اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نمونه هایی از مقامات عرفانی زن
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 60
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نمونه هایی از مقامات عرفانی زن، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نمونه هایی از مقامات عرفانی زن شامل 56 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل نمونه هایی از مقامات عرفانی زن:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل نمونه هایی از مقامات عرفانی زن را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نمونه هایی از مقامات عرفانی زن توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نمونه هایی از مقامات عرفانی زن :
زنانی که دارای ذوق عرفانی بوده اند وآن ذوق توسط اسلام شکوفا شده وجملات وکلمات بلند عرفانی گفته ویا اشعاری سر داده اند در تاریخ فراوان است که برای نمونه به چند مورد اشاره می شود.
مخاطب سروش غیب
رابعه شامی (۱)
رابعه شامیه همسر احمد بن ابی الحواری است، فضیلت وکرامت این بانو قابل انکار نبود، همسرش می گوید: وقتی سفره غذا گسترده می شود، رابعه به من می گفت: بخور «فانها ما نضجت الا بالتسبیح » این غذا با تسبیح پخته شده است. باید دید که منظور از این جمله چیست؟ آیا منظور این است که به هنگام آشپزی تسبیح می گفته است نظیر سخنی که درباره بعضی از مراجع تقلید آمده است که مادرش می گفته: او را شیر نداده ام مگر به نام خدا یعنی هنگام پختن غذا من سبحان الله می گفتم، ویا این که منظور این است که این غذا با تسبیح درست شده وایجاد شده است، واصولا، آیا غذا با تسبیح درست می شود؟ یعنی اگر کسی «سبحان الله » بگوید غذا حاضر می شود؟
در مورد چگونگی تناول غذا توسط بهشتیان در قرآن کریم چنین آمده است:
دعویهم فیها سبحانک اللهم و تحیتهم فیها سلام آخر دعواهم ان الحمد لله رب العالمین (۲)
نیایش آنها در بهشت:
سبحانک اللهم
خدایا تو پاک ومنزهی است ودرودشان در آنجا سلام و پایان نیایش آنان:
الحمد لله رب العالمین
است.
این که می فرماید دعوای بهشتیان تسبیح است یعنی چه؟ این کلمه، دو مطلب را بیان می کند، اول: این که اینها مدعی هستند وامری را طلب می کنند، ودوم: این که تسبیح می کنند
دعواهم فیها سبحانک اللهم
معنای جمله وسط تاحدودی روشن است که، برخورد بهشتیان با یکدیگر وبا فرشته ها مسالمت آمیز وبا سلام وتسلیم است، لیکن دو جمله اول وآخر چیست؟ وچه تناسبی بین ادعا وتسبیح وتحمید وجود دارد؟
آنچه مسلم است این که اینها موجود ممکن هستند ومحتاجند، لذا غذا می خواهند، اما این چنین نیست که وقتی بهشتیان غذا ومیوه بخواهند، به کسی بگویند: برای ما میوه تهیه کن، ویا خودشان وارد باغ شوند ومیوه بچینند، بلکه دعواهم فیها سبحانک اللهم آنها هرچه بخواهند باتسبیح حاضر می شود، اگر اراده آب کوثر نمودند، می گویند
«سبحانک اللهم ».
پس دعوی را با تسبیح، تثبیت می کنند.
تناسب بین اثبات آن دعوی وتسبیح این است که وقتی خود را محتاج به نعمتی از نعمت های بهشتی می بینند، ذات اقدس اله را منزه از این حاجت می یابند، آنها نمی گویند: به ما میوه یا آب بده، بلکه می گویند: تو منزه از حاجتی، یعنی ما محتاج ونیازمندیم، اما تو مبرای از نیاز به کوثر وفواکهی، وادب اقتضا می کند که انسان با حاتم خویان، برخوردی این گونه داشته باشد، چه رسد به برخورد با خدای حاتم آفرین. نگوید: من محتاجم، به من بده، بلکه بگوید: تو که نمی خواهی، تو که نیازمند نیستی، وبهشتیان نیز این چنین سخن می گویند «سبحانک اللهم » تو منزه از آنی که نیازمند باشی، یعنی به ما بده، این، بیان رابطه بین ادعا وتسبیح.
اما جمله سوم رابطه بین ادعا وحمد وآخر دعواهم ان الحمد لله یعنی بعد از آن تسبیح، وقتی از ذات اقدس اله انعامی دریافت نمودند، در مقام تشکر وسپاس بر می آیند ومی گویند:
«الحمدلله رب العالمین »
حمد بعد از تسبیح است، تسبیح تلویحا به معنای درخواست است وهنگامی که رخواست به اجابت رسید، واین نیازمند به مورد نیاز خود دست یافت نوبت به سپاس وحمد می رسد، لذا عرض می کند
«الحمد لله رب العالمین » .
رابعه شامیه که به همسرش می گوید: این غذا را بخور «فانها ما نضجت الا بالتسبیح » شاید منظورش این نباشد که من وقتی به آشپزخانه می رفتم، تسبیح بر زبانم جاری بود ودر حال طبخ غذا «سبحان الله » می گفتم، بلکه منظورش این باشد که این غذا با تسبیح رسیده است.
پس زن می تواند یک چنین مقامی داشته باشد، وبه چنین مقامی دسترسی پیدا کند.
اشعار آموزنده ای نیز این بانو دارد، همسرش می گوید: حالات گوناگونی داشت همانگونه که صاحب نظران افکار گوناگون دارند، به دلیل این که مقدمات منطقی گوناگونی در ذهنشان ظهور می کند، صاحبدلان نیز ره آوردهای گوناگونی دارند، چون وارادات گوناگون در قلب اینها ظهور پیدا می کند، گاهی وارده حب، گاهی وارده خوف وگاهی وارده امید، ودر برابر هر وارده سخنی به تناسب می گویند گاهی حب خدا بر او وارد می شد ومی گفت:
حبیب لیس یعدله حبیب وما لسواه فی قلبی
نصیب دوستی که همانند ندارد ودر قلب من کسی جز او نیست.
حبیب غاب عن بصری وشخصی ولکن عن فؤادی ما یغیب
دوستی که از چشم وبرم پنهان ولی در دلم حاضر است.
حبیبی است که
لا تدرکه الابصار (۳)
اما
«و قلبی بحبک متیما» (۴)
از چشم مستور است چون منزه تر از آن است که چشم آن را ببیند ولی در قلب جا دارد.
گاهی نیز در حال انس با خدا به سر می برد، وبرای او شعر می سرود ومی گفت:
ولقد جعلتک فی الفؤاد محدثی وابحت جسمی من اراد جلوسی
دلم را هم سخن با تو نمودم وجسمم بادیگران است.
فالجسم منی للجلیس مؤانس وحبیب قلبی فی الفؤاد انیسی
جسمم انیس همنشین است ودلم با دوست همنشین است.
گاهی نیز حالت خوف بر او غالب می شد ومی گفت:
وزادی قلیل ما اراه مبلغی اللزاد ابکی ام لطول مسافتی
توشه، کم است ومرا به مقصد نمی رساند، نمی دانم بر کمی توشه یا بر طول سفر گریه کنم؟
اتحرقنی بالنار یا غایه المنی فاین رجائی فیک؟ این مخافتی؟
آیا با آتشم خواهی سوخت ای همه آرزوهایم؟ پس امیدم کجا رفت وترسم چه شد؟
سخنانی از حضرت امیرسلام الله علیه در ادعیه هست که می فرماید:
«آه، من قله الزاد وطول الطریق وبعد السفر وعظیم المورد» . (۵)
آه! از توشه اندک وراه دراز ودوری سفر ومنزلگاه ترسناک!
همانها را این بانو به صورت مناجات ادبی در این شعر گنجانده است. که ره توشه کم است وفکر نمی کنم با این ره توشه کم به مقصد برسم، آیا برای کمی توشه ناله کنم یا برای طول سفر اشک بریزم، ای خدایی که نهایت آرزوی منی، آیا مرا با آتش خود خواهی سوزاند، پس امیدم چه شود؟ چون به تو امیدوار بودم.
رابعه بصریه عدویه (۶)
از رابعه عدویه نیز کلماتی آموزنده، در این زمینه رسیده است. در تاریخ آورده اند که او بسیار اشک می ریخت، همین که سخن از آتش به میان می آمد مدهوش می شد ومی گفت «استغفارنا یحتاج الی استغفار» ما از استغفارمان باید استغفار کنیم، این همان معرفت بلندی است که سالار شهیدان صلوات الله علیه در دعای عرفه عرضه می دارد:
«الهی من کانت محاسنه مساوی فکیف لا تکون مساویه مساوی » (۷)
خدایا، کسی که خوبی های او بدی است، بدی هایش چگونه بد نباشد
کسی که خوبی خود را خوب بداند، معلوم می شودبه خیال خودش به پایه های رفیعی ست یافته است. کسی که نماز می خواند وخیال می کند که کاری کرده است، ودیگر نمی داند که همه این توفیقات به برکت لطف الهی است، کسی که اشکی می ریزد واستغفاری می کند وخیال می کند کار مهمی کرده است، اینها «محاسنه مساوی » است، حسنه او سیئه است، حسنه او سیئه است، چه رسد به سیئه او، این بانو هم می گوید که: استغفار ما خود محتاج استغفار دیگری است. زیرا همین استغفار نیز مشوب وناخالص می باشد. او هرگز چیزی از مردم نمی پذیرفت ومی گفت: «ما لی حاجه بالدنیا» وقتی شنید، سفیان ثوری می گوید: «واحزنا» تا کی ما باید غمگین باشیم؟ گفت: «واقله حزناه » باید متاثر باشیم که چرا کم محزون هستیم، من می نالم که چرا ناله ام کم است، تو می گویی اصل حزن چرا؟ اما من می گویم: کمی حزن چرا؟
از این بانو سخنان آموزنده دیگری نیز رسیده است، از جمله این که به همه توصیه می نمود که: «اکتموا حسناتکم کما تکتمون سیئاتکم » .
همانگونه که بدی های خود را پنهان می کنید تا کسی نبیند، خوبی ها را هم پنهان کنید، چون اظهار وظهور خوبی برای یک انسان نقص است، چرا که خودنمایی است.
بزرگان اهل معرفت می گویند: ظهور اولیای الهی در عبودیت برای آنها اولی ولذیذتر است تا در ربوبیت. اگر ضرورت اقتضا نکند، هیچ ولیی از اولیای الهی معجزه نشان نمی دهد، چون اعجاز، ظهور ربوبیت یعنی مظهر پروردگار شدن است. این که قرآن می فرماید:
ما کان لرسول ان یاتی بایه الا باذن الله (۸)
هیچ پیامبری حق نداشته که آیه ومعجزه بیاورد جز با اذن الهی.
یعنی اگر اذن خدا نباشد هیچ رسولی معجزه ونشانه ای نمی تواند بیاورد که منظور از اذن در اینجا نیز اذن تکوینی است وبا
«کن فیکون »
حق شروع می شود وگرنه هیچ موجودی چه فرشته وچه انسان هیچ کاری با استقلال از او ساخته نیست. تمام عالم با فرمان حق اداره می شود وآنجا که اعجازی ظهور می کند این ربوبیت حق است که در کسوت انسان کامل ظهور پیدا کرده است البته جدایی ظاهر، از مظهر، محفوظ است. وتازه این مقام فعل است نه مقام ذات. غرض آن
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
