خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش دوم بعد از شکست و …]
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش دوم بعد از شکست و …] قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی به موضوع آزادی عقیده
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی به موضوع آزادی عقیده قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
08ساعت
57دقیقه
16ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش اول مقدمات جنگ و …]

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 45

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش اول مقدمات جنگ و …]؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش اول مقدمات جنگ و …]، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش اول مقدمات جنگ و …] با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش اول مقدمات جنگ و …] آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش اول مقدمات جنگ و …] به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش اول مقدمات جنگ و …] ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش اول مقدمات جنگ و …]، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش اول مقدمات جنگ و …] را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جنگ احد، درس ها و عبرت ها [بخش اول مقدمات جنگ و …] :

سوره آل عمران آیات ۱۲۱ – ۱۲۹

و اذ غدوت من اهلک تبوئ المؤمنین مقاعد للقتال و الله سمیع علیم (۱۲۱)اذ همت طائفتان منکم ان تفشلا و الله ولیهما و علی الله فلیتوکل المؤمنون (۱۲۲)و لقد نصرکم الله ببدر و انتم اذله فاتقوا الله لعلکم تشکرون (۱۲۳)اذ تقول للمؤمنین ا لن یکفیکم ان یمدکم ربکم بثلاثه آلاف من الملائکه منزلین (۱۲۴)بلی ان تصبروا و تتقوا و یاتوکم من فورهم هذا یمددکم ربکم بخمسه آلاف من الملائکه مسومین (۱۲۵)و ما جعله الله الا بشری لکم و لتطمئن قلوبکم به و ما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم (۱۲۶)لیقطع طرفا من الذین کفروا او یکبتهم فینقلبوا خائبین (۱۲۷) لیس لک من الامر شی ء او یتوب علیهم او یعذبهم فانهم ظالمون (۱۲۸)و لله ما فی السماوات و ما فی الارض یغفر لمن یشاء و یعذب من یشاء و الله غفور رحیم (۱۲۹)

صفحه : ۴

ترجمه آیات

بیاد آرای پیغمبر به یاد آور سحر گاهی را که از خانه خود به جهت صف آرائی مؤمنان برای جنگ بیرون شدی، و خدا به همه گفتار و کردار تو شنوا و دانا بود(۱۲۱).

و آن گاه که دو طایفه از شما بد دل و ترسناک و در اندیشه فرار از جنگ بودند و خدا یار آنها بود آنان را دلدار نمود و همیشه باید اهل ایمان به خدا توکل کنند تا دلدار و نیرومند باشند(۱۲۲).

و به حقیقت خداوند شما را در جنگ بدر یاری کرد و غلبه بر دشمن داد با آنکه شما از هر جهت درمقابل دشمن ضعیف بودید، پس راه خداپرستی و تقوا پیش گیرید باشد که شکر نعمتهای او به جای آرید(۱۲۳).

(ای رسول)بیاد آر آن هنگام را که به مؤمنین گفتی: آیا خداوند به شما مدد نفرمود که سه هزار فرشته به یاری شما فرستاد؟(۱۲۴).

بلی اگر شما صبر و مقاومت در جهاد پیشه کنید و پیوسته پرهیز کار باشید چون کافران بر سر شماشتابان و خشمگین بیایند خداوند برای حفظ و نصرت شما پنج هزار فرشته را با پرچمی که نشان مخصوص سپاه اسلام است به مدد شما می فرستد(۱۲۵).

و خدا آن فرشتگان را نفرستاد مگر برای اینکه به شما مژده فتح دهند و دل شما را به نصرت خدامطمئن کنند و فتح و پیروزی نصیب شما نگشت مگر از جانب خداوند توانای دانا(۱۲۶).

تا گروهی از کافران را هلاک گرداند یا ذلیل و خوار کند که از مقصود خود(که از میان بردن اسلام و مسلمین است)نا امید باز گردند(۱۲۷).

ای پیغمبر(خدا را اختیار مطلق است)به دست تو کاری نیست اگر بخواهد به لطف خود از آن کافران درگذرد و اگر بخواهد به جرم آن که مردمی ستمگرند آنها را عذاب کند(۱۲۸).

هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است همه ملک خدا است هر که را خواهد ببخشد و هر که راخواهد عذاب کند، خدا نسبت(به خلق بسیار)آمرزنده و مهربان است ۱۲۹.

بیان آیات

از اینجا سیاق آیات سیاقی دیگر شده، و به مطلبی که در آغاز سوره ذکر شده بودبرگشته، در آنجا مؤمنین را به موقعیت و موقف دشواری که دارند هشدار می داد، و نعمت هائی را که به ایشان ارزانی داشته بود(از قبیل ایمان و نصرت و کفایت شر دشمنان را)به یادشان می آورد، و رموزی را تعلیمشان می داد که به وسیله آن به مقصد شریفشان برسند، و به دستوراتی

صفحه : ۵

هدایتشان کرد که سعادتشان را هم در زندگی و هم بعد از مردن تامین کند.

در این آیات داستان جنگ احد نیز آمده، و اما آیاتی که اشاره ای به داستان جنگ بدردارد در حقیقت ضمیمه ای برای تکمیل داستان جنگ بدر است، و جنبه شاهد برای آن قصه دارد، نه اینکه مقصود اصلی طرح داستان بدر باشد، که ان شاء الله باز هم در تفسیر آیاتش سخن خواهیم گفت.

“و اذ غدوت من اهلک تبوی ء المؤمنین مقاعد للقتال”کلمه”اذ”ظرفی است متعلق به چیزی که حذف شده، و در ظاهر کلام نیامده ازقبیل: “به یاد آور”و امثال آن، و فعل”غدوت”از مصدر”غین – دال – واو”گرفته شده، که به معنای بیرون شدن در پگاه است و کلمه”تبوی ء”از مصدر”تبوئه”گرفته شده، که به معنای تهیه مکان برای غیر، و یا اسکان غیر در مکان و متوطن کردن او در آن است، و کلمه”مقاعد”جمع مقعد

معنای اهل و مراد از اهل رسول خدا(ص)

و کلمه”اهل”به طوری که راغب (۱) گفته به معنای هر آن کس و یا کسانی است که نسبت و یا خاندان و یا غیر آن دو از قبیل دین و شهر و یا صنعت ایشان را یکی می کند، مثلامی گویند اهل فلان شخص، یعنی زن و بچه و خادم و سایر کسانی که از او می خورند، و بازمی گویند اهل فلان شخص، یعنی همه کسانی که به او منسوبند، مثل عشیره و نوه ونتیجه های او که عترت اویند، و باز گفته می شود اهل همدان، یعنی همه کسانی که در شهرزندگی می کنند، (و یک نقطه از زمین همه را در خود گنجانیده، و وحدتی میان آنان بر قرارکرده)، و باز گفته می شود اهل فلان دین، یعنی همه افرادی که متدین به آن دینند، (و وحدت دین همه را یکی کرده، و وحدتی به کثرتشان داده)، و نیز گفته می شود اهل کارخانه پارچه بافی، و یا اهل صنعت که داشتن صنعت وحدتی به آنها داده، و یا اهل فلان صنعت خاص، که شامل همه اساتید آن صنعت می شود، و کلمه اهل از کلماتی است که در مذکر و مؤنث فرقی نمی کند، و همچنین در مفرد و جمع تغییر شکل نمی دهد، هم به یک نفر می گویند اهل فلانی، و هم به چند نفر، و البته استعمالش مخصوص به مورد انسان است، بچه های یک حیوان را هیچگاه اهل آن حیوان نمی گویند.

و مراد از اهل رسول خدا(ص)، خواص آن جناب است، که شامل جمع دودمانش می شود و مراد از آن در خصوص آیه شخص واحد نیست، به دلیل اینکه فرموده: “غدوت من اهلک”چون وقتی می توان گفت”از میان اهلت خارج شدی”که منظور از اهل،

…………………………………….. (۱)مفردات راغب ص ۲۹.

صفحه : ۶

جمعیت خانواده و خویشاوندان باشد، اما اگر منظور یک نفر باشد مثلا تنها همسر و یا مادر باشدنمی توان گفت: “از میان اهلت خارج شدی”، و همین که می بینیم در آیه مورد بحث فرموده: “غدوت من اهلک”خود دلیل بر این است که مراد از اهل جمع است نه یک نفر، و لذا می بینیم بعضی از مفسرین که اهل را به یک نفر تفسیر کرده اند، ناگزیر شده اند در آیه تقدیری بگیرند، وبگویند: تقدیر آیه”غدوت من بیت اهلک”است، یعنی” وقتی که از خانه اهلت خارج شدی”، لیکن در کلام هیچ دلیلی نیست که بر آن مطلب دلالت کند.

سیاق و روال آیات مورد بحث بر اساس خطاب کردن به عموم مؤمنین است، در این آیات مؤمنین را به مفاد آیات قبل و بعد مخاطب قرار داده پس می توان گفت در جمله: “واذ غدوت…”که خطاب بخصوص رسول خدا(ص)است، التفاتی از خطاب عموم به خطاب آن جناب شده است، و گویا وجه در این التفات لحن عتابی است که از آیات ظاهر می شود، چون این آیات از شائبه ملامت و عتاب و اسف بر جریانی که واقع شده(یعنی آن سستی و وهنی که در تصمیم در عمل قتال از ایشان سر زده)خالی نیست، و برای اینکه به آنان چوب کاری کرده باشد خطاب را از آنان برگردانیده و متوجه شخص رسول خدا(ص)نموده است، عملی که از شخص آن جناب سر زد، یعنی بیرون شدن از میان اهل رابهانه قرار داد، و فرمود: “به یاد آر زمانی را که از بین اهل خود خارج می شدی”، و نیز فرمود: آن زمان که به مؤمنین می گفتی: “ا لن یکفیکم…”، همچنین فرمود: “لیس لک من الامرشی ء” (۱) و نیز فرمود: “قل ان الامر کله لله” (۲).

و نیز فرمود: “فبما رحمه من الله لنت لهم، و لو کنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من حولک فاعف عنهم” (۳).

و نیز فرمود: “و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا”، با اینکه رسول خدا(ص)هرگز نمی پندارد که شهدا مرده اند مع ذلک به خاطر همان چوب کاری که گفتیم خطاب و عتابی که متوجه مردم است متوجه آن جناب نموده و می فرماید: ” هرگز نباید بپنداری که کشتگان در راه خدا مرده اند…”.

…………………………………….. (۱)تو از این امر هیچ اختیاری نداری. (۲)به این مردم بگو زمام همه امور به دست خدا است. (۳)پس بخاطر رحمت مخصوصی از خدا بود که تو نسبت به آنان ملایم و نرمخو شدی، و گر نه اگرخشن و غلیظ القلب می بودی، مردم از پیرامونت متفرق می شدند، لذا باز هم از آنان درگذر، و خطایشان راتعقیب مکن.

صفحه : ۷

به جهتی که گفته شد خطاب جمع در این موارد را تبدیل به خطاب مفرد کرد، و مواردنامبرده از مواردی است که وقتی سخن گوینده به آن موارد کشیده می شود او را دچار تندی وهیجان نموده در نتیجه نمی گذارد گفتارش را ادامه دهد، به خلاف مواردی مثل آیات بعدی این سوره یعنی آیه ۱۴۴ که می فرماید: “و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل، ا فان مات اوقتل انقلبتم”، و آیه ۱۵۳ که می فرماید: “و الرسول یدعوکم فی اخریکم”، که عتاب درآنها با خطاب جمع آمده، چون خطاب جمع مؤثرتر از خطاب مفرد بود، و باز به خلاف آیه ۱۶۴همین سوره که رسول خدا(ص)در آن غایب فرض شده، چون در مقام منت گذاری بر مؤمنین است به خاطر این نعمت که بر ایشان پیغمبری مبعوث کرده، غایب گرفتن اوبیشتر در دلها می نشیند و در نفوس مؤثر می افتد و از توهم های پوچ و خیالهای باطل دورتر است، خواننده عزیز اگر در آیات شریفه دقت کند، به صحت گفتار ما پی می برد.

و معنای آیه این است که به یاد آر آن زمان را که در غداه – صبح – از اهلت خارج شدی، تا برای مؤمنین لشگر گاهی آماده سازی، – و یا در آنجا اسکانشان دهی تا اطراق کنند، و خدا شنوا است نسبت به آنچه در آنجا گفته شد و نیز نسبت بدان چه در دلها پنهان کرده بودنددانا است.از جمله: “و اذ غدوت من اهلک…”چنین بر می آید که معرکه جنگ به منزل آن جناب نزدیک بوده، و این خود دلیل است بر این که دو آیه مورد بحث ناظر به داستان جنگ احداست، در نتیجه این دو آیه متصل است به آیاتی که در باره جنگ احد نازل شده است، چون مضامین و مفاهیم آنها با این جریان تطبیق می کند، و از همین جا روشن می شود که گفتاربعضی از مفسرین که گفته اند دو آیه مورد بحث در باره جنگ بدر نازل شده درست نیست، وهمچنین گفتار آنهائی که گفته اند: مربوط به جنگ احزاب است سخن ضعیفی است، و وجه ضعف آن دو روشن است.

“و الله سمیع علیم”یعنی خدای تعالی شنوای آن سخنانی است که در آنجا گفتند، و دانای به آن نیات واسراری است که در دلهای خود پنهان داشتند، و این جمله دلالت دارد بر اینکه در آن واقعه سخنانی در بین مؤمنین رد و بدل شده، و نیاتی را هم در دلهای خود پنهان داشته اند، و از ظاهرکلام بر می آید که جمله: “اذ همت”متعلق به هر دو وصف است.

“اذ همت طائفتان منکم ان تفشلا و الله ولیهما”ماده”ها – میم و میم”که فعل ماضی مؤنث غایب”همت”از آن مشتق شده به معنای تصمیم و عزمی است که در دل برای کاری جزم کرده باشی، و کلمه”فشل”به معنای

صفحه : ۸

ضعف توام با ترس است.

بیان مراد از جمله”و الله ولیهما”در آیه شریفه و رد گفته یکی از مفسرین در ذیل این جمله

و جمله: و الله ولیهما حال از جمله قبل است، و عامل در آن فعل”همت”است، وزمینه کلام زمینه عتاب و توبیخ است، و همچنین جمله: “و علی الله فلیتوکل المؤمنون”حالی دیگر از آن جمله است، و معنایش این است که: این دو طایفه تصمیم گرفتند ازکار جنگ منصرف شوند، و آن را سست بگیرند، در حالی که خدای تعالی ولی آن دو طایفه است، و این برای مؤمن سزاوار نیست، که با اینکه معتقد است خدا ولی او است در خود فشل وسستی و ترس راه دهد، و بلکه سزاوار است امر خود را به خدا واگذار کند که هر کس بر خداتوکل کند خدا وی را کافی خواهد بود.

از اینجا ضعف گفتار زیر روشن می شود که بعضی گفته اند: این هم، هم خطوری است، نه عزمی و با تصمیم قاطع، چون خدای تعالی این دو طایفه را ستوده و خبر داده که اوولی ایشان است، پس اگر هم آنان هم قطعی بود، و در نتیجه بر فشل و سستی تصمیم قاطعانه گرفته بودند، باید می فرمود: “شیطان ولی ایشان است”نه اینکه با عبارت فوق مدحشان کند.

و من نفهمیدم منظور این مفسر از عبارت”هم خطوری است، نه هم عزمی و با تصمیم قطعی”چه بوده؟اگر منظورش این بوده که دو طایفه مورد بحث تنها تصور فشل کرده اند، و به قلبشان خطور کرده که مثلا چطور است فشل و سستی کنیم، که این تصور اختصاصی به دوطایفه از مؤمنین نداشته، معلوم است که تمامی افراد حاضر در آن صحنه چنین تصوری راداشته اند، و اصلا معنا ندارد که این خطور جزء حوادث این قصه شمرده شود، علاوه بر این خطورقلبی را در لغت هم و تصمیم نمی گویند، مگر اینکه منظورش از خطور، خطور تصوری توام بامختصری تصدیق و خلاصه خطوری باشد آمیخته با مقداری تصدیق، زیرا اگر غیر از این بوده باشد سایر طوائف و گروههای مسلمین از فشل این دو طایفه خبردار نمی شدند، لابد علاوه برخطور قلبی اثر عملی هم بر طبق آن داشته اند که سایرین از حالشان با خبر شده اند، علاوه بر این که ذکر ولایت خدا و این که خدای تعالی ولی این دو طایفه است و نیز این که بر مؤمن واجب است، که توکل بر خدا کند، با همی سازش دارد که توام با اثری عملی باشد، نه صرف خطور وتصور، از این هم که بگذریم این که گفت جمله: “و الله ولیهما…”مدح است حرف صحیحی نیست، بلکه به طوری که از سیاق بر آمد دیدید که این جمله ملامت و موعظت است.

و شاید منشا این گفتار روایتی (۱) باشد که از جابر بن عبد الله انصاری نقل شده که

…………………………………….. (۱)مجمع البیان ج ۱ – ۲ ص ۴۹۵.

صفحه : ۹

گفت: این آیه در باره ما نازل شده، و هیچ دوست نمی دارم که نازل نمی شد، برای اینکه خدارا ولی ما خوانده، و فرموده: “و الله ولیهما”.

مفسر نامبرده از این روایت چنین فهمیده که جابر آیه را در مقام مدح دانسته است.

و به فرضی که روایت صحیح باشد منظور جابر این نبوده که آیه همه اش در مقام مدح است، بلکه خواسته است بگوید: خدای تعالی ایمان ما را تصدیق کرده، و ما را جزء مؤمنینی دانسته که به حکم”الله ولی الذین آمنوا…”، “و الذین کفروا اولیائهم الطاغوت…”در تحت ولایت اویند، و نخواسته است عتاب و توبیخ آیه را نسبت به آن دو طایفه انکار کند.

“و لقد نصرکم الله ببدر و انتم اذله”

توضیحی در مورد جمله”و انتم اذله”در آیه شریفه

از ظاهر سیاق بر می آید که آیه شریفه در این مقام است تا شاهدی باشد برای این که عتاب قبلی را تکمیل و تاکید کند، در نتیجه معنای حال را افاده می کند، همانطور که جمله”و الله ولیهما…”حال را افاده می کرد، در نتیجه معنای آیه چنین می شود: این سزاوار نبود که از شما مؤمنین آثار فشل مشاهده شود، با اینکه ولی شما خدا است، و با اینکه خدا شما را که دربدر ذلیل بودید یاری فرمود، و بعید نیست که آیه شریفه کلامی مستقل باشد در این زمینه که بخواهد بر مؤمنین منت بگذارد به آن نصرت عجیبی که در جنگ بدر از ایشان کرد، و ملائکه رابه یاریشان فرستاد.

و چون یاری آنان در روز بدر را یادآور شد، و آنرا در مقابل حالتی که خود مؤمنین داشتند قرار داد، – با در نظر گرفتن این که هر کس عزتی به خرج بدهد به یاری خدا و عون اودارای عزت شده، چون انسان از ناحیه خودش به جز فقر و ذلت چیزی ندارد، – لذا در بیان حالی که مؤمنین داشتند فرمود: “و انتم اذله”از اینجا معلوم می شود که جمله”و انتم اذله”هیچ منافاتی با آیاتی که عزت را از آن خدا و مؤمنین می داند ندارد، نظیر آیه: “و لله العزه و لرسوله و للمؤمنین” (۱) ، چون عزت مؤمنین هم به عزت خدا است و همچنان که فرموده: “فان العزه لله جمیعا” (۲) و خدا که همه عزت ها ازاو است وقتی می خواهد مؤمنین را عزت بدهد یاریشان می کند، همچنان که در جای دیگرفرموده: “و لقد ارسلنا من قبلک رسلا الی قومهم، فجاؤهم بالبینات فانتقمنا من الذین اجرموا و

…………………………………….. (۱)”سوره منافقون آیه: ۸″. (۲)”سوره نساء، آیه: ۱۳۹″.

صفحه : ۱۰

کان حقا علینا نصر المؤمنین” (۱) ، پس وقتی که موقعیت یک چنین موقعیتی باشد که اگر مؤمنین بدان جهت که مؤمنین هستند، و با صرف نظر از یاری و عزت خدائی در نظر گرفته شوند، به جزذلت چیزی نخواهند داشت.

علاوه بر اینکه از نظر واقعه خارجی هم مؤمنین در آن روز در ذلت بودند، برای این که عدد و نیرویشان بسیار اندک و قوت و شوکت و زینت دشمن بسیار زیاد بود، و چه مانعی داردکه این ذلت نسبی را به کسانی بدهیم که در واقع عزیزند، همچنان که می بینیم خدای تعالی ذلت را به مردمی نسبت داده که کمال مدح را از ایشان کرد چنانچه فرمود: “فسوف یاتی الله بقوم یحبهم، و یحبونه، اذله علی المؤمنین اعزه علی الکافرین…” (۲).

“اذ تقول للمؤمنین ا لن یکفیکم ان یمدکم…”کلمه”امداد”که فعل”یمد”از آن مشتق است از مصدر ثلاثی مجرد”میم – دال دال”گرفته شده، که به معنای رساندن مدد بنحو اتصال است.

“بلی ان تصبروا و تتقوا و یاتوکم من فورهم هذا…”کلمه”بلی”کلمه تصدیق و کلمه”فور”و”فوران”به معنای غلیان و جوشش است، وقتی گفته می شود”فاد القدر””بکسره قاف”معنایش این است که دیگ به جوش آمد، و به عنوان استعاره و مجاز در مورد سرعت وعجله به کار می رود، و امری را که مهلت و درنگ در آن نیست امر فوری می گویند، پس معنای این که فرمود: “من فورهم هذا”همین”ساعت”است.

مصداق وعده به نصرت با ملائکه به مؤمنین در آیه کریمه

و ظاهرا مصداق آیه شریفه، واقعه روز بدر است، و البته این وعده را به شرط صبر و تقواداده و فرموده است که: “ان تصبروا و تتقوا و یاتوکم من فورهم هذا”.

و اما از کلام بعضی از مفسرین ظاهر می شود که خواسته اند بگویند در جمله موردبحث خداوند وعده بر نازل کردن ملائکه را داده است در صورتی که کفار بعد از این فوریت برگردند، و در نتیجه خواسته اند بگویند که مراد از جمله”فورهم” خود روز بدر است، نه آمدن آنان در روز بدر، و همچنین اینکه از کلام بعضی دیگر بر می آید که خواسته اند بگویند: آیه شریفه وعده ای است به نازل کردن ملائکه در سایر جنگهائی که بعد از بدر اتفاق می افتد(نظیر

…………………………………….. (۱)ما قبل از تو پیغمبرانی دیگر نیز به سوی اقوامشان گسیل داشتیم، پیامبران آیاتی روشن برای آنان آوردند، و ما از کسانی که جرم کردند انتقام گرفتیم، چون این بر ما است که مؤمنین را یاری کنیم”سوره روم آیه: ۴۷″. (۲)پس بزودی خدای تعالی مردمی را برمی انگیزد که دوستشان دارد، و آنان هم خدا را دوست دارند، مردمی که در برابر مؤمنین ذلیل و در برابر کفار عزیز و ذلت ناپذیرند”سوره مائده آیه: ۵۴″.

صفحه : ۱۱

احد و حنین و احزاب)سخنانی است که هیچ دلیلی از لفظ آیه بر آن نیست.

و اما در باره روز جنگ احد در آیات قرآنی هیچ محلی دیده نمی شود که بتوان از آن استفاده کرد که در آن روز نیز ملائکه سپاه اسلام را یاری کرده باشند، و این خود روشن است، و اما در مورد روز احزاب و روز حنین هم هر چند در غیر آیات مورد بحث آیاتی است که دلالت دارد بر نزول ملائکه، مانند آیه: “اذ جائتکم جنود فارسلنا علیهم ریحا و جنودا لم تروها” (۱) که در باره جنگ احزاب است.و آیه: “و یوم حنین…و انزل جنودا لم تروها” (۲) که در باره جنگ حنین است، الا این که لفظ آیه مورد بحث که می فرماید: “بلی ان تصبروا و تتقوا و یاتوکم من فورهم هذا”قاصر است از این که دلالت کند بر یک وعده عمومی در باره همه جنگها.

و اما نزول سه هزار ملک در روز بدر منافاتی با آیه سوره انفال ندارد، که می گوید: “فاستجاب لکم انی ممدکم بالف من الملائکه مردفین” (۳) برای این که کلمه”مردفین”به معنای پشت سر هم است، و آیه را چنین معنا می دهد که با چند هزار ملک که هر هزارش دنبال هزاری دیگر باشد مدد خواهم کرد، که توضیح این معنا در تفسیر سوره انفال آمده است.

“و ما جعله الله الا بشری لکم…”ضمیر در”جعله”به امدادی که از فعل”یمددکم”استفاده می شود بر می گردد، وکلمه”عند”در جمله”الا من عند الله”، ظرفی است که معنای حضور را افاده می کند، چون این کلمه در آغاز در قرب و حضور مکانی که مختص به اجسام است استعمال می شده، برای این وضع کرده اند که مثلا بگویند: “کنت قائما عند الکعبه نزد کعبه ایستاده بودم”و بتدریج استعمالش توسعه یافت و در قرب زمانی نیز استعمال شد، مثلا گفتند: “رایت فلانا عند غروب الشمس” (۴) و سپس کار به جائی رسید که در تمام موارد قرب و نزدیک(اعم از زمانی، مکانی ومعنوی)استعمال کردند مثلا گفتند”عند الامتحان یکرم الرجل او یهان” (۵).

و آنچه در این مقام از جمله”و ما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم”با در نظر گرفتن جمله قبلش که می فرمود: “و ما جعله الله الا بشری لکم و لتطمئن قلوبکم به”استفاده می شود،

…………………………………….. (۱)”سوره احزاب آیه: ۹″. (۲)”سوره توبه آیه: ۲۶″. (۳)پس خدا دعایتان را مستجاب کرد، و فرمود شما را با فرستادن هزار ملک پیوسته مدد خواهیم کرد.”سوره انفال آیه: ۹″. (۴)من فلانی را هنگام غروب خورشید دیدم. (۵)هنگام امتحان است که آدمی رو سفید می شود و یا خوار می گردد.

صفحه : ۱۲

این است که: منظور از کلمه”عند”مقام ربوبی است، که تمامی اوامر و فرامین بدان جا منتهی می شود، و هیچ یک از اسباب از آن مستقل و بی نیاز نیست، پس با در نظر گرفتن این نکته، معنای آیه چنین می شود: ملائکه مددرسان، در مساله مدد رساندن و یاری کردن هیچ اختیاری ندارند، بلکه آنها اسباب ظاهریه ای هستند که بشارت و آرامش قلبی را برای شمامی آفرینند، نه این که راستی فتح و پیروزی شما مستند به یاری آنها باشد، و یاری آنها شما رااز یاری خدا بی نیاز کند، نه، هیچ موجودی نیست که کسی را از خدا بی نیاز کند، خدائی که همه امور و اوامر به او منتهی می شود، خدای عزیزی که هرگز و تا ابد مغلوب کسی واقع نمی شود، خدای حکیمی که هیچگاه دچار جهل نمی گردد.

“لیقطع طرفا من الذین کفروا او یکبتهم…”تا آخر آیات مورد بحث، حرف”لام”در اول آیه متعلق است به جمله”و لقد نصرکم الله”، و قطع طرف کنایه است از کم کردن عده و تضعیف نیروی کفار به کشتن و اسیرگرفتن، همان طور که دیدیم در جنگ بدر اتفاق افتاد، مسلمانان هفتاد نفر را کشتند، و هفتادنفر دیگر را اسیر کردند، و کلمه”کبت”به معنای خوار کردن و به خشم در آوردن است.

و جمله: “لیس لک من الامر شی ء”جمله ای است معترضه، و فایده اش بیان این معنا است که: زمام مساله قطع و کبت بدست خدای تعالی است، و رسول خدا(ص)در آن دخالتی ندارد، تا وقتی بر دشمن ظفر یافتند و دشمن را دستگیر نمودند او رامدح کنند و عمل و تدبیر آنجناب را بستایند، و بر عکس اگر مثل روز احد از دشمن شکست خوردند و گرفتار آثار شوم شکست شدند آن جناب را توبیخ و ملامت کنند، که مثلا امر مبارزه را درست تدبیر نکردی، همچنان که همین سخن را در جنگ احد زدند، و خدای تعالی گفتارشان را حکایت کرده است.

و جمله: “او یتوب علیهم”عطف است بر جمله”یقطع…”، و وقتی جمله معترضه: “لیس لک من الامر شی ء”را کنار بگذاریم گفتار در دو آیه گفتاری است متصل، و چون در آیه مورد بحث سخن از توبه شد، در آیه بعدش امر توبه و مغفرت را بیان نموده و فرموده: “و لله ما فی السموات و ما فی الارض…”و معنای هر سه آیه این است که این تدبیر متقن از ناحیه خدای تعالی برای این بود که با قتل و اسیر کردن کفار عده آنان را کم، و نیرویشان را تحلیل ببرد، ویا برای این بود که ایشان را کبت کند، یعنی خوار و خفیف نموده تلاشهایشان را بی ثمر سازد، و یا برای این که موفق به توبه شان نموده و یا برای این بود که عذابشان کند، اما قطع و کبت ازناحیه خدای تعالی است، برای این که امور همه به دست او است نه به دست تو، تا اگر خوب از

صفحه : ۱۳

کار در آمد ستایش و در غیر این صورت نکوهش شوی، و اما توبه و یا عذاب به دست خدااست،

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.