.(۱۲) به این ترتیب، با عنایت بر قرآن کریم در جمع میان روایات خلقت نخستین زن، می توان چنین نتیجه گرفت که خلقت زن پس از خلقت مرد بوده ولی هر دو از یک جنس و گوهر واحد خلق شده اند: «خلقکم من نفس واحده ثم جعل منها زوجها»(۱۳) شما را از یک تن آفرید و از آن یک تن زنش را آفرید. اکثر مفسران گفته اند (۱۴) معنای آیه این است که زنان از جنس مردان اند یعنی این دو جنس تماثل و تشابه دارند و شاهد بر این نظر را سه آیه دیگر دانسته اند که در همه آن آیات خداوند فرموده است: «همسرانتان را از شما قرار داد» و قطعا مراد آن است که همسران شما از جنس شما هستند نه اینکه همسر هر مردی از آن مرد آفریده شده است. علامه طباطبایی قدس سره در این زمینه فرموده است: «ظاهر آیه و خلق منها زوجها این است که همسری از نوع مرد آفرید و افراد انسانی بازگشت به دو فرد همانند و مشابه دارند. واژه «مِنْ» در آیه، «نشویه» است (یعنی منشأ را بیان می کند»…. بنابراین، آنچه در پاره ای تفاسیر ذکر شده که مقصود آیه، بیان این نکته است که زن از آدم مشتق شده و «خداوند همسر آدم را از دنده او آفرید» سخنی بدون دلیل است و آیه بر این مطلب دلالت ندارد».(۱۵) علاوه بر آن، علامه معتقد است احادیث صحیح اهل بیت این نظر را که حوا از دنده چپ آدم خلق شده است تکذیب می کند.(۱۶)

فخر رازی نیز مانند بسیاری از مفسران معتقد است (۱۷) که مراد، آفرینش زن از جنس مرد است، یعنی همسرانی از سنخ شما و همانند شما آفرید نه اینکه هر زنی از بدن شوهرش خلق شده است. «وهبه زحیلی» از مفسران اهل سنت نیز بر این رای است.

علامه مجلسی و شیخ یوسف بحرانی از جمله مفسران شیعه هستند که معتقدند باید روایات خلقت زن از دنده چپ مرد را توجیه نمود و گفت مراد، خلقت از بقیه گل آدم است و یا باید آنها را حمل بر تقیه نمود(۱۸)

به این ترتیب، می توان گفت آدم و حوا هر دو از خاک -گل – آفریده شدند با این تفاوت که خداوند نخست حضرت آدم را آفرید و پس از آفرینش وی، حضرت حوا را از مابقی آن گل خلق نمود. و همان گونه که روایت حضرت امام صادق علیه السلام تصریح می کند خلقت حوا بدیع و آفرینش نوین بود. حال چه این گل و خمیره آفرینش حوا، مابقی طینت دنده چپ آدم بوده است یا هیچ ارتباطی با آن نداشته باشد در اصل موضوع تفاوتی نمی کند چرا که خداوند هر دو را از یک خمیره و طینت خلق نموده است و آیات متعدد بر هم سنخی و هم جنسی زن و مرد نخستین تأکید دارد.

دیگر سخن آنکه حتی اگر ثابت شود که زن از بدن مرد آفریده شده است لازمه این امر، حداکثر آن خواهد بود که زن فقط از لحاظ جسمی فرع بر مرد است، نه اینکه در حقیقت وجودی خود، که امری غیر جسمانی است، طفیل مرد به حساب آید. باید گفت حتی فرع بودن (احتمالی) حوا در خلقت جسمانی به هیچ وجه دلالت بر فرع بودن خلقت جسمانی سایر زنان ندارد و قرآن بر دو نقش محوری زن در خلقت تأکید می کند یعنی تشکیل نطفه و پرورش جنین. قرآن مجید در سوره نحل می فرماید:«واللّه جعل لکم من انفسکم ازواجا و جعل لکم من ازواجکم بنین و حفده و رزقکم من الطیبات افبا لباطل یؤمنون و بنعمت اللّه هم یکفرون».(۱۹) و خداوند برای شما از خودتان همسرانی قرار داد و از همسرانتان برای شما فرزندان و نوادگانی آفرید و به شما از خوراک های پاکیزه روزی داد. آیا به باطل ایمان می آورند و به نعمت الهی کفران می ورزند. جالب است بدانیم همین مطلب که دلیل بر کهتری زنان شمرده شده در نظر برخی دلیل برتری زنان است. یکی از نویسندگان فمینیست بر این اعتقاد است که خلقت زن از بدن مرد، دلیل برتری زن است چون مرد از عنصری پست، یعنی خاک آفریده شده حال آنکه زن از موجودی متکامل، یعنی مرد آفریده شده است. پس گوهر وجودی زن برتر از گوهر مرد است. (۲۰)

نفی جنسیت از روح

این همه سخن در باب فروتر بودن جایگاه زن در نظام خلقت، حول تئوری خلقت جسمانی او از دنده چپ حضرت آدم علیه السلام می چرخد در حالی که قرآن کریم حقیقت هر انسانی را روح او دانسته و بدن را ابزار وی می داند. قرآن، بدن را که فرع است به طبیعت و خاک و گل نسبت می دهد و روح را که اصل است به خداوند اسناد می دهد و می فرماید: «قل الروح من امر ربی» (۲۱) و قهرا روح انسان منزه از جنسیت اعم از زنانگی یا مردانگی است.(۲۲) و به همین جهت است که موصوف فضایل و رذایل، ارزش ها و ضد ارزش ها، بدن افراد نیست یعنی بدن، مسلمان یا کافر، عالم یا جاهل، متقی یا فاجر و…. نمی باشد. از این رو، قرآن به تناسب شئون مختلف حقیقت وجود انسان، گاه با نام روح از آن یاد می کند گاه به اسم نفس یا فؤاد و قلب و گاهی به نام صدر سخن می گوید که همه این عناوین حاکی از آن نفخه الهی است که موجودی مجرد است و منزه از صفت ذکورت و انوثت.

قرآن کریم آفرینش روح را بعد از تمامیت بدن بیان می کند. «ثم خلقنا النطفه علقه فخلقنا العلقه مضغه فخلقنا المضغه عظاما فکسونا العظام لحما ثم انشأناه خلقا آخر». (۲۳) وقتی خداوند در باره روح سخن می گوید می فرماید: «هنگامی که نشئه طبیعت تمام شد و تحولات مادی به پایان رسید من خلق دیگری آفریدم که از قبیل گوشت و پوست و استخوان نیست بلکه چیز دیگری است که از نشئه طبیعت جداست. آن خلق آخر بعد از تمامت جنین است و حال آنکه قبل از آن جنین یا مذکر است یا مؤنث.

به این ترتیب، جنسیت زن و مرد به جسم بازگشت می کند و روح که تمام حقیقت انسان است فراتر از صفت جنسیت است و کمال خلقت انسانی نه به جسم او که به نفخه الهی در او دمیده است «و نفخت فیه من روحی».

به هر حال، باید توجه داشت اشتباه دو گروه مدعی کهتری و مهتری زن بر اساس خلقت جسمانی وی، ناشی از دیدگاهی مادی است که موجب انکار کمالات والای معنوی و انسانی می شود؛ کمالاتی که ارتباط کامل با روح الهی دمیده شده در انسان دارد و هدف، خلقت انسان است.

این دیدگاه به نحوی دیگر در مسیحیت نیز وجود دارد، که به گونه ای که در مجمع لاهوتی ماکون بحث بوده است که آیا زن جسمی بی روح است یا دارای روح؟ تا در معرض نجات یا هلاک واقع شود و رأی دادند به اینکه روح نجات یابنده در زن نیست. توماس اکویناس، قدیس بزرگ مسیحیت، گفته: «زن مردی ناقص است موجودی عرضی و تبعی. زن به علت ضعف طبیعت اعم از عقل و بدن تابع مرد است. مرد آغاز زن و انجام اوست. همان طور که خداوند هدایت و نهایت تمام موجودات می باشد زن طبق قانون طبیعت محکوم است و حال آنکه یک نفر غلام چنین نیست اطفال باید پدران خود را بیش از مادرانشان دوست بدارند.» (۲۴)

در اسپانیا نیز، پس از مدتی بحث و گفت وگو رأی دادند که فقط مریم عذرا انسان است و روح خالد دارد و باقی زنان برزخ میان انسان و حیوان اند.(۲۵)

فلسفه آفرینش زن

در رساله اول پولس رسول به قرنتیان آمده است که «مرد برای زن آفریده نشد بلکه زن برای مرد آفریده شد» و در رساله اول به افسیسیان آمده است که «ای زنان شوهران خود را اطاعت کنید چنانکه خدا را اطاعت می کنید زیرا که شوهر سر زن است چنانکه مسیح نیز سر کلیسا است و او نجات دهنده بشر است».

در قرآن کریم نیز در دو آیه تعبیرهایی ذکر شده که برخی از مفسران، فلسفه خلقت زن را از آن استنباط کرده اند:

۱ – «هو الذی خلقکم من نفس واحده و جعل منها زوجها لیسکن الیها»(۲۶) اوست که همه شما را از گوهری واحد بیافرید و از آن نفس واحد، زنش را نیز بیافرید.

۲ – «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون» (۲۷) و از نشانه های قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید تا به ایشان آرامش یابید و میانتان مهربانی و دوستی نهاد. در این (امر)، آیات و نشانه هایی است برای مردمی که تفکر می کنند.

آیات فوق دلالت بر این امر دارند که زنان از جنس مردان خلق شده اند و به این دلیل است که ازدواج موجب سکون و آرامش و آسایش آنان می شود. البته برخی گمان کرده اند آیات مذکور فلسفه آفرینش زن را آرامش و سکون مرد می داند و در نتیجه اصل در حیات و زندگی، مردان هستند و زنان برای کمال و آسایش و آرامش آنان خلق شده اند بلکه باید گفت این دسته از آیات در صدد بیان هدف و فلسفه خلقت زن نیست بلکه نوعی از رابطه روحی زن و مرد و وابستگی آن دو به یکدیگر را بیان می کند. به این ترتیب، دو فرض را می توان در تفسیر آیات مورد نظر در نظر گرفت. اول آنکه خداوند زن را برای آسایش و آرامش مرد آفریده است و این امری یک طرفه است، یعنی مرد رابطه آرامش بخشی زن را ندارد و به تعبیر انجیل، مرد برای زن آفریده نشده بلکه زن برای مرد آفریده شده است. یا به قول سید قطب قدس سره «سکونت از مرد به سوی زن است». (۲۸)

فرض دوم آنکه آرامش و سکونت مذکور در آیه امری طرفینی است، یعنی زن و مرد موجب آرامش یکدیگر می شوند.

اما چنانچه فرض نخست صحیح باشد، باید پرسید آیا این امر نشانه اصالت مرد و نقصان زن است یا نوعی تمجید و امتیاز را برای زن به دنبال دارد؟

با توجه به قرائن آیات مذکور برخی مفسران قائل بر این هستند که مقصود از این آرامش، سکونتی حسی و شهوانی نیست(۲۹) بلکه آرامشی روحی و روانی است. سکونتی که با مودت و رحمت همراه است و از نشانه ها و آیات الهی است. در این صورت خلأ روحی و کمبود روانی مردان است که با میل به زنان مرتفع می گردد. با این بیان، چنین تعبیری اگر تمجید و ستایشی برای زنان نباشد قطعا نشان کهتری آنان نیست. در عین حال باید پرسید اگر مرد اصل است و کاملتر از زن چگونه وجود اصیل و کاملتر به موجودی فرعی و ناقصتر آرامش می یابد و این آرامش نشانه خداوند تلقی می شود. در حالی که حکما قائل اند وجود کامل، بی نیاز از ناقص است تا چه رسد به آنکه در آرامش نیازمند به آن باشد.

اما برای تبیین فرض دوم باید سه مطلب را روشن نمود.

یکی آنکه واژه «زوج» که جمع آن «ازواج» است به معنای همسر است و بر هر یک از زن و مرد اطلاق می شود، بدین معنی که لفظ زوج هم بر زن اطلاق می شود، و هم بر مرد. واژه «زوجه» برای زن، لغتی غیر فصیح است و در قرآن نیز بکار نرفته است. دوم آنکه سکون به معنی استقرار و ثبات و اطمینان است. «سَکَنْ» چیزی را گویند که با آن اطمینان و استقرار حاصل شود(۳۰) به این جهت، در قرآن از شب و زن به سکن تعبیر شده است. سوم آنکه مخاطب دو آیه مورد بحث عموم انسان ها هستند، نه مردان. و این گونه سخن گفتن در قرآن، رایج و شایع است و بسیاری از احکام با خطاب مذکر بیان شده است. ظاهر آیه نخست آن است که مردان به سوی زنان سکونت می یابند اما در آیه دوم کلمه «ازواج» جمع زوج به معنای مرد و زن هر دوست، خطاب «لکم انفسکم» نیز عام است و تعبیر «جعل بینکم موده و رحمه» نیز بر طرفینی بودن سکونت گواهی می دهد، به علاوه، اگر مقصود از سکون، آرامش حسی و جنسی باشد و این امر ناظر بر میل و غریزه جنسی – آن چنان که علامه طباطبایی قائل اند – باز هم قرائن متعدد تاریخی، اجتماعی و فیزیولوژیک طرفینی بودن آنرا تأیید و اثبات می کند. علامه طباطبایی در این زمینه چنین می فرماید:

«معنای آیه «خلق لکم من انفسکم ازواجا» این است که برای سود رساندن به شما از جنس خودتان همانندانی آفرید چرا که هر یک از زن و مرد به وسایلی از امر تولید مثل مجهز است که با همراهی جنس دیگر کارش به ثمر می رسد و با کار هر دو، تولید و تکثیر نسل به انجام می رسد. بر این اساس، هر یک به تنهایی نقص دارند و به قرین خود نیازمندند که از مجموع این دو، یک واحد تام حاصل می شود. به جهت همین نیاز و نقص، هر کدام به سمت دیگری حرکت می کند و زمانی که وصلت حاصل گشت آرام می گیرد زیرا هر ناقصی به کمال خود شائق است و هر نیازمندی به چیزی که رفع نیازش کند میل دارد و این همان میل جنسی است که در این دو قرین، نهاده شده است».(۳۱)

و اما اینکه فلسفه واقعی آفرینش زن چیست؟ به اجمال بایستی گفت رسیدن به کمال و تجلی تام مقام خلافت اللهی که زن و مرد در این امر شریک اند همان گونه که در اصل خلقت. اما تفصیل این گفتار را به مقاله بعد واگذار می کنیم که به جایگاه ویژه زن در اسلام در جهت مسیر کمال می پردازد. انشاء ا…

عامل هبوط و گناه نخستین

در عهدین صراحتا زن عامل گناه نخستین بشر معرفی می گردد، یعنی آن کس که فریب شیطان را خورد و خود فریب دهنده آدم شد و همین امر سبب رانده شدن آدم و حوا از بهشت نخستین گردید. اما قرآن کریم به عنوان یگانه متن مقدس غیر محرَّف تأکید می کند که زن و مرد – آدم و حوا – هر دو با هم فریب شیطان را خوردند. در حالی که قرآن در داستان هبوط بیش از بیست مرتبه از ضمایر تثنیه استفاده می کند: فوسوس لهما الشیطان لیبدی لهما ماوری عنهما من سوءتهما و قال مانهیکما ربکما عن هذه الشجره الا ان تکونا ملکین او تکونا من الخلدین و قاسمهما انی لکما لمن النّصحین فدلّیهما بغرور فلمّا ذاقا الشجره بدت لهما سوءتهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنه و نادئهما ربهما الم انهکما عن تلکماالشجره و اقل لکما ان الشَیطنَ لکما عدو مبین.» و می فرماید: «خداوند فرمود ای آدم تو و همسرت در بهشت بیارامید و از هر جا که خواستید بخورید ولی به این درخت نزدیک نشوید وگرنه از ستمکاران خواهید بود. آنگاه شیطان آنان را وسوسه کرد تا سرانجام عورتشان را که از دید آنان پوشیده بود آشکار کند و گفت پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرد مگر از آن روی که (با خوردن از میوه آن) دو فرشته شوید یا از جاودانگان گردید و برای آنان سوگند یاد کرد که من از خیرخواهان شما هستم آن گاه آن دو را فریبکارانه به طمع انداخت و چون از (میوه) آن درخت خوردند عورت هایشان بر آنان آشکار شد و بر آنها از برگ (درختان) بهشتی می چسباندند (تا پوشیده شوند) و پروردگارشان به آنان ندا در داد که مگر شما را از این درخت نهی نکرده بودم و به شما نگفته بودم که شیطان دشمن آشکار شماست». (۳۲)

و به این ترتیب، شیطان آنها را فریب داد و آدم و حوا به مجرد چشیدن میوه شجره ممنوعه از مقام قرب پروردگار دور شدند. در آیات واقعه هبوط تثنیه بودن ضمیرها حاکی از آن است که وسوسه و فریب شیطان آدم و حوا را باهم در بر گرفت و به همین جهت هر دو از بارگاه الهی رانده می شوند. به این گونه قرآن کریم این طرز فکر غلط در تاریخ بشریت را که زن را عامل گناه مرد و انحطاط نسل بشری انگاشته می شود طرد می کند.

زن و مجازات گناه ناکرده

در انجیل، رنج زایمان به عنوان مجازات مستمر جنس زن تلقی شده است تا بدین وسیله جریمه گناه ناکرده یک زن را همه زنان بپردازند و از این طریق رستگار شوند. در تورات نیز بارداری و زایمان دو مجازات الهی – تکوینی و دائمی برای زنان است که به جرم گناه نخستین حوا بایستی همه زنان آن را عهده دار شوند و روشن کردن شمع های شبات نیز جریمه تشریعی این گناه ناکرده عنوان شده است. حال جا دارد تا از ارباب ادیان مزبور سؤال کنیم چرا تمام زنان بی گناه بایستی جریمه گناه یک نفر را بپردازند و حال آنکه آن زن به همراه همسرش آدم توبه نمود و گناه (ترک اولی) ایشان بخشیده شد.

ما بر اساس متن قرآن معتقدیم حضرت حوا نه تنها عامل گناه آدم نبوده است بلکه خود نیز مانند آدم فریب شیطان را خورده و اگر گناهی صورت گرفته (که ما معتقدیم ترک اولی بوده است و نه گناه) دو مجرم دارد نه یکی و اگر قرار است کسی مجازات شود باید هر دو مجازات شوند نه یکی و اگر پس از هبوط و توبه گناه آنها بخشیده شده (که طبق نص قرآن پذیرفته شده) دیگر نمی توان مجرمان بخشوده را مجازات نمود اگر گناه آن دو بخشوده نشده چگونه نسل آنها تا ابدیت به واسطه یک گناه تشریعی (و نه تکوینی) مجازات می شوند آن هم فقط هم جنسان یکی از آن دو، یعنی زنان.

در حقیقت، در هر دو آیین، زن به خودی خود و «فی حد ذاته» مجرم است ولی تنها در یکی یعنی مسیحیت، رنج های زایمان کفاره گناه تلقی می شود تا زن به فلاح و رستگاری نائل شود. ولی در آیین یهود تنها به جریمه تصریح شده و بشارت رستگاری در آن دیده نمی شود.

اما در آیین مقدس اسلام، زن فی حد ذاته پاک است و هنگامی که باردار می شود ثواب مجاهد فی سبیل اللّه را دارد و وعده آمرزش گناهان به او داده شده است.اما نه آمرزش گناه ناکرده مادرش حوا، که گناهان خودش در مقام یک انسان.

قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : «یا ام سلمه اِنَّ المرأه اذا حملتْ کان لها من الاجر کمَن جاهد بنفسه و ماله فی سبیل اللّه عزوجل فاذا وضعت قَبل لها قد غفرلکِ ذنبک فاستأنفی العمل، فاذا أرضعت فلها بکل رضعه تحریر رقبه من ولد اسماعیل»(۳۳) رسول خدا صلی الله علیه و آله به همسرش ام سلمه فرمود: زمانی که زن باردار شود اجر و پاداش کسی را دارد که با جان و مالش در راه خدا جهاد می کند و زمانی که فرزندش را بزاید به او گفته می شود خدا گناه ترا آمرزید؛ کار و عمل از سر بگیر. و زمانی که کودکش را شیر می دهد خداوند متعال برای هر شیر دادنی ثواب آزاد کردن بنده ای از فرزندان اسماعیل علیه السلام پیغمبر را به او می دهد.

و بدین گونه است که زن از مرد ممتاز می شود و بخشی از مسیر ویژه خویش را در سیر الی اللّه به واسطه موهبت های اختصاصی خداوند به خود می یابد. موهبت «مادری» که تمام لحظات سیر طبیعی آن به عنوان درجات قرب به درگاه حق تعالی در نظر گرفته می شود. آری برای همه زنان، بارداری و زایمان یکی از بزرگراه های رسیدن به عالم ملکوت است، راهی وسیع و گسترده و مقامی ویژه و انحصاری که هیچ مردی بدان دست نمی یابد.

امام رضا علیه السلام فرمود: «و بدان که حق مادر لازمترین حقوق است و واجبترین آنها، زیرا او باری برداشته آن جا که هیچ کس بر نمی دارد و فرزند را با گوش و چشم و دیگر اندام ها حفظ کرد، در حالی که شاد و خوشرو بود به این کار. فرزند را حمل کرد با همه دشواری هایی که هیچ کس بر آن تاب و شکیبایی ندارد. راضی شد که خود گرسنه بماند اما او سیر شود و خود تشنه بماند و او سیراب گردد و خود برهنه بماند و او را بپوشاند و خود در آفتاب بماند و او را سایه دهد پس باید شکر از او و نیکویی به او به این اندازه باشد و هر چند طاقت ادای کمترین حق او را ندارید مگر به یاری خداوند.»(۳۴)

رهبانیت، ازدواج، طلاق

ترک ازدواج و رهبانیت یکی از رسوم مسیحیت است. رسمی مشهور برای رسیدن به عالم ملکوت و اختصاصا برای آنان که توانایی آن را دارند.(۳۵) گرچه در انجیل ازدواج نیز یک نعمت شمرده شده است و رهبانیت اختصاص به مردان ندارد ولی همواره انگشت اشاره به سمت زن متوجه است که او عامل گناه نخستین است و مانع از سیر الی اللّه و همواره پرهیز از ازدواج بر تأهل ارجحیت داشته و ترویج شده است چون بر این باورند که رهبانیت موجب رهایی از علقه های دنیوی و علقه به همسر و فرزندان می گردد و با مهار نمودن غریزه جنسی انسان به کمال می رسد.

اما آیین مقدس اسلام نه تنها غریزه جنسی و ازدواج را نفی نمی کند که بر اهمیت آن در سلوک الی اللّه تأکید می ورزد و برای هر یک از زن و مرد تکالیفی را معین می کند که با عمل نمودن به آنها در چارچوب خانواده بر توسن تیز تکی خواهند نشست که هیچ فرد مجردی به گرد پای آن نیز نخواهد رسید. همان گونه که قبلاً اشاره شد، به تصریح قرآن مجید، ازدواج از جمله آیات خداوند است و تمایل زن و مرد به یکدیگر موهبتی الهی است که موجب آرامش آنها می شود و خداوند کریم میوه چنین درختی را مهر و محبت و دوستی قرار داده است از همین روست که امام باقر علیه السلام می فرماید: «ما بُنی فی الاسلام احب الی اللّه عزوجل من التزویج» هیچ اساس و بنیانی در اسلام نزد خداوند محبوبتر از بنیان ازدواج نیست.(۳۶)

و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:«شرار امتی عزّابها» بدترین افراد امت من ازدواج نکرده ها هستند.(۳۷) یا می فرمایند:«من تزوج احرز نصف دینه» هر کسی که ازدواج کند نیمی از دین خود را حفظ نموده است.(۳۸) به این ترتیب، می بینیم ازدواج نه تنها انسان را از طی طریق الی اللّه باز نمی دارد بلکه یکی از مهمترین و دوست داشتنی ترین بنیان ها در نزد خداوند محسوب می شود تا آنجا که صیانت نیمی از دین (و نه صرفا بخشی اندک از آن) در گرو ازدواج قرار می گیرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «بیچاره است مردی که زن نداشته باشد.» گفتند: «اگر مال بسیار داشت چطور؟» فرمود: «و هر چند مال بسیار داشته باشد و بیچاره است بیچاره است زنی که مردی نداشته باشد.» گفتند: «اگر مال بسیار داشت چطور؟» فرمود: «و هر چند مال بسیار داشته باشد.» (۳۹) به همین جهت یکی از بالاترین نعمت های بهشت لذت بردن از مصاحبت همسران است که در قرآن مجید ده ها بار به آن اشاره شده است که برای نمونه و تبرک یکی از آنها را یاد می کنیم: «هُم و ازواجهم فی ظلال علی الارائک متکئون» (۴۰) مؤمنان در بهشت با همسران خود در سایه ها پهلوی هم بر تختها تکیه زننده اند. به تصریح رسول اکرم صلی الله علیه و آله در اسلام رهبانیت جایی ندارد.(۴۱)

و ازدواج جزء سنن پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله قرار می گیرد هم او که در قرب الی اللّه به مقام «قاب قوسین أو ادنی» رسید، تأکید می نماید هر آن کس که از امت من باشد و از این سنت دوری گزیند از من نیست. (۴۲)

به این ترتیب، ازدواج دستور مؤکدی است که موجب پیدایش یکی از مقدسترین و محبوبترین بنیان ها -نهادها- در نزد خداوند می گردد. اما این همه تقدیس و ارزش سبب آن نمی شود که راه جدایی و طلاق، در آنجا که گریزی از آن نیست، بسته باشد. گرچه در دین مقدس اسلام طلاق قرینه معکوس ازدواج است، یعنی آن گونه که ازدواج محبوبترین امر عنداللّه است طلاق مبغوض ترین امر عنداللّه است ولی این امر بسیار ناپسند به جهت مصالح مترتب بر آن، مجاز است و حلال. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «ما مِن شی ء احلَّه اللّه ابغض الیه من الطلاق»(۴۳) هیچ حلالی در نزد خداوند مانند طلاق مبغوض و منفور نیست. و این در حالی است که مسیحیت و به طور اخص فرقه کاتولیک تنها راه رهایی زوجین از علقه ازدواج را یا خیانت می داند یا مرگ، و طلاق امری مطرود و غیر ممکن است و حتی در صورت عدم سازش و اختلاف، فقط هر یک از زن و شوهر می توانند در منزلی جداگانه بسر برند اما از ازدواج مجدد محروم اند. چرا که در انجیل آمده: «اگر کسی همسر خویش را بدون آنکه خیانت از او دیده باشد طلاق دهد و آن زن د

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.