اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 42
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی :
اشاره
نوشتار حاضر، گزارشی است از میزگرد علمی ترتیب داده شده از سوی سردبیر مجله با حضور اساتید محترم آقایان حجه الاسلام والمسلمین دکتر محمودتقی زاده داوری، دکتر غلامرضا جمشیدیها و دکتر حسین کچوئیان در زمینه مفهوم «شیعه شناسی»، موضوعات مورد مطالعه، اهداف و روش ها که امید است روزنه ای باشد برای تحقیق و تدبر بیشتر اندیشمندان و متفکران حوزه و دانشگاه.
خانمحمدی: در عرصه مطالعات جامعه شناسانه دین، دو مفهوم بسیار رایج هستند: یکی «جامعه شناسی دین» و دیگری «جامعه شناسی دینی». «جامعه شناسی دین» همان جامعه شناسی است که نهاد دین را مانند سایر نهادها بررسی می کند. بنابراین، شیعه هم به عنوان یک مذهب موضوع مطالعه جامعه شناختی واقع می شود. پس طبیعتا شاخه ای به نام «جامعه شناسی شیعه» هم وجود خواهد داشت. «جامعه شناسی دینی» را هم بعضی ها مطرح می کنند. تعریف «جامعه شناسی دینی» چیست؟ مفروضات و روش آن کدام است؟ با توجه به آنکه «جامعه شناسی شیعی» هم به عنوان یک شاخه از جامعه شناسی وجود خواهد داشت، تعریف آن چیست؟ این بحث دوم یک مقدار دامنه دار و پیچیده است. بعضی ها می گویند اصلاً نداریم، بعضی ها هم می گویند داریم. اگر ما جامعه شناسی مسیحی داریم باید جامعه شناسی شیعی هم داشته باشیم. احتمالاً این بحث را باید بگذاریم برای جلسه بعد. ولی برگردیم به جامعه شناسی شیعه. فصلنامه ما در چند موضوع بحث می کند؛ یکی الهیات، یکی تاریخ، و دیگری جامعه شناسی. فعلاً سؤال این است که تعریف جامعه شناسی شیعه چیست؟ و اصلاً تعریف شیعه شناسی چیست؟ من فکر کنم بهتر است ابتدا یک مفهوم شناسی مطرح بشود. جناب آقای دکتر تقی زاده خودشان اول شروع کنند ببینیم اصلاً شیعه شناسی چیست؟ و سپس به جامعه شناسی شیعه بپردازیم. چون مروّج این مفهوم در کشور ما، ایشان هستند، خوب است خود ایشان این مفهوم را شرح کنند و سپس دوستان مشارکت نمایند.
تقی زاده داوری: به طور مختصر، باید عرض کنم که «شیعه شناسی» عبارت از رشته ای است که جماعت شیعه را به عنوان یک گروه مذهبی و یا یک فرقه دینی مورد مطالعه قرار می دهد. به طور کلی، هر علم را با سه عامل می توان تعریف کرد: با موضوع، با روش و با هدف. «شیعه شناسی» هم به عنوان یک رشته بین رشته ای، بین الهیّات و علوم اجتماعی از این قاعده مستثنا نیست. در واقع، رشته شیعه شناسی هم موضوع دارد، هم روش و هم اهداف. به لحاظ موضوع، شیعه شناسی مطالعه فرقه ای است به نام «شیعه». ویژگی این فرقه از میان سایر گروه های اسلامی این است که به امامت و ولایت حضرت علی علیه السلام و اولاد او اعتقاد دارد و به جای تفسیر قرآن از طریق صحابه، به تفسیر اهل بیت پیامبر علیهم السلام گردن می نهد. به عبارت دیگر، «شیعه» گروهی است که اهل بیت پیامبر علیهم السلام را ثقلی در کنار ثقل قرآن قرار می دهد و برای تفسیر قرآن، به آن ها مراجعه می کند؛ فرقه ای که دنباله رو خاندان پیامبر علیهم السلام است، به جای این که دنباله رو صحابه او باشد. همین جمعیتی که ما از آن به عنوان «شیعه» نام می بریم، ابتدایی دارد، تطوّر و بسط تاریخی دارد، وضعیتی هم در حال دارد. در عین حال، در طول تاریخ، دانش هایی را هم بسط داده است که همه این موارد باید مورد مطالعه قرار گیرند. اما پیدایش و تطوّر تاریخی این قوم را معمولاً با روش های تاریخی مورد تحقیق قرار می دهیم. وضع موجود آن، یعنی جوامع و گروه های شیعی موجود را با روش های متداول در عرصه های علوم اجتماعی و جامعه شناسی مطالعه می کنیم. اما در عین حال، این روش های مرسوم در علوم اجتماعی نمی توانند در عرصه دانش هایی که خود شیعیان بسط داده اند مثل علم تفسیر، حدیث، فقه و امثال آن کارایی داشته باشند؛ زیرا این دانش ها، دانش های نقلی، متنی و تفسیری هستند. محقّق در این گونه دانش ها، با سلسله سندها و گزارش ها کار دارد و سپس به محتوای حدیث و به مدلول آن ها می پردازد. بنابراین، رشته «شیعه شناسی» در مجموع، از روش های ترکیبی استفاده می کند. در مورد دانش هایی که خود شیعیان بسط داده اند، از روش های تفسیری، اسنادی، روش های جرح و تعدیل، روش های فهم محتوای متون دینی (همان روش های متداول در حوزه های علمیه) استفاده می کند. در مورد تاریخ تشیّع نیز از روش های تاریخی بهره می برد، و برای مطالعه وضعیت موجود شیعیان نیز از روش های متداول در علوم اجتماعی استفاده می نماید. بنابراین، اگر بپرسید که شیعه شناسی چه روشی دارد، عرض می کنم: روش ترکیبی؛ یعنی آمیزه ای از روش های علوم دینی و علوم اجتماعی تجربی.
اما اینکه اهداف این رشته چیست؟ باید گفت: برای این رشته، یک هدف نظری می توان ترسیم کرد و یک هدف عملی کاربردی. در حال حاضر، «مؤسسه شیعه شناسی» تلاش می کند تا شناسنامه ای برای جوامع و گروه های شیعی موجود تهیه کند. جمعیت شیعیان، آداب و رسوم، شعائر و مناسک آن ها، پراکندگی شیعیان در جغرافیای مسکونی و وضعیت اقتصادی و سیاسی آن ها از مسائل مورد علاقه این مؤسسه هستند. این ها اهداف عملی و کاربردی ما هستند. به لحاظ نظری نیز هر قوم و قبیله ای باید خودش را بشناسد. طبعا شیعه هم به عنوان یک فرقه و یک جماعت، باید خودشناسی داشته باشد و خود را به خوبی بشناسند. پس می توانیم «شیعه شناسی» را به عنوان یک رشته علمی و دانشگاهی، هم به لحاظ موضوع مستقل آن، هم با روش های ترکیبی آن و هم با اهداف نظری و عملی آن تعریف کنیم.
خانمحمدی: پس با این وصف، موضوع رشته «شیعه شناسی» تنها شیعه امامیّه نیست، بلکه مطلق شیعه است.
تقی زاده داوری: بله، این طور است. به لحاظ مفهومی این چنین است که همه فرق شیعی را دربرمی گیرد، ولی ما در مؤسسه شیعه شناسی تنها در شیعیان امامیّه (شیعیان دوازده امامی) متمرکز هستیم و آن ها را مورد پژوهش قرار می دهیم.
کچوئیان: «شیعه شناسی» یک عنوان کلی است که زیر عنوان های گوناگونی می تواند داشته باشد؛ بسته به اینکه شما چه بعد یا ابعادی از شیعه را مدّ نظر داشته باشید و اصولاً شیعه را چه بدانید. تا پیش از شکل گیری این مجموعه تحقیقاتی، مطابق سنّتی که در عالم اسلام و حوزه های دینی ما مرسوم بود، اگر می گفتید «شیعه شناسی»، آنچه به ذهن متبادر می شد در واقع، پدیده شناسی شیعه بود و باز هم به احتمال زیاد، از منظر کلامی، گروهی و جماعتی و به صورت تخصصی تر، فرقه ای مذهبی که وجه مشخصه شان این است که اعتقادات خاص خود را از درون دیانت اسلام به دست می آورند و بر این اساس، «شیعه شناسی» یعنی شناخت این مجموعه اعتقادات. از لحاظ سنّتی، با توجه به فهمی که مسلّط بوده، قاعدتا شیعه شناسی بعد کلامی پیدا کرده است؛ یعنی عقاید این مجموعه. البته شیعه شناسی منحصر به این نیست؛ یعنی از همین منظر محدود هم که نگاه کنید، شیعه یک بعد فقهی داشته، یک بعد کلامی. بنابراین، «شیعه شناسی» یعنی شناخت اعتقادات کلامی خاص این مجموعه. شما می توانید شعب دیگری را هم تصور کنید. عقیده یک بعد خداشناسانه دارد، یک بعد معادشناسانه. ابعاد خاصی را هم می توانید در فکر شیعی تصور کنید؛ مثل ادبیات شیعه. شیعه شناسی مستلزم این است که روی آن ها بحث شود. منظورم این است که تا پیش از این، وقتی می گفتید «شیعه»، فکر و عقیده و یک مجموعه از معارف و دانش ها مورد نظر بود و این به تنوّع دانش های متصور ربط پیدا می کرد و شیعه را به عنوان یک عقیده تعریف می کرد. در نتیجه، در شیعه شناسی می توانستید حوزه های مطالعاتی گوناگونی بر حسب این عقاید و دانش ها در نظر بگیرید که البته ظاهرا در قالب موجود، این مرکز فقط بعد الهیّاتی آن ها را مدّ نظر قرار می دهد، در صورتی که می توان شعب گوناگونی را تصور کرد و شیعه را به عنوان یک مجموعه عقیده درآورد، نه عقیده ای صرفا محدود به بعد فقهی، کلامی یا تفسیری؛ یعنی شیعه الزاما به این مجموعه از عقاید و اعتقادات و دانش های خاص محدود نشود، بلکه گستره وسیع تری را در بربگیرد که کلیه معارف را شامل شود؛ کلیه معارفی که شیعیان به آن ها پرداخته اند. اگر چنین نگاهی به شیعه داشته باشیم، به تدریج، وارد حوزه دیگری می شویم که حوزه مطالعات تجربی است.
ممکن است شیعه به عنوان یک جماعت و گروه مدّ نظر باشد؛ به عنوان یک اجتماع و جامعه. این بسته به منظر شماست. اگر شیعه ای وجود داشت که کشوری ایجاد کرده بود، «جامعه» به حساب می آید. اگر شیعه ای بود که شکل یک اجتماع محلّی در درون دولت ها و ملت های موجود پیدا کرده بود، در آن صورت، باید مطالعاتی از نوع مطالعات اجتماعی با تعریف خاص یعنی «کامیونیتی» (اجتماع) در مورد آن صورت گیرد. گاهی می توان گفت: شیعه به عنوان یک گروه با معنایی کاملاً دقیق مدّ نظر است؛ مثل فرقه های صوفی و نظیر آن، یا حتی فرقه های سیاسی دوران جدید. بسته به اینکه آن قالب یا صورت اجتماعی که شیعه در آن محقق شده چطوری است، حوزه مطالعاتی شما هم متفاوت خواهد بود. ولی به طور اصولی، این ها این عنوان و این مشخصه را در برمی گیرند که شیعه یک گروه واقعی است؛ یک گروه محقّق و جماعتی از جماعت های انسانی که شما می خواهید آن را در قالب گروه بندی های اجتماعی مورد مطالعه قرار دهید. از این منظر تجربی، «جامعه شناسی شیعه» یکی از حوزه هایی است که ممکن است شما برای مطالعات تجربی انتخاب کنید. این گروه ابعاد متفاوتی دارد؛ بعد انسان شناسی، تاریخی، اقتصادی و …؛ یعنی بسته به مورد، مطالعه در آن فرق می کند؛ در واقع، حوزه های علمی که از آن منظر شما باید به آن ها نگاه کنید. البته ممکن است کسی به این قضیه مثل کنت نگاه کند؛ می گفت: «جامعه شناسی» یعنی همه علوم اجتماعی. به این معنا، شاید شما در این مجموعه، چنین چیزی را مدّ نظر داشته باشید. بنابراین، وقتی می گوییم: «جامعه شناسی شیعه» یعنی همه علوم اجتماعی، و مطالعه تجربی این گروه بسته به موقعیت های گوناگون فرق می کند؛ گاهی مواقع دولت و ملت است، گاهی جماعت است، گاهی اجتماع. در هر صورت، یعنی چنین گستره وسیعی مورد نظر خواهد بود؛ تاریخ، اقتصاد، انسان شناسی و جامعه شناسی و مانند آن ها. به وجه خاص و اخص در مورد جامعه شناسی هم از منظر سیاسی، فرهنگی و از منظرهای متنوّع دیگر مورد نظر است. بنابراین، شما تعداد زیادی از حوزه های مطالعاتی و زمینه های مطالعاتی خواهید داشت. در حوزه تجربی، همان مقوله هایی که در وجه اول، از منظر صرفا معرفتی و دانشی به آن ها می پردازید، ممکن است شناخت ثانوی از آن ها بخواهید که در مثلاً حوزه جامعه شناسی دانش می گنجند؛ یعنی باید دید این عقاید شیعه و این به اصطلاح دانش های شیعی، مثل فقه و کلام، در بستر اجتماعی، چه ربط و رابطه خاصی بین آن ها و بین شرایط تاریخی خاص این علوم و این معارف وجود داشته است؛ همان هایی که در یک وجه دیگر، صرفا از منظر کلامی و عقیدتی به آن ها نگاه می شد، از منظر تجربی و با ابزار علوم تجربی مورد مطالعه قرار گیرند. در این صورت، شما حوزه های متعددی خواهید داشت. اما اگر «جامعه شناسی شیعه» را به معنای کنتی (به معنای گسترده) در نظر نگیرید، حوزه ای خواهید داشت در درون حوزه های موجود مطالعات تجربی و با موضوعات و روش ها و در واقع اهداف بسیار مشخص که به نظرم نمی رسد خیلی لازم باشد که در این مقطع به آن ها بپردازیم تا بخواهیم بفهمیم که جامعه شناسی شیعه چیست.
جمشیدیها: من تصور می کنم تعریف این مجموعه را کسی جز بنیانگذار این مجموعه نمی تواند بگوید؛ به دلیل اینکه من معتقدم بار معنایی واژه ها را ما به آن ها می دهیم، یا می توانیم گستردگی معنایی به آن ها بدهیم، یا می توانیم از آن ها حذف کنیم.
دربحث جامعه شناسی وشیعه شناسی، آنچه مطمح نظر و مرکز این مفهوم است، شیعه است. در واقع، وقتی می گوییم شیعه به عنوان یک «گروه» مطرح است، کلمه «گروه» هم که اینجا به کار می رود، بر اثر اغماض است. ممکن است شیعه شکل های متفاوتی در طول تاریخ داشته، ولی به هر حال، اصل بحث این است که ما مجموعه ای را یا به عنوان فرقه و یا به عنوان یک گروه تحت عنوان «شیعه» در این مؤسسه و مرکز علمی مورد بررسی و مطالعه قرار دهیم. من استناد می کنم به حرف های آقای دکتر تقی زاده که فرمودند: این مجموعه یک تطوّر تاریخی داشته و درست هم هست؛ یعنی گذشته ای داشته، وضع موجودی هم دارد. اما من یک نکته را هم اضافه می کنم: برای شناخت این گروه، ما می توانیم از همه علوم اجتماعی استفاده کنیم. فرض کنید می توانیم از جامعه شناسی کمک بگیریم تا این گروه را بشناسیم، می توانیم از تاریخ هم استفاده کنیم تا این گروه را بشناسیم، یا از مردم شناسی. بنابراین، هر کدام از علوم محدوده ای را مورد بررسی قرار می دهند. بنابراین، بسته به این که ما چه چیزی را می خواهیم مطالعه کنیم، روش هم تغییر می کند. من نمی گویم کدام روش بهتر است، وبر می گوید: اصلاً روش تکنیک است، فن است، آنچه اصالت دارد محقق است، و محقق متناسب با شرایط مورد مطالعه اش، از یک فن استفاده می کند و آن را پیاده می نماید؛ ممکن است در یک جا کارایی داشته باشد و در جای دیگر چندان کارا نباشد. بنابراین، اگر زمانی علاقه مند باشیم گروه های موجود شیعه را بررسی کنیم، ممکن است ضرورت ایجاب کند از کار تجربی استفاده کنیم. کار تجربی هم ممکن است به تکنیک استفاده از پرسش نامه بینجامد، یا ممکن است به مصاحبه بینجامد. ولی اگر خواسته باشیم شیعه را در طول تاریخ گذشته شان مطالعه کنیم، ممکن است از روش تاریخی استفاده کنیم. نکته بعدی اینکه ما برای شناخت شیعه، از همه علوم استفاده می کنیم، از جمله جامعه شناسی.
برای شناخت تولیدات فکری این گروه هم چون این گروه، مذهبی است، تولیدات علمی اش را، که به شکل فقه، فلسفه، کلام، تفسیر و به شکل های دیگر تجلّی پیدا کرده اند، باید بشناسیم و نقش آن ها را در تمدن سازی ارزیابی کنیم. وقتی می خواهیم نقش شیعه را در تمدن سازی بگوییم، باید نقش آن را در تشکیل دولت ها هم بگوییم؛ چه دولت هایی شیعی بودند؟ فرض کنید «ادریسیان» در افریقا قدرت داشتند، یا دولت های دیگری که در پس دولت های شیعی به وجود آمدند. باید تولیدات صنعتی و علمی شان را خوب بشناسیم.
بنابراین، این مجموعه وسیع و گسترده می تواند شیعه شناسی را در بربگیرد، ولی متناسب با امکانات، ما در این شرایط تاریخی، فقط به الهیّات و تاریخ و جامعه شناسی می پردازیم.
کچوئیان: مطلبی در سخنان دکتر جمشیدیها هست که در این باره تذکری به نظرم می رسد. این که یک حوزه علمی چیست و به چه چیزی می پردازد، قاعدتا به دست من و شما نیست. «شیعه شناسی» یک معنای مشخص و روشنی دارد که مستقل از فرض فارض و مقاصد و اهداف فرد خاصی به عنوان کارفرما است. بله، آقای دکتر تقی زاده می توانند تعیین کنند که می خواهند به چه چیزی بپردازند، یا می توانند اصطلاحی برای خودشان جعل کنند و بگویند: شیعه شناسی یعنی این. بر سر این اصطلاح با هم مناقشه نمی کنیم. ولی اگر مفهوم «شیعه شناسی» را به طور عمومی مطرح کردیم، به ذهن متبادر خواهد شد که این مجموعه را از دو بعد اعتقادات و واقعیتش می توان شناخت. بررسی از منظر اعتقادات، همان روشی است که معمولاً انجام می شود و از منظر واقعیت هم آنچه در حوزه های تجربی متعدد نهفته است همان گونه که بحث شد از منظر اقتصاد و جمعیت شناسی و جغرافیا و مانند آن ها باید مورد بررسی قرار گیرد. ممکن است به عنوان یک مؤسسه یا یک شخص مقاصدی داشته باشیم و به برخی از این ابعاد بپردازیم، ولی اصل قضیه شناخت شیعه است که باید ببینیم برای این منظور چه باید بکنیم. اگر گفتیم منظور ما «شیعه شناسی» است و ما می خواهیم مجموعه ای را که شیعه هستند بشناسیم، دیگر به اختیار ما و شما نیست که چطور و به چه ترتیبی نسبت به آن شناخت پیدا کنیم، باید ببینیم اقتضای شناخت این موضوع و این مجموعه چه چیزی است و چه علومی می توانند به آن بپردازد و چه کاری باید انجام شود تا به طور کلی بگوییم: حاصل این مجموعه کارها می شود شناخت یک گروه به اسم «شیعه».
تقی زاده داوری: به نظر می رسد که مورد ابن خلدون و علم عمران او کمک خوبی برای رشته نوین ما، یعنی «شیعه شناسی» باشد. ابن خلدون می گوید: مطالعه مسائل اجتماعی را من خلق نکردم، بلکه قدما نیز به مسائل اجتماعی می پرداختند. قدما نکاح و طلاق را مطالعه می کردند، درباره جنگ و صلح بحث می کردند، حکومت و معیشت را مطالعه می کردند، درباره هنر و تجمّل خواهی تحقیق می کردند، … . ولی ابن خلدون در ابتدای مقدّمه خود می گوید: قدما مباحث اجتماعی را به صورت پراکنده مورد مطالعه قرار می دادند؛ بخشی در علم اخلاق، بخشی در علم تاریخ، بخشی در علم کلام، بخشی در فلسفه و بخشی را نیز در علم فقه. من احساس کردم که ضرورت دارد دانشی وجود داشته باشد به نام «علم عمران» که یکجا و یکپارچه مباحث عمران و جامعه را مطالعه کند؛ بادیه نشینی، شهرنشینی، دولت و اقتصاد را مورد مطالعه قرار دهد. بنده هم می خواهم از این تجربه کمک بگیرم و بگویم: بله، ما در گذشته، «شیعه شناسی» را در قالب ملل و نحل داشتیم. متکلّمان، فقها، محدّثان و مورّخان ما، همه شیعه شناسی داشتند. شیعه شناسی در این رشته ها به صورت تکّه تکّه و پاره پاره مورد مطالعه قرار می گرفت؛ مثلاً، ملل و نحل سابقه تاریخی پیدایش این فرقه را بررسی می کرد، علم کلام دیدگاه های نظری و یا به تعبیر دیگر، آموزه های این قوم را بررسی می کرد. ولی اکنون ما فکر می کنیم که ضرورت دارد یک رشته مستقلی ایجاد کنیم تا شیعه را به عنوان یک کل، که یک ابتدای تاریخی دارد، تطوّر و بسط تاریخی دارد، وضعیت موجود دارد و در طول تاریخ دانش هایی را بسط داده است، مورد تحقیق قرار دهیم؛ بیاییم این ها را در یک دانشکده، در یک دپارتمان و در یک رشته جامع و مستقل بین رشته ای مورد توجه قرار دهیم. بیاییم این دانش پراکنده در میان رشته های دیگر را به صورت یک کل درآوریم، ابعاد گوناگون شیعه را یکجا مورد پژوهش قرار دهیم.
مسئله دیگری در اینجا باقی می ماند و آن اولویت های پژوهشی است. آیا «مؤسسه شیعه شناسی» همه مسائل شیعه را پژوهش می کند و یا از میان آن ها گزینش می کند و اولویت بندی دارد؟ این بحث منطقا درست است و به نظر می رسد که عملاً تنها راه موفق وجود یک مؤسسه پژوهشی است. ما در حال حاضر، در سه عرصه الهیّات، تاریخ و جامعه شناسی متمرکز هستیم. در عین حال، خوب است این توضیح را هم اضافه کنم: مقصود ما از واژه «الهیّات» فقط علم کلام نیست. «الهیّات» یعنی همه دانش های دینی شامل علم کلام، فقه، فلسفه، حدیث شناسی، تفسیر و سایر دانش های سنّتی. همه آن ها را می توانیم تحت عنوان «الهیّات شیعی» جای دهیم؛ یعنی «الهیّات» واژه عامی است که همه دانش های اسلامی را فرا می گیرد. اگرچه بعضی از دوستان می گویند: هنگامی که لفظ «الهیّات» را می گویید، بلافاصله «تئولوژی» به ذهن می آید، «تئولوژی» هم معادل علم کلام است و فقط علم کلام را شامل می شود، ولی منظور ما از این کلمه، معنای اعمّ آن است. در مجموع، من عرایضم را با جملات ذیل جمع می کنم: ما قومی داریم به نام «شیعه» که ریشه در تولّد اسلام دارد. ما می خواهیم با روش های الهیّاتی، تاریخی و جامعه شناسانه این قوم را بشناسیم. البته من فکر می کنم به لحاظ اینکه ما جامعه شناس هستیم، طبعا باید بحثمان در جامعه شناسی شیعه ادامه یابد. بنابراین، ابتدا باید این واژه را معنا کنیم، سپس در اولویت های پژوهشی آن بحث کنیم.
جمشیدیها: من فکر می کنم اینکه آقای دکتر کچوئیان فرمودند: ما اینجا در فکر تصحیح علم نیستیم، در پی مطالعه گروه هستیم، تنها چیزی که ممکن است شما اینجا بفرمایید این است که بگویید: ما در تعریف خودمان، این گروه را چنین تعریف می کنیم؛ همان گونه که آقای دکتر تقی زاده توضیح دادند، عموما از الهیات معنای «تئولوژی» را تصور می کنند و آن را به علم کلام ترجمه می کنند، اما ایشان آن را به معنای تمام علوم الهی و دینی در نظر می گیرند؛ یعنی خودشان آن را تعریف کرده اند. بنابراین، من معتقدم که اینجا دو هدف عمده داریم؛ در مرحله اول شیعه شناسی است؛ در مرحله دوم، جامعه شناسی شیعه. بنابراین، بخشی از این کار را قدما انجام داده اند؛ یعنی تولیدات علمی در حوزه مطالعات دینی را انجام داده اند. چیزی که اکنون بر آن تأکید می شود دو مفهوم جدید در کنار الهیّات است که قدما گفته اند و آن تاریخ و جامعه شناسی است. بنابراین، بحث ما حول محور گروه شناسی است؛ یعنی شناخت در محور گروه. یکی از گروه ها هم شیعه است. ما باید ببینیم که در شناخت گروه ها، از چه نظریه هایی استفاده می شود و چطور یک گروه شناخته می شود.
کچوئیان: منظور من از نکته ای که تذکر دادم این است که ما در مقام تأسیس یک علم نیستیم. یک موقع کسی مثل کنت آمد، گفت: چیزی داریم به اسم «جامعه»؛ می خواهیم آن را مطالعه کنیم و پیش از این هم، نه مفهومش وجود داشت، نه اصطلاحش؛ ما آن را جعل می کنیم و می گوییم باید آن را مطالعه کنیم، این علم را هم برایش تأسیس می کنیم. عده ای دیگر گفتند: این کار خوبی است، یک موضوعی، یک مفهومی پیدا کردید. ولی این موضوع را در جای دیگر هم می توان مطالعه کرد، به اسم «روان شناسی». دعوای روان شناس ها و جامعه شناس ها از همین جاست. به طور کلی، ما در مقام بحث هستیم که شیعه شناسی چه اقتضائاتی و چه نیازهایی دارد و وضعش چطوری است؛ آیا باید یک علم تأسیس کنیم، یا در بعضی از علوم موجود می توان آن را بررسی کرد؟ این موضوع بحث ماست. من عرض کردم که «شیعه شناسی» به عنوان شناخت یک گروه اجتماعی خاص با تفصیلی که عرض کردم ابعاد متفاوتی دارد و من فکر نمی کنم مستلزم تأسیس یک علم باشد، بلکه در علوم موجود می توانیم این کار را انجام دهیم. اما این دست شما و ما نیست که بگوییم: برای شناخت این گروه، ما فقط می خواهیم مثلاً این قسمت از آن را مطالعه کنیم، یا شناخت این گروه با این قسمت حاصل می شود. این دست ما نیست، مگر اینکه از حیث نظری استدلال کنیم که در شناخت این گروه، باید به این اکتفا کرد و لازم نیست دنبال چیز دیگری برویم. من گفتم که شیعه شناسی آن گونه که من می فهمم به عنوان یک گروه اجتماعی و به عنوان یک عقیده، دو بعد دارد: به عنوان یک گروه واقعی، این مطالعات تجربی متعدد و این حوزه های کاری را دارد، و به عنوان یک عقیده هم ما در گذشته این کار را انجام می دادیم و اکنون هم انجام می دهیم. از این نظر، احتمالاً شباهت هایی با روش های گذشته دارد؛ به نظرم می رسد تمایزاتی هم با آن ها دارد، حتی از این حیث که آقای دکتر تقی زاده می گویند: من اصطلاح «الهیّات» را برای این شاخه جعل کردم. من در این اشکالی نمی بینم. البته ایشان باید بیان کند که منظورش از این اصطلاح چیست؛ آیا الهیّات را با معنای خاصی که در مسیحیت است یکی می داند؟ در مسیحیت الهیّات را یک معنای گسترده تری مورد توجه قرار می دهند. البته همان جا هم تفکیک می کنند بین «کریستین ساینس» (علم مسیحی) و «تئولوژی». شاید ایشان دانش های شیعی در ذهنش بوده است؛ یعنی بخش اول که در الهیّات مسیحی مطرح است و در جهان مسیحیت اصطلاح جا افتاده ای است. اشکال ندارد کسی اصطلاح جعل کند، ولی کار خودش را دشوار می کند؛ اگر اصطلاح نامأنوسی جعل کند، که قبلاً این اصطلاح برای چیز دیگر جعل شده است، مردم نمی پذیرند؛ می گویند به چه دلیل زبان ما را خراب کردید؟ شما باید اصطلاحی را به کار ببرید که ما بفهمیم.
در هر صورت، به نظرم می رسد که «شیعه شناسی» حوزه ای، زمینه ای، قلمروی است که این اقتضائات معرفتی را دارد. اگر بخواهید این گروه را بشناسید، دو بعد دارد: یک بعد علمی اقتصادی و یک بعد واقعی. در گذشته، در حوزه های ما به بعد علمی اقتصادی می پرداختند، این یک وجهی دارد که احتمالاً شیعه شناسی شما هم باید بیشتر به آن بپردازد و آن هم اینکه در گذشته و در حال، در حوزه ها وقتی درباره شیعه بحث می ش
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
