خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فرهنگ مهدویت درالقاب خلفای عباسی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فرهنگ مهدویت درالقاب خلفای عباسی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ضرورت حکومت یا ولایت فقها در عصر غیبت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ضرورت حکومت یا ولایت فقها در عصر غیبت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
39دقیقه
59ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مهدویت و فرقه حسینیّه زیدیه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 73

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل مهدویت و فرقه حسینیّه زیدیه – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل مهدویت و فرقه حسینیّه زیدیه شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل مهدویت و فرقه حسینیّه زیدیه:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل مهدویت و فرقه حسینیّه زیدیه به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مهدویت و فرقه حسینیّه زیدیه به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مهدویت و فرقه حسینیّه زیدیه با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل مهدویت و فرقه حسینیّه زیدیه با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مهدویت و فرقه حسینیّه زیدیه با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مهدویت و فرقه حسینیّه زیدیه را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مهدویت و فرقه حسینیّه زیدیه :

اشاره:

در تاریخ شیعیان زیدی به بحث هایی جدی در مورد مهدی موعود و ظهور مدعیان مهدویت برمی خوریم. یکی از مهم ترین این موارد، ادعای مهدویت در خصوص یکی از امامان زیدیه یمن در آغاز قرن پنجم هجری قمری است. اگر چه پیش از این نیز در میان زیدیه مدعیان مهدویت ظهور کرده بودند، چنین ادعایی در خصوص حسین بن قاسم عِیانی که همراه با پیداییِ فرقه ای جدیدی به نام حسینیه در داخل زیدیه بود، ویژگی خاصی به این موضوع می بخشد.

حسین بن قاسم عِیانی پس از مرگ پدرش قاسم بن علی عِیانی، جانشین او و عهده دار امامت زیدیه در یمن شد، و در سال ۴۰۴ هجری قمری در میدان نبرد کشته شد، ولی گروهی از پیروان او مرگ وی را نپذیرفتند و مدعی شدند که او همان مهدی موعودی است که پیامبر گرامی اسلام، ظهورش را وعده فرموده و پس از یک دوره غیبت، برای اقامه عدل و داد باز خواهد گشت. فرقه ای از زیدیه که چنین اعتقادی داشتند به نام حسینیه شناخته شدند.

اعتقاد به علم غیب، دریافت وحی و انجام اعمال خارق العاده در مورد حسین بن قاسم و باورهای شگفت انگیزی همچون برتری وی بر همه پیامبران و از جمله پیامبر اسلام و ترجیح سخن او بر همه کتاب های آسمانی و از جمله قرآن، از دیگر عقاید این فرقه شمرده شده است.

فرقه حسینیّه از قرن پنجم تا قرن هفتم هجری قمری، در کنار جریان سنتی زیدیه در یمن، حضوری جدی داشته اند و اعتقاد آنها به مهدویت حسین بن قاسم و غلو در مورد او، در طول بیش از سه قرن، معرکه آرای موافقان و مخالفان در داخل خانواده زیدیه بوده و از آن پس تفکر آنها رو به افول نهاده است. ابعاد مختلف تاریخ و باورهای این فرقه موضوع این گزارش و بررسی است.

مهدویت در زیدیه

بر اساس خبرهایی که از پیامبر گرامی اسلام در خصوص ظهور مهدی رسیده، باور به اصل مهدویت و انتظار موعود همواره و از همان دهه های نخست پس از وفات پیامبر در میان مسلمانان مطرح بوده است. اولین گزارش ها از انعکاس این باور در جامعه اسلامی به نیمه دوم قرن اول باز می گردد که عده ای مرگ محمد بن حنفیه را انکار کرده، معتقد شدند که وی همان مهدی موعودی است که غیبت کرده، روزی باز خواهد گشت و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.(۱) در قرن دوم هجری چنین ادعایی در مورد نفس زکیه، امام باقر، امام صادق و امام کاظم علیهم السلام نیز تکرار شد.

اعتقاد به مهدویت و انتظار مهدی موعود، در زیدیه نیز همچون دیگر فرقه ها از آغاز مطرح بوده است. امام زیدی عبداللّه بن حمزه (م ۶۱۴ ق) می گوید:

همه شیعیان علی رغم اختلافاتشان، بلکه همه امت اسلام معتقد به مهدی اند. و مهدی امامی است که در آخر الزمان ظهور، و بر همه زمین پادشاهی خواهد کرد و همه ادیان در برابر او سر تسلیم فرود خواهند آورد، پرچم او بر زمین نخواهد افتاد و زمین گنج های خود را برای او آشکار خواهد ساخت و برکات آسمان فرو خواهد ریخت و برکات زمین ظاهر خواهد شد و نهرهایی جدیدی که در سرزمین عرب سابقه ندارد جریان یافته، خداوند به وسیله او حق را بر باطل مسلط خواهد نمود و در زمان او عیسی بن مریم(ع) دجال را خواهد کشت. روایات در این باب بسیار زیاد است.(۲)

عبداللّه بن حمزه در ادامه به تفصیل برخی از روایات زیدیه و غیر زیدیه را در خصوص مهدی موعود ذکر می کند.(۳)

در طول تاریخ نیز در خصوص تعدادی از پیشوایان زیدیه، ادعای مهدویت مطرح شده است. فهرستی از پیشوایان زیدیه که در قرن های نخستین درباره آنان چنین ادعایی صورت گرفته، بدین شرح است:

۱. زید بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب (م۱۲۲ ق)(۴)

۲. نفس زکیه، محمد بن عبداللّه بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب (م۱۴۵ ق)(۵)

۳. محمد بن قاسم بن علی بن عُمر بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب (م ۲۱۹ ق)(۶)

۴. یحیی بن عُمر بن یحیی بن حسین بن زید بن علی بن حسین (م ۲۵۰ ق)(۷)

با توجه به این که بحث تفصیلی درباره تاریخ و اعتقاد مهدویت در زیدیه به نوشتار مستقل دیگری نیازمند است، در این مجال تنها به بررسی تاریخیِ ادعای مهدویت در خصوص حسین بن قاسم عِیانی (م ۴۰۴ ق) می پردازیم و بررسی بیشتر در مورد مهدویت در زیدیه و دیگر مدعیان آن را ، به فرصتی دیگر می سپاریم.

مروری بر تاریخ زیدیه در یمن تا زمان حسین بن قاسم عِیانی

قبائل یمن برای نخستین بار در سال ۲۸۰ هجری قمری از سادات مستقر در مدینه منوره برای اعزام برگزیده ای از خاندان پیامبر جهت حل اختلافات داخلی و بدست گرفتن زعامت آن دیار که بر اثر کشمکش های قبیله ای دستخوش آشوب و نابسامانی گردیده بود، دعوت کردند.(۸) پیش از این و در قیام های مکرر علویان در طول قرن دوم و سوم هجری نیز شخصیت های متعددی از علویان، یمن را مرکز فعالیت های خود قرار داده بودند. یکی از آخرین تحرکاتِ از این دست، سفر قاسم بن ابراهیم رسّی (م ۲۴۶ ق) از مشهورترین امامان زیدیه در نیمه نخست قرن سوم، به یمن بود.(۹) شاید همین سابقه موجب شد که در پاسخ به دعوت شیعیان یمن، نواده قاسم، یعنی یحیی بن حسین بن قاسم رسّی که جوانی سی و پنج ساله، و در فضلیت و شجاعت سرآمد بود، انتخاب شد. اولین ماموریت یحیی بن حسین پس از مدتی با مشکل مواجه شد و وی به مدینه بازگشت.(۱۰) تا این که برای دومین بار در سال ۲۸۴ هجری قمری و بنابر درخواست مجدد قبائل یمن، یحیی بن حسین به یمن بازگشت و این بار با برقرار کردن حکومتی پایدار، بنیان گذار حکومتی شیعی مبتنی بر عقاید مذهب زیدیه در مناطق شمالی آن دیار شد.(۱۱) امام یحیی بن حسین که از او با عنوان هادی الی الحق یاد می شود، به مدت چهارده سال بر بخش های شمالی یمن فرمانروایی کرد و شهر صعده را مرکز حکومت خود قرار داد. او ضمن مبارزه با پیروان دیگر تفکرات و مذاهب حاضر در صحنه، به ویژه قرامطه، به گسترش و بسط آیین زیدیه همت گماشت.

نتیجه تلاش علمی هادی الی الحق، پدید آمدن مکتبی فقهی و کلامی در میان زیدیه بود که در انتساب به او، با نام هادویه شناخته شده و تا به امروز در میان زیدیه در یمن مطرح است. این مکتب پس از وفات یحیی بن حسین در سال ۲۹۸ هجری قمری، به وسیله دو فرزند او، یعنی محمد، ملقب به مرتضی لدین اللّه و احمد، ملقب به ناصر لدین اللّه که هر دو از امامان بزرگ زیدیه یمن به شمار می روند، استمرار یافت و پایه های آن مستحکم شد.(۱۲)

ولی پس از وفات احمد ناصر لدین اللّه در سال ۳۱۵(۱۳) یا ۳۲۵(۱۴) هجری قمری، حکومت امامان زیدی در یمن عمدتا به دلیل درگیری های داخلی و نزاع بر سر حکومت میان فرزندان ناصر لدین اللّه ، رو به ضعف و افول نهاد و به منطقه کوچکی در اطراف شهر صعده در شمال یمن، محدود شد. در این دوره تعالیم فقهی و کلامی هادی یحیی بن حسین همچنان به عنوان یک اصلِ پذیرفته شده مورد تبیین و تفسیر عالمان زیدیه و از آن جمله احمد بن موسی طبری (م حدود ۳۴۰ ق)(۱۵) بود. ولی از اوسط قرن چهارم به بعد مجادلات کلامی در میان زیدیه بالا گرفت و این آغازی بود برای دسته بندی جدید پیروان هادی در دو فرقه مطرفیه و مخترعه و پیدایش مکتب جدید سومی با نام حسینیه که در این نوشتار به آن توجه ویژه خواهیم داشت.

همانگونه که اشاره شد بر اثر منازعات داخلی و خارجی، امامت زیدیه در یمن پس از وفات احمد ناصر لدین اللّه جایگاه قبلی خود را از دست داد و هیچیک از جانشینان او نتوانستند خود را به عنوان امام واجد شرایط و مورد قبول مردم و قبائل یمن مطرح کنند. و بدین ترتیب حاکمان زیدیه در شمال یمن تا چند دهه نتوانستند اقتدار دوران هادی یحیی بن حسین و دو فرزندش را بازگردانند. تا این که در سال ۳۸۸ هجری قمری و در حالی که منازعه در میان نوادگان هادی بر سر حکومت به اوج خود رسیده بود، برخی از قبایل یمن برای بار دیگر به بیعت با سادات مستقر در خارج از یمن تمایل نشان داده، این بار با اجابت دعوت قاسم بن علی (۳۱۰۳۹۳ ق) که شخصی عالم و فاضل بود، به او امید بستند تا به عنوان امام، انسجام گذشته را باز گرداند.(۱۶)

نَسَب کاملِ قاسم بن علی که از جمله سادات حسنیِ مقیم در حجاز بود چنین است:

قاسم بن علی بن عبداللّه بن محمد بن قاسم رسّی بن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علی بن أبی طالب(ع).(۱۷)

بنابراین قاسم بن علی از نوادگان قاسم رسّی است با این تفاوت که او همچون دیگر مدعیان زعامت زیدیه در آن دوران، از نسل هادی، یحیی بن حسین نبود، بلکه نسب او با دو واسطه به عموی هادی، یعنی محمد بن قاسم رسّی می رسید، مسئله ای که دست آویزی برای مخالفت برخی از فرزندان هادی با او شد. اما حامیان او با تاکید بر شایستگی های شخصی قاسم بن علی و نظریه زیدیه در خصوص امامت که در آن وراثت جایی ندارد، به آن پاسخ گفتند.(۱۸)

قاسم بن علی که برای تمیز داده شدن از نیای بزرگ خود قاسم رسّی، قاسم صغیر نیز خوانده می شود(۱۹) و احیانا از او نیز با لقب رسّی یاد شده،(۲۰) شخصیتی صاحب نظر و دارای آثار متعددی در فقه و کلام بوده است. نظرات فقهی و کلامی او اگر چه از چارچوب نظرات قاسم رسّی و هادی یحیی بن حسین خارج نبوده، با آن تفاوت هایی داشته است.(۲۱) از جمله آن که او ارتباط بیشتر و بهتری با زیدیه در شمال ایران داشت(۲۲) و همانند آنان اختلاف در فروع فقهی را مجوز درگیری و منازعه نمی دانست تا آنجایی که نقل شده که او بر خلاف نظریه مشهور زیدیه یمن، در کتاب التفریع قیام دو امام همزمان را در صورتی که منجر به اختلاف و درگیری میان پیروانشان نشود، جایز شمرده است.(۲۳)

قاسم بن علی بنا به دعوت قبایل برای اولین بار در سال ۳۸۸ هجری قمری وارد یمن شد و در سال ۳۸۹ با بیعت اغلب قبایل منطقه و علی رغم برخی مقاومت ها از سوی فرزندان هادی، به ویژه داعی یوسف در صعده، به عنوان امام زیدیه شناخته شد.(۲۴) قاسم بن علی، «عِیان» را مرکز حکومت خود قرار داد و پس از مرگ نیز در همانجا به خاک سپرده شد و به همین دلیل به او لقب عِیانی داده شده است.(۲۵) او موفق شد در یک دوره کوتاه، ولی پر فراز و نشیب و همراه با درگیری های مختلف، حکومت خود را در مناطق شمالی و مرکزی یمن و از جمله صنعا تثبیت کند.(۲۶) هنگامی که وی در سال ۳۹۳ هجری قمری در سن هشتاد و سه سالگی وفات یافت، شش فرزند پسر با نام های جعفر، یحیی، عبداللّه ، علی، سلیمان و حسین از او به جای ماند(۲۷) که از میان آنها حسین بن قاسم عهده دار امامت زیدیه پس از او شد.

حسین بن قاسم عِیانی

شخصیت مورد بحث ما، ابوعبداللّه حسین بن قاسم عِیانی در سال ۳۷۶(۲۸) یا ۳۷۸(۲۹) هجری قمری متولد شد و پس از تربیت شدن در دامان پدر و برادران بزرگ تر از خود در حجاز، در دوران امامت پدرش و در سال ۳۹۱ هجری قمری به همراه دیگر اعضای خانواده به شمال یمن وارد شد.(۳۰)

حسین که کوچکترین فرزند قاسم بود، در حالی که حداکثر هفده ساله بود، بنابر اغلب گزارش ها بلا فاصله پس از وفات پدر در سال ۳۹۳ هجری قمری، پیشاپیش دیگر فرزندان او، به عنوان امام زیدیه و جانشین پدر شناخته شد.(۳۱) البته گزارش های دیگری سال امامت او را ۴۰۱ هجری قمری دانسته اند.(۳۲) و قابل توجه آن که در فاصله سال های ۳۹۳ تا ۴۰۱ هجری قمری اطلاعات روشنی از شرح حال و فعالیت های حسین بن قاسم در اختیار ما نیست و اغلب آنچه از دوران امامت او به ما رسیده مربوط به فاصله زمانی ۴۰۱ تا ۴۰۴ هجری قمری، یعنی سال کشته شدن او در میدان نبرد است.(۳۳) وی در این مدت، درگیر منازعات و جنگ های متعددی عمدتا با رقبای داخلی بود. یوسف بن یحیی بن ناصر لدین اللّه که از سال ۳۶۸ مدعی زعامت زیدیه بود و در طول دوران زمامداری قاسم عِیانی نیز علی رغم بیعت با وی و پس از آن در دوران امامت حسین بن قاسم تا سال ۴۰۳ هجری قمری که در صعده وفات یافت، به عنوان یک رقیب و مخالف جدی مطرح بود، همچنین محسن بن محمد بن مختار بن ناصر لدین اللّه و محمد بن قاسم بن حسین زیدی از نواده گان زید شهید، که درسال ۴۰۳ به دست حسین بن قاسم به قتل رسید، و پس از او فرزندش زید بن محمد بن قاسم، از دیگر رقبای داخلی حسین بن قاسم در دوران کوتاه امامتش بودند.(۳۴)

به تدریج و در طول دوران زمام داری حسین بن قاسم به دلیل رفتارهای خشن و شیوه سخت گیرانه حکومتی او، قبایل یمن از او روی گردان، و در چندین مورد با او وارد جنگ شدند یا به حمایت از رقبای او برخاستند تا این که عاقبت در سال ۴۰۴ هجری قمری پس از نبردی سخت، به او دست یافته، وی را از پای در آوردند.(۳۵)

تالیفات حسین بن قاسم

یکی از مسائلی که توجه بسیاری را به خود جلب کرده تالیفات بسیار زیادی است که به حسین بن قاسم که عمری نسبتا کوتاه داشته، نسبت داده شده است. به این امام جوان بیش از هفتاد عنوان کتاب و رساله نسبت داده شده(۳۶) در حالی که عمر او حداکثر سی سال بوده است.موضوع این تالیفات بیشتر، مسائل اعتقادی، کلامی و تفسیر است. برخی از آنها تاکنون باقی مانده و در دسترس است. مهم ترین و مشهورترین این کتاب ها عبارتند از: المعجز، تفسیر غریب القرآن، الرد علی الملحدین، الرد علی من أنکر الوحی بعد خاتم النبیین.

عالم زیدیِ قرن هفتم حمیدان بن یحیی از ۱۷ کتاب او نقل قول کرده است.(۳۷) این در حالی است که محقق برجسته زیدیه عبدالسلام وجیه از ۳۷(۳۸) و دیگر محقق معاصر یمنی عبداللّه بن محمد حبشی از ۳۱(۳۹) و کارل بروکلمان از ۲۰(۴۰) و علامه مجدالدین مؤیدی دانشمند معاصر زیدیه از ۱۳(۴۱) تالیف او نام می برند. و اخیرا نیز مجموعه ای شامل ۱۱ عنوان از تالیفات این امام زیدی در یمن منتشر شده است.(۴۲)

این که چگونه ممکن است حسین بن قاسم که در نوجوانی یا اوان جوانی به مقام امامت زیدیه رسیده و در طول دوران امامت و زعامت خود به صورت مستمر با رقبای داخلی و دشمنان خارجی درگیر بوده است، بیش از هفتاد تالیف داشته باشد؛ سؤالی است که برخی محققان را واداشته تا در نسبت این رساله ها و کتاب ها به شخص او تشکیک و این احتمال را مطرح کنند که وی تألیفات پدر خود، قاسم عِیانی را که دارای مقام علمی و عمری طولانی بوده، به نام خود بازنویسی کرده باشد!(۴۳) ولی با مراجعه به متن رساله ها و تألیفات باقی مانده از حسین بن قاسم به زودی درخواهیم یافت که بسیاری از عناوین ذکرشده رساله هایی است کوچک و مختصر. و در برخی موارد نیز از قسمت های مختلف یک تألیف و رساله، به عنوان تألیفات مستقل یاد شده است.

پیدایش حسینیه

بر اساس منابع متعدد و معتبر وجود فرقه ای به نام حسینیه که عقیده محوری آنان مهدویت حسین بن قاسم و عقاید ویژه در مورد او بوده، امری مسلّم و قطعی است. از جمله اولین منابعی که به صورت خاص اصطلاح حسینیه را به کار برده است کتاب سیره الأمیرین(۴۴) است که در آن شرح احوال دو تن از برادرزادگان حسین بن قاسم ذکر شده است: قاسم بن جعفر بن قاسم عِیانی (۴۱۱۴۶۸ ق) مشهور به شریف فاضل و برادرش محمد بن جعفر ملقب به ذوالشرفین (۴۳۰۴۷۸ ق) که به ترتیب در نیمه دوم قرن پنجم زعامت زیدیه را در بخش هایی از یمن بر عهده داشتند. مؤلف سیره الأمیرین مفرح بن احمد ربعی (زنده در ۴۸۵ ق) که خود از یاران این دو برادر و معتقد به عقاید حسینیه بوده، در این کتاب بارها از حسینیه یا شیعه حسینیه(۴۵) به جای اصطلاح زیدیه استفاده کرده است.

مسلّم بن محمد بن جعفر لحجی (زنده در ۵۵۲ ق) نیز در کتاب تاریخی اش با نام أخبار الزیدیه من أهل البیت و شیعتهم فی الیمن که با نام تاریخ مسلّم اللحجی هم خوانده می شود، بارها اصطلاح حسینیه را در برابر اصطلاح زیدیه به کار برده است.(۴۶)

امام زیدیه متوکل علی اللّه احمد بن سلیمان (م ۵۶۶ ق) یکی از برجسته ترین امامان و شخصیت های زیدیه در قرون میانه، در کتاب الحکمه الدُریّه(۴۷) و نشوان بن سعید حمیری (م ۵۷۳ ق) نیز در رساله الحور العین(۴۸) و شرح آن(۴۹) با تأکید بر نام حسینیه به جدا شدن این فرقه از زیدیه تصریح دارند.

امام عبداللّه بن حمزه (م۶۱۴ ق) در العقد الثمین(۵۰) و هادی بن ابراهیم وزیر (م ۸۲۲ ق) در هدایه الراغبین(۵۱) و محمد بن ابراهیم وزیر (م ۸۴۰ ق) در العواصم و القواصم(۵۲) و امام احمد بن یحیی ابن مرتضی (م ۸۴۰ ق) در المنیه و الأمل(۵۳) نیز دیگر منابع معتبر و کهن زیدی اند که به طور مشخص از فرقه حسینیه نام می برند و به بیان عقاید آنها می پردازند.

در این مجال و قبل از بررسی عقاید و باورهای حسینیه و مقاومت زیدیان راست آیین در برابر آنها، باید به تاریخ پیدایش حسینیه توجه کرد؛ مسئله ای که در خصوص این فرقه همانند بسیاری از فرق و مذاهب به یکی از مهم ترین و بحث انگیزترین موضوعات تبدیل شده است.

سؤال مطرح این است که آیا این فرقه و اعتقادات آن واقعا از شخص حسین بن قاسم که این فرقه به او منتسب است، نشأت گرفته؟ و حسین بن قاسم نیز در زمان حیاتش مروج عقاید و باورهای حسینیه بوده؟ و اعتقادات ویژه یاران او پس از مرگش در ادعاهای خود او در زمان حیاتش ریشه دارد؟ و در نتیجه حسین را باید فردی منحرف از آموزه های اساسی مذهب زیدیه به شمار آورد؟! یا آنگونه که منابع زیدیه متاخر گزارش می کنند پیدایش فرقه حسینیه و اعتقادات ویژه در خصوص حسین بن قاسم و از جمله مهدویت او، تنها پس از مرگ او توسط یاران و نزدیکانش مطرح شده است؟ و شخص حسین بن قاسم از چنین ادعاهایی مبراست و همچنان به عنوان امامی قابل احترام در مذهب زیدیه باقی می ماند؟!

در میان منابع معتبر به روشنی هر دو نوع گزارش را می توان دید؛ از جمله کسانی که به دیدگاه پیدایش این فرقه در زمان حیات حسین بن قاسم تصریح یا اشاره کرده اند می توان این افراد را نام برد:

امام احمد بن سلیمان (م ۵۶۶ ق) در حقائق المعرفه(۵۴) و الحکمه الدُریّه(۵۵) و احمد بن عبداللّه وزیر (م ۹۸۵ ق) در الفضائل،(۵۶) مسلّم لحجی (زنده در۵۵۲ ق) در تاریخ مسلّم اللحجی(۵۷) حسن بن بدرالدین (م ۶۷۰ ق) در أنوار الیقین(۵۸)

از طرف دیگر بسیاری از منابع زیدیه و از جمله اغلب منابع متاخر آنان گزارش های پیش گفته را رد کرده اند. آنان حسین بن قاسم را از ادعاهای حسینیه منزه دانسته و از او به عنوان یکی از امامان زیدیه و پایبند به سنت آنان یاد کرده و ادعای مهدویت و عقاید غالیانه در مورد او را تنها به پیروانش نسبت داده اند. از این قبیل است:

امام بسیار مهم زیدیه منصور باللّه عبداللّه بن حمزه (م ۶۱۴ ق)،(۵۹) مورخ بزرگ و مشهور زیدیه حمید بن احمد محلّی (م ۶۵۲ ق)،(۶۰) حمیدان بن یحیی عالم برجسته زیدیه در بیان الإشکال فیما حکی عن المهدی من الأقوال،(۶۱) علامه مجدالدین مؤیدی، در کتاب التحف شرح الزلف.(۶۲)

نقش نزدیکان حسین بن قاسم در شکل گیری حسینیه

همانگونه که در کتاب حمیدان بن یحیی نیز بازتاب یافته نقش نزدیکان حسین بن قاسم در ترویج و طرح عقاید خاص در مورد حسین از اهمیت و حساسیت خاصی برخوردار است. حمیدان بن یحیی اگر چه انتساب گفته های نزدیکان حسین بن قاسم به شخص حسین را مورد تردید قرار می دهد، اصل وجود اعتقادات ویژه و غلوآمیز در نزد آنان را منکر نمی شود. او علاوه بر عباراتی که در آغاز کتاب بیان الإشکال آورده(۶۳) عبارت دیگری نیز که نشان می دهد برادران حسین بن قاسم تحت تاثیر داستان ها و گزارش های دیگران، به باورهای حسینیه تن داده بودند. او به روایاتی اشاره دارد که زنان و متشیعان از حسین بن قاسم نقل کرده و همان ها مورد استناد برادران حسین قرار گرفته اند.(۶۴)

مسلّم لحجی نیز در تاریخ خود از قاسم بن جعفر بن قاسم عِیانی مشهور به شریف فاضل نقل می کند که وی در آغاز معتقد به کشته شدن عموی خود حسین بن قاسم عِیانی بوده است، ولی پس از آن که شخصی به نام مدرک بن اسماعیل هفتاد قسم یاد کرد و هفتاد قربانی ذبح نمود که او خود حسین بن قاسم را دیده که صحیح و سالم از جنگ در ذی عرار باز می گشته، به حیات عموی خود معتقد شده است!(۶۵)

تردیدی وجود ندارد که شریف فاضل و برادرش محمد بن جعفر ملقب به ذوالشرفین به مهدویت عموی خود و عقاید حسینیه معتقد بوده اند.(۶۶) چرا که علاوه بر گزارش منابع تاریخی متعدد، هم اینک کتابی ارزشمند از آن دوران با نام سیره الأمیرین به دست ما رسیده است که در آن مفرح بن احمد ربعی (زنده در ۴۸۵ ق) که خود از یاران این دو برادر و معتقد به عقاید حسینیه بوده در جای جای این کتاب به اعتقاد آنان به باورهای حسینیه تصریح کرده است. با این وجود آنچه در گزارش ذکر شده از مسلّم لحجی در مورد شریف فاضل تازگی دارد نسبت دادن آغاز چرخش زیدیه و پیدایش حسینیه به شخص اوست.

در عبارت امام احمد بن سلیمان (م ۵۶۶ ق) نیز تصریح شده است که عده ای از برادر زادگان حسین در مورد او چنین عقیده ای دارند(۶۷) که با گزارش مسلّم لحجی منطبق است.

جرموزیِ مورخ (م ۱۰۷۶ ق) نیز اعلام زنده بودن حسین بن قاسم را به هر دو برادرزاده یعنی شریف فاضل و برادرش ذوالشرفین نسبت می دهد و این اعلام را صرفا تاکتیکی می داند که آن دو به دلیل عدم امکان انتقام گیری از قاتلان حسین، اتخاذ کرده بودند و نباید آن را مصداق دروغ دانست.(۶۸)

باورها و ویژگی های حسینیه

زیدیه در بحث امامت پس از سه امام نخست، به امامتی این جهانی و دنیوی باور دارند. این امامت در بُعد سیاسی به معنای خروج بر ضدحکومت های ظلم و جور و به دست گرفتن قدرت سیاسی و در بُعد دینی به عنوان نگهبانی از دین و بیان احکام و معارف دینی است. بنابراین در زیدیه هرگونه اعتقادی فراتر از این در مورد امامان غلو به شمار می آید. به همین دلیل شخصیت های زیدیه و جریان اصلی این مذهب، هم زمان با طرح عقاید غالیانه در مورد حسین بن قاسم در برابر آن موضع گرفتند و راه خود را جدا نمودند.

می دانیم که پیروان حسین بن قاسم از میان شیعیان زیدیِ یمن برخاستند. زیدیه یمن در طول قرن چهارم تحت تاثیر تعالیم امام هادی یحیی بن حسین بوده، از همین جهت هادویه نامیده می شدند، بنابراین فقه و عقاید آنان همچون دیگر زیدیانِ آن دوران، فقه و عقاید هادویه بود که متکی به استنباط های فقهی هادی،(۶۹) و ترکیبی از عقاید عقل گرای معتزله(۷۰) و اعتقادات جارودیه(۷۱) بود. ولی آنچه بیش از همه حسینیه را به عنوان یک فرقه متمایز ساخت اعتقاد به مهدویت حسین بن قاسم بود. علاوه بر این اعتقاد، اعتقادات غلوآمیز دیگری نیز به آنان نسبت داده شده است. فهرستی از مهم ترین باورهای نسبت داده شده به حسینیه به شرح زیر است:

مهدویت حسین بن قاسم و زنده بودن او

همانگونه که اشاره شد حسین بن قاسم همواره در طول دوران زعامت خود درگیر منازعات و جنگ های متعدد و مستمر بود، و در یکی از این درگیری ها در سال ۴۰۴ هجری قمری به دست بنوحماد از قبیله هَمْدان در مکانی به نام ریده در منطقه ذی عرار به قتل رسید.(۷۲) ولی برخی از اصحاب و پیروان او مرگ او را نپذیرفتند و مدعی شدند که حسین همان مهدی موعود است که موقتا غیبت کرده، به زودی باز خواهد گشت و جهان را پر از عدل و داد می کند. بی گمان شرایط خاصی که در آن حسین به قتل رسید در پاگرفتن و قوت یافتن چنین ادعایی مؤثر بود، چرا که حسین بن قاسم در معرکه ای به دور از مرکز قدرتش «عِیان» و در حالی که اکثر یاران همراهش کشته یا پراکنده شده بودند، به قتل رسید.(۷۳)

آنچه مسلّم است و پیش از این در بحث نقش نزدیکان حسین در شکل گیری حسینیه به منابع متعدد آن اشاره کردیم این است که یاران حسین و در رأس همه نزدیکان نسبی او پس از این واقعه به نحو گسترده ای داستان غیبت و مهدویت او را مطرح کردند و به آن دامن زدند و به تدریج و با اضافه شدن اعتقادات غلوآمیز دیگر، فرقه ای با نام حسینیه شکل گرفت که صف آن از صف دیگر پیروان مکتب زیدیه که چنین اعتقاداتی در مورد حسین بن قاسم نداشتند، جدا شد. این در حالی است که برخی منابع معتبر زیدیه تصریح دارند که شخص حسین بن قاسم نیز در زمان حیاتش خود را مهدی موعود معرفی کرده بود و شاید به همین دلیل لقب مهدی لدین اللّه را برای خود برگزید، لقبی که تعداد دیگری از امامان زیدیه در طول تاریخ چه قبل و چه بعد از حسین بن قاسم بدان ملقب شدند و البته لزوما به معنای ادعای مهدویت نیست.(۷۴)

اما وجود ادعای مهدویت حسین بن قاسم مورد تأیید منابع مختلف زیدیه است:

مفرح بن احمد ربعی (زنده در ۴۸۵ ق) در مواضع متعددی از کتاب سیره الأمیرین به وجود چنین اعتقادی در طول قرن پنجم تصریح دارد و بدون اشاره به دیگر باورها، بارها از حسینیه به عنوان کسانی که به حیات حسین بن قاسم و مهدویت او اعتقاد دارند، یاد می کند و در موارد بسیاری نیز از اعتقاد به غیبت حسین و امام عصر و زمان بودن(۷۵) او سخن گفته است. وی همچنین به طور خاص گزارش های مستندی را از اعتقاد دو امیر زیدی، یعنی قاسم بن جعفر ملقب به شریف فاضل و برادرش محمد بن جعفر ملقب به ذوالشرفین به مهدویت عموی خود حسین بن قاسم ارائه می کند.(۷۶) از همین جهت کتاب سیره الأمیرین یکی از مهم ترین و قدیمی ترین منابع در خصوص وجود و گستره چنین اعتقادی در میان زیدیه در قرن پنجم است.

مسلّم لحجی (زنده در ۵۵۲ ق) نیز بارها از اعتقاد حسینیه به مهدویت حسین بن قاسم و غیبت او یاد کرده و حکایت ها نوشته است.(۷۷)

امام احمد بن سلیمان (م ۵۶۶ ق) هم در کتاب حقائق المعرفه به وجود چنین اعتقادی تصریح می کند(۷۸) و در کتاب الحکمه الدُریّه پس از آن جمله ای اضافه کرده است که برخی حتی آن را اعتقاد مستقلی به شمار آورده اند و آن این که: حسین بر هفت اقلیم پادشاهی خواهد کرد.(۷۹)

نشوان بن سعید حمیری (۵۷۳ ق) در رساله الحور العین(۸۰) و شرح آن(۸۱) و امام عبداللّه بن حمزه (م ۶۱۴ ق) در العقد الثمین(۸۲) و المجموع المنصوری(۸۳) نیز به اعتقاد حسینیه به مهدویت حسین بن قاسم اشاره کرده اند.

ولی در منابع در دسترس ما شاید برای اولین بار حمید بن احمد محلّی (م ۶۵۲ ق) در تألیفی مستقل که در رد فرقه حسینیه نگاشته است و بنابر تصریح خودش نام آن را الرساله الزاجره لذوی النهی عن الغلوّ فی أئمه الهدی(۸۴) گذاشته، علاوه بر طرح این باور حسینیه در فصل سوم به رد آن می پردازد:

از معتقدان به مهدویت حسین بن قاسم می پرسیم: از کجا دانستید که او همان مهدی است که پیامبر بشارت ظهور او را داده؟ اگر بگویند علم به آن ضروری و بدیهی است پاسخ آن است که چنین مواردی باید مورد اتفاق همه عقلا باشد، در حالی که فقط شما چنین اعتقادی دارید و هیچ کس دیگر با شما همراه نیست! و اگر بگویند بر اثر استدلال به این نتیجه رسیده ایم پاسخ آن است که دلیل یا عقلی است و یا سمعی. دلیل عقلی در چنین موردی معنا ندارد و دلیل سمعی نیز یا باید مستند به قرآن کریم باشد یا به سنت یا به اجماع امت و یا به اجماع عترت(۸۵) و در هیچ یک از این منابع دلیلی بر این مدعا یافت نمی شود.»(۸۶)

حمید بن احمد محلّی چند اشکال دیگر نیز به این اعتقاد حسینیه وارد می داند:

فرق شما با پیروان دیگر فرقه هایی که ادعای مهدویت پیشوایان خود را کرده اند و از جمله مغیریه که مدعی مهدویت نفس زکیه بودند، یا فرقه هایی از امامیه که مدعی مهدویت پیشوایان خود شده اند چیست؟ اگر بگویید ما از خود مهدی چنین روایتی را نقل می کنیم؛ پاسخ آن است که آنها نیز از پیشوایان خود چنین روایاتی را نقل می کنند و هر کس که نسبت به مذاهب مختلف و روایات آنان اطلاعاتی داشته باشد، می داند که روایات آنها بیشتر از روایات شماست!(۸۷)

اشکال دیگری که حمید بن احمد محلّی با تکیه بر آموزه های زیدیه وارد می داند آن است که:

مذهب عترت بلکه همه امت آن است که پس از مهدی، امام دیگری نخواهد بود. بنابر این شما باید همه امامان هدایت گری را که پس از حسین بن قاسم قیام کرده اند نپذیرید و آنها را ظالم و گناهکار بدانید؛ ولی کسی که از خدا می ترسد چنین نخواهد گفت!(۸۸)

اشکال دیگر حمید بن احمد محلّی:

در خصوص مهدی از پیامبر گرامی اسلام(ص) روایات بسیاری رسیده و از جمله این که او هم نام پیامبر و پدرش هم نام پدر ایشان است. و این خصوصیت در مورد حسین بن قاسم وجود ندارد!(۸۹)

در همان قرن هفتم حمیدان بن یحیی نیز در کتاب بیان الإشکال با طرح سه ادعا که هر سه به نوعی به ادعای مهدویت حسین بن قاسم باز می گردد و با استناد به نقل قول هایی از خود حسین بن قاسم در مقام جواب و رد آنها بر می آید.

اولین ادعا آن است که گفته شده پس از حسین حجت و امام دیگری نخواهد بود. و حمیدان با استناد به برخی اقوال حسین بن قاسم از جمله استناد او به حدیث ثقلین و تفسیر او از حجت باطن و مغمور، می کوشد آن را رد کند.(۹۰)

دومین مدعا آن که حسین بن قاسم، مهدیِ عیسی(۹۱) است و مهدی عیسی قبل از قیام خود به ناچار باید غیبت داشته باشد؛ در اینجا نیز حمیدان بن یحیی تلاش می کند با استناد به گفته ها و آثار خود حسین بن قاسم چنین القا کند که این ادعا با اقوال و آثار او ناسازگار و خروج از گفته های امامان زیدیه و ورود به گفته های غالیان امامیه است.(۹۲)

سپس به سومین ادعا در این سیاق می پردازد و آن این که به حسین بن قاسم نسبت داده اند که گفته است: او نخواهد مُرد و به شهادت نمی رسد، مگر آن که در آخر الزمان قیام کند؛ و حمیدان بن یحیی در جواب همان راه را می پیماید و عبارت های متعددی از حسین بن قاسم می آورد که به گمان او با چنین ادعایی منافات دارند.(۹۳)

ادعای برتری حسین بن قاسم نسبت به پیامبر اسلام

پس از اعتقاد به مهدویت حسین بن قاسم، از جمله عقاید شگفت انگیزی که به حسینیه نسبت داده می شود این است که آنها حسین بن قاسم را به دلیل خدماتی که در راه نشر دین اسلام انجام داده و می دهد حتی از پیامبر گرامی اسلام نیز برتر می دانند!

مسلّم لحجی (زنده در۵۵۲ ق) در کتاب تاریخی اش، امام برجسته زیدیه متوکل احمد بن سلیمان (م ۵۶۶ق) در دو کتاب حقائق المعرفه و الحکمه الدُریّه و عالم مشهور یمن نشوان بن سعید حمیری (م ۵۷۳ ق) در شرح رساله الحور العین قدیمی ترین و معتبرترین نویسندگانی هستند که از این اعتقاد حسینیه گزارش داده اند.(۹۴)

حمید بن احمد محلّی (م ۶۵۲ ق) در این خصوص می گوید:

یکی از جاهلان در تالیفی که من آن را دیده ام در استدلال بر برتری حسین بن قاسم نسبت به پیامبر می گوید: چرا که اسلام به دست مهدی حسین بن قاسم که درود خدا بر او باد فراگیر خواهد شد و تعداد پر شماری که چندین برابر آن تعدادی است که به دست پیامبر پیامبر هدایت یافته بودند، به دست او هدایت خواهند شد. بنابراین حسین برتر است!(۹۵)

حمید بن احمد محلّی با این جمله که: «این نحوه استدلال از بدترین و نفرت انگیزترین نادانی هاست»، به استقبال این اعتقاد باطل حسینیه رفته، به صورت مبسوط به آن پاسخ می دهد و در ابتدا اشاره می کند که پیامبر گرامی اسلام در ثواب و فضل همه اعمال نیک افراد امت خود شریک است و معنا ندارد فردی از افراد امت او در جمع فضائل و ثواب بر ایشان سبقت بگیرد.(۹۶)

پیش از حمید محلّی امام احمد بن سلیمان (م ۵۶۶ ق) نیز همین اعتقاد حسینیه را نقل و نقد کرده است. او در ابتدا معتقدان به این باور را جاهلانی دانسته که نفهمیده اند که امامان از قِبَل پیامبر استحقاق مقام امامت را یافته اند و به دلیل خویشاوندی با آن حضرت و دسترسی به دانش ایشان، امام شمرده می شوند و اگر حسین بن قاسم برتر از پیامبر باشد باید در جای ایشان قرار می گرفت و کتاب و معجزات بر او نازل می شد!(۹۷)

ولی در ادامه احمد بن سلیمان به تقریر متفاوتی از استدلال پیروان حسین بن قاسم در خصوص برتری او بر پیامبر اشاره می کند که در آن دلیل برتری حسین، حکومت و پادشاهی او بر همه پهنه زمین دانسته شده است، در حالی که پیامبر چنین موفقیتی نداشته است!(۹۸)

او در نقد چنین توهمی می گوید:

اگر حکومت بر زمین ملاک برتری بود، داود که به تصریح خداوند دارای حکومتی بود که هیچ کس نه قبل و نه بعد از او به پایه اش نخواهد رسید، باید مدعی برتری بر همه پیامبران باشد، حال آن که او چنین ادعایی نداشت. دیگر آن که پادشاهی دنیا بر رسول خدا عرضه شد و ایشان آن را خوش نداشت و فرمود: «دنیا خانه بی خانه ها و ثروت بی ثروتان است و بی عقلان، آن را برای خود فراهم می آورند». بنابراین اگر حسین بن قاسم پادشاه همه دنیا بود و پس از آن اهل ادعا و فخر فروشی بود، کاری ناشایست کرده بود، چه رسد که چنین هم نبوده است!(۹۹)

همچنین احمد بن سلیمان در حقائق المعرفه(۱۰۰) نقل می کند که حسین بن قاسم همسری داشت که او را طلاق داده بود و آن زن پس از انقضای عدّه با شخص دیگری ازدواج کرد. وقتی حسین بن قاسم از این ازدواج مطلع شد آن زن را بدون طلاق از همسرش جدا کرد و برای توجیه این عمل، با همانندسازی خود با پیامبر اسلام به این آیه استدلال کرد که می فرماید: وَمَا کَانَ لَکُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلاَ أَن تَنکِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدا إِنَّ ذَلِکُمْ کَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِیما.(۱۰۱)

حمیدان بن یحیی نیز در کتاب بیان الإشکال همین اعتقاد برتری حسین بن قاسم بر پیامبر را به عنوان یکی از اساسی ترین اعتقادات پیروان او مطرح، و با استناد به برخی از آثار حسین بن قاسم آن را رد می کند. در این قسمت نکته جالب توجه نقل قولی است که حمیدان از کتاب تفسیر غریب القرآن، اثر حسین بن قاسم آورده است:

به ما رسیده است و خدا بهتر می داند که برخی از امامیه(۱۰۲) که لعنت خدا بر آنان باد گفته اند: محمد رسول خدا و آخرین پیامبر مهدی است. این دشمنان خدا دروغ گفته اند، بلکه محمد خاتم پیامبران و سید اولین و آخرین است.(۱۰۳)

ادعای برتری سخنان حسین بن قاسم نسبت به قرآن مجید

از اعتقادات شگفت انگیزتری که تقریبا در همه منابع پیش گفته آمده آن است که حسینیه سخنان و کلام حسین بن قاسم را از کلام خداوند برتر و به تعبیر خاص موجود در متن گزارش ها «أبهر» می دانستند! تعبیری که گویا تنها حسین بن قاسم و حسینیه در تبیین اعتقاد خود به کار می بردند و بسیاری سعی کرده اند برای آن معنای دقیقی بیابند.

مسلّم لحجی در تاریخ خود مناظره ای را حکایت می کند که در آن پس از آن که شخص حسینی مذهب به آیاتی از قرآن برای اثبات قیامت استدلال می کند فردی زیدی مذهب به او می گوید: از کجا معلوم که این کلام خداوند باشد؟ و او پاسخ می دهد: چون معجزه است و کسی قادر به آوردن همانند آن نیست! در اینجا شخص زیدی به او می گوید: وقتی شما گمان دارید که حسین کلامی برتر و روشن تر از کلام خداوند آورده، پس چگونه بر معجزه بودن قرآن استدلال می کنید؟!(۱۰۴)

امام احمد بن سلیمان (م ۵۶۶ ق) نیز در کتاب الحکمه الدُریّه با تصریح به این که حسین بن قاسم کلام خود را برتر «أبهر و در برخی نسخه ها: أبها» از کلام خدا می دانسته است، بر وجود چنین اعتقادی صحه می گذارد و اولین اشتباه حسین بن قاسم را نامی می داند که او بر روی یکی از کتاب های خود گذاشته و آن را المعجز نامیده است. و حال آن که معجز (عاجز کننده) فقط کتاب خداست.

و سپس از این کتاب نقل می کند که در آن حسین بن قاسم گفته که عرش همان خداست یا آورده که اسماء خدا خود خداست. و احمد بن سلیمان با استناد به آیات قرآن به نقد آنها می پردازد.(۱۰۵)

نکته جالب توجه برای ما آن است که هم اکنون نیز کتابی با نام المعجز(۱۰۶) در میان آثار باقی مانده و منسوب به حسین بن قاسم وجود دارد(۱۰۷) که در آن مطالبی که احمد بن سلیمان در قرن ششم به این کتاب نسبت می دهد؛ دیده نمی شود! با توجه به شهرت بسیار زیاد این کتاب از همان قرن پنجم(۱۰۸) تاکنون این احتمال تقویت می شود که متن اصلی این کتاب پاکسازی و اصلاح شده باشد!

در کتاب حقائق المعرفه نیز احمد بن سلیمان از به کار رفتن همان تعبیر «أبهر» در مورد کلام حسین بن قاسم گزارش می دهد(۱۰۹) و از محسن بن محمد بن مختار(۱۱۰) از نوادگان هادی یحیی بن حسین نقل می کند که او در جواب نامه ای از حسین بن قاسم که پر از دشنام و ناسزاگویی است، در رد این ادعای حسین که کلام او بلیغ تر «أبلغ» از کلام خداوند است، به آیاتی از قرآن کریم استدلال می کند که در آنها خداوند تحدی کرده و از عجز دیگران در آوردن کلامی هم پایه با کلام خود خبر داده است.(۱۱۱) و خود احمد بن سلیمان نیز مجددا همین ادعا را با همان تعبیر «أبلغ» تکرار کرده و مستقلاً به مدد آیات قرآنی به آن پاسخ داده است.(۱۱۲)

نشوان بن سعید حمیری (م ۵۷۳ ق) نیز سومین ویژگی حسینیه را پس از اعتقاد به مهدویت و برتری حسین بن قاسم نسبت به پیامبر، اعتقاد آنان به «أبهر» بودن کلام او در مقایسه با کلام خداوند می داند و در توضیح کلمه «أبهر» می گوید: «ابهربودن از کلام خداوند بدان معناست که مخالفانِ ملحد را بهتر شکست می دهد.»(۱۱۳)

حمید بن احمد محلّی (م ۶۵۲ ق) نیز در فصل دوم از الرساله الزاجره به طور مفصل به این اعتقاد باطل حسینیه می پردازد. او در ابتدا چندین سؤال در مورد معنای کلمه «أبهر» مطرح می کند و می پرسد:

منظور شما از ابهر چیست؟ اگر مراد فصاحت بیشتر است که سخنی بی پایه است، چرا که از نظر فصاحت فاصله بین قرآن و سخنان حسین بن قاسم بسیار زیاد است. و اگر مراد وضوح و آشکاری بیشتر آن است، با این توجیه که حسین بن قاسم کلام خدا را تفسیر و تبیین کرده است، باید گفت که این اختصاصی به تفسیر حسین ندارد و شامل تفاسیر همه امامان و همه عالمان مسلمان می شود، حال آن که به اجماع، نمی توان کلام آنان را به «أبهر» وصف کرد و چنین تعبیری را در مورد آن به کار برد.(۱۱۴)

وی همچنین چندین جواب دیگر نیز ارائه می کند و از جمله این که پیامبر(ص) و علی(ع) از بالاترین درجه فصاحت و بلاغت در میان عرب برخوردار بودند به گونه ای که کلمات و سخنان حسین بن قاسم به هیچ وجه قابل مقایسه با کلام آنها نیست و با وجود این کلام آنها هرگز «أبهر» و «أفصح» از کلام خداوند، دانسته نشده و نمی شود.(۱۱۵)

حمیدان بن یحیی نیز دقیقا همان تعبیر «أبهر» را در بیان باور پیروان حسین بن قاسم آورده و با همان روش ِ پیش تر ذکر شده و با استناد به چند قولی که از حسین بن قاسم نقل کرده، کوشیده است تا از او رفع اتهام نماید.(۱۱۶)

محمد بن حسن دیلمی (م ۷۱۱ ق) ضمن اشاره به این اعتقاد حسینیه، «أبهر» را به معنای قدرت جوابگوییِ بهتر در برابر لجاج ملحدان معنا می کند.(۱۱۷)

احمد بن عبداللّه وزیر (م ۹۸۵ ق) پس از اشاره به دو باور اخیر حسینیه می افزاید: «آنها چهار اصل دارند که هر یک کفری آشکار است».(۱۱۸) ولی متأسفانه او از این چهار اصل نام نمی برد و ما به درستی نمی دانیم که دقیقا مراد او از چهار اعتقاد اساسی حسینیه کدام است! مسلم آن که علاوه بر سه اعتقادی که تاکنون به آنها اشاره کردیم و به عنوان اساسی ترین باورهای حسینیه مطرح شده است، اعتقادات دیگری نیز در منابع زیدیه به این فرقه منتسب است که در ادامه به آنها اشاره می کنیم.

ادعای برتری حسین بن قاسم بر ملائکه، (برتری بر ملکوت)(۱۱۹)

امام زیدی احمد بن سلیمان پس از نقل چنین مدعایی، در جواب می گوید:

این اعتقاد نوعی جنون و ادعای خدایی است! چرا که بر اساس آیات قرآن، فرشتگان به فرمان الاهی عهده دار امور و از جمله مرگ انسان ها هستند؛ بنابراین اگر حسین از کسانی است که می میرد، باید گفت فرشته مرگ بر او گمارده شده و عهده دار اوست و چنین فرشته ای بر او برتری دارد. و اگر بگویند او نمی میرد، پس در حق او ادعای خدایی کرده اند!

از طرف دیگر فرشتگان نگهبانان دوزخ و بهشت اند و نگهبان همیشه از آنچه نگاهبانی می شود برتر است. بنابراین ادعای برتری حسین بر ملکوت، باطل می شود.(۱۲۰)

ادعای برتری حسین بن قاسم بر پیامبران و امامان

علاوه بر ادعای برتری بر پیامبر اسلام، در برخی منابع ادعای برتری حسین بن قاسم بر دیگر پیامبران و امامان نیز مطرح شده است. در الحکمه الدُریّه و حقائق المعرفه نقل شده است که حسین بن قاسم در نامه خود به محسن بن محمد بن مختار می گوید: «و آیا فرق میان من و میان پیامبران و امامان چیزی جز فرق میان شب و روز است»؟!(۱۲۱) و در همین نامه می گوید: «علم همه انبیاء و امامان (و از علی(ع) تا پدرش قاسم بن علی عِیانی را نام می برد) چیزی جز یک صدم علم من نیست»!(۱۲۲)

ادعای برتری سخنان حسین بن قاسم بر همه کتاب های آسمانی از جمله تورات و انجیل

همچنین بنابر برخی از گزارش ها ادعای برتری کلام حسین بن قاسم به قرآن مجید محدود نشده و شامل همه کتاب های آسمانی بوده است! بنابر نقل امام احمد بن سلیمان، در نامه حسین بن قاسم به محسن بن محمد بن مختار آمده است:

تورات و انجیل و فرقان و تمام علمی را که خداوند به وجود آورده و فرو فرستاده حاضر کنید، شما سخن مرا از نظر استدلال قوی تر و نورانیتش را بیش تر و برهانش را عظیم تر از آنها خواهید یافت!(۱۲۳)

نزول وحی بر حسین بن قاسم

حمیدان بن یحیی (م قرن هفتم ق) در بیان الإشکال این عقیده حسینیه را این گونه طرح کرده که آنها گمان داشتند که حسین بن قاسم آنچه را در خواب می دید، در بیداری به وقوع می پیوست؛ و به دنبال آن حمیدان بن یحیی با اس

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.