اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سال امیرالمؤمنین(ع)، سال بازشناسی حکومت علوی، سال بازنگری در عملکردها
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 46
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سال امیرالمؤمنین(ع)، سال بازشناسی حکومت علوی، سال بازنگری در عملکردها؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل سال امیرالمؤمنین(ع)، سال بازشناسی حکومت علوی، سال بازنگری در عملکردها انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 97 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل سال امیرالمؤمنین(ع)، سال بازشناسی حکومت علوی، سال بازنگری در عملکردها:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل سال امیرالمؤمنین(ع)، سال بازشناسی حکومت علوی، سال بازنگری در عملکردها آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل سال امیرالمؤمنین(ع)، سال بازشناسی حکومت علوی، سال بازنگری در عملکردها با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل سال امیرالمؤمنین(ع)، سال بازشناسی حکومت علوی، سال بازنگری در عملکردها از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل سال امیرالمؤمنین(ع)، سال بازشناسی حکومت علوی، سال بازنگری در عملکردها، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سال امیرالمؤمنین(ع)، سال بازشناسی حکومت علوی، سال بازنگری در عملکردها :
سرمقاله
نام علی(ع) و یاد سلوک علوی، گرمی بخش خانه دل همه مردمانی است که جویای هدایت به حق و سلوک انسانی و تعالی جامعه و انسانند؛ و روشنی راه ره جویانی است که در پی «انسان کامل»اند تا جرعه ای از کوثر معرفت و عمل او بنوشند. علی(ع) همان انسان کاملی است که طلوع خورشید هدایت از مشرق کوثر اوست و آدمیان همه جرعه نوش آفتاب کمال اویند. حکومت علی(ع) جلوه ای است از آفتاب جهانتاب روح او و گستره کمالات وی؛ آبشاری عظیم که آدمیان را جز جرعه هایی چند نصیب نشد و کوهساری سر به عرش ساییده که پرندگان بلندپرواز نیز از دستیابی به قله آن درمانده اند؛ چنان که فرمود:
«ینحدر عنّی السیلُ و لا یرقی الیّ الطیرُ.»[۱]
انسانی در تراز امیرالمؤمنین علی(ع) که زبان از وصف وی عاجز و قلم در شرح او درمانده و خیال در نقش کمالاتش ناکام است، و در یک کلمه، عیار انسانیت و بندگی است، به روشنی آفتاب پیداست که نمی تواند در قالب این زمان یا آن مکان بگنجد، اما فرصتهایی از این دست، زمینه تلاش بیشتر در شناخت کمالات حضرت(ع) و تأسی به وی را فراهم می سازد و الا چنان که رهبری معظم نیز تأکید کردند همه سالها، سال امیرالمؤمنین(ع) است.
علی(ع) نسخه تمام عیار «مسلمانی» است که پیامبر اکرم(ص) در پی تربیت و ارائه آن به بشریت بود تا گواه صادقی بر این حقیقت باشد که با اسلام «دین» به کمال رسیده است و «انسان» کامل در چه ترازی از کمالات است؛ «قل کفی بالله شهیداً بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب».[۲] و اینچنین است که حتی فهرست کردن اوصاف و کمالات وجودی و محورهای زندگی و سرفصلهای شخصیت وی نیز کاری دشوار و نفس گیر است چه رسد به شرح و بسط آن.
یکی از عمده ترین محورهای مورد توجه در بررسی شخصیت امیرالمؤمنین(ع)، فصل اخیر حیات وی است که از فتنه قتل عثمان و رو آوردن مردم به حضرت آغاز می شود و به مصیبت عظمای شهادت وی و پایان «حکومت علوی» ختم می گردد؛ دوران کمتر از پنج سالی که در عین کوتاهی، حوادث و جریانات پردامنه ای را در خود جای داد. علی(ع) در حالی به حکومت می رسد که نزدیک به شصت سال از عمر وی سپری شده است. سالهایی که به تعبیر خودش، پیامبر(ص) او را به سینه می چسبانید، لقمه می جوید و به دهان او می گذاشت و هر روز به تربیت او همت می گماشت، و سالهایی که باز به بیان خودش، نور وحی و رسالت را می دید و بوی نبوت را می بویید و صدای ناله شیطان را که از درد نزول وحی و ناامیدی بود می شنید:
«وَضَعَنی فی حِجْرِه و أنا ولدٌ یَضُمُّنی إلی صدره و یکنُفُنی فی فراشه و یَمُسُّنی جسده و یشمّنی عَرْفَه و کان یَمْضَغُ الشی ءَ ثُمَّ یُلْقِمُنیه … یرفعُ لی فی کلِّ یومٍ مِنْ اخلاقه عَلَماً و یأمرنی بالاقتداء به و لقد کان یجاورُ فی کلّ سنه بحراء فأراه و لا یراه غیری و لم یجتمع بیتٌ واحدٌ یومئذٍ فی الاسلام غیر رسول الله(ص) و خدیجه و أنا ثالِثُهُما، اری نور الوحیِ و الرسالهِ و أشمُّ ریحَ النبوّهِ و لقد سمعتُ رِنَّهَ الشیطانِ حین نزل الوحیُ علیه(ص) فقلتُ: یا رسول الله! ما هذه الرِنَّهُ؟ فقال: هذا الشیطان قد أیسَ من عبادته. انّک تسمع ما اسمع و تری ما اری الّا انّک لستَ بنبیّ و لکنّکَ لوزیرٌ و انکَ لعلی خیر.»[۳]
سالهایی که در بدر و احد و احزاب و حنین و همه عرصه های رسالتِ پیامبر(ص) آنهمه فضیلت را نصیب خود ساخت و آنهمه آیات در شأن وی اختصاص یافت، و سالهای بس دشوار و طولانی پس از رحلت پیامبر(ص) که سرمایه وی و در واقع سرمایه هدایت مردم، بر باد می رفت و او چاره ای جز صبر علوی نداشت:
«فصبرتُ و فی العین قذًی و فی الحلق شجاً، أری تراثی نَهْباً حتی مَضَی الاولُ لسبیله … فمُنِیَ الناس لعمر الله بخبط و شماسٍ و تلوّنٍ و اعتراضٍ، فصبرتُ علی طولِ المدّه و شدّه المِحْنَهِ، حتی اذا مضی لسبیله … الی أن قام ثالثُ القومِ نافجاً حضنیه، بین نثیله و معتلفه.»[۴]
جامعه ما نیازمند شناخت همه اینهاست اما وقتی از منظر حکومت دینی و در زمانه حضور نظام اسلامی به بازشناسی شخصیت امیرالمؤمنین(ع) می نشینیم، طبعاً فصل اخیر زندگی حضرت، اهمیتی دو چندان می یابد. این است که در سال علی(ع) به جرأت می توان گفت مهمترین وظیفه و عمده ترین دستاورد، شناخت حکومت علوی و تلاش برای پیروی از سیرت و سنت علی(ع) در حکومت می باشد؛ یعنی همان نام مقدس و عنوان گویای «حکومت علوی». در چنین سالی، اصلی ترین دغدغه ما باید آگاهی درست از حکومت امیرالمؤمنین(ع)، آرمانها، روشها و عملکرد آن، و مهمتر از آن، تلاش جدی برای نزدیکتر ساختن نظام جمهوری اسلامی ایران به حکومت علوی و الگو قرار دادن آن در همه ابعاد باشد و این همان رسالت بسیار سنگین و طاقت فرسایی است که با تعارف و شعار و ادعا نمی تواند به مقصد برسد. و صد البته کسی توقع ندارد، این نظام علی رغم همه ارزشهایش حتی در درازمدت بتواند همانند حکومت علی(ع) عمل کند؛ چه اینکه خود آن بزرگوار نیز هر چند در خصوص سلوک و زندگی شخصی خود ولی بر اساس یک ملاک کلی فرمود:
«در توان شما نیست که چنین کنید، لکن با پرهیزکاری و تلاش و پاکدامنی و رفتار صحیح مرا یاری کنید؛
ألا و اِنّکم لا تَقدِرونَ علی ذلک و لکنْ اَعینُونی بورعٍ و اجتهادٍ و عفّهٍ و سدادٍ.»[۵]
ولی تردیدی نیست باید این نظام، حرکتی مطلوب و شتابی منطقی را به آن سو داشته باشد و اعلام سال امیرالمؤمنین(ع) برای شتاب بخشیدن به این حرکت و جبران برخی سستیها و کوتاهی هاست.
مسلمانان با داشتن الگویی چون حکومت پیامبر(ص) و علی(ع)، مسؤولیتی بزرگ برای برپایی حکومت اسلامی و نظام دینی دارند و ما با برخورداری از چنین حکومتی وظیفه ای دو چندان در نزدیک ساختن آن به آن الگوهای جاودانه داریم و با اعلام چنین سالی آن هم از جایگاه نظام اسلامی، این مسؤولیت بیشتر سنگینی می کند. بار اصلی این مسؤولیت، نخست بر دوش رهبری نظام اسلامی و در مرحله بعد بر عهده دیگر مدیران و دست اندرکاران آن و سپس بر عهده آحاد جامعه است. وقتی از منظر حکومت و مردم و مسؤولیتهای آن دو می نگریم، اعلام سال امیرالمؤمنین(ع) در واقع یادآوری به همه اعم از رهبری، مسؤولان و مردم برای هر چه بهتر شناختن حکومت علوی، و هر چه بیشتر نزدیک شدن به منش علوی و مسؤولیت در مقابل چنین حکومتی است و الاّ پرواضح است اگر صد بار نیز چنین اعلامی با همه تشریفات و تبلیغات آن صورت بگیرد، اما اقدامی عملی برای شناحت همه جانبه آن حکومت ممتاز و الگو و مقایسه عملکرد نظام جمهوری اسلامی ایران با آن و برنامه ریزی و تلاش برای پیروی از آن صورت نگیرد یا تنها بخشهایی از جامعه و نظام، مخاطب آن به شمار روند، پرپیداست که قرن امیرالمؤمنین(ع) نیز به حال جامعه و نظام ما فایده ای نخواهد بخشید چه رسد به سال حضرت!
امیرالمؤمنین(ع) در زمان خود گرفتار مردمانی چند بود که او، آنان را برای «خدا» می خواست و آنان، او را برای «خود» و آشکار است که کار «او» و «آنان» به سرانجامی دلخواه نخواهد رسید چرا که کار «خدا» و «خود» یکی نیست:
«و لیس امری و امرکُمْ واحداً، انّی اُریدکُمْ ِلله و اَنْتُمْ تُریدوننی لانفسکم.»[۶]
«او» می خواست آنان را به راه بهشت ببرد هرچند با دشواری و تلخی:
«فانْ اَطَعْتُمُونی فانّی حامِلُکم ان شاء الله علی سبیلِ الجنّه و ان کان ذامشقهٍ شدیدهٍ و مذاقهٍ مریرهٍ.»[۷]
ولی «آنان» کسانی بودند که اگر در مَثَل یکی اشان را امین بر کاسه ای چوبی می شمرد و به وی می سپرد، می ترسید آن کس بند کاسه را برباید:
«فلو ائْتَمَنْتُ احدَکم علی قعْبٍ لخشیتُ أنْ یذهَبَ بعلاقته.»[۸]
مردمانی که بیشترین آنان، اساساً حکومت پیامبر(ص) را ندیده و لمس نکرده و بخشی نیز بیست و پنج سال از آن فاصله فرهنگی و تربیتی گرفته بودند، آیا حتی حضور شخص امیرالمؤمنین(ع) و حکومت وی می توانست راهگشای همه مشکلات آنان باشد و جامعه ای شایسته و راهی بهشت را نمودار سازد، چه رسد اگر فقط اکتفا به یادبود وی و ذکر کلیاتی چند از حکومت علوی شود. اینان مردمانی اند که نه تنها دردی را دوا نمی کنند بلکه به تعبیر علی(ع) اساساً درد اصلی خود آنانند و حکومتی که به اتکای اینان بخواهد بر مشکلات خویش و دشواریهای جامعه فایق آید همانند انسانِ خار در پایی است که می خواهد با خاری دیگر، خار اول را در آورد در حالی که می داند خار با خار است:
«اُریدُ أنْ اُداوِیَ بکم و انتم دائی کناقشِ الشوْکه بالشوْکه و هو یعلَمُ انّ ضَلْعها معها.»[۹]
این است که اگر علوی نیاندیشیم و عزم بر علوی شدن نداشته باشیم و اگر برای پیروی عملی از سیره و سنت علی(ع) در حکومت و مردمداری و عدالتمداری و ستم سوزی و ضعیف نوازی و خدامحوری و باندگریزی و معنویت و اخلاق و مهربانی و دنیاگریزی و ریاست ستیزی حکومت علوی و پرهیز از قدرت خواهی و خودخواهی و دوری از تکبّر و تفرعن و خودمحوری و همه آنچه مایه جلال و جمال حکومت علوی بود، بویژه در جایگاه حکومت و در موضع مدیریت جامعه اسلامی، تلاشی جدّی و درخور نداشته باشیم و یکایک برنامه ها و ریز عملکرد خود در دو دهه گذشته نظام را با «حکومت علوی» نسنجیم و با تلقین و ادّعا و تبلیغات این توهم در ما صورت گمان و حتی باوری قطعی به خود بگیرد که عملکرد ما نقدناپذیر و در همه زمینه ها قابل دفاع است، سرگذشت ما نیز همانند مردمانی خواهد شد که حتی حضور شخص امیرالمؤمنین علی(ع) نیز نتوانست آنان را به سرمنزل مقصود برساند چه رسد به نام و سال علی(ع). او آنان را خسته و بیزار کرده بود و آنان نیز او را خسته و ملول ساخته بودند و در چنین مبادله ای، چاره ای جز جدایی نمی دید و آرزوی مبادله همه آنان با هزار مرد کارزار داشت:
«اللهمَّ انّی قد مللْتُهم و مَلُّونی، و سَئِمْتُهم و سئِمُونی، فأَبدِلْنی بهم خیراً مِنْهُم و أبْدِلْهُم بی شرّاً مِنّی، اللّهمَّ مِثْ قلوبَهم کما یُماثُ الملحُ فی الماء، أما و الله لودَدْتُ أنّ لی بکم الف فارسٍ مِنْ بنی فراس بن غَنْم.»[۱۰]
اینان کسانی بودند که به تعبیر امیرالمؤمنین(ع) بدنهاشان گرد هم بود و دلها و خواستهاشان پراکنده، سخنشان سنگ سخت را نرم می کرد لیک کارشان دشمن را به طمع می افکند! در محافل و مجالس چنین و چنان می گفتند و شعار شجاعت واقدام و عمل سرمی دادند اما آنگاه که عرصه کارزار گشوده می شد فریادشان به فرار بلند بود:
«ایها الناسُ المجتمعه ابدانهم، المختلفه اهواؤهم، کلامکم یُوهی الصمَّ الصِلابَ و فعلُکم یُطْمِعُ فیکم الاعداءَ! تقولون فی المجالسِ کیتَ و کیتَ فاذا جاء القتالُ قلتُمْ حیدی حَیادِ!»[۱۱]
این است که علی(ع) در چنین فضایی و در میان یارانی که چون شتران بی چوپان، از هر سو گرد هم آورده می شوند از دیگر سو پراکنده می گردند[۱۲] و بسان جامه های مندرس، هرچه از سویی بدوزند از سوی دیگر پاره می گردد،[۱۳] خود را بر شیبهای لغزنده ای می بیند که فرصت بسیاری از اصلاحات مورد نظر را از وی می گیرد که ریشه کنی طاغیان شام و برجای نشاندن ریاست طلبان و باج خواهان و امتیازجویانی که سالها در سایه سیاست موجود و با حمایت حاکمان وقت، بر گرده مردم سوار شده و از امکانات گسترده مسلمانان به چپاول برده اند تنها بخش کوچکی از آن بود:
«لَوْ قَد اسْتَوَتْ قدمای مِنْ هذِهِ المزالقِ لَغَیَّرْتُ أشیاءَ؛[۱۴]
اگر گامهایم استوار می شد و از این لغزشگاهها و فتنه ها رهایی می یافت، هر آینه چیزهایی را تغییر می دادم.»
و پرپیداست که در نگاه آسمانزاد و در فضای همت بلند آن کاشف الغطای گستره دین و دینداری، زوال بدعتهایی چون نماز تراویح و به جماعت خواندن آن، نمی توانست اوج دغدغه وی در حکومت و تحوّلات مورد نظر وی باشد.
علی(ع) دنبال فرصت می گشت که افزون بر آن همه دگرگونیهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی که ایجاد کرد، اصلاحات و تغییرات گسترده دیگری نیز به سامان برساند. و این نشان می دهد که حکومت علوی به آنچه آن بزرگوار در آن فاصله زمانی کوتاه با آنهمه موانع، عملی ساخت محدود نمی شود. به تعبیر حضرت امام خمینی:
«آن چیزی که موجب تأسف است، این است که مجال پیدا نکرد حضرت امیر سلام الله علیه، نگذاشتند مجال پیدا بکند. چون حکومتی که حکومت الله است در دنیا به آن نحوی که می خواست خود حضرت امیر، می خواست پیاده کند تا دنیا بفهمد که اسلام چی آورده است و چه شخصیتهایی دارد، در آن وقت که حکومت دست ایشان نبود که مجال نبود. آن وقت هم که حکومت دست ایشان آمد، باز مجال ندادند. سه تا جنگ بزرگ در زمان ایشان افروختند و مجال اینکه یک حکومتی که دلخواه او هست برقرار کند، نشد.»[۱۵]
او به هدف دگرگونی بسیار گسترده اجتماعی و تربیتی و تخریب بنیانهای ناصواب سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و برپایی حکومت علوی بر ویرانه های آن، حکومت را به دست گرفت و این علی رغم آن بود که پیش از پذیرش حکومت می دانست و پیش بینی نیز می کرد جامعه تاب تحولات مورد نظر او را ندارد و او نیز طبعاً کسی نیست که بتواند بر اصول خود پای بگذارد:
«دَعُونی و الْتَمِسُوا غیری فانّا مُستقبِلونَ امراً له وجوهٌ و ألوانٌ لا تقومُ له القلوبُ و لا تثبتُ علیه العقولُ و اِنَّ الآفاقَ قد أغامَتْ و المحجّهَ قد تَنَکَّرَتْ.»[۱۶]
ولی آنگاه که عهده دار امر حکومت شد در همان نخستین سخن، به صراحت از تحوّلات عام و گسترده ای که در سایه و به دنبال حکومت وی رخ خواهد داد خبر داد و وضعیت جامعه را همسان با زمان بعثت پیامبر(ص) دانست و اینک رستاخیزی دوباره است که با آمدن حکومت علوی و گردش کار آن، در جامعه رخ خواهد داد و مردم، در هم آمیخته و غربال خواهند شد و همانند دیگ جوشان به هم خواهند خورد تا پایینیان بالا آیند و بالاییان پایین روند و کسانی که به ناحق عقب داشته شده اند جلو آیند و آنانی که به ناروا پیش افتاده اند پس رانده شوند:
«ألا و اِنَّ بلیّتکم قد عادَتْ کهَیْئَتِها یوم بَعَثَ اللهُ نبیَّه(ص). و الّذی بعثه بالحقِ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَهً و لتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلهً و لتُساطُنَّ سَوْطَ القِدْر حتی یعودَ اسفلُکم اعلاکم، و اعلاکم اسفَلکم، و لَیَسْبِقَنَّ سابقون کانوا قصَّروا، و لیُقَصِّرَنَّ سَبّاقونَ کانُوا سَبَقُوا.»[۱۷]
سال امیرالمؤمنین(ع) سال اعلان چنین تحوّلات و آمادگی برای چنین رستاخیزی است که آغاز آن با پیروزی انقلاب اسلامی کلید خورده ولی به پایان نرسیده است. سال بازخوانی حکومت امیرالمؤمنین(ع) و تحلیل و بازشناسی و بازگویی آن دسته از تحوّلات و اصلاحاتی است که در نگاه بلند و آسمانی آن حضرت(ع) وجود داشت و جزء آرمانهای حکومت خویش می دانست اما فرصت دستیابی به آن را نیافت. سال بررسی همه ویژگیها و اوصافی است که در یک کلمه «حکومت علوی» را در تراز برترین و پرفضیلت ترین حکومت و ماندگارترین الگوی سیاست و مدیریت و حاکمیت برای پس از خود تا آن زمان که بشر به عدالت و حکومت نیاز دارد باقی گذاشت. حکومت علی(ع) حکومت عدل مطلق بود و این را همه می دانند، حکومت قانون بود، حکومت مردم بود، حکومت آزادی و امنیت جامعه بود، حکومت مبارزه با فساد و زیاده طلبی بود، حکومت دفاع از مظلوم و سرکوبی ظالم، پشتیبانی از ضعیف و مقابله با توانمندان بود، حکومت اصلاح جامعه و حرمت نهادن به انسان بود، حکومت تلاش ب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
