اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جهان معاصر ؛ سه شکست بزرگ در رویارویی با ملت مسلح
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 76
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جهان معاصر ؛ سه شکست بزرگ در رویارویی با ملت مسلح؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل جهان معاصر ؛ سه شکست بزرگ در رویارویی با ملت مسلح با 77 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل جهان معاصر ؛ سه شکست بزرگ در رویارویی با ملت مسلح:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل جهان معاصر ؛ سه شکست بزرگ در رویارویی با ملت مسلح به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل جهان معاصر ؛ سه شکست بزرگ در رویارویی با ملت مسلح با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل جهان معاصر ؛ سه شکست بزرگ در رویارویی با ملت مسلح تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جهان معاصر ؛ سه شکست بزرگ در رویارویی با ملت مسلح :
مطالعه تاریخ پیروزیها و شکستهای بزرگ همیشه جذاب و رغبت انگیز است به ویژه آنکه هر چه به گذشته های دورتر نقب می زنیم به تحلیها و اصول پایدارتری در مورد وقایع معاصر می رسیم.
مطالعه و بررسی لشگرکشیهای اسکندر مقدونی به آسیا و به ویژه در مصاف با ایرانیان و لبنانیها و توجه به سرانجام آن لشگرکشیها و نتیجه آن جنگها با گوشه چشمی به لشگرکشیهای دوران معاصر توسط امریکا و اسراییل بسیار جالب و خواندنی است. توجه شما را به مقاله ای از استاد جلال الدین فارسی در این زمینه معطوف می داریم.
سه شکست بزرگی که از میان شکستهای بیشمار در رویارویی با ملت مسلح برگزیده ام، این مشابهت یا وجه اشتراک را دارند که قوای نظامی شکست خورده به پیشرفته ترین فن آوری نظامی عصر خود مجهز بوده و آن را با مهارت تمام بکار گرفته اند. اگر چه در این راستا به پیروزی نظامی ابتدایی هم دست یافته باشند؛ اما به هدف نهایی جنگ هدف مطلقی که بدون استثنا در هر جنگی دنبال می شود یعنی تسلیم طرف مقابل نرسیده اند.
جز این سه شکست، موارد دیگری نیز وجود دارند که می توانند در ردیف آنها قرار بگیرند. از آنجا که بررسی این شکستها برای استنتاج متقن کفایت می نمایند، به آنها اکتفا شده است.
شکستهای مورد بحث عبارتند از: ۱ شکست اسکندر مقدونی در رویارویی با ملت ایران در سه قرن پیش از میلاد مسیح ۲ شکست ارتش اسراییل در رویارویی با ملت فلسطین (انتفاضه) ۳ شکست ارتش امریکا در رویارویی با ملت عراق.
در اینکه ارتش امریکا پیشرفته ترین فن آوری نظامی را در جنگ عراق به کار گرفت یا اسراییل چنین کاری را در جنگهای پیشین خود با دولتهای عرب و در سرکوبی ملت فلسطین انجام داد، تردیدی وجود ندارد. تنها در مورد ارتش کوچک اسکندر مقدونی که ارتش شاهنشاهی داریوش سوم را در چندین جنگ پیاپی شکست داد و قلمرو بسیار پهناوری را به تصرف خود درآورد، بحثی به میان نیامده که از چه فن آوری نظامی خاصی استفاده کرده است.
میان سپاه اسکندر و ارتش داریوش سوم سه جنگ روی می دهد:
۱. جنگ گرانیک در سال ۳۳۴ ق.م
۲. جنگ ایسّوس در سال ۳۳۳ ق.م
۳. جنگ اربیل در سال ۳۳۱ ق.م
سپهرداد داماد داریوش نخستین جنگ را فرماندهی می کند و دو جنگ بعدی که بزرگ تر هستند، توسط خود وی رهبری می شوند. هر سه جنگ در یک روز خاتمه می یابند و در همان ساعات نخستین، سرنوشت آنها تعیین می شود؛ آن هم با کمترین تلفات سپاه اسکندر و بدون اینکه ارتش ایران آسیب جدی ببیند و یا حتی پیش از آنکه بتواند کوچک ترین حرکتی از خود نشان دهد.
در گرانیک، ارتش اسکندر مرکب از سی هزار پیاده نظام و چهارهزار و پانصد سواره نظام است.(۱) و ارتش شاهنشاهی ایران از یکصد و بیست هزار سواره و پیاده تشکیل شده است.(۲)
در جنگ ایسّوس که نزدیک خلیج اسکندرون روی می دهد، ارتش اسکندر به همان عدد سابق یا چند هزار نفر بیش از آن است و ارتش شاهنشاهی ایران متشکل از پانصد هزار نفر می باشد، چهارصد هزار پیاده و یکصد هزار سواره.(۳)
در نبرد اربیل نیز که در فاصله ۱۹ فرسنگی غرب شهر اربیل و ۵ فرسنگی شرق شهر موصل رخ می دهد، به گفته آریّان ارتش اسکندر، شامل چهل هزار پیاده و هفت هزار سواره می باشد؛ در حالی که ارتش شاهنشاهی ایران از یک میلیون پیاده و چهارصد هزار سواره تشکیل گردیده است.(۴)
پیشرفته ترین فن آوری نظامی
اسکندر در این جنگها، پیشرفته ترین فن آوری نظامی را بکار می برد. این مهم طی چندین دهه در یونان شکل می گیرد و به مرحله کمال می رسد. این فن آوری بر عنصر محوری پیاده نظام سنگین اسلحه مستطیل شکل استوار است که فالانژ نام دارد. فیلیپ مقدونی که در ۳۶۰ ق.م به سلطنت مقدونیه می رسد، این شیوه جنگی را بیش از پیش تکمیل می کند. بدین صورت که بر شماره نفرات فالانژ افزوده و آن را فوجی در شش صف، مرکب از ۴۰۹۶ نفر می گرداند، از ترکیب چهار فالانژ یک فالانژ بزرگ می سازد که نفراتش بیش از ۱۶۰۰۰ است. هر جنگجویی شمشیری به کمر بسته و نیزه ای به طول ۵/۶ متر در دست دارد، به طوری که نوک نیزه سربازان صف ششم به اندازه نیم متر از صف نخست جلوتر است. هر سرباز مجهز به سپری مستطیل شکل می باشد که آن را به هنگام حمله و پیشروی به سپر مشابه دو نفر سمت راست و چپ خود چسبانده و نیزه خود را از میان آن دو سپر بیرون آورده است تا از آن یک دژ مستحکم متحرک با لبه های تیغدار و گزنده پدید آید و در عین حال، رخنه ناپذیر و غیرقابل گسست و شکست هم باشد.
این دژ گزنده متحرک و مستحکم توسط دو جناح پیاده سبک اسلحه حمایت می شود، به علاوه در جلو فالانژ بزرگ یک صف تیرانداز مرکب از پیاده کماندار و پیاده فلاخن دار قرار دارد.
فیلیپ، دو واحد دیگر بر این لشگر کارا می افزاید که تا آن زمان در ارتشهای یونان سابقه نداشت. یکی، واحد سواره نظام و دیگری، واحد توپخانه. سواره نظام آن مانند فالانژ مجهز به جوشن و کلاهخود است. توپخانه از منجنیق هایی تشکیل شده که سنگ پرتاب می کند. برج شکنهایی که به شکل قوچ جنگی می باشد، سواره او را در پناه می گیرد تا مصون از تیر و سنگ مدافعان بتواند خود را به بارو و حصار دشمن نزدیک کرده، آن را بشکافد و بدین ترتیب، مهاجمان بتوانند به شهر وارد شوند.
فیلیپ با بکارگیری این فن آوری توانست، سراسر یونان را مطیع خود ساخته و به سپهسالاری یونان دست یابد. پس از او اسکندر نیز به سال ۳۳۵ ق.م همین موقعیت را پیدا می کند. از آنجا که قصد لشگرکشی به آسیا را دارد، دو فالانژ بزرگ مرکب از ۳۲۰۰۰ نفر و یک سواره نظام ۵۰۰۰ نفره در اختیار او می باشد. لشگری که برحسب ظاهر برای چنان هدف بزرگی، کمی اندک می نماید.
کارایی چنین نیرویی در آن است که می تواند صفوف هر سپاه و لشگر دیگری را که تراکم و استحکام لازم را ندارد، بشکافد و تا قلب آن یعنی فرماندهی کل برسد و به صورت کشتن و یا گریزاندن آن را از میان بردارد. چون قلب سیاه دشمن می شکافت یا فرمانده کل می گریخت یا کشته می شد، شکست به دیگر واحدها سرایت می کرد و شیرازه آن از هم می پاشید.
مورخان یونانی همین فرآیند نظامی را در سه جنگ اسکندر با داریوش سوم حکایت می کنند. آریّان می نویسد: «در جنگ اربیل، اسکندر نیروی خود را به شکل هلالی آرایش داد تا به آسانی تحت محاصره دشمن درنیاید و دشمن نتواند آن را دور بزند و برای مصون ماندن سپاهش از حمله ارابه های داسدار ایرانی دستور داد، سربازانش لبه سپرهایشان را به هم بچسبانند و به محض حمله ارابه ها، نیزه ها را از میان سپرها به جلو نشانه روند تا به اسبان اصابت کرده، آنها را رمانده به طرف پیاده و سواره نظام ایرانی بازگردانده [و] موجب آسیب به دشمن گردد.(۵)»
دیودور در شرح جنگ ایسّوس چنین می گوید: «چون دو لشگر به مسافت تیررس یکدیگر رسیدند و ایرانیان به قدری تیر بر لشگر مقدونی باریدند که در هوا با هم اصطکاک یافتند… اسکندر نظر به اطراف ارتش دشمن افکند تا ببیند، داریوش در کجا قرار گرفته است و به محض کشف موقعیت داریوش با سواره نظام زبده خود، راست به طرف او رفت… در اطراف ارابه داریوش، کشته روی کشته می افتاد. همه می خواستند ضربه به شاه را خودشان وارد کنند و به همین جهت از جان خود باکی نداشتند… اسبهای گردونه داریوش از وحشت رم کرده، نزدیک بود، گردونه را واژگون کنند. در این احوال شاه افسار اسبها را به دست گرفته و سپس سوار ارابه ای شد که برایش آوردند.»(۶) اما کَنْت کورث نقل می کند که داریوش از گردونه خود پایین آمده، بر اسبی که برایش حاضر کرده بودند، نشست و تغییر لباس داده، گریخت.(۷)
آریّان در شرح این جنگ می نویسد: «به محض شروع جنگ، اسکندر برای در امان ماندن از تیر باران دشمن با جناح راستش حمله برد و به محض درگیری، جناح چپ داریوش عقب نشست و مقدونیها پیروز شدند. در این حرکت اسکندر، نوک فالانژ مقدونی از صف جناح راست پیروی می کرد؛ ولی قلب آن به واسطه ساحل رودخانه و شیب تندش نمی توانست به همان سرعت حرکت کند یا صفوف خود را محفوظ بدارد.»(۸)
از گزارش مورخان قدیم درباره جنگ اربیل هم چنین استنباط می شود که اسکندر شیوه حمله به قلب و به فرماندهی کل ارتش دشمن را که یکی از لوازم فن آوری جدید نظامی بوده است، در آن جنگ پایانی هم بکار می برد. آنان می نویسند که او از دو فالانژ بزرگ ۱۶۰۰۰ نفره که با دو سواره نظام از دو جناح راست و چپ پوشش داده شده، وارد جنگ اربیل می شود و می افزایند که «مه نیداس را مامور کرد تا کشف کند که داریوش کجاست؟»(۹)
این گزارش به اسکندر کمک می کند تا قوای خود را در برابر نیروهای فراوان دشمن به شکلی آرایش دهد که اجرای شیوه جنگی «حمله به قلب» را ممکن و تسهیل نماید و از امکان دشمن برای بکارگیری نیروی بیشتر بکاهد.
شرط دیگر اجرای این رزم آرایی، مجبورکردن یا گمراه نمودن دشمن و فریب او می باشد برای تن دادن به جنگ در میدانی هر چه کم وسعت تر تا نتواند از فراوانی نفراتش استفاده نماید. در این صورت می توان زمان جنگ را طولانی و آن را فرسایشی کرد. برای مثال، نقشه داریوش در جنگ ایسّوس این بود که خود با بخشی از نیروهایش بلندای میدان جنگ را اشغال نماید و بکوشد تا از پهلوی دشمن گذشته، آن را دور بزند. و بخش دیگر سپاه مامور بود، از سمت دریا یعنی از جهت مخالف حمله کرده و ارتش مقدونی را از هر دو طرف زیر فشار قرار دهد.(۱۰)
اما، اسکندر پیش از آنکه داریوش فرصت یابد، چنین شیوه معروف و متداولی را بکار بندد، او را مجبور ساخت تا در میدان تنگی مانند ایسّوس با او مصاف کند. بعضی از مورخان مانند هُلْم مساحت آن را ۲ میل دانسته اند؛(۱۱) اما کالّیستون مورخ همراه اسکندر عرض آن میدان را ۱۴ اِستاد یونانی معادل ۲۵۷۰ متر عنوان کرده است.
آنچه مورخان قدیم درباره کم بودن تلفات سپاه اسکندر در هر سه جنگ آورده اند، بر این دلالت دارد که ارتش بزرگ ایران به دلیل کم وسعتی میدان و کیفیت آرایش نیروهای دیگر در آن از حرکت و عمل بازمانده است. چنانکه دیودور تلفات ارتش اسکندر در ایسّوس را ۳۰۰ پیاده و ۱۵۰ سواره می نویسد(۱۲)و کنت کورث می گوید: «مقدونیها ۵۰۰ مجروح و ۳۲ پیاده مقتول و ۱۵۰ سواره مقتول داشتند.» ژوستن، تلفات مقدونیها را ۱۳۰ پیاده و ۱۵۰ سواره دانسته است.(۱۳) گزارشهای دیگر نیز بر همین واقعیت اذعان دارند.
قرینه دیگری که این نظریه را درباره استراتژی نظامی اسکندر تقویت می نماید، آن است که داریوش، همین معنا را به تجربه درمی یابد و به چاره جویی می پردازد و در سومین جنگ بکار می بندد؛ اما برای دفع و خنثی کردن استراتژی اسکندر کفایت نمی نماید و در نتیجه، آخرین جنگ به شکست می انجامد. از مهم ترین تدابیر نظامی داریوش در این زمان می توان بلندتر کردن شمشیرها و نیزه های سربازان و نیز انتخاب جلگه وسیع اربیل برای مصاف با دشمن را بر شمرد. او از این طریق توانست تمام قوایش را برخلاف جنگهای پیشین به کار گیرد.
ناکامی اسکندر در جنوب لبنان
زمانی که اسکندر مبادرت به اشغال جنوب لبنان صور که امروز جنوبی ترین بندر این کشور است می کند، ناکام می ماند. او سرزمینهایی را که در مجموع صدها برابر لبنان و نه فقط صور است، به آسانی و به سرعت از تصرف و حاکمیت داریوش سوم و رژیم شاهنشاهی ایران خارج کرده و اشغال می کند؛ اما از اشغال صور عاجز می ماند. دو هزار و سیصد و چند سال پس از آن، ملت مسلح جنوب لبنان، ارتش اسراییل را در خاک خود شکست داده و عقب می راند.
در زمان حمله اسکندر، صور دارای دیوارهای بلند و برج و باروهایی است که بسیار مستحکم تر از فالانژهای بزرگ اسکندر می باشند که از هر سو توسط دریایی عمیق احاطه شده است. وقتی مردم لبنان احساس می کنند که اسکندر قصد اشغال کشور کوچکشان را دارد، ادوات جنگی را بر بالای دیوارها و برجها مستقر کرده، جوانان را مسلح نموده و آنها را به خدمت زیر پرچم درمی آورند. اشخاص فنی و صنعتگر هم در کارگاه ها به ساخت وسایل جنگی همت می گمارند.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
