خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل افسانه اسراییل ؛ مروری بر چگونگی تشکیل اسراییل
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل افسانه اسراییل ؛ مروری بر چگونگی تشکیل اسراییل قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کتابشناسی نهضت جنگل ؛ مروری بر منابع فارسی و لاتین در خصوص نهضت جنگل
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کتابشناسی نهضت جنگل ؛ مروری بر منابع فارسی و لاتین در خصوص نهضت جنگل قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
07ساعت
33دقیقه
49ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بکتاشیه و عشاق صهیون ؛ سیری در تاریخ طریقت بکتاشی و چگونگی انقراض دولت عثمانی از طریق نفوذ یهودیان و ماسونها در این فرقه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 48

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بکتاشیه و عشاق صهیون ؛ سیری در تاریخ طریقت بکتاشی و چگونگی انقراض دولت عثمانی از طریق نفوذ یهودیان و ماسونها در این فرقه؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بکتاشیه و عشاق صهیون ؛ سیری در تاریخ طریقت بکتاشی و چگونگی انقراض دولت عثمانی از طریق نفوذ یهودیان و ماسونها در این فرقه با 98 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل بکتاشیه و عشاق صهیون ؛ سیری در تاریخ طریقت بکتاشی و چگونگی انقراض دولت عثمانی از طریق نفوذ یهودیان و ماسونها در این فرقه:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل بکتاشیه و عشاق صهیون ؛ سیری در تاریخ طریقت بکتاشی و چگونگی انقراض دولت عثمانی از طریق نفوذ یهودیان و ماسونها در این فرقه به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل بکتاشیه و عشاق صهیون ؛ سیری در تاریخ طریقت بکتاشی و چگونگی انقراض دولت عثمانی از طریق نفوذ یهودیان و ماسونها در این فرقه با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بکتاشیه و عشاق صهیون ؛ سیری در تاریخ طریقت بکتاشی و چگونگی انقراض دولت عثمانی از طریق نفوذ یهودیان و ماسونها در این فرقه تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل بکتاشیه و عشاق صهیون ؛ سیری در تاریخ طریقت بکتاشی و چگونگی انقراض دولت عثمانی از طریق نفوذ یهودیان و ماسونها در این فرقه را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بکتاشیه و عشاق صهیون ؛ سیری در تاریخ طریقت بکتاشی و چگونگی انقراض دولت عثمانی از طریق نفوذ یهودیان و ماسونها در این فرقه :

کمتر فرقه عارفانه و نحله صوفیانه مهمی را در تاریخ می توان یافت که منبعث از شرایط روزگار نبوده باشد و یا در ایجاد حشر و نشرها و سلک و سلوکهای سیاسی اجتماعی دوران خود تاثیر نگذاشته باشد. این فرقه ها و مسکها، همواره مورد توجه نیروهای دیگر قرارمی گیرند و با گذشت زمان، زمینه نفوذ اغیار را به جامعه خویش فراهم می کنند. فرقه بکتاشیه که در پی طریقت صوفیانه حاجی بکتاش ولی عارف قرن هفتم هجری ظهورکرده بود؛ به تدریج میان آناتولیان رواج یافت و برخلاف این که در سده دهم میلادی توسط قوای ینگی

چیرک عثمانی، سرکوب شد؛ به مرور زمان قدرت و اعتبار یافت و نه تنها در سراسر قلمرو عثمانی گسترش پیداکرد بلکه وارد حریم دربار پادشاهان عثمانی نیز گردید و به ارکان سیاستگذاری آن دولت در قرن دوازدهم و سیزدهم نیز راه یافت؛ حتی یهودیان مخفی مستقر در آن کشور و لژهای فراماسونی اروپا هم از طریق نفوذ در فرقه بکتاشی در تحولات سیاسی اجتماعی عثمانی سهیم شدند. این مقاله به چگونگی پیدایش فرقه بکتاشیه و نقش موثر آن در فروپاشی حکومت عثمانی می پردازد.

طریقت بکتاشی، به حاجی بکتاش ولی منسوب است. طبق روایات سنتی، حاجی بکتاش اهل نیشابور خراسان بود که در سن چهل سالگی به روم آسیای صغیر مهاجرت کرد و در ۶۲ سالگی نیز درگذشت. بکتاشیها، تبار حاجی بکتاش را به شیخ احمد یسوی، عارف سده ششم هجری منتسب دانسته و از این طریق هم به امام موسی کاظم(ع) می رسانند. روایات مندرج در منابع کهن بکتاشی، درباره زندگی حاجی بکتاش، مشابه افسانه هایی است که در خصوص دیگر عرفای سده هفتم هجری رواج دارد و او را بیشتر، به عنوان یک چهره اسطوره ای و دارای کرامات خارق العاده۱ معرفی می کند. با وجود این افسانه ها، مدارکی در دست است که وجود شخصیتی واقعی به نام حاجی بکتاش را به اثبات می رساند. قدیمی ترین اشاره به نام حاجی بکتاش، در وقفنامه ای است که به سال ۶۹۵ ق (۱۲۹۵م) نگاشته شده و در آن از «مرحوم حاجی بکتاش ولی» یاد شده است. سند دیگر، وقف

نامه

ای متعلق به سال ۶۹۷ ق (۱۲۹۷ م) می باشد که در آن از املاک «حاجی بکتاش ولی قدس سره» یاد شده است. تعبیر «قدس سره» در این سند، بر مرگ حاجی بکتاش پیش از این تاریخ گواهی داده و نشان می دهد که او، فردی متمول و معروف در منطقه محل سکونتش بوده و روستایی به نام او وجود داشته است. مناقب العارفین افلاکی، مجموعه داستانهایی است که درباره مولانا جلال الدین رومی مولوی نوشته شده است؛ در این کتاب از عارفی به نام حاجی بکتاش خراسانی یادگردیده که معاصر مولوی (متوفی ۶۷۲ ق/۱۲۷۳ م) و جانشین و خلیفه بابا رسول الله بود.۲ سند بعدی، شعری از خطیب اوغلو شاعر ترک است که در سال ۱۴۰۹ سروده شده و ترجمه ای از مقالات عربی حاجی بکتاش خراسانی می باشد. این شعر، حاوی برخی مباحث عرفانی و ابراز علاقه فراوان به خاندان پیامبر اسلام(ص) و دوازده امام(ع) است. این منابع و اسناد دیگری که به سده شانزدهم میلادی تعلق دارند؛ ثابت می کند که به راستی، عارفی شیعی به نام حاجی بکتاش نیشابوری خراسانی وجود داشته و از نیمه دوم قرن سیزده میلادی به عنوان «پیر طریقت بابایی» در آسیای صغیر پیروانی داشته است.۳

بنابراین، در سده

های چهاردهم و پانزدهم میلادی نیز حاجی بکتاش، مریدانی در سرزمین آناتولی داشته اما این امر، به معنی وجود طریقتی به این نام در آن دوران نمی باشد. سرآغاز فرقه بکتاشی، به عنوان یک طریقت منسجم و سازمان یافته، به اوایل قرن دهم هجری و به فردی با نام بالم سلطان (متوفی ۱۵۱۶م) می رسد که در میان بکتاشیان به «پیر ثانی» معروف است.۴ درباره زندگی بالم سلطان که معاصر سلطان بایزید دوم عثمانی و شاه اسماعیل اول صفوی است، اطلاعات مستند تاریخی در دست نمی

باشد. جان برج، بالم سلطان را بنیانگذار سازمان منسجم بکتاشی می داند.۵ با وجود این، در دو دهه نخستین سده شانزدهم، هنوز فرقه بکتاشی وزن و اهمیتی نداشت. نویسندگان اروپایی آن عصر، مانند اسپاندونی۶، مناوینو۷ و نیکلاس نیکلایی۸ که در دوران بایزید دوم، سلیم اول و سلیمان اول در عثمانی می زیستند؛ از «دراویش» و «قلندران» یادکرده اند اما بکتاشیها را با نام نمی شناختند.۹

برخی منابع عثمانی و بکتاشی، پیدایش قشون ینگی

چریک را به زندگی حاجی بکتاش مربوط می دانند.۱۰ این ادعا، نمی

تواند صحت داشته باشد زیرا موجودیت قشون ینگی

چریک در نیمه دوم سده چهاردهم میلادی آشکار گردید؛ یعنی یک قرن پس از حاجی بکتاش که قبل از سال ۱۲۹۵ م درگذشته بود.۱۱ حتی در شورش بزرگ شیعیان آناتولی به سال ۱۵۱۱ م نیز نامی از حاجی بکتاش و فرقه بکتاشی در میان نیست؛۱۲ حال آن که این زمان، اوج جنبش تشیع در آسیای صغیر و گسترش آن در میان ینگی چریکان است. سلیم اول در جنگ چالدران (۲ رجب ۹۲۰ ق/۲۳ اوت ۱۵۱۴ م) به شدت نگران گرایشهای شیعی در میان ینگی چریکان بود. او در حالی که قشونش تازه از راه رسیده و خسته بود؛ به سرعت فرمان حمله را صادر کرد؛ زیرا می ترسید؛ توقف ینگی

چریکها سبب جلب علاقه ایشان به قزلباشها شود. سرانجام، به دلیل رشد گرایشهای شیعی در میان ینگی چریکان و بروز ناآرامی در ایشان بود که سلیم به سرعت خاک ایران را ترک کرد و نتوانست از دستاوردهای پیروزی در جنگ چالدارن بهره کافی ببرد. «این ناآرامی به دلیل دوری از وطن و فقدان غنیمت جنگی نبود بلکه به دلیل تعلق پنهانی ینگی

چریکان به آموزه

های دشمن بود.»۱۳

مهمترین شورش بکتاشیها، بیش از یک دهه پس از جنگ چالدران در سال ۹۳۳ ق (۱۵۲۷ م) در ولایت قرامانیه رخ داد. رهبری این شورش را فردی به نام قلندر چلبی بر عهده داشت که خود را از تبار حاجی بکتاش می خواند.۱۴ مورخان شورش قلندر چلبی را سخت ترین شورشی می دانند که در زمان تهاجم سلیمان قانونی به قاره اروپا در آناتولی رخ داد. ابراهیم پاشای صدراعظم به همراه سه هزار ینگی

چریک و دو هزار سپاهی برای دفع این شورش راهی منطقه گردید و قلندر چلبی در جنگ کشته شد. به نوشته هامر پورگشتال، در اواخر کار بیش از چند صد نفر از «دراویش لجوج بدبخت» پیرامون قلندر چلبی نبودند.۱۵ این شورش نیز بیانگر عدم پیوند ینگی چریکان با فرقه بکتاشی تا این زمان است. هاسلوک به درستی می نویسد: «اعزام ینگی

چریکان علیه دراویش شورشی بکتاشی نشان می دهد که در آن زمان، میان فرقه بکتاشی و قشون ینگی چریک پیوندی وجود نداشت.»۱۶ شورش قلندر چلبی از عواملی است که سبب شد؛ پیشروی سلیمان قانونی در اروپا متوقف و سمت و سوی تهاجم او علیه ایران صفوی منحرف شود.۱۷

در سده های هفدهم و هجدهم میلادی، طریقت بکتاشی به تدریج گسترش یافت و به دلیل تعلقات شیعی علویان آناتولی و میراث جنبش صفوی،۱۸ در آستانه قرن نوزدهم مبدل به بزرگترین فرقه اهل تصوف در قلمرو عثمانی گردید.۱۹ بسیاری از ینگی

چریکان به عضویت این طریقت درآمدند؛ از اوایل سده هجدهم، دراویش بکتاشی در مقام مرشد دینی و پیش نماز واحدهای قشون ینگی

چریک جای گرفتند. در اواخر همین سده، پیوند ینگی چریکان با طریقت بکتاشی به آنجا رسید که سلیم سوم در دومین سال سلطنتش، ینگی

چریکان را «پسران حاجی بکتاش» حاجی بکتاش اوغوللری و «مریدان حاجی بکتاش» حاجی بکتاش کوچیکلری خطاب کرد.۲۰

محمود دوم سلطان عثمانی و بنیانگذار اصلاحات غربگرایانه در این کشور پس از سرکوب و انحلال خونین قشون ینگی

چریک؛۲۱ در نیمه دوم ژوئن ۱۸۲۶ طریقت بکتاشی را نیز منحل کرد. دلیل این اقدام، پیوند بکتاشیان با ینگی

چریکان بود.

محمود برای تحقق این هدف، اجتماع بزرگی از علمای استانبول و سران فرقه های دراویش نقشبندیه، مولویه، خلوتیه، سعدیه و قادریه گردآورد که این جمع، به تکفیر بکتاشیها نظر داد. بلافاصله، سران بکتاشی دستگیر شدند؛ سه تن از ایشان قاینچی بابا، آقاسی زاده بابا و صالح بابا به قتل رسیده و دیگر رهبران طریقت نیز تبعید گردیدند. بین این تبعیدی

ها ابراهیم بابا نیز حضور داشت که به عنوان «وکیل» حاجی بکتاش شناخته می شد. این سرکوب، بر اساس سلسله مراتب در فرقه بکتاشی نبود بلکه تنها عناصر نامطلوب اعدام و تبعید شدند. به علاوه، کسانی به اتهام بکتاشی بودن گرفتار و تبعید گردیدند که در اصل، به این فرقه وابستگی نداشتند. جودت پاشا درتاریخ خود فهرستی از افرادی فراهم کرده است که به این اتهام آزار دیدند؛ حال آنکه متعلق به فرقه بکتاشی نبودند.۲۲ بالاخره، این فرقه منحل شد و شبکه گسترده تکیه ها۲۳ و اموال و املاک پهناور آن در سراسر عثمانی۲۴ در اختیار طریقت نقشبندی قرارگرفت. جان کینگزلی برج که کتاب او مهمترین پژوهش در زمینه بکتاشی گری به شمار می رود؛ تعداد اعضای این طریقت را در زمان انحلال آن به دست محمود دوم؛ حدود هفت میلیون نفر می داند و بر این اساس می

نویسد که فرقه بکتاشی، هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی، در تاریخ عثمانی از اهمیت فراوانی برخوردار است.۲۵ علی ترابی بابا، مورخ بکتاشی نیز بر اساس اسناد و آمارهای آن زمان فرقه، شمار اعضای آن را در زمان محمود دوم ۰۰۰/۳۷۰/۷ نفر برآورد کرده است که هفت میلیون نفر آنها در آناتولی، یکصدهزار نفر در آلبانی، ۱۲۰ هزار نفر در استانبول و بقیه در عراق، کرت، مقدونیه و سایر مناطق عثمانی، به ویژه بالکان، می زیسته اند.۲۶

یهودیان مخفی مستقر در عثمانی، قبل و بعد از پیدایش فرقه دونمه،۲۷ طریقت بکتاشی را ابزاری مناسب برای تاثیرگذاری بر سیاست عثمانی و به ویژه سلطه بر ینگی

چریکان یافتند. آنان از طریق نفوذ در فرقه بکتاشی، به تدریج قشون ینگی

چریک را به سوی نابودی و انحلال نهایی سوق دادند. دائره

المعارف یهود از رابطه نزدیک سران فرقه دونمه پیروان شابتای زوی با بکتاشیها سخن می گوید۲۸ و گرشوم شولم محقق یهودی می نویسد:

«[در زمان ظهور شابتای زوی]۲۹ تعدادی از دروایش بکتاشی، فروپاشی امپراتوری ترک [عثمانی] و اعاده سلطنت یهود به دست او را پیش بینی کردند … نامه مورخ ژوییه ۱۶۶۶ خاخام توبیاس کوهن به آمستردام، موید این امر است؛ آنجا که گزارش می دهد؛ برخی از مسلمانان به شابتای گرویده

اند و مقامات ترک از این امر احساس خطر می کنند».۳۰

این پیش بینی، هم می تواند ناشی از تاثیر عمیق آموزه

های یهودی کابالایی۳۱ بر طریقت بکتاشی باشد و هم ناشی از نفوذ یهودیان مخفی در این فرقه.

مقاله یاکوولیب ها کوهن رهبر فرقه دونمه در ایالات متحده آمریکا با عنوان «بازبینی انتقادی شابتای زوی» نیز حاوی نکات مهمی درباره پیوند دونمه ها با طریقت بکتاشی است. هاکوهن برای اثبات رسالت مسیحایی شابتای زوی به طور عمده بر تاثیرات او بر فرقه بکتاشی تاکید می کند. او به پژوهش پرفسور آوراهام الکایام (ابراهیم القائم)۳۲ محقق یهودی استناد می کند و بر اساس آن شابتای پس از گرایش به اسلام؛ با فرقه بکتاشی رابطه نزدیک برقرارکرد و در مناسک ایشان نیز حضور می یافت. نکته مهم دیگر، پیوستن با روخیاروسو رهبر فرقه دونمه، پس از شابتای به فرقه بکتاشی است که با نام اسلامی بکتاشی «عثمان بابا» شناخته می شد و در گورستان بکتاشی

ها دفن گردید. عنوان «بابا» دراین نام، بیانگر جایگاه بلند باروخیاروسو در فرقه بکتاشی است. هاکوهن، تاثیر کابالیسم یهودی بر طریقت بکتاشی را نیز مورد توجه قرارمی دهد؛ مشابهت آموزه های بکتاشی وکابالایی را برمی شمرد و این امر را عامل مهمی در پیوند فرقه دونمه و طریقت بکتاشی می داند. شابتای زوی، پس از گرایش به اسلام، در حضور سلطان محمد چهارم و با وساطت موشه آبرابانل (مصطفی حیاتی زاده) در سپتامبر ۱۶۶۶ به عنوان «قاپچی باشی» منصوب شد. این منصبی تشریفاتی در دربار عثمانی بود به معنای رییس نگهبانان دروازه. هاکوهن جنبه های نمادین و کابالایی این عنوان را بررسی کرده، می نویسد که بکتاشیها نیز امام موعود خود را به عنوان «نگهبان دروازه» (باب) می شناسند. به اعتقاد هاکوهن، تشابه عنوان قاپچی باشی با این نماد سبب شد که گروهی از بکتاشیها، ادعاهای شابتای زوی را بپذیرند و او را به عنوان مسیح موعود دین یهود تکریم کنند.

یاکوولیب

هاکوهن نتیجه می گیرد که گرایش شابتای زوی به اسلام، نقشه ای طمعکارانه و از پیش طراحی شده در «سناریوی مسیحایی» او برای «برافروختن اخگرهای خاموش شده در میان کفار» بود. شابتای در این ماموریت موفق بود؛ زیرا اندکی بعد، امپراتوری عثمانی در مسیر فروپاشی قرارگرفت واعضای فرقه بکتاشی از این فرصت بهره جسته؛ «به درون ساختار سیاسی عثمانی نفوذ کردند؛ سلطه خود را بر دستگاه اجرایی گستردند و از این طریق به نوعی کودتای بدون خونریزی دست زدند.»۳۳

شابتای زوی در سال ۱۶۷۳ به دلیل ترویج «هرزگی جنسی» بین مسلمانان؛ به آلبانی تبعید شد و در سال ۱۶۷۶ دراین سرزمین درگذشت؛ در این دوران، پیروان یهودی او در کسوت مسلمانان به زیارتش می شتافتند.۳۴ از این زمان گروهی از یهودیان مخفی در روستاهای آلبانی اقامت گزیدند و به این دلیل، در دهه ۱۹۳۰ هرمن برنشتاین۳۵ سفیر یهودی ایالات متحده آمریکا در آلبانی در صدد یافتن این جوامع مخفی یهودی برآمد.۳۶ عجیب اینجاست که آرامگاه نمادین شابتای زوی در شهر برات۳۷ آلبانی، به عنوان زیارتگاه بکتاشیان و دونمه ها هر دو شناخته می شود.۳۸

پس از انحلال سال ۱۸۲۶ سرکوب و پیگرد بکتاشیان تداوم نیافت و اندکی بعد این فرقه به طور مخفی فعالیت خود را از سرگرفت. جان برج می نویسد: «چگونگی خروج بکتاشیها از اختفا و شروع بازسازی تکیه هایشان و جذب درویشان جدید روشن نیست.»۳۹ در سال ۱۸۴۹، یعنی ۲۳ سال پس از «واقعه خیریه» انحلال قشون ینگی چریک فرقه بکتاشی از اقتداری قابل توجه برخوردار بود. در سال ۱۸۵۰ چارلز مک فارلین گزارش سفر سال ۱۸۴۷ خود به عثمانی را منتشر کرد. او در این سفر در ارتباط نزدیک با یکی دو تن از سران فرقه بکتاشی قرارداشت و گسترش سریع فرقه را به چشم می دید. مک

فارلین در شهر و جلگه بروسه، تعداد زیادی از بکتاشیها را دید اما با وجود تلاش فراوان، نتوانست درباره این فرقه اطلاع زیادی کسب کند.۴۰ در این زمان فرقه بکتاشی، بسان یک سازمان سری عمل می کرد و اصول پنهان کاری شدیدی بر آن حاکم بود. یعقوب قادربیگ در مقدمه خود بر رساله «نوربابا» (استانبول: ۱۳۳۹ ق/۱۹۲۳ م) می

نویسد که از زمان انحلال ینگی

چریکها، عنصر پنهان

کاری به یکی از شاخصهای اصلی فرقه بکتاشی بدل شد. جان برج، این اختفا شدید را به تلاش بکتاشیان برای حفظ جان خویش نسبت می دهد و ایشان را به مسیحیان اولیه تشبیه می کند.۴۱ این ادعا پذیرفتنی نیست؛ زیرا پس از واقعه خیریه، تهدید جدی متوجه بکتاشیان نبود که این میزان پنهان کاری و اختفا را موجه سازد. به عکس، در این دوران، پیوندی ژرف میان طریقت بکتاشی و نهاد نوپدید فراماسونری عثمانی ایجاد شد که در دیوان سالاری عثمانی از قدرت کامل برخوردار بود. پیوند بکتاشی گری با فراماسونری، تا بدانجا گسترش یافت که منابع رسمی ماسونی، از فرقه بکتاشی به عنوان یک سازمان یاد می کنند. رابرت فرک

گولد مورخ سرشناس ماسون می

نویسد:

«ترکها همواره دارای انجمنهای مخفی خاص خود بودند که به فرقه بکتاشی موسوم است و گفته می شود؛ در صفوف آن، هزاران مسلمان عضویت دارند و هیچ کس را به جز مسلمانان واقعی به درون خود راه نمی

دهد. فرقه بکتاشی برای اعضای خود دارای علایم و رمزهای شناسایی است که از طریق آن می

توانند «برادران واقعی» را از شیادان ولگرد تشخیص دهند.۴۲

آلبرت گالاتین ماکی محقق نامدار ماسون نیز در دائره المعارف فراماسونری خود، از فرقه بکتاشی به عنوان یک سازمان ماسونی بومی عثمانی یاد می کند.۴۳ گفته گولد درباره عدم راهیابی «غیرمسلمانان واقعی» به درون فرقه بکتاشی، صحیح به نظر نمی

رسد. حسان حلاق می نویسد:

«بعدها بکتاشیه به یک حرکت سیاسی دینی تبدیل شد و گروه های مسیحی، از آنجا که در این حرکت جمع بین اسلام و مسیحیت را ممکن می دیدند؛ بدان پیوستند».۴۴

این نظر حلاق درباره رسوخ یهودیان مخفی به درون فرقه بکتاشی نیز صادق است.

فرقه بکتاشی، دارای سلسله مراتب درونی خاصی است که محققان، آن را مانند سلسله مراتب فراماسونری و طریقت شهسواران معبد می دانند. نخستین مرتبه در فرقه بکتاشی «عاشق» است که در حقیقت هوادار فرقه محسوب می شود. رتبه دوم «محب» می باشد. او عاشقی است که در مراسم ویژه

ای به عضویت فرقه درمی آید. رتبه دیگر «درویش» است.

درویش زندگی خود را به طور حرفه

ای وقف فرقه می

کند. معمولا محب با ده سال یا بیشتر خدمت در فرقه، درویش می

شود. این زمان ثابت نیست. چهارمین رتبه «بابا» است. درویش در مراسم خاصی بابا می شود و تکیه و املاک فرقه در یک ناحیه معین، در مالکیت وی قرارمی گیرد. پنجمین رتبه «خلیفه» است که بر فعالیت باباهای یک منطقه نظارت می کند. در راس این سلسله مراتب «دده» جای دارد که در دوران عثمانی، در تکیه مرکزی بکتاشیها در قریه حاجی بکتاش می زیست. پیرامون دده، هشت بابا حضور دارند که به همراه دده، شورای اجرایی فرقه را تشکیل می

دهند.۴۵

از نیمه قرن نوزدهم، طریقت بکتاشی، به شکل یک فرقه مخفی شبه ماسونی گسترش یافت و در نهادهای عالی عثمانی نفوذ کرد. به نوشته لوسی گارنت، بسمه سلطان همسر عبدالمجید اول رسیدن به مقام شامخ همسری سلطان را مدیون تبرک سنگی می دانست که در تکیه بکتاشیها در مردیون کوی نزدیکی استانبول کنار مقبره یکی از مقدسین بکتاشی به نام عزبی

چاووش قرارداشت.۴۶ به گفته بکتاشیان، پرتوعالم

سلطان مادر سلطان عبدالعزیز نیز بکتاشی بود و به واسطه یکی از رهبران فرقه به نام امین بابا، هوادار این فرقه گردید.۴۷ اقتدار فرقه بکتاشی در دهه های ۱۸۶۰ و ۱۸۷۰ میلادی را می توان به روشنی در سیر انتشار کتاب ایشان مشاهده کرد. از سال ۱۲۸۴ ق (۱۸۶۷ م) انتشار تعداد زیادی از کتابهای بکتاشی، به شکل قانونی و آشکارا آغاز شد. همان گونه که جان

برج تاکید دارد؛ انتشار این کتاب، نمی

توانست بدون حمایت مقامات عالی حکومت عثمانی صورت بگیرد.۴۸ گفته می

شود که ولایت نامه و عاشق نامه دو کتاب اصلی فرقه بکتاشی در سال ۱۲۸۸ ق (۱۸۷۱ م) با حمایت پنهان پرتوعالم

سلطان منتشر شد و مرآه المقاصد در سال ۱۲۹۳ ق (۱۸۷۶ م) و با سرمایه شخصی وی به چاپ رسید.۴۹ این موج در دوره زمامداری عالی پاشا صدراعظم ماسون آغازشد؛ بنابراین حمایت از بکتاشیان، محدود به مادر سلطان نبود. این همان «کودتای بدون خونریزی» است که یاکوولیب

هاکوهن از آن سخن گفته و آن را از دستاوردهای موج جدید شابتای زوی برشمرده است. اقتدار فرقه بکتاشی در نیمه دوم سده نوزدهم را می

توان از وسعت املاک آن نیز حدس زد. برخلاف مصادره املاک فرقه بکتاشی در سال ۱۸۲۶؛ این فرقه در اوایل سده بیستم ۳۶۲ قریه را در تملک داشت که درآمد آن میان دو رهبر رقیب فرقه دده و چلبی تقسیم می شد.۵۰

فرقه بکتاشی در فروپاشی دولت عثمانی نقش موثری داشت و به این دلیل، تا مدتها پس از استقرار جمهوری ترکیه؛ امید آن می

رفت که برخلاف سایر فرقه

های دراویش منحل نشود. حتی، برخی مدعی بودند که بکتاشی گری به ایدئولوژی رسمی جمهوری ترکیه بدل خواهدشد. با این وجود، در ۲۰ نوامبر ۱۹۲۵ مجلس عالی جمهوری ترکیه، قانون شماره ۶۷۷ را تصویب کرد که بر اساس آن تمام فرقه

های دراویش منحل گردید؛ زاویه ها و تکایا تعطیل شد و داشتن عناوینی چون شیخ، بابا، سید، مرشد، خلیفه، دده و چلبی ممنوع اعلام گردید. این اقدام دو دلیل داشت: نخست، زمامداران جدید معتقد بودند: «تا زمانی که تکیه

ها و

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.