اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زینب (ع)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 57
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل زینب (ع) – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل زینب (ع) شامل 56 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل زینب (ع):
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل زینب (ع) به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل زینب (ع) به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل زینب (ع) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل زینب (ع) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل زینب (ع) با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل زینب (ع) را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زینب (ع) :
باحتمال قوی تولد فایل پاورپوینت کامل زینب (ع) در ششمین سال از هجرت پیغمبر بوده است.اگر این احتمال درست باشد،وی از آنروز که پیرامون خود را نگریسته و با محیط زندگانی آشنا شده با مصیبت و فاجعه رو برو بوده است.مرگ پیغمبر (ص) در پنجسالگی او و حادثه های رقت انگیزی که در آن روز،درون و برون خانه وی رخ داد.سپس بیماری مادرش،ناله ها و اشک های وی در مصیبت پدر و شکوفه هائی که از ستم ها و رنج ها داشت،و سرانجام مرگ وی و دلخراش تر از آن،هاله ای از ترس و پنهان کاری که گروه کوچک مصیبت زده را فرا گرفت.گویا طفلان هم رخصت نداشتند بانگ شیون را بلند کنند،مبادا همسایگان بشنوند و خبر بگوش این و آن برسد و بر جنازه زهرا (ع) حاضر شوند و سفارش دختر پیغمبر عملی نگردد.تقدیر الهی تربیت مادر و دختر را همانند خواسته بود.او نیز باید دوره های سخت آزمایش را یکی پس از دیگری بگذراند و برای تحمل روزهای دشوارتر و مصیبت بارتر آماده شود.چون به سن رشد رسید، عبد الله پسر جعفر بن ابی طالب وی را بزنی گرفت.عبد الله از تولد یافتگان حبشه است.و کسی است که پیغمبر (ص) درباره او دعای خیر فرموده است (۷) همه نویسندگان سیره او را به بزرگواری و عزت نفس و مخصوصا بخشش فراوان ستوده اند.زینب از عبد الله صاحب فرزندانی شد.مصعب زبیری فرزندان او را سه پسر و یکدختر نوشته است:پسران:جعفر و عون اکبر که فرزندانی از آنان نماند و علی که اعقاب عبد الله از این پسراند.و دختری بنام ام کلثوم که معاویه می خواست او را برای پسر خود یزید بزنی بگیرد.عبد الله کار ام کلثوم را به حسین (ع) وا گذاشت و او وی را به قاسم بن محمد بن جعفر بن ابی طالب به زنی داد (۸) نیز طبرسی در اعلام الوری فرزندان عبد الله را همین چهار تن نوشته است (۹) اما مشهور است که پسران او علی،محمد،عون و عباس بودند.
زینب با آنکه زن عبد الله بود و در خانه او بسر می برد و از وی فرزندانی داشت،همچون مادر خویش پرستاری پدر را از یاد نمی برد.چون علی علیه السلام برای نشاندن فتنه طلحه و زبیر عازم عراق شد زینب و شوهرش عبد الله نیز به کوفه رفتند و در آن شهر اقامت کردند و زینب در عراق شاهد پیش آمدهای شگفت بود.درگیری پدرش با سپاهی که در بصره فراهم شد و خونخواهی عثمان از جانب کسی که تا پیش از کشته شدن او،ویرا به یهودی مدینه (نعثل) همانند می کرد.نبرد صفین و نیرنگ دنیاطلبانی که بظاهر در اطاعت علی بودند و در نهان از معاویه فرمان می بردند،و سپس قیام خشک مقدسان و قاریان قرآن و سرانجام فاجعه روز نوزدهم رمضان و شهادت پدرش در محراب مسجد کوفه و پس از آن بیعت مردم کوفه با برادرش حسن (ع) و نافرمانی کردن او را و بر سر او ریختن و خیمه اش را بغارت بردن و ران او را با کلنگ شکافتن و ناچار شدن او از بستن پیمان آشتی با معاویه و زخم زبانها که از دشمنان دوست نما پس از این آشتی شنید. (۱۰)
زینب در این تاریخ سالیانی بیش از سی را پشت سر گذاشته بود.بگفته مادرش «روزگار چه بو العجب در پس پرده دارد و چه بازیچه یکی از پس دیگری بروی می آرد»بازیچه ها یکی از پس دیگری پدید می شد.توانی چون فولاد و سنگینی چون کوه باید که این غم ها را تحمل کند و او نمونه بردباری بود.
سرانجام خانواده علی از کوفه به مدینه بازگشتند.دیری نکشید که زینب برادر بزرگش را دید، در بستر مرگ از سوز زهر بخود می پیچید.و روز دیگر شاهد منظره ای دلخراش تر بود.آنان که لبخند محبت آمیز محمد (ص) را بر روی دخترش تحمل نکردند،هنوز کینه زهرا را از دل نزدوده بودند.می خواستند انتقام مادر را از فرزند بگیرند،تا آنجا که نگذاشتند فرزندزاده در کنار جدش بخاک سپرده شود.
دهسال سخت دیگر سپری شد.سالهائی که دست نشاندگان حکومت دمشق شیعیان علی را در شهرهای عراق و حجاز دنبال می کردند.دشنام می دادند،می زدند،بزندان می افکندند می کشتند.تا آنکه روزی خبری رسید که برای عراق از دیگر ایالت ها شادی بخش تر بود. معاویه مرد!در کوفه انجمن ها بر پا می شود.خطیبان بر پا می ایستند تا آنجا که می توانند رگ های گردن را پر می کنند تا سخنانشان بیشتر در دلها بنشیند:«باید نگذاریم یزید بر مسلمانان امارت کند باید حق بخداوندش برگردد.تا نوه پیغمبر را داریم به نوه ابو سفیان چه نیازی است؟».
نامه های پی در پی از کوفه به مدینه می رود:«فرزند پیغمبر هر چه زودتر نزد ما بیا!اگر نیایی نزد خدا مسئولی »حسین (ع) از مکه روانه عراق می شود.روز برون شدن او عبد الله شوی زینب به تلاش می افتد.از یکسو می بیند پسر عمو و برادر زنش در این شهر امنیت ندارد و از سوی دیگر می ترسد عراقیان با او همان کنند که با پدر و برادرش کردند.
نزد حاکم شهر عمرو بن سعید می رود.از او برای حسین امان نامه ای می گیرد که متن آن چنین است.«شنیده ام عازم عراق هستی.از خدا می خواهم از تفرقه افکنی بپرهیزی چه من بیم دارم در این راه کشته شوی.من عبد الله بن جعفر،و یحیی بن سعید برادرم را نزد تو می فرستم تا بتو بگویند در امان من هستی و از صله و نیکوئی و مساعدت من بهره مند خواهی بود»عبد الله و برادر حاکم مکه این امان نامه را به امام می رسانند.
پیداست که پاسخ چنین امان نامه ای از جانب امام چه خواهد بود:
«کسی که مردم را بطاعت خدا و رسول بخواند و نیکوکاری را پیشه گیرد،هرگز تفرقه افکن نیست و مخالفت خدا و پیغمبر را نکرده است.بهترین امان امان خداست.کسی که در این جهان از خدا نترسد در روز رستاخیز از او در امان نخواهد بود.از خدا می خواهم در این جهان از او بترسم تا در آن جهان از امن او بهره مند شوم » (۱۱).
کاروان که زینب با آن همراه است،از مکه بیرون می رود.عبد الله چون دانست امام آماده رفتن به عراق است و از این سفر چشم نمی پوشد فرزندان خود عون و محمد را همراه او کرد.
دمشق از ماهها پیش جنب و جوش عراق را زیر نظر داشت.یا بهتر بگوئیم،موقع شناسان عراق-دسته ای از آنان که امام را به شهر خود خواندند-او را از طوفانی که در پیش است آگاه ساخته بودند.یزید پیش بینی های لازم را کرده بود.حاکمی بی اصل و نسب،سختگیر و بی تقوی را بکوفه فرستاد.عبید الله،فرستاده امام مسلم بن عقیل و مهماندار او هانی پسر عروه را کشت و چشم مردم شهر را ترساند.سربازان مسلح وی راههای حجاز به عراق را زیر نظر داشتند،چنانکه امام اندکی پس از حرکت از منزل شراف با حر پسر یزید ریاحی فرستاده حاکم کوفه روبرو شد و حر با رسیدن دستور تازه او را در سرزمینی که کربلا نام دارد فرود آورد.
از آنروزهای پر هراس که هنوز لااقل برای دسته ای راه امید بسته نشده بود و از آخرین ساعت های روز نهم محرم تا پسین روز دیگر،کم و بیش آگاهید.نیز در کتاب زندگانی امام حسین (ع) که جزء این سلسله کتابهاست،تفصیل بیشتری خواهید دید.در آن گیر و دار فایل پاورپوینت کامل زینب (ع) ،چه وظیفه ای داشته و شخصیت خود را چگونه نشان داده،چیزی نیست که بر شما پنهان باشد.اما ماموریت اختصاصی او از پسین روز دهم محرم سال شصت و یک هجری آغاز شد.
ساعت های آخر روز دهم محرم سپری گردید.دیوانه هائی که دوستی مال و جاه یا حس کینه و انتقام دیده درون و برونشان را کور کرده بود،بخود آمدند.چه کردند؟کاری بزرگ!کاری زشت! که تاریخ عرب همانند آنرا بخاطر نداشت.مهمان کشی که برای این قوم ننگی بدتر از آن نیست آن هم با چنان بی رحمی!چه بدست آوردند؟هیچ!نه،چرا هیچ؟از این مهمان کشی دست آوردی بزرگ داشتند.چه بود؟خواری و زبونی کوفه برابر شام،نه برای نخستین بلکه برای چندمین بار.چه کنند و بکجا بروند؟همه راهها بروی آنان بسته بود،جز یک راه.راه ننگ! که این کاروان ناچار باید آنرا تا پایان به پیماید.راهی که از غاضریه آغاز می شد و به قصر حاکم کوفه و سپس به کاخ سبز دمشق پایان می یافت.کاروان عراقی باید پیشانی مذلت را برابر مردی که تباری روشن نداشت بر زمین بساید،سپس همچنان سرافکنده و بینی بر خاک پیش رود تا در آستانه پسر هند بایستد و بگوید«سر مرا بجز این در حواله گاهی نیست »دیروز داغ غلامی پدرت را پذیرفتیم و امروز حلقه بگوش توایم «لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمائی »این سوغات کاروان عراق بود.اما مانده کاروان حجاز نیز با دست خالی نمی رفت دستی پر داشت.دستی گشاده به فراخی سراسر عراق و حجاز نه،به پهنای شبه جزیره عربستان و دنیای اسلام پر از متاعی گرانبها.متاع شرف،افتخار،آزادگی و کرامت انسانی:متاع شهادت اما خریدار این کالا نه کوفه بود و نه دمشق،آنجا از مرد و مردمی نشانی دیده نمی شد.و خریدار کالای شهادت مردانند که بگفته پیر میهنه «چوب به عیاران چرب کنند بنامردان چرب نکنند» (۱۲) آنان که درون آن دو کاخ می زیستند و کسانی که گرد کاخ نشینان را فرا گرفته بودند از نامردان بودند نه از عیاران.
این کالای گران بها را گروهی زن و فرزند خردسال بدرقه می کرد دستها بر گردن بسته و زنجیر بر پا نهاده.با کاروان سالاری که بحق شیر زن کربلا (۱۳) لقب گرفته است.
چنانکه خواهیم خواند
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
