خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کلام خدا و کتاب خدا
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کلام خدا و کتاب خدا قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاثیر شخصیت مفسر در تفسیر قرآن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاثیر شخصیت مفسر در تفسیر قرآن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
43دقیقه
26ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مبانی رشد و لوازم آن در قرآن کریم

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 78

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل مبانی رشد و لوازم آن در قرآن کریم؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مبانی رشد و لوازم آن در قرآن کریم، محتوای خود را در قالب 104 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل مبانی رشد و لوازم آن در قرآن کریم با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مبانی رشد و لوازم آن در قرآن کریم آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل مبانی رشد و لوازم آن در قرآن کریم به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل مبانی رشد و لوازم آن در قرآن کریم ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مبانی رشد و لوازم آن در قرآن کریم، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی رشد و لوازم آن در قرآن کریم را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی رشد و لوازم آن در قرآن کریم :

استادیار دانشگاه قم

چکیده

نوشتاری را که در پیش روی دارید تفسیری است از مبانی رشد و احکام و مسائل آن که بیشتر با تکیه بر آیات قرآن کریم

و در برخی موارد بااستشهاد به روایات فراهم آمده است

.

نویسنده معتقد است که جامع نگری، انتخاب احسن و خردورزی ازلوازم رشد فردی و اجتماعی است. در این مقاله رابطه

بین «اطاعت »،«ولایت » و «رشد» به این صورت ترسیم شده که این سه بسان هرمی هستندکه رشد در راس آن و اطاعت و

ولایت در قاعده آن است. بنابراین ولی غیررشید، ولایتش ساقط است و اطاعت از اوامر غیر رشید هیچ وجه شرعی وعقلی

ندارد. نویسنده ملاکهای رشد را شرع، عقل و رویه عقلا معرفی کرده است. وی بر آن است که استفاده از روش آزمایش و

خطا برای رسیدن به رشد، امری لازم است. نیز تاکید کرده است که پذیرش لوازم رشد، با پذیرش برخی آسیب های فردی

و اجتماعی همراه است

.

بنابراین نباید به خاطر برخی آسیب ها، راه رشد و لوازم آن را سد کرد ورهروان را به درجازدن و گرد خود چرخیدن و

بی راهه رفتن واداشت

.

کلید واژه ها: مفاهیم قرآن ، رشد، اطاعت، ولایت، آزمایش

.

۱)

مقدمه

در بسیاری از واژه ها و مفردات قرآن کریم مفاهیمی فراهم آمده که ویژه کاربردهای خاص وحیانی است. از این رو برای

دستیابی به مراد خداوند، علاوه بر توجه به معنای وضعی و کاربردی الفاظ در کلام عرب، باید به ادبیات خاص قرآنی نیز

توجه کرد. توجه به مصادیق و نیز سیاق آیات، می تواند دریچه ای برای راهیابی به فرهنگ و ادبیات قرآن کریم باشد

.

در این نوشتار برآنیم تا فهم خود را از معنا و مصداق رشد و رشید در فرهنگ دینی وقرآنی بیان کنیم. در آغاز، معنای

لغوی رشد در زبان عربی و فارسی و تفاوت مصداق رشید را در کاربردهای این دو زبان حکایت خواهیم کرد. آن گاه با

استناد به آیات قرآن ،تعریفی از رشد ارایه خواهیم داد. سپس به لوازم، احکام و مسائل مربوط به رشدخواهیم پرداخت

.

۲)

معنای لغوی رشد

ابن فارس (ت ۳۹۵ ق) می نویسد: «سه حرف «ر ش د» بر راستی راه دلالت دارد وبه مقاصد راهها، «مراشد» گفته می شود

» [1].

این واژه در مقابل واژه غی است و غی دراصل به معنای فرو رفتن در جهل است »[2

].

برخی از معاجم باتوجه به معنای وضعی و کاربردی رشد، آن را اینگونه تعریف کرده اند: رشد عبارت است از رسیدن به

حقیقت امر. رشید نیز به کسی گفته می شود که تدابیر او در بستری استوار به غایت و کمال مطلوب رسد[۳

].

در زبان فارسی رشد کردن به معنی نمو کردن است[۴] و رشید به معنای شجاع و دلیراست. نیز در فارسی رشید را به

معنی خوش قد و قامت استعمال کنند، چنانکه گویند:فلان کس جوانی است زیبا و رشید. در عربی به جای آن «رشیق

»

گویند و مصدر آن نیزرشاقت است[۵]. خلیل می نویسد: «پسر یا دختری را که از نظر اندام متعادل باشد، رشیق گویند»[6

] .

در متون اسلامی نیز رشد به معنای جسمانی به کار نرفته است، لذا در توصیف برخی از افرادی که به رشد نرسیده اند،

گفته شده است: «… کبیره غیر رشیده » [7

].

۳)

معانی رشد در ادبیات قرآنی

آنچه مسلم است رشد در قرآن به معنای رشد جسمانی نیست. واژه رشد در فرهنگ قرآنی از واژه های حوزه عقل و فکر

انسان است. رشد، کمال عقل است; از این رو نمی توان کسی را که عاقل است، رشید نامید

.

با نظر در آیات قرآن کریم می توان گفت: سه عنصر در مفهوم رشد نهفته است;جامع نگری، انتخاب احسن، خردورزی و

اقامه برهان. با این بیان، رشید کسی را گویندکه اولا عقلی جامع نگر داشته باشد، ثانیا از میان راههای مختلف، قادر به

انتخاب احسن باشد، ثالثا انتخابش مبتنی بر حجت و برهان باشد. اکنون به بیان مستندات قرآنی هریک از این سه عنصر

می پردازیم

.

۱-۳)

جامع نگری

از آیات سوره کهف در داستان خضر و موسی علیهما السلام فهمیده می شود که لازمه رشد درهر امری، احاطه فرد به

جوانب مختلف آن امر است. خداوند در آیه ۶۵ سوره کهف می فرماید: «ما به خضر دانشی خاص آموختیم ». در آیه بعد این

دانش ملازم یا زمینه سازرشد معرفی شده است،

(۱)

آنجا که موسی علیه السلام به خضرعلیه السلام می گوید: «هل اتبعک

علی ان تعلمن مما علمت رشدا»; (آیا تو را پیروی کنم بر اینکه مرا از آنچه به تو آموخته اندبیاموزی تا به رشد راه یابم) و از

آیه ۶۸ همین سوره فهمیده می شود که یکی از لوازم رشد، «احاطه خبری » به موضوعاتی است که مورد تصمیم گیری است

.

خضرعلیه السلام دراستدلال بر این که چرا موسی علیه السلام نمی تواند در همراهی با او شکیبا باشد می گوید

: «

کیف تصبر علی مالم تحط به خبرا»[کهف ۶۸]; (چگونه بر آنچه کاملا آگاه نیستی، شکیبایی کنی

).

دایره اطلاعات خضرعلیه السلام فراتر از اطلاعات موسی علیه السلام بود، لذا او از اموری آگاه بودکه موسی علیه السلام

آگاهی نداشت و همین باعث شده بود، که خضرعلیه السلام در هر مورد عملی رشیدانه انجام دهد; اما موسی علیه السلام

که از آن اطلاعات بی بهره بود، آن عمل را ناپسند وقبیح بداند. به طور مثال وقتی خضرعلیه السلام کشتی را سوراخ کرد،

موسی علیه السلام آن را با این عبارت تقبیح کرد: «لقد جئت شیئا امرا»[کهف ۷۱]; (براستی کاری ناپسند انجام دادی

).

بنابراین روشن شد که وقتی انسان از همه جوانب کاری که «می خواهد انجام دهد،اطلاع نداشته باشد، ممکن است کاری

صحیح را قبیح و یا کار قبیحی را نیکو بشمرد.پس اولین رکن رشد یافتگی، داشتن تصور صحیح از جوانب و عواقب امور

است. تاکیدقرآن و سنت بر تدبر و عاقبت اندیشی در امور نیز به همین رو است. گاهی انتخاب راه ورود در امری، مستلزم

دیدن راههای خروجی است. در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «نزد هر کاری درنگ کن تا راه ورود آن را از

راه خروجش بشناسی; پیش از آنکه بدان دست بیازی و پشیمان شوی »[9

].

۲-۳)

انتخاب احسن

خداوند در آیه ششم سوره نساء پس از آنکه همگان را از سپردن اموال به دست سفیهان باز داشته است، می فرماید: «وابتلوا

الیتامی حتی اذا بلغوا النکاح فان آنستم منهم رشدا فادفعوا الیهم اموالهم » (و یتیمان را تا وقتی که به [سن] نکاح

می رسند، بیازمایید!اگر آنان را رشید یافتید، مالهایشان را به آنان برگردانید

).

طبق ظاهر این آیه، تاز مانی که یتیم به رشد نرسیده، نمی توان اموالش را در اختیارش گذاشت تا در آن تصرف کند. اما

برای رسیدن به جواب این سؤال که چه وقت می توان گفت: او به رشد رسیده است و می تواند در اموالش تصرف کند،

کافی است به وظیفه ولی یا قیم نظری بیاندازیم که اموال یتیم به او سپرده شده است. او موظف است درتداول مال یتیم،

بهترین شیوه ممکن را برگزیند تا منافع او را به نحو احسن تامین کند.خداوند می فرماید: «ولا تقربوا مال الیتیم الا بالتی

هی احسن »[انعام ۱۵۲]; (به مال یتیم نزدیک مشوید، جز به گونه ای که بهتر باشد). پس می توان از این دو آیه چنین

نتیجه گرفت که وقتی یتیم خود بتواند مال خود را از میان راههای مختلف در راه صحیح تر بکاربندد، به رشد رسیده است

.

بنابراین «انتخاب احسن » رکن دیگر رشد است که در همه امور، چه در حوزه اندیشه و یا در حوزه گفتار و رفتار باید ملاک

عمل باشد

.

۳-۳)

خردورزی و اقامه برهان

چنانچه کسانی در راه صحیح قدم بردارند، اما اگر از آنها پرسیده شود که چرا در این راه گام برمی دارید، جوابی قانع

کننده ارائه ندهند، اینگونه افراد را نمی توان رشید نامید.بنابراین داشتن حجت و برهان از لوازم رشد است. به تعبیر قرآن

، کسانی که به اقوال مختلف گوش فرا می دهند و از بهترین آنها پیروی می کنند، اولواالالباب هستند; پس انتخاب رشیدانه

آن است که به عقلی خالص، جامع نگر و پخته (لب) متکی باشد

.

در قرآن آمده است که، وقتی جوانان رشیدی به نام اصحاب کهف از حسن انتخاب پروردگار خود به قاطعیت سخن گفتند

که: «ربنا رب السموات والارض لن ندعوا من دونه الها»[کهف ۱۴]; (پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است ما جز او

خدایی رانمی خوانیم)، در ادامه، سوء انتخاب قوم خود و حجت نداشتن آنها را اینگونه بیان کردند: «هؤلاء قومنا اتخذوا من

دونه آلهه لولا یاتون علیهم بسلطان بین »[کهف ۱۵]; (اینان قوم ما هستند. خدایانی جز خدای یگانه را برگزیدند; در حالی

که دلیلی روشن بر آن ندارند

).

«

سلطان بین » دلیلی است که بتواند بر ادعاهای مخالف آن غلبه و برتری پیدا کند. پس باید بر انتخاب گزینه ها در هر

زمینه ای که باشد حجت داشته باشیم. اگر خضر علیه السلام راهی را انتخاب کرد که موسی علیه السلام در نظر اول آن را

تقبیح نمود، در نهایت با بیان دلیل محکم وخلل ناپذیر خود، موسی علیه السلام را قانع کرد. بنابراین رشید کسی است که

بتواند

:

اولا، راههای مختلف را در نظر بگیرد و جوانب و عواقب هرکاری را ببیند

;

ثانیا، راه بهتر را برگزیند

;

ثالثا، آن راه صحیح را با حجت و برهان قاطع به اثبات برساند; لذا نمی توان اندیشه وعملی را پیش خود برتر دانست و با

تحکم بر دیگران تحمیل کرد که چه بسا برتر بودن آن خیالی بیش نباشد; چنانکه خدای متعال درباره گروهی می فرماید

: «

یحسبون انهم یحسنون صنعا»[کهف ۱۰۴] (می پندارند که کاری نیک می کنند) و یا در جایی دیگرمی فرماید: «افمن زین

له سوء عمله فرآه حسنا» [فاطر ۸];(پس آیا آنکه کار بدش آراسته شده و آن را نیک می بیند

).

۴)

ابراهیم علیه السلام، اسوه رشد

یکی از نمونه های بارز رشد، حضرت ابراهیم علیه السلام است که خداوند او را به عنوان اسوه معرفی کرده است[ممتحنه ۴

] .

خداوند درباره او می فرماید: «و لقد آتینا ابراهیم رشده من قبل »[انبیاء ۵۱] ; (و ما پیش از این ابراهیم را رشد دادیم

).

نمونه ای از موارد رشد ابراهیم علیه السلام، جدال احسن او با کفار و مشرکان است. اویکایک خدایان دروغین چون ستاره

و ماه و خورشید را که قومش می پرستیدند، مطرح می کند و با حجت و برهان رد می کند: «تلک حجتنا آتیناها ابراهیم

علی قومه »[انعام ۸۳] ;(آن حجت ماست که به ابراهیم دادیم تا بر قومش اقامه کند) و در نهایت، با قاطعیت اعتقاد احسن

را اینگونه بیان می کند که: «انی وجهت وجهی للذی فطرالسموات والارض حنیفا و ما انا من المشرکین » [انعام ۷۹]; (من

رویم را حق گرایانه به سوی کسی گردانیدم که آسمانها و زمین را آفرید و من از شرک آورندگان نیستم

).

۵)

احکام و مسائل رشد

با غور و وارسی در آیات کریمه قرآن و نظر به ارتباطهای موجود بین رشد وموضوعات دیگر، می توان احکام و مسائلی را از

قرآن کریم استنباط کرد که در اینجا به برخی از آنها می پردازیم

.

۱-۵)

ارتباط رشد با اطاعت و ولایت

از آیات قرآن کریم به خوبی استفاده می شود که فقط امر رشید مورد اطاعت قرارمی گیرد. ولایت تنها برای کسی محقق

است که رشید باشد. به عبارتی می توان گفت که رشد در راس هرم اطاعت و ولایت قرار دارد

.

در سوره هود می خوانیم: «ولقد ارسلنا موسی بآیاتنا و سلطان مبین الی فرعون و ملائه فاتبعوا امر فرعون و ما امر فرعون

برشید»[هود ۹۷ و ۹۸]; (و ما موسی را با آیات خود وحجتی روشن به سوی فرعون و اشراف قومش فرستادیم. اما فرمان

فرعون را پیروی کردند و حال آنکه فرمان فرعون رشد یافته نبود

).

ملاحظه می کنیم که خداوند پیروی قوم فرعون از دستورهای او را تخطئه می کند، به این جهت که امر فرعون رشید

نبوده است. بنابراین از امری می توان تبعیت کرد که برمبنای رشد باشد و این مطلب در جمیع مراتب اطاعت و

لایت حاکم است. در اسلام اطاعت از پدر و مادر واجب شناخته شده است، اما این امر منوط به آن است که آنهافرزند را به

راه رشد دعوت کنند، ولی اگر راهی را نشان دهند که به طور مسلم خلاف راه خداست، نباید اطاعت کرد. خداوند با همه

تاکیدهایی که بر احترام و احسان به پدر ومادر دارد، در اینگونه موارد صریحا انسان را از اطاعت پدر و مادر نهی می کند

.

در سوره لقمان می فرماید: «و ان جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما»[آیه ۱۵];(و اگر کوشند که

آنچه را بدان آگاه نیستی، شریک من قرار دهی، از آنان اطاعت مکن

).

اطاعت زن از شوهر نیز در فقه اسلامی در همین چارچوب پذیرفتنی است. یعنی اگرطبق آیه «الرجال قوامون علی النساء

(۲)

» [

نساء ۳۴]، مدیریت خانواده را بر عهده مرد گذاشته است،اطاعت زن از او در مواردی است که دستورهای او بر خلاف

رشد نباشد

.

اطاعت دختران از پدر و جد پدری در ازدواج نیز در همین چارچوب قابل توجیه است; با این توضیح که دختران معمولا

کمتر از پسران در اجتماع حضور دارند; درنتیجه، بسیاری از دسیسه ها را تجربه نمی کنند; لذا ممکن است با کم توجهی

به جوانب امر خطیر ازدواج، ناخودآگاه در دام افراد شیاد گرفتار آیند; به همین جهت استفاده ازتجربه و خیرخواهی پدر و

جد پدری در این مورد در راستای رشد است; اما اگر پدر یاجد پدری بخواهد بدون دلیل او را از ازدواج با فرد صالح و

دلخواه خودش باز دارند،دادگاه صالح این حق را از آنها سلب خواهد کرد و به دختر اجازه ازدواج بدون اذن آنها راخواهد

داد

(۳)

و این امر در فتاوی فقهای ما نیز آمده است[۱۰

].

۲-۵)

ملاکهای رشد

رشد دارای ملاکهایی است که می توان هر امری را با آن سنجید. به نظر نگارنده ملاکهای عمده رشد عبارتند از: شرع،

عقل و سیره عقلاء. در اینجا هریک را به اختصارتوضیح می دهیم

.

الف) شرع: بی شک آیینی که از جانب خدا نازل شده، عین رشد است و مخالفت باآن نشانه سفاهت. خدای تعالی فرمود

: «

من یرغب عن مله ابراهیم الا من سفه نفسه »[بقره ۱۳۰]; (هیچکس از آیین ابراهیم روی نگرداند، مگر آنکه نابخرد باشد

).

قرآن ، سنت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم، گفتار و رفتار معصومان علیهم السلام همگی ملاک رشدمحسوب

می شوند و این نکته در آیات و روایات مورد تاکید است. موارد ذیل از آن جمله است

:

– «

انا سمعنا قرآنا عجبا یهدی الی الرشد» [جن ۲]; (ما قرآنی شگفت را گوش دادیم که به رشد راه می نماید

).

علی علیه السلام درباره رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «سیرته القصد و سنته الرشد»[11]; (سیره او میانه

روی و سنت او رشد است

).

در زیارت جامعه کبیره آمده است که: «کلامکم نور و امرکم رشد» [12]; (سخن شما نور و فرمان شما رشد است

).

بنابراین امری که به طور قطع خلاف شرع باشد، خلاف رشد نیز خواهد بود; به طورمثال، پدر یا مادر نمی تواند فرزند

خود را از نماز خواندن باز دارد یا در زمانی که دفاع ازکیان اسلام و کشور واجب است، او را از آن باز دارد

.

ب) عقل: یکی دیگر از معیارهای اصلی رشد عقل است. مراد از عقل در اینجا آن است که به عنوان یکی از منابع فقه به

شمار می آید. همان که گفته شده است: «کلما حکم به العقل حکم به الشرع

» (۴) .

از این عقل به قوه تشخیص حسن و قبح

تعبیر می شود. در متون روایی بر این ملاک نیز تاکید شده است

:

علی علیه السلام می فرماید: «کفاک من عقلک ما اوضح لک سبیل غیک من رشدک » [13];(خردمندی تو همین بس که

برایت راه سرگردانی را از رشد باز شناساند

).

در احادیث معصومان علیهم السلام آمده است: «اصاب العاقل بالرشد» [14]; (خردمند بارشد یافتن به راه درست می رود

) . «

استرشدوا العقل ترشدوا»[15]; (از خرد رشدبخواهید، تا رشد یابید). «لا تسترشد الی الحزم بغیر دلیل العقل »[16

]; (

بدون راهنمایی خرد به دور اندیشی رهنمون نمی شوی

).

بنابراین اگر کسی بر خلاف عقل حکم کند، امر او رشید نیست و در نتیجه مطاع نیزنخواهد بود. به طور مثال، اگر پدر یا

مادر فرزند خود را به کاری امر کند که آن کار،تکلیف فوق طاقت به شمار می آید، امر آنها غیر رشید است

.

ج) سیره عقلا: روش عقلا در خصوص موضوعی مطرح است که نه شرع درباره آن دستور خاصی دارد و نه آن از موارد

حسن و قبح عقلی است. در اینگونه امور، رشد درعدم مخالفت با روش عقلاست. بدیهی است که روش عقلا نباید با شرع

مخالف باشد.به نظر ما روایاتی که مشورت با عقلا را از مصادیق رشد دانسته، بر پیروی از روش عرفی و عقلایی تاکید می

ورزد; مانند موارد ذیل

:

– «

مشاوره العاقل الناصح رشد و یمن و توفیق من الله، فاذا اشار علیک الناصح العاقل فایاک والخلاف فان فی ذلک

العطب »[17]; (مشورت با عاقل خیرخواه، رشد و برکت وتوفیقی از جانب خداست. پس اگر او به

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.