اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زیدیه و منابع مکتوب امامیّه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 77
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل زیدیه و منابع مکتوب امامیّه یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل زیدیه و منابع مکتوب امامیّه شامل 86 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل زیدیه و منابع مکتوب امامیّه را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل زیدیه و منابع مکتوب امامیّه با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل زیدیه و منابع مکتوب امامیّه بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل زیدیه و منابع مکتوب امامیّه با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل زیدیه و منابع مکتوب امامیّه وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل زیدیه و منابع مکتوب امامیّه با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل زیدیه و منابع مکتوب امامیّه مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زیدیه و منابع مکتوب امامیّه :
مناسبات میان دو گرایش عمده شیعه، یعنی امامیه و زیدیه، از همان آغاز شکل گیری این دو گرایشْ وجود داشته است. گرچه در کوفه رجال شیعه در گرایش های مختلفی دسته بندی می شدند، اما در قرن دوم هجری با وجود نزاع های حاد میان زیدیه و امامیه، شاهد یک داد و ستد فرهنگی میان این دو فرقه هستیم که بویژه در حدیث شیعی خود را نشان می دهد. پس از آغاز غیبت صغرای امام عصر(ع) زمینه اجتماعی برای نزدیکی دو فرقه و یا دست کم کم رنگ شدن نزاع ها میان آنان ایجاد شد؛ چرا که در غیبت امام غایب، طبعاً حساسیت امامیه نسبت به دعاوی امامت از سوی رهبران زیدی کم تر شد. در عین حال می بینیم که جدا از کوفه(عراق)، در بخش هایی از ایران و از همه مهم تر در ری، به دلیل همسایگی زیدیه و امامیه، نزاع های کلامی رونق بیشتری گرفت، بویژه این که به تازگی در میان زیدیه و امامیه، شیوه های جدلی و کلامیِ برخاسته از منظر معتزلی ریشه گرفته بود و به همین دلیل، جا برای بحث های نظری در باب امامت، بیشتر شد. در این دوره، مسئله غیبت امام عصر(ع)، نقطه عطف بحث های زیدیه و امامیه با یکدیگر بود؛ چرا که زیدیه تصور می کردند که تنها دلیلی که امامیه برای عدم مشروعیت امامان زیدی اقامه می کنند، همانا دلیل تضمین عصمت امّت / جماعت از طریق وجود عصمت در امام و استمرار آن است و حال، با پیش آمدن غیبت، آنان چگونه می توانند طرح خود را در باب نظام شریعت و جایگاه مرکزی امام معصوم در آن، تبیین کنند. نه آیا استمرار وجود امام معصوم در ساختار تفکر امامیه مسئله ای بنیادی بود؟آن هنگام نیز که متکلّمان امامی تحت تأثیر معتزله از قاعده لطفْ سخن به میان آوردند(از عصر شیخ مفید و پیروانش)، زیدیه این ایراد را گرفتند که اگر وجود تکلیفْ مستلزم فعل خدا در راستای قاعده لطف و تنصیص بر ائمه است، پس استمرار تکلیف، چگونه با غیبت امام غایب(ع) سازگار می شود و چگونه می توان یکباره از ضرورت وجود امام معصوم در جامعه مؤمنان چشم پوشید؟ بنابراین، زیدیه به گمان خود، تناقض گفتار امامیه را در این زمینه کشف کرده بودند.اگر در روزگار حضور امامان(ع)، زیدیه به اعتقاد «تقیه» و قعود امامان و عدم پیگیری برنامه جهاد و دعوت در امر امامتْ انتقاد می کردند، پس از آغاز غیبت صغرای امام عصر(ع)، به گفتمان کلامی امامیه – که چندی بود از رونق و گسترش قابل توجهی در محافل کلامی و دینی(خاصه در بغداد) برخوردار شده بود -، منتقد بودند. طبعاً امامیه نیز در برابر زیدیه و انتقادات آنان سکوت نمی کردند؛ بلکه با بحث های کلامی و حدیثی می کوشیدند از یک سو شبهات زیدیه در مباحث امامت و خاصه مسئله امام غایب را پاسخ دهند و از دیگر سو با بیان ادله کلامی، گفتمان زیدیه را درباره امامت به چالش کشند.
این بنده ناچیز خداوند، در پی مطالعات سال های گذشته، هم اکنون کتابی را تحت انتشار دارد که به بررسی تاریخ نزاع میان زیدیه و امامیه اختصاص یافته است و معتقد است که این چالش، البته نتایج سودمندی نیز، هم برای اندیشه کلامی و دینی زیدیه و هم برای امامیه به بار آورده است وامروزه نیز ما از راستای بحث های امامیه و زیدیه بویژه در موضوع امامت و خاصه امام غایب، میراث خوارِ ادبیاتی سترگ درباره امامت هستیم. به عنوان نمونه عمده کوشش فکری متکلّم برجسته امامی، ابوجعفر محمد بن عبدالرحمان ابن قبه رازی(م پیش از شعبان ۳۱۹ ق) که اینک به دست ما رسیده است، محصول چالش فکری او با یکی از متفکّران زیدی معاصر و همشهری او در ری است و او بویژه در مورد غیبت امام عصر(عج) خردورزی جاودانه ای از خود به جای گذاشته است، به طوری که شیخ صدوق در کمال الدین عمدتاً به آن استناد کرده است.۱البته در عین حال، به دلیل این نزاع فکری میان امامیه و زیدیه، و تحت تأثیر همین بحث های کلامی و حدیثی، گاه نیز شاهد انتقال یک عالم زیدی و یا امامی از اردوگاه دینی خود به اردوگاه مقابل هستیم.با وجود همه این نزاع ها و درگیری ها، البته به دلیل قرابت فکری و مذهبی امامیه و زیدیه در مباحث امامت و همچنین مسائل کلامی و اعتقادی(خاصه در باب توحید و عدل) و تأثیرپذیری هر دو گرایش از اندیشه های معتزلی، روابط و داد و ستد فرهنگی میان امامیه و زیدیه در طول تاریخ، بویژه در عصر نزدیکی جغرافیایی پیروان این دو مذهب(در کوفه، بغداد، خراسان و ری) وجود داشته و علمای هر مذهب، از محصولات فکری و کلامی و فقهی و حدیثی مذهب مقابل، بهره می برده اند. در این میان، زیدیان جارودی که پس از گذشت عصر نخست تاریخ اندیشه زیدی در کوفه و حجاز، از گسترش بیشتری برخوردار بودند و در کوفه و غیر آن، هواداران عمده تری از میان زیدیه داشتند(به طوری که پس از گذار زیدیه از مرحله نخست و گام گذاشتن به دوره «دولت» و از میان رفتن گرایش های نخستینِ زیدی، همچنان حضور خود را خاصه در کوفه حفظ کردند، تا این که در گرایش های جدیدتر حل شدند و دیگر جز پاره ای از اندیشه آنان باقی نماند)، به دلیل قرابت فکری با امامیه در مسائل مربوط به امامت و نص و منزلت حضرت امیر(ع) و ولایت وی و برائت از مخالفان ایشان، این ارتباط فکری و مذهبی بیشتر بود. زیدیه به دلیل اعتقاد به حجّیت اجماع اهل بیت(ع) و از آن فراتر: حجیّت اقوال حضرت امیر(ع)(که البته در این مسئله در طول تاریخ، اختلاف نظر داشتند)، در صورت اعتماد بر برخی طرق امامیه، احادیث اهل بیت(ع)،خصوصاً حضرت امیر(ع) و حسنین(ع) و سه امام بعدی و گاه برخی امامان بعدتر، بویژه امام موسی بن جعفر و علی بن موسی الرضا(ع) را از طرق امامی نقل می کردند(بویژه در مسائل اعتقادی، بخصوص بحث امامت و گاهی نیز در مباحث فقهی) و در مقابل نیز امامیه، علی الخصوص در کوفه، به طرق برخی زیدیه و بویژه زیدیان جارودی مذهب، در نقل اخبار و احادیث امامان خود(عمدتاً در مباحث تاریخی و مناقب اهل بیت و گاه نیز در مباحث فقهی) استناد می کردند. زیدیان و امامی مذهبان در کوفه، بغداد، ری و دیگر نقاط، بر درس یکدیگر حاضر می شدند و بدین وسیله میراث یکدیگر را در محافل خود، منتقل می کردند.
بدین ترتیب، از یک سو امامیه با بخش هایی از ادبیات زیدیه آشنایی داشتند و از آن بهره می بردند و نیز به عکس، زیدیه نیز گاه از میراث امامیه در علوم مختلف استفاده می کردند. در این مقاله چند نمونه از این مبادلات را یاد می کنیم و تفصیل مطلب را به مقاله ای دیگر وا می نهیم.
نمونه هایی از تبادل میراث امامی و زیدی
امامیه به طور مثال با برخی آثار حاکم جِشُمی، متکلّم و مؤلف پرکار معتزلی و زیدی قرن پنجم خراسان(و شهر بیهق) که در سال ۴۹۴ق، درگذشته است، آشنایی داشته اند و یا حدّاقل از آن، نام می برده اند.۲ کما این که باز می دانیم که المراتب ابوالقاسم بستی،اسماعیل بن احمد(م ح ۴۲۰ق) که خود از رجال و عالمان برجسته زیدی و معتزلی ری و شمال ایران بود، مورد بهره برداری ابن شهرآشوب و ابن طاووس قرار گرفته است.۳ همچنین امالی ابوطالب هارونی از مراجع ابن طاووس بوده است.۴
طبعاً در این جا نیازی به ذکر این نکته نیست که آثار و روایات زیدیان جارودی یعنی ابوالجارود، ابو خالد واسطی، ابن عقده و برخی دیگر، همواره مورد بهره برداری امامیه بوده است، خاصه که روایات ابوالجارود و حتی ابو خالد با روایات امامی ممزوج بوده و اساساً در ضمن میراث امامیه تلقی می شده و این روایات را در کنار روایات دیگر شیعیان کوفه بعدها جزء منابع فقه و حدیث امامی تلقی کردند. ابن عُقده نیز به دلیل سعه روایی اش، برای همه اصحاب حدیث و اثر و از جمله امامیه محلّ اعتنا بوده است، خصوصاً که او خود، راوی آثار(اصول و مصنفاتِ) بسیاری از رجال امامیه نیز بوده است.زیدیه نیز چه در عراق و چه در ایران و سرانجام در یمن، کم و بیش با آثار امامیه آشنا بوده اند؛ در ایران(خراسان، ری، طبرستان و گیلان) و عراق، بیشتر و در یمن، کم تر. زیدیه یمن، به دلیل دوری از محافل امامیه کم تر می توانستند از آثار امامیان مطلع شوند و یا بهره گیرند. در بغداد به دلیل وجود محافل علمی مشترک میان زیدیه و امامیه، بویژه بر سر درس استادان معتزلی و مناظرات حادی که میان پیروان ملل و اصحاب نظر وجود داشت، امامیه و زیدیه نیز با تولیدات علمی یکدیگر آشنایی می یافتند. مجلس صاحب بن عبّاد در ری نیز حکم چنین چیزی را داشت.در مورد یمن می دانیم که فی المثل به دلیل سفر عفیف الدین علی بن محمد بن صنعانی – که شاید خود او نیز از زیدیان نبوده است به شامات(حلب)، وی از ابوالحسن / ابو زکریا شمس الدین یحیی بن الحسن بن الحسین بن علی اسدی حلّی(د شعبان ۶۰۰ ق)، عالم و دانشمند برجسته امامی روایت می کرده و کتاب های او را در ۵۹۶ ق، از وی اخذ کرده بوده است(همین طور فرزند علی، یاقوت، از ابن بطریق در همان تاریخ، بهره برده است). بهاءالدین علی بن احمد بن الحسین الاَکْوَع در مکّه به سال ۵۹۸ق، از محضر صنعانی یاد شده،آثار ابن بطریق را دریافت کرده است. المنصور بالله عبدالله بن حمزه، پیشوای برجسته زیدیه یمن(م ۶۱۴ ق) و نیز متکلّم و مورّخ زیدی حسام الدین حمید بن احمد محلّی شهید(م ۶۵۲ ق) در آثار خود، از طریق بهاءالدین یاد شده، کتاب های ابن بطریق را روایت کرده و مورد استفاده قرار داده اند.۵
منابع امامی در جلاء الأبصار
در زیدیه ایران، حاکم جِشُمی بیهقی در کتاب جلاء الأبصار که مجموعه شصت مجلس درس وی در حدیث و تفسیر احادیث و اخبار بوده است(در فاصله سیزدهم رمضان ۴۷۸ تا رمضان یا اندکی پس از آن در سال ۴۸۱ و در قریه جِشُم بیهق و شاید برخی جاهای دیگر، املا شده است)،۶ از میان آثار امامیه از کتاب الآراء و الدیانات حسن بن موسی نوبختی،۷ نوادر الحکمهی ابوجعفر محمد بن احمد بن یحیی اشعری۸ (که این کتاب اخیر
در حدیث بوده است) و کتاب الإیضاح شیخ مفید۹ بهره برده است. کما این که از شریف مرتضی نقل قول کرده است.۱۰ حاکم از موضع رد بر گفتمان امامیه در باب توحید، از سه کتاب یاد شده، نام برده و بهره گرفته است. حاکم جِشُمی در کتاب تنبیه الغافلین نیز از ابن بابویه و شریف مرتضی نقل قول کرده است.۱۱طبعاً زیدیه در مقام رد و نقض عقاید امامیه، به کتب آنان استناد کرده اند و آنچه درباره حاکم جِشُمی گذشت، یک نمونه از آن بود. نمونه دیگر، کتاب العقد الثمین فی تبیین أحکام الأئمه الهادین از امام منصور بالله عبدالله بن حمزه(م ۶۱۴ق) پیشوای دانشمند زیدیان یمن در سده شش هجری است که در مقاله ای به بررسی این کتاب پرداخته ام و اینک صرفاً در مقام یادکرد از منابع امامیه در کتب زیدیه به آن، اشاره خواهم کرد.
منابع امامی در العقد الثمین
العقد الثمین که به چاپ هم رسیده، نقدی است نسبتاً مفصل بر عقاید امامیه، بویژه در مسئله امامت و عقیده به امام غایب(ع) و همچنین اختلاف اخبار و احادیث امامیّه و نقد روش های فقهی آنان. کتاب به سال ۶۱۰ ق، تألیف شده۱۲ و پیداست که از کتاب جلاء الأبصار جشُمی نیز در آن، بهره برده است.اطلاعات منصور بالله از امامیه، آنچنان که از این کتاب برمی آید، نسبتاً خوب و گسترده است؛ امّا آیا او این اطلاعات را مستقیماً از کتب امامیه اخذ کرده و یا از یک منبع واسطه(شاید یک مؤلف زیدی ایرانی و یا عراقی) استفاده نموده است؟ بدین پرسش باید پاسخ داد؛ اما پیش از آن، برخی اطلاعات کتاب را درباره رجال و فرق و کتب امامیه مرور می کنیم:او از فقها و متکلّمان برجسته امامیه همانند هشام بن حکم، هشام بن سالم، ابن میثم التمّار، علی بن منصور، شیطان الطاق(مؤمن الطاق)، شریف مرتضی و شیخ طوسی(با ستایش از او) یاد می کند۱۳ و نیز از فرق امامیه و اختلافات آنان در جانشینی امامان(ع) یکی پس از دیگری، سخن به میان می آورد.۱۴او از نصره الواقفهی ابو محمد علی بن احمد علوی موسوی بدون عنوان کردن نام کتاب و یا یادکردن از مؤلف به صورت ابو محمد موسوی۱۵ نام برده، از آن، دوازده حدیث را نقل می کند و آن را در نقد اعتقاد قطعیه(امامیه اثنا عشری) به کار می گیرد؛ ولی روشن است که آن را از کتاب الغیبهی۱۶ شیخ طوسی نقل می کند، گرچه تصریحی به این نکته ندارد.
از کتاب الرد علی الواقفه، املای علی بن حسن بن موسی یاد کرده۱۷و استفاده نموده است که عجالتاً نمی دانم مرادش چه کتابی و کدام مؤلّف است. احتمالاً در اسم کتاب و مؤلّف، تصحیفی رخ داده است و شاید به احتمال ضعیف، مراد او شریف مرتضی بوده است.
نکته جالب تر، بهره گیری وسیع او از کتاب کشف المخفی فی مناقب المهدیِ ابن بِطْریق است که گرچه ابن طاووس در طرائف از آن نام برده و منابع آن را معرفی کرده، ولی تاکنون قرینه استواری برای آن که مؤلّف آن ابن بطریق باشد، وجود نداشت؛۱۸ ولی اینک با در دست داشتن کتاب العقد الثمین می دانیم که آن کتاب، قطعاً از آنِ ابن بِطْریق حلّی است که منصور بالله تصریح می کند که از علمای امامیّه است.۱۹ گرچه منصور بالله به نام کتابْ تصریحی ندارد،۲۰ ولی این جانب با مقایسه مطالب نقل شده از کشف المخفی در طرائف و مطالب منقول از ابن بطریق توسط منصور بالله دریافتم که مراد، همان کتاب کشف المخفی است که تاکنون مؤلّفش ناشناخته بود و با احتمالی به ابن بطریق، منسوب بود. ابن بطریق، بخش قابل توجهی از این کتاب مفقود را نقل کرده که چنان که می دانیم، شامل یکصد و ده حدیث بوده است.۲۱
المنصور بالله همچنین از کتاب الغیبهی ابوعبدالله محمد بن ابراهیم کاتب نعمانی احادیث بسیاری را درباره حضرت ولی عصر(عج) نقل کرده و مورد نقد قرار داده است.۲۲
وی همچنین از کتاب های الشافی و الذخیرهی سید مرتضی استفاده کرده است.۲۳ منصور بالله در بحث اختلاف اخبار امامیه و نیز احادیث تفسیری امامیه که در آنها ادّعای تحریف قرآن شده است، به «کتاب مشهورِ»(چنان که خود وصف می کند)۲۴ نوادر الحکمه از ابو جعفر محمد بن احمد بن یحیی اشعری قمی استفاده می کند و از چند باب آن۲۵ نیز مجموعاً هفت حدیثْ نقل می کند.۲۶
همچنین المنصور بالله، از کتاب ابوعبدالله بن النعمان(شیخ مفید) که «الذی أخرج فیه الشیعه الی النظر و ردَّ فیه علی المقلّده و نقض علی أقوالهم» احادیث زیادی را در استدلال به اختلاف اخبار امامیه نقل می کند.۲۷ گویا مراد از این کتاب، همان کتاب مقابس الأنوار فی الرد علی أهل الأخبار۲۸است که متأسفانه مفقود است و نقل منصور بالله از آن، بسیار مغتنم است.۲۹
همچنین از الغرر و الدرر شریف مرتضی یا همان کتاب الأمالی وی و نیز تنزیه الأنبیاء او و تفسیر ابن عبدک(عبدکی)۳۰ و تفسیر ابوجعفر طوسی(التبیان) یاد می کند و می گوید اینان محقّقان و اهل معرفت و «محصّلین» امامیه هستند که در کتاب های خود و از جمله این آثار، به جای نقل احادیث تفسیری از امامان خود که به زعم منصور بالله «موضوع» هستند، به تفاسیر معتزله و از جمله تفاسیر ابو علی جُبّایی و ابوالقاسم بلخی و ابومسلم اصفهانی و نیز زَجّاج و دیگر تفاسیر از این دست مراجعه می کنند.۳۱
وی همچنین از کتاب التحریف و التبدیل(و یا با عنوان دیگر: التنزیل و التحریفِ) بَرْقی یاد کرده و از آن، احادیث متعددی نقل می کند.۳۲ این احادیث را برای نقد احادیث تفسیری امامیه و ادعای این تفاسیر نسبت به وقوع تحریف در قرآن نقل کرده و مورد مناقشه قرار داده است. محمد بن خالد برقی، کتاب التنزیل و التعبیر داشته۳۳ و فرزندش احمد بن ابی عبدالله برقی کتاب التحریف که از جمله کتب المحاسن بوده است.۳۴به نظر می رسد که منصور بالله از کتاب برقیِ فرزند بهره گرفته است؛ چرا که در مجموعه روایاتی که از این کتاب نقل کرده، روایت محمد بن اورمه نیز آمده است که گرچه روایت احمد بن ابی عبدالله برقی را از وی عجالتاً نیافتم، ولی طبقه روایی احمد بن ابی عبدالله(همچون سهل بن زیاد)، از او روایت می کرده اند.۳۵
المنصور بالله همچنین از تفسیری از امامیه یاد می کند که منقول از امام باقر(ع) بوده است و غیر از تفسیر مشهوری بوده که از آن امام، روایت می شده است(تفسیر ابوالجارود). این تفسیر به روایت سلیمان بن اسحاق بن داوود مُهَلِّبی از عمویش ابو عمرو عبد ربّه مهلِّبی و او از ابوحمزه ثمالی و سدیر بن حکیم صیرفی(در نسخه: صوفی) و کثیر(بکیر: در نسخه المحیط) بن سعد از امام باقر(ع) بوده است.۳۶ وی از این تفسیر، چندین روایتْ نقل می کند. در واقع، این تفسیر، همان تفسیر ابوحمزه ثمالی است که به روایت ابن جعابی بوده و به یک واسطه آن را از سلیمان بن اسحاق بن داوود مهلِّبی(که در بصره به سال ۲۶۷ ق، آن را روایت می کرده)، از عمویش عبد ربّه از ابو حمزه نقل می کرده است.۳۷ بنابراین، در تفسیر ابو حمزه به روایت مهلّبی، روایات دو تن دیگر نیز در کنار روایات ابو حمزه ثمالی نقل شده بوده است.
نیز المنصور بالله از کتاب تهذیب الأحکام شیخ طوسی نام برده و ضمن ستایش از او، نمونه های بسیاری از اخبار و احادیث این کتاب را به عنوان شاهد برای وجود اختلاف در اخبار امامیه نقل کرده و آنها را به نقد کشیده است.۳۸
پس از ذکر منابع امامی کتاب المنصور بالله، باز می گردیم به پرسش نخست که: آیا وی مستقیماً از این کتاب ها استفاده کرده و در حقیقتْ آنها را در اختیار داشته و یا این که به واسطه منبعی دیگر از این منابع بهره برده است؟ برای پاسخ گفتن به این پرسش، به خود کتاب العقد الثمین مراجعه می کنیم و می بینیم که مؤلف در چند جا به کتاب المحیط بالإمامه تألیف «الشیخ العالم الدّین أبوالحسن علی بن الحسین بن محمد الزیدی شاه سربیجان» استفاده می کند و احادیث و مطالبی را از آن نقل می نماید.۳۹
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
