خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اعتراض و بازسازی سیاسی در جهان اسلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اعتراض و بازسازی سیاسی در جهان اسلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
20ساعت
37دقیقه
26ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ارتداد نگاهی دوباره / تقریری از مباحث آیت الله موسوی اردبیلی رمضان ۱۴۲۰

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 47

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات
(قسمت دوم ارتداد فطری و معیار آن)

ارتداد فطری و معیار آن
اشاره:
در بخش اول این نوشتار, ارتداد در لغت و قرآن مجید مورد بحث قرار گرفت. استاد محترم بر این عقیده بودند که آیات قرآن کریم ناظر به ارتداد فکری که در اعصار بعد از نزول قرآن, در میان مسلمانان ظهور کرد, نیست, از این رو احکام ارتداد که در کتب فقهی مورد بحث و بررسی قرار گرفته, معمولاً با استناد به روایات انجام می گیرد. لذا دقت و تأمل در روایات مسأله اهمیت به سزایی دارد. در این قسمت ضمن تعریف ارتداد و اقسام مرتد, برای کشف ملاک و ضابطه ارتداد فطری به سراغ روایات رفته و به دقت آنها را مورد تأمل و بررسی قرار داده اند و در ادامه تحت عنوان موجبات ارتداد, به بحث از (ضروری دین) پرداخته اند. در این بخش نیز پس از ارائه تقریری از مباحث فقهی معظم له, توضیحات و ملاحظاتی در پایان افزوده شده تا آنکه خواننده محترم با سیر بحث و آرای فقهای عظیم الشأن در این زمینه آشنا گردد. قابل ذکر است که در هر یک از مباحث یاد شده, معمولاً به مسائل اساسی توجه شده, و از پرداختن به فروعی که در کتب مبسوط فقهی به چشم می خورد, صرف نظر گردیده است.
قبل از ورود به بحثِ (روایات باب ارتداد), بیان یک مقدمه در تعریف ارتداد و اقسام آن ضرورت دارد. در فقه امامیه مرتد دو قسم است: فطری و ملّی, که هر کدام احکام جداگانه ای دارد, ولی در فقه اهل سنت با اینکه گاهی از فطری نام برده می شود و گاهی از ملّی, دارای حکم یکسانی هستند.(۱)

تعریف مرتد فطری و مرتد ملّی
معروف این است که هر کس پدر و مادرش یا یکی از آنان هنگام انعقاد نطفه او مسلمان باشند و این فرزند متولد شود, سپس از اسلام رو بگرداند, (مرتد فطری) است. و هر کس پدر و مادرش هنگام انعقاد نطفه او کافر باشند و او متولد شود, سپس مسلمان شده و دوباره از اسلام برگردد, (مرتد ملّی) است.
اما با مراجعه به کلمات فقهاء اختلافاتی در تعریف مرتد به چشم می خورد; برخی اسلام والدین یا یکی از آنان را (هنگام انعقاد نطفه) در تعریف مرتد فطری معتبر دانسته اند و بعضی (هنگام ولادت فرزند) را معتبر شمرده اند.(۲) چنانکه بعضی از فقهاء (مسلمان بودن فرزند را هنگام بلوغ) شرط صدق ارتداد فطری دانسته اند به طوری که اگر قبل از بلوغ کافر شود و کفرش تا زمان بلوغ ادامه یابد, سپس مسلمان شود و بار دیگر کافر گردد, مرتد فطری نیست.(۳) از این رو, بررسی این مسأله با عنایت به روایات لازم به نظر می رسد.

اقسام مرتد
طفلی که به دنیا می آید هنگام انعقاد نطفه, پدر و مادرش یا هر دو مسلمانند یا هر دو کافرند یا یکی مسلمان است و دیگری کافر. هر یک از اقسام سه گانه فوق, دارای سه قسم اند زیرا طفل هنگام تولد نیز, پدر و مادرش یا هر دو مسلمانند یا هر دو کافرند یا یکی مسلمان است و دیگری کافر, بنابراین مجموعاً نُه قسم خواهد بود.
هر یک از اقسام نه گانه فوق نیز دارای دو قسم اند, زیرا کودک پس از تولد و قبل از ارتداد, در هنگام بلوغ, یا مسلمان است یا کافر, پس در مجموع هجده قسم است(۴) که برخی مرتد فطری اند و برخی مرتد ملّی, برای آنکه مشخص شود کدام یک فطری است و کدام یک ملّی, باید ضابطه و معیار فطری و ملّی مشخص شود. آیا اسلامِ والدین (حین الانعقاد) ملاک است یا (حین الولاده)؟ آیا اسلامِ فرزند (حین البلوغ) هم برای ارتداد فطری ملاک است یا نه؟
در میان اقسام هجده گانه فوق, حکم دو قسم از آنها روشن است:
۱ کسی که پدر و مادر او هنگام انعقاد نطفه اش, هر دو مسلمانند و تا زمان تولد او نیز مسلمان باقی می مانند, فرزند نیز پس از تولد تا هنگام بلوغ مسلمان است, سپس از اسلام روگردان می شود, به اتفاق همه علماء, (مرتد فطری) است.
۲ کسی که پدر و مادر او هنگام انعقاد نطفه اش, هر دو کافرند و تا زمان تولد او نیز کافر باقی می مانند, فرزند نیز هنگام بلوغ کافر است, به تعبیر حضرت امام (کافر اصلی) است که اگر پس از بلوغ مسلمان شد و دوباره کافر گشت, به اتفاق همه علماء (مرتد ملّی) است.
اما سایر اقسام بنابر مبانی مختلف, در اینکه فطری شمرده شود یا ملّی, متفاوت اند. باید ملاک و ضابطه را از روایات به دست آوریم.

روایات مسأله
روایات باب ارتداد فراوان است که در یک دسته بندی کلی, هشت گروهند; یک دسته مربوط به مجازاتِ مرتد فطری است. در این دسته یکی (صحیحه), یکی (موثقه) و بقیّه یا ضعیفند یا مرسل یا مجعول, ولی مرحوم آقای خوئی بعضی از آنها را (معتبره) تعبیر کرده اند. به نظر ما فقه الحدیث این روایات اهمیت زیادی دارد, چون گاهی احساس می شود که روایت ظاهر در یک معناست ولی فقهاء و اعاظم (رضوان اللّه علیهم اجمعین) مطلب دیگری برداشت کرده اند.
روایت اول:
محمد بن الحسن باسناده عن الحسین بن سعید قال: قرأت بخطّ رجل الی ابی الحسن الرضا(ع): رجل ولد علی الاسلام ثم کفر و اشرک و خرج عن الاسلام هل یستتاب او یقتل ولایستتاب؟ فکتب(ع): یقتل.۱
روایت در (استبصار) با این عبارت همراه است: (فامّا المرأه اذا ارتدّت فانّها لا تقتل علی کل حال بل تخلّد فی السجن ان لم تتب). روایت از نظر سند صحیحه است و از دلایل تعیین کننده در بحث ماست. برای به دست آوردن ملاک مورد نظر در مرتد فطری, باید در تعبیر (ولد علی الاسلام) تأمل کرد.

(ولد علی الاسلام) به چه معناست؟

آیا اگر پدر یا مادر (حین الانعقاد) مسلمان باشد ولی پس از مدتی کافر شود به طوری که هنگام تولد فرزند کافر شده باشد, (ولد علی الاسلام) صدق می کند؟
اگر پدر و مادر مسلمان باشند, ولی مانند بسیاری از ایرانیانی که امروزه در کشورهای دیگر دنیا زندگی می کنند و تنها نامی از اسلام شنیده اند اما هیچ گونه اطلاعی از معارف و احکام آن ندارند و تنها مسلمان شناسنامه ای محسوب می شوند, و فرزندی به دنیا آورند (ولد علی الاسلام) صدق می کند؟
اگر پدر و مادر مسلمان بوده و از اسلام هم اطلاع کافی داشته باشند و به احکام آن نیز ملتزم باشند ولی در محیطی غیر اسلامی زندگی کنند و در همین محیط فرزندی به دنیا آورند, (ولد علی الاسلام) صدق می کند؟
اگر پدر و مادر مسلمان واقعی بوده و در محیطی اسلامی زندگی کنند و فرزندی به دنیا آورند, (ولد علی الاسلام) صدق می کند؟
به نظر ما در میان احتمالات فوق, تنها در احتمال اخیر به طور قطع (ولد علی الاسلام) صدق می کند ولی احتمالات دیگر به هر میزان که از این صورت و فرض فاصله بگیرند, به همان نسبت در صدق تعبیر فوق تردید پیش می آید و تضعیف می شود.
(ولد علی الاسلام) مانند تعبیر روایت معروف (کل مولود یولد علی الفطره و کان ابواه یهوّدانه او ینصّرانه)(۵) و آیه شریفه (فطره اللّه التی فطر الناس علیها) است.
آیا پدر و مادری که تنها نام مسلمانی بر خود نهاده اند ولی از معارف و احکام اسلام بیگانه اند, و در محیط کفر زندگی می کنند,و فرزندی به دنیا می آورند, فرزندشان به حکم این روایت حتماً مسلمان خواهد بود مگر آنکه پدر یا مادر, او را یهودی یا نصرانی کنند؟ به نظر ما چنین نیست و تعابیری چون (یولد علی الفطره), (ولد علی الاسلام) و (فطره اللّه التی فطر الناس علیها) بر این شخص صدق نمی کند.
صاحب جواهر (ولد علی الاسلام) را بر کسی حمل کرده که یکی از والدینش هنگام انعقاد نطفه او مسلمان باشد, و بر این مطلب نیز اصرار دارد, زیرا غالباً پدر یا مادری که حین الانعقاد مسلمان است, حین الولاده نیز مسلمان است و به ندرت کسی را می توان یافت که پس از انعقاد نطفه, کافر شود.(۶)
البته فرض اینکه مادر مسلمان باشد ولی پدر کافر, و فرزندی به دنیا آید و به مادر مسلمان ملحق شود, تنها در وطی به شبهه ممکن است, زیرا با فرض مسلمان بودن زن, شوهر نمی تواند کافر باشد.
سؤال: چرا اسلامِ یکی از پدر یا مادر کافی شمرده می شود؟ آیا صدق (ولد علی الاسلام) منوط به اسلام والدین نیست؟
فقهاء پاسخ می دهند: اگر پدر و مادر هر دو کافر باشند, فرزندشان کافر تبعی است و اگر هر دو مسلمان باشند, فرزندشان مسلمان تبعی است و اگر یکی مسلمان باشد و دیگری کافر, فرزند به اشرف الابوین ملحق می شود که مسلمان است. ما این مطلب را در پاسخ قبول داریم ولی آن را قرینه ای بر معنای مورد نظر فقهاء از (ولد علی الاسلام) نمی دانیم. به نظر ما تعبیر (ولد علی الاسلام) بر کسی صدق می کند که هنگام تولدش, پدر و مادر هر دو مسلمان باشند, و در محیط اسلامی هم به سر برند.
در ادامه حضرت می فرمایند: (ثم کفر و اشرک و خرج عن الاسلام), مراد از این تعبیر چیست؟
به نظر می رسد که نوعی تفنّن در عبارت باشد, و مقصود این است که شخص از دایره اسلام خارج شود, اعم از اینکه به دین دیگری بگرود یا نه؟ آیا اگر قبل از بلوغ کافر شود و با حالت کفر بالغ گردد, این تعبیر صدق می کند یا باید با حالت مسلمانی بالغ شود, سپس از اسلام خارج گردد, تا این تعبیر صدق کند؟
نکته دیگر آنکه به چه کسی گفته می شود: (ثم کفر و اشرک و خرج عن الاسلام)؟
آیا بر کسی که در وجود خدا یا صفات و افعال او دچار شک و تردید شود بدون آنکه کلمه ای بر زبان آورد, صدق می کند؟
به کسی که نعوذ باللّه به عدم وجود خدا یا صفات و افعال او یقین پیدا کند بدون آنکه ابراز نماید, اطلاق می شود؟
به کسی که شک یا یقین خود را ابراز کند ولی هیچ گونه تبلیغ و ترویجی از اعتقادات یا شبهات خود به عمل نیاورد, گفته می شود؟
بر کسی که پس از شک و تردید یا یقین به عدم وجود خدا آن را ابراز کند و بی اعتقادی خود را نیز ترویج نماید, صدق می کند؟
به نظر ما روایت شامل دو صورت اخیر می شود, ولی صدق (کفر و اشرک و خرج عن الاسلام) بر دو صورت اول مورد تردید است, اگر با تحقیق و تفحص متوجه شدیم که شخصی از اعتقاد و ایمان به خدا روگردان شده, بدون آنکه بر زبان آورد (صورت دوم) یا دچار شک و تردید شده (صورت اول) تعبیر فوق صدق نمی کند.
قرینه اش آن است که راوی سؤال می کند: (هل یستتاب؟) روشن است که بازگشت از عقیده خویش یا دچار تردید در اعتقاد خویش شدن بدون آنکه انسان ابراز نماید, قابل استتابه نیست. عقیده با علل و عواملی به وجود می آید و با علل و عواملی هم از دست می رود, لذا قابل استتابه و توبه دادن نیست. آنچه قابل استتابه و توبه دادن یا امتناع از توبه است, اظهار عقیده است. کسی با گفتن (استغفر اللّه) عقیده سابق را به دست نمی آورد و عقیده جدید را از دست نمی دهد. بلکه از اظهار و ابراز کفر توبه می کند. پس مراد از (کفر و اشرک و خرج عن الاسلام) در روایت, (از دست دادن عقیده و اظهار و ابراز) آن است. (عقیده) امری باطنی است (و لایُعلم الاّ من قبله). اگر کسی شهادتین بر زبان جاری کرد تا وقتی که اظهار بازگشت از اسلام نکرده, ما وظیفه داریم او را مسلمان بدانیم حتی اگر در دل خود تردیدهایی داشته باشد و حتی حرام است که از او سؤال کنیم آیا اعتقاد قلبی داری یا نه؟ قرآن کریم می فرماید:
(ولاتقولوا لمن القی الیکم السلام لست مؤمنا.)۲
بعضی از فقها همچون ابوالصلاح حلبی و ابن زهره این جمله از روایت را (اَظْهَرَ) معنا کرده اند که یا ابراز قولی است یا ابراز عملی(۷), ولی بعضی دیگر (قلباً او لساناً او عملاً) تفسیر کرده اند(۸) و به نظر ما صورت بدون مُبرز قولی یا عملی مشمول این روایت نیست. بنابراین در روایت, اولاً: (ولد علی الاسلام) بر کسی صدق می کند که اگر کاری به او نداشته باشند, مسلمان می شود و چنین فردی باید در محیط اسلامی یا لااقل در خانواده مسلمان به دنیا بیاید و تنها اسلام احد الابوین کافی نیست.
ثانیاً: (کفر و اشرک و خرج عن الاسلام) بر کسی صدق می کند که علاوه بر بی اعتقادی, آن را ابراز نماید و بی اعتقادی او مبرز قولی یا عملی به همراه داشته باشد.
بنابراین معنا: ۱ ما حق نداریم تفتیش عقاید کنیم, زیرا اظهار شهادتین کافی است تا احکام اسلام بر شخص جاری شود, چون ترک نماز یا روزه یا حج سبب خروج از اسلام نمی شود.
۲ حق نداریم به کسی که شهادتین را بر زبان جاری کرده, بگوییم از ترس مسلمان شدی, چون تعبیر روایت (خرج عن الاسلام) است که ظهور در خروج اختیاری دارد. و همینطور اگر کسی اظهار اسلام کرده نمی توانیم او را تکذیب کنیم.
حقیقت این است که اسلام در طول تاریخ گرفتار دو گروه بوده است; گروهی که چهره اسلام را خشن معرفی کرده اند و گروهی که در نقطه مقابل مدعی شده اند که به حکم آزادی فکر و عقیده نباید حکم قتل درباره کسی جاری کرد.
روایت دوم:
محمد بن یعقوب عن علی بن ابراهیم و عن عده من اصحابنا عن سهل بن زیاد و عن محمد بن یحیی عن احمد بن محمد جمیعا عن ابن محبوب عن هشام بن سالم عن عمار الساباطی قال: سمعت ابا عبداللّه(ع) یقول: کل مسلم بین مسلمین ارتدّ عن الاسلام و جحد محمداً(ص) نبوّته و کذّبه, فان دمه مباح لمن سمع ذلک منه و امرأته بائنه منه (یوم ارتدّ) و یقسّم ماله علی ورثته و تعتدّ امرأته عدّه المتوفّی عنها زوجها و علی الامام ان یقتله ولایستتیبه.۳
(سهل بن زیاد) در سند روایت مورد بحث است ولی درباره اش گفته اند: الامر فی سهل سهل و روایاتش را پذیرفته اند.
عمار ساباطی نیز با آنکه فطحی مذهب است, مورد اعتماد و وثوق است ولی چون عرب نبوده, معمولاً روایاتش دارای اضطراب متن است و یکی از آنها همین روایت است.
اضطراب در (کل مسلم بین مسلمین) است. آیا کلمه (مسلمین) بدون (ال) صحیح است؟ باید به صیغه جمع تلفظ کرد یا مثنی؟
مجلسی اول می گوید: در یک نسخه قدیمی از روایت (کل مسلم ابن مسلم) ضبط شده, ولی اگر (مسلمین) باشد باید به صیغه تثنیه خوانده شود گرچه برخلاف مشهور است. صاحب جواهر (کل مسلم بین مسلم) نقل کرده است. در میان نقلهای مختلف که اشاره شد, اگر نقل کتب اربعه را که (مسلم بین مسلمین) است, مقدم بداریم, به نظر ما دلیلی بر غلط بودن کلمه (مسلمین) بدون (ال) وجود ندارد, هرچند برخی آن را غلط شمرده اند. حال, اگر به صیغه مثنی قرائت شود یعنی از پدر و مادر مسلمان متولد شود, در این صورت با فتاوای فقهاء که اسلام احد الابوین را در صدق ارتداد کافی دانسته اند, سازگار نخواهد بود.
و اگر به صیغه جمع قرائت شود یعنی در محیط اسلامی به دنیا بیاید, سپس کافر شود.
اگر نسخه مرحوم مجلسی صحیح باشد, اشکال این است که اگر کسی مادرش مسلمان و پدرش کافر باشد, (ابن مسلم) بر او صدق نمی کند, در حالی که فقهاء در صدق ارتداد, اسلام یکی از والدین را کافی شمرده اند هرچند مادر باشد.
نکته دیگر مربوط به تعبیر (جحد و کذّب) است, آیا درباره کسی که صرفاً در اعتقاداتش شک می کند یا به طور یقین اعتقادش را از دست می دهد, چنین تعبیری صدق می کند؟ به نظر ما شمول چنین تعابیری نسبت به چنین فردی مشکل است.
نکته دیگری که در روایت به چشم می خورد اینکه (فانّ دمه مباح لمن سمع ذلک منه) یعنی هر کسی که مستقیماً ارتداد شخص را بشنود می تواند او را بکشد, ولی اگر نتواند در محکمه اثبات کند, قصاص می شود. مثل اینکه مردی به خانه بیاید و مرد بیگانه ای را با همسرش در حال انجام عمل قبیحی ببیند نعوذ باللّه می تواند آنها را بکشد ولی چنانچه نتواند جرم آنها را اثبات کند, او را می کشند. ولی در ذیل روایت, آن را وظیفه حاکم شمرده و می گوید: (علی الامام ان یقتله ولایستتیبه).
در میان روایات مرتد فطری, دو روایت فوق معتبرترین روایات است. به نظر ما از این روایات استفاده شد که اسلام شناسنامه ای والدین برای صدق ارتداد کافی نیست ولی ندیدم احدی از فقها این فرد را از تحت این روایات خارج کند, جز محقق اردبیلی(۹) که در (مجمع الفائده والبرهان) می گوید: (اگر پدر و مادر مسلمان با بصیرت باشند, فرزندشان را تعلیم کنند و نصیحت نمایند ولی گوش نکند و کافر شود, مرتد فطری خواهد بود) پس به نظر ایشان هم مسلمان شناسنامه ای کافی نیست.
روایت سوم:
عن امیرالمؤمنین(ع) امر بقتل المرتد وقال: من ولد علی الاسلام فبدّل دینه قتل ولم یستتب .۴
این روایت مرسل است و از کتاب دعائم الاسلام نقل شده است.
روایت چهارم:
روینا عن ابی عبداللّه(ع) ان امیرالمؤمنین کان یستتیب الزنادقه ولایستتیب من ولد فی الاسلام….۵
این روایت نیز مرسل است و در دعائم الاسلام نقل شده است. مراد از زنادقه می تواند کسی باشد که ابتدا مسیحی یا یهودی بوده, سپس مسلمان شده و دوباره کافر می شود, لذا با مرتد ملّی نیز که استتابه می شود, سازگار است. در ذیل روایت آمده که حضرت به شهادت دو نفر که می گفتند: کافر شده, اعتنا می کرد هرچند هزار نفر در نقطه مقابل بگویند: کافر نشده است, این مطلب طبق قاعده است چون شهادت دو نفر (شهادت بر اثبات) است و شهادت هزار نفر, (شهادت بر نفی) است و این دو هیچ گونه تعارضی با هم ندارند. ممکن است دو نفر که به کفر او شهادت داده اند, ارتداد او را مشاهده کرده باشند, ولی هزار نفر کفر گویی و ارتداد او را ندیده باشند.
روایت پنجم:
محمد بن یعقوب عن عدّه من اصحابنا عن احمد بن محمد بن عیسی عن الحسین بن سعید عن النضربن سوید عن القاسم بن سلیمان عن عبید بن زراره عن بعض اصحابه عن ابی عبداللّه(ع) فی الصبی یختار الشرک و هو بین ابویه, قال: لایترک و ذاک اذا کان احد ابویه نصرانیّاً.۶
امام می فرمایند: فرزندی که یکی از والدینش مسلمان و دیگری نصرانی است, آنکه مسلمان است باید مراقبت کند و او را رها نکند که مشرک شود. اگر پدر و مادر هر دو مسلمان باشند و فرزند با آنها زندگی کند, معمولاً مشرک نمی شود مگر آنکه از خانه فرار کند و منحرف شود.
مجلسی اول نیز همینطور معنا کرده و می گوید: (نصرانیاً) یعنی یکی از آنها مسیحی و دیگری مسلمان است و فرزند تابع اشرف الابوین است, یعنی مسلمان تبعی است ولی هنگام بلوغ شرک اختیار می کند.(۱۰)
فیض کاشانی نیز می گوید: (قوله ذاک اشاره الی اختیار الشرک) و این در صورتی است که یکی از والدین مسلمانند.(۱۱) قاسم بن سلیمان در سند روایت مجهول است.
روایت ششم:
محمد بن یعقوب عن حمید بن زیاد عن الحسن بن محمد بن سماعه عن غیر واحد من اصحابه عن ابان بن عثمان عن بعض اصحابه عن ابی عبداللّه(ع) فی الصبّی اذا سبّ فاختار النصرانیه و احد ابویه نصرانی (او مسلمین) قال: لایترک و لکن یضرب علی الاسلام.۷
معنای ابتدایی روایت آن است کودکی که جوان شده و مسیحیت را انتخاب می کند در حالی که یکی از والدین او مسیحی و دیگری مسلمان است یا هر دو مسلمانند, نباید به حال خود رها شود, باید تأدیب شود تا اسلام را اختیار کند. ولی این معنا برخلاف روایات دیگر و فتاوای فقهاست چون چنین کسی محکوم به قتل است و باید می فرمود: (لایترک و یقتل) مگر آنکه کسی برای رهایی از این اشکال موضوع را کودکی بداند که در آستانه سن بلوغ است (مراهق) نه کودکی که جوان شده, از این رو به جای کشتن, تأدیب می شود.
مشکلی که وجود دارد آنست که روایت درباره مرتد فطری است و مرتد فطری استتابه نمی شود و بدون استتابه محکوم به اعدام است. مگر اینکه کسی بگوید قبل از بلوغ استتابه می شود و چنانچه نپذیرفت, پس از آن کشته می شود. به هر حال دلالت روایت مشکل است.
روایت هفتم:
محمد بن علی بن الحسین قال: قال علی(ع) اذا اسلم الاب جرّ الولد الی الاسلام فمن ادرک من ولده دعی الی الاسلام فان ابی قتل و ان اسلم الولد لم یجرّ ابویه ولم یکن بینهما میراث.۸
این روایت از نظر سند ارسال دارد. معنای روایت این است که اگر پدر مسلمان شد, فرزند نیز مسلمان تبعی است, وقتی بالغ شد او را به اسلام دعوت می کنند, اگر ابا کرد, کشته می شود. چون مسلمانِ تبعی است, و ارتداد فطری نیز, هم بازگشت از اسلام واقعی است و هم باز گشت از اسلام تبعی. حال, اگر پدری پس از تولد فرزند مسلمان شود, با توجه به اینکه هنگام انعقاد نطفه و تولد فرزندش کافر بوده و فرزندش کافر تبعی است, چگونه می توان حکم مرتد فطری را درباره او جاری کرد؟
ممکن است پاسخ داده شود که لازم نیست پدر حین الانعقاد یا حین الولاده مسلمان باشد, همین که قبل از بلوغ فرزند, مسلمان شود, فرزند نیز به تبع او مسلمان می شود, ولی این سخن نه با روایات سازگار است, نه با فتاوای فقها. ارتداد ملّی نیز در صورتی بر این شخص صدق می کند که اسلام تبعی را مثل اسلام حقیقی صدق ارتداد کافی بدانیم, چون مرتد ملّی کسی است که (بلغ و اسلم و ارتدّ). فرد مورد نظر در روایت قبل از بلوغ اسلام تبعی بوده و بالغ شده و چون اسلام را نپذیرفته تا مسلمان حقیقی شود, مرتد است.
از هیچ یک از پنج روایت اخیر ملاک مرتد فطری مبنی بر اینکه یکی از والدین حین الانعقاد مسلمان باشند, استفاده نمی شود.
روایت هشتم:
محمد بن یعقوب عن محمد بن یحیی عن العمرکی بن عسلی عن علی بن جعفر عن اخیه ابی الحسن قال: سألته عن مسلم تنصّر, قال: یقتل ولایستتاب, قلت: فنصرانیٌّ اسلم ثم ارتد قال: یستتاب فان رجع والاّ قتل.۹
این روایت از نظر سند صحیح است و در کتب اربعه نقل شده است و هم حاوی حکم مرتد فطری است و هم حکم مرتد ملّی.
روایت نهم:
عن علیّ(ع): انه کان یستتیب المرتدّ اذا اسلم ثم ارتدّ, و یقول: انما یستتاب من دخل دیننا ثم رجع عنه, فامّا من ولد فی الاسلام فانّا نقتله ولا نستتیبه.۱۰
این روایت مرسل است و حکم مرتد فطری و ملی را بیان کرده است.
روایت دهم:
الشیخ الطوسی باسناده عن الحسین بن سعید عن عثمان بن عیسی رفعه قال: کتب عامل امیرالمؤمنین(ع) الیه: انی اصبتُ قوماً من المسلمین زنادقه, و قوماً من النصاری زنادقه, فکتب الیه: امّا من کان من المسلمین ولد علی الفطره ثم تزندق فاضرب عنقه ولاتستتیبه, ومن لم یولد منهم علی الفطره فاستتبه فان تاب, والاّ فاضرب عنقه واما النصاری فما هم علیه اعظم من الزنادقه.۱۱
زندیق به کسی گفته می شود که ملحد باشد اعم از اینکه منکر خدا باشد یا مشرک باشد.(۱۲) جمله اخیر روایت نیز مورد بحث قرار گرفته که مقصود امام(ع) چیست؟ نصاری اهل کتابند ولی زنادقه به چیزی معتقد نیستند, آیا بیشتر بودن ضررشان به خاطر آن است که چون دارای حکومت و انسجامند یا مردم را بیشتر به خود جذب می کنند؟ به هر معنایی باشد, از محلّ بحث ما خارج است.
روایت یازدهم:
الجعفریات: اخبرنا عبداللّه, اخبرنا محمد, حدثنی موسی قال: حدثنا ابی عن ابیه عن جدّه جعفر بن محمد عن ابیه عن جدّه: (ان علیاً (ع) کان یستتیب الزنادقه ولایستتیب من ولد فی الاسلام و یقول: انما نستتیب من دخل فی دیننا ثم رجع عنه, اما من ولد فی الاسلام فلا نستتیبه).۱۲

جمع بندی و نتیجه گیری
همانطور که ملاحظه می شود در روایات یازده گانه فوق تعابیر مختلفی بکار رفته است, حال چگونه باید ملاک مرتد فطری را از این روایات با تعابیر گوناگون به دست آورد؟ تعابیر روایات چنین بود:
روایت۱: ولد علی السلام
روایت۲: مسلم بین مسلمین
روایت۳: ولد علی الاسلام
روایت۴: من ولد فی الاسلام
روایت۵: یختار الشرک و هو بین ابویه
روایت۶: احد ابویه نصرانی (او مسلمین)
روایت۷: اذا اسلم الاب جرّ الولد الی الاسلام
روایت ۸: مسلم تنصّر
روایت ۹: من ولد فی الاسلام
روایت۱۰: من کان من المسلمین ولد علی الفطره
روایت۱۱: من ولد فی الاسلام
در هیچ یک از روایات تعبیر (مرتد فطری) نیامده است. درباره تعابیری چون (ولد علی الاسلام), (ولد فی الاسلام) و (ولد علی الفطره) در توضیح روایتِ اول مفصلاً بحث کرده و نظر خود را بیان کردیم. صاحب جواهر از سخن مرحوم جزایری که (حین الولاده) را ملاک قرار داده, استعجاب می کند ولی به نظر ما هیچ گونه استعجابی ندارد, زیرا تعابیر ظهور در همین معنا دارد یعنی پدر و مادر یا یکی از آنان هنگام تولد مسلمان باشند, در حالی که برای اسلام در هنگام انعقاد نطفه از این تعابیر استفاده نمی شود. به نظر ما تعبیر (ولد) اگر در بعضی از موارد مثل (ولد علی فراش ابیه) بر (تکوّن) حمل می شود, به خاطر وجود قرینه است زیرا اگر نتوان واژه ای را بر معنای حقیقی حمل کرد, به ناچار به خاطر وجود قرینه بر معنای مجازی حمل می کنیم ولی در مورد بحث ما اصراری بر اینکه (وُلِدَ) را بر معنای مجازی یعنی حین الانعقاد حمل کنیم, وجود ندارد. پس تعبیر (وُلِدَ علی الاسلام) ظاهر در این است که پدر و مادرش هنگام تولد او مسلمان باشند, ولی چون چند روایت داشتیم مثل روایات پنجم, ششم و هفتم که اسلام یکی از آنان را کافی دانسته, به قرینه این چند روایت, اسلام
یکی از والدین هنگام ولادت برای تحقق ارتداد فطری کافی است. بنابرای: ۱) اگر هنگام انعقاد نطفه پدر و مادر هر دو مسلمان باشند و تا هنگام ولادت فرزند مسلمان باقی بمانند و فرزندشان پس از سن بلوغ شهادتین بر زبان جاری کند, سپس کافر شود, یقیناً مرتد فطری است.
۲) اگر در فرض فوق یکی از والدین هم مسلمان باشند به قرینه سه روایت فوق و به ضرورت فقه شیعه, باز هم فرزند مرتد فطری است.
۳) اگر هر دو مسیحی یا یهودی یا کافر بودند ولی پس از انقعاد نطفه فرزندشان قبل از تولد, مسلمان شدند یا لااقل یکی از آنها مسلمان شد, ظاهراً (وُلِدَ علی الاسلام) صدق می کند, و مرتد فطری است. ولی اگر اسلام حین الانعقاد شرط باشد, چنین فردی مرتد ملّی است.
۴) اگر هر دو مسیحی یا یهودی یا کافر بودند, هنگام تولد فرزندشان هم به همان حال باقی ماندند ولی پس از تولد فرزند هر دو یا یکی از آنها مسلمان شدند,(ولد علی الاسلام) بر این فرزند صدق نمی کند و در صورت ارتداد پس از بلوغ, مرتد ملّی خواهد بود.
۵) اگر پدر و مادر تا زمان بلوغ فرزند به حالت کفر باقی بمانند, فرزند پس از بلوغ مسلمان شود, سپس کافر شود, یقیناً (مرتد ملّی) است.
البته بنابر مبنای کسانی که بازگشت از (اسلام حکمی و تبعی) را نیز در تحقق ارتداد, مثل بازگشت از (اسلام حقیقی) می دانند, در فرض چهارم نیز فرزند مرتد فطری است, چون با اسلام آوردن پدر و مادر یا یکی از آن دو پس از تولد او, فرزند نیز به تبع آنان مسلمان خواهد بود, مسلمان تبعی و حکمی, ولی به نظر ما در تحقق ارتداد فطری, بازگشت از اسلام حقیقی ملاک است نه اسلام حکمی. در این باره باز هم سخن خواهیم گفت.

توضیحی دیگر در معنای (ولد علی الاسلام) با عنایت به تناسبات حکم و موضوع

قبلاً درباره این تعبیر که در اکثر روایات باب به چشم می خورد, توضیحاتی ارائه شد, برای نتیجه گیری از بحث تأملی دیگر لازم است.
اسلام مقوله ای تشکیکی است, کسی که شهادتین را حتی با اکراه بر زبان جاری می کند, مسلمان است, کسی که مقید به احکام دین است, او نیز مسلمان است, سید هاشم بحرانی و مقدس اردبیلی نیز با آن تقوا و تقدس مسلمانند, سلمان فارسی هم مسلمان است. بر همه آنان با وجود اختلاف مراتبی که دارند, مسلمان اطلاق می شود. آیا در تحقق ارتداد فطری کافی است که پدر و مادر شخص, مسلمان ظاهری و شناسنامه ای باشند؟
اگر براساس صناعت بحث کنیم و بر الفاظ جمود بورزیم, باید کافی بدانیم چون (ولد علی الاسلام) بر چنین فردی هم صدق می کند, اما اگر تناسبات حکم و موضوع را لحاظ کنیم چنانکه مرحوم نائینی تأکید فراوانی بر این مطلب دارد می توانیم نکات فراوانی برداشت کنیم. از برخورد شارع و تفاوتی که میان کافر اصلی, مرتد ملّی و مرتد فطری وجود دارد, می فهمیم که با مرتد فطری شدیدتر از مرتد ملّی و با مرتد ملّی شدیدتر از کافر اصلی برخورد می کند. کسی که در خانواده ای مسلمان متولد شده و پس از بلوغ کافر می شود, مستحق مجازات بیشتری است نسبت به کسی که در محیطی غیر اسلامی و از پدر و مادری غیر مسلمان متولد شده ولی پس از بلوغ مسلمان می شود و دوباره کافر می گردد. چرا حکم مرتد فطری شدیدتر از حکم مرتد ملّی است؟ انسان می فهمد آنکه در خانواده ای مسلمان رشد کرده, پدر و مادری مسلمان و متعهد برای او زحمت کشیده و رنجها متحمل شده اند, او را عارف به دین و عامل به احکام تربیت کرده اند, انتظار ارتداد او را ندارند; کسی که به همه چیز پشت می کند و کافر می شود, مستحق مجازات بیشتری است. ولی کسی که از پدر و مادری مسیحی یا یهودی متولد شده و خودش با اندکی مطالعه به اسلام رو آورده, معلوم نیست اسلام در قلب او رسوخ کرده باشد, لذا اگر کافر شد, استتابه می شود, به او مهلت می دهند تا مسلمان شود.حال اگر کسی پدر و مادرش مسلمانند, اما از نظر آگاهی به دین خود با یک مسیحی یا یهودی تفاوتی ندارند, فقط نام مسلمانی را یدک می کشند, نه از معارف دین اطلاعی دارند و نه به احکام آن عمل می کنند, نه قبله را می شناسند, نه نماز می خوانند و نه روزه می گیرند و نه…, اگر فرزند چنین پدر و مادری کافر شد, تناسب حکم و موضوع اقتضا می کند که چنین شخصی مرتد فطری نباشد. در روایات آمده است (یأتی زمان علی الناس لایبقی من الاسلام الاّ اسمه و من القرآن الاّ رسمه, دینهم دنانیرهم, قبلتهم نسائهم)(۱۳) حال در این زمان افرادی که فقط نام مسلمانی دارند و فرزندان خود را براساس تعالیم اسلامی تربیت نکرده اند, فرزند پس از تولد رها شده و تحت تربیت صحیح قرار نگرفته است, چنانچه او مرتد شد, مشکل است که او را مرتد فطری بشماریم.
در بخشی از مسائل دینی, تعبد و توقف لازم است, در عبادات تعبّد و تسلیم است. اینکه چرا نماز مغرب سه رکعت و نماز عشا چهار رکعت است؟ چرا نماز ظهر را باید آهسته خواند و نماز مغرب را با قرائت بلند؟ تعبّد است, چون خدا و رسول و امام فرموده اند. اما در بعضی از مسائل قراین و شواهدی وجود دارد که صرف تعبّد مطرح نیست. به نظر من نباید به روایات با چشم بسته نگاه کرد. اساساً بعضی از مسلمانانی که امروز فقط نام مسلمانی دارند, در صدر اسلام نمونه ای نداشتند. اصلاً متعارف نبود که مسلمانی پنجاه سال در امریکا و در دیار کفر زندگی کند; چنین اقدامی (تعرّب بعد الهجره) محسوب می شود. ولی امروز افرادی که فقط نام مسلمانی دارند, در سرزمین کفر زندگی می کنند و فرزندانی به دنیا می آورند, آیا در صورت ارتداد, می توان آنان را مرتد فطری شمرد؟ به نظر ما اطلاق گیری از روایات به این کیفیت و تا این حدّ, انسان را به واقعیات نمی رساند. آیا می توان گفت: کسی که از پدر و مادر مسلمان شناسنامه ای متولد شده, در صورت ارتداد, مرتد فطری است ولی کسی که هنگام انعقاد نطفه پدر و مادرش کافر بودند ولی بعداً مسلمان شده و فرزند را با تربیت اسلامی

بزرگ کرده اند, این فرزند اگر مرتد شد, مرتد ملّی است؟ به نظر ما اینطور نیست, مستبعد است. استبعاد ذهنی در فهم آیات و روایات مسأله قابل توجهی است. در موارد دیگر نیز ما به این نکات توجه می کنیم. مثلاً (کفر) در روایت (من ترک الصلوه متعمداً فقد کفر) را کفر اصطلاحی معنا نمی کنیم, احکام نجاست را بر تارک الصلوه مترتب نمی کنیم. یا در روایت دیگری می گوید: (کسی که به احکام اسلام عمل نکند (للاستهانه), کافر است. در معنای (استهانه) تصرف می کنیم و آن را به معنای جحد و انکار می شماریم. پس چرا در روایات مورد بحث چنین نکاتی را در نظر نداشته باشیم و فوراً بگویم: اطلاق لفظی دارد!
نتیجه آنکه, مرتد فطری کسی است که:
۱ هنگام انعقاد نطفه اش, پدر و مادر یا یکی از آنان مسلمانِ عارفِ عامل باشند. چون ممکن است (ولد علی الاسلام) به معنای (تکوَّنَ ونَشَأَ) باشد. هرچند برخلاف نظر صاحب مسالک و صاحب جواهر آن را معنای مجازی دانستیم, اما به هر حال احتیاط چنین اقتضا می کند.
۲ اسلامِ پدر و مادر یا یکی از آنان تا هنگام تولدِ فرزند استمرار یابد. معنای حقیقی (ولد علی الاسلام) همین است.
۳ اسلام پدر و مادر لااقل تا هنگام بلوغ فرزند استمرار یابد, زیرا اگر پدر و مادری پس از تولد فرزند کافر شوند, فرزندشان را نیز کافر تربیت می کنند, آیا چنین فرزندی که اساساً با اسلام آشنایی ندارد مرتد فطری است؟ چنین نیست. متقابلاً پدر و مادر غیر مسلمانی که پس از تولد فرزندشان مسلمان می شوند و فرزندشان را با تربیت اسلامی, رشد می دهند, اگر پس از بلوغ مرتد شود, برحسب فتاوای فقها چنین فردی (مرتد ملّی) است. آیا با توجه به اینکه چنین فردی مرتد ملّی است, شایسته است که فرض قبلی مرتد فطری باشد؟
۴ فرزند پس از بلوغ اسلام را اختیار کند تا وصف اسلام بر او صدق نماید و سپس کافر شود تا مرتد فطری باشد. ظهور تعابیری چون (مَنْ غَیَّرَ) یا (مَنْ بَدَّلَ) در روایات همین است که پس از بلوغ, اسلام را انتخاب کند, شهادتین را بر زبان آورد, سپس اگر کافر شد, مرتد فطری است.
پس برای صدق (ارتداد فطری) چهار شرط یاد شده لازم است, به طوری که با فقدان هر یک از آنها, شخص, مرتد ملّی خواهد بود. مقدس اردبیلی نیز همین نظر را اختیار کرده و قبل از ما در (مجمع الفائده و البرهان) فرموده اس

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.