خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت جامعه شناسی معرفت (۱)
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت جامعه شناسی معرفت (۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مقام معلم
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مقام معلم قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
10ساعت
54دقیقه
30ثانیه

خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 61

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات
120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت :



Normal
۰

false
false
false
EN-USX-NONEAR-SA












MicrosoftInternetExplorer4

























































































































































اشاره

تاکنون تلخیص یازده فصل از کتاب فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت، نوشته السدیر مک اینتایر
به محضر اهل معرفت تقدیم گردیده است

.

باید توجه داشت که از نظر بعضی از
فیلسوفان معاصر تلخیص آثار او کاری بس دشوار، بلکه محال می نماید; زیرا جای جای
عبارات او تلمیح یا اشاره به مطلب خاصی است. اینک تلخیص گونه ای از فصل دوازدهم
کتاب مزبور تقدیم می گردد

.

مک اینتایر در این فصل به آراء ارسطو درباره فضایل می پردازد. از آنجا
که مصنف دید تاریخ نگری دارد، پرداختن به چنین کاری را به شیوه خود، غیر ارسطویی
می داند; زیرا او به ارسطو به عنوان فردی می نگرد که در گستره تاریخ علم اخلاق دارای
اسلاف و اخلافی بوده، این علم را از گذشتگان تلقی کرده و پس از پردازش آن با
الگوهای خویش، به فیلسوفان اخلاق پس از خود واگذار نموده است. ولی از نظر خود
ارسطو، زمانی که اثر او به انجام رسید، می توان آثار اسلاف او را بی کم و کاست به
کناری نهاد

.

مک اینتایر می گوید: این که گذشته هرگز چیزی نیست که صرفا آن را به
کناری نهیم، بلکه در مقابل، حال تنها به عنوان تفسیری از گذشته و واکنشی نسبت به
آن معقول است، برای سنت ی که من تصویر نمودم بسیار اساسی است، به نحوی که اگر
گذشته در صورت لزوم و امکان تصحیح شده و تعالی یافته، این تصحیح و تعالی به نحوی
است که حال را در معرض این امر قرار می دهد که با دیدگاه های مناسب تری در آینده
تصحیح شود و تعالی یابد. لذا، مفهوم یک سنت، نظریه ای کاملا غیر ارسطویی از شناخت
را مجسم می کند که بر طبق آن، هر نظریه خاص یا مجموعه باورهای اخلاقی یا علمی (تا
حدی که قابل توجیه باشد) تنها به عنوان عضوی از یک سلسله تاریخی معقول و موجه است.
در عین حال، ارسطو در این گستره دارای جایگاهی ویژه است که او را از دیگران متمایز
می کند. ممکن است خود ارسطو برای بعضی از سؤالات اساسی در سنت باستانی هیچ پاسخی
نداشته باشد. با این همه، این ارسطو است که شرحش در باب فضایل، به طور قاطعانه،
سنت باستانی را به صورت یک تفکراخلاقی پایه ریزی نمود وبا استوار ساختن بسیاری از
چیزهایی که اسلاف شاعرگونه او تنها قادر بودند بگویند یا پیشنهاد دهند و بدون تن
در دادن به بدبینی افلاطون نسبت به دنیای اجتماعی، یک سنت باستانی را به یک سنت
عقلانی تبدیل نمود

.

اهمیت کار ارسطو را تنها می توان به وسیله نوعی سنت معین نمود که وجود
آن مورد تصدیق خود ارسطو نبوده است و نمی توانست باشد. درست همان گونه که فقدان حس
تاریخی ارسطو – از نظر ما – او را مانند دیگر متفکران یونان از این تشخیص،که او
نیز جزئی از یک سنت بوده است، محروم می سازد; گفتنی های او در مورد روایت را نیز
جدا محدود می سازد

.

اخلاق نیکوماخوس برجسته ترین مجموعه یادداشت های خطابی می باشد که
تاکنون نوشته شده است. این مجموعه فقط به دلیل اینکه یادداشت هایی خطابی است،
می توان با تمامی معایبی که چون ایجاز، تطویل و ارجاعات داخلی نادرستی که داراست،
از برخی کلمات آن آهنگ صدای ارسطو را شنید. این آهنگ، استادانه و منحصر به فرد
است، ولی فراتر از صدای فقط خود ارسطو است

.

ارسطو خود را ابداع کننده شرح نوینی از فضایل ندانسته است، بلکه خود را
تبیین کننده شرحی می داند که در پندار و گفتار و کردار یک آتنی تحصیل کرده رسوخ
دارد. او در صدد آن است که صدای عقلانی بهترین شهروند در بهترین دولت

شهر
باشد; زیرا او بر این عقیده است که دولت – شهرشکل سیاسی منحصر به فردی است که فقط
در آن می توان فضایل حیات انسانی رابه نحوی کامل وحقیقی ارائه نمود

.

بنابر این، یک نظریه فلسفی درباره فضایل، نظریه ای است که موضوع بحثش
عبارت است از دیدگاه ماقبل فلسفی که قبلا در بهترین عمل کنونی به فضایل، رسوخ
یافته و مسلم دانسته شده است. البته این مستلزم آن نیست که عمل و نظریه ماقبل
فلسفی رسوخ یافته در عمل، در فلسفه و عمل، نظریه ای هنجاری محسوب گردد و ضرورتا یک
سرآغاز جامعه شناختی یا آن گونه که شاید ارسطو گفته است یک سرآغاز سیاسی داشته
باشد

.

برهان اصلی ارسطودراخلاق نیکوماخوس این امر را مسلم می گیرد که آنچه
جی. ای. مور بنا بود «مغالطه طبیعت گرایانه

»

بنامد به هیچ وجه، یک
مغالطه نبوده و آن گزاره ها درباره آنچه خیر است دقیقا نوعی گزاره مربوط به واقع
می باشد. افراد بشر همچون دیگر انواع موجودات،طبیعتی خاص دارند و براساس آن طبیعت،
دارای مقاصد و اهداف معینی هستند و بالذات به سوی غایت خاصی حرکت می کنند. خیر نیز
برحسب ویژگی های ممیزه آنان تعریف می شود. از این رو، پیش فرض فلسفه اخلاق
ارسطو،آن گونه که او شرح داده، زیست شناسی متافیزیکی او است. بنابراین، ارسطو
وظیفه ارائه نوعی شرح درباره خیر را بر دوش خود می گذارد که هم محلی و هم خاص است
– یعنی در شهر قرار داشته و به طور جزئی و خاص، به وسیله منش های شهری تعریف
شده اند – و با وجود این، جهانی و عمومی است. اما تنش بین این شهرها در سراسر
براهین کتاب مزبور محسوس است

.

چه چیزی برای انسان «خیر» محسوب می شود؟ ارسطو براهین مستدلی دارد که
خیر با مال یا با مقام یا با لذت یکی نیست. او آن را اودایمونیا می نامد – که نوعا
با مشکلاتی در ترجمه به «خوشبختی »، «نیک بختی » یا «سعادت » تعبیر می شود – که
عبارت است از حالت خوب بودن و در حال خوبی، خوب عمل کردن انسانی که خودآراسته و
مرتبط با خداست. اما وقتی که ارسطو در ابتدا این نام را بر انسان می نهد، مساله
محتوایی اودایمونیا را به بحث نمی گذارد

.

فضایل دقیقاآن اوصافی است که تحصیل آن، فرد را قادر خواهد ساخت تا
اودایمونیا را به دست آورد و فقدان آن او را از حرکت به سوی آن غایت باز می دارد.
هرچند نادرست نیست که به کار بستن فضایل را به وسیله ای برای هدفی که موجب دستیابی
انسان به خیر است، توصیف کنیم، اما این توصیف مبهم است. ارسطو در مکتوباتش به
صراحت، تمایزی بین دو نوع ارتباط گوناگون بین هدف و وسیله نمی گذارد

:

۱-

وقتی ما هر حادثه یا حالت یا فعالیتی را
وسیله ای برای چیز دیگری می دانیم، ممکن است از یک جهت منظورمان این باشد که جهان
به عنوان واقعیتی ممکن تا حدی منظم است که اگر قادر باشید حادثه یا حالت یا
فعالیتی را از نوع اول ایجاد کنید، واقعه یا حالت یا فعالیت دیگری از نوع دوم پیش
خواهد آمد. هدف و وسیله، هر یک، می توانند به شایستگی، بدون ارجاع به دیگری توصیف
شوند و تعدادی از وسایل کاملا متفاوت را می توان برای دستیابی به یک هدف واحد به
کار گرفت

.

۲-

به کار بستن فضایل در این معنی وسیله ای برای
آن هدف – یعنی خیر انسان – نمی باشد; زیرا آنچه که خیر را برای انسان به وجود
می آورد یک حیات کامل بشری دربهترین وجه آن است وبه کار بستن فضایل،بخشی ضروری
ومحوری در چنین حیاتی بوده وفقط یک عمل مقدماتی برای تامین آن نیست. از این رو، ما
نمی توانیم خیر انسان را بدون اینکه قبلا آن را به فضایل ارجاع دهیم به خوبی توصیف
کنیم

.

بعضی افرادسرشتی طبیعی و موروثی دارند و گاهی آنچه را که یک فضیلت خاص
اقتضا دارد، انجام می دهند. اما نباید این اقبال و موهبت مبارک را با حصول فضیلت
مطابق آن خلط نمود; زیرا حتی این خوش اقبالی اشخاص نیز اسیر عواطف وخواست های خودشان است;چون این عمل
از روی اصول و تعلیمات منظم شکل نگرفته است. فضایل تنها تمایل به عمل کردن به طرز
خاصی نیست، بلکه احساس به طور خاصی نیز می باشد. بافضیلت عمل کردن، آن گونه که
کانت بنا بود بعدها درک کند، عبارت از عمل در برابر گرایشات نیست، بلکه عبارت است
از عمل کردن از روی گرایشاتی که به وسیله پرورش فضایل به وجود آمده است

.

عامل اخلاقی تربیت یافته باید بداند که وقتی از روی فضیلت، عمل یا حکمی
می کند چه کاری انجام داده است. او آنچه را بافضیلت است، چون بافضیلت است، انجام
می دهد. این واقعیت است که به کارگیری فضایل را از به کارگیری اوصافی که فضیلت
نبوده، بلکه فضیلت نماست، تمییز می دهد; مثلا یک سرباز آزموده ممکن است در
وضعیت خاصی کاری را که شجاعت لازم دارد، انجام دهد، ولی نه بدان دلیل که او شجاع
است، بلکه به دلیل اینکه آزموده است یا شاید چون او از افسران مافوق خود بیش از
دشمنش ترس دارد. اما عامل اصالتا بافضیلت بر اساس یک حکم درست و عقلانی عمل می کند

.

بنابراین، یک نظریه ارسطویی در باب فضایل بین آنچه که یک فرد برای خود
خیر می انگارد و آنچه که واقعا برای او خیر می باشد، فرقی اساسی قایل است. به دلیل
دستیابی به خیر نوع دوم است که ما به فضایل عمل می کنیم و این کار را به وسیله
گزینش وسایل برای دستیابی به آن هدف انجام می دهیم. چنین گزینش هایی حکم لازم
دارد. بنابراین، به کارگیری فضایل، مستلزم توانایی حکم و عمل به امور صحیح در
مکانی صحیح، درزمانی صحیح و به نحوی صحیح می باشد.به کارگیری چنین احکامی به طور
کامل، بر اساس قواعد نیست

.

لذا، شاید برای یک خواننده معاصر واضح ترین و عجیب ترین غفلتی که برای
ارسطو رخ داده است این باشد که او در اخلاق نیکوماخوس توجه نسبتا کمی به قواعد
می نماید. علاوه بر آن، ارسطو بخشی از اخلاق را، که همان اطاعت از قواعد است،
اطاعت از قوانینی می انگارد که به وسیله دولت – شهر به اجرا در آمده است; البته
وقتی که دولت – شهر آن گونه که بایسته است، عمل کند. چنین قانونی اعمال مشخصی را
اکیدا دستور می دهد و یا ممنوع می کند. چنین اعمالی در بین آنچه که یک انسان
بافضیلت انجام می دهد یا از انجام آن خوداری می کند نیز وجود دارد. لذا، این امر بخشی
اساسی در دیدگاه ارسطو است که اعمال مشخصی، بدون ملاحظه شرایط یا نتایج آن، اکیدا
مورد امر یا نهی قرار گرفته اند

.

دیدگاه ارسطو یک دیدگاه غایت گرایانه است، ولی نتیجه گرایانه نیست.
گذشته از آن، مثال هایی که ارسطو در باب آنچه اکیدا ممنوع است، ارائه می دهد
هماننداندرزهایی است که در نظر اول، نوعی نظام اخلاقی کاملا متفاوت یعنی نظام اخلاقی
آیین یهود را ارائه می دهد. آنچه او درباره قانون می گوید بسیار خلاصه است، هرچند
اصرار دارد که در باب عدالت قواعدی طبیعی و عام و نیز قواعدی قراردادی و محلی
موجود است. احتمالا چنین به نظر آید که مقصود او اصرار بر این مساله است که عدالت
طبیعی و عام، اعمال مشخصی را اکیدا ممنوع می ک صفحه محتوای دقیق:

فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت شامل ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت :



Normal
۰

false
false
false
EN-USX-NONEAR-SA












MicrosoftInternetExplorer4

























































































































































اشاره

تاکنون تلخیص یازده فصل از کتاب فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت، نوشته السدیر مک اینتایر
به محضر اهل معرفت تقدیم گردیده است

.

باید توجه داشت که از نظر بعضی از
فیلسوفان معاصر تلخیص آثار او کاری بس دشوار، بلکه محال می نماید; زیرا جای جای
عبارات او تلمیح یا اشاره به مطلب خاصی است. اینک تلخیص گونه ای از فصل دوازدهم
کتاب مزبور تقدیم می گردد

.

مک اینتایر در این فصل به آراء ارسطو درباره فضایل می پردازد. از آنجا
که مصنف دید تاریخ نگری دارد، پرداختن به چنین کاری را به شیوه خود، غیر ارسطویی
می داند; زیرا او به ارسطو به عنوان فردی می نگرد که در گستره تاریخ علم اخلاق دارای
اسلاف و اخلافی بوده، این علم را از گذشتگان تلقی کرده و پس از پردازش آن با
الگوهای خویش، به فیلسوفان اخلاق پس از خود واگذار نموده است. ولی از نظر خود
ارسطو، زمانی که اثر او به انجام رسید، می توان آثار اسلاف او را بی کم و کاست به
کناری نهاد

.

مک اینتایر می گوید: این که گذشته هرگز چیزی نیست که صرفا آن را به
کناری نهیم، بلکه در مقابل، حال تنها به عنوان تفسیری از گذشته و واکنشی نسبت به
آن معقول است، برای سنت ی که من تصویر نمودم بسیار اساسی است، به نحوی که اگر
گذشته در صورت لزوم و امکان تصحیح شده و تعالی یافته، این تصحیح و تعالی به نحوی
است که حال را در معرض این امر قرار می دهد که با دیدگاه های مناسب تری در آینده
تصحیح شود و تعالی یابد. لذا، مفهوم یک سنت، نظریه ای کاملا غیر ارسطویی از شناخت
را مجسم می کند که بر طبق آن، هر نظریه خاص یا مجموعه باورهای اخلاقی یا علمی (تا
حدی که قابل توجیه باشد) تنها به عنوان عضوی از یک سلسله تاریخی معقول و موجه است.
در عین حال، ارسطو در این گستره دارای جایگاهی ویژه است که او را از دیگران متمایز
می کند. ممکن است خود ارسطو برای بعضی از سؤالات اساسی در سنت باستانی هیچ پاسخی
نداشته باشد. با این همه، این ارسطو است که شرحش در باب فضایل، به طور قاطعانه،
سنت باستانی را به صورت یک تفکراخلاقی پایه ریزی نمود وبا استوار ساختن بسیاری از
چیزهایی که اسلاف شاعرگونه او تنها قادر بودند بگویند یا پیشنهاد دهند و بدون تن
در دادن به بدبینی افلاطون نسبت به دنیای اجتماعی، یک سنت باستانی را به یک سنت
عقلانی تبدیل نمود

.

اهمیت کار ارسطو را تنها می توان به وسیله نوعی سنت معین نمود که وجود
آن مورد تصدیق خود ارسطو نبوده است و نمی توانست باشد. درست همان گونه که فقدان حس
تاریخی ارسطو – از نظر ما – او را مانند دیگر متفکران یونان از این تشخیص،که او
نیز جزئی از یک سنت بوده است، محروم می سازد; گفتنی های او در مورد روایت را نیز
جدا محدود می سازد

.

اخلاق نیکوماخوس برجسته ترین مجموعه یادداشت های خطابی می باشد که
تاکنون نوشته شده است. این مجموعه فقط به دلیل اینکه یادداشت هایی خطابی است،
می توان با تمامی معایبی که چون ایجاز، تطویل و ارجاعات داخلی نادرستی که داراست،
از برخی کلمات آن آهنگ صدای ارسطو را شنید. این آهنگ، استادانه و منحصر به فرد
است، ولی فراتر از صدای فقط خود ارسطو است

.

ارسطو خود را ابداع کننده شرح نوینی از فضایل ندانسته است، بلکه خود را
تبیین کننده شرحی می داند که در پندار و گفتار و کردار یک آتنی تحصیل کرده رسوخ
دارد. او در صدد آن است که صدای عقلانی بهترین شهروند در بهترین دولت

شهر
باشد; زیرا او بر این عقیده است که دولت – شهرشکل سیاسی منحصر به فردی است که فقط
در آن می توان فضایل حیات انسانی رابه نحوی کامل وحقیقی ارائه نمود

.

بنابر این، یک نظریه فلسفی درباره فضایل، نظریه ای است که موضوع بحثش
عبارت است از دیدگاه ماقبل فلسفی که قبلا در بهترین عمل کنونی به فضایل، رسوخ
یافته و مسلم دانسته شده است. البته این مستلزم آن نیست که عمل و نظریه ماقبل
فلسفی رسوخ یافته در عمل، در فلسفه و عمل، نظریه ای هنجاری محسوب گردد و ضرورتا یک
سرآغاز جامعه شناختی یا آن گونه که شاید ارسطو گفته است یک سرآغاز سیاسی داشته
باشد

.

برهان اصلی ارسطودراخلاق نیکوماخوس این امر را مسلم می گیرد که آنچه
جی. ای. مور بنا بود «مغالطه طبیعت گرایانه

»

بنامد به هیچ وجه، یک
مغالطه نبوده و آن گزاره ها درباره آنچه خیر است دقیقا نوعی گزاره مربوط به واقع
می باشد. افراد بشر همچون دیگر انواع موجودات،طبیعتی خاص دارند و براساس آن طبیعت،
دارای مقاصد و اهداف معینی هستند و بالذات به سوی غایت خاصی حرکت می کنند. خیر نیز
برحسب ویژگی های ممیزه آنان تعریف می شود. از این رو، پیش فرض فلسفه اخلاق
ارسطو،آن گونه که او شرح داده، زیست شناسی متافیزیکی او است. بنابراین، ارسطو
وظیفه ارائه نوعی شرح درباره خیر را بر دوش خود می گذارد که هم محلی و هم خاص است
– یعنی در شهر قرار داشته و به طور جزئی و خاص، به وسیله منش های شهری تعریف
شده اند – و با وجود این، جهانی و عمومی است. اما تنش بین این شهرها در سراسر
براهین کتاب مزبور محسوس است

.

چه چیزی برای انسان «خیر» محسوب می شود؟ ارسطو براهین مستدلی دارد که
خیر با مال یا با مقام یا با لذت یکی نیست. او آن را اودایمونیا می نامد – که نوعا
با مشکلاتی در ترجمه به «خوشبختی »، «نیک بختی » یا «سعادت » تعبیر می شود – که
عبارت است از حالت خوب بودن و در حال خوبی، خوب عمل کردن انسانی که خودآراسته و
مرتبط با خداست. اما وقتی که ارسطو در ابتدا این نام را بر انسان می نهد، مساله
محتوایی اودایمونیا را به بحث نمی گذارد

.

فضایل دقیقاآن اوصافی است که تحصیل آن، فرد را قادر خواهد ساخت تا
اودایمونیا را به دست آورد و فقدان آن او را از حرکت به سوی آن غایت باز می دارد.
هرچند نادرست نیست که به کار بستن فضایل را به وسیله ای برای هدفی که موجب دستیابی
انسان به خیر است، توصیف کنیم، اما این توصیف مبهم است. ارسطو در مکتوباتش به
صراحت، تمایزی بین دو نوع ارتباط گوناگون بین هدف و وسیله نمی گذارد

:

۱-

وقتی ما هر حادثه یا حالت یا فعالیتی را
وسیله ای برای چیز دیگری می دانیم، ممکن است از یک جهت منظورمان این باشد که جهان
به عنوان واقعیتی ممکن تا حدی منظم است که اگر قادر باشید حادثه یا حالت یا
فعالیتی را از نوع اول ایجاد کنید، واقعه یا حالت یا فعالیت دیگری از نوع دوم پیش
خواهد آمد. هدف و وسیله، هر یک، می توانند به شایستگی، بدون ارجاع به دیگری توصیف
شوند و تعدادی از وسایل کاملا متفاوت را می توان برای دستیابی به یک هدف واحد به
کار گرفت

.

۲-

به کار بستن فضایل در این معنی وسیله ای برای
آن هدف – یعنی خیر انسان – نمی باشد; زیرا آنچه که خیر را برای انسان به وجود
می آورد یک حیات کامل بشری دربهترین وجه آن است وبه کار بستن فضایل،بخشی ضروری
ومحوری در چنین حیاتی بوده وفقط یک عمل مقدماتی برای تامین آن نیست. از این رو، ما
نمی توانیم خیر انسان را بدون اینکه قبلا آن را به فضایل ارجاع دهیم به خوبی توصیف
کنیم

.

بعضی افرادسرشتی طبیعی و موروثی دارند و گاهی آنچه را که یک فضیلت خاص
اقتضا دارد، انجام می دهند. اما نباید این اقبال و موهبت مبارک را با حصول فضیلت
مطابق آن خلط نمود; زیرا حتی این خوش اقبالی اشخاص نیز اسیر عواطف وخواست های خودشان است;چون این عمل
از روی اصول و تعلیمات منظم شکل نگرفته است. فضایل تنها تمایل به عمل کردن به طرز
خاصی نیست، بلکه احساس به طور خاصی نیز می باشد. بافضیلت عمل کردن، آن گونه که
کانت بنا بود بعدها درک کند، عبارت از عمل در برابر گرایشات نیست، بلکه عبارت است
از عمل کردن از روی گرایشاتی که به وسیله پرورش فضایل به وجود آمده است

.

عامل اخلاقی تربیت یافته باید بداند که وقتی از روی فضیلت، عمل یا حکمی
می کند چه کاری انجام داده است. او آنچه را بافضیلت است، چون بافضیلت است، انجام
می دهد. این واقعیت است که به کارگیری فضایل را از به کارگیری اوصافی که فضیلت
نبوده، بلکه فضیلت نماست، تمییز می دهد; مثلا یک سرباز آزموده ممکن است در
وضعیت خاصی کاری را که شجاعت لازم دارد، انجام دهد، ولی نه بدان دلیل که او شجاع
است، بلکه به دلیل اینکه آزموده است یا شاید چون او از افسران مافوق خود بیش از
دشمنش ترس دارد. اما عامل اصالتا بافضیلت بر اساس یک حکم درست و عقلانی عمل می کند

.

بنابراین، یک نظریه ارسطویی در باب فضایل بین آنچه که یک فرد برای خود
خیر می انگارد و آنچه که واقعا برای او خیر می باشد، فرقی اساسی قایل است. به دلیل
دستیابی به خیر نوع دوم است که ما به فضایل عمل می کنیم و این کار را به وسیله
گزینش وسایل برای دستیابی به آن هدف انجام می دهیم. چنین گزینش هایی حکم لازم
دارد. بنابراین، به کارگیری فضایل، مستلزم توانایی حکم و عمل به امور صحیح در
مکانی صحیح، درزمانی صحیح و به نحوی صحیح می باشد.به کارگیری چنین احکامی به طور
کامل، بر اساس قواعد نیست

.

لذا، شاید برای یک خواننده معاصر واضح ترین و عجیب ترین غفلتی که برای
ارسطو رخ داده است این باشد که او در اخلاق نیکوماخوس توجه نسبتا کمی به قواعد
می نماید. علاوه بر آن، ارسطو بخشی از اخلاق را، که همان اطاعت از قواعد است،
اطاعت از قوانینی می انگارد که به وسیله دولت – شهر به اجرا در آمده است; البته
وقتی که دولت – شهر آن گونه که بایسته است، عمل کند. چنین قانونی اعمال مشخصی را
اکیدا دستور می دهد و یا ممنوع می کند. چنین اعمالی در بین آنچه که یک انسان
بافضیلت انجام می دهد یا از انجام آن خوداری می کند نیز وجود دارد. لذا، این امر بخشی
اساسی در دیدگاه ارسطو است که اعمال مشخصی، بدون ملاحظه شرایط یا نتایج آن، اکیدا
مورد امر یا نهی قرار گرفته اند

.

دیدگاه ارسطو یک دیدگاه غایت گرایانه است، ولی نتیجه گرایانه نیست.
گذشته از آن، مثال هایی که ارسطو در باب آنچه اکیدا ممنوع است، ارائه می دهد
هماننداندرزهایی است که در نظر اول، نوعی نظام اخلاقی کاملا متفاوت یعنی نظام اخلاقی
آیین یهود را ارائه می دهد. آنچه او درباره قانون می گوید بسیار خلاصه است، هرچند
اصرار دارد که در باب عدالت قواعدی طبیعی و عام و نیز قواعدی قراردادی و محلی
موجود است. احتمالا چنین به نظر آید که مقصود او اصرار بر این مساله است که عدالت
طبیعی و عام، اعمال مشخصی را اکیدا ممنوع می ک صفحه استاندارد و آماده استفاده است.