خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نهج البلاغه از منظر دانشمندان بلاغت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نهج البلاغه از منظر دانشمندان بلاغت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی به شرحهای نهج البلاغه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی به شرحهای نهج البلاغه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
07ساعت
26دقیقه
48ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حق و تکلیف در نهج البلاغه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 62

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل حق و تکلیف در نهج البلاغه شامل 55 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل حق و تکلیف در نهج البلاغه در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل حق و تکلیف در نهج البلاغه با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل حق و تکلیف در نهج البلاغه نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل حق و تکلیف در نهج البلاغه هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل حق و تکلیف در نهج البلاغه اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حق و تکلیف در نهج البلاغه :

حق و باطل (۱۹)

در شماره ی قبل به مناسبت سال پربرکت امام علی علیه السلام بحثی داشتیم درباره براهین وجود شناختی و جهان شناختی در نهج البلاغه، ارتباط این بحث، با سلسله مقالات حق و باطل معلوم بود. خداوند، حق مطلق است. بر وجود حق مطلق، براهینی اقامه کرده اند. می خواستیم ببینیم در زمینه ی براهین وجود حق مطلق، از نهج البلاغه چه استفاده هایی می شود؟ اکنون در آغاز سال جدید، می پردازیم به بحث درباره ی حق و تکلیف از دیدگاه نهج البلاغه تا بدرقه ای باشد از این سال پر برکت و با میمنت.

اگر کسی اعتقادی به حق و باطل نداشته باشد، اعتقادی به حق و تکلیف هم ندارد. حق و باطل، از مقوله ی مسایل عقل نظری و حق و تکلیف، از مقوله ی مسایل عقل عملی است. مسایل عقل نظری زیر بنا و شالوده ی مسایل عقل عملی است. مسایل عقل نظری بر محور «است » و «نیست » ومسایل عقل عملی بر محور «باید» و «نباید» می چرخد. «است » و «نیست » هم به «هست » و «نیست » برمی گردد. تا چیزهایی نباشد و ذهن، تصوری برایش فراهم نشود و میان آنها به مقایسه و سنجش نپردازد، حکم به «است » برایش حاصل نمی شود و اما «نیست » عدم حکم است و به هر حال، تابع «است » می باشد. (۱) طبعا بحث حق و تکلیف، متفرع است بر بحث حق و باطل. تقابل حق و باطل، تقابل وجود و عدم یا تقابل بود و نبود و به عبارت دیگر، تقابل نقیضین است که نه با هم جمع و نه با هم رفع می شوند. ولی حق و تکلیف، آن گونه که حق و باطل، از هم گریزانند، از هم گریزان نیستند و با یکدیگر تعارض ندارند. هر کجا حقی باشد، در مقابل آن، تکلیفی و هر کجا تکلیفی باشد، در مقابل آن، حقی است. اگر چنین نباشد، جعل حق یا تکلیف بیهوده است. اگر در نظام خانواده، شوهر مکلف است که به زن نفقه بدهد و به قانون: «عاشروهن بالمعروف » (۲) با او حسن معاشرت داشته باشد، زن نیز حق نفقه وحسن معاشرت دارد. نه این حق، بدون آن تکلیف و نه این تکلیف، بدون آن حق، معنی و مصداقی پیدا می کند، هر کدام بدون دیگری، لغو و عبث و بیهوده است.

جالب این است که نوع افرادی که حقی پیدا می کنند، تکلیفی هم دارند. اگر زن، حق نفقه و حسن معاشرت دارد، مکلف به تمکین است و اگر مرد، مکلف به انفاق و حسن معاشرت است، بر زن، حق تمکین دارد.

اگر زن فقط مکلف به تمکین و شوهر فقط محق باشد، عبث و لغو و بیهوده است; چنان که اگر مرد، فقط مکلف به انفاق وحسن معاشرت باشد وحق تمکین برایش اعتبار نشود، باز هم عبث و بیهوده است. نظام عدل و انصاف، اقتضا دارد که در این گونه موارد، علاوه بر این که در برابر هر حقی، تکلیفی و در برابر هر تکلیفی، حقی است، هر مکلفی به اندازه ی تکلیفش، محق و به اندازه ی حقش، مکلف باشد.

البته چنین نیست که هر کس یا هر چیز محق باشد، مکلف هم باشد. کودکان تا به سن بلوغ نرسیده اند دارای حقند، نه تکلیف. مگر این که بگوییم: بالقوه، مکلفند. بلکه برای مکلف بودن، بلوغ تنها کافی نیست. دیوانگان حقوقی دارند، ولی مکلف نیستند. اشخاص سفیه و آنهایی که رشد فکری ندارند، برخی از تکالیف را ندارند; ولی در عین حال حقوقی دارند که باید ادا شود.

پس معلوم می شود حق داشتن، ملازم با تکلیف داشتن نیست; مردگان حقوقی دارند.حق آنهاست که اگر مسلمان باشند، آنها را غسل دهند و کفن کنند و برایشان نماز گزارند و در قبرستان مسلمین به خاک سپارند و وصی به وصایای آنها عمل کند و پسر بزرگتر، نماز و روزه ی آنها را قضا نماید و زوجه، عده ی وفات، نگاه دارد; ولی تکلیفی ندارند. حیوانات هم حقوقی دارند; ولی تکلیفی ندارند. بلکه نباتات وجمادات هم بدون این که مکلف باشند، محقند.

وراث میت، حق ارث دارند. آنها حق دارند که پس از ادای دین و انجام وصایای شرعی مورث، اموالش را تقسیم کنند. پسر بزرگتر که مکلف به قضای نماز و روزه ی پدر است، حق حبوه (۳) دارد. اینجا حق و تکلیف باهمند; ولی در سایر موارد ارث، چنین نیست.

اصالت حق یا تکلیف در زمینه ی حق و تکلیف، مسایل متعددی مطرح است که خلاصه ی آنها بدین قرار است:

۱. حق و تکلیف از مسایل عقل عملی و حق و باطل در حوزه ی عقل نظری است.

۲. رابطه ی حق و تکلیف با رابطه ی حق و باطل فرق دارد.

۳. حق، باطل را دفع می کند، ولی حق ، تکلیف را دفع نمی کند، بلکه حق و تکلیف بر محور حق می چرخند.

۴. در برابر هر حقی، تکلیفی و در برابر هر تکلیفی، حقی است.

۵. لازم نیست هر محقی مکلف باشد.

۶. آیا اصالت را باید به حق داد یا تکلیف؟

نگارنده در جاهای دیگر (۴) درباره ی پنج مساله ی اول، توضیحاتی داده و در اینجا قصد تکرار آنها را ندارد. آنچه در اینجا مورد نظر است، مساله ی اخیر است. طرح این مساله از ناحیه ی طرفداران سکولاریسم است. آنها ادعا می کنند که ادیان آسمانی همواره سعی کرده اند بار تکلیف را بر دوش انسانها بگذارند، بدون این که به آنها حقی بدهند یا برای آنها حقی قایل باشند. حتی می گویند: «رساله الحقوق » امام سجاد علیه السلام هم در حقیقت «رساله التکلیف » است.

قرآن هم در مواردی اندک به بیان حقوق پرداخته، اما از تکالیف، بسیار سخن گفته است. به عقیده ی آنها، انسان مدرن حق گرا و تکلیف گریز است; حال آن که انسان سنتی تکلیف گرا وحق گریز بوده است. ادیان الهی هم با سیره و روش انسان سنتی هماهنگی داشته اند، نه با سیره و روش انسان مدرن و مترقی امروز.

این سخنان پر زرق و برق و عوام فریب، برای بشریت کنونی ضایعات بسیار دارد. بشری که فقط خود را محق و ذی حق بداند و برای خود، تکلیف و مسئولیتی قایل نباشد، برای سایر افراد همنوع خود بسیار مضر و خطرناک است. حیوانات درنده خود را محق می دانند که حیوانات ضعیف را بدرند و بخورند و شکم خود را سیر کنند، ولی در برابر آنها تکلیفی برای خود قایل نیستند و از کشتن آنها بار مسئولیتی بر دوش خود احساس نمی کنند. نظیر حقی که همه ی حیوانات برای خود از طبیعت قایلند و برای استفاده از مواهب طبیعی هیچ گونه محدودیتی برای خود قایل نیستند. انسان نیز در استفاده از حیوانات و نباتات و آب و خاک و هوا و معادن و کرات آسمانی، خود را ذی حق می داند و البته همین طور است. انسان حق استخدام دارد. مانعی نیست که مخلوقات دیگر را به خدمت خویش گمارد، بلکه حق دارد از خدمات افراد همنوع خود نیز استفاده کند; ولی آیا هیچ گونه تکلیف و مسئولیتی ندارد؟ اگر بگوییم: حیوانات تکلیف و مسئولیتی ندارند، خطری متوجه نظام حکیمانه ی طبیعت و خلقت نمی شود. تنازع بقایی که به طور محدود، بر حیوانات حاکم است، به بقای نظام، بلکه به بقای خود حیوانات ضرری نزده است.هر حیوانی به اندازه ی لزوم، نیروی دفاع و مخفی کاری و گریز از خطر دارد و هیچ حیوانی بیشتر از سیر کردن شکم و رفع نیاز اولیه ی خود، حرص و آز ندارد. با سیر کردن شکم آرام می گیرد و با یافتن پناهگاهی به خواب خوش فرو می رود و با یافتن جفت خویش به تولید نسل می پردازد; ولی آیا انسان هم چنین است؟ آیا اگر انسان شکم خود را سیر کند و غریزه ی بقای نسل را ارضا نماید و برای خواب واستراحت، سرپناهی بیابد، آرام می گیرد؟

آن شنیدستم که در صحرای غور بار سالاری بیفتاد از ستور گفت چشم تنگ دنیا دار را یا قناعت پر کند یا خاک گور اگر انسان هم به همان حدی که حیوانات، قانعند، قانع بود و حرص و آز و طول امل و پیروی هوای نفس، گریبانگیرش نبود، هیچ گونه نیازی به تکلیف و مسئولیت نداشت.

به همین جهت است که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

«ان اخوف ما اخاف علیکم اثنان: اتباع الهوی وطول الامل، فاما اتباع الهوی فیصد عن الحق و اما طول الامل فینسی الاخره » . (۵) «ترسناک ترین چیزی که بر شما بیم دارم، دو چیز است: پیروی هوای نفس و درازی آرزو. اما پیروی هوای نفس، آدمی را از حق، باز می دارد و اما درازی آرزو، آخرت را به فراموشی می سپارد» .

تنها فرق انسان وحیوان در بخردی وبی خردی نیست. هر چند این که بخرد است، نابخردی می کند و آن که بی خرد است، در چارچوب غرایز نفسانی خود، حساب و کتابی دارد و به خود و همنوع خود ضرر نمی زند. ولی این انسان، هنگامی که نابخردی می کند، هم به خود ضرر می زند و هم به همنوع خود. سوداگران و تولید کنندگان موادمخدر، نه سعادت و سلامت خود را ارج می نهند، نه سعادت و سلامت همنوعان خود را. اما آیا حیوانات هم چنین خسارت بزرگی به خود و همنوعان خود، وارد می کنند؟ !

فرق مهم انسان وحیوان، در همان دو چیزی است که امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان مخوفترین دامهای خطر برای انسانها مطرح کرده است: پیروی هوای نفس و درازی آرزو.

حیوانات در دام چنین خطرهایی گرفتار نیستند و هرگز گرفتار نمی شوند. آنها نه مغلوب هوای نفسند و نه اسیر آرزوها. بنابراین، هرگز از حد و مرز غریزی و

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.