اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تقیه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 63
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تقیه؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل تقیه انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 118 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل تقیه:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل تقیه آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل تقیه با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تقیه از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل تقیه، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تقیه :
چکیده
در این مقاله، نگارنده ضمن تعریف مفهوم «تقیّه» در اندیشه شیعی به کنکاش در ادلّه مشروعیت آن در فقه شیعه یعنی کتاب (قرآن)، سنّت، اجماع و عقل، زمینه پیدایش این مفهوم، و موارد جواز و عدم جواز آن پرداخته است. تقیّه در اندیشه شیعی، تاکتیکی برای دفاع از اصول مذهب است.
مقدّمه
یکی از ویژگی های مذهب شیعه «تقیّه» است که در اثر رنج ها و سختی هایی که از ناحیه زمامداران ستمگر بر امامان معصوم علیهم السلام و پیروان آن ها وارد شده، پدید آمده است و در ارتباط با آن، مطالب ارزشمند فقهی، کلامی، اصولی، تفسیری و تاریخی فراوانی وجود دارند. در این مقاله، تلاش بر آن است که نه تنها مفهوم «تقیّه» و موارد اجرای آن تبیین گردد و روشن شود که این موضوع اختصاصی به مذهب شیعه ندارد، بلکه مذاهب دیگر اسلامی نیز در موقعیت مناسب به آن پایبند هستند.
«تقیّه» در لغت
اهل لغت درباره «تقیّه» گفته اند: معنای آن پرهیز و خودداری از زیان است؛(۲) و برخی گفته اند: معنای آن اظهار صلح و آشتی است، هرچند در باطن بر خلاف آن باشد.(۳)
«تقیّه» در اصطلاح
برخی از فقهای شیعه «تقیّه» را در فقه چنین تعریف کرده اند: موافقت کردن با دیگری در کردار و گفتاری که مخالف با حق است برای حفظ جان خویش از زیان رساندن او.(۴) برخی دیگر نیز چنین گفته اند: «تقیّه» اسم مصدر است و «اتّقاء» مصدر است، و «تقیّه» به معنای موافقت کردن با دیگری است در گفتار و یا کردار، و یا رها نمودن کاری است که انجام آن واجب است و در باور انسان بر خلاف حق است برای نگه داری جان خویش و یا کسی که او را دوست دارد از رسیدن زیان.(۵)
از مجموع این دو تعریف، به دست می آید که در اجرای تقیّه، چند امر باید تحقق یابند:
۱. موافقت کردن در گفتار و یا کردار و یا رها نمودن کاری واجب برای حفظ جان خویش و یا حفظ جان عزیزی از عزیزان و کسی که جان او ارزش داشته باشد از زیان، خواه آن زیان در حال حاضر باشد و یا در آینده، و خواه زیان مالی باشد و یا زیان عرضی و یا جانی.
۲. موافقت باید در گفتار و یا کردار باشد و یا در ترک کردن کاری واجب، و موافقت کردن در باور و عقیده تقیّه نیست.
۳. کردار و رفتار و ترک واجبی که در آن با دیگری موافقت می شود، باید مخالف با حق باشد.
برخی از فقهای اهل سنّت «تقیّه» را چنین تعریف کرده اند: نگه داری جان از عقوبت با تظاهر کردن به چیزی، هرچند در باطن مخالف با آن باشد.(۶) برخی دیگر نیز گفته اند: «تقیّه» نگه داری جان و یا مال و آبروست از زیان دشمنان(۷) و «تقیّه» گفتار و یا کرداری است که انجام می شود، هرچند مخالف با حق است برای پرهیز از زیان.(۸)
تعاریف دیگری نیز از فقهای شیعه و اهل سنّت برای «تقیّه» در کتاب های فقهی آمده اند که در آن ها، همگان بر یک مفهوم اتفاق دارند و چندان اختلاف اساسی و ریشه ای در آن ها یافت نمی شود و اگر اختلافی هست، در فنّ بیان و ساختار الفاظ در تعبیر از آن مفهوم است و این اتفاق در مفهوم میان شیعه و اهل سنّت، می رساند که اصل تقیّه در تمام مذاهب اسلامی مشروعیت دارد و اجرای آن اختصاص به مذهب شیعه ندارد. اینک رأی فقهای شیعه و اهل سنّت را بررسی می نماییم.
تقیّه در مذهب شیعه
تقیّه در مذهب شیعه، یکی از قواعد مهم فقهی است که فروع و بحث های فراوانی دربرگرفته؛ چنان که یکی از ویژگی های مذهب تشیّع است که در میان دیگر مذاهب اسلامی به آن شناسایی می شود، تا آنجا که برخی از اهل سنّت آن را وسیله ای برای کوبیدن این مذهب و اعتراض نسبت به آن قرار داده اند. اما اعتراضاتی را که آن ها بر تقیّه وارد ساخته اند، از بی اطلاعی آن ها از مفهوم این واژه است و چون به معنای واقعی آن نرسیده اند، اتهاماتی وارد کرده اند. برخی از آن ها تقیّه را «دروغ» و برخی آن را «نفاق» پنداشته و گفته اند: قرآن و سنّت از آن پاک و منزّه است.(۹)
ولی در پاسخ آن ها باید گفت: تقیّه دروغ نیست؛ زیرا دروغ از اوصاف خبر است و تقیّه خبر نیست و حقیقت آن با حقیقت خبر متفاوت است. دروغ مطابق نبودن با واقع است، اما تقیّه موافق با وظیفه مکلّف و حکم ثانوی است، هرچند مخالف با حکم اوّلی باشد. در حال تقیّه، وظیفه عوض می شود و حکم خدا بر طبق تقیّه قرار می گیرد. این وظیفه اخیر را، که تغییر یافته است، «حکم ثانوی» می گوییم، در برابر حکم اوّلی که به خاطر تقیّه با آن مخالفت شده است؛ همانند دیگر احکام ثانویه از نفی ضرر، نفی حرج، اضطرار و اکراه که در تمام این حالات، حکم واقعی عوض می شود و وظیفه بر طبق حالت موجود تغییر می یابد و حکم تغییر یافته «وظیفه» به حساب می آید و اگر مسلمان رفتار خود را بر طبق آن قرار دهد مطابق با واقع است، نه مخالف با آن. پس دروغ بودن در تقیّه معنا ندارد. و بر فرض که تقیّه دروغ باشد، دروغ مصلحت آمیز بهتر از راست مفسده انگیز است. دروغی که بتواند جان مؤمنی را حفظ کند، بهتر از راستی است که آن را در خطر بیفکند.
تقیّه نفاق هم نیست؛ زیرا نفاق مخالف بودن ظاهر با باطن است و چون وظیفه اخیر موافق با تقیّه است و مخالفت با واقع در آن نیست، پس نفاق نیز از تقیّه به دور است و ممکن نیست که تقیّه نفاق باشد.
بر این اساس است که قرآن و سنّت بر تقیّه تأکید دارند و عقل نیز آن را تأیید می کند. اینک نمونه ای از آیات قرآن و روایات که مشروعیت تقیّه را بیان می کنند، ارائه می شود:
قرآن و تقیّه
آیاتی از قرآن که بر مشروعیت تقیّه دلالت دارند و بر درستی آن تأکید می نمایند:
۱. «لایتّخذِ المؤمنونَ الکافرینَ اولیاءَ مِن دونِ المؤمنینَ و مَن یَفعلْ ذلکَ فلَیسَ مِن اللّهِ فی شی ءٍ اِلاّ اَن تَتَّقوا مِنهم تقاهً و یُحذّرکُم اللّهُ نفسَه و اِلی اللّهِ المصیرُ » (آل عمران: ۲۸)؛ مؤمنان نباید به جای مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود قرار دهند، و هر کس چنین رابطه ای برقرار کند، هیچ گونه پیوندی با خدا ندارد، مگر اینکه از آن ها تقیّه کنید و خداوند شما را از نافرمانی خود برحذر می دارد و بازگشت شما به سوی خداست.
مؤمنان، که ایمان را باور خود قرار داده و آن را در عمل به کار گرفته اند و جان و عقل و حرکت های حیاتی خود را بر وفق آن ساز کرده اند، نباید کسانی را که منکر خدا و پیامبران هستند و از شیطان پیروی می نمایند دوست و سرپرست خود قرار دهند؛ چرا که در دیدگاه آن ها، دنیا اولین فرصت و آخرین فرصت زندگی است و این فرصت را در لهو بیهودگی و مخالفت با خدا و پیامبر صرف کرده و از ارزش های اصیل انسانی غافل مانده اند. هر کس کافران را به جای مؤمنان دوست و سرپرست خود قرار دهد، رابطه ای با خدا ندارد و از دوستی و ولایت او بیرون رفته است، مگر در حال تقیّه که مؤمن خود را با کافران هماهنگ نشان می دهد؛ زیرا خداوند برای مستضعفان، که راه و چاره ای ندارند، رخصتی در نظر گرفته است؛ می فرماید: «الاّ المستضعفینَ مِن الرّجالِ و النساءِ والولدانِ لایَستطیعونَ حیلهً و لایهتدونَ سبیلاً» (نساء: ۹۸)؛ مگر مستضعفان و آن دسته از مردان و زنان و کودکان که در تحت فشار قرار گرفته، نه چاره ای دارند و نه راهی برای نجات می یابند. در این گونه موارد، خداوند اجازه داده است که ناتوان ستم دیده و تحت فشار برای رهایی از ستم و شکنجه با توانای ستمگر همراهی کند و سازگاری نماید و در ظاهر، خود را با او هماهنگ سازد، اما در باور قلبی خویش، او را انکار کند.
باید دانست که تقیّه سقوط در برابر ستمگر نیست تا انسان را از هدایت و حقیقت بازدارد و او را به گم راهی بکشاند، بلکه تقیّه کارنامه ای است شکلی و ظاهری و مقطعی برای انسان ناتوان ستم دیده تا بتواند خود را از ستم برهاند و در قلب خویش، باور ایمانی خود را نگه دارد.
۲. «مَن کَفَر بِاللّهِ مِن بَعد ایمانِه الاّ مَن اُکرِهَ وَ قلبُه مُطمئنٌ بِالایمانِ و لکن مَن شَرحَ بِالکفرِ صدرا فَعلیهم غَضبٌ مِن اللّهِ و لَهم عذابٌ عظیمٌ» (نحل: ۱۰۶)؛ کسانی که پس از داشتن ایمان، کافر شوند، بجز آن ها که تحت فشار واقع شده اند در حالی که قلبشان آرام و با ایمان است. آری، آن ها که سینه خود را برای پذیرش کفر گشوده اند، خشم خدا بر آن هاست و برایشان عذابی دردناک است.
در این آیه، کیفر کسانی که پس از ایمان، کافر شوند و سینه خود را برای کفر گشوده دارند، خشم خدا و عذاب دردناک معیّن شده است. اما کسانی که از روی اکراه، در ظاهر کافر شوند و در دل اطمینان و آرامش و ایمان دارند، استثنا شده اند و این کیفر برایشان نیست. این رخصتی است از طرف خدا برای مؤمنان در حال اکراه و اجبار، و هرگاه تحت فشار و شکنجه واقع شوند به آن ها رخصت داده شده است که اظهار کفر کنند و خود را با کافران هماهنگ سازند.
این آیه در ارتباط با عمّار یاسر نازل شد که او را مجبور به بیان کفر کردند و او از روی ناچاری کلمه کفر را بر زبان جاری ساخت و خداوند با فرستان این آیه، او را معذور دانست. این قضیه در زمانی بود که کافران یاسر و سمیّه و فرزندشان عمّار را شکنجه کردند تا کافر شوند. یاسر و سمیّه حاضر نشدند کلمه کفر بر زبان جاری کنند و کافران آن ها را در برابر چشمان عمّار کشتند و به سراغ عمّار آمدند. او، که تحت فشار شدید قرار گرفته بود، کلمه کفر را بر زبان جاری ساخت و رها شد. سپس گریان خدمت رسول خدا آمد. پیامبر او را گریان دید پرسید: چرا گریه می کنی؟ عمّار گفت: بد کردم، کافران مرا وادار کردند که به شما بد بگویم و خدایان آن ها را بستایم و من از روی اکراه، این کار را کردم. پیامبر اشک چشم او را پاک کرد و فرمود: اگر باز هم این چنین گرفتار شدی، هر آنچه را گفتی، بگو. آن گاه پیامبر فرمود: ایمان از سر تا قدم عمّار را فرا گرفته و ایمان در گوشت و خون او آمیخته شده است.(۱۰)
یاسر و سمیّه تقیّه نکردند و کشته شدند و عمّار تقیّه کرد و رها شد و این درسی است برای مسلمانانی که تحت فشار قرار می گیرند که باید مصلحت اسلام و امّت مسلمان را نگه دارند و تقیّه نمایند؛ زیرا گاهی با ترک تقیّه، مشکلات فراوانی به بار می آیند و ارزش های بزرگی از دست می روند که قابل جبران نیستند. اصلاً مشروع بودن تقیّه برای حفظ ارزش های اسلامی و نگه داری مصالح اسلام و مسلمانان است.
۳. «و قالَ رجلٌ مؤمنٌ مِن آلِ فرعونَ یکتمُ ایمانَه اَتقتلونَ رجلاً اَن یقولَ ربّیَ اللّهُ و قَد جائکم بالبیّناتِ مِن ربِّکم» (غافر: ۲۸)؛ و مردی با ایمان از آل فرعون، که ایمان خود را مخفی داشت، گفت: آیا مردی را که می گوید پروردگار من الله است می کشید، در حالی که دلایل روشنی از سوی پروردگارتان آورده است؟
این آیه بر جواز پنهان داشتن ایمان در حال خوف و ترس دلالت دارد و روشن است که پنهان داشتن ایمان ممکن نیست، مگر با اظهار خلاف آن و هماهنگ شدن با کفار در کارهایشان و رهاکردن وظایف ایمانی. این همان تفسیری است که خداوند در ارتباط با آن مرد مؤمنی از خاندان فرعون، که ایمان خود را پنهان می کرد، می فرماید. آن مرد «مؤمن آل فرعون» بود که توانست با پنهان کردن ایمان خود و تقیّه جان پیامبر خدا یعنی حضرت موسی علیه السلام را حفظ کند.
پس در این آیه و آیات گذشته، خداوند تقیّه را مشروع دانسته و آن را برنامه حرکت مسلمانان در برابر فشار و شکنجه دشمنان قرار داده است. با این تأکیدهای قرآن، نمی توان تقیّه را امری خلاف شرع دانست و قرآن و سنّت را از آن منزّه شمرد.
تقیّه در احادیث شیعه
روایاتی که از امامان معصوم علیهم السلام در مشروعیت تقیّه آمده اند، بسیارند. در اینجا، به نمونه ای از آن ها اشاره می شود:
۱. هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه «اولئکَ یُؤتونَ اَجرهُم مَرّتَین بِما صَبروا و یَدرؤونَ بِالحسنهِ السیّئه» (قصص: ۵۴)؛ آن ها کسانی هستند که پاداش خود را دو برابر می گیرند در برابر آنچه بر آن صبر کردند و با نیکی های خود زشتی ها را از میان برمی دارند، نقل می کند که امام علیه السلام در تفسیر این آیه چنین می فرماید: «دو برابر شدن پاداش به خاطر صبر کردن بر تقیّه است، و مقصود از نیکی ها در این آیه، تقیّه است، و مقصود از زشتی ها رها کردن تقیّه.»(۱۱) تقیّه سبب دو برابر شدن پاداش می شود و حسنه ای است که سیّئه را از میان برمی دارد.
۲. امام صادق علیه السلام فرمودند: «تقیّه نُه بخش از ده بخش دین است و هر کس تقیّه را رعایت نکند دین ندارد.»(۱۲)
۳. امام باقر علیه السلام فرمود: «تقیّه دین من و دین پدران من است و هر کس تقیّه ندارد، ایمان ندارد.»(۱۳)
۴. و فرمود: «چه چیزی چشم مرا روشن می کند مانند تقیّه؟! زیرا تقیّه سپر مؤمن است.»(۱۴)
۵. و فرمود: «تقیّه سپر مؤمن است و تقیّه نگه دارنده مؤمن است و کسی که تقیّه ندارد، ایمان ندارد.»(۱۵)
۶. و فرمود: «شنیدم از پدرم که می گفت: سوگند به خدا! در روی زمین، چیزی نیست که خداوند آن را دوست داشته باشد مانند تقیّه. هر کس تقیّه را رعایت کند خداوند مقام او را بالا می برد و هر کس آن را رعایت نکند خدا او را پست می گرداند.»(۱۶)
تقیّه از دیدگاه عقل
در زمانی که جان انسان در خطر باشد و یا به زیانی همچون نقص عضو و یا زیان مالی فراوانی که زندگانی را بر او سخت کند، دچار شود، عقل می گوید: باید برای رهایی از این زیان، کاری کند و رهایی از این زیان ها در شرع، تقیّه است که عقل آن را تجویز می نماید.
در حقیقت، هرگاه امر دایر باشد میان اهمّ و مهم، تقیّه رعایت اهمّ است و رها کردن مهم. این درک عقلی در تمام کارهای روزمرّه ای که انسان به آن ها دچار می شود جاری است و دانسته و یا ندانسته در هنگام سرگردانی در میان دو امر، که نمی تواند هر دوی آن ها را انجام دهد و ناچار است یکی از آن ها را بگیرد و دیگری را رها کند، به آن عمل می کند. در این حال، آنچه را دارای اهمیتی بیشتر است می گیرد و آن را که اهمیتش کمتر است رها می کند، و اگر هر دو امر با هم مساوی باشند ناچار یکی از آن ها را می گیرد و دیگری را رها می کند.
اظهار ایمان وظیفه مؤمن است و به کار بستن احکام دین از آثار ایمان. از سوی دیگر، حفظ جان و اعضای بدن و حفظ آرامش در زندگانی از وظایف مؤمن است و چون حفظ جان و خدمت به اسلام و مسلمانان در زندگانی مهم تر از اظهار خلاف حق در یک لحظه است، عقل می گوید: باید تقیّه کرد و جان خود را برای عمل به دین در فرصت های آینده و انتقال آن به نسل های آینده حفظ نمود، هرچند در یک لحظه خلاف آن را اظهار کند و خود را با دشمن هماهنگ نشان دهد.
تقیّه در مذاهب اهل سنّت
علمای اهل سنّت برای اثبات تقیّه و مشروعیت آن، به کتاب خدا و سنّت پیامبر استدلال کرده اند که نمونه ای از آن را در اینجا ارائه می دهیم:
در ذیل آیه مبارکه «لایتّخذ المؤمنونَ الکافرینَ اولیاءَ مِن دونِ المؤمنینَ و مَن یَفعل ذلکَ مِن اللّهِ فی شی ءٍ اِلاّ اَن تَتّقوا مِنهم تُقاهً و یُحذّرکم اللّهُ نَفسَهُ و اِلیَ اللّهِ المصیرُ » (آل عمران: ۲۸) که ترجمه آن پیش از این بیان شد مالک بن انس استدلال کرده است بر اینکه طلاقی که از روی اکراه واقع شود، صحیح نیست و این نظریه را به بزرگانی از علمای اهل سنّت نسبت داده و از ابن مسعود نقل کرده که گفته است: «هر سخنی که تازیانه سلطان را از من بردارد از گفتن آن خودداری نمی کنم.»(۱۷)
طبری گفته است: «معنای آیه این است که اگر در زیر نفوذ زمامدار ستمگر باشی و از جان خود بترسی، باید به او تظاهر به دوستی نمایی و دشمنی را در دل پنهان داری.»(۱۸)
سرخسی به این آیه بر جایز بودن تقیّه استدلال کرده و از حسن بصری نقل نموده که تقیّه تا روز قیامت جایز است و ما آن را اجرا می کنیم و تقیّه این است که خود را از عقوبت رها کنی با تظاهر کردن به چیزی که در دل مخالف آن هستی.(۱۹)
زمخشری در ذیل این آیه گفته است: خداوند در دوستی با کفّار، رخصت داده اگر از آن ها بترسد، و مقصود در این آیه، معاشرت و رفت و آمد ظاهری با کفّار است، هرچند در دل کینه و دشمنی آن ها را داشته باشد، منتظر باشد تا مانع برطرف گردد.(۲۰)
فخر رازی گفته است: تقیّه احکام زیادی دارد که برخی از آن ها را اشاره می کنیم: … حکم چهارم. ظاهر آیه دلالت دارد بر اینکه تقیّه با کفّار ستمگر جایز است. و مذهب شافعی این است که مسلمان برای حفظ جان خود، از مسلمان ستمگر نیز باید تقیّه کند. حکم پنجم: تقیّه برای حفظ نفس جایز است. اما تقیّه برای حفظ مال جایز می شود یا جایز نمی شود؟ احتمال آن است که جایز باشد؛ زیرا پیامبر فرمود: احترام مال مسلمان همانند احترام خون اوست؛ و نیز فرمود: هر کس برای دفاع از مال خود کشته شود، شهید است؛ و دیگر آنکه نیاز به مال بسیار زیاد است، و اگر برای وضو گرفتن آب را به قیمت بالایی بفروشند، وضو گرفتن لازم نیست با خریدن آب، و وظیفه تیمم است.(۲۱)
ابوحیان اندلسی آیه را چنین توضیح داده است: با کافران دوستی نکنید، مگر از روی تقیّه، و اگر تقیّه باشد، می توان با گفتار و کردار، با آن ها دوستی کرد، اما در باطن و قلب با آن ها مخالف بود.
ابن عبّاس می گوید: تقیّه ای که در این آیه است، معنایش خوش رفتاری ظاهری با کافران است تا با زبان خوش، مؤمن جان خود را حفظ کند، هرچند در دل، با آنان دوستی ندارد.(۲۲) سپس همین مفسّر گفته است: تمام مسلمانان اتفاق دارند که دوستی در دل با کفّار حرام است و همچنین دوستی کردن با کفّار در گفتار و کردار بدون تقیّه. اما اینکه از چه کسی باید تقیّه کرد، باید گفت: او کسی است که به ستم زور می گوید، خواه کافر باشد و یا زمامداری ستمگر و آنچه تقیّه را مباح می کند کشتن و ترس بر اعضای بدن و تازیانه خوردن و تهدید است، و می توان در تظاهر به کفر و یا خرید و فروش و معاملات دیگر و یا انجام هر کار حرامی تقیّه کرد.(۲۳)
علمایی دیگر همانند ابن حجر عسقلانی(۲۴) و دیگران(۲۵) نیز در ذیل این آیه، تقیّه را مشروع و مباح دانسته اند.
مفسّران اهل سنّت در ذیل آیه شریفه «مَن کَفَر بِاللهِ مِن بعد ایمانه اِلاّ مَن اکرِهَ و قَلبهُ مطمئنٌ بِالایمانِ و لکن مَن شَرحَ بالکفرِ صدرا فَعلیهم غضبٌ مِن اللّهِ و لَهم عذابٌ عظیمٌ» (نحل: ۱۰۶) تقیّه را مشروع دانسته اند؛ از جمله:
امام شافعی سوگندی را که از روی اکراه تحقق یابد، باطل دانسته و این رأی را به عطاء بن ابی رباح، که یکی از بزرگان تابعان است، نسبت داده.(۲۶)
عبدالباقی گفته است: تقیّه در حال اکراه جایز است؛ به دلیل این آیه مبارکه.(۲۷)
طبری گفته است: این آیه در ارتباط با عمّار یاسر نازل شده که مشرکان او را گرفتند و شکنجه های بسیار دادند، سپس او را رها کردند. عمّار نزد پیامبر صلی اللّه علیه و آله آمد و آنچه را بر او گذشته بود، بیان کرد و آنچه را گفته بود تا او را رها کرده بودند، بازگو نمود. آن گاه خداوند آیه را در پذیرف
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
