اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معیار آغاز و انجام ماههای قمری
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 74
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل معیار آغاز و انجام ماههای قمری؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل معیار آغاز و انجام ماههای قمری شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل معیار آغاز و انجام ماههای قمری را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل معیار آغاز و انجام ماههای قمری با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل معیار آغاز و انجام ماههای قمری با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل معیار آغاز و انجام ماههای قمری تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل معیار آغاز و انجام ماههای قمری را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معیار آغاز و انجام ماههای قمری :
وابستگی بسیاری از احکام در اسلام، به گردش ماه و حالتهای گوناگون آن، نیازمند شرح و سخن بسیار نیست. هر کس با اندک آشنایی با عبادتهایی چون: نماز، روزه، حج، جهاد و… می داند که بخش مهمی از احکام این عبادتها، با آغاز و انجام ماههای قمری ارتباطی تنگاتنگ دارد. فقیهان درباره آغاز ماه قمری، سخن بسیار گفته اند و این نوشته بر آن است تا دیدگاه مشهور را برگزیده و با زدودن برخی ابهامها، گامی هر چند کوتاه، در نمایاندن درستی این دیدگاه بردارد.
گرچه می توان درباره آغاز ماه قمری، چند دیدگاه را در لابه لای سخنان و نوشته های فقیهان، پیدا کرد، ولی آنچه امروز بیش از همه مطرح و مورد ارزیابی است، دو دیدگاه است.
۱ . پیدا شدن هلال ماه را در هر منطقه برای همه مناطق دیگر کافی نیست و برای ماه نیز، افقهای گوناگون وجود دارد.
۲ . پیدا شدن هلال ماه در یک جا، برای منطقه های یگر نیز کافی است و پیدایش هلال ماه، دارای افقهای گوناگون نیست.
البته در همین نوشته باید این دو دیدگاه را بیش از این بشکافیم و مقصود گروندگان به هر یک را بهتر و روشن تر دریابیم، ولی در آغاز و پیش از پرداختن به ریزه کاریهای هر کدام، شایسته است که برخی پندارهای نادرست را درباره پیامد هر یک از این دو گوشزد کنیم.
ممکن است برخی چنین تصور کنند که اختلاف میان اخترشناسان در تعیین آغاز ماه قمری، با گزینش دیدگاه نبود افقهای گوناگون برچیده می شود و مردم از سردرگمی رهایی می یابند. بویژه در چند سال اخیر که در چندماه رمضان پی درپی، سخن سالنامه نویسان، با آنچه گروهی از جویندگان هلال آغاز ماه می دیدند و اعلام رسمی در کشور ما نیز بر آن بود، اختلاف داشت، این پندار برای برخی قوت بیش تری گرفت. گفته می شود: اگر افقهای گوناگون مطرح نباشد، چنین ناسازگاریهایی هم رخت بر می بندد.
ولی باید دانست که چنین چیزی نادرست و ناشی از نسنجیدن درست همه سویه این دیدگاههاست. آنچه در دیدگاه نبود افقهای گوناگون وجود دارد این است که: اگر هلال ماه در منطقه ای از کره زمین، درخور دیدن باشد، برای همه منطقه های دیگری که در نخستین لحظه پیدایش هلال، شب باشند، حجت است و آغاز ماه نو قمری، برای همه آنها ثابت می شود.
اما پیدایش هلال را چگونه باید دریافت، مساله ای است، جدا.
آیا سخن حکومتهای مختلف کشورهای اسلامی، هر چند به دیگر احکام و مقررات اسلامی پای بند نباشند، در این باره حجت است؟
آیا دیدن و اعلام کردن برخی عالمان درباری، حجت است؟ آیا نوشته اخترشناسان، که در برخی از سالها، حتی در کشور خودمان، سالنامه های گوناگون با تعیین زمانهای گوناگون یافت می شد، حجت است؟
دیدگاه اثبات افقها و یا نفی آن، هر دو می توانند پاسخهای همسان به این پرسشها بدهند.
سخن در این است که اگر در منطقه ای هلال ماه در خور دیدن باشد، تکلیف دیگر منطقه ها چیست، و این قابلیت دیدن باید اثبات گردد. سردرگمی سالهای اخیر، به عقیده شماری از کارشناسان این رشته، ناشی از کم توجهی و بی دقتی در نگارش سالنامه هاست; چرا که برای یک کشور به اندازه ایران، سالنامه های مختلف یافته می شود که هر کدام، آغاز ماه را به گونه ای محاسبه کرده اند. طبیعی است که همه آنها نمی تواند درست باشد. در اساس، اختلاف این دو دیدگاه، پس از اثبات وجود هلال ماه در یک منطقه آغاز می شود، که آیا این هلال ثابت شده برای همه جا کافی است یا تنها برای منطقه های هم افق؟ در حالی که اختلاف موجود در سالهای گذشته در این بود که آیا هلال پیدا شده است یا خیر؟
نکته درخور توجه دیگر این که: نتیجه هیچ یک از دو دیدگاه یاد شده این نیست که در همه منطقه های کره زمین، یک روز به عنوان روز عیدفطر یا قربان، یک شب به عنوان شب قدر و مانند آن خواهد بود.
شماری از آنان که افقهای گوناگون را نمی پذیرند، مانند آقای خویی، در بیان کامل و دقیق نظر خویش گفته اند: هرگاه هلال ماه در منطقه ای درخور دیدن شود، همه منطقه هایی که در آن هنگام در تاریکی شب باشند، ماه قمری برای آنها آغاز می شود. بسیار روشن است که همواره نیمی از منطقه های کره زمین، در روشنایی روزند و هلال ماه یاد شده، برای آن منطقه ها، آغازگر ماه قمری به شمار نمی آید. برای نمونه اگر در ایران، به هنگام غروب خورشید، هلال ماه را بتوان دید، آغاز ماه قمری است و صبح فردای آن شب، دارای احکام ویژه خویش مانند واجب بودن روزه، یا حرام بودن آن خواهد بود، ولی منطقه هایی که درلحظه پیدا شدن همان هلال، بامداد روز خود را آغاز می کردند، حتی در دیدگاه آقای خوئی نیز، روز آخر ماه را می گذرانند و فردای آن روز، آغاز ماه آینده برای آنهاست. نتیجه چنین چیزی، یگانه نبودن فطر و قربان و قدر و مانند آن در همه کره زمین است. بنابراین، نباید پنداشت که با پذیرش دیدگاه نفی افقهای گوناگون، آغاز و انجام ماههای قمری برای همه انسانها یک نواخت و همزمان خواهد شد. البته در بررسی استدلالها و شواهد این دیدگاه، شرح بیش تری در این باره خواهیم آورد.
پس از روشن شدن این نکته ها، به بررسی اصل مساله می پردازیم و در آغاز چند احتمال را درباره معیار آغاز ماه قمری یادآور می شویم:
۱ . ماه قمری، با پیدایش هلال ماه در واپسین روز ماه پیشین در هر منطقه آغاز می شود و لازم است که هلال پیش از غروب ماه، از افق هر منطقه درخور دیدن باشد و گرنه در آن منطقه ماه قمری آغاز نگردیده است، هر چند با گذشت اندک زمانی پس از غروب ماه، هلال آن برای مناطق غربی تر، آشکار شود. برابر این دیدگاه، پیدایش هلال در همه منطقه هایی که غروب خورشید در آنها همزمان یا با تفاوتی اندک باشد. معیار آغاز ماه قمری است. همچنین پیدا شدن هلال در هر منطقه، نشانگر آن است که این هلال در همه منطقه های غربی تر، درخور دیدن است; چرا که بخش روشن ماه، پس از بیرون آمدن از محاق، رفته رفته به سوی زمین چرخیده و به سوی نیم دایره و سپس بدر کامل پیش می رود و هرگز ممکن نیست که پس از آشکار شدن هلال، ماه دوباره در تاریکی فرو رود، مگر این که چرخشی برعکس پیدا کند. بدین سان در همه منطقه های غربی تر نیز، ماه قمری آغاز شده است. بنابراین، ملاک آغاز ماه قمری در این دیدگاه، پیدایش واقعی هلالی است که درخور دیدن باشد و چون پیدایش هلال وقت معینی دارد، مناطقی که پیش از آن در تاریکی شب فرو رفته باشند، هنوز در ماه پیشین، به سر می برند.
۲ . معیار آغاز ماه قمری، همان پیدایش هلال و درخور دیدن بودن آن است، ولی همزمان با پیدایش هلال، ماه قمری نیز آغاز می شود و چون آشکار شدن هلال، پدیده ای است که در فضا رخ می دهد و به منطقه های گوناگون کره زمین وابسته نیست، ماه قمری برای همه منطقه ها، همزمان آغاز می شود و افقهای گوناگون در این باره بی معناست. برخی از دارندگان این دیدگاه، هم در کتاب فتوایی و هم در نوشته های تفصیلی خویش، مطلب را به همین گونه آورده اند.
شهید سید محمد باقر صدر، هم در حاشیه اش بر «منهاج الصالحین » (۱) مرحوم حکیم و هم در «الفتاوی الواضحه » (۲) ، از این مساله همین اندازه را یادآورد شده که پیدا شدن هلال ماه در یک منطقه، به معنای آغاز ماه قمری در همه جاست. آقای خوئی در بیان دیدگاه خویش، قید مهمی را آورده که نباید از آن به سادگی گذشت. ایشان آغاز شدن ماه قمری را تنها برای منطقه هایی می داند که به هنگام پیدا شدن هلال، در تاریکی شب باشند. وضع رو در رویی زمین با خورشید به گونه ای است که همواره نیمی از کره زمین شب و نیمی دیگر روز است. هلال ماه درهر جا که دیده شود، ماه قمری برای نیمی از زمین که در آن هنگام شب را می گذراندند، آغاز می شود و در این باره تفاوتی میان آغاز و پایان شب نیست; هر جا در هر ساعت از شب که باشد همین حکم را دارد. در این زمینه می نویسد:
«هذا انما یتجه بالاضافه الی الاقطار المشارکه لمحل الرؤیه فی اللیل ولو فی جزء یسیر منه، بان تکون لیله واحده لیله لهما، وان کانت اول لیله لاحدهما و آخر لیله للآخر المنطبق طبعا علی النصف من الکره الارضیه دون النصف الآخر الذی تشرق علیه الشمس عند ما تغرب عندنا; بداهه ان الآن نهار عندهم فلا معنی للحکم بانه اول لیله من الشهر بالنسبه الیهم.» (۳)
این [تحلیل] تنها برای منطقه هایی درست است که با منطقه دیدن هلال، از نظر شب بودن همراه باشند، هر چند در بخش کوتاهی از شب. باید یک شب برای این هر دو منطقه [جایی که هلال دیده می شود و جایی که آغاز ماه برای آن نیز ثابت می شود] باشد، هر چند برای یکی آغاز شب و برای دیگری پایان شب باشد. چنین چیزی به طور طبیعی، تنها برای نیمی از کره زمین ثابت می شود و نه نیمی دیگر که به هنگام غروب خورشید نزد ما، صبح را آغاز می کند; زیرا روشن است که در آن هنگام، آنان درروز به سر می برند و نمی توان گفت که این برای ایشان شب آغاز ماه است.
همین نکته در نوشته دیگری از آقای خوئی در پاسخ به نامه یکی از شاگردانش نیز آمده است. (۴) البته ایشان در کتاب فتوایی خویش: «منهاج الصالحین » و حاشیه عروه، سخنی از قید شب بودن آن مناطق به میان نمی آورد. این نکته در بررسی دیدگاه نبود افقهای گوناگون دارای اهمیت بسیار است که بدان خواهیم پرداخت.
۳ . دیدگاه دیگری در این مساله می توان یافت که می گوید: اگر هلال درمنطقه ای درخور دیدن باشد، آغاز ماه در آن جا و همه جاهایی که به طور معمول از روی عادت، میان آنها و منطقه هلال رفت و آمد برقرار باشد، ثابت می شود. این دیدگاه را می توان درسخن آقا سید محمد داماد یافت. در تقریرات درس ایشان آمده است:
«فتحصل من الجمیع عدم اختصاص ذلک بالبلاد المتفقه فی الافق، بل یشمل المختلفه ایضا ولکن بنحو کان السفر والارتباط متداولا…» (۵)
نتیجه آنچه گذشت: [آغاز ماه، با پیدایش هلال در یک منطقه]، به شهرهای هم افق اختصاص ندارد، بلکه شهرهای دارای افقهای گوناگون را نیز در بر می گیرد، ولی جاهایی که مسافرت و ارتباط میان آنها رایج بوده باشد…
۴ . معیار دیگری که امکان دارد برای آغاز ماه قمری گفته شود این که: پیدایش هلال در منطقه ای، نشانگر تعبدی آغاز ماه برای همه جاست، به این معنی که هرگاه ماه قمری، برای منطقه ای، به گونه ای وجدانی وتکوینی ثابت شود، شارع آن را برای دیگر مناطق هم، از روی تعبد، ثابت می داند.
به دیگر سخن، گسترش دادن آغاز ماه برای همه منطقه ها، به کمک تعبد شارع است و نه یک تحلیل نجومی، از آن گونه که در دیدگاه دوم گذشت. می توان گفت همه کسانی که نبود افقهای گوناگون را تنها از روایات دریافته اند و ثابت شدن آغاز ماه را در یک منطقه برای همه جا کافی می دانند، به گونه ای دیدگاه چهارم را پذیرفته اند. اگر تحلیل اخترشناسانه معینی داشته باشیم که براساس آن به فراگیر بودن آغاز ماه برسیم و در شرع نیز، بازدارنده ای برای آن نیابیم، سخنی از روی تعبد شارع نگفته ایم، بلکه اگر هم روایات مؤید بر آن تحلیل نباشد، باز هم به نتیجه همان مساله نجومی معتقد خواهیم شد. تنها لازم است که در شرع چیزی نیامده باشد که بازدارنده این تحلیل درترتیب احکام شرعی باشد. از این روی، می توان گفت: کسانی چون صاحب «حدائق » که تکیه اصلی خود را بر روایات گذاشته و بلکه سخن از مسطح بودن زمین گفته و کره بودن را انکار کرده اند، تعبد شرعی را بیش تر از تحلیل اخترشناسانه به کار بسته اند. در این باره، عبارت ملا احمد نراقی، بسیار گویاست:
«ثم الحق الذی لامحیص عنه عند الخبیر کفایه الرؤیه فی احد البلدین للبلد الآخر مطلقا، سواء کان البلدان متقاربین او متباعدین کثیرا; لان اختلاف حکمهما موقوف علی العلم بامرین لایحصل العلم بهما البته: احدهما ان یعلم ان مبنی الصوم والفطر علی دخول الهلال فی البلد بخصوصه ولایکفی وجوده فی بلد آخر وان حکم الشارع بالقضاء بعد ثبوت الرؤیه فی بلد آخر لدلاله علی وجوده فی هذا البلد ایضا وهذا مما لاسبیل الیه. لم لایجوز ان یکفی وجوده فی بلد لسائر البلدان ایضا؟ وثانیهما ان یعلم ان البلدین مختلفان فی الرؤیه البته، ای یکون الهلال فی احدهما دون الآخر وذلک ایضا غیرمعلوم…» (۶)
دیدگاه درستی که نزد انسان آگاه، گریزی از آن نیست این است که دیدن هلال در یک شهر، برای شهری دیگر به گونه مطلق کافی است، چه این دو شهر، نزدیک به هم باشند یا بسیار دور از یکدیگر، زیرا دوگانگی حکم این دو شهر، وابسته به آگاهی یافتن از دو چیز است که چنین آگاهی هرگز به دست نمی آید. یکی این که بدانیم مبنای روزه و فطر بر این پایه است که هلال در هرشهری وجود داشته باشد و بودن آن در شهری دیگر، کافی نباشد، همچنین بدانیم که دستور شارع به قضای روزه در صورت دیده شدن هلال ماه در شهری دیگر، از آن روست که وجود هلال در آن شهر، نشانه وجودش درشهرهای دیگر است. باید گفت راهی برای دانستن این چیزها نداریم. از کجا معلوم که وجود هلال در شهری برای دیگر شهرها کافی نباشد؟ دوم این که بدانیم که آن دو شهر از نظر دیدن ماه یکی نیستند، به این معنی که هلال در یکی هست و در دیگری نیست که این را نیز نمی توان دانست…
هدف ما این نیست که بگوییم ملا احمد نراقی، تنها از راه تعبد شرعی به دیدگاه یاد شده گرویده است، بلکه می خواهیم بیان مطلب را در عبارت ایشان بنمایانیم.
بررسی دیدگاهها
برای بررسی دیدگاههای چهارگانه یاد شده، نیازی بدان نیست که هر یک راجداگانه و با ریزه کاریهای موجود درهرکدام، بکاویم. دیدگاه سوم و چهارم نکته مشترکی دارند که در دو دیدگاه دیگر، چنین نکته اشتراکی وجود ندارد. آنچه در اساس و پایه، این دو را به هم می پیوندد آن است که: هر دو به گونه ای تعبد در آغاز شدن ماه قمری اعتقاد دارند. در یکی پیدا شدن هلال، نشانه تعبدی آغاز ماه برای همه جاست و در دیگری، تنها برای جاهایی که میان آنها، آمد و شد برقرار است. اما دو دیدگاه نخست، معیار آغاز ماه را یک تحلیل تکوینی و اخترشناسانه می داند. اگر گروندگان به دیدگاه دوم به شماری از روایات هم استدلال می کنند، نه از آن روست که همه دیدگاه خویش را تنها با روایات اثبات کنند، بلکه می گویند این روایات نیز، تایید کننده همان تحلیل تکوینی و نشانگر آن است که احکام شرعی آغاز و انجام ماه، بر اساس همان واقعیت تکوینی که ما می گوییم، بنا گردیده است و در این باره تعبدی در کار نیست.
بنابراین، اگر در بررسی دو دیدگاه نخست، روشن شود که روایات موجود هیچ گونه تعبدی را بیان نمی کنند، دو دیدگاه سوم و چهارم، همزمان از گردونه بیرون می روند ونیازی به بررسی بیش تر ندارند. بدین سان مهم آن است که دو دیدگاه نخست را نیک بکاویم و در بررسی دیدگاه دوم که ادعای همخوانی آن با روایات می شود، روشن کنیم که آیا تعبدی در میان است یا خیر.
از سویی دیگر چون این نوشته در پی اثبات درستی دیدگاه نخست، یا دیدگاه افقهای گوناگون در آغاز ماه قمری است، دلیلهای قول دوم را به بوته بررسی نهاده و در نقد آن، شرح کافی برای روشن کردن سخن خویش خواهیم آورد. از این روی، به بررسی این دلیلها می پردازیم.
دلیلهای دیدگاه غیر مشهور
این گروه از فقیهان برای اثبات سخن خویش، دلیلها و تاییدهایی آورده اند که می توان همه آنها را در سه دسته جای داد.
۱ . تحلیل تکوینی درباره چگونگی پیدایش هلال و آغاز ماه.
۲ . روایات.
۳ . تاییداتی از برخی آیات، روایات و مانند آنها.
۱. تحلیل تکوینی
گفته اند: ماه در چرخش خود به گرد زمین و رودررویی خویش با خورشید، حالتهای گوناگونی می پذیرد که ما بر روی کره زمین، بخش روشن ماه را به گونه های مختلف می بینیم. این درحالی است که همواره نیمی از کره ماه روشن است و نیمی دیگر تاریک، ولی چگونگی قرار گرفتن خورشید، زمین و ماه نسبت به یکدیگر، در برخی از روزها و شبها سبب می شود که ما تنها باریکه ای از بخش روشن ماه را ببینیم که آن راهلال می نامیم. در چند شب آخر ماه قمری، وضع ماه به گونه ای است که نیمه روشن آن، به گونه کامل، پشت به زمین می کند و هیچ دیده نمی شود، ولی این حالت، دیری نمی پاید و بر اثر چرخش ماه در ساعت معینی، باریکه ای از بخش روشن آن در برابر زمین قرار می گیرد و این جاست که گفته می شود: هلال ماه، پیدا شده است. معیار آغاز ماه قمری همین پیدایش هلال است و می بینیم که این پدیده در آسمان رخ می دهد و هیچ ارتباطی به اصل کره زمین ندارد، چه رسد به مناطق گوناگون آن. به دیگر سخن، اگر کره ای به نام زمین هم نداشتیم، بلکه بیننده ای را در فضا فرض کنیم که ماه را می بیند، همین پدیده درباره او رخ خواهد داد و در لحظه معینی باریکه ای از بخش روشن ماه به سوی او خواهد بود که همان لحظه هلال است. بنابراین، پیدایش هلال پدیده ای تکوینی در آسمان است و در زمان معینی پیدا می شود وهرگز به مناطق گوناگون زمین وابسته نیست.
اشتباه مشهور که برای هلال ماه افقهای گوناگون پنداشته اند این است که هلال ماه را به طلوع و غروب خورشید مانند کرده اند. آنان چنین پنداشته اند که همان گونه که خورشید در آسمان، درخشندگی خود را دارد و این زمین است که با چرخش خود در برابر آن، شب و روز را در مناطق گوناگون خویش می بیند و این مناطق، در پی حرکت وضعی زمین، هر کدام طلوعی و غروبی ویژه خود دارد، هلال ماه نیز چنین است، در حالی که هلال یک بار و در یک لحظه در آسمان پیدا می شود و ماه قمری نیز با پیدایش آن آغاز می گردد و این همانند کردن از اساس نادرست است.
آری، پیدایش هلال که آغاز ماه قمری را رقم می زند، تنها برای مناطقی است که در لحظه پیدایش، در تاریکی شب باشند، نه آن جاهایی که صبح خود را می گذرانند; چرا که ماه قمری از شب نخست ماه آغاز می شود و تا غروب واپسین روز آن ماه، که بیست و نه، یا سی روز بعد خواهد بود، ادامه دارد و نمی توان صبح یک روز را آغاز ماه دانست. پس برای چنان مناطقی، ماه از مغرب آن روز آغاز می شود که درحقیقت یک شب دیرتر از منطقه هلال خواهد بود.
این نکته را نیز باید یادآورد شویم که برخی از گروندگان به دیدگاه نبود افقهای مختلف، سخنی از تاخیر یک روز برای منطقه هایی که در لحظه پیدایش هلال، به اندازه ای از منطقه هلال دور بودند که صبح خود را می گذراندند، نگفته اند. یادآوری این مطلب مهم در سخن آقای خوئی و سید عبدالاعلی سبزواری وجود دارد، ولی کسانی چون صاحب «حدائق »، صاحب «جواهرالکلام »، آقای محسن حکیم در «مستمسک » و شهید صدر سخنی از آن به میان نیاورده اند. البته حقیقت آن است که کسانی چون صاحب، «جواهر» سید محسن حکیم به دلیلهای دیگری در نتیجه سخن خویش به گونه ای پیش رفتند که گویا گرایش به آغاز ماه قمری به طور همزمان، برای همه جا دارند و گرنه در عبارت هر دو بزرگوار آمده است که پیدا شدن هلال ماه در منطقه های مختلف، تفاوت دارد و بلکه سید محسن حکیم می نویسد:
«لاینبغی التامل فی اختلاف البلدان فی الطول والعرض، الموجب لاختلافها فی الطلوع و الغروب، ورؤیه الهلال و عدمها… اما لو رئی فی الغربیه فالاخذ باطلاق النص غیر بعید، الا ان یعلم بعدم الرؤیه، اذ لامجال حینئذ للحکم الظاهری…» (۷)
این مطلب شایسته درنگ نیست که شهرها در طول و عرض [جغرافیایی] گوناگون هستند، که سبب اختلاف در طلوع و غروب و دیدن و ندیدن هلال در آنها می گردد… اگر هلال ماه درشهری غربی دیده شود، تمسک به اطلاق روایت [برای اثبات آغاز ماه در شهری شرقی] دور نیست، مگر این که بدانیم [در شهر شرقی] درخور دیدن نبود; چرا که در چنین حالتی حکم ظاهری، جایی برای مطرح شدن ندارد.
این عبارتها به روشنی گویاست که آقای حکیم، آن تحلیل تکوینی موجود در عبارتهای کسانی چون آقای خوئی و شهید صدر را نپذیرفته است و تنها با نگاه به روایت به این سخن گرایش پیدا کرده و با این همه، شرط کرده است که یقینی بر خلاف آن نداشته باشیم. ما در بررسی تحلیل تکوینی نبود افقها خواهیم گفت که سخن آقای حکیم درنتیجه به طور کامل با دیدگاه نخست برابر است، هر چند او خود به همه پیامدهای سخن خویش توجه کافی نکرده باشد.
کسانی چون صاحب «حدائق » و «جواهر» نیز شبهه هایی چون احتمال مسطح بودن زمین و کم بودن مساحت بخش قابل سکونت آن و نیز روایات، آنان را به سوی چنین سخنانی برده است و نه تحلیلی تکوینی از آن گونه که در سخن آقای خوئی می بینیم.
تنها شهید صدر در این میان، آشکارا آن تحلیل را می پذیرد، ولی سخنی از شرط همراهی مناطقی که در لحظه پیدایش هلال در تاریکی شب باشند، به میان نمی آورد. بنابراین، یا ایشان پیدایش هلال را در یک منطقه برای همه کره زمین کافی می داند، که ظاهر عبارتش بدون در نظر گرفتن چیزی دیگر، همین است و یا شرط همراهی در شب را چنان روشن و ضروری می داند که یادآوری آن را هم لازم نمی بیند که در این صورت، اشکالهایی که خواهد آمد، بر ایشان نیز وارد خواهد بود. هدف ما از این نکته آن است که بیش تر فقیهان پیشین که نامشان در شمار گروندگان به دیدگاه نبود افقها برده می شود، تحلیل تکوینی یاد شده را در نوشته های خویش نیاورده اند و تنها به روایات این باب بسنده کرده و دیدن هلال را در یک منطقه، برای همه جا کافی دانسته اند. این تحلیل تا آن جا که ما می دانیم، نخستین بار در نوشته های آقای خوئی آمده و کسانی چون سید عبدالاعلی سبزواری و شهید صدر، پس از او چنین سخنی را گفته اند.
به هر روی، به دلیل اهمیت شرطی که در سخن مرحوم آقای خوئی آمده است، عبارت ایشان را در این باره می آوریم:
«هذا انما یتجه بالاضافه الی الاقطار المشارکه لمحل الرؤیه فی اللیل، ولو فی جزء یسیر منه; بان تکون لیله واحده لیله لهما، وان کانت اول لیله لاحدهما وآخر لیله للآخر المنطبق طبعا علی النصف من الکره الارضیه دون النصف الآخر الذی تشرق علیه الشمس عند ماتغرب عندنا; بداهه ان الآن نهارعندهم، فلامعنی للحکم بانه اول لیله من الشهر بالنسبه الیهم.» (۸)
این سخن [دیدگاه نبود افقها] درباره سرزمینهایی درست است که با منطقه هلال درخور دیدن، در تاریکی شب همراه باشند، هر چند این همراهی در بخش کمی از شب باشد. بدین گونه که یک شب هر دو جا را در برگرفته باشد، گرچه برای یک منطقه آغاز شب و برای منطقه ای دیگر پایان آن باشد. طبیعی است که چنین چیزی برای نیمی از کره زمین صادق است، نه نیم دیگر که به هنگام غروب ما، خورشید بر آن جا می تابد. دلیل این شرط نیز روشن است; چرا که در چنین زمانی، آن جا روز است وحکم کردن به این که برای آنان شب آغاز ماه است، نابجاست.
سپس ایشان، تعبیر «مشرقین » و «مغربین » را در آیه شریفه قرآن به همین معنا می گیرند که کره زمین، از آن روی که در برابر خورشید، نیمی از آن روشن و نیمی دیگر تاریک است، دو مشرق و دو مغرب دارد.
بررسی تحلیل تکوینی
نخستین نکته مهمی که در بررسی این تحلیل، باید بدان توجه کنیم این است که: گوینده این سخن، در پی نمایاندن معیاری برای آغاز ماه قمری است. نکته اصلی بحث ما نیز، در همین جاست که معیار درست و دقیق آغاز ماه چیست؟ اما باید بگوییم این دیدگاه، در نمایاندن چنین معیاری، دچار تناقض درونی دشواری است. برای همه روشن است، هر معیاری که برای آغاز ماه بپذیریم، این نکته باید در آن مراعات شود که ماه قمری همواره از شب آغاز می شود، پذیرفتنی نیست کسی آغاز ماه قمری را بامداد و یا نیمروز بداند. پذیرش چنین چیزی به این معناست که برای نمونه، نیمی از یک روزاز ماه رمضان به شمار آید و نیمه دوم همان روز از ماه شوال، که نادرستی این مطلب بسیار روشن است. این اشکال بر کسانی وارد است که چون شهید صدر، نه در کتاب فتوایی، مانند حاشیه «منهاج الصالحین » و نه در کتاب تفصیلی تر چون «الفتاوی الواضحه » نامی از شرط همراهی در شب بودن نیاورده اند.
به راستی اگر لحظه نخست پیدایش هلال، آغاز ماه قمری باشد، مناطقی که در آن لحظه بامداد خود را می گذرانند و یا در نیمروزند چه حکمی دارند؟ آیا عیدفطرشان در کم تر از نیم روز به پایان می رسد؟
آیا می توان پذیرفت که در یک روز، تا نیمه آن روزه واجب باشد; چرا که هنوز ماه رمضان به پایان نرسیده و در نیمه دوم روز روزه حرام; زیرا در منطقه ای دیگر در لحظه ظهر ما، مردم آن جا در غروب خورشید، هلال ماه را یافته اند؟
نادرستی این نتیجه ها به اندازه ای روشن است که باید گفت نه شهید صدر و نه آقای خوئی و نه هیچ فقیه و یا مسلمانی دیگر، ممکن نیست چنین چیزی را به ذهن بیاورد، چه رسد به این که فتوا یا عمل خویش را این گونه قرار دهد. پس شرطی که در سخن آقای خوئی آمده، ناگزیر از پذیرش آن هستند. سخن ما نیز متوجه همین جاست که اساس این تحلیل، دچار اشکال می گردد; چرا که نمی توان پذیرفت لحظه پیدایش هلال همان آغاز ماه قمری است. پس به روشنی می توان گفت: آغاز ماه قمری، حتی در دیدگاه کسانی چون آقای خوئی، در همه جا یکی نیست و یک روز اختلاف برای برخی مناطق نسبت به یکدیگر ضروری است.
بدین سان می بینیم که آغاز و انجام نظر آقای خوئی درباره نمایاندن معیار آغاز ماه قمری، اختلاف دارد. در آغاز سخن ایشان پافشاری بسیار بر این دارد که لحظه پیدایش هلال، همان آغاز ماه است و در پایان شرطی را به میان می آورد که به گفته خود ایشان، لحظه پیدایش هلال، تنها برای نیمی از کره زمین، آغاز ماه است. گرچه مناقشه ای هم در این سخن می توان کرد که پیامدش آغاز ماه برای سه چهارم کره زمین است و نه نیمی از آن; زیرا در هر لحظه نیمی در تاریکی شب است و از نیمه روشن آن نیز نیمی پیش از ظهر است و نیمی بعد از ظهر و این مناطق، حتما در بخش غربی منطقه هلال خواهند بود و باگذشت چند ساعت، هنگامی که به غروب خورشید می رسند، هلال را می بینند و نزد همه فقیهان، به شب آغاز ماه گام می نهند.
خلاصه این که: اگر معیار آغاز ماه نزد دارندگان این دیدگاه، لحظه پیدایش هلال است، تکلیف مناطقی که در آن لحظه در روشنایی روز باشند چیست؟ پس ناگزیر باید گفت: پیدایش هلال درهر منطقه، آغاز ماه قمری را خبر می دهد و این آغاز، تنها در مناطقی است که شب باشد. چنین معیار مرکبی هم درهیچ یک از روایات، حتی روایت ضعیفی هم نیامده است.
آقای خوئی درجایی می گویند که دیدگاه مشهور، یا گوناگونی افقها، در هیچ روایتی، هر چند ضعیف، نیامده است، ولی سخن خود ایشان نیز با این شرط درهیچ روایتی، هر چند ضعیف، نیامده است. حقیقت این است که ایشان به خوبی دریافته که لحظه پیدایش هلال نمی تواند آغاز ماه باشد و برای گشودن گرهی کور که از این مطلب پیش می آید، باید چاره ای اندیشید. ایشان چاره را در چنین شرطی دیده اند، ولی هیچ دلیلی برای این نیاورده اند که چنین معیار مرکبی درست است. اگر به روایات تمسک کنیم، تعبد خواهد بود و بررسی آن نیز در همین نوشته خواهد آمد. در سرتاسر سخن آقایان خویی، سبزواری و شهید صدر، هیچ دلیلی اخترشناسانه بر این که معیار آغاز ماه برای همه جا همان لحظه پیدا شدن هلال در هر جای کره زمین است، نمی یابیم.
تحلیل تکوینی دیدگاه مشهور
مشهور فقیهان شیعه برآنند که آغاز ماه قمری، تنها با این معیار است که هلال در آسمان به طور طبیعی، با چشمان غیر مسلح درخور دیدن باشد. به نظر می رسد گرایش به دیدگاه نبود افقها نزد آن دسته از فقیهان که با تحلیل تکوینی بدان رسیده اند، ناشی از آن است که همه جنبه های دیدگاه مشهور را به درستی ملاحظه نکرده اند. چه بسا برخی تحلیلهای نه چندان دقیق از سوی معتقدان به دیدگاه مشهور نیز در این مطلب بی تاثیر نبوده است.
به هر روی، تحلیل دیدگاه مشهور و نمایاندن درستی آن در گرو این مطلب است که بدانیم برخی از چیزها درباره آغاز و انجام ماه قمری ومقررات شرعی وابسته به آن، از مسائل ثابت شده است و هیچ دیدگاهی نمی تواند آنها را نادیده گیرد.
معیاری که برای آغاز ماه می نمایانیم باید با این چیزها هماهنگ باشد و چنان نباشد که مانند معیار یادشده در سخن آقای خوئی، شرطی بدان بیفزاییم که دچار تناقض درونی گردد. این که آغاز هر ماه قمری، با غروب خورشید و آغاز شب همراه است، از مسائل ثابت شده به شمار می رود. بنابراین، معیاری که می دهیم باید این نکته در آن مراعات شده باشد. این نکته نیز که روزها و شبهای آغاز و انجام یک ماه قمری تقسیم پذیر نیستند روشن است و یقینی; یعنی عید فطر، یک روز کامل است و نه یک نیم روز. معیار ما باید این را نیز در نظر داشته باشد.
مشهور می گویند: نخستین لحظه ای که بخش روشن ماه به سوی زمین بچرخد و باریکه ای از آن درخور دیدن شود، برای هر منطقه ای که این هلال درخور دیدن باشد، ماه قمری آغاز شده است و نه مناطق دیگر، درست است که چرخیدن ماه به سوی کره زمین و پیدا شدن باریکه ای از بخش روشن آن در زمان معینی انجام می گیرد و پس از آن هر چه می گذرد این باریکه بزرگ و بزرگ تر می شود و تا به بدر کامل نیز می رسد، ولی تنها آغاز پیدایش آن برای آغاز ماه کافی نیست، آغاز ماه همان نخستین باری است که هلال درهر منطقه قابل دیدن باشد. از سویی دیگر، چون هرگاه هلال ماه در هر جا قابل دیدن شود، چرخش ماه به سویی است که هلال رو به بزرگ تر شدن دارد و هرگز ممکن نیست چرخش بر عکس داشته باشد و دوباره به زودی پنهان شود، همه منطقه هایی که در سمت غرب منطقه هلال باشند به هنگام غروب خورشید، هلال در آن منطقه ها نیز درخور دیدن خواهد بود. برای همین است که پیدا شدن هلال در منطقه ای شرقی برای مناطق غربی نیز کافی است. اما این سخن بدان معنی نیست که هرگاه در منطقه ای شرقی هلال ماه پیدا شود، ماه قمری از همان لحظه برای مناطق غربی نیز آغاز می شود; چه بسا مناطقی که غربی تر بوده و هنوز ظ هر خود را می گذرانند. معنای این قاعده آن است که نخستین غروب مناطق غربی، پس از پیدایش هلال در منطقه شرقی، حتما شب آغاز ماه است; چرا که هلال پیدا شده هرگز واپس گرا نخواهد بود. نکته مهم در دیدگاه مشهور همین است که آغاز ماه برای منطقه های غربی از هنگام غروب خود آن منطقه هاست و نه لحظه نخست پیدایش هلال.
به طور طبیعی، مناطق شرقی تر از منطقه هلال، تا آن هنگام که ماه را در آسمان خود داشتند، ماهی بود که بخش روشن آن به گونه کامل، پشت به زمین بود و هیچ نقطه روشنی از آن آشکار نبود، پس معیار آغاز ماه قمری در آن جا تحقق نیافت. بدین سان می بینیم که با این معیار، هم شب بودن آغاز ماه قمری و هم تقسیم نشدن روزهای آغاز و انجام ماههای قمری، توجیه درست و استواری دارد و نیازمند شرطی، که پیامدش تناقض درونی معیار باشد، نخواهیم بود. نکته های دیگری نیز در واقعیت چرخش ماه و زمین و قواعد اخترشناسی وجود دارد که همگی با معیار مشهور هماهنگ است، برای نمونه به یکی از این پیامدها اشاره می کنیم.
شمار روزهای ماه قمری
می دانیم که ماههای قمری، گاهی بیست و نه روز و گاهی سی روزه اند. در روایات نیز پرسشهایی در این زمینه درباره ماه رمضان می یابیم و کسانی در میان فرقه های گوناگون اسلامی بوده اند که ماه رمضان را همواره کامل می دانستند و بیست ونه روزه بودنش را ناممکن می پنداشتند، ولی مشهور فقیهان شیعه با چنین چیزهایی موافق نیستند.
به هر روی، پرسش مهمی که در این باره مطرح می شود آن است که آیا کامل یاناقص بودن یک ماه قمری از یک سال در همه جای کره زمین یکسان است، یا امکان دارد ماه رمضان یک سال معین در یک کشور بیست و نه روزه باشد و درجایی دیگر سی روزه؟
از دید برخی اخترشناسان چنین چیزی ممکن نیست; چرا که هلال ماه از آغاز پیدا شدن در آسمان، رفته رفته بزرگ و بزرگ تر شده تا دوباره به حالت محاق برمی گردد و پس از بیست و نه روز و چند ساعت، بار دیگر هلال ماه قمری دیگری رخ می گشاید. ساعتهای افزون بر بیست و نه روز در دو یا چند ماه سبب می شوند که پیدایش هلال در برخی ماهها، پس از گذشت سی روز رخ دهد. اما نکته مهم این است که هر منطقه در شب آغاز ماه، هلالی را می بیند که چه بسا چند ساعت پیش در مناطق دیگر درخور دیدن شده است و به همین نسبت هلال ماه آینده برای کسانی که ماه پیش را زودتر دیده اند، زودتر درخو
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
