خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت مدیریت فرهنگی یا فرا فرهنگی
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت مدیریت فرهنگی یا فرا فرهنگی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سخن مدیر مسئول
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سخن مدیر مسئول قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
42دقیقه
14ثانیه

خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت روند ایجاد و توسعه دیدگاه فرهنگ سازمانی در نظریه سازمان

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 54

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل ورد کامل پاورپوینت روند ایجاد و توسعه دیدگاه فرهنگ سازمانی در نظریه سازمان که هم اکنون ارائه می‌شود، یک راه‌حل جامع و بی‌نظیر برای نیازهای تحقیقاتی و آموزشی شماست. این مجموعه شامل 99 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت روند ایجاد و توسعه دیدگاه فرهنگ سازمانی در نظریه سازمان،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت روند ایجاد و توسعه دیدگاه فرهنگ سازمانی در نظریه سازمان :



Normal
۰
false
false
false







MicrosoftInternetExplorer4




اشاره

بحث “دیدگاه فرهنگ سازمانی” از مباحث عمده و نسبتا نو در
حوزه نظریه سازمان می باشد. نشو و نمای این دیدگاه،

همزمان با ظهور
دیدگاه قدرت و سیاست و دیدگاه کثرت گرایی است که به اوائل دهه ۱۹۸۰ بر می گردد. اگر
چه پیشینه

این بحث را می توان در مکتوبات دهه ۱۹۷۰، که درباره جامعه پذیری
سازمانی و حرفه ای نوشته شده، یافت; اما بایستی

متذکر شد که
عمده تلاش نویسندگان آن عصر بر تاثیرات فرهنگ موجود بر اعضای سازمان و فرایند
جامعه پذیری آنان

متمرکز بود. اما چگونگی شکل گیری فرهنگ و
شیوه تغییر آن و تاثیر آن بر رهبری کمتر مورد توجه قرارگرفته است

.

باتوجه
به آنچه گفته شد، اولین نوشته های منسجم وجامع در مورد فرهنگ سازمانی که بر اساس
مبنای نظری قوی

استوار است به سالهای ۱۹۸۴ و ۱۹۸۵بر می گردد.
از جمله مهمترین دستاوردها و نوشته های این دوره می توان به «رهبری و

فرهنگ سازمانی

» (۱)

،

«

فرهنگ سازمانی و رهبری

» (۲)

و «فرهنگ و واقعیتهای
منسجم مربوط به آن

»
(۳)

اشاره کرد

.

آنچه از نظر شما در این مقاله می گذرد ترجمه و تلخیصی از فصل ششم کتاب «دیدگاه
سازمانی

»
(۴)

است که تلاش دارد

خواننده را با
مباحثی از این دست آشنا نماید

.

دیدگاه فرهنگ سازمانی چیست؟ آیا این دیدگاه یک مکتب مدیریتی است یا ضد
مکتب؟ مشخصه ها و تعریف مکتب

مدیریتی چیست؟ مکاتب موجود
در این مورد کدامند؟

پیش ازپرداختن به این مباحث، برای تبیین سؤالات فوق ودرراستای درک دقیق تر
مباحث، ضروری است مباحثی

مقدماتی را متذکر شویم

:

۱-

فرهنگ سازمانی چست؟ به طور کلی فرهنگ سازمانی
به دو معنای متفاوت اما مرتبط با هم به کار رفته است

.

الف) فرهنگ سازمانی عبارت است از فرهنگی برخاسته از فرهنگ اجتماعی که
در سازمان ایجاد می شود و مشتمل بر

پدیده های نامحسوس از قبیل
ارزشها، عقاید، مفروضات، ادراکات و هنجارها و الگوهای رفتاری مشترک است

.

براین اساس،
فرهنگ سازمانی چنانکه آقای کیلمن

(۵)

اشاره می کند یک انرژی اجتماعی
است که افراد را به سوی عمل

تحریک می کند

.

ب ) فرهنگ سازمانی عبارت است از مجموعه ای از نظریه های سازمانی نوظهور
که دارای مفروضاتی خاص در مورد

واقعیتها و روابط سازمانی
بوده و الگویی جدید را برای نگریستن، تفکر، مطالعه و درک سازمانها ارائه می دهد. فرهنگ

سازمانی مفروضات ساختارگرایان «مدرن » ونظریه های سیستمی را رد می کند
و به جای آن معتقد است که رفتارهای

سازمانی متاثر از الگوهایی
از مفروضات اساسی

(۶)

است که افراد سازمان واجد آن می باشند. با
استفاده مستمر از این

الگوها مفروضات از ذهن خودآگاه افراد
خارج شده اما همچنان به صورت ناخودآگاه و حتی با وجود تغییر محیط سازمانی

بر رفتار و تصمیمات افراد اثر می گذارد تا اینکه به مرور زمان به
الگوهایی مسلم و بنیادی تبدیل شود.ازنقطه نظردیدگاه

فرهنگ سازمانی ترجیحات
شخصی اعضای سازمانی به وسیله قوانین رسمی اقتدار وهنجارهای رفتار عقلایی محدود

نمی گردد،بلکه این ترجیحات از طریق هنجارها، ارزشها و مفروضات فرهنگی کنترل می شود
لذابرای درک و پیش بینی رفتار

سازمان در شرایط مختلف
باید فرهنگ سازمانی آن را به درستی شناسایی کرد

.

ساختار سازمانی، سیستمهای اطلاعاتی، فرایندهای برنامه ریزی استراتژیک،
بازارها، تکنولوژی، اهداف سازمان و… تنها

می توانند
سرنخهایی را برای یک فرهنگ سازمانی فراهم کند. سرنخهایی که الزاما صحیح و قابل
اعتماد نیستند

.

در نهایت، دیدگاه فرهنگ سازمانی بر این عقیده است که مکاتب قبلی مربوط
به سازمان با استفاده از عینکی غلط مسائل

غلطی را حل می کنند
و در نتیجه تلاش آنها برای شناخت و پیش بینی رفتار انسانی در حقیقت نوعی وقت تلف
کردن

می باشد

.

۲-

مکتب مدیریتی، عبارت است از مجموعه منسجمی از
نظریه های سازمانی و نظریه پردازیها سازمانی که در مورد

اموری که ذیلا
بیان می گردد با هم توافق دارند

:

چیزی را که توضیح می دهند یا پیش بینی می کنند

;

مهمترین ابعاد سازمان

;

مفروضات مشترک در مورد سازمانها و به طورکلی
جهانی که سازمانها در آن ایجاد شده اند

;

متد به کاررفته برای مطالعه سازمانها

.

در صورتی که، دیدگاهی در رابطه با مکاتب موجود به صورت انفعالی عمل کند
و صرفا بعضی از مفروضات آنها را زیر

سؤال برده و خود مجموعه
منسجمی از نظریه ها را بیان نکند، این دیدگاه، به صورت مکتب تبیین نشده، بلکه به
عنوان

ضد مکتب

(۷)

مطرح می شود، همانند دیدگاه نئوکلاسیک ها در مقابل کلاسیک ها و یا
دیدگاه سیستمی. دیدگاه فرهنگ

سازمانی نیز چنین می باشد

. (۸)

۳-

برای منسجم کردن و گروه بندی نظریه های
سازمانی به منظور ایجاد مکتب مدیریتی، دیدگاه های متفاوتی وجود

دارد که ذیلا به بعضی از آنها اشاره می شود

:

الف – آقای ویلیام جی اسکات

(۹)

سه مکتب مدیریتی
را از هم متمایز می کند که عبارتند از مکتب کلاسیکها،

نئوکلاسیک ها و
نظریه های جدید(مدرن

).

ب – کونتز،

(۱۰)

مکاتب مدیریت را در شش طبقه
جای می دهد که عبارتند از: مکتب فرایند مدیریت، مکتب تجربی

(

مکتب موردی)، مکتب رفتار
انسان، مکتب سیستم اجتماعی، مکتب نظریه تصمیم و مکتب ریاضیات. دیدگاه های

دیگری نیز وجود دارد که مجالی برای ذکر آن در این مقاله نیست

. (۱۱)

۴-

اکثر کسانی که تلاش کرده اند مکاتب مختلف
مدیریتی را در طبقات متفاوت جای دهند (که به بعضی ازآنها اشاره شد

)

، بااندک اختلاف، نقاط مشترکی با هم دارند

:

اولا: همه آنها نظریه های سازمانی را بر اساس مفروضات خودشان در
موردانسانها، سازمانها و ابعاد سازمانی که به

نظرشان مهم است
گروه بندی می کنند

.

ثانیا: معمولا همه آنها، نظریه ها را بر اساس دوره ای از زمان که
بیشترین مشارکت در آن زمان صورت گرفته دسته بندی

می کنند. البته،
استثناهایی در این زمینه وجود دارد; به این معنا که بعضا در این مورد به صورت
موضوعی و غیرتاریخی

عمل می کنند، مانند دیدگاه کونتز که به
آن اشاره شد و نظریه گراهام استلی و آندریوون دون

(۱۲)

که یک ماتریس
دو

بعدی در نظر می گیرد متشکل از یک طیف افقی که دو قطب آن، جبرواختیار
هستند ویک طیف عمودی که دو قطب آن،

سطح خرد و کلان (یک سازمان
یا مجموعه سازمان های جامعه) می باشد. به این ترتیب چهار سلول و در نتیجه چهار

مکتب مدیریتی بوجود می آید

:

دیدگاه عمل جمعی – دیدگاه انتخاب طبیعی – سطح تجزیه وتحلیل کلان دیدگاه انتخاب استراتژیک

دیدگاه ساختاری وسیستمی
– سطح تجزیه و تحلیل خرداختیار گرا – جبرگرا

به هرحال، در این نوشتار دیدگاه تاریخی مکتب های مدیریتی، که درنهایت به
مکتب فرهنگ سازمانی منتهی شد،

موردبحث قرار می گیرد چون
به نظر می رسد نظریه های سازمان یک سیر تکاملی را پیموده اند. مطالعه سیر تاریخی
به ما

اجازه می دهد که جزر و مدهای مکاتب مدیریت را، که نهایتا
به مکتب فرهنگ سازمانی منتهی شد، بهتر تجزیه و تحلیل

کنیم

.

براین اساس، مکاتب هفت گانه ذیل را بررسی می کنیم

:

۱-

نظریه سازمانی کلاسیک

2-

فیلسوفان کلاسیک

3-

نظریه
سازمانی نئوکلاسیک

۴-

دیدگاه روابط انسانی

5-

نظریه سازمانی
ساختارگرایان «مدرن

»
6-

نظریه سیستمی و اقتضایی

7-

دیدگاه سیاست و قدرت

.

ضمن بیان هر یک از مکاتب فوق، تفاوت و مشابهت های آنها را با دیدگاه
فرهنگ سازمانی، بررسی خواهیم کرد. روند

مکاتب در این
کتاب به پاندولی تشبیه شده که در سیر تاریخی خود نوسانهایی به سمت راست ویا چپ
داشته است

.

همانطور که از جدول ضمیمه مشخص می گردد سمت راست جدول اشاره به مکاتبی
است که جنبه های انسانی و ارزشها

را مدنظر قرار می دهد و
سمت چپ بیانگر مکاتبی است که مبین مکاتب ماشینی و عقلانی است. درنتیجه، با توجه به

چرخش پاندول به سمت راست در سالهای ۱۹۸۰ پیش بینی مکتب فرهنگ سازمانی
منطقی به نظر می رسد

.

نظریه سازمانی کلاسیک ها

هرمکتب ونظریه سازمانی، منعکس کننده ارزشهای فرهنگی – اجتماعی و شرایط
محیطی زمان خود می باشد. با بوجود

آمدن سیستمهای کارخانه ای،مدیران
سازمانهابارشته جدیدی ازمشکلات مواجه شدند که برای

حل مشکلات

وپوشش دادن هزینه های گزاف تجهیزات کارخانه ای، مهندسین صنعتی و
مکانیکی ماموریت یافتند که بهترین تجهیزات را

طراحی کنند و
مهندسین فکری نیز در صدد ارائه بهترین روشها جهت سازماندهی کارخانجات برآمدند. به این
ترتیب،

اولین نظریه های مدیریت، که عمدتا بر ساختار رسمی متکی
بودند، شکل گرفت

.

به هرحال، مفروضات اساسی نظریه کلاسیک ها، که بر اساس این تفکر شکل
گرفته، عبارتند از

:

۱-

فلسفه ایجاد سازمانها، نیل به اهداف اقتصادی –
تولیدی می باشد

.

۲- «

یک بهترین روش » برای سازماندهی عملیات
تولیدی وجود دارد که می توان از طریق کاوشهای علمی و منظم به آن

دست یافت

.

۳-

تولید، از طریق تخصصی کردن کارها و تقسیم کار
افزایش می یابد

.

۴-

انسانها وسازمانها براساس اصول اقتصادی و
عقلایی عمل می کنند

.

مقایسه این نظریه با مکتب فرهنگ سازمانی

دیدگاه فرهنگ سازمانی، بطورکلی، مفروضات، مفاهیم و اصول کلاسیک را رد
می کند. لذا، می توان گفت این دو مکتب

تقریبا هیچ
نکته مشترکی ندارند غیراز این که محور توجه هر دو، سازمان می باشد. با این وجود،
نقش این مکتب در

شکل گیری مکاتب بعدی و همین طور دیدگاه
فرهنگ سازمانی، محدود به دو مورد ذیل می باشد

:

۱-

نقش این مکتب در مطرح ساختن سازمان به عنوان
یک حوزه جدید مطالعاتی

;

۲-

اشاره ضمنی به اینکه نمی توان «یک بهترین » شیوه
برای مدیریت و سازماندهی پیدا کرد و حتی اگر چنین شیوه ای

وجود داشته
باشد، از طریق مهندسی و متدهای علمی نمی توان به آن دست یافت

.

فیلسوفان کلاسیک

فلاسفه کلاسیک، نه به اندازه کافی زیاد بودند و نه منسجم و لذا نمی توان
آنها را تحت عنوان یک مکتب جای داد

.

همزمان با اوج نظریه سازمانی کلاسیک ها،
تعداد اندکی از فیلسوفان انتقاداتی بر مفروضات اساسی کلاسیک ها وارد

کردند و به جای تکیه بر وجود «یک بهترین راه »، و اقتصادی عقلایی بودن
افراد سازمان، مفاهیم مهمتری را جهت کارایی

سازمانها قائل
بودند. مفاهیمی از قبیل ارزشها، روابط غیر رسمی، هنجارهای رفتاری و

… .

مقایسه فلاسفه کلاسیک با مکتب فرهنگ سازمانی

مکتب فرهنگ سازمانی بسیاری از مفاهیم خود را مستقیما از فیلسوفان
کلاسیک اخذ کرده است، از قبیل: مفاهیم

هنجارها،
ارزشها و تا حد زیادی مفهوم سمبلیسم

. (۱۳)

چستربارنارد، از جمله
افرادی است که از فلاسفه کلاسیک می باشد و

بیشترین نقش را
در تبیین این مفاهیم ایفا کرده و شاید بتوان او را “پدربزرگ” مکتب فرهنگ
سازمانی نامید

.

نظریه سازمانی نئوکلاسیک ها

نئوکلاسیک ها، تلاششان این بود که همان نظریه کلاسیک ها را حفظ کنند و
در عین حال، با استفاده از علوم رفتاری

اصلاحات،
اضافات و … در آن بوجود آورند. اما این نظریه نتوانست جایگاه مکتب را به خود
اختصاص دهد و بیشتر به

عنوان یک ضد مکتب از آن یاد می شود. اهمیت
کارنئوکلاسیک ها از دو جهت است

:

۱-

آنها اولین کسانی بودند که برخی از اصول اساسی
کلاسیک ها را به انتقاد کشیدند و این در حالی بود که مکتب

کلاسیک، تنها
مکتب موجود بود تا جایی که نظریه سازمان مترادف با نظریه سازمانی کلاسیک ها بود

.

۲-

درجریان انتقاد از مکتب کلاسیک ها، نئوکلاسیک ها
نظریه هایی را مطرح کردند که نقشی محوری در مکاتب بعد از

خود از جمله
دیدگاه فرهنگ سازمانی بازی می کند

.

مقایسه این نظریه با مکتب فرهنگ سازمانی

یکی از نئوکلاسیک ها، آقای سایمون می باشد که از سازمانها، به عنوان
ماهیتهای مصنوعی تعبیر کرده است. (یکی از

مفاهیم محوری
مکتب فرهنگ سازمانی همین مطلب می باشد). آقای الیوت جکز

(۱۴)

، نیز با نوشتن کتاب “تغییر فرهنگ

یک کارخانه” بر اساس تتبعات مصنف از اولین کسانی است که کلمه
فرهنگ را به کار برده است. و بالاخره آقای سلزنیک

(۱۵)

،

که از طلایه داران جامعه شناسان
نئوکلاسیک ها می باشد، تفکرات چستر بارنارد را در مورد ارزشهای سازمانی، هنجارها،

رفتارهای غیر عقلایی و وجود اختلاف بین اهداف سازمانی و فردی توسعه
داده است. به دلیل نقش برجسته ای که این دو

متفکر اخیر در
ارائه مفاهیم موجود در دیدگاه فرهنگ سازمانی ارائه داده اند، از آنها به عنوان “پدران”
این دیدگاه یاد

می شود

.

مهمترین مشارکت نئوکلاسیک ها در تبیین دیدگاه مکتب فرهنگ سازمانی،
عبارت است از پایه گذاری اصولی که ذیلا

بیان می شود

:

۱-

فلسفه ایجاد سازمانها، تحقق اهدافی است که این
اهداف، غیر از اهداف اقتصادی و تولیدی است

.

۲- «

یک بهترین شیوه »، برای سازماندهی تولید وجود
ندارد، زیرا انسانها آن گونه که کلاسیک ها تصور می کنند، بر اساس

اصول اقتصادی، عقلایی عمل نمی کنند

.

۳-

درست به همین دلیل، تولید لزوما از طریق تخصصی
کردن کارها و تقسیم کار افزایش نمی یابد

.

۴-

یافتن «یک بهترین شیوه » از طریق کاوشهای علمی
و منظم قابل دسترسی نمی باشد

.

مکتب روابط انسانی

همانطور که بیان شد، نظریه های سازمانی مختلف، منعکس کننده شرایط
محیطی، فرهنگی و اجتماعی زمان خود

می باشند. ظهور دیدگاه
روابط انسانی نیز، در همین راستا می باشد. به طورکلی، می توان دو دلیل برای شکل گیری
این

نظریه بیان کرد

:

۱-

در یک کلام، دهه ۱۹۶۰ دهه خوشبینی نسبت به
انسانیت است. در این دهه، افرادی نظیر مارتین لوتر ظهور کردند،

جنگ بر علیه فقر، تلاش جهت حذف تبعیضات نژادی، آغاز نهضت حقوق زنان،
مشروعیت یافتن اعتراض علیه قدرت

مسؤولین به طور مسالمت آمیز
و… زمینه مناسبی برای پیدایش این دیدگاه فراهم کرد

.

۲-

نئوکلاسیک ها، اگر چه نتوانستند خود را به
عنوان یک مکتب مطرح کنند، اما به طور موفقیت آمیزی نقاط ضعف

گرایشهای
ماشینی، بوروکراتیک و وجود بهترین شیوه را بیان کردند. لذا، وجود زمینه جهت پیدایش
مکتب جدید از یک

سو و پیدایش علوم اجتماعی از قبیل
روانشناسی، روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی ازسوی دیگر، ظهور مکتب جدید

را تسریع بخشید

.

مهمترین اصول مکتب روابط انسانی عبارتند از

:

۱-

فلسفه ایجاد سازمانها، برآورده کردن نیازهای
انسانی است

.

۲-

وجود انسانها، جهت برآورده کردن نیازهای
سازمان نمی باشد

.

۳-

سازمان و اعضای آن، به همدیگر نیاز متقابل
دارند

.

۴-

سازگاری ضعیف میان افراد و سازمانها برای هر
دو مضر است

.

۵-

سازگاری خوب میان این دو، به نفع ه صفحه محتوای تخصصی است که با دقت بالا تهیه شده است.

ویژگی‌های کلیدی فایل فایل ورد کامل پاورپوینت روند ایجاد و توسعه دیدگاه فرهنگ سازمانی در نظریه سازمان:

  • محتوای ۱۰۰% اصلی و تألیفی
  • قالب‌بندی حرفه‌ای و آماده ارائه
  • منابع معتبر و به‌روز
  • پشتیبانی فنی رایگان