اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آیات قرآن و امی بودن پیامبر(ص)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 71
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل آیات قرآن و امی بودن پیامبر(ص)؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل آیات قرآن و امی بودن پیامبر(ص) شامل 93 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل آیات قرآن و امی بودن پیامبر(ص) را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل آیات قرآن و امی بودن پیامبر(ص) با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل آیات قرآن و امی بودن پیامبر(ص) با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل آیات قرآن و امی بودن پیامبر(ص) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل آیات قرآن و امی بودن پیامبر(ص) را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آیات قرآن و امی بودن پیامبر(ص) :
مقدمه: کلمه امی به عنوان یکی از صفات پیامبر اکرم در قرآن مجید آمده است مفسرین، تفاسیر مختلفی در معنای این کلمه دارند. در این مقاله مطالب این تفاسیر بیان شده و قول صحیح ذکر گردیده است.
مفسران اسلامی کلمه «امی » را سه جور تفسیر کرده اند: ۱ – درس ناخوانده و ناآشنا به خط و نوشته.
اکثریت طرفدار این نظرندو یا لااقل این نظر را ترجیح می دهند.طرفداران این نظر گفته انداین کلمه منسوب به «ام » است که به معنی مادر است.امی یعنی کسی که به حالت مادرزادی از لحاظ اطلاع بر خطوط و نوشته ها و معلومات بشری باقی مانده است، و یا منسوب به «امت » است،یعنی کسی که به عادت اکثریت مردم است، زیرا اکثریت توده، خط و نوشتن نمی دانستند و عده کمی می دانستند، همچنانکه «عامی » نیزیعنی کسی که مانند عامه مردم است و جاهل است (۱).بعضی گفته اند یکی از معانی کلمه «امت » خلقت است و«امی » یعنی کسی که بر خلقت و حالت اولیه که بی سوادی است باقی است و به شعری از «اعشی » استناد شده است (۲) ، و به هر حال، چه مشتق از «ام » باشد و چه از «امت » ، و «امت » به هر معنی باشد، معنی این کلمه درس ناخوانده است.
۲ – اهل ام القری.
طرفداران این نظر این کلمه را منسوب به «ام القری » یعنی مکه دانسته اند.در سوره انعام آیه ۹۲ از مکه به «ام القری » تعبیر شده است: و لتنذر ام القری و من حولها.
برای اینکه تو به مکه و آنان که در اطراف مکه هستند اعلام خطر کنی.
این احتمال نیز از قدیم الایام در کتب تفسیر آمده است(۳) و در چندین حدیث از
…………………………………………………….. ۱.مفردات راغب، ذیل کلمه «ام » .و مجمع البیان، ذیل آیه ۷۸ بقره. ۲.مجمع البیان، ذیل آیه ۷۸ بقره. ۳.مجمع البیان، ذیل آیه ۷۵ آل عمران و آیه ۱۵۶ اعراف، و تفسیر امام فخر رازی، ذیل آیه ۷۵ از سوره اعراف.
صفحه : ۲۳۰
احادیث شیعه این احتمال تایید شده است هرچند خود این حدیثها معتبر شناخته نشده است و گفته شده ریشه اسرائیلی دارد (۱).
این احتمال به ادله ای رد شده است (۲): یکی اینکه کلمه «ام القری » اسم خاص نیست وبر مکه به عنوان یک صفت عام نه یک اسم خاص اطلاق شده است.ام القری یعنی مرکز قریه ها.هر نقطه ای که مرکز قریه هایی باشد ام القری خوانده می شود.از آیه دیگر از قرآن که در سوره قصص آیه ۵۹آمده است معلوم می شود که این کلمه عنوان وصفی دارد نه اسمی: و ما کان ربک مهلک القری حتی یبعث فی امها رسولا.
پروردگار تو چنین نیست که مردم قریه هایی را هلاک کند مگر آنکه قبلا پیامبری در مرکزآن قریه ها بفرستد و حجت را بر آنها تمام کند.
معلوم می شود در زبان قرآن هر نقطه ای که مرکز یک منطقه باشد ام القرای آن منطقه است (۳).
دیگر اینکه این کلمه در قرآن به کسانی اطلاق شده است که مکی نبوده اند.در سوره آل عمران آیه ۲۰ می فرماید: و قل للذین اوتوا الکتاب و الامیین ء اسلمتم.
بگو به اهل کتاب و به امیین(اعراب غیر یهودی و نصرانی)آیا تسلیم خدا شدید؟ پس معلوم می شود در عرف آن روز و در زمان قرآن به همه اعرابی که پیرو یک کتاب آسمانی نبودند «امیین » گفته می شده است.
بالاتر اینکه این کلمه حتی به عوام یهود که سواد ومعلوماتی نداشتند با اینکه
…………………………………………………….. ۱.مجله آستان قدس، شماره ۲. ۲.همان ماخذ. ۳.در یکی از روایاتی که وارد شده کلمه «امی » منسوب به ام القری یعنی مکه است، تایید شده که این کلمه وصف عام است نه اسم خاص، زیرا می گوید: «و انما سمی الامی لانه کان من اهل مکه و مکه من امهات القری » یعنی پیغمبر از آن جهت «امی » خوانده شده است که از اهل مکه است و مکه یکی از ام القری هاست.
صفحه : ۲۳۱
اهل کتاب شمرده می شدند نیز اطلاق شده است، چنانکه درسوره بقره آیه ۷۸ می فرماید: و منهم امیون لا یعلمون الکتاب الا امانی.
بعضی از فرزندان اسرائیل امی هستند، از کتاب خود اطلاعی ندارند مگریک سلسله خیالات و اوهام.
بدیهی است یهودیانی که قرآن آنان را «امی » خوانده است، اهل مکه نبوده اند، غالبا ساکن مدینه و اطراف مدینه بوده اند.
سوم اینکه اگر کلمه ای منسوب به ام القری باشد طبق قاعده ادبی باید به جای «امی » ، «قروی »گفته شود، زیرا طبق قاعده باب نسبت در علم صرف، در نسبت به مضاف و مضاف الیه، خاصه آنجا که مضاف، کلمه «اب » یا «ام » یا «ابن » یا «بنت » باشد به مضاف الیه نسبت داده می شود نه به مضاف، چنانکه درنسبت به ابوطالب، ابو حنیفه، بنی تمیم طالبی، حنفی، تمیمی گفته می شود.
۳ – مشرکین عرب که تابع کتاب آسمانی نبودند.
این نظریه نیز ازقدیم الایام میان مفسران وجود داشته است.در مجمع البیان ذیل آیه ۲۰سوره آل عمران که «امیین » در مقابل «اهل کتاب » قرار گرفته است(و قل للذین اوتوالکتاب و الامیین)، این نظر را به صحابی و مفسر بزرگ عبد الله بن عباس نسبت می دهد و در ذیل آیه ۷۸ از سوره بقره از ابو عبیده نقل می کند، و از ذیل آیه ۷۵ آل عمران بر می آید که خود طبرسی همین معنی را در مفهوم آن آیه انتخاب کرده است.
زمخشری درکشاف نیز این آیه و آیه ۷۵ آل عمران را همین طور تفسیر کرده است.
فخر رازی این احتمال را در ذیل آیه ۷۸ بقره وآیه ۲۰ آل عمران نقل می کند.
ولی حقیقت این است که این معنی، یک معنی جداگانه غیر از معنی اول نیست، یعنی چنین نیست که هر مردمی که پیرو یک کتاب آسمانی نباشند به آنها «امی » گفته شود هرچند آن مردم تحصیلکرده و باسواد باشند.این کلمه به مشرکین عرب از آن جهت اطلاق شده است که مردمی بی سواد بوده اند.آنچه مناط استعمال این کلمه درباره مشرکین عرب است نا آشنایی آنها به خواندن و نوشتن بوده نه پیروی نکردن
صفحه : ۲۳۲
آنها از یکی از کتب آسمانی.لهذا آنجا که این کلمه به صورت جمع آمده و به مشرکین عرب اطلاق شده است این احتمال ذکر شده، اما آنجا که مفرد آمده است و بر رسول اکرم اطلاق شده است احدی از مفسران نگفته که مقصود این است که آن حضرت پیرو یکی از کتابهای آسمانی نبوده است.در آنجا بیش از دو احتمال به میان نیامده است: یکی ناآشنا بودن آن حضرت با خط، دیگر اهل مکه بودن، و چون احتمال دوم به ادله قاطعی که گفتیم مردود است، پس قطعا آن حضرت از آن جهت «امی » خوانده شده است که درس ناخوانده و خط نانوشته بوده است.
در اینجا احتمال چهارمی در مفهوم این کلمه داده می شودو آن این است که این کلمه به معنی ناآشنایی با متون کتابهای مقدس باشد.این احتمال همان است که آقای دکترسید عبد اللطیف از پیش خود اختراع کرده و احیانا آن را با معنی سومی که ذکر کردیم و از مفسران قدیم نقل کردیم، خلط کرده است.مشار الیه می گوید: «کلمات «امی » و «امیون » در قرآن در چند جای مختلف به کار رفته است، اما همیشه و همه جا فقط یک معنی از آن مستفاد می شود.کلمه «امی » در لغت اصلا به معنی کودک نوزادی است که از بطن مادر متولد می شود و با اشاره به همین حالت حیات و زندگی است که کلمه «امی » را با معنی ضمن آن به معنی کسی که نمی تواند بخواند و بنویسد تعبیر کرده اند.کلمه «امی » همجنین به معنی کسی است که در «ام القری » زندگی می کرده است.ام القری یعنی مادر شهرها، شهر پایتخت و عمده، و این صفتی بود که اعراب زمان پیغمبر برای شهر مکه قائل بودند.بنابراین کسی که اهل مکه بود «امی » نیز نامیده می شد.
یک مورد استعمال دیگر کلمه «امی » برای کسی است که با متنهای قدیم سامی آشنایی نداشته است و از پیروان دیانت یهود یا دین مسیح که در قرآن به عنوان «اهل الکتاب » نامیده شده اند، نبوده است.در قرآن کلمه «امیون » برای اعراب پیش از اسلام که کتاب مقدسی نداشته اند و پیرو تورات و انجیل هم نبوده اند، به کار رفته است و در مقابل کلمه «اهل الکتاب » قرار می گرفته است.
در حالی که برای کلمه «امی » اینهمه معانی مختلف وجود دارد معلوم نیست چرا مفسران و مترجمان قرآن، چه مسلمان و چه غیر مسلمان، فقط معنی ابتدایی یعنی نوزاد چشم و گوش بسته را گرفته اند و آن را به بی سواد و جاهل تعبیر کرده اند و در نتیجه اهل مکه پیش از اسلام را نیز امیون یا گروهی بی سواد معرفی کرده اند؟!»(۱)
…………………………………………………….. ۱.نشریه کانون سردفتران،شماره آبان ماه ۱۳۴۴، نقل از نشریه آموزش و پرورش شماره شهریور ۱۳۴۴.
صفحه : ۲۳۳
اولا، از قدیمترین ایام، مفسران اسلامی کلمه «امی »و «امیون » را سه جور تفسیر کرده اند و لا اقل احتمالات سه گانه ای درباره آن ذکر کرده اند.مفسران اسلامی برخلاف ادعای آقای دکتر سید عبد اللطیف فقط به یک معنی نچسبیده اند.
ثانیا، هیچ کس نگفته است که کلمه «امی » به معنی نوزاد چشم و گوش بسته است که معنی ضمنی آن کسی باشد که نمی تواند بخواند و بنویسد.این کلمه اساسا در موردنوزاد به کار نمی رود، در مورد بزرگسالی به کار می رود که از لحاظ فن خواندن و نوشتن به حالتی است که از مادر زاده شده است، به اصطلاح علمای منطق مفهوم «عدم و ملکه » دارد.منطقیین اسلامی همواره این کلمه را به عنوان یکی از مثالهای عدم و ملکه در کتب منطق ذکر می کرده اند.
ثالثا، اینکه می گوید یکی از معانی این کلمه این بوده که با متنهای قدیم سامی آشنایی نداشته باشد، صحیح نیست.آنچه از اقوال قدمای مفسرین و اهل لغت استفاده می شوداین است که این کلمه در حالت جمع(امیین)به مشرکین عرب گفته می شده است در مقابل اهل کتاب، به این علت که غالبا مشرکین عرب بی سواد بودند، و ظاهرا این عنوان تحقیر آمیز را یهودیان و مسیحیان به آنها داده بودند.
ممکن نیست مردمی فقط به خاطر اینکه با زبان و کتاب مخصوصی آشنایی ندارند ولی به زبان خودشان بخوانند و بنویسند به آنها «امیین » گفته شود، زیرا به هر حال ریشه این کلمه بنا بر این تفسیر نیز کلمه «ام » یا «امت » است و مفهوم باقی بودن به حالت اولی و مادرزادی را می رساند.
و اما علت اینکه این کلمه از ریشه ام القری شناخته نشده است با اینکه به صورت احتمال همواره آن را ذکر می کرده اند، اشکالات فراوانی است که در این معنی وجود داشته است و قبلا بیان شد.
پس تعجب این دانشمند هندی بیجاست.
مؤید این مدعا این است که در برخی استعمالات دیگر این کلمه که در روایات یا تواریخ ضبط شده است مفهومی جز «درس ناخوانده » ندارد.در بحار الانوارجلد ۱۶ چاپ جدید صفحه ۱۱۹ می نویسد از خود پیغمبر اکرم روایت شده است: نحن امه امیه لا نقرء و لا نکتب.
ما قومی امی هستیم که نه می خوانیم و نه می نویسیم.
صفحه : ۲۳۴
ابن خلکان در جلد ۴ تاریخ خود ذیل احوال محمد بن عبد الملک معروف به «ابن الزیات » وزیر معتصم و متوکل می نویسد: «وی قبلا جزء دبیران معتصم خلیفه عباسی بودو وزارت را احمد بن شاذی بصری به عهده داشت.روزی نامه ای برای معتصم رسید و وزیر آن نامه را برای خلیفه قرائت کرد.در آن نامه کلمه «کلاء» آمده بود.معتصم که از معلومات بهره ای نداشت از وزیر پرسید: کلاء چیست؟وزیر هم نمی دانست.معتصم گفت:«خلیفه امی و وزیر عامی » یعنی خلیفه ای درس ناخوانده و وزیری جاهل.آنگاه گفت بگویید یکی از دبیران بیاید.ابن الزیات حاضر بود و آمد.این کلمه را با چند کلمه دیگر که قریب المعنی بودند معنی کرد و تفاوت آنها را گفت.همین امرمقدمه وزارت ابن الزیات شد.» معتصم که به لغت عامه سخن می گفته است، از کلمه «امی » درس ناخوانده قصد کرده است.نظامی می گوید: احمد مرسل که خرد خاک اوست هر دو جهان بسته فتراک اوست امی گویا به زبان فصیح از الف آدم و میم مسیح همچو الف راست به عهد وفا اول و آخر شده بر انبیا
۲
آیا از قرآن استفاده می شود که رسول اکرم می خوانده و می نوشته است؟ آقای دکتر سید عبد اللطیف مدعی است از بعضی از آیات قرآن صراحتا می توان فهمید که آن حضرت، هم می خوانده و هم می نوشته است، از آن جمله آیه ۱۶۴ از سوره آل عمران است: لقدمن الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلواعلیهم ایاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین.
صفحه : ۲۳۵
خداوند بر مؤمنان منت نهاد آنگاه که پیغمبری در میان آنها برانگیخت که آیات خدا را بر آنهاتلاوت می کند و آنها را پاکیزه می گرداند و به آنهاکتاب و حکمت می آموزد، و همانا آنها پیش از آن در گمراهی آشکار بودند.
ایشان می گویند: «بنا بر تصریح قرآن، نخستین وظیفه پیغمبر آن بود که قرآن را به پیروانش تعلیم دهد و مسلم است که حداقل شایستگی برای کسی که بخواهد کتاب یا محتویات کتاب ودانش یک کتاب را به دیگران تعلیم دهد، باز هم مطابق تصریح خود قرآن، آن است که بتواند قلم رابه کار بندد یا دست کم آنچه را با قلم نوشته شده بخواند.» (۱).
این استدلال، به نظر عجیب می آید: اولا، آنچه مورد اتفاق مسلمین است و مشار الیه می خواهد خلاف آن را ثابت کند این است که رسول اکرم قبل از رسالت نه می خوانده و نه می نوشته است.
حداکثر این استدلال این است که ایشان در دوره رسالت می خوانده و می نوشته اند چنانکه عقیده سید مرتضی و شعبی و جماعتی دیگر بر این است.پس مدعای آقای دکتر سید عبد اللطیف اثبات نمی شود.
ثانیا، از نظر دوران رسالت نیز این استدلال ناتمام است.توضیح اینکه در برخی از تعلیمات مانندتعلیماتی که به نوآموز می دهند که خواندن و نوشتن به او بیاموزند، یا در تعلیم ریاضیات و امثال آن، احتیاج به قلم و کاغذ و رسم و تخته سیاه و غیره هست و خود معلم باید عمل کند تا دانش آموزیا دانشجو یاد بگیرد، اما تعلیم حکمت و اخلاق و حلال و حرام که کار پیغمبران است نیازی به قلم و کاغذ و رسم و تخته سیاه ندارد.
مشائین از حکما را از آن جهت «مشائین » گفته اند که معلم در حالی که راه می رفت و قدم می زد به دانشجویان تعلیم می کرد. البته برای شاگردان که بخواهند ضبط کنند و فراموششان نشود لازم است بنویسند.لذا رسول خدا همواره توصیه می کرد که سخنانش را ضبط کنند و بنویسند.می فرمود: «قیدوا العلم » دانش را در بند
…………………………………………………….. ۱.نشریه کانون سردفتران، نقل از نشریه آموزش و پرورش.
صفحه : ۲۳۶
کنید.گفتند: چگونه در بند کنیم؟فرمود:بنویسید (۱).
می فرمود: نضر الله عبدا سمع مقالتی فوعاها و بلغها من لم یسمعها (۲).
خداوند خرم کند بنده ای را که سخن مرا بشنود و ضبط کند و به آن که نشنیده است ابلاغ نماید.
در حدیث است که رسول خدا سه نوبت پشت سر هم فرمود: خدایا!جانشینان مرا رحمت کن.گفتند:یا رسول ا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
