خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۷
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۷ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۵
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۵ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
00دقیقه
44ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۶

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 47

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۶!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۶ بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۶ از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۶ شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۶ استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۶ با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۶ قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۶ حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۶ به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۶ :

اشاره

تاکنون تلخیص یازده فصل از کتاب پایان فضیلت، نوشته السدیر مک اینتایر به محضر اهل معرفت تقدیم گردیده است. باید توجه داشت که از نظر بعضی از فیلسوفان معاصر تلخیص آثار او کاری بس دشوار، بلکه محال می نماید; زیرا جای جای عبارات او تلمیح یا اشاره به مطلب خاصی است. اینک تلخیص گونه ای از فصل دوازدهم کتاب مزبور تقدیم می گردد.

مک اینتایر در این فصل به آراء ارسطو درباره فضایل می پردازد. از آنجا که مصنف دید تاریخ نگری دارد، پرداختن به چنین کاری را به شیوه خود، غیر ارسطویی می داند; زیرا او به ارسطو به عنوان فردی می نگرد که در گستره تاریخ علم اخلاق دارای اسلاف و اخلافی بوده، این علم را از گذشتگان تلقی کرده و پس از پردازش آن با الگوهای خویش، به فیلسوفان اخلاق پس از خود واگذار نموده است. ولی از نظر خود ارسطو، زمانی که اثر او به انجام رسید، می توان آثار اسلاف او را بی کم و کاست به کناری نهاد.

مک اینتایر می گوید: این که گذشته هرگز چیزی نیست که صرفا آن را به کناری نهیم، بلکه در مقابل، حال تنها به عنوان تفسیری از گذشته و واکنشی نسبت به آن معقول است، برای سنت ی که من تصویر نمودم بسیار اساسی است، به نحوی که اگر گذشته در صورت لزوم و امکان تصحیح شده و تعالی یافته، این تصحیح و تعالی به نحوی است که حال را در معرض این امر قرار می دهد که با دیدگاه های مناسب تری در آینده تصحیح شود و تعالی یابد. لذا، مفهوم یک سنت، نظریه ای کاملا غیر ارسطویی از شناخت را مجسم می کند که بر طبق آن، هر نظریه خاص یا مجموعه باورهای اخلاقی یا علمی (تا حدی که قابل توجیه باشد) تنها به عنوان عضوی از یک سلسله تاریخی معقول و موجه است. در عین حال، ارسطو در این گستره دارای جایگاهی ویژه است که او را از دیگران متمایز می کند. ممکن است خود ارسطو برای بعضی از سؤالات اساسی در سنت باستانی هیچ پاسخی نداشته باشد. با این همه، این ارسطو است که شرحش در باب فضایل، به طور قاطعانه، سنت باستانی را به صورت یک تفکراخلاقی پایه ریزی نمود وبا استوار ساختن بسیاری از چیزهایی که اسلاف شاعرگونه او تنها قادر بودند بگویند یا پیشنهاد دهند و بدون تن در دادن به بدبینی افلاطون نسبت به دنیای اجتماعی، یک سنت باستانی را به یک سنت عقلانی تبدیل نمود.

اهمیت کار ارسطو را تنها می توان به وسیله نوعی سنت معین نمود که وجود آن مورد تصدیق خود ارسطو نبوده است و نمی توانست باشد. درست همان گونه که فقدان حس تاریخی ارسطو – از نظر ما – او را مانند دیگر متفکران یونان از این تشخیص،که او نیز جزئی از یک سنت بوده است، محروم می سازد; گفتنی های او در مورد روایت را نیز جدا محدود می سازد.

اخلاق نیکوماخوس برجسته ترین مجموعه یادداشت های خطابی می باشد که تاکنون نوشته شده است. این مجموعه فقط به دلیل اینکه یادداشت هایی خطابی است، می توان با تمامی معایبی که چون ایجاز، تطویل و ارجاعات داخلی نادرستی که داراست، از برخی کلمات آن آهنگ صدای ارسطو را شنید. این آهنگ، استادانه و منحصر به فرد است، ولی فراتر از صدای فقط خود ارسطو است.

ارسطو خود را ابداع کننده شرح نوینی از فضایل ندانسته است، بلکه خود را تبیین کننده شرحی می داند که در پندار و گفتار و کردار یک آتنی تحصیل کرده رسوخ دارد. او در صدد آن است که صدای عقلانی بهترین شهروند در بهترین دولت – شهر باشد; زیرا او بر این عقیده است که دولت – شهرشکل سیاسی منحصر به فردی است که فقط در آن می توان فضایل حیات انسانی رابه نحوی کامل وحقیقی ارائه نمود.

بنابر این، یک نظریه فلسفی درباره فضایل، نظریه ای است که موضوع بحثش عبارت است از دیدگاه ماقبل فلسفی که قبلا در بهترین عمل کنونی به فضایل، رسوخ یافته و مسلم دانسته شده است. البته این مستلزم آن نیست که عمل و نظریه ماقبل فلسفی رسوخ یافته در عمل، در فلسفه و عمل، نظریه ای هنجاری محسوب گردد و ضرورتا یک سرآغاز جامعه شناختی یا آن گونه که شاید ارسطو گفته است یک سرآغاز سیاسی داشته باشد.

برهان اصلی ارسطودراخلاق نیکوماخوس این امر را مسلم می گیرد که آنچه جی. ای. مور بنا بود «مغالطه طبیعت گرایانه » بنامد به هیچ وجه، یک مغالطه نبوده و آن گزاره ها درباره آنچه خیر است دقیقا نوعی گزاره مربوط به واقع می باشد. افراد بشر همچون دیگر انواع موجودات،طبیعتی خاص دارند و براساس آن طبیعت، دارای مقاصد و اهداف معینی هستند و بالذات به سوی غایت خاصی حرکت می کنند. خیر نیز برحسب ویژگی های ممیزه آنان تعریف می شود. از این رو، پیش فرض فلسفه اخلاق ارسطو،آن گونه که او شرح داده، زیست شناسی متافیزیکی او است. بنابراین، ارسطو وظیفه ارائه نوعی شرح درباره خیر را بر دوش خود می گذارد که هم محلی و هم خاص است – یعنی در شهر قرار داشته و به طور جزئی و خاص، به وسیله منش های شهری تعریف شده اند – و با وجود این، جهانی و عمومی است. اما تنش بین این شهرها در سراسر براهین کتاب مزبور محسوس است.

چه چیزی برای انسان «خیر» محسوب می شود؟ ارسطو براهین مستدلی دارد که خیر با مال یا با مقام یا با لذت یکی نیست. او آن را اودایمونیا می نامد – که نوعا با مشکلاتی در ترجمه به «خوشبختی »، «نیک بختی » یا «سعادت » تعبیر می شود – که عبارت است از حالت خوب بودن و در حال خوبی، خوب عمل کردن انسانی که خودآراسته و مرتبط با خداست. اما وقتی که ارسطو در ابتدا این نام را بر انسان می نهد، مساله محتوایی اودایمونیا را به بحث نمی گذارد.

فضایل دقیقاآن اوصافی است که تحصیل آن، فرد را قادر خواهد ساخت تا اودایمونیا را به دست آورد و فقدان آن او را از حرکت به سوی آن غایت باز می دارد. هرچند نادرست نیست که به کار بستن فضایل را به وسیله ای برای هدفی که موجب دستیابی انسان به خیر است، توصیف کنیم، اما این توصیف مبهم است. ارسطو در مکتوباتش به صراحت، تمایزی بین دو نوع ارتباط گوناگون بین هدف و وسیله نمی گذارد:

۱- وقتی ما هر حادثه یا حالت یا فعالیتی را وسیله ای برای چیز دیگری می دانیم، ممکن است از یک جهت منظورمان این باشد که جهان به عنوان واقعیتی ممکن تا حدی منظم است که اگر قادر باشید حادثه یا حالت یا فعالیتی را از نوع اول ایجاد کنید، واقعه یا حالت یا فعالیت دیگری از نوع دوم پیش خواهد آمد. هدف و وسیله، هر یک، می توانند به شایستگی، بدون ارجاع به دیگری توصیف شوند و تعدادی از وسایل کاملا متفاوت را می توان برای دستیابی به یک هدف واحد به کار گرفت.

۲- به کار بستن فضایل در این معنی وسیله ای برای آن هدف – یعنی خیر انسان – نمی باشد; زیرا آنچه که خیر را برای انسان به وجود می آورد یک حیات کامل بشری دربهترین وجه آن است وبه کار بستن فضایل،بخشی ضروری ومحوری در چنین حیاتی بوده وفقط یک عمل مقدماتی برای تامین آن نیست. از این رو، ما نمی توانیم خیر انسان را بدون اینکه قبلا آن را به فضایل ارجاع دهیم به خوبی توصیف کنیم.

بعضی افرادسرشتی طبیعی و موروثی دارند و گاهی آنچه را که یک فضیلت خاص اقتضا دارد، انجام می دهند. اما نباید این اقبال و موهبت مبارک را با حصول فضیلت مطابق آن خلط نمود; زیرا حتی این خوش اقبالی اشخاص نیز اسیر عواطف وخواست های خودشان است;چون این عمل از روی اصول و تعلیمات منظم شکل نگرفته است. فضایل تنها تمایل به عمل کردن به طرز خاصی نیست، بلکه احساس به طور خاصی نیز می باشد. بافضیلت عمل کردن، آن گونه که کانت بنا بود بعدها درک کند، عبارت از عمل در برابر گرایشات نیست، بلکه عبارت است از عمل کردن از روی گرایشاتی که به وسیله پرورش فضایل به وجود آمده است.

عامل اخلاقی تربیت یافته باید بداند که وقتی از روی فضیلت، عمل یا حکمی می کند چه کاری انجام داده است. او آنچه را بافضیلت است، چون بافضیلت است، انجام می دهد. این واقعیت است که به کارگیری فضایل را از به کارگیری اوصافی که فضیلت نبوده، بلکه فضیلت نماست، تمییز می دهد; مثلا یک سرباز آزموده ممکن است در وضعیت خاصی کاری را که شجاعت لازم دارد، انجام دهد، ولی نه بدان دلیل که او شجاع است، بلکه به دلیل اینکه آزموده است یا شاید چون او از افسران مافوق خود بیش از دشمنش ترس دارد. اما عامل اصالتا بافضیلت بر اساس یک حکم درست و عقلانی عمل می کند.

بنابراین، یک نظریه ارسطویی در باب فضایل بین آنچه که یک فرد برای خود خیر می انگارد و آنچه که واقعا برای او خیر می باشد، فرقی اساسی قایل است. به دلیل دستیابی به خیر نوع دوم است که ما به فضایل عمل می کنیم و این کار را به وسیله گزینش وسایل برای دستیابی به آن هدف انجام می دهیم. چنین گزینش هایی حکم لازم دارد. بنابراین، به کارگیری فضایل، مستلزم توانایی حکم و عمل به امور صحیح در مکانی صحیح، درزمانی صحیح و به نحوی صحیح می باشد.به کارگیری چنین احکامی به طور کامل، بر اساس قواعد نیست.

لذا، شاید برای یک خواننده معاصر واضح ترین و عجیب ترین غفلتی که برای ارسطو رخ داده است این باشد که او در اخلاق نیکوماخوس توجه نسبتا کمی به قواعد می نماید. علاوه بر آن، ارسطو بخشی از اخلاق را، که همان اطاعت از قواعد است، اطاعت از قوانینی می انگارد که به وسیله دولت – شهر به اجرا در آمده است; البته وقتی که دولت – شهر آن گونه که بایسته است، عمل کند. چنین قانونی اعمال مشخصی را اکیدا دستور می دهد و یا ممنوع می کند. چنین اعمالی در بین آنچه که یک انسان بافضیلت انجام می دهد یا از انجام آن خوداری می کند نیز وجود دارد. لذا، این امر بخشی اساسی در دیدگاه ارسطو است که اعمال مشخصی، بدون ملاحظه شرایط یا نتایج آن، اکیدا مورد امر یا نهی قرار گرفته اند.

دیدگاه ارسطو یک دیدگاه غایت گرایانه است، ولی نتیجه گرایانه نیست. گذشته از آن، مثال هایی که ارسطو در باب آنچه اکیدا ممنوع است، ارائه می دهد هماننداندرزهایی است که در نظر اول، نوعی نظام اخلاقی کاملا متفاوت یعنی نظام اخلاقی آیین یهود را ارائه می دهد. آنچه او درباره قانون می گوید بسیار خلاصه است، هرچند اصرار دارد که در باب عدالت قواعدی طبیعی و عام و نیز قواعدی قراردادی و محلی موجود است. احتمالا چنین به نظر آید که مقصود او اصرار بر این مساله است که عدالت طبیعی و عام، اعمال مشخصی را اکیدا ممنوع می کند; اما اینکه برای هر جرمی چه مجازاتی را در نظر بگیریم، ممکن است در هر شهر نسبت به شهری دیگر متفاوت باشد. با این همه، آنچه او در این باب گفته آنقدر خلاصه است که اسرارآمیز می نماید.

بنابر این، مناسب است که به جای نسبت دادن چیزی به دیدگاه ارسطو، که بیش از حد فراتر از محتوای متن است، به نحو کلی تری بپرسیم که چگونه ممکن است دیدگاه هایی مانند دیدگاه ارسطو در باب جایگاه فضایل در حیات بشری محتاج ارجاعاتی به ممنوعیت های اکید در عدالت طبیعی باشد. این نکته با ارزش را نیز درباره این مساله باید به خاطر آوریم که ارسطو اصرار داشت فضایل جایگاه خود را نه فقط در حیات فردی، بلکه در حیات کل شهر بیابند و اینکه افراد تنها به عنوان حیوان سیاسی (۱) معقول اند.

این نکته اخیر نشان می دهد که از یک سو، یک راه برای توضیح ارتباط بین فضایل و از سوی دیگر، اخلاقیات قوانین این است که بررسی کنیم اگر مجتمعی تاسیس شود تا به خیرهایی دست یابد، چه لازم می آید. به عنوان مثالی جدید برای چنین طرحی، می توان تاسیس و تامین یک مدرسه، یک بیمارستان یا یک نمایشگاه هنری را مد نظر قرار داد. در جهان باستان می توان مثال های ویژه ای چون یک فرقه مذهبی یا یک هئیت اعزامی یا یک شهر را مثال زد. لازم است آنان که در چنین مجتمعی فعالیت می کنند دو نوع کاملا متفاوت از اعمال ارزشی را انجام دهند; لازم است خصوصیات روحی و منشی را که به تحقق خیر یا خیرهای مشترک شان کمک می کند،ارزیابی نمایند و آن امور خیر را به عنوان حسنات ستایش کنند; یعنی لازم است فضایل را از رذایل تمییز دهند.

ولی علاوه بر این، همچنین لازم است اعمالی را به عنوان فعل یا محصول مضری بدانند که موجب از بین بردن تعهدات درون جامعه می شود، به طوری که عمل یا دستیابی به خیر را از بعضی جهات و دست کم، برای مدتی ناممکن می سازد. مثال برای چنین جرم هایی می تواند اعمالی چون قتل نفس زکیه، دزدی، شهادت به دروغ و خیانت باشد. فهرستی از فضایل که در چنین جامعه ای ترویج یافته است به شهروندانش می آموزد که کدام قسم از اعمال موجب کسب شایستگی و شرف است. فهرست جرم های قانونی نیز به آنان می آموزد که کدام قسم از اعمال نه تنها صرفا بد، بلکه غیر قابل تحمل می باشد.

واکنش نسبت به چنین جرم هایی این است که مرتکب شونده آن جرم را طوری تلقی کنند که گویا او با این کار، خود را از آن جامعه اخراج کرده است. جامعه در صورتی که خود در اشتباه نباشد باید نقض تعهدات به وسیله افراد متخلف را تشخیص دهد. لذا، متخلفانی که با عمل خویش، خود را از جامعه اخراج کرده اند با این کار عقوبتی را جلب نموده اند. اینکه آیا اخراج آنها دایمی باشد (از طریق اعدام یا تبعید برگشت ناپذیر) یا موقتی (از طریق حبس یا تبعید در مدتی معین) بستگی به سنگینی آن جرم خاص دارد.

هر یک از اعضای چنین جامعه ای می تواند در نقش خود به عنوان عضوی از این جامعه به دو نحو کاملا متفاوت با شکست مواجه شود: از یک سو، ممکن است صرفا به حد کافی خوب نباشد; یعنی ممکن است تا آن حد کمبودهایی در فضایل داشته باشد که یاری او به جامعه برای تحصیل خیر مشترک، ناچیز باشد. بدین ترتیب، ممکن است فردی شکست بخورد، بدون اینکه مرتکب جرم خاصی شود که در قوانین آن جامعه معین گردیده است. در واقع، ممکن است یک فرد دقیقا به دلیل رذایلش از ارتکاب جرم سرباز زند.

در مقابل، شکست خوردن به دلیل ارتکاب جرمی بر خلاف قانون با شکست خوردن به دلیل اینکه فرد به حد کافی خوب نیست متفاوت است. این دو شکست کاملا با هم متفاوت اند. در واقع، هرچند فردی که به حد اعلایی فضایل را کسب کرده است آمادگی بسیار کمی نسبت به دیگران برای ارتکاب جرم های سنگین دارد، ولی یک انسان شجاع و فروتن نیز گهگاه می تواند مرتکب قتل شود و جرم او درست به اندازه جرم یک بزدل یا یک لافزن باشد. هر دو، تا حدی به جامعه لطمه وارد آورده اند و احتمال موفقیت طرح مشترک در آن جامعه را کمتر می کنند و هر دو به دلیل محرومیت از خیر بد هستند، اما این محرومیت ها با هم کاملا متفاوت اند. ارسطو می داند که شرحش در باب فضایل باید به وسیله شرحی در مورد آن نوع افعال که اکیدا ممنوع است، تکمیل گردد، هرچند آن تکمله مختصر باشد.

ولی پیوند اساسی دیگری بین فضایل و قانون وجود دارد; زیرا اینکه بدانیم چگونه قانون را به کار ببندیم تنها برای فردی ممکن است که دارای فضیلت عدالت باشد. عادل بودن عبارت است از اینکه به هر فرد آنچه را استحقاق دارد عطا کنیم. بنابراین، شکوفایی فضیلت عدالت دارای دو پیش فرض اجتماعی است:

۱-استحقاق دارای ملاک های عقلانی است.

۲- در اینکه آن ملاک ها کدام اند، توافق اجتماعی ریشه داری وجود دارد.

البته بخش فراوانی از تعیین خیرها و مجازات های مطابق استحقاق، تابع قاعده اند; هم تقسیم وظایف عمومی درون شهر و هم کیفرهای مطابق با افعال جنایی باید توسط قوانین شهری معین گردند. (باید توجه داشت که از نظر ارسطو قانون و اخلاقیات، آن گونه که اکنون در دنیای جدید وجود دارد، دو حوزه مجزا از هم نیستند.) اما چون قوانین تا حدودی، عام هستند،همیشه مواردخاص به صورتی پدید می آیند که چگونگی تطبیق قانون نسبت به آنها واضح نبوده و مقتضای عدالت روشن نیست. از این رو، در بعضی مواقع، محدودیتی داریم که پیشاپیش راه حلی برای آنها نیست. در چنین مواقعی باید بر طبق عقل سلیم عمل کنیم.

در واقع، حکم کردن بر طبق «عقل سلیم » عبارت است از حکم کردن در مورد کم تر یا بیش تر. ارسطو سعی دارد تا مفهوم یک حد وسط بین کم تر و بیش تر را به کار ببرد تا یک توصیف کلی از فضایل ارائه دهد; شجاعت بین شتابزدگی و بزدلی، عدالت بین ظلم کردن و مظلوم بودن و سخاوت بین اسراف و بخل قرار دارد. بنابر این، برای هر فضیلتی دو رذیلت متقابل وجود دارد و آنچه باید تحت یک رذیلت مندرج باشد بدون در نظر گرفتن اوضاع و احوال، به خوبی قابل تشخیص نیست. همان فعلی که می تواند در یک وضعیت سخاوت باشد در وضعیتی دیگر، اسراف و در وضعیت سوم بخل است. لذا، داوری، نقشی حیاتی در زندگی یک انسان بافضیلت داراست که مثلا آن را یک انسان صرفا قانونمدار یا قاعده مند دارا نیست.

بنابراین، یک فضیلت اصلی، فرونسیس (بصیرت، عقل نظری) است. فرونسیس مثل سوفرسون (خویشتن داری، عقل عملی) در اصل یک واژه تحسین اشرافی است. این ویژگی کسی است که می داند چه چیزی حق است و به گرفتن حق مباهات می کند. به طور کلی تر، بدان معناست که او می داند چگونه در موارد خاص داوری کند. فرونسیس یک فضیلت عقلانی است; اما فضیلتی که بدون آن هیچ یک از فضایل اخلاقی را نمی توان به کار بست. تمایزی که ارسطو بین این دو نوع فضیلت قایل است در اصل از تقابل بین روش تحصیل آنها به دست می آید. فضایل عقلانی از طریق آموزش و فضایل اخلاقی از سرعادت به دست می آید.

بر طبق نظر ارسطو، علو اخلاقی و عقلی را نمی توان از هم جدا نمود. در این مورد، ارسطو نظری ابراز می دارد که به نحو بارزی با نظری که اکنون بر دنیای جدید حاکم است، متضاد می باشد. نزد کانت یک فرد می تواند هم خوب باشد و هم احمق; اما نزد ارسطو نوع خاصی از حماقت مانع خوب بودن است. به علاوه آنکه عقل عملی اصیل، که به نوبه خود محتاج شناخت «خوب » است، در واقع، خودمحتاج همان نوع خوبی در صاحبش می باشد: «…روشن است که یک انسان نمی تواند دارای عقل عملی باشد، مگر اینکه خودش خوب باشد.» (۲)

قبلا ذکر کردم که تعجبی ندارد که در این امر نظریات و اعمال اجتماعی دنیای جدید بیشتر تابع کانت باشد تا ارسطو. ارسطو استدلال نمود که یک فرد نمی تواند یکی از فضایل اخلاقی را به صورتی ریشه دار کسب کند، مگر اینکه تمامی فضایل دیگر را نیز کسب نماید. (۳)

ولی واضح است که فرد می تواند واقعا شجاع باشد، بدون اینکه از لحاظ اجتماعی، فردی خوش مشرب باشد، با اینکه ارسطو خوش مشربی را درست مانند شجاعت از فضایل شمرده است. با این همه، آسان می توان فهمید که چرا ارسطو عقیده دارد که فضایل اصلی عمیقا به هم متصل اند.

این اتصال بین فضایل توجیه می کند که چرا این فضایل به جای معیارهای واضحی که به وسیله آن بتوانیم به خوب بودن یک فرد خاص حکم کنیم یک مقیاس پیچیده در اختیار ما قرار می دهد. کاربرد این مقیاس در جامعه ای که هدف مشترکش تحقق خیر انسان می باشد پیش فرض آن حتما توافق دامنه داری در مورد فضایل و امور خیر در آن جامعه است. این توافق نوعی تعهد را بین همشهریانی که در نظر ارسطو یک شهر را تشکیل می دهند، ممکن می سازد. این تعهد عبارت از تعهد نسبت به دوستی است ودوستی خودیک فضیلت می باشد. ارسطومی گوید:«به نظرمی رسدقانونگذاران، دوستی را هدفی مهم تر از عدالت قرار می دهند.» (۴) دلیل آن هم روشن است.عدالت فضیلتی است مبتنی بر جزای استحقاق و جبران قصور در جزای استحقاق در اجتماعی که قبلا تشکل یافته و دوستی برای این تشکیل اولیه لازم است.

در نظر ارسطو، باید دوستی را شرکت همه در طرح مشترک برای ایجاد و ادامه حیات یک شهر دانست. مفهوم این جامعه سیاسی در قالب یک طرح مشترک در جهان فردگرای آزادیخواه جدید مفهومی غریب است. ما دست کم، گاهی درباره مدارس، بیمارستان ها یا سازمان های امور خیریه این گونه فکر می کنیم، ولی هیچ تصوری از چنین جامعه ای که مرتبط با سراسر زندگی باشد – آن گونه که ارسطو شهر را مرتبط با سراسر زند

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.