خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت روش مطالعه در جامعه شناسی دین
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت روش مطالعه در جامعه شناسی دین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت دین: سؤالات مهم…
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت دین: سؤالات مهم… قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
13ساعت
57دقیقه
08ثانیه

خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت جستاری در جامعه شناسی دین

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 59

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت جستاری در جامعه شناسی دین + هدیه ویژه پاورپوینت حرفه‌ای!

یک پیشنهاد عالی برای صرفه‌جویی در زمان و بهبود کیفیت کار شما

اگر به دنبال یک منبع کامل، استاندارد و کاربردی هستید، اکنون فرصت آن را دارید که فایل فایل ورد کامل پاورپوینت جستاری در جامعه شناسی دین را دریافت کنید. فایل ورد کامل پاورپوینت جستاری در جامعه شناسی دین تمامی اطلاعات مورد نیاز شما را در قالبی منظم و حرفه‌ای ارائه می‌دهد. علاوه بر این، یک پاورپوینت آماده و جذاب نیز به‌عنوان هدیه ویژه در اختیار شما قرار خواهد گرفت.

چرا فایل ورد کامل پاورپوینت جستاری در جامعه شناسی دین انتخاب مناسبی برای شماست؟

این مجموعه شامل 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت جستاری در جامعه شناسی دین،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت جستاری در جامعه شناسی دین :



Normal
۰

false
false
false
EN-USX-NONEAR-SA












MicrosoftInternetExplorer4

























































































































































بررسی دین در حوزه های متعدد علمی از جمله کلام، فلسفه، روان شناسی،
جامعه شناسی و مردم شناسی با توجه به نگرش های خاصی که در هر مجموعه معرفتی
موردنظرمی باشد، موجب تعریف و برداشت های متفاوتی از دین شده است که عمدتا به شکل
وسیع، ریشه در تلاشی دارد که در غرب در جهت ارائه تعریفی برای دین انجام گرفته
است; زیرا یافتن ماهیت متمایز و یگانه دین یا ارائه سلسله ای از صفات، که دین و
آنچه را مربوط به آن است از بخش های دیگر زندگانی انسان متمایز می گرداند، بیشتر
یک رویکرد و رهیافت غربی است که از زمان نوزایی(رنسانس) به بعد، بخصوص در دوره اصلاح
دینی – با آن مواجه هستیم. در غرب، طی یکی دو قرن تعاریف و تلقی های فراوانی از
دین ارائه شده که حتی ارائه فهرست ناقصی از آن هم به راحتی ممکن نیست. برخی از
آنها عمدتا سعی در تمایز قاطع بین ابعاد دینی و غیر دینی فرهنگ دارند و گاه دین را
با مجموعه اعتقادات، بویژه اعتقاد به موجودی متعال برابر گرفته اند. از سوی دیگر،
عده ای عوامل تجربی، عاطفی، شهودی و همچنین عوامل ارزشگذارانه و اخلاقی را جزو دین
به حساب آورده اند. یا پیدایش و غنای رشته های مردم شناسی و جامعه شناسی، که رشته
علمی نسبتا جدیدی است، عامل مهمی وارد تعریف دین گردید و آن چیزی نبود جز ملاحظه
زمینه های اجتماعی، اقتصادی، تاریخی و فرهنگی در نوع تلقی از دین. در نظر اینان،
دین هرگز یک مجموعه انتزاعی از اندیشه ها، ارزش ها، یا تجربه ها، که جدا از حوزه
فرهنگی جامعه باشند، نیست; زیرا بسیاری از اعتقادات و آداب و رسوم و شعایر دینی با
توجه به حوزه فرهنگی جامعه قابل درک می باشد و از اینجاست که رهیافت های
جامعه شناختی به دین آغاز می گردد

. (۱)

و جامعه شناسی دین رونق
می گیرد; رشته ای علمی که شیوه طبیعی مطالعه دین و جامعه نیست، بلکه فرآوردی
فرهنگی است که توسط تحولات تاریخی اندیشه غربی پدید آمده است و پژوهشگران را بر آن
داشته است که از ادعاهای هنجارآفرین دین یا جامعه مورد پژوهش آنان فاصله بگیرند

.

تاریخچه
جامعه شناسی دین

تاریخ جامعه شناسی دین را می توان به چهار دوره عمده تقسیم بندی کرد

: (۲)

۱-

دوران اندیشه
اجتماعی سنتی

مجموعه اندیشه ای را که همپای شکل گیری جامعه شناسی جدید تحول و رنگ
عرفی و دنیوی یافت می توان به عنوان اندیشه سنتی قلمداد کرد که مشخصه اصلی آن
«تلفیق بین تحلیل های اجتماعی و اخلاقی » بود. این اندیشه اصولا بر منشا جهانی و
الوهی همه ارزش ها و نهادهای اجتماعی جاافتاده تاکید می کرد و همچنین انسان را
موجودی اجتماعی و سیاسی می دانست. جریان اصلی این اندیشه وحدت آلی و انداموار
جامعه را به زبان حق طبیعی بیان می کرد که این مفهوم و برداشت از آن به صورت یک
مفهوم عرفی یا دنیوی تحول یافت و اساس علوم طبیعی و علوم اجتماعی اولیه را تشکیل
داد

.

۲-

دوران شکاکیت و
نظریه پردازی

نظم و قانونمندی جامعه از مسائل مورد تحقیق در دوران نوزایی و پیش از
آن – یعنی قرون وسطی – بود; نظمی که اساسا به کمال معنوی انسانی دعوت می کرد. در
خلال قرن های هفده و هیجده، متفکران به جستجوی نظم و نظام در جامعه ادامه دادند،
ولی نظم مورد نظر آنها نظمی بود که تبیین کننده تنوع و کثرت زبان ها، رسوم و
ادیان، بر وفق همنواختی های ساده و طبیعی بود. در طی این دوران، اندیشه های دوره
اول مورد انتقاد شدید قرار گرفت که از جمله این منتقدان می توان به هانیکولو
ماکیاول و تامس هابز اشاره کرد. همچنین این دوره زمان بروز نظام های فکری و نظریه پردازانه ای
بود که می کوشید هم جامعه و هم اقتصاد را بر شالوده های واقع گرایانه تری، که کمتر
هم دینی یا اخلاقی است، مبتنی سازد. در این دوران، پیدایش دولت ملی و ظهور طبقات
سوداگر و یا متوسط تبدیل به عنصری شد که نگارش نظریه های اجتماعی و اقتصادی را از
انحصار طبقات روحانی درآورد و قانون طبیعی زیر سؤال رفت و به انتقاد کشیده شد

.

روحانیت ستیزی به شکل مشخصه رایج بیشتر انتقادهای اجتماعی درآمده بود،
با این اعتقاد که دین در جلوگیری از بی بندوباری بیمارگونه زندگی غربی شکست خورده
است، به گونه ای که جستجو برای یافتن منابع جدید نظم اجتماعی آغاز شد و درنهایت،
این تفکر، که «جامعه باید بر طبق طرح و برنامه های مقدر الهی و قانون طبیعی »
ساخته شود، جای خود را به این اندیشه داد که «جامعه بر اساس طرح و برنامه ریزی و
تلاش خود انسان شکل می گیرد.» در این زمان، نوعی اومانیسم عرفی – دنیوی و اجتماعی
پدید آمد که به نوبه خود سرچشمه زاینده اغلب نظریه های فلسفی و اجتماعی دنیای جدید
گردید. مهم ترین دستاورد این دوران، پروراندن مفهوم عرفی سازی یا دنیوی سازی بود

. (۳)

۳-

دوران واکنش
محافظه کارانه و رمانتیک

دوران نظریه پردازی به تدریج با یک واکنش نه چندان شدید، بلکه
محافظه کارانه و بیشتر رمانتیک مواجه شد. مصایب ناشی از انقلاب صنعتی و انقلاب
فرانسه و عصر وحشت پس از آن، اعتقاد خوش بینانه عصر روشنگری را زیر سؤال برده بود
و اعتقاد به اینکه می توان صرفا بدون توجه به دین، اخلاق و حکومت، بر طرح و تدبیر
خویش جامعه را بهبود بخشید و آن را از مشکلات حاد اخلاقی رهانید پس از رخداد
واکنش های محافظه کارانه، رهیافت های موجود نسبت به جامعه و دین را به میزان بالایی
تغییر داد. براساس این نظرات، «دین نباید به عنوان خرافه طرد گردد» و جامعه تنها
بر اساس ساخته قرارداد گذاران متفرد نیست، بلکه فرد دست پرورده جامعه و خود جامعه،
مخلوق خداست. اینان کم کم ارتباطها و مناسبت های انداموار بین جامعه و دین و فرد
را از نو کشف کردند و تجزیه و تحلیل آنها از دین به عنوان یک میانجی بین فرد و
دولت از مباحثی بود که بارها دربررسی های جامعه شناسان پس از دورکیم مطرح گردید

.

۴-

دوران نظریه جدید

در این دوره، دیگر با رد و انکارهای حاد و ضد روحانی فیلسوفان عهد
روشنگری روبه رو نیستیم. در این دوران، رد و انکارها جای خود را به تجزیه و تحلیل
کمابیش خونسردانه و نقش دین در حفظ انسجام اجتماعی و ارتقای تحول اجتماعی می دهد

.

نظرات افرادی چون آگوست کنت، ماکس وبر، امیل دورکیم، کارل مارکس،
تالکوت پارسونز، بلا و دیگر شاگردان پارسونز همچون دیویس مور، داگلاس و لوکمان در
این دوره به چشم می خورد. برخی این دوران را دوران دینی ندانسته و انحطاط دین را
امری محتوم تلقی کرده اند. برخی نیز عرفی سازی یا دین زدایی را امری غیرممکن
شناخته و عده ای محتاطتر، روند عرفی سازی یا دین زدایی را لزوما نه جهانی، نه
محتوم و نه بی بازگشت شمرده اند

.

اکنون پس ازگذری مختصر بر تاریخچه جامعه شناسی دین، مناسب دیدیم تا با
توجه به محدودیت نوشتاری مقاله،به دیدگاه چندتن از اندیشمندان دوران جدید، که
عمدتا کناره گیری دین و انحطاط آن را امری محتوم تلقی کرده اند بپردازیم. بررسی
آراء سایر اندیشمندان در این زمینه را به مجال دیگری واگذار می کنیم

.

نظریه کارل مارکس

کارل مارکس (۱۸۸۳ – ۱۸۱۸)با آنکه به دلیل اظهار نظرهای قابل توجه و
مبتکرانه اش درباره دین مشهور است، ولی سهمش در جامعه شناسی دین ناچیز بوده است.
او بر خلاف دورکیم، کنت و وبر، توجه عمیقی به دین نداشته، اما تاثیر واقعی او در
این باره به طریق غیر مستقیم و از راه انتشار نظریه معروفش درباره همکنش روبنا و
زیربنای جامعه بوده است

.

مارکس توجه اهل نظر را به شباهت های فرهنگی و کارکرد بین دین، قانون،
سیاست و ایدئولوژی، که همه جنبه های روبنایی جامعه بشری هستند، جلب کرده است. او
در عین حال، معتقد بود که روبناها نهایتا بر اثر روابط تولیدی، که به نحو نهایی در
کار است، تعیین می گردد. این نکته را نیز فهمیده بود که مفاهیم دینی نسبتا
خودمختارند و می توانند به صورت متغیرهای مستقلی عمل کنند، در حالی که او در پی آن
بود که به مدد عملکرد انقلابی یا تحقق بخشیدن به امیدهای اخروی دین در همین جا،
دین را منتفی و منحل کند

.
(۴)

مارکس و اساس دین

در دورانی از زندگی مارکس، زمینه فکری فلاسفه آلمان را این حقیقت تشکیل
می داد که در برابر سؤال «خدا چیست؟» و

«

خدا کیست؟» می گفتند:
انسان خداست

.

هگل معتقد بود که باید خداوند را به عنوان حقیقت و اساس وجود انسان
بشناسیم و تلاش های او را برای دسترسی به مقام والای خدایی و ایجاد هماهنگی و
نزدیکی با روح مطلق ارج نهیم. مارکس با توجه به این قسمت از عقاید هگل، که می گفت:
خدا به عنوان حقیقت و اساس وجود انسان است، به بیراهه رفته و گفته است: منظور هگل
از بیان این نکته آن است که انسان در واقع همان خدایی است که از الوهیت خود خارج
شده، سقوط کرده و از اصل خویش دور مانده است

.

این زمینه فکری را باید
بیشتر ساخته فوئر باخ

(۵)

دانست که مارکس بسیار از او
متاثر است. فوئر باخ، که از فلاسفه آلمانی و در زمان خود مشهور بود، اساس محکمی بر
فلسفه بشرگرایی یا اومانیستی نهاد و آن را رونق بخشید. او گفت: انسان خدایی است که
خود را خلق کرده است و به این ترتیب، خداگرایی هگل به شکل انسان گرایی یا اصالت
فرد رو نمود

.

او معتقد بود که در فلسفه هگل، انسان فردی خورد شده در برابر خداست و
آن آشتی، که هگل بین انسان و خدا قرار داد، موجب شد که خدا عظمت پیدا کند و انسان
در پای آن له شود. لذا، باید انسان را نجات داد و او را از خدایی که خود ساخته
است، آگاه کرد. انسان در واقع، خود، خدایی است که صفات خویش را به آسمان افکنده و
بشر تنها در برابر عجز خود نسبت به طبیعت، صفت الوهیت را به طبیعت و نوع بشری داده
است و نوع بشری همه اوصافی را که خدا می توانست داشته باشد، داراست. لذا، آن را
خدا شمرده است. بر این اساس، در نظر او، علت واقعی اعتقادات دینی به طبیعت انسانی
و شرایط زندگی و محرومیت او بر می گردد

. (۶)

اساسی که فریر باخ بنا نهاد زمینه را برای رویش اندیشه های مارکس و
همکار او، انگلس، باز کرد. در دورانی که او به عنوان یک فیلسوف غیر مذهبی جلوه گری
می کرد، او اصل دیالکتیک را از هگل گرفت و آن را در قالب ماتریالیسم درآورد و در
حقیقت مساله روح مطلق و ایده آلیسم عینی هگل را به ماده گرایی مبدل ساخت، ولی در
عین حال، اسلوب دیالکتیکی او را پذیرفت و در این بین، مذهب و خدا حذف شد

. (۷)

مارکس در این دوران بیشترین تاخت و تازها را به مذهب و هر نوع خدانگری
داشته و بیشترین مخالفت های او با مذهب در کتابها و نامه هایی که در این دوران –
یعنی تا سال حدود ۱۸۴۸ – داشته، ابراز شده است. او در کتابهایی از جمله خانواده
مقدس (سال ۱۸۴۵) و نقد فلسفه هگل (سال

۱۸۴۴)

،
عمدتا به شکلی به رد خدا و بیگانگی انسان از خود و رد مذهب پرداخته است

. (۸)

با توجه به نوشته های مارکس به خوبی نظر او بر توهمی و غیر واقعی بودن
دین، که همچون هاله ای اطراف انسان را گرفته و مانع از درک خود و پیشرفت او
می باشد، هویداست

.

بعد جامعه شناختی
دین از نظرگاه مارکس

مارکس علاوه بر اینکه یک فیلسوف بود بدون تردید، یک جامعه شناس هم بود.
او با گذر از فلسفه و روی آوردن به مسائل اجتماعی و اینکه دیگر خوش نداشت به او
نام «فیلسوف » اطلاق کنند، وارد بررسی وضع موجود اجتماع زمان خود، خصوصا وضعیت
اقتصادی آن، شد. او معتقد بود که نمی توان جامعه نوین را بدون استناد به کارکرد
نظام اقتصادی درک کرد و تحول نظام اقتصادی را بدون توجه به نظریه کارکرد فهمید.
اندیشه اصلی او تحلیل و درکی از کارکرد کنونی، شالوده حاضر و تحول ضروری جامعه
سرمایه داری بود و از نخستین فکر قطعی او در این اندیشه می توان به تاریخ نبرد طبقاتی
اشاره کرد و اینکه در این گیرودار تنها دو دسته وجود دارند که یکی از آنها معادل
زور بوده و هست به نام طبقه

«

بورژوا»، و دیگری طبقه «پرولتاریا» یا
کارگر که همیشه ستمکش و ستمدیده بوده است. بین این دو طبقه دایما کشمکش است. او
می خواست برای رهایی این طبقه ستمدیده اقدامی بکند

.

مارکس می دید که کلیساها همه در خدمت بورژوا و توجیه گر اعمال
زورمدارانه آنهاست. او از یک سو، پیوسته از زبان کشیشان می شنید که اگر به یک طرف
از صورتت سیلی زدند طرف دیگر صورتت را بیاور تا سیلی بزنند. او می دید که کشیشان
گناهان افراد را با مبلغی گزاف می بخشند و اوراق مغفرت می فروشند. و بیشتر تعالیم
کلیسا راه را برای ستمگران و زورمندان، هموار می کند; مانند این سخن معروف که قیصر
را به قیصر واگذار و کار کسری را به کسری. همه اینها مارکس را بر آن داشت تا با
توجه به آن اصل نظری خود، که نظر طبقاتی او بود و علی رغم اینکه دین برای او امر مهمی
تلقی نمی شد، درباره آن اظهار نظر نماید. از سوی دیگر، او نمی توانست از کنار این
مسائل بگذرد. در جایی هم که او زندگی می کرد مذهب یک نیرو، یک عامل حرکت و یا دست
کم، عاملی مؤثر در شکل زندگی اجتماعی بود، اما در عین حال، به شدت با حضور و دخالت
دین در امور اجتماعی مخالف بود

.

از نوشته های مارکس دو تعبیر درباره خاستگاه دین برداشت می شود: یکی
اینکه دین ساخته دست زورمداران برای استثمار طبقه کارگر است که کلیسا و در واقع
مسیحیت، آن را تقویت می کند و دوم آنکه دین آه ستمدیدگان و پناهگاه و ملجا
رنجدیدگان است; طبقه ای که دایما تحت استثمار طبقه بورژوا بوده اند

.

به بیانی دیگر، مارکس در پی علتی اساسی برای پیدایش دین از خلال وضع
اقتصادی جامعه بود و این علت ادعایی را در ترکیب طبقاتی جامعه یافت. در نظر او،
فقری که موجب پیدایش دین شده نمایشگر فقر واقعی است و در عین حال، موجب عدم قبول
فقر حقیقی و انقلاب علیه آن می شود

. (۹)

نظر دینی امیل
دورکیم

در جامعه شناسی دین در دوره جدید، دورکیم (۱۸۵۸-۱۹۱۷) از شخصیتهای مهمی
است که نه تنها تحت تاثیر سن سیمون و کنت، بلکه تحت تاثیر افرادی چون را بر ستون و
اسمیت و آثار او درباره ادیان سامی و نیز تحت تاثیر استاد خود فوستل دوکولانژ واقع
شده بود. نخستین خدمت دورکیم به جامعه شناسی دین عبارت بود از تحلیل او از نقشی که
دین در تکوین وجدان جمعی یعنی وجدان وآگاهی اخلاقی جمعی جامعه ایفا می کند، هرچند
او با این انگاره زمانه اش همراه بود که می گفت: دین محکوم به این است که سهم هر
چه کمتری در زندگی جدید داشته باشد. ولی توجه او معطوف به بعد انحطاط و انتقادی
دین نبود، بلکه توجه او به تحولش بود. و اگر چه در نظر او ادیان اصالت دارند و دین
دروغین وجود ندارد، ولی الوهیت از نظر او هرگز چیزی فراتر از جامعه تغییر شکل
یافته و جلوه نمادین پیدا کرده، نبوده است

. (۱۰)

جامعه با همان اثری که بر اذهان آدمیان می گذارد، همه تواناییهای لازم
را برای بیداری احساس ملکوتی آنها نیز داراست; زیرا جامعه نسبت به اعضای خود همان
مقامی را دارد که خدا نسبت به مؤمنان. به نظر او، تحقیق علمی نیز نشان می دهد که
انسان ها هیچ گاه جز جامعه خویش را نپرستیده اند. تنها جامعه است که به خودی خود،
یک واقعیت مقدس است توجیه کننده تمایزی است که میان امر مقدس و غیر مقدس دیده
می شود

.
(۱۱)

او این بیان را در مورد جوامع ابتدایی مطرح
می سازد تا بتواند در مورد شکل امروزی جامعه نیز قضاوت کند. در نظر او، ادیان بدوی
در بطن خود شا صفحه محتوای علمی و دقیق است که بر اساس استانداردهای دانشگاهی و آموزشی تنظیم شده است. تمامی داده‌ها به‌صورت ساختاریافته تدوین شده‌اند تا شما بتوانید بدون نیاز به ویرایش‌های اضافی، از آن برای پروژه‌های تحقیقاتی، پایان‌نامه‌ها و ارائه‌های خود استفاده کنید.

ویژگی‌های منحصر به فرد این مجموعه

  • ساختاری کاملاً استاندارد: تمامی بخش‌ها با دقت بالا تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به تغییر، آماده استفاده هستند.
  • محتوای علمی و به‌روز: فایل ورد کامل پاورپوینت جستاری در جامعه شناسی دین بر اساس جدیدترین منابع و اطلاعات علمی تدوین شده است.
  • همراه با پاورپوینت هدیه: یک پاورپوینت حرفه‌ای نیز برای ارائه بهتر مطالب به شما ارائه می‌شود.
  • قابل ویرایش و شخصی‌سازی: فایل ورد کامل پاورپوینت جستاری در جامعه شناسی دین به راحتی قابل ویرایش است تا بتوانید آن را مطابق با نیاز خود تنظیم کنید.
  • بدون نیاز به صرف زمان اضافی: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت جستاری در جامعه شناسی دین به‌گونه‌ای طراحی شده است که بدون هیچ تغییری قابل استفاده باشد.

یک پیشنهاد استثنایی برای شما!

به‌جای صرف ساعت‌ها وقت برای تنظیم و تهیه یک فایل استاندارد، می‌توانید از این مجموعه استفاده کنید که تمامی مراحل تدوین و فرمت‌بندی آن از قبل انجام شده است. همچنین، با دریافت فایل ورد کامل پاورپوینت جستاری در جامعه شناسی دین، یک پاورپوینت آماده و حرفه‌ای نیز به‌صورت رایگان دریافت خواهید کرد که ارائه‌های شما را جذاب‌تر و مؤثرتر خواهد کرد.

تضمین کیفیت و پشتیبانی کامل

کیفیت فایل ورد کامل پاورپوینت جستاری در جامعه شناسی دین کاملاً تضمین‌شده است و در صورت بروز هرگونه مشکل، تیم پشتیبانی ما آماده پاسخگویی خواهد بود. ما اطمینان داریم که این مجموعه، بهترین انتخاب برای شما خواهد بود.


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت جستاری در جامعه شناسی دین :



Normal
۰

false
false
false
EN-USX-NONEAR-SA












MicrosoftInternetExplorer4

























































































































































بررسی دین در حوزه های متعدد علمی از جمله کلام، فلسفه، روان شناسی،
جامعه شناسی و مردم شناسی با توجه به نگرش های خاصی که در هر مجموعه معرفتی
موردنظرمی باشد، موجب تعریف و برداشت های متفاوتی از دین شده است که عمدتا به شکل
وسیع، ریشه در تلاشی دارد که در غرب در جهت ارائه تعریفی برای دین انجام گرفته
است; زیرا یافتن ماهیت متمایز و یگانه دین یا ارائه سلسله ای از صفات، که دین و
آنچه را مربوط به آن است از بخش های دیگر زندگانی انسان متمایز می گرداند، بیشتر
یک رویکرد و رهیافت غربی است که از زمان نوزایی(رنسانس) به بعد، بخصوص در دوره اصلاح
دینی – با آن مواجه هستیم. در غرب، طی یکی دو قرن تعاریف و تلقی های فراوانی از
دین ارائه شده که حتی ارائه فهرست ناقصی از آن هم به راحتی ممکن نیست. برخی از
آنها عمدتا سعی در تمایز قاطع بین ابعاد دینی و غیر دینی فرهنگ دارند و گاه دین را
با مجموعه اعتقادات، بویژه اعتقاد به موجودی متعال برابر گرفته اند. از سوی دیگر،
عده ای عوامل تجربی، عاطفی، شهودی و همچنین عوامل ارزشگذارانه و اخلاقی را جزو دین
به حساب آورده اند. یا پیدایش و غنای رشته های مردم شناسی و جامعه شناسی، که رشته
علمی نسبتا جدیدی است، عامل مهمی وارد تعریف دین گردید و آن چیزی نبود جز ملاحظه
زمینه های اجتماعی، اقتصادی، تاریخی و فرهنگی در نوع تلقی از دین. در نظر اینان،
دین هرگز یک مجموعه انتزاعی از اندیشه ها، ارزش ها، یا تجربه ها، که جدا از حوزه
فرهنگی جامعه باشند، نیست; زیرا بسیاری از اعتقادات و آداب و رسوم و شعایر دینی با
توجه به حوزه فرهنگی جامعه قابل درک می باشد و از اینجاست که رهیافت های
جامعه شناختی به دین آغاز می گردد

. (۱)

و جامعه شناسی دین رونق
می گیرد; رشته ای علمی که شیوه طبیعی مطالعه دین و جامعه نیست، بلکه فرآوردی
فرهنگی است که توسط تحولات تاریخی اندیشه غربی پدید آمده است و پژوهشگران را بر آن
داشته است که از ادعاهای هنجارآفرین دین یا جامعه مورد پژوهش آنان فاصله بگیرند

.

تاریخچه
جامعه شناسی دین

تاریخ جامعه شناسی دین را می توان به چهار دوره عمده تقسیم بندی کرد

: (۲)

۱-

دوران اندیشه
اجتماعی سنتی

مجموعه اندیشه ای را که همپای شکل گیری جامعه شناسی جدید تحول و رنگ
عرفی و دنیوی یافت می توان به عنوان اندیشه سنتی قلمداد کرد که مشخصه اصلی آن
«تلفیق بین تحلیل های اجتماعی و اخلاقی » بود. این اندیشه اصولا بر منشا جهانی و
الوهی همه ارزش ها و نهادهای اجتماعی جاافتاده تاکید می کرد و همچنین انسان را
موجودی اجتماعی و سیاسی می دانست. جریان اصلی این اندیشه وحدت آلی و انداموار
جامعه را به زبان حق طبیعی بیان می کرد که این مفهوم و برداشت از آن به صورت یک
مفهوم عرفی یا دنیوی تحول یافت و اساس علوم طبیعی و علوم اجتماعی اولیه را تشکیل
داد

.

۲-

دوران شکاکیت و
نظریه پردازی

نظم و قانونمندی جامعه از مسائل مورد تحقیق در دوران نوزایی و پیش از
آن – یعنی قرون وسطی – بود; نظمی که اساسا به کمال معنوی انسانی دعوت می کرد. در
خلال قرن های هفده و هیجده، متفکران به جستجوی نظم و نظام در جامعه ادامه دادند،
ولی نظم مورد نظر آنها نظمی بود که تبیین کننده تنوع و کثرت زبان ها، رسوم و
ادیان، بر وفق همنواختی های ساده و طبیعی بود. در طی این دوران، اندیشه های دوره
اول مورد انتقاد شدید قرار گرفت که از جمله این منتقدان می توان به هانیکولو
ماکیاول و تامس هابز اشاره کرد. همچنین این دوره زمان بروز نظام های فکری و نظریه پردازانه ای
بود که می کوشید هم جامعه و هم اقتصاد را بر شالوده های واقع گرایانه تری، که کمتر
هم دینی یا اخلاقی است، مبتنی سازد. در این دوران، پیدایش دولت ملی و ظهور طبقات
سوداگر و یا متوسط تبدیل به عنصری شد که نگارش نظریه های اجتماعی و اقتصادی را از
انحصار طبقات روحانی درآورد و قانون طبیعی زیر سؤال رفت و به انتقاد کشیده شد

.

روحانیت ستیزی به شکل مشخصه رایج بیشتر انتقادهای اجتماعی درآمده بود،
با این اعتقاد که دین در جلوگیری از بی بندوباری بیمارگونه زندگی غربی شکست خورده
است، به گونه ای که جستجو برای یافتن منابع جدید نظم اجتماعی آغاز شد و درنهایت،
این تفکر، که «جامعه باید بر طبق طرح و برنامه های مقدر الهی و قانون طبیعی »
ساخته شود، جای خود را به این اندیشه داد که «جامعه بر اساس طرح و برنامه ریزی و
تلاش خود انسان شکل می گیرد.» در این زمان، نوعی اومانیسم عرفی – دنیوی و اجتماعی
پدید آمد که به نوبه خود سرچشمه زاینده اغلب نظریه های فلسفی و اجتماعی دنیای جدید
گردید. مهم ترین دستاورد این دوران، پروراندن مفهوم عرفی سازی یا دنیوی سازی بود

. (۳)

۳-

دوران واکنش
محافظه کارانه و رمانتیک

دوران نظریه پردازی به تدریج با یک واکنش نه چندان شدید، بلکه
محافظه کارانه و بیشتر رمانتیک مواجه شد. مصایب ناشی از انقلاب صنعتی و انقلاب
فرانسه و عصر وحشت پس از آن، اعتقاد خوش بینانه عصر روشنگری را زیر سؤال برده بود
و اعتقاد به اینکه می توان صرفا بدون توجه به دین، اخلاق و حکومت، بر طرح و تدبیر
خویش جامعه را بهبود بخشید و آن را از مشکلات حاد اخلاقی رهانید پس از رخداد
واکنش های محافظه کارانه، رهیافت های موجود نسبت به جامعه و دین را به میزان بالایی
تغییر داد. براساس این نظرات، «دین نباید به عنوان خرافه طرد گردد» و جامعه تنها
بر اساس ساخته قرارداد گذاران متفرد نیست، بلکه فرد دست پرورده جامعه و خود جامعه،
مخلوق خداست. اینان کم کم ارتباطها و مناسبت های انداموار بین جامعه و دین و فرد
را از نو کشف کردند و تجزیه و تحلیل آنها از دین به عنوان یک میانجی بین فرد و
دولت از مباحثی بود که بارها دربررسی های جامعه شناسان پس از دورکیم مطرح گردید

.

۴-

دوران نظریه جدید

در این دوره، دیگر با رد و انکارهای حاد و ضد روحانی فیلسوفان عهد
روشنگری روبه رو نیستیم. در این دوران، رد و انکارها جای خود را به تجزیه و تحلیل
کمابیش خونسردانه و نقش دین در حفظ انسجام اجتماعی و ارتقای تحول اجتماعی می دهد

.

نظرات افرادی چون آگوست کنت، ماکس وبر، امیل دورکیم، کارل مارکس،
تالکوت پارسونز، بلا و دیگر شاگردان پارسونز همچون دیویس مور، داگلاس و لوکمان در
این دوره به چشم می خورد. برخی این دوران را دوران دینی ندانسته و انحطاط دین را
امری محتوم تلقی کرده اند. برخی نیز عرفی سازی یا دین زدایی را امری غیرممکن
شناخته و عده ای محتاطتر، روند عرفی سازی یا دین زدایی را لزوما نه جهانی، نه
محتوم و نه بی بازگشت شمرده اند

.

اکنون پس ازگذری مختصر بر تاریخچه جامعه شناسی دین، مناسب دیدیم تا با
توجه به محدودیت نوشتاری مقاله،به دیدگاه چندتن از اندیشمندان دوران جدید، که
عمدتا کناره گیری دین و انحطاط آن را امری محتوم تلقی کرده اند بپردازیم. بررسی
آراء سایر اندیشمندان در این زمینه را به مجال دیگری واگذار می کنیم

.

نظریه کارل مارکس

کارل مارکس (۱۸۸۳ – ۱۸۱۸)با آنکه به دلیل اظهار نظرهای قابل توجه و
مبتکرانه اش درباره دین مشهور است، ولی سهمش در جامعه شناسی دین ناچیز بوده است.
او بر خلاف دورکیم، کنت و وبر، توجه عمیقی به دین نداشته، اما تاثیر واقعی او در
این باره به طریق غیر مستقیم و از راه انتشار نظریه معروفش درباره همکنش روبنا و
زیربنای جامعه بوده است

.

مارکس توجه اهل نظر را به شباهت های فرهنگی و کارکرد بین دین، قانون،
سیاست و ایدئولوژی، که همه جنبه های روبنایی جامعه بشری هستند، جلب کرده است. او
در عین حال، معتقد بود که روبناها نهایتا بر اثر روابط تولیدی، که به نحو نهایی در
کار است، تعیین می گردد. این نکته را نیز فهمیده بود که مفاهیم دینی نسبتا
خودمختارند و می توانند به صورت متغیرهای مستقلی عمل کنند، در حالی که او در پی آن
بود که به مدد عملکرد انقلابی یا تحقق بخشیدن به امیدهای اخروی دین در همین جا،
دین را منتفی و منحل کند

.
(۴)

مارکس و اساس دین

در دورانی از زندگی مارکس، زمینه فکری فلاسفه آلمان را این حقیقت تشکیل
می داد که در برابر سؤال «خدا چیست؟» و

«

خدا کیست؟» می گفتند:
انسان خداست

.

هگل معتقد بود که باید خداوند را به عنوان حقیقت و اساس وجود انسان
بشناسیم و تلاش های او را برای دسترسی به مقام والای خدایی و ایجاد هماهنگی و
نزدیکی با روح مطلق ارج نهیم. مارکس با توجه به این قسمت از عقاید هگل، که می گفت:
خدا به عنوان حقیقت و اساس وجود انسان است، به بیراهه رفته و گفته است: منظور هگل
از بیان این نکته آن است که انسان در واقع همان خدایی است که از الوهیت خود خارج
شده، سقوط کرده و از اصل خویش دور مانده است

.

این زمینه فکری را باید
بیشتر ساخته فوئر باخ

(۵)

دانست که مارکس بسیار از او
متاثر است. فوئر باخ، که از فلاسفه آلمانی و در زمان خود مشهور بود، اساس محکمی بر
فلسفه بشرگرایی یا اومانیستی نهاد و آن را رونق بخشید. او گفت: انسان خدایی است که
خود را خلق کرده است و به این ترتیب، خداگرایی هگل به شکل انسان گرایی یا اصالت
فرد رو نمود

.

او معتقد بود که در فلسفه هگل، انسان فردی خورد شده در برابر خداست و
آن آشتی، که هگل بین انسان و خدا قرار داد، موجب شد که خدا عظمت پیدا کند و انسان
در پای آن له شود. لذا، باید انسان را نجات داد و او را از خدایی که خود ساخته
است، آگاه کرد. انسان در واقع، خود، خدایی است که صفات خویش را به آسمان افکنده و
بشر تنها در برابر عجز خود نسبت به طبیعت، صفت الوهیت را به طبیعت و نوع بشری داده
است و نوع بشری همه اوصافی را که خدا می توانست داشته باشد، داراست. لذا، آن را
خدا شمرده است. بر این اساس، در نظر او، علت واقعی اعتقادات دینی به طبیعت انسانی
و شرایط زندگی و محرومیت او بر می گردد

. (۶)

اساسی که فریر باخ بنا نهاد زمینه را برای رویش اندیشه های مارکس و
همکار او، انگلس، باز کرد. در دورانی که او به عنوان یک فیلسوف غیر مذهبی جلوه گری
می کرد، او اصل دیالکتیک را از هگل گرفت و آن را در قالب ماتریالیسم درآورد و در
حقیقت مساله روح مطلق و ایده آلیسم عینی هگل را به ماده گرایی مبدل ساخت، ولی در
عین حال، اسلوب دیالکتیکی او را پذیرفت و در این بین، مذهب و خدا حذف شد

. (۷)

مارکس در این دوران بیشترین تاخت و تازها را به مذهب و هر نوع خدانگری
داشته و بیشترین مخالفت های او با مذهب در کتابها و نامه هایی که در این دوران –
یعنی تا سال حدود ۱۸۴۸ – داشته، ابراز شده است. او در کتابهایی از جمله خانواده
مقدس (سال ۱۸۴۵) و نقد فلسفه هگل (سال

۱۸۴۴)

،
عمدتا به شکلی به رد خدا و بیگانگی انسان از خود و رد مذهب پرداخته است

. (۸)

با توجه به نوشته های مارکس به خوبی نظر او بر توهمی و غیر واقعی بودن
دین، که همچون هاله ای اطراف انسان را گرفته و مانع از درک خود و پیشرفت او
می باشد، هویداست

.

بعد جامعه شناختی
دین از نظرگاه مارکس

مارکس علاوه بر اینکه یک فیلسوف بود بدون تردید، یک جامعه شناس هم بود.
او با گذر از فلسفه و روی آوردن به مسائل اجتماعی و اینکه دیگر خوش نداشت به او
نام «فیلسوف » اطلاق کنند، وارد بررسی وضع موجود اجتماع زمان خود، خصوصا وضعیت
اقتصادی آن، شد. او معتقد بود که نمی توان جامعه نوین را بدون استناد به کارکرد
نظام اقتصادی درک کرد و تحول نظام اقتصادی را بدون توجه به نظریه کارکرد فهمید.
اندیشه اصلی او تحلیل و درکی از کارکرد کنونی، شالوده حاضر و تحول ضروری جامعه
سرمایه داری بود و از نخستین فکر قطعی او در این اندیشه می توان به تاریخ نبرد طبقاتی
اشاره کرد و اینکه در این گیرودار تنها دو دسته وجود دارند که یکی از آنها معادل
زور بوده و هست به نام طبقه

«

بورژوا»، و دیگری طبقه «پرولتاریا» یا
کارگر که همیشه ستمکش و ستمدیده بوده است. بین این دو طبقه دایما کشمکش است. او
می خواست برای رهایی این طبقه ستمدیده اقدامی بکند

.

مارکس می دید که کلیساها همه در خدمت بورژوا و توجیه گر اعمال
زورمدارانه آنهاست. او از یک سو، پیوسته از زبان کشیشان می شنید که اگر به یک طرف
از صورتت سیلی زدند طرف دیگر صورتت را بیاور تا سیلی بزنند. او می دید که کشیشان
گناهان افراد را با مبلغی گزاف می بخشند و اوراق مغفرت می فروشند. و بیشتر تعالیم
کلیسا راه را برای ستمگران و زورمندان، هموار می کند; مانند این سخن معروف که قیصر
را به قیصر واگذار و کار کسری را به کسری. همه اینها مارکس را بر آن داشت تا با
توجه به آن اصل نظری خود، که نظر طبقاتی او بود و علی رغم اینکه دین برای او امر مهمی
تلقی نمی شد، درباره آن اظهار نظر نماید. از سوی دیگر، او نمی توانست از کنار این
مسائل بگذرد. در جایی هم که او زندگی می کرد مذهب یک نیرو، یک عامل حرکت و یا دست
کم، عاملی مؤثر در شکل زندگی اجتماعی بود، اما در عین حال، به شدت با حضور و دخالت
دین در امور اجتماعی مخالف بود

.

از نوشته های مارکس دو تعبیر درباره خاستگاه دین برداشت می شود: یکی
اینکه دین ساخته دست زورمداران برای استثمار طبقه کارگر است که کلیسا و در واقع
مسیحیت، آن را تقویت می کند و دوم آنکه دین آه ستمدیدگان و پناهگاه و ملجا
رنجدیدگان است; طبقه ای که دایما تحت استثمار طبقه بورژوا بوده اند

.

به بیانی دیگر، مارکس در پی علتی اساسی برای پیدایش دین از خلال وضع
اقتصادی جامعه بود و این علت ادعایی را در ترکیب طبقاتی جامعه یافت. در نظر او،
فقری که موجب پیدایش دین شده نمایشگر فقر واقعی است و در عین حال، موجب عدم قبول
فقر حقیقی و انقلاب علیه آن می شود

. (۹)

نظر دینی امیل
دورکیم

در جامعه شناسی دین در دوره جدید، دورکیم (۱۸۵۸-۱۹۱۷) از شخصیتهای مهمی
است که نه تنها تحت تاثیر سن سیمون و کنت، بلکه تحت تاثیر افرادی چون را بر ستون و
اسمیت و آثار او درباره ادیان سامی و نیز تحت تاثیر استاد خود فوستل دوکولانژ واقع
شده بود. نخستین خدمت دورکیم به جامعه شناسی دین عبارت بود از تحلیل او از نقشی که
دین در تکوین وجدان جمعی یعنی وجدان وآگاهی اخلاقی جمعی جامعه ایفا می کند، هرچند
او با این انگاره زمانه اش همراه بود که می گفت: دین محکوم به این است که سهم هر
چه کمتری در زندگی جدید داشته باشد. ولی توجه او معطوف به بعد انحطاط و انتقادی
دین نبود، بلکه توجه او به تحولش بود. و اگر چه در نظر او ادیان اصالت دارند و دین
دروغین وجود ندارد، ولی الوهیت از نظر او هرگز چیزی فراتر از جامعه تغییر شکل
یافته و جلوه نمادین پیدا کرده، نبوده است

. (۱۰)

جامعه با همان اثری که بر اذهان آدمیان می گذارد، همه تواناییهای لازم
را برای بیداری احساس ملکوتی آنها نیز داراست; زیرا جامعه نسبت به اعضای خود همان
مقامی را دارد که خدا نسبت به مؤمنان. به نظر او، تحقیق علمی نیز نشان می دهد که
انسان ها هیچ گاه جز جامعه خویش را نپرستیده اند. تنها جامعه است که به خودی خود،
یک واقعیت مقدس است توجیه کننده تمایزی است که میان امر مقدس و غیر مقدس دیده
می شود

.
(۱۱)

او این بیان را در مورد جوامع ابتدایی مطرح
می سازد تا بتواند در مورد شکل امروزی جامعه نیز قضاوت کند. در نظر او، ادیان بدوی
در بطن خود شامل مفهوم جامعه اند و چیزهای مقدس نیز به آن سبب مقدس اند که نقش
مظاهر جامعه را ای

خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت جستاری در جامعه شناسی دین

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.