اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اثبات حق نگری و حقانیت دین از راه تامل در ژرفای آن (۵)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 54
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اثبات حق نگری و حقانیت دین از راه تامل در ژرفای آن (۵)؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل اثبات حق نگری و حقانیت دین از راه تامل در ژرفای آن (۵) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 61 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل اثبات حق نگری و حقانیت دین از راه تامل در ژرفای آن (۵):
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل اثبات حق نگری و حقانیت دین از راه تامل در ژرفای آن (۵) آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل اثبات حق نگری و حقانیت دین از راه تامل در ژرفای آن (۵) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل اثبات حق نگری و حقانیت دین از راه تامل در ژرفای آن (۵) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل اثبات حق نگری و حقانیت دین از راه تامل در ژرفای آن (۵)، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اثبات حق نگری و حقانیت دین از راه تامل در ژرفای آن (۵) :
هیچ حقیقتی مانند دین دستخوش تعریفات متناقض و گوناگون نشده است. برخی دین را به
مجموعه ای از اوامر و نواهی که مانع عمل کرد آزاد استعدادهای ما می گردد، تعریف
کردند و برخی دیگر، آن را همان اخلاق دانستند که احساس و عاطفه به آن، تعالی و
گرما و روشنی بخشیده است
.
«
مارکس » دین را افیون توده ها نامید و «بوزانکه » آن را همان چیزی دانست که
انسان برایش می میرد و از آن، دست نمی شوید
. (۱)
در عین حال، آنان که به دین با نگاه بدبینانه نگریسته و کوشیده اند که آن را
مضر به حال بشر معرفی کنند و در طرد و دفع آن، با شدت و قدرت هرچه بیشتر بکوشند،
همواره در اقلیت بوده اند و باید بگوییم: اگر دین آنها را طرد و دفع نکرده باشد،
آنها هم به طرد و دفع دین توفیق نیافته وخود در جازده و از حرکت باز مانده اند
.
بی جهت نیست که هربرت اسپنسر می گوید: «دین اعتراف به این حقیقت است که کلیه ی
موجودات، تجلیات نیرویی هستند که فراتر از علم و معرفت ماست » و نیز می گوید
: «
دین پاسخ انسان است به ندای الهی
». (۲)
آیا حقیقت، اعتراف پذیر است یا انکار پذیر و آیا ممکن است که انسان ندای الهی
را بدون پاسخ بگذارد؟
محال است که چهره ی حقیقت در زیر گل و لای اوهام و شبهات و در پرده ی عناد و انکار
مخفی بماند و غیر ممکن است که ندای حق را در نداهای بی بنیان و ناپایدار باطل که
طنین خود را باید مدیون آهنگ پر طنین و مستمر حقیقت بدانند، گم و مخفی سازند. آری
:
همه عالم صدای نغمه ی اوست
که شنید این چنین صدای دراز
بی جهت نیست که قرآن مجید می گوید
:
«
انزل من السماء ماء فسالت اودیه بقدرها فاحتمل السیل زبدا رابیاو مما یوقدون
علیه فی النار ابتغاء حلیه او متاع زبد مثله کذلک یضرب الله الحق والباطل فاما
الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض کذلک یضرب الله الامثال
». (۳)
خداوند، آبی از آسمان نازل کرد و وادیها به اندازه ی ظرفیت خود از آن، جریان و
سیلان پیدا کرد و سیل از آن، کفی بلند و برآمده برداشت و از آنچه برای طلب زیور یا
متاع، آتش بر آن می افروزند نیز کفی مانند آن است. خداوند حق و باطل را این گونه
مثل می زند (سرانجام) کف به کنار افتاده، نابود می شود. ولی چیزی که به مردم
سود می دهد، در زمین می ماند; خداوند مثلها را این گونه می زند
.
از این آیه بر می آید که باطل، اگر جولان چند روزه ای دارد، در سایه ی دولت پایدار
حق است. چنان که اگر راست نبود، دروغ هیچ بود
.
تا نباشد راست کی باشد دروغ؟
آن دروغ از راست می گیرد فروغ
بررسی ملاکات
در عین حال، آنان که به دین، با نظر عناد و دشمنی نگریسته اند، با یک مشکل بزرگ
روبه رو بوده اند و آن این که:ادیانی می دیده اند که قبول حقانیت و حق نگری آنها مشکل
یا محال بوده است
.
بنابر این، نمی شود همه ی آنهایی که دین را طرد و دفع کرده اند، به طور کامل محکوم
کرد و درست نیست که همه ی آنهایی که دین را خوشبینانه تعریف کرده اند، تایید
نمود. چرا که ممکن است دسته ی اول درگیر با ادیانی بوده اند که بطلان و
باطل نگری آنها محرز بوده و چاره ای جز مبارزه و ستیز، برای خود نیافته اند و
شاید دسته ی دوم به تعریفات مجازی یا تبلیغی روی آورده و از تعریف حقیقی و جدی
سرباز زده و به دور افتاده اند
.
وانگهی همانهایی هم که به تعریف جدی وحقیقی روی آورده اند، برخی عقل گرایانه سخن
گفته و بر بعد عقلانی دین تکیه زده اند و گروهی از دایره ی عاطفه و احساس پای بیرون
ننهاده و بعد عاطفی و احساسی دین را در مدنظر قرار داده اند و سرانجام به دسته ی
سومی برمی خوریم که دین را عمل گرایانه تعریف کرده و بعد عملی دین را بر سایر
ابعاد آن ترجیح نهاده اند یعنی دین را مجموعه ی اعمال خاصی پنداشته اند
.
در حقیقت، هیچ کدام با نگاهی جامع و همه جانبه دین را تعریف و توصیف نکرده اند و
مسلم است که این روشها، خود مشکلاتی به بار می آورد که جبران ناپذیر یا حداقل،
جبران آن دشوار است
.
با ذکر یک مثال ملموس و محسوس بهتر می توانیم فایده ی کل نگری وجزءانگری را
آشکار کنیم. ممکن است عضوی که در ساختار کالبدی به کار رفته، به تنهایی نه
زیبا باشد و نه جالب توجه. حال آن که همان عضو وقتی که در مجموع و در جایگاه
واقعی و به همراه کل دیده می شود، بسیار زیباست و حتی کمال آن مجموعه به وجود آن
جزء است; چنان که کمال آن جزء هم در این است که در ضمن آن کل باشد. خلاصه این که: نه
جزء بدون کل به کمال مطلوب رسیده و نه کل بدون جزء
.
شیخ الرئیس سخن جالبی دارد. او جزء را به ذاتی و غیر ذاتی تقسیم کرده است. جزء
ذاتی آن است که بدون جزئیت تحقق نمی یابد; مانند ماده نسبت به صورت و جسم. جزء غیر
ذاتی آن است که بدون جزئیت، تحقق پذیر است، مانند سرکه نسبت به سرکنگبین. در هر دو
مورد، وجود کل به وجود اجزاء بستگی دارد; ولی در مورد اول، وجود جزء هم به وجود کل
بستگی دارد. حال آن که در مورد دوم چنین نیست
.
او می گوید
:
«
لست اعنی بالذاتی انه یکون ضروریا لوجود المرکب منه و من غیره… و لکن اعنی
بالذاتیه ان یکون کون العنصر جزءا، امرا ذاتیا له
». (۴)
مقصودم از ذاتی این نیست که جزء برای وجود امری که مرکب از آن و غیر آن است،
ضروری باشد…بلکه مقصودم این است که جزء بودن برای آن جزء، امری ذاتی باشد (یعنی
بدون جزئیت تحقق پیدا نکند
).
بعید نیست که جزئیت برای اجزای دین، امر ذاتی باشد و در این صورت، جزءانگری در
تعاریف، نه تنها ناقص، بلکه گمراه کننده است
.
بنابراین، نه تعریفات عقل گرا می توانند به تنهایی حقیقت دین را بازگوکنند و نه
تعریضهای عاطفه گرا یا عمل گرا
.
نظام دین، همچون نظام جهان، نظامی است که اجزای آن به هم پیوسته و انسجام
یافته و هر چیزی در جای خود و در پیکره ی جمع زیبا و نیکوست و نه به تنهایی یا در
جایی دیگر
.
جهان چون چشم و خال و خط و ابروست
که هر چیزی به جای خویش نیکوست
فی المثل، سنگ زدن به جمرات در مراسم حج یا هروله رفتن در برنامه ی سعی میان دو
کوه جاودانه ی صفا و مروه، ممکن است به تنهایی کاری بیهوده و دور از منطق عقل و
معرفت جلوه کند. اما همین کارها، وقتی که در کل دیده شود، معنی و مفهوم عارفانه ای
پیدا می کند که عقل را مسخر و دل را شیفته و جان را صفا و طراوت می بخشد
.
اگر کسی به تنهایی در شب یا روز عاشورا در درون خانه ی خود زنجیری بردارد و
از سوز دل بر بازوهای خود بنوازد یا به سینه زنی و نوحه خوانی بپردازد، کارش را
ابلهانه تلقی می کنند; حال آن که وقتی همین شخص به همراه یک دسته زنجیرزنی یا سینه
زنی به حرکت در می آید، کارش معنی و مفهومی دل انگیز پیدا می کند و عنوان مقدس و والای
«
تعظیم شعائر حسینی » کمترین مدح و ستایش و تشویقی است که به کار او داده می شود
.
بنابراین، کسانی که می خواهند دین را تعریف جدی وحقیقی کنند، چاره ای جز جامع نگری
و توجه به ابعاد مختلف عقلانی و عاطفی و عملی دین ندارند و راهی غیر از این که
اجزاء را در ارتباط با کل و کل را در ارتباط با اجزاء ملاحظه و مطالعه کنند، در
پیش روی آنها نیست
.
بدبینی هایی که در مورد دین بوده و هست و بعدا هم خواهد بود، دو عامل دارد
:
یکی این که کم نیستند ادیانی که در بعد معرفتی و بعد عاطفی و بعد عملی دستخوش
خرافات و اساطیر بسیارند و دیگر این که کم نیستند خرافات و اساطیری که از
سوی دشمنان آگاه و دوستان ناآگاه وارد دین به معنای اخص کلمه یعنی دین الهی
شده اند
.
همین دو عامل سبب شده است که برخی با یک نگرش سطحی بر هرچه نام دین دارد، مهر
ابطال بزنند و یا به دلیل خرافات و اساطیر وارداتی، همه ی آنچه در یک دین یا
احیانا در همه ی ادیان وجود دارد، از همین سنخ بدانند. و به عبارت دیگر: حکم اجزای
وارداتی و دخیل را بر کل بار کنند
.
اینها اگر به خود زحمت می دادند و به ملاکات توجه می کردند، هرگز گرفتار
قضاوتهای سطحی و عجولانه نمی شدند
.
حکم ویژه ی اهل عناد
آنچه در بالا گفتیم، در مورد کسانی است که نسبت به اصل دین یا برخی از ادیان
مخصوصا ادیان الهی معاند نیستند. آنهایی که معاندند، از
سر عناد و لجاج، هرچه از
دین و به نام دین باشد، انکار یا استهزاء می کنند
.
الف. نمونه هایی از انکار
قرآن کریم درباره ی فرعونیان و چگونگی برخورد آنها با آیات و معجزات
یقین آور حضرت موسی علیه السلام می فرماید
:
«
و جحدوا بها واستیقنتها انفسهم ظلما و علوا
» (۵) ;
آنها از راه ستم و برتری جویی، معجزات مبصر و روشنگر موسی را انکار کردند; حال
آن که در عمق جان خویش بدانها یقین داشتند
.
برخی دیگر یعنی مشرکان عصر بعثت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم
در برخورد لجوجانه و معاندانه خود با آیات کریمه و شریفه ی قرآنی چنین گفتند
:
«
اللهم ان کان هذا هوالحق من عندک فامطر علینا حجاره من السماء او ائتنا
بعذاب الیم
» (۶) ;
خدایا، اگر این، حق از جانب تو باشد، بر ما از آسمان سنگهایی بباران یا ما را
گرفتار عذابی دردناک کن
.
به راستی عناد و لجاج با انسان چه می کند! او حاضر است در زیر رگبار سنگهای
آسمانی یا به شکنجه ی دردناک بمیرد، ولی در برابر حقیقت، سر تسلیم فرو نیاورد
.
روایتی ازحضرت صادق علیه السلام نقل شده است که: پس از آن که پیامبر اکرم صلی
الله علیه و آله و سلم امیر مؤمنان علیه السلام را در غدیر خم به خلافت نصب کرد و
فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه
» (۷)
و خبر آن در بلاد منتشر شد، نعمان بن حارث زهری
نزد حضرت آمد و گفت: ما را فرمان دادی که به یگانگی خدا و رسالت تو شهادت دهیم
و جهاد و حج و روزه و نماز و زکات به جای آوریم و ما پذیرفتیم. آن گاه به اینها
هم راضی نشدی، تا این جوان را به خلافت نصب کردی و گفتی: «من کنت مولاه فعلی
مولاه »; آیا این کار، از جانب توست یا از جانب خدا؟ فرمود: «لا، والله الذی لا
اله الا هو، ان هذا من الل
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
