خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سبک و شیوه تفسیری صدرالمتالهین در تفسیر قرآن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سبک و شیوه تفسیری صدرالمتالهین در تفسیر قرآن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفی شبکه اطلاع رسانی رز نت (بانک اطلاعات Proquest )
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفی شبکه اطلاع رسانی رز نت (بانک اطلاعات Proquest ) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
05دقیقه
19ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پاسخ نقدی بر مقاله ی «زبان قرآن، گفتاری یا نوشتاری »

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 71

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل پاسخ نقدی بر مقاله ی «زبان قرآن، گفتاری یا نوشتاری »؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ نقدی بر مقاله ی «زبان قرآن، گفتاری یا نوشتاری » شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ نقدی بر مقاله ی «زبان قرآن، گفتاری یا نوشتاری » را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل پاسخ نقدی بر مقاله ی «زبان قرآن، گفتاری یا نوشتاری » با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ نقدی بر مقاله ی «زبان قرآن، گفتاری یا نوشتاری » با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ نقدی بر مقاله ی «زبان قرآن، گفتاری یا نوشتاری » تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ نقدی بر مقاله ی «زبان قرآن، گفتاری یا نوشتاری » را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پاسخ نقدی بر مقاله ی «زبان قرآن، گفتاری یا نوشتاری » :

اشاره

این مقاله، پاسخ نقدی است که دانشمند محترم آقای سید محمد علی ایازی بر مقاله ی نویسنده با عنوان «زبان قرآن، گفتاری یا نوشتاری » نوشته است . این پاسخ ابهام را از پاره ای تعابیر نویسنده زدوده و اشکالات ناقد را جواب گفته و ضعف نظریات جانشین را بازنموده است .

۱ . مقدمه

در شماره ی سوم فصلنامه ی «پژوهش های علوم انسانی » دانشگاه قم از نویسنده مقاله ای با عنوان «زبان قرآن، گفتاری یا نوشتاری » به چاپ رسید و در آن با تکیه به ادله ای این نظر تایید شد که زبان قرآن گفتاری است; به این معنا که این زبان با زبان نوشتاری در بسیاری از ویژگی ها تفاوتی ندارد; اما در پاره ای از ویژگی ها از آن زبان متمایز است که مهم ترین آنها اتکای فراوان آن در برخی از موارد به قراین حالی و مقامی است; به گونه ای که نادیده گرفتن آنها فهم کامل مراد الهی را دشوار می سازد یا آیات قرآن را از هم گسیخته می نمایاند . نشانه ی دشواری فهم مراد الهی در این آیات اختلاف نظرهای فراوانی است که در تفسیر آنها به چشم می خورد .

دانشمند محترم سیدمحمد ایازی پس از مطالعه ی این مقاله نقدی بر آن مرقوم کردند که آن را به دیده ی منت می نگرم; اما هیچ یک از اشکالات وی را بی پاسخ نمی دانم که در این مقاله بدان پرداخته می شود; ولی پیش از پاسخ ذکر نکاتی چند را مناسب می یابم .

۱ . به جهت یک پارچگی و رساتر بودن سخن، نقد نامبرده را بیشتر به بیان خود و با ترتیبی متفاوت از ترتیب نقد می آورم .

۲ . حاصل کلام ناقد محترم در نقد مقاله ی نویسنده این است که تمام ادله ی گفتاری بودن زبان قرآن مخدوش است; از این رو باید به نوشتاری بودن زبان قرآن قایل شد و نیز افزوده اند که به این «بحث دراز آهنگ » حاجتی نیست و فایده ای بر آن مترتب نمی باشد .

۳ . بسیاری از ایرادات ناقد ارجمند از آن روست که در مطالعه ی مقاله حق مطلب را ادا نکرده اند; از آن جمله علیرغم آن که نویسنده برای تقسیم بندی زبان به گفتاری و نوشتاری و تمایزات آنها طی ارجاع شماره ی ۲ و ۳ مقاله ی خود، نمونه منبع به دست داده است، وی مرقوم کرده اند، نویسنده منبعی برای آن ذکر نکرده است; یا با وجودی که گفته ایم، اگر پذیرفتیم پاره ای از قراین فهم آیات به حال و مقام احاله شده است – چنان که در نظریه ی گفتاری بودن زبان قرآن بر آن تاکید می شود – باید نتیجه بگیریم که فهم کامل و صحیح آیات قرآن در گرو این است که به قراین مقالی بسنده نکنیم و قراین حالی را نیز در نظر آوریم، مع الوصف ناقد محترم پرسیده اند: آیا این تمایزات سه گانه میان زبان گفتاری و نوشتاری به اختلاف نتیجه منجر می شود؟

۴ . برخی از ایرادات ناقد محترم به مباحث مقاله مرتبط به نظر نمی رسد; مع الوصف پاسخ ندادن به آنها را شایسته نمی دانم; نظیر عدم اختصاص تمایزات سه گانه میان زبان گفتاری و نوشتاری به قرآن . روشن است که نویسنده نه تنها با این معنا مخالفتی ابراز نکرده است; بلکه بر آن تاکید می کند .

۵ . معدودی از ایرادات نیز ناشی از قصور نویسنده در ادای روشن مراد است; نظیر دومین تمایز میان زبان گفتاری و نوشتاری که به تعبیر دیگر این گونه بیان می شود: برخی از کارکردهای زبانی مثل تکیه ی صدا یا نرمی و خشونت صوت و یا بعضی از وجوه تعجب، تحقیر و تعظیم تنها در گفتار ظهور می یابد; مانند آن که دانشجویی با حالتی تحقیرآمیز درباره ی استادش بگوید: «حضرت استاد فرمودند» که این جمله را صرف نظر از حالت گوینده نمی توان تحقیرآمیز خواند .

۶ . باید خاطر نشان ساخت که تمایزات زبان گفتاری و نوشتاری دو گونه اند: برخی اختصاصی اند; یعنی در یک زبان هست; ولی در دیگری هرگز به چشم نمی خورد; مانند جمله ی معترضه ای که با صدر و ذیل کلام ارتباط نداشته باشد، تنها به زبان گفتاری اختصاص دارد و هرگز در زبان نوشتاری دیده نمی شود، و برخی از تمایزات میان آن دو زبان اغلبی اند; یعنی در یک زبان بیش از دیگری به چشم می خورد; نظیر اتکای کلام به قراین حالی و مقامی که در زبان گفتاری به جهت وجود پاره ای از اطلاعات در حال و مقام از ذکر آن اطلاعات در کلام خودداری می شود; براین اساس باید توجه داشت که پاره ای از ویژگی های ذکر شده در مقاله ی اصلی ناظر به تمایزات اغلبی است و وجود آنها در زبان نوشتاری مخل به بحث ما نیست .

۷ . باید محقق قمی را از نخستین کسانی برشمرد که به گفتاری بودن زبان قرآن و سنت قائل بوده است . به نظر می رسد، سخن او نیز نظیر سخن نویسنده بد فهمیده شده و اشکالات ناواردی بر آن شده است .

او بر این نظر بود که قرآن و سنت تنها خطاب به مشافهین (مخاطبان حاضر در وقت خطاب) و به قصد افهام آنان نازل و صادر شده است; از این رو ظواهر آنها فقط برای آنان حجیت دارد . (۱)

به نظر نویسنده دلیل این که وی ظواهر قرآن و سنت را برای مشافهین حجت می دانست، این است که در کلام شفاهی – چون رویاروی مخاطبان ایراد می شود – از ذکر اطلاعاتی که معهود آنان است، خودداری می شود; زیرا لازمه ی بلاغت کلام همین است . مشافهین با اتکای به اطلاعات خود به درستی از ظواهر کلام متکلم به مراد او پی می برند; لذا ظواهر کلام او برای آنان حجیت دارد; اما غیر مشافهین چون از آن اطلاعات بی بهره اند، از ظواهر کلام به درستی نمی توانند، به مراد متکلم پی ببرند; لذا ظواهر کلام او برای آنان حجت نیست; تا آن که به آن اطلاعاتی که معهود مشافهین بوده است، دست یابند .

بنابر این سخن او هرگز به این معنا نیست که غیر مشافهین هیچ گاه به فهم مراد متکلم قادر نخواهند بود .

۲ . پاسخ نقد

می توان ایراداتی را که ناقد محترم مطرح کرده اند، به چند دسته تقسیم کرد: برخی از آنها حاکی از ابهام در تعریف نظریه و بعضی دال بر عدم وجود ملازمه میان ادله ی نویسنده و نظریه و شماری در بیان لوازم باطل نظریه و تعدادی به منزله ی نظریات جانشین است .

۲ . ۱ . تمایز میان زبان بشری و زبان وحیانی

ناقد محترم نوشته اند که تمایزات سه گانه ذکر شده (۲) ، ویژه ی قرآن نیست و دیگر متون غیروحیانی را نیز دربرمی گیرد; حال آن که متن وحیانی از سایر متون متمایز است .

پاسخ: قرآن در عین حالی که وحیانی است، به زبان بشر نازل شده و از آن جز این نمی توان تصور داشت که ویژگی های زبان شناختی اش با متون بشری همسان باشد; حتی همان اختصاصاتی که ناقد برای قرآن یاد کرده اند، نظیر ارشادی و هدایتی بودن و بهره گیری از مثال و قسم و استعاره به قرآن کریم اختصاص ندارد . نیز در هر سخن فصیح و بلیغی سخن به اقتضای حال مخاطب ایراد می شود و آن ویژه ی قرآن یا دیگر کتب آسمانی نیست .

نوشته اند: قرآن وحی است; نه سخن شخص پیامبر صلی الله علیه و آله که بنا بر فرض امی بودن آن حضرت، زبان قرآن گفتاری باشد .

پاسخ: نویسنده منکر وحیانی بودن قرآن نیست; لکن همان طور که صریح قرآن چنین است، این وحی به لسان قوم پیامبر صلی الله علیه و آله که همان عربی باشد، نازل شده است; بنابراین باید همان ویژگی های زبان شناختی آنان را داشته باشد; براین اساس، وقتی ثابت شود که پیامبر صلی الله علیه و آله و قوم او امی بودند و با خط و نوشتار – به نحو پیوسته و گسترده – سروکار نداشتند، ثابت خواهد شد که زبان آنان نوشتاری نبوده است; بلکه گفتاری بوده است .

۲ . ۲ . القای وحی به اقتضای حال پیامبر صلی الله علیه و آله

ناقد یکی از تمایزات قرآن را القای وحی به اقتضای حال و آمادگی پیامبراسلام صلی الله علیه و آله دانسته اند و نزول سوره های کوتاه را در ابتدای رسالت آن حضرت و نزول سوره های بلند را پس از آن به این دلیل دانسته اند که آن حضرت در آغاز از آمادگی روحی کمتری برخوردار بوده و به تدریج بر آن افزوده شده است; بنابراین قرآن به تناسب حال پیامبراسلام نزول می یافته است; نه به تناسب حال مخاطبان که در این نظریه بر آن تاکید می شود .

پاسخ این است که:

اولا، این نظر که قرآن صرفا به اقتضای حال و آمادگی پیامبراسلام صلی الله علیه و آله نازل شده و حال و آمادگی آن حضرت نزول آیات را به گونه ای خاص اقتضا می کرده است، پذیرفتنی نیست; چون دلیلی که یاد شده مبنی بر این که ابتدا سوره های کوتاه و سپس سوره های بلند نازل می شده است، کلیت ندارد و نزول سوره های کوتاه بینه و نصر در دوره ی مدنی پس از نزول سوره های بلندی مانند بقره و آل عمران مورد نقض این دلیل است .

گذشته از این، بر فرض کلیت داشتن آن هیچ تلازم منطقی میان آن و حال پیامبراسلام صلی الله علیه و آله وجود ندارد . بسا این طولانی شدن تدریجی طول سوره ها بر اثر فزونی تدریجی آمادگی مخاطبان بوده باشد; چون مخاطبان در آغاز به اسلام نگرویده بودند; لذا آمادگی شنیدن آیات و سوره های طولانی را نداشتند; ولی به تدریج با گرایش به اسلام آمادگی یافتند به آیات و سوره های بلند گوش فرادهند .

ثانیا، نزول قرآن به اقتضای حال و آمادگی پیامبراسلام صلی الله علیه و آله منافاتی با نزول قرآن به اقتضای حال و آمادگی قوم آن حضرت ندارد و نمی تواند داشته باشد; چون چنان که آورده اند: پیامبراسلام صلی الله علیه و آله به اقتضای حالات و سؤالات مردم آمادگی دریافت وحی را پیدا می کرد که نزول آیات سوره ی کهف و آیات نخست سوره ی مجادله از آن جمله است . (۳)

به علاوه، فرض کنید در شرایطی پیامبراسلام صلی الله علیه و آله آمادگی روحی دریافت وحی را نداشته باشد، ولی مصالح مردم مقتضی نزول وحی باشد، آیا پذیرفتنی است که خدای حکیم به لحاظ آن که رسولش آمادگی روحی دریافت وحی را ندارد، مردم را از هدایت محروم سازد؟ و اساسا آیا خدای قادر مطلق ناتوان است که این آمادگی را در رسولش به وجود آورد و آنگاه وحی را بر او القا کند؟

به نظر می رسد، اصل در نزول وحی اراده ی الهی است; نه آمادگی دریافت کننده ی آن و آمادگی او به تبع اراده ی الهی حاصل می شود; چنان که افرادی مثل کربلایی کاظم – شخصی روستایی، بی سواد، ساده و کم حافظه، ولی دارای خلوص و تقوا – بسیارند; اما تنها او در میان همه ی مردم حافظ قرآن می شود و دیگران از آن بی نصیب می مانند . این موهبت بیش از آن که به اقتضای حال شخص او باشد، به اقتضای حال مردم عصر او بوده است .

سید ابوالفتح دعوتی در این زمینه می نویسد:

آغاز مشروطیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یکی از سخت ترین دوره های تاریخ تشیع بوده است . در این دوره، شرق و غرب و ایادی آنان برای الغای اسلام تلاش های گوناگون کردند; نظیر: هتک حرمت احکام و مقررات اسلامی، غیرعملی خواندن احکام اسلامی، مسخره کردن روحانیت، رواج بی دینی و بی تقوایی، منع مجالس و محافل دینی، ترویج بی حجابی و بی عفتی و دور ساختن مردم از اسلام و قرآن .

سرانجام نتیجه چنین شد که همه ی جوانان و دانش آموزان به تبلیغات سوء ضد دینی گرفتار آمده بودند و موجی از بی دینی و شک و تردید و بی ایمانی سراسر جامعه را فراگرفته بود . اندیشه های مادی گرایی، انکار معجزات و آیات و بینات رونق فراوان داشت و کمونیست ها و حتی روشنفکران وحی و الهام و معجزات را مسخره می کردند و دیگر اسمی از خدا و پیامبر نمی آوردند .

در چنین محیطی یکباره روزنامه ها خبر دادند که مردی بی سواد ناگهان حافظ قرآن شد . بی سواد وارد یک امامزاده شده و با حفظ کل قرآن از امامزاده بیرون آمده است . (۴)

به همین ترتیب، نزول قرآن بیش از آن که به اقتضای حال پیامبراسلام صلی الله علیه و آله باشد، به اقتضای حکمت الهی و حال قوم آن حضرت بوده است .

ثالثا، بی تردید پیامبراسلام صلی الله علیه و آله از جمله ی مخاطبان قرآن بوده است; براین اساس، تاکید ناقد محترم بر نزول قرآن به اقتضای حال پیامبراسلام صلی الله علیه و آله گوشه ای از تاکید نویسنده بر نزول قرآن به اقتضای حال مخاطبان است .

۲ . ۳ . لزوم یکسانی ویژگی های زبان گفتاری و زبان نوشتاری

نوشته اند: مقتضای پدیدآمدن زبان نوشتاری از زبان گفتاری آن است که همان ویژگی های زبان شناختی گفتار در نوشتار باشد .

پاسخ: این سخن در پاره ای از ویژگی ها پذیرفته است و نویسنده نیز در مقاله بر آن تصریح کرده است; (۵) اما در عموم ویژگی ها قابل پذیرش نیست .

برای روشن شدن این مطلب توجه به بستر پیدایش زبان نوشتاری لازم است . زبان نوشتاری هنگامی به وجود می آید که زبان گفتار از محیط مادری اش که عبارت از توده ی مردم است، هجرت کند و به محیط اهل قلم پای نهد و مدت مدیدی در آن نشو و نما کند . به همین روی طبیعی است که این فرزند با آن مادر در پاره ای از ویژگی ها تفاوت داشته باشد .

۲ . ۴ . عدم اختصاص قراین حالی به زبان گفتاری

ناقد محترم علیرغم آن که نویسنده تاکید کرده است که تنها فهم کامل و درست پاره ای از آیات مجمل و به ظاهر ازهم گسیخته منوط به مطالعه ی قراین حالی و مقامی است، مرقوم کرده اند که این امر به گفتار اختصاص ندارد .

پاسخ: در این بحثی نیست که فهم درست و کامل هر کلامی اعم از گفتاری یا نوشتاری در پاره ای از موارد در گرو توجه به قراین حالی و مقامی است . بحث در آن دسته از قراین حالی و مقامی است که به گفتار اختصاص دارد و نوشتار نمی تواند بر آنها متکی باشد، نظیر آنچه در مثال «خاموش باشید» آمد (۶) یا آنچه درباره ی آیات اقرا (۷) و تطهیر (۸) و خمر و میسر (۹) ذکر شد .

البته ناقد استناد به این موارد را نیز مخدوش دانسته است که در ادامه به نقد آن می پردازیم .

۲ . ۵ . عدم اختصاص تناسب به نوشتار

ناقد محترم بدون عنایت به این سخن نویسنده که «نظریه ی کسانی که قایل به تناسب آیات در سراسر قرآن اند، به نوشتاری بودن زبان قرآن بازمی گردد» نوشته اند: تناسب و پیوند میان مطالب اختصاص به نوشتار ندارد .

پاسخ: نویسنده نیز منکر سخن ناقد نیست . آنچه را وی انکار می کند، تناسب سیاقی در سراسر قرآن است . چنین تناسبی باید لزوما در نوشتار باشد; اما در گفتار در همه ی موارد نظیر آیه ی تطهیر لازم نیست .

مدعیان تناسب در سراسر آیات قرآن ناگزیرند در آیاتی مانند آیه ی تطهیر به توجیهات تکلف آمیز و تفاسیر خلاف ظاهر روی بیاورند; چنان که در تفسیر فخر رازی ذیل آیات اقراء چنین شده است (۱۰) .

۲ . ۶ . عدم اختصاص تنوع مضامین به گفتار

نوشته اند: تنوع مضامین ویژه ی زبان گفتاری نیست; در زبان نوشتاری مانند کتاب های ارشادی نیز به چشم می خورد .

پاسخ: چنان که کرارا ذکر شده است، مراد از گفتار، ملفوظ بودن و مقصود از نوشتار، مکتوب بودن نیست; بلکه منظور از آنها سبک سخن است . نوع خطابه چنین است که در آن برای ایجاد نشاط در شنونده مضامین متنوعی آورده می شود و نوع نوشتار این گونه است که در آن مطالب به صورت مبوب و فصل بندی شده، می آید .

حال اگر در گفتاری خصیصه ی نوشتاری تبویب برقرار شد، آن گفتار به سبک نوشتار است و چنانچه در نوشتاری خصلت گفتاری تنوع مضامین باشد، آن نوشتار به سبک گفتار است .

همین نکته درباره ی دیگر خصوصیات زبان گفتاری نظیر شورانگیزی و استفاده از مفاهیم مانوس مخاطبان نیز مطرح است .

۲ . ۷ . عدم اختصاص سبب به گفتار

ناقد به نویسنده نسبت داده است که «اگر قران نوشتاری باشد، نمی تواند اسباب نزول داشته باشد» و افزوده اند که سبب داشتن به گفتار اختصاص ندارد .

پاسخ: اسباب نزول تعبیری دیگر از قراین حالی و مقالی است و سخن نویسنده این است که آنان که برای فهم صحیح و تفصیلی آیاتی مانند آیه ی تطهیر نقش قایل اند، به طور ضمنی به گفتاری بودن زبان قرآن اذعان دارند و این سخن با این حقیقت که متون نوشتاری نیز اسباب نگارش دارد، هیچ منافاتی ندارد .

نویسنده بر این نظر است که بریدگی زنجیره ی سخن و اتکای به اسباب بیرون از آن زنجیره نظیر آیه ی مذکور که با صدر و ذیلش ارتباط سیاقی ندارد، فقط به زبان گفتاری اختصاص دارد .

چنین امری چنان که در مثال «خاموش باشید» شرح آن آمد، در نوشتار معنای محصلی نمی تواند داشته باشد و خلاف فصاحت و بلاغت است .

۲ . ۸ . عدم لزوم اتکا در فهم آیات به اسباب نزول

نوشته اند: اسباب نزول، معمم یا مخصص آیات نیست و چنان نیست که بدون آنها به فهم معنای آیات راه نداشته باشیم .

پاسخ به این قرار است که:

اولا، هرگز چنین نیست که اسباب نزول، در تمام آیات قرآن مخصص نباشد . مگر جز این است که «اهل البیت » علیهم السلام در آیه ی تطهیر به استناد روایات اسباب نزول مختص خانواده ی علی علیه السلام شمرده می شود و همسران پیامبر صلی الله علیه و آله از آنان خارج می گردد؟

ثانیا، بی تردید در فهم اجمالی و ناقص مراد آیات، حاجتی به ملاحظه ی اسباب نزول نیست; اما در فهم تفصیلی و کامل مراد آیات، نظیر اشخاص مورد خطاب در آیه ی تطهیر حاجت هست و این چیزی نیست که بتوان آن را انکار کرد .

۲ . ۹ . استقلال دلالی آیات قرآن

ناقد دلالت قرآن را بر مقاصدش به استناد آیاتی از قرآن که آن را روشن و تردیدناپذیر خوانده و نیز روایات عرضه و تحریض به تفکر در قرآن مستقل دانسته و افزوده است که همه ی آیات قرآن تنها با مراجعه به آیات دیگر یعنی تفسیر قرآن به قرآن قابل فهم است; از این رو در فهم آنها به مطالعه ی قراین حالی و مقامی حاجت نیست .

پاسخ این است که:

اولا، بی تردید دلالت اجمالی بر مقاصد در تمام آیات قرآن به چشم می خورد; اما دلالت تفصیلی که از رهگذر آن مصادیق آیات آشکار می شود، بدون مراجعه به قرائن حالی و مقالی مذکور در روایات ممکن نیست .

برای مثال از آیه ی تطهیر نهایت چیزی که مستقلا فهمیده می شود، این است که مراد از «اهل البیت » همسران پیامبراسلام صلی الله علیه و آله نیست; اما این که مصادیق «اهل البیت » چه کسانی اند، از خود قرآن قابل فهم نیست و اگر نویسنده قراین حالی و مقامی را در فهم آیات مؤثر می شمارد، در این نوع از فهم است .

ثانیا، ممکن است مصادیق پاره ای از آیات قرآن را با ارجاع آنها به یکدیگر فهمید; ولی در مواردی مثل آیه ی تطهیر چگونه می توان صرف نظر از روایات اسباب نزول به روشنی مصادیق «اهل البیت » را دانست؟ آیا اگر مصادیق «اهل البیت » در روایات یاد نشده بود، هیچ آیه ای در قرآن هست که آن را روشن سازد؟

۲ . ۱۰ . جواز استناد به کلام، صرف نظر از قرائن محتمل

ناقد نوشته اند: استناد به کلام، صرف نظر از قرائن محتمل در نوشتار جایز است; اما در گفتار جایز نیست .

پاسخ: به نظر نویسنده تمایز قایل شدن میان گفتار و نوشتار در این خصوص وجهی ندارد و خردمندانه نیست . هرکه هر سخنی را اعم از گفتار و نوشتار صرف نظر از قراین فهم کند، در بسیاری از موارد به فهمی درست دست نمی یابد و هرکس به این امر تعمد داشته باشد، مغرض است و می خواهد آن سخن را به رای خود تفسیر کند که سرانجام آن وخیم است .

سیره ی عقلا چنین است که هر سخن را به ضمیمه ی قراین بفهمند و تجرید سخن از قراین ثمره ای جز بی حفاظ ساختن گنج معنا و در معرض دزدان تاویل پیشه قراردادن آن نیست . قراین حصار معناست و راه نفوذ را بر هر نااهلی می بندد . تخریب این حصار راه را بر روی تاویل کنندگان به باطل می گشاید .

۲ . ۱۱ . بی نیازی به قرائن حالی در فهم آیات اقراء

نوشته اند: در مثال آیات اقراء (۱۱) با اطلاع از حالت پیامبر صلی الله علیه و آله و ملاحظه ی آیات سوره ی طه، (۱۲) که همین معنا را بیان می کند، مشکل فهم آن آیات برطرف می شود و حاجتی به گفتاری دانستن آن نیست . قراین حالی و مقامی در نوشتار هم وجود دارد .

پاسخ: چنان که پیش تر آمد، نویسنده منکر وجود قراین حالی و مقامی در نوشتار نیست . آنچه مورد انکار است، این است که در نوشتار جملات معترضه ی بی ارتباط با صدر و ذیل وجود داشته باشد; چون همان طور که در مثال «خاموش باشید» ذکر شد، وجود این جملات در نوشتار معنای محصلی ندارد و حتی مخل به فصاحت و بلاغت کلام است; اما در گفتار کاملا بامعناست و به فصاحت و بلاغت کلام خللی وارد نمی سازد .

در چنین جملاتی، نه سیاق کلام به فهم درست آن کمک می کند و نه آیات متحد الموضوعی که در سایر قسمت های کلام است . در مثال مورد بحث، آیه ی سوره ی طه از نظر عدم ارتباط مضمون آن با صدر و ذیل با آیات سوره ی قیامت همسان است; لذا آیه ای که از این ناحیه مشکل دارد، نمی تواند، برای آیات مشابه خود نظیر آیات اقراء مشکل گشایی کند .

ناقد گفته اند که با اطلاع از حالت پیامبر صلی الله علیه و آله مشکل معنای آیه برطرف می شود . این سخن همان چیزی است که نویسنده نیز بر آن تاکید می ورزد . اینک سؤال این است که آیا حالت پیامبر صلی الله علیه و آله جز با مطالعه ی اسباب نزول که همان قرائن حالی و مقامی آیات اند، آشکار می شود . نظریه ی گفتاری بودن زبان قرآن هم سخنی بیش از این ندارد .

۲ . ۱۲ . عدم وجود ملازمه میان آیه ی تطهیر و گفتاری دانستن زبان قرآن

ناقد محترم در زمینه ی آیه ی تطهیر به صرف انکار نظر نویسنده بسنده کرده و نوشته است: عدم تناسب آیه ی تطهیر با صدر و ذیل دلیل بر گفتاری بودن زبان قرآن نیست و نزول این آیه در میان آن آیات به جهت در کنار هم قرار گرفتن خانه ی علی علیه السلام و خانه های همسران پیامبر صلی الله علیه و آله نیست و خداوند می توانست آیات مربوط به همسران پیامبر را تمام کند و در پی آن آیه ی تطهیر را نازل کند; مگر آن که گفته شود، نوعی تعمد بر این نوع چینش آیات بوده است و به هر حال تغییر مخاطب به دلیل تغییر توجه به آن خانه نبوده است .

پاسخ به این قرار است که:

اولا، صرف انکار، چیزی را ثابت نمی کند و بدون دلیل هیچ چیز ثابت نمی شود .

ثانیا، اگر آن گونه که نویسنده گفته است، نیست، بالاخره سبب این عدم اتصال چیست؟

ممکن است گفته شود، جمله ی «انما . . . » نزول جداگانه ای داشته است و بعد پیامبر صلی الله علیه و آله یا صحابه آن را در آن مکان نهادند یا گفته شود، چنین عدم اتصالی در طبیعت کلام وحیانی هست; چون وحی نظیر الهام از هم گسیخته است; اما هیچ یک از این توجیهات مقبول نیست و نقد آن در ادامه می آید .

ثالثا، به طور قطع، وقتی خطیبی حکیم در کلام خود التفاتی را معمول می کند و خطاب خود را از مخاطبانی به مخاطبان دیگر منصرف می سازد، تعمدی دارد;

رابعا، این ایراد که خدا می توانست آیه ی تطهیر را پس از اتمام آیات مربوط به همسران پیامبر صلی الله علیه و آله نازل کند، با فرض نوشتاری دانستن زبان قرآن نیز باقی است; یعنی می توان گفت: چرا آیه ی تطهیر پس از اتمام آن آیات نیامده است؟

خامسا، نویسنده آیه ی تطهیر را دلیل بر گفتاری بودن زبان قرآن قرار نداده است تا جای طرح این سخن باشد که ملازمه ای میان آن دو نیست; بلکه آن را به عنوان یک نمونه از آیاتی که با نظریه ی مورد بحث تفسیر مناسب می پذیرد، آورده است; بنابراین چنین مواردی نه نظریه ای را اثبات می کند و نه رد; نظیر پدیده ی شب و روز که هم با نظریه ی زمین مرکزی بطلمیوسی و هم با نظریه ی خورشیدمرکزی کپرنیکی تفسیر شدنی است .

۲ . ۱۳ . وجود قرینه ی فهم در خود آیه ی خمر و میسر

ناقد محترم بدون آن که ذیل سخن نویسنده را در مورد آیه ی خمر و میسر مورد عنایت قرار دهند، نوشته اند: در خود آیه قرینه ای که تعیی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.