خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سال امیرالمؤمنین(ع)، سال بازشناسی حکومت علوی، سال بازنگری در عملکردها
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سال امیرالمؤمنین(ع)، سال بازشناسی حکومت علوی، سال بازنگری در عملکردها قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بستر تاریخی دفاع عقلانی از دین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بستر تاریخی دفاع عقلانی از دین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
21دقیقه
19ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اصول گرایی علوی(ع) در چالش با ماکیاولیسم اموی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 68

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل اصول گرایی علوی(ع) در چالش با ماکیاولیسم اموی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل اصول گرایی علوی(ع) در چالش با ماکیاولیسم اموی شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل اصول گرایی علوی(ع) در چالش با ماکیاولیسم اموی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل اصول گرایی علوی(ع) در چالش با ماکیاولیسم اموی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل اصول گرایی علوی(ع) در چالش با ماکیاولیسم اموی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل اصول گرایی علوی(ع) در چالش با ماکیاولیسم اموی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اصول گرایی علوی(ع) در چالش با ماکیاولیسم اموی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل اصول گرایی علوی(ع) در چالش با ماکیاولیسم اموی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل اصول گرایی علوی(ع) در چالش با ماکیاولیسم اموی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اصول گرایی علوی(ع) در چالش با ماکیاولیسم اموی :

سرمقاله
 «ای مردم! وفا، قرین راستی است، و من سپری نگاه دارنده تر از وفای به عهد سراغ ندارم و کسی که بداند بازگشتش چگونه است، مکر نمی کند. ما در زمانی واقع شده ایم که بیشتر مردم آن، نیرنگ را زیرکی پندارند و نادانان، ایشان را زیرک خوانند؛ چه سودی می برند این نیرنگ بازان؟ خدا ایشان را بکشد! شخص زیرک و کاردان (چون علی(ع)) راه حیله و چاره هر کار را می داند و سبب اینکه نیرنگ به کار نمی برد آن است که امر و نهی خدا مانع می شود، و با اینکه حیله و نیرنگ را دیده و دانسته و توانایی به کار بردن آن را دارد ترک می کند، و کسی که در دین از هیچ گناهی باک ندارد، فرصت را از دست نداده در هر کاری به مکر و خدعه دست می یازد.»[۱]
«سوگند به خدا معاویه از من زیرکتر نیست، ولیکن او عهدشکنی و خیانت کرده، معصیت و نافرمانی می کند و اگر خدعه و عهدشکنی نکوهیده نبود من زیرکترین مردم بودم، ولی هر خدعه و بی وفایی گناه است، و هر گناهی، نافرمانی است، و روز قیامت برای هر عهدشکنی، پرچم و نشانه ای است که به آن شناخته می شود.»[۲]«امام امیرالمؤمنین علی(ع)»
«همگان بر این نکته واقفند که صفاتی مانند وفاداری، حفظ حرمت و قول، درستی رفتار، و نیالودگی به نیرنگ، تا چه پایه در شهریار پسندیده است. اما از آن طرف، در قبال حوادثی که در عصر ما اتفاق افتاده است، خود به چشم می بینیم که شهریارانی که زیاد پابند حفظ قول خود نبوده اند، ولی در مقابل، رموز غلبه بر دیگران را به کمک حیله و نیرنگ، خوب می دانسته اند، کارهای بزرگ انجام داده اند و وضعشان در آخر کار خیلی بهتر از آن کسانی بوده است که در معامله با دیگران صداقت و درستی به خرج داده اند. پس بگذارید همه این را بدانند که برای رسیدن به هدف از دو راه می توان رفت: یکی از راه قانون و دیگری از راه زور. از این دو راه، اولی شایسته انسانها و دومی شایسته حیوانهاست. ولی از آنجا که طریقه اول، غالباً بی تأثیر است، تشبّث به طریقه دوم ضرورت پیدا می کند. بنابراین بر شهریار لازم است که طریقه استعمال هر دوی این شیوه ها را خوب بداند و موقع را برای به کار بردن هر کدام نیک بسنجد.»[۳]«نیکولو ماکیاولی ۱۵۲۷ ۱۴۶۹م»
«سیاستمدار نمی تواند از عهده سیاستی رسا و کارگشا برآید جز هنگامی که تنها به نظر خویش و به آنچه که مصلحت ملک و هموار شدن کار و استوارسازی پایه حکومتش در آن باشد عمل کند، چه موافق شریعت باشد، چه نباشد. و هر وقت در سیاست و تدبیر به مقتضای این نکند، بعید است که کار او نظام یابد یا وضع او استوار گردد، و امیرالمؤمنین، پایبند قیود شریعت بود، خود را تنها پیرو آن می دانست و آن دسته از آرای جنگی و کید و تدبیر که موافق شرع نبود را کنار می گذاشت، هر چند مایه اصلاح کار و ثبات امر او بود. لذا قاعده او در خلافت، قاعده دیگرانی نبود که چنین التزامی نداشتند.»[۴]«عبدالحمید بن ابی الحدید معتزلی»
یکی از بارزترین مشخصه های حکومت علوی در نگاه هر ناظری که تنها مروری کوتاه بر تاریخ آن داشته باشد، «اصول گرایی»، راست مداری و درست کرداری امیرمؤمنان(ع) در دستیابی به «اهداف» می باشد. یکی از عمده ترین بلکه اصلی ترین مشکل حکومت علوی، چالش با نظریه پذیرفته شده و پرطرفداری بود که حدود نه قرن بعد در ایتالیا، توسط «نیکولو ماکیاولی» در قالب قاعده حکومت ارائه شد و نگاه اندیشه گران سیاسی را به خود معطوف داشت و در اروپا نسخه بالینی سیاستمدارانی شد که بیش از هر چیز به دوام سلطه و ثبات حکومت و گسترش حوزه نفوذ و قدرت خود اهتمام داشتند. و این پرسش بیش از پیش رواج گرفت که آیا به راستی هدف، وسیله را توجیه می کند؟
به یقین، اصلی ترین شاخصه ساختاری و عملکردی حکومت علوی پس از اصل خاستگاه و جایگاه آن، که آن را از حکومتهای دیگر متمایز می سازد، ویژگی اصول گرایی اش می باشد. و به گزافه نیست اگر آن همه ناملایمات و دشواریهایی که در دوران سی ساله پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) بویژه چند سال حکومت خود حضرت(ع)، متوجه وی شد را برخاسته از همین ویژگی و در چالش با قاعده ای در حکومت بشماریم که بعدها نام «ماکیاولیسم» به خود گرفت و به صورت یک مکتب سیاسی تدوین شد و دستمایه قدرت مدارانی چون آدولف هیتلر گشت که به قول خودش، آن را همیشه کنار بستر خود نگه می داشته تا همیشه منبع الهامات وی باشد.[۵]
ماکیاولی، بعدها از جمله توسط سران مسیحیت، سخت نکوهش شد و کسانی چون پاپ پل چهارم او را نویسنده ای ناپاک و تبهکار خواندند و یا همانند کاردینال رجینالدپل، کتاب او را دست نوشته شیطان نامیدند،[۶] اما همه می دانند که آنچه در میان نوع سیاستمداران حرفه ای و در دستگاههای نظامهای سلطه طلب، امری پذیرفته شده به شمار می رود همان است که ماکیاولی با شجاعت در قالب پندنامه ای مدلّل به شرح آن در کتاب «شهریار» خود پرداخت. آیا از دغلبازانی چون عمرو عاص که در زیر برق شمشیر علی(ع) و برای نجات جان خویش، حیا و شرم آن امام بزرگ را به کمک می طلبد و عورت خویش را برملا می سازد، جای تعجب است که در عین بی ایمانی خود، تهی مغزی و جهالت جمعی از سپاهیان علی(ع) را به خدمت خویش گیرد و قرآنها را بر نیزه کند و با نیرنگ تمام خود را در زیر عَلَم قرآن، جای زند و «قرآن ناطق» را به سوی قرآن فرا خواند! در کار عمرو عاص چه تفاوتی است میان کشف عورت و بر نیزه کردن قرآن؟ و آیا از فریبکاران قدرت طلبی چون معاویه که پس از شهادت عمار یاسر به دست نابکاران سپاه شام، علی(ع) را قاتل وی معرفی می کند، با این عوام فریبی که علی(ع) باعث
حضور عمار در جنگ شده لذا او قاتل است، آیا به دور است که لباس خونین و انگشت بریده عثمان را بر منبر مسجد شام بیاویزد و علی(ع) را قاتل خلیفه رسول خدا معرفی کند و شامیان را به سوگواری و ضجه زدن بر قتل عثمان وا دارد! آیا برای اینان می توان تصویری به جز آنچه در رساله «شهریار» ماکیاولی آمده است ترسیم کرد.
مقایسه سخن ماکیاولی با فرازی که از سخنان امیرالمؤمنین(ع) آمد و سپس تحلیلی که شارح معتزلی نهج البلاغه در تبیین شاخصه اصول گرایی در حکومت علوی و وجه تمایز آن، ارائه کرده، بخوبی می تواند دورنمای بحثی مبسوط باشد که اینک چاره ای جز گذر اجمالی از آن وجود ندارد. در نگاه ما یکی از ضروری ترین مباحث، توجه به این ویژگی حکومت علوی به معنای وسیع آن است. و صد البته که انگیزه مباحثی از این دست تنها تبیین تاریخی حکومت علوی به هدف تحلیل مقطعی از تاریخ و دفاع از شیوه و قاعده حکومت علی(ع) نیست، این نیز در جای خود لازم و دارای ارزش است؛ حکمت این دست مباحث، تبیین حکومت علوی و ترسیم چهره آن به عنوان «حکومت الگو» و اسوه همه کسانی است که داعیه تأسی به آن بزرگوار را دارند یا لااقل جامعه چنین خواستی از آنان دارد.
پرسش اصلی و کلی چنین مبحثی همان سؤال همیشگی است که آیا «هدف»، «وسیله» را توجیه می کند؟ و آیا آنچه ملاک پیروزی و موفقیت است تنها دستیابی به اهداف است یا ابزار و راههای دستیابی نیز در ارزیابی و ارزشگذاری آن شرط است. و اساساً در منطق علوی، حتی موضوعی چون حفظ اساس حکومت و تقویت آن نیز مانع نمی شود که این مهم تنها در چارچوب اصول انسانی و ارزشی و در دایره پذیرفته شده شرع انجام پذیرد و جز این هرچه باشد شکست تلقی شود هرچند به هدف ظاهری خویش رسیده باشد؟ بر این اساس حکومت علوی، همواره پیروز است حتی اگر نزدیکترین یارانش منطق او را تاب نیاورده و رهایش، سازند و سیاست اموی، شکست خورده است حتی اگر همه لب به ستایش آن بگشایند.
تردیدی نیست که در منطق علی(ع) آنچه به حکومت ارزش و حتی مشروعیت می دهد تنها اهداف والا و متعالی آن نیست، ابزار دستیابی به آن نیز ملاک عمده ای در ارزشگذاری و مشروعیت بخشی به اقدامات آن، است. در منطق علوی همه حقیقت و تمام مصلحت در اصل حکومت و تحکیم آن، جای نمی گیرد و در دستیابی به قدرت ختم نمی شود؛ حکومت و قدرت، ابزاری در خدمت به عدالت و ارزشهای والای اسلامی و انسانی است، از این رو اگر بقا یا قدرت آن به بهای پایمال شدن عدالت و ارزشهایی که خاستگاه حکومت است باشد فلسفه وجودی خود را از دست می دهد، چه اینکه اگر تحقق آن به بهای نادیده گرفتن اصول و آمیختن آن به بدعت گذاری و سیاست بازی و فاصله گرفتن از ارزشهای انسانی و باورهای دینی باشد، از پاره کفشی نیز بی ارزش تر[۷] و از آب دماغ یک بز نیز پست تر[۸] و از روده خوکی در دست انسانی جذامی پایین تر است.[۹] بارها این سخن را خوانده ایم که امیرالمؤمنین(ع) مردن از غصه ربودن خلخالی از پای زنی ذمّی توسط سپاهیان متجاوز معاویه را جای سرزنش نمی داند بلکه سزاوار می شمارد[۱۰] اما در تاریخ نخوانده ایم که حضرت به خاطر غصه از دست دادن خلافت، خود یا دیگران
را از غصّه سزاوار مردن بداند!
در منطق حکومت علوی، ستم و حق کشی هیچ گاه نمی تواند راه دستیابی به عدالت و حقوق مردم باشد، «فانّه لیس فی الجور عوض من العدل»[۱۱] و آن کس که با گناه پیروز می شود، پیروز نیست و آن کس که با شرارت غلبه می یابد مغلوب است:
«ما ظفر من ظفر الا ثم به و الغالب بالشرّ مغلوب.»[۱۲]
علی(ع)، برخاسته از منطق الهی انسانی خود، به خدا سوگند می خورد که «اگر شب را بر خار سر تیز، بیدار بگذرانم، یا دست و پا بسته در غل و زنجیر کشیده شوم، دوست داشتنی تر از این است که به دیدار خدا و پیامبرش در روز قیامت بروم در حالی که به برخی از بندگان ستم کرده باشم و چیزی از مال دنیا را به ناحق برده باشم.»[۱۳] و این به مقتضای اصول گرایی حکومت علوی است که تنها در چارچوب شریعت و پایبندی به ارزشهای دینی،به اصلاح کج خلقی خلق و بدرفتاری مردم و وادار کردن به اطاعت و باز داشتن از سرکشی و نافرمانی می پردازد، با اینکه راهِ رفته دیگران را به خوبی می داند و فضای حاکم نیز از او می پذیرد و نوع تربیت جامعه نیز همان را می طلبد اما اصولی که حکومت علوی به آن پایبند است چنین مجالی به او نمی دهد، این بود که بارها می فرمود:
«و انّی لعالم بما یصلحکم و یقیم اودکم و لکنّی لا أری اصلاحکم بافساد نفسی؛[۱۴]
به آنچه شما را اصلاح می کند و کجی اتان را راست می گرداند آگاهم، اما اصلاح شما را به بهای تباهی خویش قبول ندارم.»
در جای دیگر می گوید که می دانم آنچه شما را اصلاح می کند شمشیر است اما من، مصلحت شما را به تباهی خودم ترجیح نمی دهم.[۱۵]
به امیرالمؤمنین(ع) گفتند: مردم کوفه را جز شمشیر اصلاح نمی کند. فرمود: اگر آنان را جز تباه ساختن من، اصلاح نمی کند، پس خدا آنان را اصلاح نکند![۱۶]
این در حالی بود که حکومت علوی و شخص امیرالمؤمنین(ع) به شرحی که از زبان حضرت گذشت، در فضا و شرایطی قرار داشت که سیاست بازی و نیرنگ سازی و فریب کاری در حکومت بر مردم، امری پذیرفته شده و به عنوان کاردانی و زیرکی به شمار می رفت و طبعاً چنین رفتاری با اقبال عمومی مواجه می گشت.
در این فرصت، افزون برآنچه گذشت، به اختصار برخی نکات و ویژگیهای اصول گرایی حکومت علوی بازگو می شود تا نمایی کلی از چالش آن بزرگوار با ماکیاولیسم اموی و تقابل وی با رواداری هر کاری برای دستیابی به قدرت و توسل به هر شیوه ای برای حفظ و توسعه و تقویت آن، پیش روی دیدگان نافذ و وجدانهای اصول گرا و آرمان طلب قرار گیرد و اگر توفیقی دیگر دست داد به شرح و تحلیل بیشتر آن خواهیم نشست. یک. شفافیت سیاست علوی از روشن ترین مشخصه های اصول گرایی علوی، شفافیت و صراحت در بیان مواضع و بی پرده سخن گفتن از سیاست و مشی خود با مردم است؛ هم در آغاز خلافت و پیش از پذیرفتن خواست مردم، و هم در ادامه آن. علی(ع) به صداقت و صراحت تمام دیدگاه حکومتی و شیوه عملی خویش را با مردم و همه مخاطبان خود در میان می گذاشت. همان را که اعتقاد داشت و خود را به آن ملتزم می دانست بیان می کرد و همان را بیان می کرد که در عمل، خود را پایبند آن می دانست و بر آن ایستادگی می کرد. در خلوت و جلوت، یک چیز می گفت و از مجامله گویی و دوز دوزه بازی و فریب دادن مردم به شدّت پرهیز می کرد و یاران خویش را بدان فرا می خواند. برای سوار شدن بر مرکب قدرت، خود را مجاز نمی دانست که به خوش آمد این و آن سخن گوید و یا خارج از اعتقادات و اصول خود شرطی را بپذیرد. عمر در جریان شورای شش نفره ای که برای تعیین خلیفه پس از خود قرار داد، این حق را برای عبدالرحمن بن عوف که خود یکی از اعضای شورا بود، گذاشت که در صورت تساوی آرا خلیفه را در واقع او انتخاب کند. عملاً نیز چنین شد. وقتی علی(ع) با پیشنهاد مکرر عبدالرحمن مواجه شد که اگر وی بپذیرد به کتاب خدا
و سنت پیامبر و سیره شیخین عمل کند با او بیعت خواهد کرد و در نتیجه به خلافت خواهد رسید، حضرت شرط آخر را نپذیرفت و فرمود کتاب خدا و سنت پیامبر نیاز به روش و سیره دیگران ندارد و بدین طریق حدود ۱۲ سال دیگر از خلافت و قدرت دور ماند.[۱۷] وقتی نیز پس از کشته شدن عثمان، مردم برای بیعت به سراغ وی آمدند به دلایلی از پذیرش حکومت که حق مسلم او بود، سرباز می زد، از جمله با صراحت تمام اعلام کرد:
«واعلموا انّی ان اجبتکم رکبتُ بکم ما اعلم و لم اصغ الی قول القائل و عتب العاتب؛ [۱۸]
آگاه باشید که اگر من خواسته شما را اجابت کنم (و خلافت را بپذیرم) آن گونه که خود می دانم شما را راهبری خواهم کرد و به گفته این و سرزنش آن گوش نخواهم داد.»
از این رو، پس از آن، کسی علی(ع) را سرزنش نکند که چرا به روش گذشتگان عمل نمی کند و چرا به گفته ما که همواره طرف مشورت حاکمان قرار می گرفته ایم و یا خود شایستگی عهده داری حکومت را داریم گوش فرا نمی دهد، و کسی خود را بستانکار حکومت علوی نداند که قرار بود به روش این یا آن و به خواست فلان جریان اجتماعی عمل کند؛ اگر این روش در منطق علی(ع) راه داشت، در جریان همان شورای شش نفره به قدرت رسیده بود.
پس از پذیرش خلافت در نخستین سخنرانی خود در مسجد مدینه نیز همین شفافیت مواضع و روشنی برنامه را دنبال کرد و از جمله، قاطعانه در باره خط اصلی حکومت خود، یعنی عدالت گستری و ستم ستیزی و شایسته سالاری سخن گفت و اعلام کرد که وضعیت موجود را زیر و رو خواهد کرد و عقب افتادگان شایسته را پیش خواهد انداخت و پیش افتادگان بی لیاقت را عقب خواهد زد[۱۹] و اموال به یغما رفته را حتی اگر در کابین زنان باشد و بهای کنیزان شده باشد باز خواهد گرداند چرا که:
«فانّ فی العدل سعه و من ضاق علیه العدل فالجور علیه أضیق؛[۲۰]
در عدالت گشایشی است و کسی که عدالت بر او تنگی کند، ستم، بر او تنگ تر خواهد بود.»
علی(ع) مسایل حکومت را که در واقع مسایل خود مردم بود، با آنان بی کم و کاست در میان می گذاشت و هیچ امری از ناگفته های سیاست و مدیریت جامعه را از مردم خود پنهان نمی کرد جز آنچه به امر جنگ برمی گشت که طبعاً برای جلوگیری از سوء استفاده دشمن و امری پذیرفته شده بود:
«ألا و انّ لکم عندی الّا احتجز دونکم سرّاً الّا فی حرب.»[۲۱]
خلاصه سخن آنکه علی(ع) در حکومت خود، سیاستی روشن و مواضعی شفاف داشت، اصول و برنامه های خود را به صراحت ابراز می داشت، نه برای خوش آمد این شخص و آن جریان، چیزی برخلاف اصول و باورهای خود بر زبان می آورد و نه از بازگویی آن به قصد وجیه المله شدن یا موجّه ماندن، شانه خالی می کرد. نه در مقابل زیاده طلبان پیمان شکنی چون طلحه و زبیر و طاغیان فاسقی چون معاویه ساکت می نشست و نه در جلب رضایت متحجران کج اندیش و پرمدّعایی چون خوارج که حتی علی(ع) را نیز به مسلمانی قبول نداشتند، سخن می گفت. در مقابل این سبک سران که همه را به بی ایمانی و کفر متهم می ساختند و به خاطر پذیرش حکمیت توسط حضرت(ع) همه مردم را گمراه و کافر شمرده و از پذیرش آن سرباز می زدند، به صراحت و قاطعیت تمام فرمود:
«ألا من دعا الی هذا الشعار فاقتلوه ولو کان تحت عمامتی هذه؛[۲۲]
هان، هرکس به این شعار فرا خواند او را بکشید، هرچند زیر این عمامه من باشد.» دو. پرهیز از فریبکاری و دغلبازی در نگاه سیاست بازان حرفه ای و از منظر منطق ماکیاولیستی، توسل به دروغ، عهدشکنی و حیله بازی، لازمه دستیابی به اهداف و نفوذ قدرت و کامیابی سیاسی می باشد. اوصافی چون وفای به عهد، صداقت، دینداری و شفافیت، در جای خود می تواند، ارزش به شمار آید اما در نگاه ماکیاولی واز منظر منطق اموی، امر حکومت و قدرت و حاکمیت بر مردم، به عوامل و عناصر دیگری نیز نیاز دارد که بی آن، امور سامان نخواهد یافت و اوضاع بر وفق مراد حاکمان در نخواهد آمد. امر حکومت، تنها با قدرت و قاطعیت، و قانون مداری سامان نخواهد گرفت، در کنار صولت شیر، به حیله گری روباه نیاز است. ماکیاول در رساله شهریار به دنبال پندی که در آغاز، آن را بازگو کردیم، اضافه می کند:
«از این رو شهریار، که نیازمند اتخاذ عاقلانه روش ددان است، لازم است که هم شیر باشد و هم روباه. زیرا شیر نمی تواند خود را از دامی که بر سر راهش می نهند، حفظ کند، و روباه نیز یارای دفاع از جانش را در مقابل گرگان ندارد. بنابر این شهریار باید روباه باشد تا دام را بشناسد و شیر باشد تا به گرگان مصاف کند.»[۲۳]
وی می افزاید:
«آنان که به بهترین گونه توانسته اند از روباه پیروی کنند، بالاترین کامیابی ها نصیبشان شده است. اما لازم است که شهریار، شخصیت خود را به ظاهر، پسندیده نشان دهد و در دورویی و تلبیس ماهر باشد، و مردم چنان ساده دلند و به قدری زیر نفوذ نیازهای آنی خود قرار دارند که همواره هر فریبکاری، فریب خورندگانی را پیدا خواهد کرد.»[۲۴]
در آغاز خواندیم که علی(ع) خود و حکومت خود را منزه از چنین دغلکاری های سیاسی می داند و هیچ توجیهی نمی تواند وی را قانع سازد که از اصول ارزشی و چارچوب مقرّر شریعت، برای حفظ و تقویت حاکمیت خویش فاصله گیرد، حتی اگر متهم به ضعف یا بی سیاستی شود؛ در حالی که تربیت جامعه به گونه ای بود که بیشتر مردم، چنین روشی را می پذیرفتند و حتی به وی نیز آن را توصیه می کردند.
امیرمؤمنان(ع) قرآن ناطق و اسلام مجسم و مظهر عدالت خداوندی و برترین انسان پس از پیامبر(ص) است. حکومت علوی، خود را راهبر مردم به سوی بهشت می داند و همه همّ و غمّ آن، هدایت و رستگاری مردم و حاکمیت دین و استوار سازی ارزشهای دینی و انسانی می باشد. حضرت بار رساندن مردم همراه خود به بهشت را بر دوش می کشد، هر چند آن را با دشواری و تلخی می شمارد:
«فان اطعتمونی فانّی حاملکم ان شاء الله علی سبیل الجنه و ان کان ذامشقه شدیده و مذاقه مریره؛[۲۵]
اگر مرا اطاعت کنید، من به خواست خدا شما را راهی بهشت می کنم، هر چند دارای مشقت زیاد و تلخکامی فراوان است.»
او خود را ضامن سعادت و پیروزی جاودانه مردمان می شمارد:
«ای بندگان خدا! تقوای خدا پیشه کنید و از خشم خدا به سوی خدا بگریزید، و در همان راهی که برای شما مشخص کرده حرکت کنید و به آنچه بر شما تکلیف ساخته قیام کنید که علی ضامن سعادت آخرت شماست، اگر در این دنیا نیز به آن نرسید.»[۲۶]
اما راه بهشت در نگاه علی(ع) از سنگلاخ نیرنگ و دغلکاری و از مسیر زورگویی و دروغ پردازی نمی گذرد، هر چند در نگاه ظاهربینان کوتاه و پرفایده به نظر آید.
با این همه و علی رغم شخصیت شناخته شده و به خاطر پرهیز از سیاست بازیهای معمول و برخورداری از صراحت لهجه و شفافیت مواضع و دوری از فریب دادن مردم، علی(ع) متهم به دروغگویی می گردد و وی باید تلاش کند این اتهام را از خود دور سازد:
«به من خبر رسیده که شما می گویید: علی دروغ می گوید! خدا شما را بکشد! من بر چه کسی دروغ می بندم؟ آیا بر خدا، در حالی که من نخستین کسی هستم که به او ایمان آوردم! یا بر پیامبرش، در حالی که من اولین فردی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.