اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقش سرمایه اجتماعی در توسعه: امیدها و دشواریها[۱]
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 59
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقش سرمایه اجتماعی در توسعه: امیدها و دشواریها[۱]؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل نقش سرمایه اجتماعی در توسعه: امیدها و دشواریها[۱] انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل نقش سرمایه اجتماعی در توسعه: امیدها و دشواریها[۱]:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل نقش سرمایه اجتماعی در توسعه: امیدها و دشواریها[۱] آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل نقش سرمایه اجتماعی در توسعه: امیدها و دشواریها[۱] با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نقش سرمایه اجتماعی در توسعه: امیدها و دشواریها[۱] از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل نقش سرمایه اجتماعی در توسعه: امیدها و دشواریها[۱]، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش سرمایه اجتماعی در توسعه: امیدها و دشواریها[۱] :
این نوشتار سه هدف را دنبال می کند. اولاً، بازنگری مبانی و تعاریف مفهوم سرمایه اجتماعی آن گونه که در آثار و نوشته های معاصر رشد یافته است. ثانیاً، تعیین نقطه ضعفهایی که در تعریف و بازسازی این مفهوم به وجود آمده است، در حالی که این مفهوم را به عنوان عاملی علّی می شناسیم که می تواند بر جوامع و ملتها اثر گذار باشد. ثالثاً، چند مثال مرتبط را از نوشته های تجربی معاصر، درباره مهاجرت و شهرنشینی در آمریکای لاتین ارائه خواهیم داد. این مثالها، اهمیت شبکه های اجتماعی،[۴]ونقش اهرمهای اجتماعیِ کارآمد و اثر گذار بر فعالیتهای اقتصادی و مشکلات همزمانی را که در امر نهادینه کردن چنین عواملی وجود دارد را نشان می دهند.
علاقه مندی کنونی که به مفهوم سرمایه اجتماعی در حوزه توسعه ملی ایجاد شده است از نقطه ضعف رویکرد اقتصادی ناشی می شود که می خواهد به طور انحصاری اهداف اصلی توسعه را به دست آورد. این اهداف عبارتند از : رشد پایدار، برابری و دمکراسی. اثرات به کار بستن سیاستهای تعدیل نئولیبرال در کشورهای توسعه نیافته، آشکارا با هم تفاوت دارند، حتی هنگامی که توسط معیارهای اقتصادی روشن و دقیقی ارزیابی شود. سیاستهای تعدیل رسمی در برخی از کشورها به تورم پایین و رشد پایدار منجر شد. در حالی که در کشورهای دیگر به طرز شگفت انگیزی با شکست مواجه شده اند مثلاّ به بحرانهای پولی، کاهش ارزش پول و بی ثباتی سیاسی کشیده شده است.[۵] بسته سیاستی اقتصادی »یک جور برای همه« که از سوی بانک بین المللی پول و خزانه داری آمریکا به کشورهای تحمیل شده است، کشور هایی که از لحاظ سطح توسعه بسیار متفاوت هستند. به یک سری پیامدهای متناقض و متضاد منجر شده است، به طوری که تئوری اقتصاد رسمی، خود هم در تبیین این پیامدها ناتوان است.
اثرات این سیاست ها در حوزه مسائل اجتماعی بسیار پیچیده تر و مسئله سازتر است. هنگامی که حمایتهای دولتی مضمحل، خود را به دست عوامل بدون کنترل بازار بسپارند، نابرابریهای درآمدی فزاینده ای ایجاد خواهد شد و در این حال تضعیف اهرمهای کنترلی هنجاری[۶] حکایت از یک بافت اجتماعی اتمیزه شده (Atomised) می کند. افزایش جرم و گسترش فساد در نهادهای عمومی ای، که گماشته شده اند تا نظم اجتماعی را حفظ کنند، با کاهش این هنجارها در ارتباطند. در فضای جدید »هر کسی در راستای منافع خود« که از طرف حاکمیت آزادانه بازار مورد حمایت و تشویق است، انگیزه بسیار کمی برای مقامات رسمی دولتی باقی می ماند تا به معیارهای صداقت و شرافت وفادار باشند. همچنین انگیزه بسیار کمی برای طبقه معمولی و فقیر جامعه وجود دارد تا به نظم اجتماعی احترام بگذارند، نظمی که از سوی آنها در این وضعیت نادیده گرفته می شود. سیاستهای کنونی تعدیل بازار ممکن است معضلی را برای نظم عمومی بوجود آورد. این معضل بدین قرار است که هر فرد مجبور است برای حیات و زنده ماندن، تحت یک شرایط خشن و بی رحمی مبارزه کند.
اگرچه وضعیت بیشتر کشورهای جهان سوم و به ویژه آمریکای لاتین، تا کنون به این سطح از بحران نرسیده است، ولی جهت حرکت، آن قدر برای سیاست گذاران واضح است که بتوانند به دنبال راهی در جهت ایجاد و تأسیس مجدد یک بافت اجتماعی جدید و نهادهای اجتماعی مرتبط باشند. در این اوضاع واحوال مفهوم سرمایه اجتماعی پدیدار می گردد، و امید می رود که بدیلی های رشد کننده ای مترقی در مقابل سیاستهای افول یافته اقتصاد بازار پیدا شوند، سیاستهایی که در گذشته نه چندان دور مؤکداً از سوی سازمانهای بین المللی مالی تشویق می شدند. با یک نگاه بسیار خوشبینانه ترمی تواند، ظهور سرمایه اجتماعی را به صورت عاملی تعادلی در مقابل فردگرایی[۷] بدون محدودیت بازار تفسیر کند[۸] و به طور همزمان این مفهوم می تواند وسیله ای برای کسب منافع در بازار باشد. چنین دیدگاه خوش بینانه ای بدون چالش رها نمی شود و در واقع دستخوش انتقادات گسترده ای خواهد شد. در قسمت بعدی به بازنگری مبانی مفهوم سرمایه اجتماعی خواهیم پرداخت و تکامل این مفهوم را از خصلتی فردگرایانه به خصلتی جمع گرایانه بررسی خواهیم کرد. همچنین نقطه ضعفهای این مفهوم را به عنوان مدلی جدید و بالقوه از توسعه مطالعه خواهیم کرد.
سرمایه اجتماعی: مبانی و تعاریف[۹]
بسیاری از مناقاشاتی که حول مفهوم سرمایه اجتماعی صورت می گیرد از به کار بردن این مفهوم در موضوعاتی که سطوح متفاوتی از تجرید[۱۰] را دارد و از استعمال این مفهوم در تئوریهایی که سطوح متفاوتی از تحلیل را دارد، ناشی شده است. گسترش اولیه و نظام مند این مفهوم توسط بردیو،[۱۱] جامعه شناس فرانسوی و کلمن،[۱۲] جامعه شناس آمریکایی برای افراد یا گروه های کوچک[۱۳] انجام گرفت ودر این میان این مفهوم به عنوان یکی از قسمتهای مهم تحلیل ها مورد استفاده قرار گرفت. این دو استاد با تفاوتی ناچیز و اندک، بر روی منافعی متمرکز شدند که افراد و خانواده ها از پیوند با یکدیگر به دست می آورند. برخورد بردیو با این مفهوم کاملا ابزار انگارانه[۱۴] بود و تا حدی بر این مسأله پافشاری می کرد که مردم با قصد قبلی و آگاهانه ، روابطشان را بر اساس منافعی که قرار است در آینده به آنها برسد، تنظیم می کنند. این جامعه شناس فرانسوی در صفحاتی نه چندان زیاد به روابط متقابل میان سرمایه پولی، سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی اشاره می کند و سرمایه فرهنگی را عبارت است از صلاحیت تحصیلاتی رسمی می داند که افراد درکنار یکدیگر و با مجموعه بسیار نامحسوسی از ارزشها و طرز رفتارها به دست می آورند. بینش بنیادین بردیو این بود که این سرمایه ها قابل مبادله و تبدیل به یکدیگر هستند. به عبارت دیگر آنها می توانند با یکدیگر داد و ستد ماهوی داشته باشند و ازسوی دیگردر واقع رشد و گسترش آنها نیزمستلزم این داد و ستد آنهاست. بنابر این سرمایه اجتماعی به هر معنایی، قابل دسترسی نیست مگر اینکه در کنار سرمایه گذاری منابع مادی قرار گیرد و از سوی دیگر، داشتن فضایی فرهنگی این امکان را برای افراد میسر می سازد که روابطی را با افراد ارزشمند و معتبر برقرار سازند.
بسیاری از نوشته های بعدی که این رهنمون را سرلوحه کار خود قرار داده اند، بر روی منابع و داراییهایی متمرکز شدند که افراد در خلال پیوندهای اجتماعی شان[۱۵] به دست می آورند. به ویژه در جامعه شناسی، ، از زمانی که محققین این رشته معانی این مفهوم را مورد کنکاش قرار داده اند. مجموعه اثرات سه جانبه ای حول مفهوم سرمایه اجتماعی شکل گرفته است سرمایه اجتماعی بدین صور سه گانه تعریف شده است:
۱ – منشأ کنترل و نظارت اجتماعی.
۲ – منشأ منافعی که از طریق کانون خانواده به دست می آیند.
۳ – منشأ منابعی که از طریق شبکه های اجتماعی غیر از خانواده به دست می آیند.
مثالهای مورد آخر عبارتند از: روابط شخصی که باعث سهولت دست یابی به کار و شغل می شوند، انعامهای بازار و یا وامهایی که با تعریف مبنایی بردیو از این مفهوم نزدیک است.
در این میان، کلمن توجه خاص خود را به تعریف اول سرمایه اجتماعی، یعنی سرمایه اجتماعی به عنوان منشأ کنترل و نظارت، معطوف ساخته است. کلمن در سالهای کوتاه زندگی اش، نگران تباهی و فروپاشی آنچه که او پیوندهای اجتماعی »ابتدایی»[۱۶] می خواند، بود. این پیوندهای ابتدایی، مراعات هنجارهای اجتماعی را تضمین می کند. تمامی اشکال مختلف بیماری های اجتماعی این پیوند هارا نقض می کنند، این بیماریها از جرم و ناامنی در خیابانها، تا مفت خوری معلمها و دانش آموزان در مدارس عمومی آمریکا را شامل می شود. کلمن در پیدا کردن راهی برای معالجه این گونه بیماریهای اجتماعی، مسیر دو مرحله ای را پیشنهاد می کند. در ابتدا او در دفاع و تجلیل از پیوندهای اجتماعی که بایددر جای مناسب خود قرار گیرند به نوشتن می پردازد. در مرحله دوم، وی از جایگزین شدن ساختارهای اجتماعی ابتدایی دفاع می کند، ساختارهایی که به خاطر سازمانهای تصنعی بنا شده، از بین رفته اند. این سازمانها فهرستی از انگیزه ها را در جایگاه سرمایه اجتماعی رو به زوال قرار می دهند.
منشأهای سرمایه اجتماعی[۱۷]
تعریف سرمایه اجتماعی به عنوان توانایی اکتساب منافع، به واسطه عضویت در شبکه های اجتماعی یا ساختارهای اجتماعی بزرگ، قابل قبول ترین تعریف امروزی این واژه است. البته این تعریف هم خالی از اشکال نیست. اولاً جهت گیری معمولی ای برای بر هم زدن توانایی اکتساب منابع، از طریق خود شبکه ها وجود دارد. این تعریف به راحتی می تواند به یک گزاره همان گویانه[۱۸] منجر شود، در حالی که این تعریف تبعات مفید و سودمند را با وجود سرمایه اجتماعی لزوماً رقم می زند. و تبعات منفی را با فقدان سرمایه اجتماعی به همراه دارد. در واقع، توانایی یک کنش گر اجتماعی در به دست آوردن منابع، در خلال ارتباط برقرار کردن با دیگران، لزوماً تبعات سودمند و مفیدی را ضمانت نمی کند. فرض کنیم که منابع در سطح جامعه به صورت نابرابر توزیع شده باشد؛ کنش گران ممکن است پیوندهای اجتماعی قوی و مطمئنی داشته باشند، ولی با این وجود آنها به منابع محدود و با کیفیت پایین دسترسی یابند. اینکه بگوییم تنها کسانی که منابع مطلوب و پسندیده ای را، از طریق پیوندههایشان با دیگران به دست می آورند، دارای سرمایه اجتماعی هستند، درست مثل این است که بگوییم تنها افراد موفق، موفق هستند.
ثانیاً، آثار و نوشته هایی که به این موضوع می پردازند بیشتر بر روی تبعات مفید و سودمند پیوندهای اجتماعی تأکید ورزیده اند و تبعات نامطلوبش را استثناء می کنند. با این همه سرمایه اجتماعی می تواند مثل دیگر مکانیسمهای مشابه به مجموعه ای ازتبعات منفی برای جامعه منجر شود. مطالعات جدید در مورد سرمایه اجتماعی، حداقل چهار پیامد منفی آن را روشن می سازند: محروم کردن افراد خارج از گروه، افزایش مطالبات اعضای گروه، محدود کردن آزادیهای فردی و کاهش هنجارهای برابر و هم سطح. برای مثال،روابط داخلی یک گروه اعضای گروه را قادر می سازد تا دستیابی یکسان و مشابه ای به منابع داشته باشند،از سوی دیگر می تواند افراد خارج از گروه را در دستیابی به منابع یکسان، محروم سازد. معمولاً ترجیحات اختصاصی که به یک حلقه یا گروه دوستی اعطا می شود، به ضرر حقوق عمومی دیگران پایان می یابد. پیامد منفی آخر، وضعیتی مثل سرمایه اجتماعی منفی دارد. این موارد اغلب با ابزارهای قانونی سر و کار دارند تا موانع ایجاد شده توسط روابط اجتماعی دوستانه را از هم جدا کنند.
به همین صورت و تحت شرایط ویژه ای، رأی نهایی جامعه ممکن است جلوی موفقیت ابتکارات تجاری را با تحمیل خواسته های اضافی بر کارفرکایان بگیرد. برای مثال گیرتز[۱۹] مشاهده کرد که چطور تجار موفق در بالی[۲۰] مدام از سوی اقوام و خویشان نسبی، برای یافتن کار و وام تحت فشار قرار گرفته اند. چون بر اساس هنجارهای اجتماعی بالی، یاری و مساعدت متقابل امری مستحسن به شمار می رفت. نتیجه این می شود که جلوی رشد ابتکارات تجاری گرفته شد و بعضا تجار با ورشکستگی مواجه شدند. در مناطق کوهستانی اکوادور، بسیاری از صنعتگران موفق پوشاک و چرم، به مذهب پروتستان گرویده اند. انگیزه این تغییر مذهب خیلی کم به ایمان مذهبیشان و پایبندی به نظام اخلاقی پروتستان بستگی دارد، بلکه بیشتر به خاطر نیاز به فرار کردن از وظایف و واجبات بسیار متعددی بود که انجمن اخوت کاتولیک[۲۱] تحمیل می کرد. اثرات سرمایه اجتماعی منفی برای این صنعتگران سخت کوش بدین صورت پیش آمده بود که آنها مجبور بودند که مطالبات مکرر، کلیسا را جهت جشنهای مذهبی تأمین مالی کنند و هزینه های خوردن و نوشیدن بقیه حاضرین در جشن را بپردازند.
ثالثاً، تعریف سرمایه اجتماعی که در بالا بدان اشاره شد، انگیزه های کمک کنندگان را در این مبادلات و همکاری ها نادیده گرفته و آن را تئوریزه نکرده است. از نگاه کمک شوندگان،منابعی که به خاطرپیوند اجتماعی به دست می آورند، خصلت »پیشکشی و بخشش« دارد. در حالی که این بین موضوع مهمترو مسئله سازتر انگیزه های کمک کنندگان است. از مشاهدات و مطالعات دورکهایم،[۲۲] مارکس،[۲۳] وبر[۲۴] و سیمل[۲۵] بر روی دینامیک گرو ها، ما با چهار منشأ سرمایه اجتماعی آشنا می شویم. سرمایه اجتماعی به خاطر وجود وعدم ساختارهای گسترده و فراگیری اجتماعی ایجاد می شود و آنها ویژگی این مبادلات و همکاری را مشخص می کنند. منشأهای نوع دوستانه سرمایه اجتماعی عبارتند از:
1 – بخشیدن امکانات مالی خارج از وظایف اخلاقی به دیگران (مثلاً بخششهای والدین به فرزندان، دادن خیرات به فقیران). این موارد بر اثرارزشهایی که افراد در خلال فرآیندهای جامعه پذیری[۲۶] فرا می گیرند، بنیان یافته است.
۲ – بخشیدن امکانات مالی به دیگران خارج از همبستگی ای که میان اعضای یک جامعه به خاطر سرزمین، اخلاق یا مذهب یکسان وجود دارد (همبستگیهای قوی و پابرجا).[۲۷] این منشأ مبتنی بر ارزشهای عمومی و همگانی نیست، بلکه بر اساس وفاداریهای خصوصی بنا یافته است که در داخل یک گروه شکل می گیرند. (مثلاً اعطای کمک هزینه تحصیلی برای جوانان هم نژاد، هدیه کردن زمان بیشتری برای باز پرداخت وام به اتحادیه همکاران).
منشأ ابزارانگارانه سرمایه اجتماعی نیز به دو قسمت تقسیم می شود:
۱- سرمایه اجتماعی مثل معامله ای دو جانبه و متقابل که گروه منتفع، حداکثر سود و عایدی مناسب را انتظار می کشد(رابطه متقابل ساده).
۲ – سرمایه اجتماعی مبادله منافع در ساختار عظیم اجتماعی است، ساختار اجتماعی که بازپرداخت کامل طلبهای کمک کنندگان را تضمین می کند. فرقی نمی کند که کمک کننده از گروه متنفع، یا به طور کلی از جامعه باشد (اعتماد عملی).[۲۸] برای این منشأ مثال می زنیم. پرداخت وامهای بدون وثیقه به اعضای یک جامعه، با این توقع که اهرمهای کنترلی اجتماعی، بازپرداخت این وامها را ضمانت خواهند کرد و به علاوه، این وامها موقعیت ومنزلت اجتماعی خاصی را برای کمک کنندگان به ارمغان خواهند آورد.
اعتماد در این شرایط، به طور کامل به وجود می آید، چرا که قدرت اجتماع و جامعه این اعتماد را عملی و شدنی می کند. این منشأ سرمایه اجتماعی با ساختارهای اجتماعی که توسط کلمن به عنوان مکانیسم کنترل و نظارت اجتماعی مورد تأکید قرار گرفته اند، در ارتباط تنگاتنگی است. این منشأ در واقع مسأله ای است که دیدگان دانشمندان دیگر رشته ها را بر روی خود می بندد. هنگامی که آنها پیشقدم می شوند تا مفهوم سرمایه اجتماعی را به صورت یک درمان برای بیماریهای اجتماعی درآورند. همچنین آنها نسبت به اثرات منفی سرمایه اجتماعی و تمایز میان علل و تبعاتش ناآگاهند. این تمایزات و مباحث قبلی در شکل ذیل خلاصه شده است.
سرمایه اجتماعی به مثابه یکی از مشخصه های جوامع و ملتها:[۲۹]
برای بردیو، کلمن و دیگر جامعه شناسان، پیوندهای اجتماعی بدین جهت مهم است که منافعی را به صورت انتظارات قابل اعتماد نصیب افراد می کنند. هنگامی که مفهومی به سایر رشته های علمی می رود، تغییرات نامحسوس و ظریفی در آن صورت می گیرد، مثل سرمایه اجتماعی که مشخصه صرفاً اجتماعی[۳۰] پیدا کرده است. در این کسوت جدید منافع سرمایه اجتماعی، به مقدار زیادی عاید فرد نمی شود بلکه بیشتر به صورت کاهش نرخ جرم و جنایت، تنزل رشوه خواری دولتی و بهبود اداره حکومت نصیب جمع می گردد.
این انعطاف پذیری مفهومی ، که توسط رابرت پاتنم[۳۱] عالم سیاسی معرفی شد، بحث و گفتگو درباره اثرات ساختاری و تبعی گسترش سرمایه اجتماعی را ممکن ساخت. سرمایه اجتماعی به عنوان حقوق شهروندان یا ملتها به لحاظ کیفی از نوع فردی اش متمایز و متفاوت است. نکات متعددی درباره این دو حوزه – جمعی و فردی – وجود دارد که در خور توجه دقیق است. اولاً گذار مفهوم سرمایه اجتماعی از منافع فردی به سوی مخشصه های جمعی یا ملی ، هیچ گاه به طور واضح تئوریزه نشده است. این مسأله باعث شده که اینک در مورد معنای این واژه حالت سردرگمی و پریشانی به وجود آید. در یک جامعه، سرمایه اجتماعی به معنای منافع خانواده های در ارتباط با هم آورده می شود؛ در جمله دیگر، سرمایه اجتماعی یکی از مشخصه های شبکه تاجران و بازرگان است و در جمله بعدی سرمایه اجتماعی تبیین می کند که چرا همه شهروندان باید به خوبی نظارت و کنترل شوند و چرا آنها به لحاظ اقتصادی در حال پیشرفت هستند. هنگامی که بیم آن می رود مفاهیم و معانی مختلف سرمایه اجتماعی با یکدیگر و با تمامی مفاهیمی که در زندگی اجتماعی مطلوب و مفید هستند، مترادف شود، آن گاه ارزش راهبردی آن مفاهیم سرمایه اجتماعی دچار لطمه و زیان می شوند.
هنگامی این حالت سردرگمی بهتر قابل مشاهده است که ما به تعاریف فردی و جمعی از این مفهوم مراجعه کنیم. هرچند که این تعاریف در برخی از موارد هماهنگ و موافق با یکدیگرند، ولی در بقیه موارد با هم بیگانه اند. برای مثال، حق »خویشاوندی« اجازه می دهد تا افراد خاصی به قراردادهای کارعمومی و منفعت دار دست یابند و قوانینی را کنار بزنند، قوانینی که دیگران به رعایت آن مجبورند. سرمایه اجتماعی فردی در این مثال به طور دقیق مشتمل بر تضعیف و متزلزل کردن سرمایه اجتماعی جمعی است. سرمایه اجتماعی جمعی به عنوان »اخلاق شهروندی«[۳۲] تعریف شده و بر پایه به کار بستن بی طرفانه و منصفانه حقوق استوار می گردد. به عنوان مثال، پیوندهای بسیار قوی و مستحکمی که در میان خانواده های مافیا ریشه دوانده و یا منافع و حمایتهایی که باند تبهکاران محلات قدیمی شهر از فرد فردِ اعضای گروه به قیمت نظم و امنیت عمومی انجام می دهند.
ثانیاً، علل و تبعات سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از مشخصه های جوامع، چندان روشن و واضح نیست. بلکه این علل و تبعات به استدلالهای دوری منجر شده اند. نظریه پردازیهای پرزحمت و دشواری که توسط بردیو و شاگردانش انجام گرفت، مانع از این شده است که سرمایه اجتماعی تنها به عنوان یک خصیصه فردی مطرح شود. بلکه منشأ سرمایه اجتماعی آشکارا با شبکه هایی از افراد در ارتباط است، افرادی که به طور واضح و دقیق برای اهداف آن شبکه کنار هم جمع شده اند. این در حالی است که تبعات سرمایه اجتماعی با مجموعه ای از منافع اطلاعاتی و مادی در ارتباط است.
سرمایه اجتماعی جمعی یا »مدنیت«[۳۳] از این تفکیک آشکارا بی بهره است. وقتی که حقوق شهروندان و ملتها، قابل سنجش است، سرمایه اجتماعی هم می تواند باعث بهبود دیوان سالاری دولتی می شود. هنگامی هم که استدلالها، دوری نیست، استدلال برای تمامی نظامهای سیاسی (شهر، ملت و غیره …)
حالت توضیح واضحات به خود می گیرد:
اگر صاحبان قدرت و مردم همگی لبریز از مسؤولیت پذیری جمعی و نوع دوستی باشند؛
آن گاه، نظام سیاسی بهتر اداره و کنترل خواهد شد و سیاست گذاری هایش بیشتر کارآمد خواهد بود.
فهم این وضعیت به طور دیگر، بسیار دشوار است. تاکنون به نحو تناقض آمیزی، مشخصه بدیهی و مسلم بودن این استدلال، آن را در چرخه سیاست گذاری، دوست داشتنی کرده است: »صدقی« که چنین گزاره ای افاده می کند به سرعت و بدون نیاز به تبیینی پیچیده، ما را به فهم می رساند. بنابر این، اگر برخی از شهروندان بهتر می توانند خود را مدیریت کنند و ثروتمند تر از دیگران شوند، این امر بدین دلیل است که آنها با استفاده از سود عظیم سرمایه اجتماعی به »سعادت و خوشبختی« رسیده اند. این استمداد شهودی از استدلال، مخفی و پنهان است، اما مشکل دور منطقی از میان نمی رود.
سومین نتیجه در اثر تغییر در تعاریف و مفاهیم سرمایه اجتماعی به وجود می آید این است که این تغییر گستره محدودی را برای توجه کردن به دیگر علل ممکن، باقی می گذارد. احتمال اینکه عوامل نامربوط را برای رفتار نوع دوستانه مردم و هم برای ویژگی کارآمدی دولت در نظر بگیریم بسیار زیاد است، به ویژه تأکید بر این نکته که گسترش »مدنیت« باعث بهبود نتایج سیاسی می شود را هم تحت الشعاع قرار می دهد. از یک سو سطح تحصیلات مردم، تمرکز جغرافیایی آنها و تاریخ رشد مردم در گذشته و از سوی دیگر تفاهم حکومتی، داوطلب این هستند که به طور هم زمان بر روی رفتار مدنی مردم تأثیر گذار باشند. شکل ۲ به صورت نموداری، استدلالی را برای ساختگی بودن بالقوه سرمایه اجتماعی نشان می دهد، سرمایه اجتماعی که از پیامد عوامل بنیادین تاریخی به وجود آمده اند.
این نقطه ضعفهایی که در تعریف مفهوم سرمایه اجتماعی وجود دارد باید در ذهن ما بماند تا هنگامی که بخواهیم این مفهوم سرمایه اجتماعی را برای حل مشکلات به کار بندیم. مهم ترین تمایزی که باید در اینجا به آن توجه شود، تفاوت میان رابطه همبستگی و رابطه علی است. شاید بتوانیم موارد بسباری را پیدا کنیم که در آنها، سطوح بالای همبستگی اجتماعی در کنار رشد اقتصادی پایدار یا پیامد توسعه ای مفید دیگر، قرار داشته باشند. مغالطه منطقی ای، که بسیار هم شایع است، این گونه نتیجه می گیرد که امری علت امری دیگر است بدون توجه به این احتمال که شاید هر دوی آنها توسط علت خارجی و معمولی دیگری تحت تأثیر باشند. ممکن است آن علت خارجی و نه سرمایه اجتماعی، نقش کلیدی را در فرآیندهای مان ایفا کند. ممکن است موارد فوق این احتمال را تأیید کنند که پیوندهای اجتماعی قوی بتوانند در ارتباط با تبعات منفی باشند.
نکته اصلی این است که باید هنگام ارزیابی نقش سرمایه اجتماعی به عنوان یک عامل علی مستقل یا هنگام تعمیم دادن از یک مورد موفق، بسیار محتاط و مراقب باشیم. مواردی وجود دارد که در آن پیوندهای قوی همبستگی میان اعضای یک جامعه، تبعات مفیدی را تولید کرده است، این موضوع در آثار و نوشته ها اثبات شده است. اما تاکنون جای این تردید درباره قابلیت تعمیم دادن این موارد باقی است، همچنین این تردید در مورد احتمال به وجود آمدن پیوندهای مشابه در جاهایی که تبعات مفید وجود ندارند نیز هست. روی هم رفته تبعات توسعه ای موارد فوق که توسط سرمایه اجتماعی پدید آمده اند، مقدم تر از فرایندهای تاریخی منحصر به فرد قرار دارند. هیچ ضابطه ای در راستای انتقال این تبعات، به طور فوری به سمت مجموعه های دیگر اتخاذ نشده است. با
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
![powerpoint mikibook خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقش سرمایه اجتماعی در توسعه: امیدها و دشواریها[۱] - تصویر 1](https://mikibook.ir/wp-content/uploads/2025/11/powerpoint-mikibook.webp)