خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تربیت دینی فرزندان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تربیت دینی فرزندان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فداییان اسلام ؛ معرفی عناصر اصلی، اندیشه های سیاسی و عملکردها
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فداییان اسلام ؛ معرفی عناصر اصلی، اندیشه های سیاسی و عملکردها قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
16ساعت
26دقیقه
27ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فطرت و شخصیت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 74

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل فطرت و شخصیت؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فطرت و شخصیت، محتوای خود را در قالب 81 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل فطرت و شخصیت با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فطرت و شخصیت آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل فطرت و شخصیت به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل فطرت و شخصیت ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فطرت و شخصیت، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل فطرت و شخصیت را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فطرت و شخصیت :

چکیده

شخصیت یکی از مسائل برخی از رشته های علوم انسانی مانند روان شناسی و جامعه شناسی است . مهم ترین سؤال در این زمینه آن است که عوامل مؤثر بر شخصیت کدام است و سهم هر یک از آنها به چه میزان است .

برخی از اندیشمندان مسلمان فطرت را عاملی تاثیرگذار بر شخصیت می دانند . این مقاله در پی اثبات این نکته است که همه انسانها از فطرت بهره مندند، هرچند سهم هر یک از آن متفاوت است .

همه ما با واژه “شخصیت” برخورد داشته و آن را به کار برده ایم: “فلانی، انسان با شخصیتی است”، “رفتار شما نشانه خصیت شماست” و ده ها عبارت دیگر . برخی از رشته های علوم انسانی مانند، روان شناسی، روان شناسی اجتماعی و جامعه شناسی از رشته هایی است که به این مسئله می پردازد .

در علوم تربیتی و اخلاق نیز به آن اشاره شده است . تعریف دقیقی از شخصیت که مورد اتفاق همه باشد وجود ندارد . برخی از روان شناسان شخصیت را الگوهای معینی از رفتار و شیوه های تفکر دانسته اند که نحوه سازگاری شخص با محیط را تبیین می کند . (۱) در جامعه شناسی، شخصیت سازمان پویایی از عوامل مؤثر در یک فرد است که موجبات سازگاری منحصر به فرد او را با محیط پیرامون فراهم می سازد . (۲) مشابه این تعریف در روان شناسی اجتماعی نیز آمده است: «شخصیت سازمان پویایی (دینامیکی) از منظومه های روانی است که سازگاری بی همتای فرد با محیطش را موجب می شود .» (۳) تعریف جامع و دقیقی که به همه ویژگی های شخصیت اشاره کند و در همه رشته های مذکور که از منظر متفاوت به شخصیت نگاه می کنند مفید باشد، دشوار است;اما همانگونه که از تعریف های مذکور فهمیده می شود شخصیت اشاره به یک واقعیت دارد و آن ساختار فعلیت یافته آدمی است که رفتار او را شکل می دهد . شاید آیه شریفه «قل کل یعمل علی شاکلته » (۴) که بیانگر عملکرد هرکس بر اساس ساختار شخصیتی اوست به همین نکته اشاره داشته باشد .

مهمترین محور بحث درباره شخصیت، مؤلفه های سازنده شخصیت و سهم هر یک در آن است .

دانشمندان علوم انسانی در رشته های مختلف با نگرش خاصی به شخصیت نگریسته، به عناصر گوناگونی که در شخصیت فرد مؤثر است اشاره کرده اند . در میان عناصر سازنده شخصیت عناصری چون وراثت و محیط کم و بیش مورد قبول بیشتر اندیشمندان واقع شده است .

ا) وراثت: صفات و ویژگی های روحی و روانی که از والدین به فرزند منتقل می شود در ساخت شخصیت مؤثر است . امروزه با پیشرفت علم ژنتیک، نقش این عامل در شخصیت بهتر نشان داده می شود . از روایاتی که بر دقت انتخاب همسر تاکید کرده نشانه هایی از تاثیر این عامل در شخصیت می توان یافت .

ب) محیط: این عامل به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم شده است . مقصود از محیط داخلی، دوران قبل از تولد یا همان دوران بارداری است . تغذیه مادر در این دوران تسریع در فعلیت برخی از صفات بالقوه را موجب می شود . محیط خارجی که از بدو تولد آغاز می شود به محیط طبیعی (جغرافیایی) و اجتماعی تقسیم می شود . در محیط طبیعی شرایط اقلیمی، دما، خشکی یا مرطوب بودن هوا، سر سبزی یا کویری بودن منطقه باعث ایجاد خلق و خوی های متفاوت در افراد می شود . در محیط اجتماعی، اموری مانند خانواده، مدرسه، دوستان و خویشاوندان در شخصیت انسان مؤثرند . (۵) فطرت از دیگر عوامل مؤثر در شخصیت دانسته شده است که این نوشتار به آن می پردازد . آیت الله مصباح فطرت را یکی از عوامل مؤثر در شخصیت می داند و می گوید:

یکی از عواملی که عمومیت دارد، فطریات است که در همه انسان ها وجود دارد، هر چند شدت و ضعف می پذیرد . مراد از فطریات یک سلسه امور روانی خدادادی است که در میان همه آدمیان مشترک است و هر یک از آن ها اقتضائاتی خاص دارد . (۶) برخی در برابر این نظر، پرسشی این چنین مطرح کرده اند:

اگر فطرت را به عنوان یک «صفت نوعی » که تمام آحاد انسانی بهره و نصیب مساوی و مشابهی از آن برده باشند، فرض شود (حداقل آنکه بهره بالقوه آنان مشابه باشد) به زبان ریاضی، در معادله شخصیت عدد ثابتی را وارد نموده ایم که با وجود تغییر در جواب معادله، نقشی در میزان تفاوت جواب ها نخواهد داشت . به عبارت دیگر اگر فطرت انسان ها خصائص واحد با میزان و شدت یکسانی باشد، عوامل مؤثر در تمایزات آن ها چیزهای دیگری است لذا در مبحث شخصیت – تا آنجا که دنبال وجوه تمایز افراد است – عنصر فطرت مداخله ای نخواهد داشت .

اما اگر تمایلات فطری انسان را «صفات نوعی » بدانیم و در عین حال قائل به این باشیم که سهم افراد از این صفت، بنا به دلایل مختلف از جمله تفاوت عملکرد «اصلاب و ارحام » متفاوت است، در این صورت، مبحث شخصیت به مساله شناسایی عوامل مؤثر در میزان دریافت سهم یا نصیب افراد از فطرت تحویل خواهد شد که از این حیث تقریبا مشابه مساله ای است که در علوم انسانی رایج در جست و جوی عوامل مؤثر در شخصیت مطرح می شود . بدیهی است بحث در مورد شناسایی نوع عوامل و تفاوتهای احتمالی آن، همچنان گشوده خواهد بود . همین طور اگر مقدار نصیب فطری افراد را بالقوه مساوی بدانیم، اما قائل به تفاوت ظهور و علیت یافتن آن بر اساس عوامل مختلف باشیم، باز بحث شخصیت، شناسایی زمینه های مساعد یا موانع فعلیت یافتن فطرت خواهد شد که تقریبا مشابه فرض قبلی است . (۷) در این کلام به چهار پرسش مترتب بر هم اشاره شده که پاسخ به آن ها محور این نوشته است .

ا) آیا فطرت در همه انسان ها وجود دارد؟ ب) اگر فطرت در همه انسان ها وجود دارد آیا سهم هریک با دیگری متفاوت است؟ ج) در صورت تفاوت، چه عاملی این تفاوت را موجب شده است .

د) آیا فطرت می تواند مستقلا در شخصیت مؤثر باشد؟ از طریق بررسی معنا، ادله و فایده فطرت و همچنین فطریات به بررسی و پاسخ پرسش های فوق می پردازیم . لازم به ذکر است که ما در این بحث از منظر روان شناسی یا جامعه شناسی به مساله ارتباط فایل پاورپوینت کامل فطرت و شخصیت نپرداخته ایم . چه بسا ممکن است با استفاده از روش تجربی که در این رشته ها معهود است نتوان فطرت را اثبات نمود . هدف ما بررسی اثرگذاری فطرت به معنایی که در قرآن و روایات آمده و اندیشمندان مسلمان آنرا پذیرفته و تبیین کرده اند در شخصیت است .

۱ . تعریف فطرت

بررسی معنای لغوی فطرت و ریشه یابی مشتقات آن ثمره ای در این بحث ندارد . برای ارائه تعریفی از فطرت ابتدا به برخی از کاربردهای آن در آیات و روایات و سپس به چند تعریف اشاره می شود .

قرآن کریم در مورد فطرت چنین می گوید: «فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله;پس روی خود را با گرایش تمام به حق، به سوی این دین کن، با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است . آفرینش خدای تغییرپذیر نیست .» (۸) امام صادق ع در توضیح این آیه می فرماید: «فطرهم جمیعا علی التوحید;خداوند همه را بر فطرت توحید خلق کرده است .» (۹) از سوی دیگر پیامبر اکرم ص می فرماید: «کل مولود یولد علی الفطر حتی یکون ابواه یهودانه او ینصرانه;هر فرزندی بر فطرت متولد می شود تا اینکه پدر و مادرش او را یهودی یا مسیحی کنند .» (۱۰) امام باقر ع در توضیح این روایت چنین فرموده است: «یعنی المعرف بان الله عز و جل خالقه;هر نوزادی با این معرفت که خدا خالق و آفریننده اوست متولد می شود .» (۱۱)

چند تعریف از فطرت:

آیت الله جوادی آملی در باره فطرت می گوید: «فطرت که همان بینش شهودی انسان نسبت به هستی محض و نیز گرایش آگاهانه و کشش شاهدانه و پرستش خاضعانه ای نسبت به حضرت اوست، نحوه خاصی از آفرینش است که حقیقت آدمی به آن نحو سرشته شده و جان آدمی به آن شیوه خلق شده است .» (۱۲) مرحوم استاد محمد تقی جعفری فطرت را اینگونه تعریف کرده است: «فطرت عبارت است از جریان طبیعی و قانونی نیروهایی که در انسان به وجود می آید . بنابراین در هر یک از نیروهای غریزی و مغزی و روانی فطرتی وجود دارد که جریان طبیعی و منطقی آن نیرو می باشد .» (۱۳) برخی دیگر فطرت را نوعی هدایت تکوینی انسان در دو قلمرو شناخت و احساس می دانند . (۱۴)

از مجموعه آیات و روایات و همچنین تعریف هایی که برای فطرت گفته شد می فهمیم که فطرت نحوه خلقت و وجود انسان است . وجود انسان، پرنده، ماهی و . . . در اصل هستی و نفی عدم مشترک هستند، اما هر یک از این ها ویژگی هایی دارند که یکی را از دیگری متمایز می کند، این را وجود انسان و آن را وجود ماهی یا پرنده می کند . این تمایزها و مشخصه ها جدای از وجود آن ها نیست، یعنی اینگونه نیست که همه موجودات در آن مشترک باشند و سپس مجموعه ای از ویژگی ها به آن ضمیمه شود و انسان یا پرنده را تشکیل دهد;بلکه نوع وجود و نحوه هستی آن ها به گونه ای است که یکی پرنده است و دیگری ماهی . وجود ماهی بگونه ای است که ویژگی ها یا استعدادهای خاصی را دارد; مثلا می تواند در آب شنا کند، از گیاهان دریایی تغذیه کند و . . . . وجود انسان نیز به گونه ای است که استعدادهای مخصوصی را دارد;می تواند سخن بگوید، بیندیشد و . . . . یکی از ویژگی های انسان این است که در وجود او برخی از بینش ها و گرایش ها نهاده شده است . این نحوه از وجود و خلقت را فطرت می نامند . علامه طباطبایی دراین باره می گوید: “ان الخلق الانسانی نوع من الایجاد یستتبع هذه العلوم و الادراکات;خلقت انسان، گونه ای از هستی بخشی است که این علوم و ادراکات را در پی دارد” (۱۵) . شهید مطهری نیز فطرت را نحوه خلقت می داند . (۱۶) بنابراین مقصود ما از فطرت نحوه ای از خلقت و سرشت انسانی است که در آن بینش ها و گرایش های متعالی نهاده شده است و تعاریف مذکور با تعبیرهای گوناگون به این واقعیت اشاره دارد . از آنچه گفته شد می فهمیم اولا: فطرت در همه انسان ها وجود دارد و نوع انسان ها اصل فطرت را دارا هستند . ثانیا: فطرت، ثابت، پایدار و جاودانه است;زیرا لازمه ذات انسان است . ثالثا: فطرت نحوه وجود است یعنی خلقت انسان به گونه ای است که بینش ها و گرایش های خاصی را در خود می یابد و درک روشنی از آن ها دارد .

مطابق آنچه در تعریف فطرت گفته شده در پاسخ به سؤال نخست می توان گفت که فطرت به این معنا در همه انسان ها وجود دارد . زیرا فطرت را نمی توان از وجود انسان تفکیک کرد، بلکه انسان فطرتا به اموری بینش یا گرایش دارد و این نحوه سرشت در همه انسان ها وجود دارد . اما پرسش دوم; از اینکه همه انسان ها نصابی از فطرت را دارا هستند نمی توان گفت که سهم آن ها از فطرت یکسان است یا نه، مگر آنکه مقدمات دیگری به آن ضمیمه شود;مثلا ممکن است بگوییم چون خدا عادل است و انسان ها پیش از خلقت هیچ مرجحی بر همدیگر ندارند پس، طبق اقتضای این دو امر، همگی سهم برابری از فطرت دارند . اما این دلیل با دقت در عدالت ناتمام خواهد بود;چون مقتضای عدالت الهی این است که از انسان ها به اندازه ظرفیت و توانایی آن ها انتظار داشته باشد و در پاداش کردار، ظرفیت و استعداد آنها لحاظ شود . صرف داشتن استعداد و توانایی بیشتر دلالت بر برتری کسی نزد خدا نمی کند . چه بسا کسانی که از استعداد کمتری بهره مند بوده اما از آن استعداد به خوبی و در جهت خوبی استفاده کرده اند، نزد خدا بهتر و بالاتر از انسان هایی هستند که استعدادهای سرشاری داشته، ولی از آن استفاده نکرده یا در جهت قرب خدا نبوده است .

نتیجه آنکه دلیلی بر یکسان بودن فطرت افراد وجود ندارد;اما با توجه به نحوه وجود بودن فطرت اگر بتوان تفاوت وجود افراد و شدت و ضعف آن را ثابت کرد می توان تفاوت فطرت را نیز نتیجه گرفت .

لازمه فطرت گرایش به کمال مطلق و احساس نیازمندی و عبودیت نسبت به خداست، هرچه وجود انسان از شدت و سعت بیشتری برخوردار باشد این نیازمندی بیشتر خواهد بود . یک لیوان بدون آب را با یک اقیانوس بدون آب مقایسه کنید . هر دو خالی از آب و نیازمند آب هستند، اما نیازمندی اقیانوس بسیار بیش از نیازمندی لیوان است . در وجودهایی که از قوت و وسعت بیشتری برخوردارند نیازمندی بیشتری به خدا احساس می شود;زیرا هستی بیشتری را وابسته به خدا می بینند و احتیاج بیشتری را احساس می کنند . شاید این فراز از دعای امام سجادع (۱۷) به همین نکته اشاره داشته باشد: «فمن یکون اسو حالا منی ان انا نقلت علی مثل حالی الی قبری .» امام ع پس از آنکه مواردی از غفلت از خدا را می شمارد می فرماید: “اگر با این حال از دنیا بروم بدتر از من چه کسی است . ” این سخن از این واقعیت حکایت می کند که امام ع از سعه وجودی ای و وسعتی بهره مند است که اگر خدا را از آن بگیرند بالاترین نیازمندی و بیچارگی را احساس می کند وکسانی که از این سعه برخوردار نیستند این نیازمندی را احساس نمی کنند .

به هر حال تعریف فطرت بر تفاوت و یا عدم تفاوت سهم افراد از فطرت واحد دلالتی ندارد;مگر آنکه مقدمات دیگری ضمیمه شود که آن مقدمات نیز، خود، نیازمند اثباتند .

۲ . ادله اثبات فطرت

به دو دلیل برای اثبات فطرت اشاره می کنیم: