اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اسماء و صفات خدا در قرآن (حرف ق)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 61
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل اسماء و صفات خدا در قرآن (حرف ق) – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل اسماء و صفات خدا در قرآن (حرف ق) شامل 46 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل اسماء و صفات خدا در قرآن (حرف ق) گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اسماء و صفات خدا در قرآن (حرف ق) با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اسماء و صفات خدا در قرآن (حرف ق) از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اسماء و صفات خدا در قرآن (حرف ق) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اسماء و صفات خدا در قرآن (حرف ق) را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اسماء و صفات خدا در قرآن (حرف ق) :
۹۹ – القاهر
اسم
«قاهر» در قرآن دو بار آمده و در هر دو مورد وصف خدا قرار گرفته است، چنان که
می فرماید:
و هو
القاهر فوق عباده و هو الحکیم الخبیر(انعام، آیه ۱۸)(اوست غالب و بالای (برتر از)
بندگانش و اوست فرزانه و آگاه).
و باز
می فرماید:
و هو
القاهر فوق عباده و یرسل علیکم حفظه(انعام، آیه ۶۱).
(اوست
غالب و برتر از بندگانش، نگهبانانی بر شما گمارد).
درباره
معنی «قاهر» در اسم بعدی بحث خواهیم کرد.
۱۰۰ – القهار
لفظ
«قهار» در قرآن در شش مورد آمده و در همه موارد وصف خدا قرار گرفته و پیوسته با
اسم «الواحد» همراه می باشد چنان که می فرماید:
۱ –
اارباب متفرقون خیر ام الله الواحد القهار(یوسف، آیه ۳۹).
(آیا
خدایان پراکنده خوب است، یا خدای یگانه غالب).
۲ – قل
الله خالق کل شی و هو الواحد القهار(رعد، آیه ۱۶).
(بگو خدا
آفریدگار همه چیز است و اوست یگانه و غالب).
۳ – و
برزوا لله الواحد القهار(ابراهیم، آیه ۴۸).
(آنها در
پیشگاه خداوند یکتای قهار آشکار می شوند). (۱)
«ابن
فارس » درباره معنی «قهر» که قاهر و قهار از آن گرفته شده است، می گوید: این کلمه
بر پیروزی و برتری دلالت می کند. و قاهر به معنی غالب است.
«راغب »
می گوید: «قهر» به معنی غلبه و ذلیل کردن طرف مقابل است چنان که می فرماید: فاما
الیتیم فلا تقهر(ضحی، آیه ۹) (اما یتیم را ذلیل مکن).
ولی ظاهر
این است که «ذلت » معنی مستقیم «قهر» نیست، بلکه از لوازم آن می باشد، زیرا لازمه
غلبه بر کسی ذلیل و سرکوب کردن اوست که ملازم با ذلت است.
«صدوق »
می گوید: قدیر و قاهر دو معنی نزدیک به هم دارند و آن این که اشیاء در مقابل آن دو
سرپیچی نمی کنند و پذیرای اراده او می باشند. (۲)
«علامه
طباطبائی قدس سره » می گوید: قهر نوعی از غلبه است و آن این که چیزی بر چیزی پیروز
گردد او را به پیروی از اثر خود مجبور سازد، اثری که با طبع او سازگار نیست، مانند
غلبه آب بر آتش که آن را خاموش می سازد.
اسم
«قاهر» همان گونه که بر دیگران صدق می کند بر خدا نیز صدق می کند ولی بااین تفاوت
که در غیر خدا قاهر و مقهور از نظر وجودی در رتبه واحدی قرار دارند. مثلا آب و آتش
هر دو موجود طبیعی است، درحالی که قاهریت خدا بر جهان با بندگان از این مقوله
نیست، قاهریت او معلول برتری و احاطه اوست، درست است خدا بر بندگانش غالب است، لکن
چون از نظر وجودی برتر است، از این جهت در قرآن لفظ قاهر با جمله «فوق عباده »
همراه می باشد و عنایت دارد که این مطلب با بکار بردن کلمه «فوق عباده » بیان کند
تا برساند نه تنها خدا قاهر بر بندگان است، بلکه بالا و برتر از آنها است.
(۳)
شگفت این
جاست که برخی از حنابله، از جمله «فوق عباده » استنباط می کنند که خدا در جهتی فوق
بندگان قرار گرفته است، درحالی که این جمله برای بیان علت قاهریت است و ناگفته
پیداست که علت قاهریت خدا به خاطر برتری حسی نیست، مثلا او در افق بالاتر قرار
گیرد، بلکه به خاطر برتری وجودی است و آیه یاد شده نظیر دو آیه یاد شده در زیر
است:
۱ – و
جاعل الذین اتبعوک فوق الذین کفروا الی یوم القیامه(آل عمران، آیه ۵۵).
(کسانی که
از تو پیروی کرده اند، را تا روز قیامت فوق کسانی قرار می دهیم که کفر
ورزیده اند).
مسلما فوق
در این جا، فوق حسی نیست، بلکه فوق معنوی است.
۲ – سنقتل
ابنائهم و نستحیی نساءهم و انا فوقهم قاهرون ۹(اعراف، آیه ۱۲۷).
(فرزندانشان
را خواهیم کشت، زنانشان را اسیر خواهیم کرد و ما برتر از آنان و غالبیم).
گاهی گفته
می شود: «قهار» مبالغه قاهر است، و علاوه بر این، تفاوت جوهری، توصیف خدا به
«قهار» به اعتبار ذات است، درحالی که توصیف او به «قاهر» به اعتبار فعل است.
(۴)
و اما
نمایش این اسم در زندگی ما این است که بر دشمنان خود قاهر و پیروز شویم و بدترین
دشمنها نفس اماره است آنگاه که بر شهوت و خشم غلبه کردیم بر دشمن خود پیروز
شده ایم.
۱۰۱ – القدوس
لفط
«قدوس » در قرآن دوبار و به عنوان وصف خدا وارد شده است:
۱ – و هو
الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار
المتکبر سبحان الله عما یشرکون(حشر، آیه ۲۳).
(اوست خدائی
که جز او خدائی نیست، فرمانروای منزه و بی عیب، ایمنی بخش، حافظ و نگهبان،
قدرتمند، خودمختارر، بزرگوار، منزه است خدا از آنچه برای او شریک قرار می دهند).
۲ – یسبح
لله ما فی السموات و ما فی الارض الملک القدوس العزیز الحکیم(جمعه، ۱).
(تنزیه
می کند خدا را آنچه در آسمانها و زمین است، فرمانروای منزه، قدرتمند و حکیم).
اکنون
باید دید معنی قدوس چیست؟ با توجه به آیاتی که مشتقاتی از ماده این کلمه در آنها
آمده، می توان گفت: معنای آن پاکی از آلودگی های ظاهری و باطنی است چنان که
می فرماید:
اذ ناداه
ربه بالواد المقدس طوی(نازعات، ۱۶).
(آنگاه که
پروردگارش او را در سرزمین مقدس طوی صداکرد).
فاخلع
نعلیک انک بالواد المقدس طوی(طه، ۱۲).
(کفشهای
خود را بیرون آر، تو در سرزمین مقدس «طوی » هستی).
از آنجا
که کفشها غالبا آلوده است، و طوی یک مکان مقدس می باشد، دستور می دهد که کفشها را
درآورد.
اکنون که
روشن شد این لفظ به معنی طهارت و پاکیزگی است، باید متعلق آن را از قرائن موجود در
کلام به دست آورد، مثلا فرشتگان به هنگام آفریدن آدم به خدا چنین خطاب کردند: و
نحن نسبح بحمدک و نقدس لک (بقره، آیه ۳۷).
(ما تو را
با ستاییش تنزیه می کنیم، و تو را پاکیزه می شماریم).
از آنجا
که متعلق تقدیس ذات خدا است طبعا مقصود تنزیه خدا از شریک و مثل خواهد بود.
از این
بیان می توان استفاده کرد که تمام صفات سلبی خداوند شاخه های این وصف عمومی هستند
متکلمان صفات سلبی را چنین بیان کرده اند:
۱ – یگانه
است، نظیر و همتائی ندارد.
۲ – جسم
نیست و در جهتی قرار نگرفته، برای چیزی محل واقع نشده و در چیزی حلول نکرده، با
چیزی متحد نشده است.
۳ – ذات
او محل حوادث نیست.
۴ – لذت و
الم به ذات او راه ندارد.
۵ – او
دیده نمی شود.
۶ – کنه
ذات او بر کسی معلوم نیست.
۷ – جوهر
و عرض نیست.
متکلمان
برای نفی این گونه صفات اقامه برهان کرده اند و همگی مصادیق اسم «قدوس » می باشند.
گاهی سؤال
می شود که چرا در قرآن پس از اسم «ملک » اسم «قدوس » آمده است؟
شاید علت
آن این باشد که متبادر از «ملک » در اذهان مردم، قدرتمندانی هستند که گهگاهی از
طریق ظلم و چپاول به حکومت خود دوام می بخشند و در برخی از آیات این نوع عمل زشت
پادشاهان وارد شده است، مثلا ملکه سبا به وزیران خود می گوید:
ان الملوک
اذا دخلوا قریه افسدوها و جعلوا اعزه اهلها اذله(نمل، آیه ۳۴).
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
