اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل نظریه مطابقت صدق در فلسفه اسلامی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 57
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل نظریه مطابقت صدق در فلسفه اسلامی!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل نظریه مطابقت صدق در فلسفه اسلامی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل نظریه مطابقت صدق در فلسفه اسلامی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل نظریه مطابقت صدق در فلسفه اسلامی شامل 92 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل نظریه مطابقت صدق در فلسفه اسلامی استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل نظریه مطابقت صدق در فلسفه اسلامی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل نظریه مطابقت صدق در فلسفه اسلامی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل نظریه مطابقت صدق در فلسفه اسلامی حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل نظریه مطابقت صدق در فلسفه اسلامی به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی و تحلیل نظریه مطابقت صدق در فلسفه اسلامی :
چکیده
فیلسوفان مسلمان نظریه مطابقت صدق را بر تحلیل سازمان جمله استوار نموده، جمله را به عنوان «حامل صدق»(truth bearer) و واقع یا نفس الامر را به عنوان «سازنده صدق»(truth -maker) تلقی کرده اند. دراین مقاله, پس از بحث درباره موارد کاربرد این نظریه در فلسفه اسلامی و شناسایی اصول و مبانی آن، توانایی این نظریه را در مقایسه با نظر منطق جدید در تحلیل سازمان قضیه ارزیابی نموده، با عنایت به مغایرت واقعیت با اندیشه, به شناسایی عناصر اصلی تئوری مطابقت می پردازیم. براساس این تحلیل، جمله «حامل صدق» و «صدق» محمولی تک موضعی است که احراز آن تابعی از احراز نسبت «مطابقت» است. اما « مطابقت » محمولی دو موضعی است که از نسبت بین وضعیت ترسیم شده توسط آن جمله و وضعیتی که در واقع اتفاق افتاده است حکایت می کند. بنابراین سازنده صدق نه واقع و نفس الامر, بلکه نسبت مذکور است. به علاوه, احراز مطابقت تابع احراز دست رسی به واقع یا نفس الامر می باشد.
واژگان کلیدی: صدق، مطابقت، واقع، نفس الامر، شیء، مفهوم، نسبت مقدمه:
فیلسوفان مسلمان، به پیروی از ارسطو، به نظریه مطابقت صدق که از قدیمی ترین و مشهورترین نظریه های صدق است معتقد شده اند و آن را در مباحث مختلفی به کار برده اند. ازجمله در بحث ملاک صدق و کذب قضایا به آن تصریح و با تأکید بر تردید ناپذیر بودن آن، تلاش خود را مصروف پاسخگویی به شبهات و اشکالات وارد بر آن نمودهاند. در این مقاله, پس از بیان موارد کاربرد این نظریه در فلسفه اسلامی و شناسایی پشتوانه نظری آن، اصول و مبانی این تئوری و همچنین توانایی آن در پاسخگویی به اشکالات یادشده ارزیابی میشود و عناصر اساسی این تئوری تعیین می گردد. صادق و کاذب وصف جمله اند
بررسی کاربرد متعارف واژه های « صادق » و « کاذب » نشان می دهد که این دو واژه هم در توصیف تصاویر و هم در توصیف جملات به کار می رود. ولی از آنجا که هر تصویر چیزی را نشان می دهد و صادق یا کاذب شمردن آن به اعتبار نحوه حکایتش از آن چیز مفهوم می گردد, کاربرد, این دو واژه در مورد تصاویر را می توان به اعتبار تصدیق ضمنی مندرج در تصویر توجیه نمود. از این رو, واژه های « صدق » و « حق » از اوصاف جمله, یعنی کوچک ترین واحدی که اندیشه با آن بیان می شود به شمار می آید و بنابر تعریف مشهور، از تطابق یا عدم تطابق جمله با واقع حکایت می کند. بر این اساس, جمله از این حیث که با واقع مطابق است صادق و از این حیث که واقع با آن مطابق است حق نامیده می شود(یزدی, ص ۸). موارد کاربرد تئوری مطابقت در فلسفه اسلامی
فیلسوفان مسلمان در پذیرش این تعریف که سابقه ای دیرینه در فلسفه اسلامی دارد کمترین تردیدی به خود راه نداده اند و مباحث خود را در موضوعات مختلف, بر آن استوار نموده اند که از جمله می توان به موارد ذیل اشاره نمود: الف ) در بحث وجود ذهنی در مقام تعریف علم
فیلسوفان مسلمان در بحث وجود ذهنی تحقق علم را منوط به تمثل حقیقت شیء یا حضور ماهیت آن در نزد عالم نموده و بر اساس آن, چگونگی مطابقت ادراک را با شیء ادراک شده تبیین نموده اند (ر.ک: حاج حسینی, ۱۳۸۱, صص۷۹ تا۹۸). ب) در تبیین چگونگی صدق ادراکات حصولی
ادراکات حصولی، که در آنها عالم به صورت و مفهوم ذهنی اشیاء دست رسی دارد، هیچ گاه از طرف خودشان ضمانتی برای صحت ندارند و چنانچه معلوم بالذات با معلوم بالعرض مطابقت داشته باشد, می توان گفت علم به موجود خارجی محقق شده است؛ ولی اگر مطابقت معلوم بالذات با معلوم بالعرض احراز نشود، صورت ذهنی جز یک تخیل خالی از واقعیت نخواهد بود. به علاوه, فیلسوفان مسلمان ساختار ادراکات حصولی را در هریک از دو حوزه تصور و تصدیق به بنایی متشکل از زیرساختها و روساختها تشبیه نموده اند که زیرساختها همان تصورات و تصدیقات بدیهی و روساختها تصورات و تصدیقات نظری است. زیرساختها بدون نیاز به معلومات دیگر پذیرفته می شوند و صدق آنها بدیهی تلقی می شود, ولی روساختها به شرط پیوند با زیرساختها و برخورداری از حمایت توجیهی آنها موجه و صادق تلقی می شوند (ر.ک: همان, ۱۳۸۰, صص۴تا ۱۹). ج ) در توجیه تردید ناپذیری علم حضوری
بنابر نظر فیلسوفان مسلمان، در علم حضوری, معلوم با واقعیت خارجی خود در نزد عالم حاضر است. عالم نیز با واقعیت خود، واقعیت معلوم را می یابد. بنابراین چنانچه نفس از دریافت حضوری خود، تصویری حصولی بسازد, از آنجا که هم بر آن واقعیت عینی احاطه و اشراف دارد و هم بر آن تصویر ذهنی، می تواند آنها را با هم مقایسه کند و مطابقت آن دو را درک نماید و یا چنانچه نفس از بررسی دو واقعیت شهودی و رابطه بین آنها، تصدیقی حصولی بسازد, از آنجا که هم به آن واقعیت شهودی و رابطه بین آنها و هم به آن تصدیق حصولی، احاطه و اشراف دارد, می تواند آنها را با هم مقایسه کند و مطابقت آن دو را احراز نماید و باور کند.
برهمین اساس، برخی از فیلسوفان متأخر تلاش نموده اند تا صدق پاره ای از زیرساختها (تصدیقات بدیهی) را بر پایه انتزاع مفاهیم فلسفی از تأمل حضوری در رویدادهای نفسانی تبیین نموده، دریافت حضوری آن مفاهیم را ضامن عینیت آنها و نحوه شکلگیری قضایای اولی (تصدیقات بدیهی) را, ضامن صدق آن قضایا و بالاخره صدق قضایای اولی را, به شرط رعایت اصول و قواعد منطقی در استنتاج روساختها (تصدیقات نظری) از قضایای اولی, ضامن صدق تصدیقات نظری و مطابقت آنها با واقع قلمداد کنند (همان). د ) در بحث وجود رابط و اثبات آن
برخی از فیلسوفان مسلمان با توسل به تعریف صدق, براساس مطابقت ذهن با عین ، فرض مابه ازاء برای رابطه بین موضوع و محمول در قضایای خارجیه صادقه را ضروری شمرده, از این راه, به اثبات وجود رابط در عالم خارج پرداختهاند (ابراهیمی دینانی, ص۱۷۱تا۱۷۳). ه ) در بحث مناط صدق و کذب قضایا:
در این بحث, فیلسوفان مسلمان ضمن تصریح به تعریف صدق براساس مطابقت با واقع، به پاسخگویی به اشکالات و ایرادات وارد بر آن پرداخته اند و از آن به عنوان تعریفی که راه علم و فلسفه را از راه سفسطه و شک مطلق جدا می کند دفاع کرده اند. اشکالات مذکور از قرار ذیل اند:
۱ _ این تعریف درمورد قضایای ذهنیه که موضوع آنها فقط در ذهن است و هیچ نحوه تحقق و ثبوتی برای آنها در عالم خارج قابل فرض نیست, مانند« انسان نوع است » چگونه صدق می کند؟
۲ _ این تعریف درمورد قضایای حقیقیه که مفادش اوسع از واقع و افراد محقق است و حکم در آن, علاوه بر افراد محقق, شامل افراد مفروض و مقدر هم می شود, چگونه صدق می کند؟
۳ _ این تعریف درمورد قضایایی که حاوی احکامی برای معدومات اند و بالعرض و المجاز محمولی را به آنها اسناد می دهند, مانند « عدم علت، علت عدم معلول است » چگونه صدق می کند؟
۴ _ این تعریف در مورد قضایایی که حاوی احکامی برای معدومات اند و از اوصاف عینی آنها بر فرض تحقق موضوع خبر می دهند, مانند « دریای جیوه سرد است » و «کوه طلا زرد است » چگونه صدق می کند؟
۵ _ این تعریف درمورد قضایایی که حاوی احکامی برای ممتنعات اند و از امتناع تحقق آنها خبر می دهند, مانند « اجتماع نقیضین محال است » و « اجتماع ضدین محال است » چگونه صدق می کند؟
۶ _ این تعریف درمورد قضایایی که حاوی احکامی برای ممتنعات اند و از تغایرآنها با یکدیگر خبر می دهند, مانند « اجتماع نقیضین غیر از اجتماع ضدین است » چگونه صدق می کند؟
۷ _ این تعریف درمورد قضایایی که حاوی احکامی برای ممتنعات اند و از عدم امکان اخبار از آنها خبر می دهند مانند « معدوم المطلق لا یخبر عنه » چگونه صدق می کند؟
۸ _ این تعریف درمورد قضایایی که محمول آنها ما به ازایی سوای موضوع در عالم خارج ندارد و از نوع محمول من صمیمه است, مانند « آتش علت است » چگونه صدق می کند؟ در این نوع قضایا که ذهن بین دو چیز به نام موضوع و محمول رابطه برقرار کرده است, در خارج, دو چیز نداریم تا میانشان رابطه وجود داشته باشد؛ در خارج فقط یک شی است. این کثرت را فقط ذهن به وجود آورده است .
۹ _ این تعریف درمورد قضایایی که محمول آنها نه تنها وجودی مستقل از موضوع ندارد, بلکه نشانه یک کمبود و یک کسری در موضوع است « مثل زید کور است » چگونه صدق می کند؟ این اشکال نیز مانند اشکال قبلی, بر این فرض مبتنی است که اگر معنای صادق بودن قضیه، انطباق آن با عالم خارج است, اصلاً محمول وجود مستقلی ندارد که مطابق با واقع باشد؛ چون انطباق با واقع موقوف بر این است که موضوع مطابقی داشته باشد، محمول هم مطابَقی داشته باشد، رابطه هم مطابَقی داشته باشد، لذا اگر محمول وجود مستقلی نداشته باشد, انطباق آن و به تبع، انطباق قضیه حاوی آن با عالم خارج ناممکن می گردد. تحلیل فیلسوفان مسلمان از تئوری مطابقت در بحث ملاک صدق و کذب قضایا
فیلسوفان مسلمان اشکالات مذکور را ناشی از عدم شناخت توانایی های ذهن و نیز ناشی از توهم این مطلب دانستهاند که ذهن در شناخت عالم خارج, منحصراً به قضایایی نایل می شود که موضوع آنها از واقعیت بالفعل برخوردار باشد. از این رو, با عنایت به اینکه تعریف مزبور یک تعریف قراردادی نیست که بتوان آن را تغییر داد, با توسع در معنی « واقع» و کاربرد واژه « نفس الامر» به جای آن, بر مطابقت جمله با نفس الامر به عنوان ملاک صدق قضایا تأکید ورزیده اند. در این تعریف, نفس الامر در مقابل واقع نیست؛ زیرا واقع یعنی وجود و نفس الامر هم نمی تواند چیزی باشد غیر از آن؛ جز اینکه نه به عدم هم برمی گردد، و نه محدود است به وجود عینی خارجی که بالفعل موجود است؛ بلکه نفس الامر از توسع در معنی واقع و فراتر بردن آن از عالم خارج حکایت می کند, به گونه ای که شامل موارد ذیل بشود:
_ ظرف ثبوت موضوعات ذهنی که به نحوی در ذهن موجودند, ولی می توان از آنها در مرتبه ای دیگر از ذهن در قالب قضیه ای ذهنیه خبر داد.
_ ظرف ثبوت حقایق و طبایع اشیاء که اوسع از ظرف تحقق موضوع قضایای خارجیه است و ظرف تحقق موضوع قضایای حقیقیه را نیز شامل می شود.
_ ظرف ثبوت عقلی محکیات قضایایی که بالعرض و المجاز امری را به خارج نسبت می دهند.
_ ظرف ثبوت عقلی محکیات قضایایی که ثبوت خارجی موضوع آنها مفروض می گردد و در اصطلاح فیلسوفان مسلمان, از نوع قضایای غیر بتی اند, اعم از اینکه موضوع آنها از جمله معدومات باشد و محمول از اوصاف عینی آنها بر فرض تحقق موضوع خبر دهد یا موضوع از جمله ممتنعات باشد و محمول از امتناع تحقق آنها یا از تغایر آن با امر دیگری و یا از امتناع اخبار از آنها خبر دهد.
_ مرتبهای از واقع که در آن از نحوه وجود موضوع خبر میدهند و در این اخبار، محمول وجودی سوای وجود موضوع در عالم واقع ندارد.
_ وضعیتی از واقع و نفس الامر که از آن نه با اثبات وصفی برای موضوع, بلکه از عدم وجود وصفی در موضوع خبر می دهند و این خبر در قالب قضیه معدوله المحمول یا سالبه المحمول بیان می شود و ظاهر آن چنین نشان می دهدکه از ثبوت وصفی برای موضوع خبر می دهد.
به این ترتیب, نفس الامر مطلق محکیات قضایاست که در هر قضیه باید با در نظر گرفتن موضوع، محمول و حتی رابطه شناسایی و چگونگی صدق یا کذب قضیه براساس آن بررسی میشود. براین اساس, نحوه مطابقت هر قضیه با محکی عنه اش با نحوه مطابقت قضیه ای دیگر با محکی عنه اش متفاوت است که با « نفس الامر» توضیح داده می شود و این تفاوتها هرگز مستلزم دست کشیدن ار تعریف صدق بر پایه مطابقت قضیه با واقع نیست. شناسایی اصول و مبانی تحلیل فیلسوفان مسلمان
تبیین فوق بر تحلیلی که فیلسوفان مسلمان از سازمان جمله ارائه می نمایند استوار است. در این تحلیل، جمله دارای سازمان « موضوع _ محمولی » است و به سه جزء موضوع، محمول و رابطه تجزیه می شود (تفتازانی, ص۱۱۳) که موضوع و محمول آن « وجود فی نفسه» و رابط « وجود فیغیره » دارد.(طباطبایی, ۱۴۰۴, ص۴۳) ویژگی اصلی «وجود فی نفسه» استقلال مفهومی آن است که از آن به وجود محمولی یا وجود مستقل نیز تعبیر میشود؛ اما وجود « فیغیره » فاقد استقلال مفهومی است و قائم به دو طرف موضوع و محمول است. براین اساس, در جمله « سقراط دانشمند است» هر یک از دو واژه «سقراط» و «دانشمند» قائم به ذات و به تعبیری دیگر نسبت به یکدیگر ساکت اند که با «است» به عنوان وجود رابط به یکدیگر مربوط می شوند. به علاوه, اسناد محمول به موضوع بر اساس قاعده فرعیه « ثبوت شیء لشیء فرع ثبوت المثبت له لاالثابت » متفرع بر وجود موضوع است[۲]. از این رو, اگر قضیه ذهنیه باشد, ظرف ثبوت موضوع آن ذهن است، اگر خارجیه باشد, ظرف ثبوت موضوع آن خارج است و اگر حقیقیه باشد, ظرف ثبوت موضوع آن نفس الامر است و چنانچه موضوع از جمله معدومات و ممتنعات باشد, باید ثبوت و تحقق خارجی آن مفروض گردد تا امکان اسناد محمول به آن فراهم آید؛ یعنی موضوع باید به نحوی موجود باشد یا موجود فرض شود, نه اینکه لزوماً وجودی بتّی و قطعی داشته باشد[۳]. و دراین میان, فرقی بین معدومات و ممتنعات لحاظ نمیشود. به علاوه, فرض وجود موضوع در قضایای لابتیّه به منزله تحویل آنها به قضایای شرطی تلقی نمیشود[۴]؛ زیرا این تحویل, هرچند در قضایایی مثل « دریای جیوه بارد بالطبع است » و یا « کوه طلا زرد است » صدق می کند, در مورد قضایایی از جمله «اجتماع نقیضین محال است » یا « شریک الباری ممتنع است » جاری نیست؛ چراکه این نوع از قضایا را که موضوع آنها از ممتنعات است, نمیتوان به شرطی تحویل نمود. بنابراین براساس این تحلیل، در قضایای لابتیّه, برای موضوع فرض وجود می شود و در ظرف این فرض ، وجود مفروض به محمول متصف می شود.
اما محمول, هرچند همچون موضوع دارای استقلال مفهومی پنداشته میشود و وجود آن« وجود فی نفسه » است, به حکم « لاالثابت » در ادامه قاعده فرعیه, لازم نیست در خارج موجود باشد یا برای آن فرض وجود شود؛ زیرا ممکن است از نوع معقولات ثانی باشد که از نحوه وجود موضوع در خارج یا ذهن خبر میدهد یا از نوع الفاظ معدوله ای باشد که ما به ازایی برای آن سوای موضوع در عالم خارج متصور نیست و از نوعی کسری و فقدان در موضوع خبر می دهد. بنابراین در این دو حالت نیز ذهن محمول را بر اساس نحوه وجود شییی در واقع یا بر اساس عدم برخورداری آن از وصفی, یعنی عدم مضاف به امری وجودی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
