اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گام ها و گلوله ها (مطالعه موردی واقعه ۱۷ شهریور)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 63
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل گام ها و گلوله ها (مطالعه موردی واقعه ۱۷ شهریور)؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل گام ها و گلوله ها (مطالعه موردی واقعه ۱۷ شهریور) شامل 66 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل گام ها و گلوله ها (مطالعه موردی واقعه ۱۷ شهریور) را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل گام ها و گلوله ها (مطالعه موردی واقعه ۱۷ شهریور) با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل گام ها و گلوله ها (مطالعه موردی واقعه ۱۷ شهریور) با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل گام ها و گلوله ها (مطالعه موردی واقعه ۱۷ شهریور) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل گام ها و گلوله ها (مطالعه موردی واقعه ۱۷ شهریور) را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گام ها و گلوله ها (مطالعه موردی واقعه ۱۷ شهریور) :
یکی از یادمانهای عصر انقلاب شکوهمند اسلامی، هفدهم شهریور سال ۱۳۵۷ است که تقریبا می توان گفت در هیچ موسوعه و مجموعه تاریخی پیرامون انقلاب اسلامی ایران از قلم نیفتاده است. در آن روز تاریخی از ایام وقوع انقلاب اسلامی، استبداد نظام ستم شاهی چهره عریان خود را نمودار ساخت و نه تنها مردم ایران بلکه جهانیان را در اندوه انداخت و نمونه پلیدی از رفتار حکومتیان مستبد با مردمان آزادیخواه را مقابل چشمها گذارد. مقاله ای که پیش روی شما گرامیان است نگاهی گذرا بر رویدادهای اساسی انقلاب و عوامل شتابزای انقلاب، از جمله واقعه تاریخی هفدهم شهریور دارد و می تواند بهانه ای بر مرور زمینه های بروز انقلاب اسلامی قرار گیرد.
مقدمه
حوادث و رویدادهای بسیاری که در فرآیند انقلاب اسلامی ایران بوقوع پیوست؛ معلول خواست و اراده ملتی بود که با شجاعت خویش توانست بر عظمت و روند پیروزی نهضت بیفزاید. مهم ترین نقش این وقایع، به چالش کشاندن سیاستهای رژیم در رویارویی با ایدئولوژی انقلاب بود.
جمعه، هفدهم شهریور سال ۵۷ که بعدها به «جمعه سیاه» معروف گردید؛ نقطه عطفی در تاریخ مبارزات مردم ایران محسوب می شود. عمق و وسعت این حادثه به اندازه ای بود که رسانه ها و خبرگزاریهای خارجی نیز به دفاع از مردم برخاسته و در برابر کشتار بی رحمانه مردم به دست رژیم پهلوی ساکت ننشستند.از آن جا که جمعه سیاه، توانست خط بطلانی بر سیاستهای رژیم در مهار انقلاب بکشد؛ کالبدشکافی آن می تواند گام موثری در شناخت این واقعه به شمار آید.
با گذشت سالها از وقوع این حادثه هنوز، پاسخ بسیاری از سوالات در پرده ابهام باقی مانده است. همین امر، نگارنده را بر آن داشت تا در خصوص علل و عوامل وقوع آن تحقیق کند. بررسی وضعیت رژیم در کنار نگاهی اجمالی به روند انقلاب اسلامی این امکان را به ما می دهد که در جست وجوی مقدماتی برای این واقعه باشیم، تغییر در بینش سیاسی مخالفین، عملکرد دولتها و نقش سازمان اطلاعات و امنیت رژیم از جمله مقولات مورد بحث در این نوشتار می باشند.
تغییر در بینش سیاسی مخالفین
با پیروزی کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ و سرکوب شدید قیام مردمی ۱۵ خرداد در سال ۴۲ چنین به نظر می رسید که جریان مبارزه با بن بست مواجه شده است. تحلیلهای نسل جوان حاکی از عدم رهبری صحیح، اعمال استراتژی و شیوه های اصولی و اتخاذ ایدئولوژی انقلابی در روند مبارزه بود. در حقیقت، حوادث خرداد ۴۲ و ماه های بعد از آن نسل جوان انقلابی را به سمت این باور سوق داد که موثرترین راه مبارزه با رژیم شاهنشاهی به عنوان مظهر امپریالیسم، جنگ مسلحانه است و همین تفکر به شکاف میان مخالفین سنتی و مبارزان جوان انجامید.(۱) عدم بلوغ این تفکر در بستر سیاسی ایران و به موازات آن تحولات عقیدتی درون سازمانی سبب شد که این ایده در سالهای حیات خود با شکست جدی روبرو گردد. اگرچه تمایل به مبارزه مسلحانه حتی در قالب جنگهای روستایی و شهری جایگاه خود را بین جوانان حفظ کرده بود؛ اما جنگهای چریکی شهری با اقبال مطلوبی همراه نبود، به طوری که با ضربه زدن به پایگاه های نظامی رژیم، ایجاد اغتشاش شهری و دستبرد به برخی بانکها و موسسات مالی نتوانست موفقیت چشمگیری را از آن خود کند.
گذشت زمان، ایده مبارزه مسلحانه را در بخش قابل توجهی از بدنه نهضت نهادینه کرده بود و همین تفکر می توانست تعادل آن را بر هم زند. این شیوه مبارزه، نوعی هرج ومرج و خشونت خاص خود را به همراه داشت و به تعبیر دیگر، بدنه امنیتی و نظامی رژیم را به شدت تحریک می کرد. بعد از خرداد ۴۲ شیوه های مختلف مبارزه مسلحانه جایگاه ویژه خود را بین نیروهای مخالف مذهبی و غیرمذهبی پیدا نمود. گروه مجاهدین خلق که به عنوان یکی از گروه های مسلح در این مقطع فعال بود، بعد از مدتها تحقیق و تفکر به این نتیجه می رسد که باید قیام شهری را بوسیله ۲۰ گروه خودکفا به راه بیندازد، این قیام باعث شکستن ثبات رژیم می شود، وقتی این ثبات بشکند ارتش رویاروی خلق قرار می گیرد و تضاد خلق و رژیم عمیق تر می گردد و به محض این که ارتش توده ها قرار گرفت؛ پیشتاز به منطقه روستایی می رود.(۲) این در حالی بود که ترویج و اشاعه این تفکر می توانست به اندازه ضربه زدن به رژیم برای نهضت خطرناک باشد. پیروی از این شیوه یعنی رویارویی مردم با نیروهای نظامی رژیم، به شدت خطرناک بود، زیرا تلفات بسیاری را بر نهضت تحمیل می کرد. هیجان این تفکر به اندازه ای فراگیر بود که هرگونه دیپلماسی و مبارزه آرام را کم ارزش جلوه می داد. در سال ۵۷ هنوز هم گروه هایی وجود داشتند که تنها راه مبارزه را کشاندن ارتش در برابر مردم می دانستند. مقدمات این تفکر یعنی ریختن به خیابانها، هجوم به موسسات، آتش زدن، خُرد کردن، شکستن، کشتن و کشته شدن، برای هر دو طرف بار منفی به همراه داشت. این در حالی بود که در همان سال ۵۷ استراتژی مردمی گل به جای گلوله می رفت تا تاثیر خود را نشان دهد؛ به گونه ای که در آینده ای نزدیک توانست ارتش را به جای رویارویی با مردم از بدنه نظام جدا و با انقلاب همگام سازد. تفکر جنگ مسلحانه رابطه خوشایندی با این نوع بینش نداشت و همین امر، می توانست شکاف عمیقی را در بدنه نهضت ایجاد کند. شعار مردمی «ما شیشه شکن نیستیم» در برابر شعار «رهبران، ما را مسلح کنید» گواه این مدعاست. وجود این تفکر می توانست نیروهای نظامی رژیم را در وسعتی نابرابر به مبارزه مسلحانه با نهضت تهییج کند.
حوادث شتابزای انقلاب
طرح ساواک به منظور لطمه زدن به شخصیت امام خمینی به عنوان رهبر مذهبی شناخته شده نهضت با درج مقاله توهین آمیز رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات به تاریخ ۱۷/۱۰/۵۶ هم زمان با ایام شهادت حاج آقامصطفی فرزند بزرگ ایشان به اجرا گذاشته شد. در پی چاپ و انتشار آن با از سرگیری موج اعتراضات مردمی، واقعه ۱۹ دی قم بوقوع پیوست که منجر به کشته شدن بسیاری از مردم در رویارویی با پلیس گردید. مراسم چهلم شهدای قم نیز به درگیری مردم تبریز با نیروهای نظامی انجامید و به موازات آن، گسترش ناآرامیها در شهرهای بزرگی مانند اصفهان و مشهد، فضای سیاسی کشور را دستخوش تحول جدیدی کرد. از سوی دیگر، آتش سوزی در سینما رکس آبادان که مخالفین آن را به حکومت وقت نسبت دادند؛ توانست وجهه رژیم پهلوی را زیر سوال بَرَد. مجموع حوادث و رویدادهایی که از دی ماه ۵۶ آغاز گردید؛ استراتژی جدیدی را برای نهضت رقم زد. برگزاری مراسم ختم به بهانه چهلم شهدا و گسترش آن به دیگر شهرها در کنار حضور فعال زنان با ایدئولوژی نوین اسلامی، رژیم را در وضعیت حادی قرار داده بود؛ به گونه ای که گسترش این حوادث به همراه ایجاد فضای عملیاتی مناسب برای گروه های مسلح، ساواک را به عنوان مسوول حفظ امنیت کشور بیش از پیش متوجه خود کرد.
ناکارآمدی دولت
در سالهای پایانی عمر رژیم، همگام با تحولات سیاست در حوزه داخلی و خارجی، دولتها نیز دچار تغییر و تحول شده و به همین خاطر از دوام چندانی برخوردار نبودند. وابستگی رژیم پهلوی به غرب به اندازه ای روشن و شفاف بود که همگام با تحولات امریکا نه تنها سیاست خارجی، بلکه سیاستهای داخلی ایران نیز متحول شده و نقشی تابع داشتند. از سویی، گسترش طولی نهضت سبب می شد که سیاستهای عرضی نظام نتواند به موازات آن حرکت کند و خود را در هر مرحله عقب احساس نماید. به همین دلیل، رژیم همواره سعی می کرد؛ با تعویض دولتهای خود به مثابه ایستگاه های تقویت کننده، سیاستهای خود را همگام با نهضت پیش ببرد و به هر شکل ممکن از سرعت و انقلابی بودن آن به عنوان یک مشخصه بارز بکاهد. ناکارآمدی سیاست دولت آموزگار سبب گردید تا جای خود را به دولتی جدید با سیاستی نوین بدهد. روی کار آمدن دولت شریف امامی به همراه اصول پنج گانه رژیم(۳) که با هدف آرام ساختن نهضت تدوین شده بود؛(۴) ناتوانی سیاستهای نظام را بیش از پیش آشکار ساخت. عدم تطبیق سیاستهای دولت با واقعیات و مطالبات مردم و نیز عدم شناخت و درک صحیح و واقعی از انقلاب، عامل اساسی ناکامی و ناکارآمدی آنها به شمار می رفت؛ به گونه ای که بلاتکلیفی نخست وزیران در مقابله با نهضت اسلامی مردم توانست میدان را برای عناصر خشونت گرایی چون مقدم و ازهاری خالی نماید.
ناکامی دولت شریف امامی به عنوان یک سیاستمدار مصلح، نظامیان خشونت گرا را تحریک و به میدان دعوت نمود. سیاستهای غیر واقع بینانه دولتها بین سیاستمداران وابسته خود نیز اختلاف ایجاد کرده بود. عدم موفقیت دولت آموزگار و دولت شریف امامی به همراه گسترش اعتراضات و ناآرامیهای شهری باعث ورود نظامیان به عرصه سیاست گردید تا آن جا که موفقیت آنها در کشتار مردمی ۱۷ شهریور، مقدمه روی کار آمدن دولت نظامی ازهاری شد.
شاه و عدم مدیریت بحران
وابستگی، مقوله ای همزاد با سلطنت محمدرضا بود. شاه جوان از همان ابتدای حکومت خود بر عصای غرب تکیه زد؛ به طوری که تنها با کمک آن می توانست قدم از قدم بردارد. این رابطه، چنان جاذبه ای ایجاد کرد که شاه هرگز نتوانست خود را از آن جدا کند. در حقیقت، این یک وابستگی متقابل بود. به یقین، در طول حیات سلطنت پهلوی، محمدرضا بیشتر به شاگردی می مانست که باید مشق خود را از روی سرمشق استاد بنگارد. در فراز و نشیبهای سلطنت محمدرضا سایه هولناک قدرتی پرهیبت، آب اعتماد را در دهان شاه خشک می کرد. وابستگی او به غرب با کمکها و حمایتهای امریکا به رژیم پهلوی روز به روز پُررنگ و مستحکم می شد، سیاستهای کلی نظام تابعی از سیاستهای امریکا به شمار می رفت. شاه تا اندازه ای به غرب مقید بود که حتی ریشه های بحران داخلی را نیز از زاویه چشم حامیان خود می دید و جهت رفع آن نیز نظر حامیان خارجی خود را جلب می کرد. در این فرآیند، هر قدر وابستگی شاه به قدرتهای بزرگ بیشتر می گردید؛ به همان میزان از اعتماد به نفس و استقلال رای وی کاسته می شد. درحقیقت، ساواک گوش و چشم شاه و غرب عقل و اندیشه او را تشکیل می دادند. این درماندگی در تصمیم گیری و عدم اعتماد به نفس تا به آن جا پیش رفت که وقتی سران ارتش و ساواک طرح پیشنهادی خود را جهت حل بحران داخلی ارایه کردند؛ شاه آن را تایید نموده و علاوه بر مشاوره با اربابان قدرتمند خود، دستور اجرای آن را امضا می کند. این تایید ناگهانی بدون در نظر گرفتن دقیق عواقب آن سبب شد که شاه بعد از کشتار مردم در روز جمعه، هفدهم شهریور ماه دچار یاس، ناامیدی و بی حوصلگی گردد.
غرور ساواک و مداخله در تصمیم گیریهای سیاسی
بعد از واقعه پانزده خرداد ۴۲ سازمان اطلاعات و امنیت رژیم شاه تمام تلاش خود را به کار برد تا با شناسایی مخالفین، آنها را از صحنه بازی حذف نماید. موفقیت چشمگیر ساواک در این دوره را می توان به عنوان یکی از دلایل گرایش مبارزان به مشی مسلحانه برشمرد. در این مدت ساواک ضربه های سختی بر گروه های مخالف به ویژه مسلح وارد آورد؛(۵) به گونه ای که شیوه انتخابی مخالفین با موفقیت همراه نشد. از آن جا که تنها قسمتی از بدنه نهضت به تفکر مسلحانه اعتقاد داشت؛ بخش عمده آن توانست با گسترش حرکت انقلابی، آن را پیش ببرد. نیروهای مذهبی و غیرمذهبی که غیرمسلحانه و به شیوه خاص خود حرکت می کردند، توانستند از این موقعیت استفاده کرده و در حالی که ساواک بیشترین دید و تفکر خو
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
