اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاثیر شخصیت مفسر در تفسیر قرآن
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 67
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تاثیر شخصیت مفسر در تفسیر قرآن، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر شخصیت مفسر در تفسیر قرآن شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر شخصیت مفسر در تفسیر قرآن:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر شخصیت مفسر در تفسیر قرآن را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تاثیر شخصیت مفسر در تفسیر قرآن توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تاثیر شخصیت مفسر در تفسیر قرآن :
محقق حوزه علمیه قم
چکیده
ابعاد مختلف شخصیت مفسر نظیر دانسته ها و روحیات در نوع تفسیری که از قرآن کریم به دست می دهد، تاثیر دارد و اندیشوران
مسلمان از دیرباز به این امر توجه داشته اند; لکن به آن تصریح نکرده اند . این تاثیر معمولا به دنبال کسب معلومات جدید یا طرح
شبهات نو فراهم می شود . هیچ مفسری از این تاثیر پذیری گریزی ندارد . منتهی به لحاظ آنکه قرآن با روحیات آدمی موافقت دارد،
این اثرپذیری در راستای فهم درست قرآن است; به علاوه تاثیر دانسته ها و روحیات محدوده معینی دارد و این امر از بسیاری
تفسیرهای سلیقه ای جلوگیری می کند
.
کلید واژه ها: شخصیت مفسر، دانسته های مفسر، گرایشهای مفسر، تفسیر، هرمنوتیک
.
۱)
مقدمه
یکی از مباحث هرمنوتیک به معنای عام کاوش در مسائل روانشناختی و تاثیر شخصیت مفسر در فهم متون است . روشن است که
هر متنی مبتنی بر چند رکن است: خود متن، شنونده و مخاطب متن و تفسیر کننده متن . از متن و ویژگیهای آن در اصول فقه و
علوم قرآن و کتاب مقدس گفتگو می شود . درباره شنونده متن یعنی مخاطب و مردمی که مؤلف و گوینده با آنان سخن گفته،
مسائل گوناگونی مطرح است و از آن جمله مخصوص بودن متن به مخاطبان حاضر یا اعم بودن از مخاطبان حاضر، ضرورتها و
پرسشهای شنوندگان، جامعه شناسی عصر مخاطبان، مسائل و مشکلات عصر نزول وحی، افق سطح مخاطبان، مصبوغیت فهم آن
به عوامل اجتماعی
.
اما از همه اینها مهمتر تفسیرکننده متن است که در عرضه فهمی از متن نقش مهمی ایفا می کند; زیرا مفسر با ذهن خالی به مانند
صفحه سفید کاغذ به سراغ متن نمی رود تا آنچه از متن در صفحه ذهن او می تابد، در آن نقش بندد و دستگاه ذهن در آن دخالتی
نداشته باشد . ذهن مفسر خالی نیست; بلکه انباشته از دانسته ها و گرایشها و منشهایی است که بدون شک در تفسیر او تاثیر
می گذارد
.
۲)
جنبه های مختلف شخصیت مفسر
جنبه های مختلفی که در تفسیر تاثیر دارند، به چند وجه مهم قابل تقسیم هستند
:
۱- ۲)
دانسته های مفسر
بخشی از برداشتهای مفسر ناشی از دانسته های وی است . این دانسته ها اشکال مختلف دارد . برخی از آنها مبادی و مقدمات علمی
مفسر است; مانند ادبیات، منطق، کلام و فلسفه . در این موارد هرچه مفسر به این علوم احاطه بیشتری داشته باشد، فهم او از متن
قرآن شفاف تر است . به عنوان نمونه آگاهی مفسر از مسائل روانشناسی، جامعه شناسی، تاریخی، فلسفه و عرفان و مباحث جدید
فلسفه دین و کلام جدید میدان گسترده تری را بوجود می آورد و مفسر با آگاهی از آنها و پرسشهایی که در این علوم مطرح است، در
برخورد با متون نقش کاملا متمایزی ایفا می کند و تفاوت آشکاری در گرایشها و برداشتهای تفسیری او بوجود می آورد . مثلا در
آنجا که آرای علمی و کلامی را با آموزه های دینی سازگار بیابد و آنها را در برنامه های ارشادی و تبلیغی خویش مفید انگارد، به آنها
اقبال می کند و آنها را به منزله مبادی و مقدمات ادله کلامی خود در تفسیر جای می دهد و در آنجا که مفسر با آن آموزه ها نظر
مخالف داشته باشد و آنها را مباین دستگاه فهم خود ببیند، باز به گونه ای متاثر خواهد شد و مباحث را با نگاه شبهه و نقد شبهه
می بیند و کلمات متن را به گونه ای تحلیل و تفسیر می کند که آن شبهات را پاسخگو باشد
.
به همین جهت این معلومات از دیرباز، دست کم نوعی موضعگیری مثبت و منفی را در مجموع دانش های بیرونی مفسر فراهم
ساخته است
.
۲- ۲)
اعتقادات مفسر
اعتقادات و باورهای مفسر گاه جنبه مذهبی و نحله ای دارد; مانند اشعری، اعتزال، شیعی و سنی و مانند آن و گاه جنبه علمی
;
مثلا چنانچه مفسری از پیش نسخ را در قرآن نپذیرفته یا در باب محکم و متشابه مقوله تشابه را از مجمل و مبهم جدا دانسته و یا
در باب اسباب نزول تئوری خاصی را پذیرفته باشد، رفتار او نسبت به مجموعه ای از آیات متفاوت از کسانی است که این باورها را
نداشته و نظریه دیگری را پذیرفته اند و نوع برداشت او با دیگر مفسران تفاوت خواهد کرد
.
۳- ۲)
تئوریهای مفسر
تئوریهای مفسر آنهایی اند که در ذهن او جای گرفته، ولی مانند اعتقادات و باوهای کلی نیست . به عنوان نمونه آن کس که در بحث
معاد جسمانی تئوری خاص دارد، نگرش او به این دسته از آیات با همان نگرش خواهد بود . مثلا صدرالمتالهین کوشش داشت که
میان شریعت و طریقت و حقیقت آشتی برقرار کند و مفاهیم دینی را عقلی کند . کوششهای آشتی جویانه و در عین حال تاویلی وی
از عقل و وحی و اثبات عقلانی اصول اعتقادی بر این فرض مبتنی بود که یافته های دین با عقل در تعارض نیست . لذا در جلد نهم
اسفار در بحث معاد جسمانی با مقدمه ای مفصل تئوری خود را شرح می دهد و تجسم اعمال و ثواب و عقاب را به درون انسان
می کشد و از او جدا نمی داند یا در باب تفسیر وحی، عرش، کرسی، لوح، قلم یا روح و نفس آیات را بر معانی غیر مادی و مجرد
تطبیق می کند . در مباحث جدید کلام مانند نظریه حداقلی یا حداکثری در فقه، مساله انتظارات انسان از دین، مساله کمال و
جامعیت دین، بیان روشی یا بیان ارزشی در احکام و دهها مساله دیگر از تئوری هایی است که حضور آن در ذهن مفسر می تواند
نگرش مفسر را نسبت به حجم انبوهی از آیات کاملا متفاوت کندو نگرش و استنباط او را دگرگون سازد
.
۴- ۲)
روحیات مفسر
بدون شک ویژگیهای تربیتی، روحی و اخلاقی مفسر یکی از موارد تاثیر و تاثر ذهن مفسر نسبت به تفسیر است . روحیات مفسر در
تفسیر نقش بسزایی دارد، مثلا مفسری که دقت نظر دارد و در پی دلیل است یا شجاعت علمی دارد و یا به دنبال نوآوری و نواندیشی
است یا روحیه جنجالی دارد، همه اینها می تواند تاثیر بسزایی در گرایشها و برداشتهای مفسر داشته باشد . در دانش تفسیر این نظر
همواره تاکید می گردد که فهم و تفسیر یک متن باید به دور از مسبوقات ذهنی و تمایلات فکری مفسر باشد،
(۱)
و تعصبات مذهبی
و گرایش های نحله ای در تفسیر بروز و ظهور نکند، حتی تاکید می شود که تفسیر باید از عقاید عرفی زمان خود به دور باشد و مادام
که مفسر در بند این عقاید باشد، از فهم حقایق قرآن باز می ماند . راه رسیدن به فهم کامل مرهون آزادی از عقاید و ارزشهای
شخصی مفسر است
.
اما باید پرسید اولا آیا منظور از این باید همان تفسیر به رای نیست؟
ثانیا، مرز رای چیست و آیا میان هواها و هوسها و تمایلات فکری مفسر و گرایش های تفسیری چگونه می توان جدایی افکند؟
ثالثا، چنین تلاشی تا چه اندازه عملی است; به ویژه در آن گرایش هایی که به طور ناخودآگاه و بر اثر تربیت و آموزش و زندگی در
محیط مذهبی خاص حاصل آمده است; چرا که صرف نظر از اصول و قواعدی که مفسر خود رابه مراعات آن مصمم می داند، مساله
گزینشی عمل کردن مفسر در تمام این موارد بسیار مهم است
.
واقعیت این است که ما در تاریخ تفسیر به سلیقه ها و گرایش های متنوعی در افق تاریخی و مذهبی مفسران برخورد می کنیم . لازم
نیست که مقایسه ای میان تفسیر معتزله، اشاعره، سلفیه و دیگر مذاهب داشته باشیم تا با ذهنیت خاص و نقد مذهبی این تنوع را
ملاحظه کنیم و ریشه اختلاف را در نوع روش آنها ببینیم . حتی این تفاوتها در تفاسیر شیعه نیز در شکل گسترده آن مشاهده
می شود . کافی است که به تفاسیر گوناگون فلسفی، عرفانی، ماثور و غیر ماثور نظر افکنده شود و گوناگونی برداشتهای تفسیری
ملاحظه گردد
.
نا گفته نماند که سخن از ترجمه و دلالت ظاهری کلام نیست; بلکه سخن از تفسیر است و تفسیر پرده برداری و کشف
پیچیدگیهای کلام است; به ویژه آنجا که به استنباط و برداشت در حوزه جهان بینی ها و اصول عقاید و نگرش به مساله عام احکام
بازگردد
.
آنچه که در این مقال بررسی می شود، این است که شخصیت مفسر در تفسیر قرآن کریم چه جایگاهی دارد و تاثیر آن تا چه حدی
مقبول و طبیعی است و در این باره مفسرین بزرگ و قرآن پژوهان چه نظری دارند و اصولا پذیرفتن این تئوری که شخصیت مفسر
در تفسیر نقش تعیین کننده دارد چه مشکلاتی را بوجود می آورد . هدف این مقاله کاوش در یکی از مباحث مهم هرمنوتیک و
تفسیر و معرفت شناسی اندیشه مسلمانان درباره قرآن است و طرح آنها می تواند ریشه های جزمیت گرایی را در اندیشه پیشینیان
به نقد بکشد
.
۳)
طرح مساله
با نگاهی به تفاسیری که درباره قرآن
یا حتی برخی از دیوان اشعار شعرای نامدار چون مولوی و حافظ نگاشته شده، این حقیقت را
درمی یابیم که تفسیرهایی که از این سخنان شده یکسان نیستند و مفسران این متون برداشتهای مختلفی عرضه کرده اند . ما که
آنها را می خوانیم نیز با برخی از تفسیرها موافق و با برخی از تفسیرها مخالف می شویم . منشا این اختلاف چیست و چه عاملی
موجب آن شده که تفسیرهای مختلفی عرضه شود و هر روز که می گذرد بر حجم این تفسیرها افزوده می شود و دیدگاههای
جدیدتری عرضه می گردد . آیا ریشه اختلافها در متن است یا مفسر متن یا هر دوی آنها؟ در این باره نظریات مختلفی مطرح شده و
درباره معناداری متن و نیت مؤلف و زبان گوینده بحثهای فراوانی شده است; اما بدون شک اگر متنی برداشتهای گوناگون بپذیرد،
مفسر متن در این گوناگونی بی نقش نیست . برخی خواسته اند، مساله را ساده جلوه دهند و ریشه این اختلاف را مربوط به هواهای
نفسانی و علیل بودن ذهن و مریض بودن دل مربوط کنند; اما این عامل پیدایش تمام تفسیرهای مختلف نمی تواند باشد; زیرا
بسیاری از آنها از سر آگاهی و عناد و مرض نیست . به عنوان نمونه اگر مقایسه ای میان تفاسیر شیخ طوسی (تبیان)، طبرسی
(
مجمع البیان)، فیض کاشانی (صافی)، ملا صدرای شیرازی (تفسیر القرآن الکریم)، علامه طباطبایی (المیزان) و سید
محمدحسین فضل الله (من وحی القرآن) انجام گیرد، می بینیم دیدگاههای مختلفی در تفسیر عرضه کرده اند; در حالی که همگی
شیعه هستند، از منبع حدیث اهل بیت علیهم السلام استفاده کرده اند، قواعد و اصول را رعایت کرده اند و هوای نفسانی و مرض و
غرض نداشته اند
.
بنابراین همه اختلافات تفسیری ناشی از هواهای نفسانی یا اختلافات مذهبی نبوده است و حتی نمی توان گفت: طبیعت متن
چنین بوده که موجب اختلاف و تشتت آرا شده است; زیرا اصولا در صورتی می توانیم این فهم های متفاوت را در شخصیت مفسر
دخیل ندانیم که چند مساله در نظر ما حل شده باشد
:
۱-
سؤالات و مسائلی را که مفسر به دنبال پاسخ آنهاست و در ذهن او مشکل ساز شده در تفسیر او مؤثر ندانیم . در حالی که در هر
عصری دین و معارفش از سوی گروهی مورد هجوم قرار می گیرد و مفسری که این شبهات را می بیند، در پی پاسخ آنهاست . حال
فرقی نمی کند که این شبهات مربوط به مسائل کلامی و اعتقادی دیرین باشد یا شبهاتی باشد که در عرصه مباحث جدید مطرح
می شود; مانند حقوق بشر، موقعیت زن، کارکرد دین، فلسفه احکام و اخلاق . در این صورت بسیار طبیعی است که مفسرین
براساس دانشها و برداشتهای بیرونی متفاوتی که دارند، به سراغ متن قرآن روند و سؤالات خود را مطرح کنند
.
۲-
هر تفسیری همواره به زمان خود تعلق دارد و بر مبنای دیدگاهی که مفسر به اقتضای شرایط تاریخی خود پیدا کرده، به سراغ
متن می رود . چنانچه در دوره ای تحولات علمی و فرهنگی بسیار سریع و گسترده باشد، موضوعات منعکس شده، در تفسیر هم
گسترده خواهد بود و اگر آهنگ این تحولات کند و طولانی باشد، موضوعات محدودتری در تفسیر آن دوره انعکاس می یابد
.
۳-
نکته دیگر معلومات آکادمیک مفسر است . بی تردید برای دریافت درست مراد خداوند نیاز به آگاهی از علوم و ابزاری است که
مفسر را به فهم آن یاری رساند . در این علوم و ابزار اختلاف و تشتت اقوال است . این اختلاف در عمل تاثیر مستقیمی در تفسیر
مفسر می گذارد و هر مفسری اقوال مختلف ادیبان، واژه شناسان، قاریان و راویان اسباب نزول را در دستگاه ذهنی خود مورد
ارزیابی قرار می دهد و براساس احاطه و اجتهاد خود از میان آنها قولی را گزینش می کند و آن طبعا در برداشتهای تفسیری او اثر
می گذارد . نکته مهم و قابل توجه در این زمینه گزینشگری مفسر است . مثلا کسی که در بحث واژه شناسی به این نظریه معتقد
است که قرآن مجاز را بکار نگرفته و آنچه را استعمال کرده حقیقت بوده است . نوع تفسیر او در جاهای مورد اختلاف نسبت به
تفسیر کسی که خلاف آن نظریه را عقیده دارد، متفاوت خواهد بود
.
بدین جهت ما ناگزیریم به فایل پاورپوینت کامل تاثیر شخصیت مفسر در تفسیر قرآن اذعان کنیم و بپذیریم که دانسته ها، باورها، خلقیات و شرایط خاص
روانشناختی مفسر موجب گوناگون شدن تفسیر می شود و معنای متن یک حقیقت تغییرناپذیر و قائم به لفظ نیست; بلکه همواره
در پرتو روشناییهای ذهن مفسر تصحیح و شفاف می گردد; اما با همه اینها مراد این نیست که معنایی که ما از یک متن می فهمیم،
اصول ثابتی ندارد و نسبیت مطلق همه ابعاد کلام را فراگرفته و آنچه خوانندگان پیشین از آن می فهمند با آنچه بعدی ها می فهمند،
تفاوت کلی دارد
.
بحث و بررسی شخصیت مفسر دست کم این فایده را دارد که ما بهتر بتوانیم به پیام واقعی کلام شناخت پیدا کنیم; زیرا شناخت
آن به رعایت قواعد فهم و رفع موانع آن نیاز دارد . بدون شک یکی از عوامل بازدارنده هویتهای شخصی مفسر است . او بر پایه
دانسته ها و باورهای ذهنی خود به سراغ متن می رود و این گاه بدون آن است که بداند کدام یک از آنها عقلانی و منطقی و مبتنی
بر اصول پذیرفته شده است
(۲)
و کدام یک از آنها دارای این ویژگی نیست; به همین دلیل دچار تعارض شده، تفاسیر ناهمسانی را
عرضه می کند
.
به هر حال با نگاهی به مجموعه ای از تفاسیر مذاهب و نحله ها تاثیر این پیش فرض ها آشکار می گردد . این واقعیت گرچه در کل
موجب تکامل دانش تفسیر و تعمیق فهم قرآن شده; اما در جاهایی مایه انحراف و کژ فهمی شده است . نفس این آگاهی به ما کمک
می کند که بدانیم باید در چه راهی گام برداریم و چه عواملی را در فهم دخیل بدانیم و چه چیزهایی را نقد کنیم . آگاهی از گرایشها
ما را از خوش خیالی و شگفت زدگی و اعجاب نسبت به فهم خود باز می دارد و ما را واقع بین و متواضع می کند . لذا فهم صحیح در
گرو آن نیست که ذهن ما از هر پیش فرضی تهی باشد; زیرا این ممکن نیست . فهم صحیح آن است که بدانیم معلومات پیشین ما
چیست که آنها را منقح و مستند و معقول کنیم و از این معلومات به نحو احسن استفاده کنیم و در نهایت برداشت خود را از قرآن
عین کلام وحی ندانیم و نگوییم قرآن چنین می گوید; بلکه بگوییم برداشت ما از قرآن چنین است
.
۴)
شخصیت مفسر و نقش آن در اندیشه متفکران مسلمان
بحث تاثیر مفسر در اندیشه متفکران مسلمان بطور مستقل مطرح نشده; اما در لابلای سخنان آنان نکاتی آمده است که نشان
می دهد اندیشوران مسلمان به فهم های مختلف به عنوان واقعیتی اجتناب ناپذیر اذعان داشته و پذیرفته بودند . همانطور که
دانستن قواعد و کاربرد واژه ها و توجه به نکات بیرونی همچون تشخیص عام و خاص، مطلق و مقید، حقیقت و مجاز و ناسخ و
منسوخ لازم است، داشتن تئوری نیز برای تفسیر ضروری است . روشن است که این اصول و مبانی به مفسر جهت می دهد تا
براساس تئوری خاصی به سراغ متن برود و به تفسیر آن بپردازد . تئوری های مفسر گاه از قبیل مبانی پایه در علوم اسلامی است
;
مانند: اصالت ظهور، حجیت یک دسته از مفاهیم و عدم حجیت، دسته دیگر از مفاهیم، محدوده استناد به اطلاق کلام، و گاه اصول
موضوعه ای است که بیشتر در عصر جدید مطرح شده است; مانند: نظریه حداقلی و حداکثری در فقه، محدوده انتظار از دین و
چگونگی زبان دین . تمام این پیش فرضها بطور آشکار نمود خود را در تفسیر قرآن نشان می دهد و نقش مفسر را آشکار می سازد
.
اما افزون بر نقش این تئوری ها در تفسیر، مسائل دیگری برای مفسر مطرح است که قاعدتا نباید در مقوله فهم تاثیری داشته
باشد; ولی مشاهده می شود که در فهم مفسر تاثیر می گذارد; مانند دانسته های علمی مفسر، نکات روانشناختی و زیستی مفسر
.
بنابراین چگونگی فهم پیام از متن با عنایت به پیش فرضها و عقاید مخاطبان تفاوت پیدا می کند . به عنوان نمونه یکی از مفسران
معاصر که به جاذبه زمین و مسائل مختلف آن آگاه است و در تفسیر به آن توجه دارد، در ذیل «الله الذی رفع السموات بغیر عمد
ترونها
» (۳) [
رعد ۲]، برخلاف فخر رازی که در تفسیر آیه با بیان عقلی استدلال می کند بر اینکه ممکن نیست چنین آسمان بزرگی
در فضا معلق بماند [۱]، می گوید: «این آیه خبر از قوه ای می دهد که به سبب آن اجرام بدون پایه هم می توانند، در فضا بمانند; زیرا
قانون جاذبه ستارگان و اجرام سماوی را در آسمان نگه می دارد و این غیرطبیعی نیست; بلکه بر اساس قوانین ثابت خدای به وجود
آورنده آن است » [۲
].
مفسر دیگری که به نقش زن در جامعه اسلامی اهمیت قایل است، برخلاف روایاتی که در باب مشورت با زن آمده و حتی تصریح
شده است که با آنان مشورت نکنید و یا اگر مشورت کردید، با آنان مخالفت کنید [۳]، چون به تفسیر آیات قرآن می پردازد، به
اقتضای باورهای پیشین می گوید: آیات «فان ارادا فصالا عن تراض منهما و تشاور فلا جناح علیهما
» (۴) [
بقره ۲۳۳] و «قالت احداهما
یا ابت استاجره ان خیر من استاجرت القوی الامین
» (۵) [
قصص ۲۵] دلالت دارند بر اینکه نه تنها مشورت با زنان جایز، که در
مواردی پسندیده و مطلوب است . زیرا در آیه نخست خداوند می گوید: اگر زن و شوهر در پی مشورت با یکدیگر راضی شدند که
کودک را قبل از دو سال از شیر بگیرند و به جهتی این کار را مصلحت بدانند، مانعی ندارد و در آیه دوم زمانی که یکی از دختران
شعیب به پدر پیشنهاد می دهد و در مقام مشاورت به پدر می گوید: این جوان امین را برای کارهای ما به خدمت بگیر! پدر با اینکه
پیامبر است، این پیشنهاد را می پذیرد و به نظر دخترش اهمیت می دهد . لذا از این دو آیه می توان استفاده کرد که مشورت با زنان
ممدوح شناخته شده است [۴
].
نظریه مورد بحث شواهدی نیز در گفته های پیشینیان دارد; برای مثال ابن عربی دلایل کافی ارائه می دهد مبنی بر اینکه هر کس
مطلوب خود را در قرآن می یابد [۵]. حتی اگر آن فراتر از معانی الفاظ و صرفا ناشی از گرایشهای عرفانی باشد . البته گاه این
تفسیرها و اشارات با قواعد تفسیر انطباق ندارد و نمی توان آنها را از مقوله تفسیر برشمرد . جالب توجه آنکه همو به تفسیر عقلی
خرده می گیرد و می گوید: «نمی توان به تفسیر عقلی محض بسنده کرد; چون همواره اسیر و محکوم تعصبات و پیش فرضهای
عصری و فضای فکری شخص مفسر است » [۶
].
باز یکی از کسانی که به شخصیت مفسر و تاثیر وی در برداشتهای تفسیری اشاره و البته انتقاد کرده است، ملاصدرای شیرازی (ت
1050
ق) . است . وی به مناسبت بحث محکم و متشابه، صاحبان روشهای تفسیر کتاب خدا را بر چهار دسته تقسیم می کند و یکی از
آنها را متفلسفین و طبیعیون و اطبا می شمارد و می گوید که آنها به حسب ذائقه و پیش فرض های خود به توجیه و تاویل آیات
می پردازند [۷
].
فیض کاشانی در همین زمینه معتقد بود که مفسر در حکم شخص نائم است که بعد از بیداری به حقیقت کلام الهی پی برده و به
مصداق «الناس نیام فاذا ماتوا انتهبوا
» (۶)
، بعد از عروج به مقام ملکوت تاویل کلام حق را درک می کند [۸
].
علامه طباطبایی نیز متشابه را به نزول باران تشبیه می کند که به محیطهای مختلف نازل می شود و با آنکه در اصل یک حقیقت
است و هیچ محدودیتی ندارد، اما همین که نازل شد و در مسیل ها و گودال ها قرار گرفت، شکل می گیرد و محدودیت می پذیرد
.
القای معنایی از معانی به انسان اینچنین است . مسبوقات ذهنی نقش بسیار مهمی در نوع برداشت و فهم معنای الفاظ دارد . اگر
این مسبوقات رنگ خاصی پذیرفته باشد، مانند تعصبات قومی، مذهبی و سیاسی یا گرایش های حسی، آن معنا هم به همین رنگ
در می آید [۹
].
امام خمینی نیز بر این نکته تاکید دارند که در میان مفسران مشربهای گوناگونی وجود دارد و هر مفسری براساس دانسته ها و
گرایش هایی که داشته، به تفسیر پرداخته است و هر کدام روی آن تخصص و فنی که داشته، یک پرده از پرده های قرآن کریم را
تفسیر کرده است [۱۰]. حتی در جایی تصریح می کنند که همین باورها و دانش ها موجب شده که برخی مفسران یکسونگر شوند و
تنها از ابعاد خاصی به تفسیر قرآن بپردازند . به عنوان نمونه در جایی می گویند
:
«
بسیاری از زمانها بر ما گذشت که یک طایفه ای فیلسوف، عارف و متکلم و امثال ذلک که دنبال همان جهات معنوی بودند، اینها
گرفتند معنویات را . هر کسی به اندازه ادراک خودش و قشریون را تخطئه کردند . تمام ماعدای خودشان را قشری حساب کردند
;
بلکه وقتی تفسیر قرآن کردند، اکثر آیات را برگرداندند به آن جهات عرفانی و فلسفی و جهات معنوی و [از جهات دیگر] به کلی
غفلت کردند . از حیات دنیایی و جهاتی که در این دنیا به آن احتیاج داشتند و تربیتهایی که در اینجا باید باشد از این غفلت کردند
برحسب اختلاف مسلکشان، و در همین اوان و همین عصر یک دسته دیگری که اشتغال به امور فقهی و تعبدی داشتند، نیز [گروه
مقابل] را تخطئه کردند یا حکم به الحاد کردند یا حکم به تکفیر کردند و این هر دو روش خلاف واقع بوده است » [۱۱
].
وی تاکید بر نقش شخصیت مفسر در تفسیر را به این محدود نمی سازد . ایشان گرایش های فردی و اجتماعی و شرایط تاریخی را در
فهم و برداشت مفسر دخیل می داند [۱۲
].
از این صریح تر در تبیین نقش شخصیت مفسر در تفسیر، کلام مطهری در باب فقه است . گرچه کلام ایشان درباره تفسیر نیست،
اما به طور غیرمستقیم به آن مرتبط است; چون فقیه با استنباط احکام از متون قرآن و حدیث در حقیقت به نوعی تفسیر دست
می زند . ایشان می نویسد: «اگر کسی فتوای فقها را با یکدیگر مقایسه کند و ضمنا به احوال شخصیت و طرز تفکر آنها در مسائل
زندگی توجه کند، می بیند که چگونه سوابق ذهنی یک فقیه و اطلاعات او از دنیای خارج در فتواهایش تاثیر داشته; به طوری که
فتوای عرب بوی عرب می دهد و فتوای عجم بوی عجم . فتوای دهاتی بوی دهاتی و فتوای شهری بوی شهری » [۱۳
].
اینها نمونه هایی از دیدگاههای متفکران مسلمان در زمینه نقش شخصیت مفسر در تفسیر بود و در این باره استقصا نشده است
وگرنه شواهد بسیاری را می توان به دست آورد که علمای اسلامی به اهمیت ذهن و نقش مفسر توجه داشته و معلومات و باورهای او
را در برداشتهای تفسیری دخیل می دانسته اند و حتی تاثیر آنها را گریزناپذیر و غیرقابل اجتناب شمرده اند
.
البته تمام عوامل روانشناختی و تاریخی و جغرافیایی علت تامه برداشتهای تفسیری نیست; اما نباید نقش عوامل یاد شده را نادیده
گرفت . به دلیل تاثیر این عوامل تفسیرهای متون دینی قابل تحول و تکامل هستند; بعلاوه بشری و غیرمقدس به شمار می روند
;
لذا انتساب دادن این تفسیرها به شریعت و دین از سر ناآگاهی از عوامل پدیدآورنده آنهاست
.
۵)
عوامل گرایش مفسر به تفسیری خاص
برای اینکه به اهمیت جایگاه مفسر و نقش شخصی وی در تفسیر پی ببریم، باید ریشه ها و علل گرایش مفسر را مورد توجه قرار
دهیم . ببینیم چه عواملی موجب می شود که مفسری به معنایی روی آورد و برداشتی را ترجیح دهد . به نظر می رسد ریشه های
گرایش مفسر دو دسته اند
:
۱- ۵)
کسب معلومات جدید
گاه مفسر مستقلا یا به تبع جامعه تحول فکری پیدا می کند و آگاهیهای جدیدی را از زندگی، نیازها و مشکلات انسان، بدست
می آورد و از رهگذر آن بینش او نسبت به مذهب، معنویت و کتاب وحی در مواردی تغییر می یابد و تئوری های مختلفی را در زمینه
شکل اداره جامعه، برخورد با مسائل اجتماعی و حاکمیت معنویت و اخلاق برمی گزیند و تفسیری خاص از آیات مربوط به دست
می دهد . این تئوریها می تواند معقول و مستند به دلایل علمی یا فرضیه های ناتمام در عرصه علم و فرهنگ باشد . مفسر با این
تئوریها و فرضیه ها به سراغ آیات قرآن می رود و برداشتهایی را از آنها ارائه می دهد . تاکید بر روی موضوعات جدید، مانند حکومت،
آزادی، حقوق بشر، حقوق زن در تفسیر قرآن به خاطر قرب ذهنی و توجه به تحولات معاصر است . اگر این تحولات علمی و طرح
بحثهای جدید نبود، هرگز مفسران به این مباحث و تفسیر عصری از این آیات اقبال نمی کردند
.
به عنوان نمونه علامه طباطبایی به مناسبت بحث نظام سیاسی اجتماعی اسلام با عنایت به تحولات معاصر این شبهه را مطرح
میکند که آیا اسلام در شرایط دنیای جدید قابل اجراست . او گوید: «برخی می پندارند که سنت اجتماعی اسلام در دنیا و در شرایط
تمدن فعلی دنیا قابل اجرا نیست و اوضاع حاضر دنیا با احکام اسلامی نمی سازد . ما نیز این را قبول داریم; لیکن این سخن چیزی
را اثبات نمی کند; چون ما نمی گوییم با حفظ شرایط موجود در جهان، احکام اسلام بدون هیچ مشکلی اجرا می شود . هر سنتی در
هر جامعه ای زمانی نبوده و سپس به وجود آمده است . البته شرایط حاضر با آن ناسازگار بوده و آن را طرد کرده است » [۱۴]. آنگاه
ایشان راهکار ایجاد حکومت را مطرح می کند . روشن است که اگر تحول ذهنی مفسر و اجراپذیر دانستن احکام نبود، این مباحث
مطرح نمی شد . به همین دلیل ما در تفسیر علامه طباطبایی شاهد مباحث بسیاری در زمینه اجتماع، حکومت و عدالت اجتماعی،
آزادی و تفسیر آیات مناسب با آنها هستیم . چیزی که در تفاسیر پیشین سابقه نداشته است
.
۲- ۵)
طرح اشکالات جدید
مفسر اگر به گفتمان های دانشوران جدید آگاه باشد، از شبهات و اشکالات آنان درباره دین و قرآن آگاهی خواهد یافت و آنها را به
تفسیر می کشاند و به مناسبت تفسیر آیات به پاسخگویی و دفع آن شبهات می پردازد . کافی است که به یکی از آیات متناسب با
شبهه برخورد کند تا تفسیر خود را به سوی دفع اشکال سوق دهد . طرح اشکالات جدید در ذهن مفسر تاثیر قابل توجهی در
شکل تفسیر و تبیین موضوع دارد . مثلا وقتی مفسری می بیند کسی آیات جهاد ابتدایی را با آزادی اندیشه در تضاد می شمارد،
ممکن است درصدد برآید این آیات را به معنای دفاع بگیرد; نه تهاجم برای ایمان آوردن و یا نابودی مشرکان و گوید: اگر در قرآن
آیاتی آمده است که به قتال با مشرکین دستور می دهد، ناظر به فتنه جویی و توطئه چینی آنهاست . همانطور که در آیه ۳۹ سوره
حج آمده است و یا ممکن است بگوید: این آیات در مقام جهاد ابتدایی است و سیره پیامبر هم دلالت بر این واقعیت دارد و اصلا ما
مقوله ای به نام آزادی اندیشه نداریم . به این ترتیب تفسیر او از این آیات با تفسیر قبلی تفاوت پیدا می کند . در هر صورت مفسر این
شبهات و اشکالات را بر اساس تئوری خود پاسخ می دهد
.
از همین قبیل است آیاتی که ناظر به مسائل علمی و تکوینی جهان است . مثلا در قرآن آمده است: «الله الذی خلق السموات و
الارض و ما بینهما فی سته ایام
» (۷) [
سجده ۴]. مفسری که از معلومات روز باخبر است و می داند که برابر تئوری های علمی زمین و
آسمان در زمانی بسیار طولانی و طی میلیاردها سال بوجود آمده اند، قهرا آن را با این آیه که می گوید، خدا آسمان و زمین را در
شش روز آفرید ناسازگار می بیند; زیرا معنا ندارد دوران پیدایش زمین و آسمان که با فعل و انفعالهای بسیار کند و تدریجی بوده
است، در شش روز باشد; لذا در تفسیر آن آیه می گوید: منظور از این روزها در پیش خدا هزار سال از سالهایی است که آدمی
حساب می کند [۱۵] ; همانطور که درباره عروج به سوی خدا چنین آمده است: «ثم یعرج الیه فی یوم کان مقداره الف سنه مما
تعدون
» (۸) [
سجده ۵
].
مفسر دیگر حل شبهه را از زاویه دیگر می بیند و می گوید: «منظور از شش روز شش دوره از مراحل آفرینش است و روز در اینجا به
معنای مراحل خلقت است . یا مقوله شمارش آنها از مقوله های زمینی نیست . حتی به شمارش عالم دنیا ارتباطی ندارد» [۱۶
].
البته هر یک از این پاسخ ها بر اندیشه و باوری خاص متکی است; اما مجموع این نوع برخوردها حکایت از آگاهی مفسر از شبهات و
حساسیت او به رفع آنها دارد
.
۶)
نقش و جایگاه مفسر
وقتی از مفسر و نقش وی در تفسیر سخن گفته می شود، به این معنا نیست که او می خواهد واژه ها را معنا کند و ترجمه ای از کلام
را به دست دهد یا مدلول مطابقی کلام روشن را شرح دهد . البته مفسر این کار را انجام می دهد; اما منظور از تفسیر همان
پرده برداری از کلام و پیام است که گاه از آن به تاویل تعبیر می شود و گاه تفسیر و تاویل به یکسان بر آن اطلاق می گردد . به همین
جهت بسا گفته می شود که آیا در نقش مفسر مبالغه نشده و آیا مفسر بیش از اندازه مهم جلوه داده نشده است . آیا این معنا به
نسبیت گرایی مطلق کشیده نمی شود که همه چیز در دست مفسر دستخوش عدم ثبات شود؟ اینکه مفسر با پیشداوری و پیش
فرضها به سراغ تفسیر می رود، موجب نمی شود که تردید و نسبیت در همه چیز افکنده شود . معانی آشکار و تفاسیر مورد اتفاق و
تردیدناپذیر و مشترک و مورد پذیرش همگان وجود دارد . اما در کنار آنها آیات مشکل، غریب، متشابه و تفسیرپذیر هم هست
.
آیاتی وجود دارد که تفسیر آنها در برهه ای از زمان مورد اتفاق و تردید ناپذیر بوده، اما در اثر تکامل دانشها و دگرگونی درعلوم دچار
تغییر شده و برداشتهای گوناگون به همراه آورده است . از نمونه های جالب توجه، آیات مربوط به خلقت انسان است . در عصر
رسالت خلقت انسان و چگونگی پیدایش وی از خاک به این تفصیل مورد سؤال و بحث نبوده و قطعا از آنچه در نظریات جدید
درباره تحول انواع و مسائل دیگر مطرح است سخن نرفته است; در حالی که این سؤالات اکنون مطرح است که خلقت بشر چگونه
بوده است; آیا به طور ناگهانی بوده است یا تحول انواع یا تکامل انواع؟ آیا قبل از بشر طایفه های دیگری در روی زمین بوده اند؟ در
<
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
