اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی (۱) ؛ دکتر صادق آئینه وند، حجه الاسلام والمسلمین دکتر محسن الویری
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 57
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی (۱) ؛ دکتر صادق آئینه وند، حجه الاسلام والمسلمین دکتر محسن الویری یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی (۱) ؛ دکتر صادق آئینه وند، حجه الاسلام والمسلمین دکتر محسن الویری شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی (۱) ؛ دکتر صادق آئینه وند، حجه الاسلام والمسلمین دکتر محسن الویری را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی (۱) ؛ دکتر صادق آئینه وند، حجه الاسلام والمسلمین دکتر محسن الویری با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی (۱) ؛ دکتر صادق آئینه وند، حجه الاسلام والمسلمین دکتر محسن الویری بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی (۱) ؛ دکتر صادق آئینه وند، حجه الاسلام والمسلمین دکتر محسن الویری با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی (۱) ؛ دکتر صادق آئینه وند، حجه الاسلام والمسلمین دکتر محسن الویری وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی (۱) ؛ دکتر صادق آئینه وند، حجه الاسلام والمسلمین دکتر محسن الویری با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی (۱) ؛ دکتر صادق آئینه وند، حجه الاسلام والمسلمین دکتر محسن الویری مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی (۱) ؛ دکتر صادق آئینه وند، حجه الاسلام والمسلمین دکتر محسن الویری :
چکیده
اگر امر پژوهش در طول تاریخ به معنای عام در نظر گرفته شود، از نیمه دوم قرن دوم هجری فعالیت های چشم گیری در جوامع شیعی مشهودند. و پس از انقلاب اسلامی ایران تحولات قابل توجهی در پژوهش ها و آثار فکری شیعیان پدید آمده اند. با این وجود، ابعاد ناشناخته ای وجود دارند که باید مورد توجه قرار گیرند، از جمله این موارد، تهیه طرح جامع و استراتژی روشن با رویکرد جدید جامعه شناسانه و با استفاده از منابع دست اول و همچنین توجه به مسئله مهم «جغرافیای تاریخی و انسانی تشیّع» با تدوین یک اطلس جامع است.
شیعه شناسی: ضمن تشکر، به خاطر فرصتی که در اختیار این نشریه قرار دادید، لطفا بفرمایید حضرت عالی پیشینه پژوهش در تاریخ توسط شیعه را به طور کلی چگونه ارزیابی می کنید؟
آئینه وند: سؤالی که فرمودید خیلی کلی و وسیع است، منتها می توانیم آن را به مقاطع گوناگون تقسیم کنیم. اگر امر پژوهش را به معنای عام در طول تاریخ اسلام در نظر بگیریم، از نیمه دوم قرن دوم هجری فعالیت های خوبی در شیعه می بینیم. این حرکت، حرکتی است که در مراکز علمی و حلقه های تدریس شیعه در بصره و کوفه و مناطق دیگر شروع شد. فعالیت های خیلی خوبی هم بودند. شاعران برجسته و اندیشمندان و متفکران خوبی در این عصر ظهور کردند. عصر دیگری که می توانیم نام ببریم، عصر پایان قرن چهارم هجری است که در آن هم تحوّل بسیار خوبی را شاهدیم. در تاریخ تحقیقات شیعه، آثار ارزشمند فکری، فقهی، کلامی، تاریخی، حدیثی، و تفسیری از این مدخل وارد میدان شدند. البته اگر دقیق نگاه کنیم، بخش عمده ای از تحقیقات جهان اسلام بر دوش دانشمندان شیعه بوده است، چه در حوزه های معرفتی و فلسفی و کلامی، چه در حوزه های تاریخی و چه در حوزه های ادبی و فکری. در ادبیات، اصلاً صبغه، شیعی است. وقتی می خواهند عظمت یک شاعر را بیان کنند می گویند: «تَرَفَّض فی شِعْرِه»؛ یعنی در شعرش رنگ و بوی شیعی دارد؛ یعنی فوق العاده است. یاقوت حموی می گوید: اصلاً غالب اصحاب سیره مغازی شیعه بودند؛ یعنی بخش عظیمی از سیره و مغازی و کارهایی که توسط اخباریان انجام گرفته از سوی شیعیان نوشته شده است. پس شیعه نقش عظیمی در تاریخ و فرهنگ و تمدن اسلامی دارد.
در نیمه دوم قرن اول هجری، که فعالیت ها شروع شدند، اولین سیره نگاری در تاریخ از سردسته و رئیس مکتب تاریخ نگاری عراق، عبیدالله ابی رافع، است؛ خزانه دار حضرت علی علیه السلام و اولین مورّخی که تاریخ را به معنای دقیق کلمه به کار گرفته است. ابن اسحاق شیعه است و سیره اش معروف است. اولین مغازی نویس برجسته، که آثارش مورد توجه است، واقدی شیعه است. بنابراین، مورّخان و سیره نگاران و اصحاب معرفت در حوزه فرهنگ اسلامی، سرآمدهایشان شیعه بوده اند. البته دانشمندان غیرشیعی دیگری نیز هستند که صاحب نقش و موقعیت هستند که این موضوع در جای خودش بحث باید شود.
شیعه شناسی: در ادامه سؤالی که مطرح شد، شاید مناسب تر این باشد که به پژوهش ها و مطالعات و تحقیقات عصر حاضر توجهی بکنیم. امروزه اولاً، در چه حیطه هایی در ارتباط با تاریخ تشیّع می توان قلم زد و پژوهش کرد؟ ثانیا، وضعیت پژوهش را در عصر حاضر چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا محققان و پژوهشگران به نحو مطلوب به ابعاد تاریخ تشیّع توجه کرده اند، یا همچنان زمینه هایی وجود دارند که کمتر مورد توجه قرار گرفته اند؟
آئینه وند: پس از انقلاب اسلامی ایران، تحوّلی در پژوهش شیعه و نگارش آثار فکری توسط شیعه پدید آمد، بخصوص در ایران، عراق و لبنان و حتی در شبه قارّه؛ مثلاً، آثاری که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در حوزه شیعی، در تاریخ، ادبیات، اجتماعیات، مسائل فلسفی و فکری، در آثار سیاسی و حکومتی در لبنان پدید آمده، این حجم و تنوّع از آثار اصلاً سابقه نداشته است. برای نمونه، کارهایی را که شیخ مهدی شمس الدین پیش از انقلاب اسلامی و پس از آن انجام داده است، وقتی با هم مقایسه کنیم، می بینیم قبلاً بیشتر در مسائل تاریخی و گذشته می نوشت و بعدا آثارش کاملاً جنبه سیاسی، حکومتی و مدیریتی دارند. ایشان کتاب های مهمی نوشته است. یا آثاری که علاّمه فضل اللّه یا علاّمه سیدجعفر مرتضی نوشته اند، تمام این آثار متأثر از انقلاب اسلامی اند. این تحوّل در حوزه نشر شیعه، بخصوص در لبنان، پدید آمد و در جهان اسلام منتشر شد.
بخش عظیمی از آثار هم در عراق، پس از انقلاب اسلامی عرضه شد. بخشی از نخبگان عراقی شیعی که توسط حکومت بعثی رانده شدند، در حوزه علمیه قم حرکتی در فکر و اندیشه ایجاد کردند که این تحوّل را به عنوان «مکتب عراقیان مهاجر» نام می نهیم. آثار بسیار خوبی از آنان در تاریخ، ادبیات، مباحث سیاسی و فکری نوشته شده و ترویج یافته اند. این تحوّل هم از برکت انقلاب اسلامی است.
در ایران هم وقتی مقایسه می کنیم، چه در فقه حکومتی و چه در فقه سیاسی شیعی، تحوّل شگرفی را شاهدیم. ما پیش تر فقه سیاسی شیعه نداشتیم؛ زیرا ما الأحکام السلطانیه، آن جور که فقهای اهل سنّت نوشته اند، نداشتیم. از قرن چهارم هجری به این طرف، متفکران و فقهای اهل سنّت، که برای عبّاسیان کار می کردند، آثاری در فقه سیاسی نوشته اند به نام «الاحکام السلطانیه» و «الولایات الدینیه». ولی ما در شیعه این آثار را نمی بینیم؛ چون در گذشته مدیریت جامعه در دست ما نبود، ولی پس از انقلاب اسلامی آثار و فعالیت های زیادی در باب حکومت و مدیریت در اسلام نوشتیم و کتاب های الأحکام السلطانیه به سبک شیعی تدارک دیدیم که این آثار با حضور حضرت امام و با آثار ایشان شروع شد و دیگران هم به این آثار تأسّی کردند و آثار ارزشمندی در حوزه ای که پیش از انقلاب اسلامی در آن فقیر بودیم پدید آمده اند. در حوزه تاریخ اسلام، تحوّل عجیبی شروع شده است که اگر با قبل از انقلاب مقایسه کنیم، می توانیم بگوییم: ما پیش از انقلاب، دو یا سه کتاب بیشتر در تاریخ اسلام نداشتیم، ولی اکنون بیش از ۶۰ کتاب در مورد تاریخ اسلام منتشر شده اند و افزون بر آن، آثار دیگری به زبان های گوناگون در حوزه های معرفتی و تمدنی تألیف شده اند. پس این تحوّل، اثر مبارکی است که پس از انقلاب اسلامی به وجود آمده.
شیعه شناسی: در زمینه تاریخ تشیّع، دیدگاه های گوناگونی قابل بحث و بررسی اند؛ مثلاً، به لحاظ نهاد رهبری شیعه، توجه به تاریخ ائمّه علیهم السلام لازم است. به لحاظ وضعیت سیاسی شیعه، توجه به قیام ها و سکوت ها و تقیّه ها و خفقان ها و در مجموع، توجه به وضعیت سیاسی شیعه در ادوار گوناگون و نیز به لحاظ فرهنگی، بخصوص توجه به خدمات علمی و نقش تمدنی شیعه و به ویژه توجه به خدمات عالمان شیعه در عصر حضور و غیبت، لازم است. به هر حال، حیطه های وسیعی را می توان در پژوهش مربوط به تاریخ تشیّع لحاظ کرد. سؤال این است که در ارتباط با تاریخ ائمّه علیهم السلام ، تصور می شود کارهای لازم و کافی صورت گرفته است و شاید دیگر نیاز نباشد محققان مجددا به این حیطه بپردازند. به نظر حضرت عالی، در ارتباط با تاریخ ائمّه علیهم السلام چقدر نیاز است محققان فعالیت کنند؟ و اگر لازم است، با چه نگاه جدیدی و چه ابعاد ناشناخته ای؟
آئینه وند: خوش بختانه اکنون در حوزه علمیه قم، مراکز تحقیقاتی خوبی قریب یکصد مرکز شروع به کار کرده اند، اما این ها پراکنده کار می کنند. لازم است همان گونه که رهبر معظّم انقلاب اسلامی فرمودند جنبش نرم افزاری شروع شده است بخشی هم به سیره بپردازد و به این نتیجه برسیم که یک نگرش روشمند به سیره داشته باشیم. باید بر اساس سیره ائمّه علیهم السلام ، که در بطن و متن و در حقیقت تاریخ نهفته است، کار کنیم و تحقیق کنیم تا یک سیره مدوّن بنویسیم؛ چون سیره هایی که قبلاً نوشته شده اند، حاشیه ای اند. اکنون باید سیره حکومتی و حاکمیتی نوشت. این کار از زوایا و ابعاد گوناگون برای نسلی که می خواهد حکومت اسلامی را به عنوان یک الگو در جهان معرفی کند، لازم است. بنابراین، من پیشنهاد می کنم طرحی با نگرش به سیره با رویکرد جدید جامعه شناسانه و با استفاده از منابع دست اول و با یک استراتژی روشن درافکنده شود. ما باید سیره را بازنگری کنیم. سیره ای که اشاره می کنیم، سیره حکومتی، سیره حاکمیتی، سیره اخلاقی، سیره مدیریتی و سیره اقتصادی را دربر می گیرد. پیشنهاد بنده این است که مرکز «شیعه شناسی»، زیر نظر دانشمند گران قدر حجه الاسلام والمسلمین دکتر تقی زاده، که علاوه بر مراتب علمی حوزوی، تنها استاد جامعه شناسی دینی ایران اند، این کار را به صورت یک پروژه جدید به محققان جدیدی که در حوزه هستند، واگذار کنند. بحمداللّه با تأسیس دکترای «تاریخ اسلام» و ان شاءالله در آینده، «تاریخ شیعه» ما خواهیم توانست از محققان این رشته ها استفاده کنیم و یک تدوین جامع انجام دهیم. «مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله » نیز فعالیت های خوبی در ابعاد تاریخی و بخصوص در پژوهش های تاریخی انجام داده است.
شیعه شناسی: به سیره اشاره کردید که مورد بسیار خوبی است و این ضرورت توسط بعضی از پژوهشگران هم احساس شده است. طبعا مراد شما از «سیره» همان معنای دقیقی است که مرحوم شهید مطهّری نقل کرده اند؛ یعنی توجه به اصول حاکم بر رفتار ائمّه علیهم السلام . آیا در گذشته تاریخی و توجه تاریخ نویسان، در شیعه چنین نگاهی وجود نداشته است، یا تفاوتی بین نگاه به سیره در بین سیره نویسان اولیه و آنچه مرحوم شهید مطهّری مطرح کردند، وجود دارد؟
آئینه وند: سیره ای که ما می شناسیم، در طول تاریخ اسلام معانی آن عوض شده است؛ مثلاً، سیره ای که بحث می شود و توسط سعید بن مسیّب و ابان بن عثمان و عروه در قرن دوم هجری مطرح شد، شامل همان ابعاد گوناگون رفتار و کردار و اقوال و زندگی و تعامل اجتماعی است که از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ائمّه اطهار علیهم السلام به یادگار مانده است، ولی با آمدن ابن اسحاق، که در حقیقت یک حرکت نو در تاریخ انجام داد، تحوّلی به وجود آمد و «تاریخ» به معنای مستقلی مطرح گردید و سیره از حالت جامعیت خود خارج شد و صرفا به مباحث تاریخی درباره رفتار رسول خدا و اصحاب ایشان منحصر می شود.
برداشت دیگری هم از سیره وجود دارد که به عنوان «سِیَر» مطرح می شود. در مکتب تاریخ نگاری شام، که در آن سیره را در معانی جمع به کار می برند و به معنای «فقه روابط بین الملل اسلامی» است، امویان می گفتند: ما متخصص روابط اسلامی هستیم و فتوح در شام را ما موجب شدیم؛ چون آن ها خودشان ضعف داشتند و در غزوات نبودند. بنابراین، می خواستند با طرح «سِیَر» جبران کنند.
معنای دیگری هم از سیره هست که استاد شهید مرتضی مطهّری به آن اشاره کرده اند و آن سیره جامعی است که ما اکنون در این برگشت به سیره دوباره باید دنبال آن باشیم؛ چون ما در حال حاضر، در نگارش فقه الدوله و الاحکام السلطانیه ها در شیعه، سیره جامعی می خواهیم که رفتار اقتصادی، سیاسی، مدیریتی، خانوادگی و شئون اجتماعی را از طریق ائمّه اطهار علیهم السلام و مطابق اقتضای حال تبیین کنیم.
شیعه شناسی: اشاره شد به اینکه حیطه های متفاوتی در ارتباط با تاریخ تشیّع قابل فرض هستند. از جمله حیطه هایی که به نظر می رسد توجه به آن ضروری است و شاید هم کمتر به آن پرداخته شده، مسئله «تشیّع در مناطق شیعه نشین»، یا به عبارتی، «جغرافیای تاریخی و انسانی تشیّع» است؛ مسئله ای که می توان ریشه آن را در عصر حضور دنبال کرد، اگرچه در عصر غیبت، بیشتر؛ چون هر چه از عصر غیبت به این طرف می آییم، تشیّع را باید در مناطق گوناگون جست وجو کنیم. در همین زمینه، بفرمایید پژوهش های نو را تا چه میزان ضروری می بینید و احیانا اگر پژوهش های پیشین را در این زمینه کافی نمی بینید، علت عدم توجه نسبت به این مقوله را چه چیزی ارزیابی می کنید؟
الویری: ابتدا لازم می دانم پیش از وارد شدن به این موضوع، بحث فشرده ای را در این باره مطرح کنم که با کدام معیار و بر چه اساس، یک موضوع می تواند بایسته پژوهش در تاریخ تشیّع باشد. من چهار محور را به عنوان آنچه می تواند ما را به سمت انتخاب یک موضوع پژوهشی تشویق کند در نظر گرفته ام؛ موضوع های شایسته پژوهش عملاً به یکی از این چهار محور تعلّق پیدا می کنند:
محور اول «مواجهه با مشکلات» است. مشکل مانعی است که در مسیر رسیدن به یک هدف قرار می گیرد. اگر حل این مشکل نیازمند پژوهش باشد، طبعا پژوهشگران به سراغ آن خواهند رفت. ما به عنوان شیعه، امروزه با انحراف ها، کج فهمی ها، ابهام ها و شبهه ها و در بعضی مواقع، با تهمت هایی رو به رو هستیم که زدودن آن ها و پاسخ دادن به آن ها از طریق مطالعات تاریخی ممکن است.
محور دومِ تعیین بایسته های پژوهش، «نیازها» هستند. یک فکر و یک اندیشه در مسیر حیات خود، گاه با زمینه هایی تازه روبه رو می شود که باید از آن ها استفاده کند. به اعتقاد بنده، ضرورت های برخاسته از جوهره شیعی انقلاب اسلامی در ایران و ضرورت های برخاسته از واقعیت کنونی مسائل جهان اسلام تولیدکننده مسائلی هستند که به عنوان یک نیاز و بایسته پژوهشی باید به آن ها نگریست.
محور سوم «کنجکاوی» است که می تواند انگیزه خوبی برای تحقیق باشد و معمولاً در مباحث مربوط به انگیزه های تحقیق به آن اشاره می کنند؛ مثلاً، فضای کنونی جهانی و بالا رفتن سطح اثرگذاری شیعیان در روابط بین الملل و رونق جنبش های فکری و سیاسی شیعی در گوشه و کنار جهان، سبب شده است ذهن عده ای به سمت شیعه جلب شود. چه بسا عده ای از این افراد هیچ نیازی احساس نکنند که بخواهند آن را تأمین کنند و صرفا بر اساس کنجکاوی به شناخت شیعه و تاریخ آن روی بیاورند. این سه محور می توانند بایسته های پژوهش در تاریخ تشیّع را تعیین کنند و انگیزه یک محقق برای تحقیق باید در این زمینه باشند.
اما اضافه بر این سه، محور چهارمی را هم می توان افزود و آن «وظیفه دینی ما برای شناخت و شناساندن شیعه» است. این عامل برخاسته از باورهای دینی و شیعی ماست. برخی از بایسته های پژوهشی در حوزه تاریخ تشیّع برخاسته از این تکلیف دینی است. صرف نظر از مشکلات و نیازهای اجتماعی و اقتضائات ایران و جهان و علاوه بر کنجکاوی ها، ما وظیفه داریم اندیشه های شیعی و مکتب اهل بیت علیهم السلام را تبلیغ و ترویج کنیم و بخشی از این وظیفه از طریق مطالعات تاریخی امکان تحقق می یابد. این محور چهارم می تواند پیوند مناسبی برای پاسخ سؤالی باشد که مطرح کردید.
ما واقعا با این سؤال روبه رو هستیم که «اندیشه شیعی به عنوان اندیشه ای که جمهره ای واحد دارد هرچند در جاهای گوناگون، جامه های متفاوتی بر تن کرده در هر جا چگونه خود را تعریف کرده است؟» این مسئله بسیار مهمی است که به کار امروز ما هم می آید و ما ناگزیریم، هم به سراغ مطالعاتی که در این زمینه وجود دارند برویم و هم خلأهای موجود را پر کنیم. در یک گستره تاریخی، شیعیان در سرزمین های گوناگون پراکنده بوده اند. آقایان محمود علی مکّی و عزّالدین عمر موسی کتاب تشیّع در اندلس را نوشته اند و به شکل و شیوه حضور شیعیان در این منطقه پرداخته اند. حضور شیعیان در منطقه مغرب هم که روشن است. آن ها توانستند در قلب حکومت ادریسیان و خلافت فاطمیان به حکومت هم دست پیدا کنند. ولی در یک دوره تاریخی حضورشان به پایان می رسد و رنگ می بازد و یا به هر حال، تغییر شکل می دهد، یا خیلی رقیق می شود.
اگر شما شیعیان را در جوامع گوناگون بررسی کنید، می بینید هر کدام از این ها در گذشته تاریخی خود، سرنوشتی متفاوت از دیگری داشته است. علت تفاوت سرنوشت شیعیان در عربستان با شیعیان مصر چه بوده است؟ چگونگی تعامل و تطبیق پذیری این اندیشه و حاملان آن با محیط پیرامونی خود، چیزی است که ما از طریق مطالعات تاریخی می توانیم به دست آوریم، البته منوط به اینکه با پرسش های مشخص و عالمانه به سراغ منابع برویم. این سؤال که اندیشه شیعی، که می خواهد همچنان و همواره پایبند جوهره واحد خود بماند و آن را از دست ندهد، چگونه خود را با محیط های گوناگون تطبیق داده است، سؤال امروز ما هم هست و بدون تردید، بررسی تاریخی پراکندگی شیعه در مناطق گوناگون و نحوه تعامل با محیط اطراف برای پاسخ به این سؤال بسیار راهگشا خواهد بود: اینکه شیعیان به کجا رفتند و کجا دوام آوردند و کجا دوام نیاوردند؟ از کجا هجرت کردند و به کجا رفتند؛ آنجا که ماندند و دوام آوردند تعاملاتشان با محیط اجتماعی و قدرت سیاسی حاکم بر جامعه چگونه بود؟ بنابراین، در پاسخ به سؤال شما، این ضرورت ما را به سوی مطالعات مربوط به جغرافیای تاریخی و انسانی شیعه سوق می دهد. مطالعات صورت گرفته در این زمینه کافی نیستند.
همان گونه که اشاره شد، تحقیقاتی درباره برخی مناطق صورت گرفته اند؛ مثلاً، درباره تشیّع در هند سه کتاب نوشته شده است. البته این ها کتاب هایی هستند که به فارسی ترجمه شده اند. منابع ترجمه نشده به احتمال زیاد، بیش از این ها هستند. حمزه الحسن درباره شیعیان عربستان سعودی و صالح الوردانی درباره شیعیان مصر نیز کتاب هایی نوشته اند. این کارها انجام شده اند، اما با رویکرد جدیدی که عرض کردم. تصور می کنم زمینه برای کارهای جدید وجود دارد.
آئینه وند: من هم پیشنهادم این است که یک اطلس تاریخ شیعه نوشته شود، یا از حیث تاریخی جایگاه شیعه را، شیعه حجازی، یمنی، عراقی، ایرانی تا شبه قاره و جنوب شرقی آسیا را بررسی کنیم. برخی چیزها ثابت اند؛ مثلاً، چیزی که با دلیل می توان اثبات کرد این است که از زمان خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام تا امروز، ما ۲۰ به ۸۰ هستیم؛ یعنی در زمان حکومت حضرت علی علیه السلام ۲۰% شیعه و ۸۰% سنّی بوده اند، امروز هم همچنان است: دست کم ۲۰۰ میلیون و ۸۰۰ میلیون هستیم. ولی چیزی که قابل توجه است با تمام احترامی که برای برادران و خواهران محترم اهل سنّت قایلیم و احترامی که به وحدت اسلامی می نهیم همین ۲۰% درصد از نظر تولید علمی، با آن ۸۰% برابری می کند؛ یعنی علم را، که در حوزه های فکری، معرفتی، کلامی، تاریخی و فلسفی بررسی کنیم، می بینیم تقریبا بدین قرار است: تولید علم ۲۰% شیعه در جهان اسلام، برابر است با ۸۰% اهل سنّت. از ابتدای حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام این وضع ثابت بوده است.
ما به یک اطلس نیاز داریم، در حقیقت اطلس جغرافیایی که جغرافیای تمدن سازی شیعه را نشان دهد و بستر فکری فرهنگی را نمایان کند؛ مثلاً، شیعه در خراسان یک اطلس تاریخ شیعی می خواهد تا بسترهایی که شیعه در آن ها وجود دارد، از نوع تحقیقشان، کارهایشان و مسائل ضروری منطقه ای شان روشن شوند و نیازهای فوری آن ها و مشکلات و موانعی که سر راه دارند، بیان گردند. باید مراکزی که به جهان شیعه می اندیشد، تقویت شوند؛ مثل همین «مؤسسه شیعه شناسی» یا «مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام ».
ما اولین کارمان شناخت حوزه های شیعه نشین جهان امروز و بررسی نیازها و فوریت های تحقیقاتی آن هاست. یک کار توزیعی هم باید بکنیم؛ باید ببینیم مثلاً الآن شیعه لبنانی تولیدش چقدر است؛ شیعه اندلسی اگر حضور دارد، چه می کند؟ ما غیر از حوزه های جغرافیایی شیعه و آثار شیعه، یک نگرش شیعی هم داریم که در جهان پراکنده است؛ مثلاً، در مصر و در حلب و بخش های دیگر، هنوز آثار فکری شیعه را می بینیم. با اینکه امروز غالب مردم مسلمان سنّی هستند، اما فرهنگ شیعه همچنان در روح کسانی که از آن تأثیر پذیرفته اند زنده است. در حلب و مصر این مطلب کاملاً مشهود است.
بنابراین، اگر جایی اصلاً بر اساس فرهنگ شیعی تربیت شده اند اگرچه اکنون شیعه نیستند ما باید آن را مورد بررسی قرار دهیم؛ مثل اندلس. اکنون متکلّمان و فلاسفه اندلس شیعه هستند، چه بخواهند و چه نخواهند؛ چون نگرش شیعی در آن ها وجود دارد. بنابراین، از حیث فرهنگی و تحوّلات فکری، یک بررسی دیگر هم باید بکنیم تا بعد برسیم به آنچه امروز باید برای تقویت علمی و تمدّنی شیعه در دل جهان اسلام انجام دهیم.
مرحوم سیدمحسن امین رحمه الله أعیان الشیعه را نوشت و یا مرحوم شیخ آقا بزرگ طهرانی الذریعه را نگاشت، یا بزرگان دیگری آثار شیعه را جمع کردند و دائره المعارف نوشتند. دقیقا برای ما روشن است که ما از لحاظ تولید علم، تا به حال کم نداشته ایم و فکر می کنم پس از انقلاب اسلامی، ما جهش هم داشته ایم؛ مثلاً در فقه، با آمدن امام راحل رحمه الله و ظهور انقلاب اسلامی ما ۳۰۰ سال جلو افتادیم. ولی مباحثی که از شیبانی شروع شده یعنی فقه روابط بین الملل و سیاسی و در قرن چهارم هجری و ششم هجری به اوج خودش رسیده، در شیعه کمتر بدان پرداخته شده است. بنابراین، ما در بعضی جاها خوب پیشرفت کرده ایم و در بعضی جاها، نه؛ مثلاً، در سیره نگاری و ادبیات، در شعر، در تحوّل فکری، در تحوّل کلامی، در بایسته هایی که مطابق نیاز هم هستند، ما کجا مشکل داریم. پیشنهاد من این است که یک اطلس تدوین شود، یک نیازسنجی در جهان اسلام صورت گیرد.
الویری: در ادامه بحث دکتر درباره اطلس تاریخ تشیّع، این نکته را عرض می کنم که مراد، فقط تهیه نقشه های تاریخی نیست. منظور از این اطلس، یعنی: بررسی سیر تحول تشیّع در دوره های گوناگون تاریخی در ابعاد گوناگون. من دوباره روی بحث سابق خودم تکیه می کنم که مثلاً، شیعه در شبه جزیره عربستان، در نواحی مرکزی و شمالی حجاز با یمن تفاوت هایی دارد. در یمن، فرقه زیدیه وجود دارد و در قطیف و احساء، شیعیان اثناعشری که همان مشخصه هایی را که در گذشته داشتند، حفظ کرده اند. این منطقه نیز با منطقه مصر تفاوت دارد که در آنجا آنچه باقی مانده محبت به اهل بیت علیهم السلام و علاقه و ارادت به نمادهای شیعی است، نه خود تشیّع. اینجا با اطلس تاریخی می توان سابقه ها را یافت و فراز و نشیب ها را کشف و فهم کرد. به اعتقاد بنده، تهیه این اطلس تحوّل مهمی در مطالعات تاریخی شیعه ایجاد خواهد کرد.
<
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
