خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مشکوه و معانی آن در قرآن و حدیث
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مشکوه و معانی آن در قرآن و حدیث قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر ادبیات داستانی پس از انقلاب اسلامی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر ادبیات داستانی پس از انقلاب اسلامی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
29دقیقه
43ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تقیه از بعد رفتاری و عقیدتی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 62

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تقیه از بعد رفتاری و عقیدتی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تقیه از بعد رفتاری و عقیدتی با 85 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل تقیه از بعد رفتاری و عقیدتی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل تقیه از بعد رفتاری و عقیدتی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل تقیه از بعد رفتاری و عقیدتی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تقیه از بعد رفتاری و عقیدتی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل تقیه از بعد رفتاری و عقیدتی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تقیه از بعد رفتاری و عقیدتی :

یکی از موضوعات قرآنی، حدیثی، کلامی و فقهی که از دورترین زمان، همواره مطرح و مورد مناقشه و نقض و ابرام بوده و

هست، موضوع تقیه است

.

لغت «تقیه » همانند تقوی، تقاه، و اتقاء، از ریشه «وقی، یقی و قایه » است، و در همه آنها مفهوم خویشتن داری، پرهیز، و

تحفظ و نوعی پروا و ترس ملحوظ است. از نظر اصطلاحی تفاوت و تمایزی میان آنها وجود دارد لیکن از نظر لغوی فرقی

ندارند

.

«

فاتقوا الله، عبادالله. تقیه ذی لب شغل التفکر قلبه

» (۱)

یعنی، ای بندگان خدا، از خدا پروا کنید، پروای انسان خردمندی

که تفکر و اندیشه، دل او را مشغول داشته است (نهج البلاغه، خ ۸۳

).

«…

الا ان تتقوا منهم تقاه » یعنی، مگر آن که از آنان تقیه کنید، تقیه کردنی. (آل عمران/۲۸

).

حتی معانی واژه های کفر و شرک نیز احیانا متفاوت با معانی اصطلاحی به کار می روند. در آیه ۴ سوره ممتحنه

می خوانیم «قد کانت لکم اسوه حسنه فی ابراهیم والذین معه اذ قالوا لقوقهم انا براء منکم ومما تعبدون من دون الله کفرنا

بکم وبدابیننا وبینکم العداوه والبغضاء ابدا حتی تؤمنوا بالله وحده… هر آینه برای شما در ابراهیم و همراهان او اسوه و

سرمشق نیکویی است آن گاه که آنان به خویشان مشرک خود گفتند: ما از شما و بتهایی که می پرستید بیزار و متنفریم و

ما به شما کفر می ورزیم و میان ما و شما دشمنی و عداوت آشکار است مگر به خدای یگانه ایمان آورید

ملاحظه می شود که کفر در این آیه بر مؤمنان و موحدان اطلاق شده، البته به معنای لغوی آن که انکار و تنفر باشد نه به

معنای اصطلاحی آن که پرده پوشی حق است

.

در آیه ۱۰۶ سوره یوسف آمده است: «وما یؤمن اکثرهم بال، الا وهم مشرکون » بیشتر آنان که ایمان می آورند باز مشرکند

(

یعنی در حال شرک خفی هستند

).

بی تردید آن کس که شهادتین بر زبان می آورد، مسلمان محسوب می شود لیکن در این آیه به نکته اخلاقی و رفتاری

دقیقتری پرداخته و بیشتر مؤمنان را تعبیر به مشرک فرموده است و قطعا آن دو واژه در معنای لغوی به کار رفته اند

.

بنابراین رفتار نفاق آمیز و اظهار ایمان به زبان با نبودن اعتقاد قلبی از یک سو و عمل پنهانکارانه تقیه و رفتار ظاهری و

تظاهر به کفر از دیگر سو، هر دو عملی مشابه اند و تضاد ظاهر و باطن و دوگانگی دل و زبان در هر دو مورد، بوضوح

ملاحظه می شود. در واقع منافق عملا به نوعی تقیه و پنهانکاری در محیط ایمانی، متوسل می شود. همچنان که انسان

گرفتار تقیه و آن که در محیط کفر و الحاد و فساد، به کتمان حقیقت ناچار می شود او نیز عملی مشابه کار منافق انجام

می دهد، لیکن شارع مقدس این دو نوع عمل مشابه را متفاوت می شمارد،; اولی را ضد ارزش و نفاق می نامد، لیکن دومی

را ارزش می شناسد و تقیه اش می نامد و آن را در مهمترین مسائل عقیدتی و رفتاری، مجاز می داند، همانند کسی که

سپری روی سر و صورت خود می گیرد تا آسیبی به او نرسد

.

پس معنای اصطلاحی واژه تقیه همانند تقوی، کفر و شرک و دیگر واژه های فقهی، به معنای صیانت نفس و مال و حتی

عرض و آبرو از خطر، با اظهار باطلی و کتمان حقی، آمده است و در واقع، شارع مقدس در این گونه اصطلاحات، مبدع و

مبتکر است، و واژه را به برخی مصادیق لغوی منحصر کرده است. برخلاف پندار برخی نویسندگان که به سبب تشابه

معنای لغوی و اصطلاحی تقیه، دچار اشتباه شده و با انکار معنای اصطلاحی آن گفته اند که تقیه معنای اصطلاحی و

شرعی ندارد جز همان معنای لغوی

. (۲)

این واژه مانند دیگر واژه های شرعی دارای حقیقت شرعیه و معنی عرفی است

.

تعریف تقیه

بنابر آنچه گفتیم تقیه علاوه بر معنای لغوی، معنای شرعی و معنوی اسلامی دارد و برای آن تعریف منطقی ذکر شده

است

.

علمای امامیه در مجموعه آثار فقهی حدیثی و کلامی روی معنای اصطلاحی تکیه دارند. شیخ مفید (ره) فرمود: «التقیه

کتمان الحق و ستر الاعتقاد فیه ومکاتمه المخالفین و ترک مظاهرتهم بما یعقب ضررا فی الدین والدنیا

…» (۳)

تقیه عبارت

است از پنهان داشتن حقیقت و پوشیده داشتن عقیده حقه و پنهانکاری در برابر مخالفان به منظور دفع ضرر دینی و

دنیوی. بنابراین تعریف، تقیه رفتاری است که انسان در اوضاع و احوال خاصی ناگزیر از آن می شود. سؤال اساسی این است

که اگر انسانی مؤمن گرفتار دژخیم و سلطانی ستمگر شد و از او خلاف آنچه عقیده دارد خواسته شد گفته بر او واجب

است یا جایز و یا احیانا حرام؟ بر این پایه، نکته دیگری مطرح می شود و آن این که در قرآن کریم و سنت پیامبر و اولیای

معصوم چه رهنمودی در این موضوع وارد شده است؟ و حکم عقلی و سخن دانشمندان و اسلام شناسان راجع به آن

چیست؟ و بالاخره جایگاه عقیدتی و کلامی و فقهی تقیه کدام است؟

بعد عقیدتی اصلی ترین و پایه ای ترین ابعاد تقیه است. آیا تقیه جزو عقاید و رفتارهای بشری است و یا اختصاص به

مسلمانان دارد و یا حتی در میان مسلمانان، مخصوص شیعیان است؟ از نویسندگان پژوهشگر قرون اخیر که به این

موضوع پرداخته احمد امین مصری است که در برخی کتابهایش راجع به تقیه نظراتی علیل و سست ابراز نمود و مرحوم

سیدمحسن امین عاملی به نقد و مناقشه در سخنان او پرداخته است. احمد امین می نویسد: و هی عند الشیعه النظام

السری فی شؤنهم

(۴)

یعنی تقیه نزد شیعه، سیستم پنهانکاری است در شؤون سیاسی، نظامی و اجتماعی; پس هر گاه

امامی بخواهد بر ضد خلیفه قیام کند و انقلاب به وجود آورد، ترتیبی می دهد و برنامه ریزی می کند و آن را به یارانش

تعلیم می دهد ولی آن را راز می شمارد و هوادارانش هم آن را پوشیده می دارند و به حسب ظاهر از خلیفه اطاعت می کنند

تا به طور کامل به اجرا درآید

.

در سخنان این نویسنده ناآگاهی و تعصب غلبه دارد. امامان معصوم در طول حیاتشان جز امام حسین علیه السلام بر ضد

نظام خلافت و علیه خلفای حاکم بر مسلمین قیام نکرده و دست به انقلاب نزده اند

.

حقیقت آن است که تقیه نوعی رفتار و گفتار برخلاف اعتقاد قلبی است و به عبارت دیگر تقیه نوعی پنهانکاری عملی و

کلامی است که ضروره پیش می آید و آن اختصاص به شیعه ندارد و به همه انسانها مربوط است. البته شیعیان همواره از

سوی سلاطین جور و ایادی سفاک آنها تحت تعقیب و فشار و شکنجه بوده اند و بیش از دیگران با تقیه سروکار پیدا

کرده اند

.

مرحوم سید محسن امین در رد این پندار نویسنده مصری می نویسد: «این سخن احمد امین که تقیه از رفتارهای

مخصوص شیعیان است درست به نظر نمی رسد زیرا تقیه در سرشت همه آدمیان است و تمام خردمندان بهنگام لزوم،

چنان رفتاری را دارند و اگر تقیه نکنند دیوانه و سفیه شمرده می شوند

». (۵)

ابن حجر عسقلانی یکی از نویسندگان و علمای معروف اهل تسنن در همین مقوله چنین اظهارنظر می کند: «و معنی

التقیه، الحذر من اظهار ما فی النفس من معتقد و غیره

» (۶)

یعنی معنای تقیه عبارت است از خودداری از اظهار عقیده و یا

هر راز دیگری که در دل است

.

تقیه در قرآن کریم

در قرآن کریم تقیه به لحاظ لفظی و موضوعی آمده است. علامه مجلسی (ره) در سرفصل مربوط به تقیه سه آیه را مربوط

به تقیه دانسته است

:

«

وقال رجل مؤمن من آل فرعون یکتم ایمانه اتقتلون رجلا ان یقول ربی الله » «مردی با ایمان از آل فرعون که ایمانش را

مکتوم می داشت گفت: آیا مردی را که می گوید پروردگار من خداست، می کشید»؟ (۲۸ غافر

).

استاد طباطبایی در این مورد می نویسد: آن مرد مؤمن، قبطی و از خواص و اطرافیان نزدیک فرعون بود لیکن آنان

نمی دانستند که او به موسی ایمان آورده و به وی گرویده است چون او تقیه می کرد و ایمانش را پنهان نگاه می داشت

. (۷)

آقای شیخ محمد جواد مغنیه در تفسیر این آیه در توجیه عقلانی رفتار خردمندانه آن مرد که تقیه اش گوییم چنین

می نویسد: حق هرگز بی یاور نمی ماند ولو با یک کلمه مخلصانه که در برابر گمراهان و منحرفان گفته شود. آن مرد

شخصی بوده از خاندان فرعون و از روی صدق و یقین به موسی علیه السلام گرویده بود لیکن ایمانش را از بیم کشته شدن،

پنهان و کتمان می داشته است و وقتی دیده که فرعون سوء قصد به موسی دارد حرارت ایمان و خلوص او را واداشته که

هشدار دهد و با اسلوبی عاقلانه و سبکی دلسوزانه، فرعون و اطرافیان او را از چنان عمل برحذر دارد

. (۸)

آیه دیگر: «لایتخذ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین ومن یفعل ذلک فلیس من الله فی شی الا ان تتقوا منهم

تقاه ویحذرکم الله نفسه والی الله المصیر»آل عمران /۲۸

«

مؤمنان نباید کافران را بدون در نظر گرفتن مؤمنان، اولیا، دوستان و سرپرستان خود بگیرندو اگر چنان کنند، هیچ

ربطی به خدا ندارد و از خدا بریدن است، مگر آن که از کافران تقیه کنند و خداوند، شما را از خویشتن برحذر می دارد و از

مخالفت فرمانش بیم می دهد و بازگشت همه بسوی خدا است

».

«

من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره وقلبه مطمئن بالایمان …» النحل/۱۰۶

«

هر که پس از ایمان دوباره به کفر برگردد و کافر شود مگر کسی که مجبور شود ولی دلش آرام به ایمان باشد

به نظر شیخ طوسی (ره) مسلمانان باید با دشمنان اسلام بشدت مقابله کنند و حق ندارند با آنها طرح دوستی بریزند

مگر ضرورتی پیش آید

(۹)

.

و تقیه نزد علمای امامیه آنگاه که خطر جانی باشد واجب است و گاهی هم جایز می شود نه

واجب

. (۱۰)

وی در ضمن تفسیر آیه دوم می نویسد: عدلیه عقیده دارند که اظهار کلمه کفر و بر زبان آوردن ناروای دینی، جایز نیست

مگر با تعریض و کنایه. یعنی در دل خود طوری نیت کند که در کفر صادق نباشد و همین طور جایز نیست مطلب را به

صورت خبر بگوید. چون او می تواند طوری سخن گوید که کاذب و دروغگو نباشد یعنی توریه کند

. (۱۱)

طبرسی در شان نزول آیه اخیر می نویسد: آیه در شان جماعتی نازل شد که تحت شکنجه قرار گرفتند و آنان عبارت

بودند از: عمار، یاسر، سمیه، و صهیب، بلال و خباب که یاسر و سمیه زیر شکنجه به قتل رسیدند لیکن عمار مراد و

خواسته مشرکان را به زبان آورد و خلاصی یافت. عده ای گفتند عمار کافر شده است ولی پیامبر فرمود، چنین نیست،

عمار سرشار از ایمان است و ایمان با گوشت و خون او درآمیخته است

. (۱۲)

شیخ طبرسی در تفسیر آیه نخست فرمود: آیه دلالت دارد بر جواز تقیه در دین به هنگام ترس بر جان و گاهی هم از باب

لطف و مصلحت اندیشی، واجب می شود لیکن با تقیه قتل نفس جایز نمی شود و چنان تقیه ای حرام است

. (۱۳)

مرحوم بلاغی ضمن تفسیر آیه بیست و هشتم آل عمران می نویسد: مستفاد از آیه آن است که مؤمنان مطلقا کافران را

نباید موالات کنند و با آنان حتی دوستی ظاهری نباید داشته باشند لذا استدراک فرمود که مگر برای دفع شر و برای

فرج و گشایش آن هم موقت تا شر و آسیب برطرف شود و در این زمینه قتل مؤمن روا نیست و زیاده روی هم در اظهار

کفر جایز نیست که امر دین عظیم است و مسامحه در آن غیرقابل بخشش است

. (۱۴)

مرحوم فیض کاشانی می نویسد: مؤمنان، باید حب و بغضشان الهی و خدایی باشد و همین معنی مکرر در بسیاری از

آیات، آمده است و شاعر عرب گوید

:

تود عدوی ثم تزعم اننی

صدیقک ان الرای منک لعازب

.. (۱۵) .

یعنی، تو دشمن مرا دوست داری آن گاه می پنداری من دوست تو هستم؟ فکر درست از تو فاصله دارد

.

ابوالمحاسن جرجانی می نویسد: مخالفان را بر تقیه اهل شیعه هیچ طعن نرسد از بهر آن که فرمان خدا در این آیت بدو

ناطق است و آن از جمله واجبات عقلی است و صحابه رسول صلی الله علیه وآله تقیه می کرده اند

. (۱۶)

جارالله زمخشری می نویسد: در این آیه، مؤمنان از دوستی و موالات خویشاوندان مشرک خود، منع شدند و حب فی الله

بابی است عظیم و اصلی است از اصول دین و اگر کسی جز با مؤمنان موالات کند از ولایت خدا خارج می شود و این امری

معقول است

. (۱۷)

امام فخر رازی با طرح چند مساله در ضمن تفسیر این آیه می نویسد

:

۱ –

اجماعی است که تکلم به کفر واجب نیست بلکه فقط جایز است به دلیل عملکرد و مقاومت یاسر و سمیه و تایید کار

ایشان

.

۲ –

استثنا در آیه، منقطع است نه متصل که اظهار کفر زبانی از روی تقیه کفر نیست و انسان با آن کار، کافر نمی شود

.

۳ –

مجوز تقیه، خوف بر جان و بیم شکنجه و عذاب غیرقابل تحمل است

.

۴ –

در تکلم به کفر در حال تقیه، دل باید منکر کفر باشد و انسان باید توریه کند

. (۱۸)

طبری می گوید: هر گاه انسان مجبور شود به گفتن کفر و انجام گناه، می تواند برای حفظ جان خود کفر بگوید به شرط

این که دلش آرام به ایمان باشد و تقیه با زبان است و بس

(۱۹)

.

چنان که در جمعبندی بحث اشاره خواهیم کرد تقیه همچنان که با زبان انجام می شود با عمل هم ممکن است واقع شود

.

جصاص می نویسد: تقیه رخصتی است از خدای متعال و واجب نیست بلکه ترک تقیه افضل است و اصحاب ما حنفی ها

گویند آنکه ترک تقیه کند افضل است و همچنین او در مساله امر به معروف و نهی از منکر و مراتب آن می نویسد، گاهی

اوضاع طوری است که امر و نهی ممکن نیست در این صورت جایز است تقیه شود و کتمان ایمان و ترک اظهار آن شود. به

خدا سوگند ایام عبدالملک و حجاج و ولید و امثال آنان زمانی بوده که فریضه امر به معروف و نهی از منکر قولی و یدی

ساقط بوده چون بیم کشته شدن می رفت

. (۲۰)

از سخنان جصاص چنان استفاده می شود که تقیه نه تنها با کفار و مشرکان

بلکه، احیانا با فساق مسلمانان و ملوک ستمگر و خونریز هم جایز است. آلوسی می نویسد: آیه دلالت دارد بر جواز تکلم به

کفر به هنگام اکراه و اجبار هر چند که افضل ترک تقیه است. برای اعزاز دین چنان که یاسر و سمیه چنان کردند و این از

مصادیق خودکشی نیست بلکه مانند حضور در میدان جنگ و جهاد است که انسان احیانا کشته می شود

. (۲۱)

ابوحیان اندلسی می گوید: مسلمانان متفق القولند که هیچ مؤمنی حق ندارد کافری را از ته دل، دوست بدارد و همچنین

موالات و دوستی با زبان و عمل مگر در حال تقیه، پس در این جا سه مساله مطرح می شود

: