خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قلمرو قاعده درء (۲)*
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قلمرو قاعده درء (۲)* قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بحثی در قسامه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بحثی در قسامه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
07ساعت
59دقیقه
02ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سجده بر خاک ؛ در پرتو کتاب و سنّت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 65

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سجده بر خاک ؛ در پرتو کتاب و سنّت؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سجده بر خاک ؛ در پرتو کتاب و سنّت با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل سجده بر خاک ؛ در پرتو کتاب و سنّت:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل سجده بر خاک ؛ در پرتو کتاب و سنّت به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل سجده بر خاک ؛ در پرتو کتاب و سنّت با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل سجده بر خاک ؛ در پرتو کتاب و سنّت تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل سجده بر خاک ؛ در پرتو کتاب و سنّت را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سجده بر خاک ؛ در پرتو کتاب و سنّت :

مقدّمه

اسلام، عقیده و شریعت است و عقیده، ایمان به خدا و روز قیامت و پیامبران اوست و شریعت هم احکام و دستورهای الهی است که زندگی بهتر را برای بشر تأمین می کند و سعادت دنیوی و اخروی را برای او به ارمغان می آورد.

شریعت اسلامی [در مقایسه با دیگر شرایع آسمانی] از این امتیاز برخوردار است که گستردگی و شمول دارد و برای همه مشکلاتی که انسان در عرصه های مختلف زندگی با آن رو به رو می شود، راه حلهایی قرار داده است. خداوند سبحان می فرماید: «أَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الإسْلاَمَ دِیناً»۱؛ [امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را برای شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین شما پذیرفتم].

اما مسائلی فقهی وجود دارد که دیدگاه فقها به دلیل اختلافی که در روایات نقل شده از پیامبر اکرم(ص) دارند، متفاوت شده است. از آنجا که حقیقت، زاده بحث است، سعی کردیم که آن مسائل را در این سلسله از مباحث مطرح کنیم. باشد که طرح این گونه مباحث، وسیله ای برای وحدت کلمه و نزدیکی انظار در این باره باشد؛ چرا که این گونه اختلافات، اختلافاتی در جوهر و اصول دین نیست تا موجب دشمنی و کینه نسبت به همدیگر شود، بلکه اختلافی است در آنچه از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است و در مقابل مسائل فراوانی که مورد اتفاق همه مذاهب اسلامی است، ناچیز و اندک است. راهنمای ما در این راه، این کلام خداوند است: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّه جَمِیعاً وَلاَتَفَرَّقُوا وَ اذْکُروُا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدآءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إخْوَاناً… »؛۲ [و همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را برخود به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دلهای شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او، برادر شدید… ].

سجده بر زمین

شاید یکی از روشن ترین مظاهر بندگی و تسلیم و فروتنی مخلوق در برابر خداوند، سجده باشد. موءمن با سجده، بر عبودیت و بندگی خویش نسبت به خداوند تأکید می ورزد.

تقدیر خداوند، عزّاسمه، بر این تعلّق گرفته است که بنده، خود را در مقابل او چنین کوچک شمارد تا لطف و احسانش را بر او جاری سازد. از این رو در برخی روایات آمده است: «نزدیک ترین حالات بنده به خداوند، حال سجده اوست».

و از آنجا که در میان عبادتها، نماز، معراج موءمن است و با این عبادت است که موءمن از کافر ممتاز می گردد و سجده، یکی از ارکان آن محسوب می شود، چیزی آشکارتر از سجده بر خاک، شن، سنگ و ریگ، نشان دهنده این فروتنی و تذلّل نیست؛ زیرا فروتنی و تذلّلی که در سجده بر این امور وجود دارد، به مراتب، آشکارتر و روشن تر از تذلّلی است که در سجده بر حصیر و بوریا وجود دارد؛ چه رسد به سجده بر لباسهای فاخر و فرشهای پرپشت و طلا و نقره. البته سجده بر همه این موارد، سجده است، اما عبودیت و بندگی، در سجده بر خاک و امثال آن، از سجده بر هر چیز دیگری آشکارتر است.

امامیه در سفر و غیر سفر، به سجده بر زمین ملتزم و مقیّدند و سجده بر غیر زمین را جایز نمی دانند؛ مگر بر چیزی که از زمین روییده شده باشد؛ البته مشروط بر اینکه خوردنی و پوشیدنی نباشد. به دلیل روایات متواتری که از پیامبر اکریم(ص) و اهل بیت(ع) و اصحاب او رسیده است، جایز نمی دانند که به هنگام نماز و در حال صحّت و سلامتی، بر غیر زمین و روییدنیهایِ از آن سجده شود. بعداً(در خلال بحث) روشن خواهد شد که روش اصحاب پیامبر(ص) التزام به سجده بر زمین و روییدنیهایِ از آن بوده است و عدول از این سنّت در زمانهای بعد روی داده است.

اختلاف نظر فقها در شرایط محل سجده

مسلمانان بر وجوب دو بار سجده در هر رکعت از رکعتهای نماز، اتفاق نظر دارند و دراینکه این سجده در مقابل چه کسی باید باشد هم اختلافی ندارند؛ چرا که این خدای سبحان است که آنچه در آسمانها و زمین است، از روی اطاعت یا اکراه، او را سجده می کنند۳ و این کلام خداوند، شعار هر مسلمان است که: «… لاَتْسجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لاَلِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا للَّهَ الَّذِی خَلَقَهُنَّ… »۴؛ [خورشید و ماه را سجده نکنید، بلکه خدای را که آنها را آفرید، سجده کنید].

اختلاف مسلمانان تنها در شرایط محلّ سجده است؛ یعنی جایی که سجده کننده، پیشانی اش را بر روی آن می گذارد. شیعه معتقد است که سجده باید بر زمین یا روییدنیهای غیر خوراکی و پوشاکی، مانند حصیر و بوریا باشد، اما دیگر مذاهب اسلامی در این مسئله با شیعه مخالفند. اینک آرای فقها در این زمینه:

شیخ طوسی۵ در بیان آرای فقها می گوید:

در حال اختیار، سجده بجز بر زمین یا روییدنیهای غیر خوراکی و غیر پوشاکی، از قبیل پنبه و کتان، جایز نیست، اما فقهای اهل سنّت مخالف این نظر هستند؛ زیرا به اعتقاد آنان سجده بر پنبه، کتان، مو، پشم و امثال اینها جایز است… .

شیخ طوسی در ادامه می فرماید:

سجده بر چیزی که دارای پنبه یا کتان باشد، مانند سجده بر پیچ عمامه و گوشه عبا و آستین پیراهن، جایز نیست. شافعی هم بر این عقیده است و از علی(ع)، ابن عمر، عباده بن صامت، مالک و احمد بن حنبل هم چنین روایت شده است. ابو حنیفه گفته است: «اگر کسی بر چیزی سجده کند که دارای پنبه باشد، مانند لباسی که بر تن دارد، کفایت می کند و چنانچه بر چیزی سجده کند که از او جدا نیست، مثل اینکه دست خود را بر روی زمین پهن و بر آن سجده کند، کفایت می کند، اما مکروه است». این مطلب از حسن بصری روایت شده است.

۶علاّمه حلّی۷در بیان آرای فقها درباره محلّ سجده می فرماید:

از نظر همه علمای شیعه، سجده بر غیر زمین و بر چیزی که از زمین نروییده؛ مانند پوست و پشم، جایز نیست، اما علمای اهل سنّت بر جواز سجده بر غیر زمین اتفاق نظر دارند.۸

شیعیان در این رأی و نظر، از امامان معصوم(ع) که بر طبق حدیث ثقلین، عِدل و هم ردیف قرآن به شمار آمده اند، پیروی کرده اند. اینک ما در این زمینه به ذکر چند روایت از آنها بسنده می کنیم:

شیخ صدوق با سند خویش از هشام بن حکم روایت کرده است که به امام صادق(ع) عرض می کند: «أَخبِرنِی عمّا یجوز السجود علیه و عمّا لایجوز»؛ مرا از چیزهایی که سجده بر آنها جایز است و چیزهایی که سجده بر آنها جایز نیست، خبر دِه.

مام(ع) می فرماید: «السجود لایجوز إلاّ علی الأرض أوعلی ما أنبتت الأرض إلاّ ما اُکل أو لُبس»؛ یعنی: سجده، جز بر زمین و چیزهای غیر خوراکی و پوشاکی که از زمین می روید، جایز نیست.

هشام بن حکم سوءال می کند: «جُعِلْتُ فِداکَ ما العلّه فِی ذلک؟»؛ فدایت شوم، علّت این امر چیست؟ امام(ع) می فرماید:

لأنّ السجود خضوعء للّه عزّ و جلّ فلاینبغی أن یکون علی ما یوءکل و یلبس، لأنّ ابناء الدنیا عبید ما یأ کلون و یلبسون، و الساجد فی سجوده، فی عباده اللّه عزّ و جلّ فلا ینبغی أن یضع جبهته فی سجوده علی معبود أبناء الدنیا الذین اغترّوا بغرورها.۹

زیرا سجده، یک نوع خضوع در مقابل خداوند عزّو جلّ است. پس سزاوار نیست که بر خوراکی و پوشیدنی انجام شود؛ زیرا دنیا طلبان، بنده خوردنیها و پوشیدنیها هستند، در حالی که کسی که سجده می کند، در حین سجده، مشغول عبادت خداوند، عز ّو جلّ است. بنابراین، شایسته نیست که پیشانی اش را هنگام سجده، بر چیزی نهد که مورد پرستش دنیا طلبانی است که فریب امور بیهوده دنیا را خورده اند.

امام صادق(ع) فرموده است:

و کلّ شی ءٍ یکون غذاء الانسان فی مطعمه أو مشربه أو ملبسه، فلاتجوز الصلاه علیه، ولاالسجود إلاّ ما کان من نبات الارض من غیر ثمر، قبل أن یصیر مغزولاً، فإذا صار غزلاً فلاتجوز الصلاه علیه إلاّ فی حال الضروره؛۱۰

و هر چیزی که غذای انسان است، اعم از خوراکی، نوشیدنی و پوشیدنی، نماز و سجده بر آن صحیح نیست؛ مگر آنکه روییدنی از زمین و بی میوه باشد و ریسیده نشده باشد؛ و اگر ریسیده باشد، نماز بر آن جایز نیست، مگر در حال ضرورت.

بنابراین، با توجه به روایات یاد شده، اگر شیعیان به سجده کردن بر زمین و گیاهان غیر خوراکی و غیر پوشاکی ملتزمند، سزاوار ملامت نیستند؛ چرا که آنها در این مسئله به امامانشان اقتدا می کنند.

علاوه بر این، روایاتی در این باره از اهل سنّت نقل شده است که دیدگاه شیعه را تقویت می کند و به زودی به هنگام نقل این روایات، روشن خواهد شد که سنّت پیامبر اکرم(ص) در نماز، نخست سجده بر زمین بوده، آنگاه سجده بر تنها حصیر و بوریا نیز رخصت داده شده و پس از آن، ترخیص سومی نرسیده، بلکه می توان گفت همچنان که کاملاً بررسی خواهد شد، روایاتی وجود دارد که سجده بر غیر موارد مزبور را ممنوع کرده است.

محدّث نوری در مستدرک از دعائم الاسلام از امام صادق(ع) از پدرانش روایت کرده است که رسول خدا(ص) فرمود:

إنّ الارض بکم برّه، تتیمّمون منها، و تصلّون علیها فی الحیاه(الدّنیا) و هی لکم کفاه فی الممات، و ذلک من نعمه اللّه، له الحمد، فأفضل ما یسجد علیه المصلّی الأرض النقیّه؛۱۱

زمین برای شما نیکوکار است، با آن تیمّم می کنید و در زندگی(دنیا) برروی آن نماز می گزارید و در مرگ، شما را بس است و این از نعمتهای خداوند است که حمد و ستایش مخصوص اوست. بنابراین، برترین چیزی که نمازگزار می تواند بر آن سجده کند، زمین پاک است.

محدّث نوری همچنین از امام صادق(ع) نقل کرده است که فرمود:

ینبغی للمصلّی أن یباشر بجبهته الأرض و یعفّر وجهه فی التراب، لأنّه من التذلّل للّه؛۱۲

شایسته است که نمازگزار، پیشانی اش را مستقیماً بر زمین بگذارد و صورت را [با گذاشتن روی زمین] خاک آلود کند؛ زیرا این کار، نوعی اظهار ذلّت در مقابل خداوند است.

شعرانی [در ذیل حدیث فوق] می گوید:

مقصود از [تعفیر و به خاک مالیدن صورت]، اظهار خضوع و فروتنی با سر است تا زمین را با صورت که شریف ترین عضو بدن است، لمس کند؛ خواه این لمس، با پیشانی باشد یا با بینی ؛ و چه بسا قراردادن پیشانی با بینی بر زمین، نزد گروهی از فقها اولویت داشته باشد؛ زیرا ریشه کلمه «أنف» که به معنای بینی است، از «انفه» و «کبریا» به معنای بزرگی گرفته شده؛ از این رو اگر نماز گزار آن را بر زمین گذارد، گویی در برابر خداوند، از بزرگی و کبریایی که نماز گزار دارد، خارج شده است؛ زیرا ورود در محضر خداوند بر کسی که در او کوچک ترین ذرّه ای از ریا وجود داشته باشد، حرام است؛ چرا که محضر الهی در حقیقت، بهشت اکبر است و رسول خدا(ص) فرموده است: «کسی که کوچک ترین ذرّه از کبر در وجودش باشد، وارد بهشت نمی شود».۱۳

امام مغربی مالکی رودانی طی حدیث مرفوعه ای از ابن عباس نقل می کند: «من لم یلزق أنفه مع جبهته بالأرض أو اسجد لم تجز صلاته»؛۱۴ کسی که در سجده، بینی اش همراه با پیشانی به زمین نرسد، نمازش کفایت نمی کند.

[در این باره ذکر این نکته ضروری است که] همچنان که اعمال عبادی در اصل، توقیفی است، شرایط و احکام آنها نیز از اموری است که باید از طرف مفسّر شریعت و مبلّغ آن، یعنی رسول خدا(ص) تبیین و روشن شود؛ زیرا اوست که طبق تصریح قرآن کریم، الگو و تبیین کننده قرآن عزیز است و بر تمامی مسلمانان واجب است که احکام دین و جزئیات شریعتشان را از او فراگیرند.

خداوند سبحان فرموده است: «لَقَدْ کَان لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهء حَسَنَهء لِمَنْ کَانَ یَرْجُوا اللَّه وَ الْیَوْمَ اْل آخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً»۱۵؛ مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا(ص) سرمشق نیکویی بود برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می کنند.

«وَ مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوه وَ مَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»۱۶؛ آنچه رسول خدا برای شما آورده، بگیرید و از آنچه نهی کرده، خودداری کنید.

فرق بین «مسجودله» و «مسجود علیه»

گاهی تصوّر می شود که التزام و اعتقاد به سجده بر زمین یا روییدنیهای از زمین، بدعت است؛ به خیال اینکه تربتی که بر آن سجده می شود، بت است. این افراد، کسانی هستند که بین «مسجودء له»(یعنی کسی که برای او سجده می شود) و «مسجودء علیه»(یعنی چیزی که بر آن سجده می شود) تفاوتی نمی گذارند و چنین می پندارند که سنگ یا تربتی که در مقابل نماز گزار گذاشته شده است، بتی است که نمازگزار آن را با قراردادن پیشانی بر رویش، می پرستد، اما شیعه چه تقصیری دارد که درک مخالفانش چنین ضعیف است که بین این دو فرقی نمی گذارند و موحدّ را با مشرک، به خاطر اشتراک در ظاهر، مقایسه می کنند؛ و به صورت و ظاهر اشیا اهمّیت می دهند، در حالی که ملاک، باطن امور است.

بنابراین، برای بت پرست، بت، معبود و «مسجودء له» است و آن را در مقابلش می گذارد و برای او رکوع و سجود می کند، اما موحّد که می خواهد نهایت عبودیت خویش را اظهار کند، برای خداوند سجود و اظهار تذلّل و فروتنی می کند. موحّد، پیشانی اش را بر روی خاک، سنگ، شن و ریگ می گذارد تا به این وسیله، در مقام ارزیابی، برابری اش را با این امور اظهار کند و بگوید «خاک کجا و ربّ الارباب کجا؟»

آری، سجده کننده بر خاک، غیر از پرستنده آن است. او می خواهد با سجده بر خاک، در برابر خداوند تذلّل و فروتنی کند و کسی که خلاف این را توهّم کند، مراتب نادانی خود را نشان داده است. او با این کارش موجب گرفتاری همه نمازگزاران و محکوم شدن آنها به شرک می شود؛ زیرا کسی که بر فرش و پارچه و غیر اینها نماز می خواند نیز باید طبق این دیدگاه، پرستنده آنها باشد و این، خیلی عجیب است.

آمُدی از امام علی(ع) نقل می کند که فرمود: «السجود الجسمانی: وضع عتائق الوجوه علی التراب»۱۷؛ سجود جسمانی عبارت است از قراردادن مواضع لطیف صورت بر روی خاک.

«سجده» در لغت

بدون شک، سجده از واجبات نماز است. هر دو فرقه شیعه و اهل سنّت از ابن عباس(رضی اللّه عنه) روایت کرده اند که رسول خدا(ص) فرمود: «أُمرت أن أسجد علی سبعه أعظم: علی الجبهه و الیدَیْنِ و الرکبتَیْنِ و أطراف القدمَیْنِ»؛۱۸ مأمور شده ام که بر هفت استخوان سجده کنم: برپیشانی، دو دست، دو زانو و نوک دو پا.

با این حال، حقیقت سجده و واقعیت و مقوّم آن، قرار دادن پیشانی بر زمین است و موارد شش گانه دیگر، بیشتر شبیه شرایط سجده است [تا اینکه در حقیقت آن نقش داشته باشد]. دلیل این مطلب، کلام صاحبان کتب لغت است؛ زیرا آنان در تعریف سجده، جز قراردادن پیشانی بر زمین، چیز دیگری را ذکر نکرده اند؛ بنابراین، گویی دیگر موارد، از شرایط سجده است که شارع آن را واجب و به حقیقت لغوی و عرفی سجده، افزوده است.

ابن منظور به نقل از ابن سیده گفته است: «سجد یسجد، سجوداً یعنی پیشانی اش را بر زمین قرارداد. اسم فاعل آن ساجد و جمع ساجد، سجود و سُجَّد است».۱۹

ابن اثیر گفته است: «سجود نماز عبارت است از قراردادن پیشانی بر زمین و هیچ خضوعی بزرگ تر از سجده نیست».۲۰

در تاج العروس من جواهر القاموس آمده است:

سجده یعنی خضوع، و سجود نماز از همین ریشه و به معنای قراردادن پیشانی بر زمین است و خضوعی بزرگ تر از سجود نیست. اسم آن «سجده» به کسر سین است.۲۱

این سخنان و نظایر آن از صاحبان کتابهای لغت، گویای این حقیقت است که حقیقت و مقوّم سجده، همان قراردادن پیشانی بر زمین است و چنانچه پیامبر(ص) سجده بر هفت استخوان را واجب نکرده بود، برای سجده، گذاشتن پیشانی بر زمین کفایت می کرد، اما علاوه بر گذاشتن پیشانی بر زمین، امور دیگری هم برای سجده اضافه کرده که موجب شده است سجده بر هفت عضو واجب باشد.

با توجه به مطالب فوق، تعجبی نیست که از بیان اعضای هفت گانه، گذاشتن پیشانی بر زمین، دارای شرط خاصی باشد و آن اینکه «مسجودء علیه» یعنی چیزی که بر آن سجده می شود، باید زمین یا روییدنی از زمین باشد و سجده بر غیر این موارد، جایز نباشد.

علّت لزوم مکشوف بودن پیشانی در سجده

شاهد اینکه از میان اعضای هفت گانه، پیشانی شرایط خاصی دارد، این است که اکثر فقهای اهل سنّت معتقدند که تنها در سجده است که پیشانی باید مکشوف باشد [و با چیزی پوشیده نشده باشد]. بنابراین، اگر سایر اعضا مانند پیشانی، نقشی در حقیقت سجده داشتند، باید حکم آن اعضا هم مانند حکم پیشانی باشد؛ در حالی که واقعیت، خلاف این است [و برای روشن شدن مطلب، آرای فقهای اهل سنّت را در این زمینه نقل می کنیم]:

۱. در مختصر ابی القاسم خرقی و شرح آن آمده است: «بنابر یکی از این دو روایت، واجب نیست که نماز گزار، غیر از پیشانی، سایر اعضا را بدون حایل، بر روی محل نماز(سجّاده) بگذارد» و در روایتی دیگر آمده است: واجب است نماز گزار، پیشانی اش را مستقیماً و بدون حایل، بر روی محل نماز بگذارد. این روایت را ابوالخطاب نقل کرده و اثرم روایت کرده است: از امام صادق(ع) در باره سجده بر پیچ عمامه سوءال کردم که آیا درست است یانه؟ امام(ع) فرمودند: بر پیچ عمامه سجده نمی شود، بلکه باید آن قسمت از عمامه که جلوی پیشانی را گرفته، برداشته شود، و این مذهب شافعی است.

خباب روایت کرده است که از شدّت گرمایی که بر پیشانی و دستان ما [به هنگام گذاشتن پیشانی روی زمین] می رسید، نزد رسول خدا(ص) شکایت کردیم، اما به شکایت ما توجهی نکرد. تا آنجا که می گوید: از علی(ع) نقل است که فرموده است: «هرگاه هریک از شما نماز می خواند، باید عمامه را از روی پیشانی کنار بزند». این حدیث را بیهقی نقل کرده است۲۲.

۲. در الوجیز آمده است: در سجود، واجب است پیشانی آشکار و پیدا باشد؛ زیرا از خباب روایت شده است که از شدّت گرمایی که بر پیشانی و دستان ما می رسید، نزد رسول خدا(ص) شکایت کردیم، اما او به شکایت ما توجهی نکرد.

در شرح این حدیث گفته است: لازم نیست همه پیشانی پیدا و مکشوف باشد، بلکه به مقداری که پیشانی بر آن صدق کند، کافی است؛ همچنان که درباره مقداری که باید روی زمین قرار می گیرد نیز چنین است. واجب است آن مقداری از پیشانی که بر روی زمین قرار می گیرد، پیدا و مکشوف باشد. بنابراین، اگر مقداری از پیشانی را آشکار کند، ولی موضع دیگری را بر زمین گذارد، کافی نیست. کشف پیشانی، موقعی حاصل می شود که بین پیشانی و محل سجده، حایلی متّصل به پیشانی که با برداشتن پیشانی، آن نیز برداشته شود، وجود نداشته باشد.

بنابراین، اگر بر گوشه ای از آن حایل یا پیچی از عمامه اش سجده کند، کفایت نمی کند؛ زیرا پیشانی اش را مستقیماً بر محلّ سجده نگذاشته است.

دلیل ما حدیث خباب است. همچنین روایت شده است که پیامبر(ص) فرمود: «پیشانی ات را به زمین بچسبان».۲۳

۳. ابن رشد گفته است: فقها اختلاف نظر دارند که آیا یکی از شرایط سجود، این است که دست سجده کننده باید [هنگام سجده] مکشوف و آشکار باشد و مستقیماً بر زمین قرار گیرد [و مثلاً با عبا پوشیده نشده باشد] یا اینکه چنین شرطی در باره دستان وجود ندارد؟

مالک گفته است آن، شرط سجود است، اما تصوّر می کنم شرط تمامیت آن باشد.۲۴ گروهی نیز گفته اند آن، از شرایط سجود نیست.

اختلاف نظر فقها در سجده بر لایه های عمامه نیز از همین باب است. در این زمینه سه نظریه ابراز شده است: گروهی ممنوع می دانند و گروهی دیگر جایز و گروهی هم بین سجده بر لایه های کم و لایه های زیاد عمامه، فرق گذاشته اند. گروهی هم بین اینکه بخشی از پیشانی سجده کننده به زمین برسد و یا هیچ بخشی از پیشانی اش به زمین نرسد، تفاوت قائل شده اند.۲۵

۴. قفال گفته است: اگر به خاطر مرضی، دستاری بر پیشانی نماز گزار بسته شده باشد و با آن دستار سجده کند، کفایت می کند و لزومی به اعاده نماز نیست. فقهای ما قول دیگری را نیز نقل کرده اند که مطابق آن، در صورت مسح بر جبیره، اعاده واجب است.۲۶

۵. در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه آمده است: شافعیه معتقدند که سجده بر پیچ عمامه یا دستار، در صورتی که پیشانی را پوشانده باشد، اشکال دارد. بنابراین، چنانچه نمازگزار از روی علم و عمد، بر محل آشکار ومکشوف پیشانی اش سجده نکند، نمازش باطل است؛ مگر آنکه عذری داشته باشد؛ مثل اینکه جراحتی بر پیشانی اش باشد و باز کردن دستار، مشقّت زیادی داشته باشد که در این صورت، سجده با دستار، صحیح است.۲۷

ظاهراً حکمت لزوم کشف پیشانی به هنگام سجده، این است که پیشانی به خاک بچسبد تا نمازگزار به نهایت خضوع و عبودیت برسد. اما این فقها کشف پیشانی را به عدم وجود حایلی که مانع از سجود شود، مانند پیچ عمامه و لایه های آن، منحصر کرده اند و به رغم آن حکمت، سجده بر فرش و سجّاده را جایز شمرده اند و این، موجب بطلان حکمت کشف پیشانی به هنگام سجده و فایده آن می شود. بدین سان، این سوءال متوجه آنان است که: اگر سجده بر فرش و سجّاده جایز است، پس چه فرقی بین سجده بر فرش یا سجّاده با سجده بر پیچ عمامه یا دستاری که دور سر بسته شده است، وجود دارد؟

تفاوت قائل شدن بین این دو، امر عجیبی است؛ زیرا دستار یا عمامه، مانند فرش و سجّاده، بافته شده از نخ است و اگر به زعم آنان، سجده، هم با گذاشتن پیشانی بر عمامه یا دستار محقّق می شود و هم با گذاشتن پیشانی بر فرش یا سجّاده، در این صورت، همراه بودن عمامه یا دستار با نماز گزار و همراه نبودن فرش یا سجاده با نمازگزار، نمی تواند محملی برای تفاوت قائل شدن بین این دو باشد؛ به طوری که سجده با یکی جایز و با دیگری، ممنوع باشد.

اما اگر قائل شدیم که حکمت کشف پیشانی به هنگام سجده، این است که پیشانی به خاک بچسبد، در این صورت، سجده با عمامه یا دستار، با سجده بر فرش، تفاوتی نخواهد داشت. بدین ترتیب، علمای شیعه، بر همین اعتقادند. علاّمه حلّی می گوید: «واجب است پیشانی را برای سجده، بر چیزی که سجده بر آن صحیح است، آشکار کرد».۲۸

روش سجود در عصر پیامبر(ص) و پس از او

پیامبر اکرم(ص) و اصحاب او مدت زیادی به سجده بر روی زمین ملتزم بودند و مدت چند سال شدّت گرما، غبار خاک و رطوبت زمین را تحمّل می کردند. در این دوره، هیچ کس بر لباس، پیچ عمامه و حتی بر حصیر، بوریا، فرش و سجّاده سجده نمی کرد. نهایت کاری که نمازگزاران برای رفع آزار پیشانی انجام می دادند، این بود که با کف دستشان ریگها را سرد کرده، آنگاه بر آن سجده می کردند تا جایی که برخی اصحاب، نزد پیامبر(ص) از شدّت گرما شکایت کردند، اما او به این گلایه ها وقعی نمی نهاد؛ زیرا وظیفه نداشت از پیش خود، تکلیف الهی را تغییر دهد تا اینکه به سجده بر حصیر رخصت داده شد و گشایشی اگر چه در چارچوبی محدود، در امر مسلمانان پدید آمد. بنابراین، در آن زمان مسلمانان تنها سه مرحله را پشت سر گذاشتند، نه بیشتر:

۱. مرحله ای که بر مسلمانان، سجده بر زمین و انواع مختلف آن؛ مثل خاک، شن، سنگریزه و گل خشک واجب بود و در غیر این موارد، هیچ رخصتی داده نشده بود.

۲. مرحله ای که برای تسهیل امر مسلمانان و رفع حرج و مشقّت، سجده بر روییدنیها؛ از قبیل حصیر و بوریا، رخصت داده شد.

۳. مرحله ای که سجده بر لباس، در صورت ضرورت و اضطرار، مجاز شمرده شد.

مرحله نخست: سجده بر زمین

۱. هر دو فرقه شیعه و سنّی، از پیامبر اکرم(ص) روایت کرده اند که فرمود: «و زمین برای من محلّ سجده و پاک کننده قرار داده شده است».۲۹

از حدیث فوق متبادر می شود که هر بخشی از زمین، محلّ سجده و پاک کننده است که می توان بر آن سجده و تیمّم کرد. بنابراین، زمین از دو حیث مورد نظر قرار می گیرد: یکی برای سجده و دیگری برای تیمّم.

این حدیث، به روشنی ثابت می کند که اصلِ در سجده، سجده بر زمین است؛ خواه خاک باشد یا سنگ و ریگ. زمین است که باید به عنوان محلّ سجده انتخاب شود و بدون دلیل دیگری نمی توان از آن تعدّی کرد.

اما تفسیر روایت فوق به اینکه: «عبادت خدا و سجده در مقابل او، منحصر به مکان خاصی نیست، بلکه به رغم اعتقاد غیر مسلمانان به اینکه عبادت، تنها باید در کلیسا و کنیسه انجام شود، اسلام معتقد است که همه زمین، مسجد مسلمانان است. آری، این تفسیر، مخالف تفسیری که ما کردیم، نیست؛ زیرا اگر زمین به طور مطلق، مسجد نماز گزار باشد، لازمه اش این است که همه جای آن برای عبادت صلاحیت داشته باشد.

بنابراین، تفسیر فوق، به معنای التزامی تفسیری است که ما از حدیث ذکر کردیم و نشان دهنده این است که چرا واژه «طهوراً» یعنی پاک کننده، پس از واژه «مسجداً» آمده و هر دو کلمه، مفعول فعل «جعلت» قرار گرفته است. نتیجه اینکه زمین، موصوف به دو وصف شده است: یکی مسجد و دیگری طهور(یعنی پاک کننده). جصاص هم از حدیث، چنین فهمیده و گفته است: «همان زمینی را که خداوند مسجد و محلّ سجده قرار داده، همان را طهور و پاک کننده هم قرار داده است. »۳۰

دیگر شارحان حدیث نیز همین سخن را گفته اند؛ بنابراین، اگر تربت و سنگ، پاک کننده است، همان هم باید محل سجده نماز گزار قرار گیرد. پس انحصار طهور و مسجد به زمین در حدیث فوق، دلیل بر این است که جز زمین، بر چیز دیگری نمی توان سجده کرد؛ مگر اینکه دلیل دیگری قائم شود که مسجد و محلّ سجده، اعم از طهور و غیر طهور است.

سرد کردن ریگها برای سجده بر آن

۲. از جابر بن عبداللّه انصاری نقل شده است که گفت: با پیامبر(ص) نماز ظهر می خواندم. از شدّت گرما [و داغ شدن ریگها] مشتی از ریگ برمی داشتم و آن را کف دستم قرار می دادم، سپس آن را به کف دست دیگرم می ریختم تا سرد شود. آنگاه آنها را بر زمین قرار می دادم تا بر آن سجده کنم.۳۱

بیهقی در ذیل این حدیث، توضیحی اضافه کرده است که شیخ گفته است: اگر سجده بر لباس متّصل به نماز گزار جایز بود، سجده کردن بر آن آسان تر از سرد کردن ریگ با دست و قراردادن آن بر زمین برای سجده بود [و اینکه مسلمانان این مشقّت را متحمّل می شده اند چون سجده بر لباس متّصل به نماز گزار جایز نبوده است]۳۲.

ما می گوییم: اگر سجده بر مطلق لباس، خواه متّصل به نماز گزار باشد یا جدای از او، جایز بود، سجده کردن بر آن آسان تر از سرد کردن ریگ بود و مسلمانان برای رهایی از گرمای ریگها دستمال یا سجّاده و امثال اینها را به همراه خود می آوردند تا بر آن سجده کنند [و چون چنین کار آسانی را نمی کردند، معلوم می شده که سجده بر مطلق لباس، جایز نبوده است].

۳. انس روایت کرده است که در گرمای شدیدی، با رسول خدا(ص) بودیم، یکی از ما مقداری سنگریزه برداشت و در دستش نگه داشت و وقتی سرد شد، آن را بر زمین گذاشت و بر آن سجده کرد.۳۳

۴. از خباب بن ارت نقل است که گفت: نزد رسول خدا(ص) از شدّت گرمایی که [به هنگام سجده] به پیشانی و کف دستان ما اصابت می کرد، شکایت کردیم، ولی او به شکایت ما توجهی نکرد.۳۴

ابن اثیر در معنای حدیث فوق می گوید: «آنها چون نزد رسول خدا(ص) از مشقّتی که هنگام سجده بر زمین متحمّل می شدند، شکایت کردند، حضرت به آنها اجازه نداد بر گوشه لباسشان سجده کنند».۳۵

این روایات، گویای این حقیقت است که سنّت رسول خدا(ص) و مسلمانان در نماز، فقط سجده بر زمین بوده است. حتی پیامبر(ص) به مسلمانان اجازه نمی دهد که از سجده بر زمین عدول کرده، بر پارچه متّصل به خود یا جدای از خود سجده کنند. پیامبر(ص) با اینکه نسبت به موءمنان رئوف بودند، بر آنان واجب کردند که پیشانی را [به هنگام سجده] بر زمین گذارند؛ هر چند که شدت گرمای زمین، آنها را آزار دهد.

احادیث متعدّدی که طی آنها پیامبر اکرم(ص) دستور می دهد تا مسلمانان به هنگام سجده، صورت خود را بر خاک قرار دهند، گویای این مطلب است که مسلمانان به سجده بر زمین ملتزم بوده اند و پیامبر اکرم(ص) اصرار داشته است که پیشانی به هنگام سجده، بر زمین قرار گیرد، نه بر پارچه؛ اعم از اینکه متّصل به نماز گزار باشد، مثل پیچ عمامه یا جدای از او، مثل دستمال و سجّاده.

امر به قراردادن صورت بر خاک

۵. از خالد جهنی نقل است که پیامبر(ص) صهیب را در حال سجده دید، به گونه ای که گویا از خاک، پرهیز می کند. به او فرمود: ای صهیب! صورتت را بر خاک قرارده۳۶.

ظاهراً صهیب با سجده بر پارچه متّصل یا جدای از خود و دست کم با سجده بر حصیر، بوریا و سنگهای صاف، از قراردادن صورت بر خاک پرهیز می کرده است. در هر صورت، این حدیث شاهد بر برتری سجده بر خاک است؛ در مقابل سجده بر ریگ؛ زیرا قبلاً بیان شد که سجده بر ریگ، بر خلاف سجده بر غیر زمین، جایز است.

۶. اُمّ سلمه روایت کرده است: پیامبر اکرم(ص) یکی از غلامانمان را که به او «افلح» می گفتند دید که هنگام سجده، بر زمین می دمد؛ پس به او فرمود: ای افلح! صورتت را بر خاک قرار ده.۳۷

۷. در روایت دیگری آمده است که پیامبر(ص) فرمود: ای رباح! صورتت را بر زمین قرارده.۳۸

۸. ابوصالح روایت کرده است: بر اُمّ سلمه وارد شدم. در همین حال، برادرزاده اش نیز وارد شد. آنگاه دو رکعت نماز در خانه او خواند. هنگام سجده، به خاک می دمید [تا کنار رود]. ام سلمه گفت: برادر زاده! فوت نکن؛ زیرا من از رسول خدا(ص) شنیدم که به غلامش به نام یسار [که به هنگام سجده، بر خاک می دمید] فرمود: صورتت را بر خاک بگذار.۳۹

امر به کنار زدن عمامه از پیشانی

۹. روایت شده است که پیامبر(ص) در هنگام سجده، عمامه را از پیشانی اش کنار می زد.۴۰

۱۰. از امیر الموءمنین(ع) نقل شده است که فرمود: «هرگاه یکی از شما خواست نماز گزارد، باید عمامه را از صورتش کنار بزند»؛ برای اینکه بر پیچ عمامه سجده نکند.۴۱

۱۱. صالح بن حیوان سبائی روایت کرده است: رسول خدا(ص) مردی را دید که عمامه ای بر پیشانی اش بسته و مشغول سجده است؛ پس عمامه اش را از پیشانی کنار زد.۴۲

۱۲. از عیاض بن عبداللّه قرشی نقل است: رسول خدا(ص) مردی را دید که بر عمامه ای که دور سرش بسته شده، سجده می کند؛ پس با دستش اشاره کرد که عمامه ات را کنار بزن، و به پیشانی اش اشاره کرد.۴۳

این روایات نشان دهنده این است که مسلمانان در آن زمان، تکلیفی جز سجده بر زمین نداشته اند و رخصتی جز خنک کردن ریگها [برای سجده] نداشته اند و چنانچه ترخیصی وجود داشت، به خنک کردن ریگ اقدام نمی کردند و پیامبر(ص) هم به گذاشتن صورت بر خاک و کنار زدن عمامه امر نمی کرد.

سیره پیامبر(ص) در سجده

ظهور بسیاری از روایات چنین می نماید که پیامبر(ص) به سجده بر زمین اهتمام داشته است.

اینک نمونه هایی از این روایات:

۱. وائل بن حجر می گوید: پیامبر را دیدم که هنگام سجده، پیشانی و بینی اش را بر زمین گذاشت.۴۴

۲. ابن عباس می گوید: پیامبر(ص) بر سنگ سجده می کرد۴۵.

۳. از عایشه روایت شده است: هرگز پیامبر را ندیدم که چیزی را مانع صورتش قرار دهد۴۶.

ابن حجر [ذیل این حدیث] می گوید: در این حدیث اشاره شده است که در سجده، اصل، تماس مستقیم پیشانی با زمین است؛ زیرا [عدم تماس مستقیم] منوط به عدم استطاعت و توانایی شده است.۴۷

این حدیث گویای این حقیقت است که به هنگام ضرورت، سجده بر لباس و پارچه جایز است و در غیر ضرورت؛ یعنی در حالی که نمازگزار مختار است، جایز نیست. از امامان(ع) نیز این مطلب روایت شده است.

از عیینه نقل است که لباس نازک کتانی می خرد و به امام صادق(ع) عرض می کند: در روزی که هوا شدیداً گرم است، به مسجد می روم و چون دوست ندارم بر ریگها نماز بخوانم، لباسم را پهن می کنم و بر آن سجده می کنم [آیا صحیح است؟] امام می فرماید: بله اشکالی ندارد.۴۸

از قاسم بن فضیل نقل است: به امام رضا(ع) عرض کردم: فدایت شوم! [اگر] فردی به خاطر آزار گرما و سرما، بر آستینش سجده کند [اشکال دارد؟] امام(ع) فرمود: اشکالی ندارد.۴۹

احادیثی وجود دارد که نشان می دهد پیامبر(ص) در سرمای گزنده، بر گِل خشک و زمین سجده می کرده است و با عبایی نماز می خوانده تا با حایل قراردادن آن به هنگام سجده، دست و پای او از گزند سرمای زمین محفوظ باشد، ولی این کار را برای پیشانی نمی کرده اند. اینک احادیثی که در این زمینه وارد شده است:

۱. از وائل بن حجر نقل است: رسول خدا(ص) را دیدم که در صبح سردی با عبایی سفید نماز می خواند و با حایل قرار دادن عبا به وسیله دست و پا، آنها را از سرمای زمین مصون می دارد.۵۰

۲. از ثابت بن صامت نقل شده است: رسول خدا(ص) در حالی که خود را به عبایی پیچیده بود، در قبیله بنی عبدالاشهل نماز می خواند و [به هنگام سجده] دستش را بر عبایش می گذاشت تا او را از سرمای ریگها حفظ کند.۵۱

۳. از ابو هریره نقل شده است: رسول خدا(ص) در یک روز بارانی سجده کرد، به طوری که من اثر آن را در پیشانی و نوک بینی او می دیدم.۵۲

این روایات و نظایر آن، نشان دهنده کیفیت سجده پیامبر(ص) در یک روز بارانی و سرد است و اینکه او گاهی بر گلِ سجده می کرده و صورتش را با چیزی نمی پوشانده، و گاهی دستانش را می پوشانده، بدون اینکه به صورتش کاری داشته باشد. دقت راویان حدیث در بیان توجه پیامبر(ص) در حفظ دستان خود از سرما و گلِ به واسطه عبا و یاد نکردن از پیشانی، نشان دهنده این است که او صورت خود را با چیزی نمی پوشانده است؛ و گرنه چنانچه صورت خود را نیز مانند دستان محفوظ می داشت، از دید راویان مستور نمی ماند و آن را ذکر می کردند.

سیره صحابه و تابعین در سجده

از روایات متعددی آشکار می شود که سیره مجموعه ای از اصحاب پیامبر(ص) سجده کردن بر زمین بوده است.

۱. از ابی امیه نقل است که ابوبکر خود را به زمین رسانده، بر آن سجده می کرد و نماز می گزارد.۵۳

۲. از ابو عبیده نقل است که ابن مسعود، جز بر زمین سجده نمی کرد یانماز نمی گزارد.۵۴

۳. مسروق بن اجدع که از اصحاب ابن مسعود بوده، سجده بر غیر زمین را جایز نمی دانسته است. او حتی در کشتی با خود چیزی می آورده و بر آن سجده می کرده است.۵۵

۴. ابراهیم نخعی کوفی که فقیه و یکی از تابعین بوده است، بر بردی می ایستاده و بر زمین سجده می کرده است. راوی می گوید: «گفتیم بردی چیست؟ گفت: بردی، حصیر است».۵۶

در نقلی دیگر آمده است: او بر حصیر نماز می گزارد و بر زمین سجد

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.