خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مقایسه جایگاه مصلحت درفقه امامیه واهل سنت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مقایسه جایگاه مصلحت درفقه امامیه واهل سنت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روابط پویای بین متغیرهای کلان مؤثر بر تقاضای انرژی در ایران
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روابط پویای بین متغیرهای کلان مؤثر بر تقاضای انرژی در ایران قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
19ساعت
50دقیقه
04ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تأثیر سلطه جهانی غرب بر جریان جهانگردی در کشورهای اسلامی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 77

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل تأثیر سلطه جهانی غرب بر جریان جهانگردی در کشورهای اسلامی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر سلطه جهانی غرب بر جریان جهانگردی در کشورهای اسلامی شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر سلطه جهانی غرب بر جریان جهانگردی در کشورهای اسلامی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر سلطه جهانی غرب بر جریان جهانگردی در کشورهای اسلامی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تأثیر سلطه جهانی غرب بر جریان جهانگردی در کشورهای اسلامی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تأثیر سلطه جهانی غرب بر جریان جهانگردی در کشورهای اسلامی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر سلطه جهانی غرب بر جریان جهانگردی در کشورهای اسلامی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تأثیر سلطه جهانی غرب بر جریان جهانگردی در کشورهای اسلامی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر سلطه جهانی غرب بر جریان جهانگردی در کشورهای اسلامی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تأثیر سلطه جهانی غرب بر جریان جهانگردی در کشورهای اسلامی :

با تأکید بر مورد ایران

چکیده: در دوران سلطه تمدنی که آن را به نام تمدن غرب می شناسیم، ارتباطات و رسانهها نقش و کارکرد بسیار مهمی در تثبیت این سلطه جهانی دارند. آنچه در این میان شایان توجه است، استفاده از توان باورنکردنی رسانههای توده[۱] خلق تصاویر دستکاری شده از تمدن غربی و همچنین از ویژگیهای تمدن ها و فرهنگهای مقابل آن است.

با نگاهی دقیقتر به تاریخ شکلگیری این سلطه درمی یابیم که تمدن غربی در راه تحکیم خویش، همزمان با به کارگیری رسانههای جمعی از دیگر فرایندهای ارتباطی نیز بهره جسته است. از آنجا که تاکنون مطالعات این حوزه بیشتر بر نحوه عمل رسانههای جمعی مدرن متمرکز بوده، ضروری است تا در راه شناخت دیگر فرایندهای ارتباطی مورد استفاده در استعمار نوین نیز تلاش شود. توجه به جنبه های انسانی مورد استفاده از سوی سلطه سرمایه داری غربی در ارتباطات جهانی می تواند کمک بسزایی باشد در رسیدن به شناختی کامل تر از این پیکره منسجم ارتباطی و در عین حال بازگشت به خویش و بازیابی نقاط قوت و ضعف جهان تحت سلطه در این پیکار ارتباطی.

در این مقاله، جهانگردی به عنوان یک ارتباط میان فرهنگی و میان فردی مؤثر در شکلگیری تمدنها مطرح شده و نقش آن در انتقال تمدنی، از تمدن اسلامی به تمدن کنونی غرب و سلطه آن بر کشورهای اسلامی با تأکید بر ایران بررسی شده است.

بی شک یکی از راه های مهم ایجاد برتری سرمایه داری غربی در دوران معاصر و حفظ این سلطه جهانی، استفاده از توان باورنکردنی رسانههای توده در خلق تصاویر دستکاری شده از تمدن غربی و همچنین از ویژگیهای تمدنها و فرهنگهای مقابل این تمدن است. این رسانهها با بهره مندی از آخرین دستاوردهای بشری در زمینه فناوریهای ارتباطی، هر لحظه بر سرعت، کیفیت و گستره ارتباطی خویش میافزایند و از این رهگذر، غرب را به کعبه آمال انسانهای دورافتاده از تاریخ و هویت خویش بدل میسازند.

آنچه در این روند رو به افزایش، شایان توجه می نماید، این واقعیت است که رسانه های توده هیچگاه در این راه تنها نبوده و سلطه جهانی در راه تحکیم خویش، همزمان از دیگر فرایندهای ارتباطی نیز بهره جسته است. از آنجا که تا کنون مطالعات این حوزه بیشتر بر نحوه عمل رسانه های توده مدرن متمرکز بوده است، ضروری به نظر می رسد تا حدی در راه شناخت دیگر فرایندهای ارتباطی مورد استفاده در این استعمار نوین نیز تلاش گردد. توجه به جنبه های انسانی مورد استفاده از سوی سلطه سرمایه داری غربی در ارتباطات جهانی می تواند کمک بسزایی باشد در رسیدن به شناختی کامل تر از این پیکره منسجم ارتباطی و در عین حال بازگشت به خویش و بازیابی نقاط قوت و ضعف جهان تحت سلطه در این پیکار ارتباطی.

بر خلاف تصور غالب از قدرت رسانه های توده نوین، باید اذعان کرد که “ارتباط میان فردی و شخصی” یکی از مهمترین فرایندهای ارتباطی مورد استفاده در این راه است. با وجود گوناگونی دسته بندی انواع ارتباط و تعاریف آن در یک جمعبندی می توان گفت،ارتباط میان فردی” در مقابل “ارتباط درون فردی” و “ارتباط توده”، ارتباط چهره به چهره دو نفر با هم، یا یک نفر با گروهی محدود است، مانند آنچه در کلاس درس یا سالن نمایش اتفاق می افتد. (BITTNER,1989, pp. 8-11) ارتباط شخصی نیز در معنایی نزدیک به همین تعریف، در مقابل “ارتباط غیرمستقیم و غیرشخصی” است و “ارتباط جمعی یا توده، نیز ارتباطی است که بدون واسطه میان شخص پیام دهنده و شخص گیرنده پیام ایجاد می شود. در این نوع ارتباط، مخاطب می تواند یک فرد باشد یا مانند جلسات سخنرانی، گیرندگان پیام متعدد باشند.(معتمدنژاد، ۱۳۷۱، صص۶۶-۶۱)

از سوی دیگر با توجه به جهانی بودن موضوع مورد مطالعه، تأکید بر فراگرد “ارتباط میان فرهنگی” در ارتباط میان فردی ضروری به نظر می رسد. اهمیت این نکته از آنجا ناشی میشود که با توجه به چهره به چهره بودن این نوع ارتباط، بروز هر گونه اختلال یا در اصطلاح رایج آن، پارازیت در آن می تواند به قطع کلی فراگرد ارتباطی منجر شود یا حتی در برخی موارد پیامدهای زیانبارتری به همراه داشته باشد. در مقابل، باز با توجه به رو در رو بودن ارتباط و امکان استفاده از پس فرست، در نظر گرفتن معانی و ویژگیهای فرهنگی طرف مقابل ارتباط، میتواند روند آن را تا حد قابل توجهی تسهیل کند و این فراگرد را به کمال بیشتر رهنمون شود.

به هر حال ارتباط میان فرهنگی را این گونه تعریف کردهاند: “ارتباط میان مردمانی که ادراکات فرهنگی و نظام نمادهایشان به اندازهای گوناگون است که می تواند در روند ارتباط، ایجاد اختلال نماید.” (SOMOVAR,1995, p.58) این ارتباط از زمانی که انسانها با پیشینهها و فرهنگهای گوناگون به تماس با یکدیگر پرداختند، سایه خود را بر سر آنان گستراند. در آغاز، ارتباط میان فرهنگها در قالب جنگها و لشکرکشیها، مأموریت های تبلیغی مروجان ادیان گوناگون، سفرهای تجاری بازرگانان ماجراجو و تلاش های به ویژه استعماری برای کشف سرزمینهای دیگر صورت میپذیرفت.

امروزه با ظهورفناوریهای جدید در زمینه نظامهای ارتباطی و حمل و نقل، جهانی شدن اقتصاد، توسعه تولید صنعتی و همچنین افزایش جمعیت و جهانی شدن مسائل آن، گستره این نوع ارتباط به افراد و زمینههای دیگری نیز کشیده شده است. برخی از این افراد و زمینهها عبارتند از: پژوهشگران، دانشجویان غیر بومی، دیپلماتها و نمایندگان دیگر کشورها، کارمندان سازمانها و شرکتهای بینالمللی، کارگران، هنرمندان، مهاجران و پناهندگان سیاسی، مستشاران نظامی، شرکت کنندگان در مسابقههای بینالمللی، اقلیتهای قومی درون یک کشور، شرکت کنندگان در برنامههای سازمان داده شده مانند اردوها و سربازخانهها و سرانجام، “جهانگردان” که موضوع این نوشتارند.

صنعت جهانگردی” در هزاره سوم میلادی به عنوان یکی از سه صنعت درآمدزا و مهم جهان در کنار صنایع نفت و خودروسازی مورد توجه دولتها قرار گرفته و پیش بینی میشود که در سالهای نخست قرن حاضر از این لحاظ به مقام نخست برسد. در گسترش این پدیده، علاوه بر عوامل پیش گفته، عوامل ویژهای نیز مانند ازدیاد اوقات فراغت که از آن به نام “تمدن فراغت” یاد میشود و سهولت کسب درآمد بیش از نیازهای زندگی روزمره دخالت داشته است.

مطالعه جهانگردی در جهان نشان می دهد که بیشترین حجم تبادل جهانگرد” میان کشورهای شمال و جنوب و به ویژه از کشورهای شمال به جنوب است. حجم جهانگردی میان کشورهای شمال و همچنین در مرحله بعد میان کشورهای جنوب بسیار کمتر از حجم دو جریان یاد شده است.” (MOWLANA, 1997, p.142) این نکته میتواند تأییدی باشد بر نظریه جریان یک سویه اطلاعات از کشورهای استعمارگر به کشورهای پیشتر مستعمره آنان و جریان از مرکز به حاشیه، که نتیجهای جز سلطه فرهنگی و به عبارت دیگر “غربزدگی” به دنبال ندارد.

با تصویری که از جهانگردی در کشورهای غربی ساخته میشود، سطح زندگی آنان در نگاه کشورهای میزبان بسیار پیشرفتهجلوه میکند و این گونه کشورها نیز به نوبه خود تلاش میکنند تا هنگام مسافرت اربابان! به کشورشان، با وجود فقر و اختلاف طبقاتی موجود در کشور، آن سطح را در واقعیت نیز حفظ کنند و زندگیای مشابه زندگی تصویر شده جهانگردان در سرزمین خود برای ایشان فراهم آورند. این مسأله در صورت نبود مدیریت توانا، به نوبه خود منجر به افزایش واردات کالاها و تخصصهای مختلف از کشورهای جهانگردفرست میشود که علاوه بر سرازیر شدن بیشتر سود به دست آمده از این صنعت به همان کشورها، خود کمکی است شایان توجه به ایجاد و حفظ تصویر برتری غرب و در نهایت غرب زدگی و تشدید قدرت امپریالیزم فرهنگی.

تا آنجا که به موضوع این نوشتار مربوط میشود، در مورد گسترش خارقالعاده فناوریهای جدید در زمینه نظامهای ارتباطی، نکتهای کوتاه اما مهم شایان توجه مینماید. با اختراع پیدرپی رسانههای توده، چنین به نظر میرسید که تولد هر رسانه با توجه به ویژگیهای جدیدی که به همراه میآورد، افول رسانههای پیش از خود را به دنبال داشته باشد. به عنوان مثال با پیوستن تلویزیون به جمع رسانههای توده آن عصر، تصور میشد که دوران رادیو و سینما به پایان رسیده باشد. برتری تلویزیون نسبت به رادیو در برخورداری از تصویر و حرکت و نسبت به سینما در امکان استفاده از آن در منزل، تنوع برنامهها و مقید نبودن به زمانی خاص بود. اما چنین اتفاقی نیفتاد. سبب این بود که هر رسانه با برخورداری از ویژگیهای خاص خود، مناسب شرایط مکانی، زمانی و محتوایی ویژهای است و با ظهور رسانههای جدید نه تنها اعتبار و موقعیت خود را از دست نمی دهد که بسا استفاده از یک رسانه تشویقی باشد بر استفاده تکمیلی از رسانهای دیگر.

آن چه در مورد جهانگردی نیز اتفاق افتاد، از همین قاعده پیروی کرد. نخست تصور میشد که با آمدن جهان به خانهها از راه رسانههایی مانند تلویزیون، اشتیاق مردم برای دیدن شگفتیهای جهان به ویژه با توجه به هزینه بالای آن، تا حد زیادی فروکش کند. اما آشنایی اجمالی مردم با دیدنیهای جهان از طریق گسترش رسانههای توده ممکن شده، تشویقی شد تا مردم جهان به دیدن جاذبههای جهان از نزدیک بپردازند و در عین حال راهنمای مناسبی شد برای کسانی که از دیرباز به جهانگردی علاقهمند بودند.

در مورد نقش ارتباطی جهانگردی در جهان معاصر می توان گفت اگر چه معجزه قرن حاضر را به حضور و حاکمیت رسانههای توده جدید نسبت دادهاند، اما با یک نگاه دقیق و منصفانه، برتری ارتباطی میان فرهنگی و میان فردی مانند جهانگردی بر رسانههای جدید توده از لحاظ توان و ارزش ارتباطی به ویژه آنجا که بستر و گفتمان حاکم بر ارتباط، رنگ و بویی فرهنگی دارد، کاملاً قابل تشخیص است.

در این نوع ارتباط به جای رسانههای بیجان، با انسان به عنوان رسانهای بسیار پیچیده و کارآمد همراه با تمام امکانات ارتباطی ویژه آن مواجهیم. در جهانگردی برخلاف دیگر انواع ارتباط، نه تنها پیام که تمام نظام ارتباطی با همه ویژگیهای انسانی و فرهنگی آن جابهجا می شود. مجادله اهمیت بیشتر پیام یا ابزار که یکی از مجادلات بنیادی دانش ارتباطات است، در جهانگردی معنی ندارد. چه به اهمیت پیام و محتوا معتقد باشیم و چه به اهمیت ابزار و کانال، در اینجا، هم پیام و هم کانال، انسان است. در ارتباط میان فرهنگی که از راه جهانگردی به وقوع میپیوندد، انسان مرکز ارتباط است و در عین حال میتواند بقیه نظامهای ارتباطی از قبیل کتاب را نیز با خود همراه کرده و مجموعه آن ارتباط را تکامل بیشتری بخشد.

از سویی دیگر، این نوع ارتباط، یک ارتباط چهره به چهره با تمامی محسنات و مزایای ویژه آن است. در این نوع از ارتباط، پس فرست به شکلی بسیار کاملتر و در عین حال با سرعتی بسیار بیشتر به ارتباطگر میرسد. این مسأله یکی از مشکلات بزرگ رسانههای توده است که در مواجهه با آن، سازمانهای این رسانهها تلاش میکنند تا از طریق ایجاد واحد روابط عمومی و یا با استفاده از ابزارهای ارتباطی مکمل مانند تلفن یا پست تا حدی بر این مشکل فائق آیند. البته ارزش این نوع از پس فرستبه سبب ناقص بودن و همزمان نبودنش با فراگرد ارتباط، هیچ گاه قابل مقایسه با پس فرستی نیست که در ارتباط چهره به چهره رخ میدهد. ارتباط بدون برخورداری از پس فرست، تبدیل به یک ارتباط یک سویه میشود که به سختی میتوان بر آن نام ارتباط نهاد. در ارتباطی که رو در رو صورت میگیرد و هر دو طرف با تمام حواس، وجود یکدیگر را درک میکنند، ارتباطی کامل رخ میدهد که نسبت به دیگر انواع ارتباط، بسیار عمیقتر و بادوامتر است.

از منظری دیگر آنچه ارتباط توده را نسبت به دیگر انواع ارتباطات برتری میبخشد و به آن ویژگی متمایزی میدهد، همانا تحت پوشش ارتباطی قراردادن تعداد زیادی از مخاطبان در یک زمان است. برای “توده” ویژگیهایی از قبیل پراکنده بودن، ناشناخته بودن، برخورداری از ویژگیهای متفاوت و زیاد بودن تعداد آنان ذکر شده است. برای تحقق ارتباط توده نیز علاوه بر شرط برخورداری از مخاطبینی از نوع توده شرایط دیگری نیز در نوشتههای مختلف آمده است. این شرایط عبارتند از: نیاز به واسطه (رسانه) در ایجاد ارتباط، تأخیر در بازخورد، محدود شدن تعداد حواس و نیاز به افراد متخصص، سازمانها و نهادهای اجتماعی. همان گونه که میبینیم به جز ویژگی زیاد بودن تعداد مخاطبان در ارتباط توده، دیگر ویژگیهای یاد شده برای این نوع ارتباط، ویژگیهایی منفی است که به دلیل افزودن بر گستره ارتباط، به ناچار به آن تن میدهیم.

اما در ارتباطی مانند جهانگردی، میتوان از مزایای مثبت ارتباط میان فردی و جنبههای مثبت ارتباط توده بهره جست. در جریان بینالمللی جهانگردی، ارتباط، رو در رو و بدون واسطه با استفاده از تمامی حواس انسانی صورت میپذیرد. همچنین این ارتباط یک ارتباط دوسویه است که در آن امکان ارسال و دریافت پس فرست با سرعتی بسیار زیاد وجود دارد و برای تحقق آن در بیشتر موارد نیازی به افراد، سازمانها و نهادهای اجتماعی به شکلی که در رسانههای جدید وجود دارد، نیست. از سویی دیگر با توجه به حجم گسترده این صنعت در سطح بینالمللی که آن را در ردیف سه صنعت نخست جهان قرار داده است، نمیتوان ادعا کرد که در تحت پوشش قرار دادن افراد مختلف و بسیار در یک زمان، در رتبهای پس از رسانههای توده جدید قرار دارد.

و سرانجام این نکته که در ارتباط میان فرهنگی و میان فردی به سبب رو در رو بودن آن، امکان استفاده از “ارتباط غیر کلامی” به شکل گستردهای وجود دارد. ارتباط غیر کلامی عبارت است از: “تمامی محرکهای غیر کلامی در یک ارتباط که به وسیله منبع و استفاده او از محیط شکل میگیرد و ارزش بالقوه پیام بودن را برای منبع یا گیرنده دارد.” (SOMOVAR,1995, p.182) برخی از ویژگیهای این نوع ارتباط آن را از ارتباط کلامی متمایز میکند و به آن برجستگی خاصی میدهد. این ویژگیها را می توان چنین برشمرد:

* بسیاری از اعمال غیر کلامی مانند واکنش بدن در مقابل ترس، تحت فرمان نیروهای زیستی هستند و نمی توان به سادگی آن را پنهان کرد.

* انسان در طول زندگی و در دوران رشد، ارتباط غیر کلامی را به مراتب زودتر از ارتباط کلامی میآموزد و برای برقراری ارتباط از آن بهره میبرد. از همین رو توانایی انسانها نیز در آن بیشتر است.

* ارتباط غیر کلامی نسبت به ارتباط کلامی بسیار احساسی تر و عاطفیتر بوده و دارای تأثیر بیشتری است.

* با توجه به نمادهای مورد استفاده در هر دو نوع ارتباط، میتوان چنین نتیجه گرفت که ارتباط غیر کلامی به مراتب جهانیتر از ارتباط کلامی است.

این ارتباط معمولاً در قالبهایی مانند استفاده از حرکات بدن، نوع لباس، تعابیر چهره، تماس از راه چشم، لمس، بو، استفاده از فضا و تعریف فاصله، نوع نگاه به زمان و چگونگی به کار بردن سکوت شکل میگیرد. از آنجا که انسانها در جریان برقراری ارتباطهای روزانه، به طور ناخودآگاه از ارتباط غیرکلامی به مراتب بیش از نوع کلامی آن استفاده میکنند، خود دلیلی بر کاملتر و کارآمدتر بودن ارتباط از راه جهانگردی نسبت به ارتباط از راه رسانههای توده است.

با توجه به همین ویژگیها است که در طول تاریخ تمدنهای بشری و بسیار پیش از ظهور رسانه های توده و بین المللی در عصر سلطه ارتباطی غرب، جهانگردی به عنوان یک ارتباط میان فردی و میان فرهنگی در جهان بشریت وجود داشته و منشأ آثار بسیاری در شکل گیری و گسترش تمدنها بوده است. گویاترین مثال این نقش انکار ناشدنی، تأثیر جهانگردی بر اشتیاق بی پایان مسلمانان برای شناخت جهان و فرهنگهای مختلف آن و تأثیر جهانگردی آنان در شکوفایی و گسترش تمدن اسلامی در بخش بزرگی از جهان آن روزگار است که یکی از درخشان ترین دوره های زندگی بشر را تشکیل می دهد.

تمدن اسلامی که طولانی ترین تمدن بشری است، برخلاف تمدنهای پیش از خود و تمدن معاصر غربی که پس از آن رواج یافت، معجزه ای بود نه محصور در یک منطقه و محدود به یک نژاد، بلکه به شکلی منحصر به فرد، تمدنی بود بر پایه اندیشه، اعتقاد و دین. مرکز این تمدن نه عراق بود و نه شام. مرکز آن قرآن بود و روح اسلامی، که در سراسر آن جوشش و جریان داشت. در دل این تمدن، مفهومی به نام “امت اسلامی” تا حد زیادی فرصت بروز و ظهور یافته بود. این مفهوم به این معنا بود که همه مسلمانانی که در این گستره جغرافیایی و زیر پرچم این دین مبین قرار میگرفتند، فارغ از نژاد و قبیله و رنگ و زبان، همه عضو یک خانواده به شمار میرفتند و با قدم نهادن در هر جایی از این سرزمین، خود را در وطن و دیار خویش مییافتند.

در این راهها، نهادها و تعالیم درخشان اسلام تسهیلات بیشماری برای تحقق این مهم به وجود میآورد. درهای مساجد به عنوان مأمن و مرکز گردهمایی مسلمانان همه جا به روی مسافران گشوده بود و در راه ماندگان با برخورداری از عنوان “ابن سبیل” هیچ گاه در سفر احساس درماندگی نمیکردند. توسعه این منطق و تبدیل شدن آن به یکی از ارزشهای فرهنگی حاکم، سبب تحرک شگرف مسلمانان در دل سرزمینهای اسلامی شد تا آنجا که در پرتو این تمدن “در مصر یک خراسانی حکومت میکرد و در هند یک ترک. غزالی در بغداد در رد فلسفه کتاب مینوشت و ابن رشد در اندلس به آن جواب میداد…یک شیخ ترمذی یا بلخی در قونیه و دمشق مورد تکریم و احترام عامه میشد و یک سیاح اندلسی در دیار هند عنوان قاضی مییافت. همه جا، در مسجد، در مدرسه، در خانقاه، در بیمارستان از هر قوم مسلمان نشانی بود و یادگاری، اما بین مسلمانان نه اختلاف جنسیت مطرح بود، نه اختلاف تابعیت. همه جا دین بود و یک فرهنگ: فرهنگ اسلامی که فی المثل زبانش عربی بود، فکرش ایرانی، خیالش هندی بود و بازویش ترکی، اما دل و جانش اسلامی بود و انسانی.” (زرین کوب، ۱۳۶۲، صص۳۱-۳۰)

آنچه در آفرینش این حماسه بیش از همه نقش داشت، بی شک قرآن بود. این کتاب آسمانی به عنوان قانون اساسی این تمدن به شمار میرفت و روح این کتاب در همه ارکان آن ساری و جاری بود، و البته زبان این کتاب آسمانی یعنی عربی بر بیشتر مراودات و ارتباطات میان مسلمانان، به ویژه آنجا که سخن از دین، اندیشه، فرهنگ و دانش بود سایه میافکند. اگر ایرانیان را یکی از اقوامی بدانیم که در خلق این معجزه بیشترین سهم را داشتهاند، با نگاهی گذرا برآنچه به دست ما رسیده، به سادگی میتوان حاکمیت زبان عربی را بر ادبیات این تمدن به عنوان زبان دانش روز دریافت. بیشک همین کتاب واحد و زبان واحد بود که هویتی واحد را برای همه مسلمانان به ارمغان می آورد و این نشاط و تحرک بینظیر را موجب شده بود.

البته مسلمانان برای سیر در زمین به این حد نیز بسنده نکردند و برای برآوردن نیازهای سیاسی، نظامی و تجاری خود در سطح جهان و مهمتر از همه تبلیغ دین که بر عهده یکایک آنان گذاشته شده بود، پا را از سرزمینهای اسلامی نیز فراتر گذاشتند و همین امر سبب گسترش روزافزون و معجزهآسای اسلام در سراسر جهان آن روز شد. به طور کلی دلایل اشتیاق مسلمانان به جهانگردی و شناخت جهان در عصر کمبود امکانات ارتباطی و حمل و نقل که منشأ گسترش معجزهآسای علم جغرافیا نیز شد، در سه دسته کلی جای میگیرد:

وجود برخی اوامر قرآنی و دینی که مسلمانان را تشویق به سیر در زمین میکرد و معمولاً با عبارت “سیروا فی الارض فانظروا” آغاز میشود.

اشاره قرآن و برخی روایات به پدیدهها و اسرار مسائل جغرافیایی مانند:

مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لایبقیان (الرحمن، ۲۲و ۲۱)

حتی بلغ مجمعالبحرین (الکهف، ۶۰)

و الجبال اوتادا (النبأ، ۷)

وجعلنا فی الارض رواسی ان تمیدبهم (الانبیاء، ۳۱)

و جعلنا السماء سقفا محفوظا (الانبیاء، ۳۲)

ان السموات و الارض کانتا رتقا ففتقناهما (الانبیاء، ۳۰)

سبع سموات و من الارض مثلهن (الطلاق، ۱۲)

و تری الشمس اذا طلعت تزاور عن کهفهم ذات الیمین و اذا غربت تقرضهم ذات الشمال و هم فی فجوه منه (الکهف، ۱۷)

اشاره قرآن به این مسائل همراه با تشویق به علم دوستی و کنجکاوی علمی سبب مسافرت مسلمانان به اقطار مختلف عالم برای کشف آن چه در قرآن و روایات آمده بود، شد. کنجکاوی علمی تا بدان حد پیش رفت که دولتهای اسلامی سرمایه و نیروهای خاصی را به این گونه سفرهای اکتشافی اختصاص دادند. سفر هیأت هایی به سرپرستی ”محمد بن موسی خوارزمی“ به بیزانس برای یافتن غار اصحاب کهف و ”سلام ترجمان“ به منطقه خزر برای پیدا کردن سد ذوالقرنین به دستور ”الواثق بالله“ در سالهای ۲۲۲ تا ۲۲۷ هجری نمونههایی از این تلاشها است.

نیاز مسمانان به شناخت عالم که برخی از دلایل این نیاز را میتوان چنین برشمرد:

انجام اوامر شرعی: با توجه به نیاز مردم به شناخت راههای منتهی به مکه برای انجام مناسک حج، بسیاری از کتابهای جغرافی مسلمین از باب تبرک از مکه شروع به تشریح اقالیم نمودهاند. همچنین دستیابی به جهت قبله برای برگزاری نماز و سایر احکام که متوقف بر دانستن آن است، از دیگر نمونههای دلایل توجه مسلمانان به جهت یابی و شناخت جهان در اعمال روزمره خود بود.

تبلیغ دین: گسترش محدوده اسلام و افزایش شمار مسلمانان، دسترسی به علوم دینی را کاهش داد و نیاز مبرم به مبلغان دینی را مطرح ساخت. لازمه اعزام این گروهها شناخت درست جهان بود و به دنبال آن، این گروهها نیز با دست پر از اطلاعات مربوط به سرزمینها و فرهنگهای دیگر بازمیگشتند که خود تشویق دیگری بود به سیر و سفر مسلمین. سفر هیأت تبلیغی ”المقتدر بالله“ خلیفه عباسی، به تقاضای پادشاه اسلاوها به سرپرستی ”احمدبن فضلان“ در حدود سال ۳۰۹ هجری قمری یکی از نمونههای مهم این امر است.

نیازهای سیاسی و نظامی: به دنبال گسترش عالم اسلامی و بروز ضعف در قدرت مرکزی، دولت مرکزی از یک سو برای نظارت بیشتر بر مناطق تحت سلطه و از سوی دیگر قدرتهای محلی برای کسب قدرت بیشتر و سلطه بر مناطق گستردهتر، نیازمند شناخت شهرها و راهها شدند.

نیازهای تجاری: با گسترش سرزمینهای اسلامی و افزایش سفرهای مسلمانان در پناه امنیت به وجود آمده، کار تجارت رونقی چشمگیر یافت و یکی از لوازم این گونه سفرهای تجاری، شناخت بازارهای مصرف و تولیدکنندگان و راههای منتهی به آن بود.

به هر حال این دین مبین گاه از طریق سیاحان، گاه به وسیله دانشمندان و مبلغان رسمی دین، گاه با حضور نظامیان مسلمان در میان دیگر مردم جهان و گاه حتی از راه بازرگانان و مهاجران برای جهانیان به سوغات برده شد و این گونه بود که مفهوم امت اسلامی در پهنه گستردهای از گیتی به بار نشست.

اما پس از چندی، متأسفانه با بروز سستی در پیکره این تمدن بزرگ و رو به نابودی گذاشتن آن، رابطه میان ملل مسلمان نیز رو به کاهش و سردی گذاشت. با گسترش استعمار و اعمال مرزبندی قراردادی در سراسر قلمرو پیشین حکومت اسلامی،کشور-ملتها“ به وجود آمدند و از آن هویت واحد اسلامی که در پرتو قرآن شکل گرفته بود، جز نامی باقی نماند. با شروع دوره استعمار نو، زبان اربابان جدید جهان، یعنی زبان های انگلیسی و فرانسه حتی در خود کشورهای عربی جایگزین زبان عربی شد، تا آنجا که امروزه تنها ۲۱% جمعیت مسلمان به زبان عربی گفتگو میکنند که ساکنان ۱۸ کشور را تشکیل میدهند. این در حالی است که ۱/۱۵% ملل مسلمان به یکی از دو زبان فرانسه و یا انگلیسی و ۵/۱% نیز به یکی دیگر از زبانهای اروپایی تکلم میکنند. ۲/۱۴% هم علاوه بر زبان خاص خود، به یکی از زبانهای اروپایی نیز صحبت میکنند. (محسنیان راد، 1376، ص ۱۵) زبانهای رایج در کشورهای اسلامی در جدول زیر آمده است:

جدول ۱ زبانهای رایج در کشورهای اسلامی

به نقل از: محسنیان راد، ۱۳۷۶، ص ۱۱۶

گسترش روز افزون زبانهای اروپایی در میان ملل اسلامی، رهآوردی بس تلختر از استعمار گذشته برای آنان داشت. آشنایی با زبانهای اروپایی در کنار توسعه خارقالعاده رسانههای گوناگون توده در سراسر جهان، مسلمانان را شیفته تصویر ایجاد شده به وسیله این رسانهها از تمدن غربی ساخت و روحی از ناامیدی، وازدگی و احساس حقارت از گذشته خویش در کالبد نیمه جان آنان دمید. این فرایند به نوبه خود و با گذشت زمان به پدیدهای منجر شد که در سطح جهانی آن به نام ”آمریکایی شدن فرهنگ“ می شناسند. پدیدهای که امروزه حتی کشورهای اروپایی نیز در دفاع از هویت خود به مقابله با آن برخاستهاند. به هر حال، حاصل این شیفتگی در برابر فرهنگ بیگانه در دوران حکومت فناوریهای نوین، چیزی نبود جز کاهش بیش از پیش ارتباط میان کشورهای اسلامی و از بین رفتن آن همه عزت و شوکت که در پناه هویت واحد اسلامی و در قالب مفهوم امت اسلامی شکل گرفته بود.

بی شک رمز این همه تحول و جایگزین شدن تمدن غربی به جای تمدن اسلامی، پیش از هر چیز دیگر در افزایش حضور غربیان در دیگر کشورها و از جمله کشورهای اسلامی به نام جهانگردی و نفوذ آنان در دستگاه حاکمه دولتهای اسلامی نهفته است. به بیان دیگر، جهانگردی که تا آن زمان وسیلهای بود برای هر چه شکوفاتر کردن تمدن اسلامی، از آن پس به عنوان ابزاری نیرومند، موجب انتقال پایگاه تمدن در حیات بشر شد. نگاهی به وضعیت کنونی جهانگردی در جهان، به خوبی بیانگر ضعف شدید کشورهای اسلامی از یک سو و مشارکت فوقالعاده کشورهای پیشرفته غربی در این ارتباط تمدنساز میان فرهنگی از سوی دیگر است.

بر اساس آمار ”سازمان جهانگردی جهانی“ (World Tourism Organization) تعداد کل جهانگردان دنیا در سال ۱۹۹۷ حدود ۶۱۳ میلیون نفر بوده است. این حجم تحرک در سطح جهان درآمدی برابر حدود ۴۴۴ میلیارد دلار برای کشورهای درگیر در این جریان به ارمغان آورده است. از این میان تعداد کل جهانگردان وارد شده به کشورهای اسلامی حدود 48 میلیون نفر (حدود ۸% جهانگردان کل دنیا) برآورد شده که از این راه درآمدی برابر حدود ۳۱ میلیارد دلار (تقریباً ۷% از درآمد جهانی این پدیده) به جهان اسلام تعلق گرفته است. همچنین در این سال تعداد جهانگردان مسلمان حدود ۲۰ میلیون نفر بوده است که نسبتی برابر ۳/۳% کل جهانگردان دنیا را تشکیل میدهد. (عبدالرحیمی، ۱۳۷۷، صص 4-۳)

در یک نگاه جزئیتر، جایگاه کشورهای اسلامی در میان ۴۰ کشور نخست جهان در این امر بسیار ضعیف مینماید. ”سازمان جهانگردی جهانی“ در گزارش ”گرایشهای بازار جهانگردی“ آمار ۴۰ کشور نخست جهان را از جنبههای سه گانه تعداد جهانگردان وارد شده به آنها، درآمد از راه جهانگردی و میزان هزینههای جهانگردی در جداول زیر آورده است:

جدول ۲ آمار ۴۰ مقصد نخست جهانگردان در جهان –۱۹۹۷

جدول ۴ آمار ۴۰ کشور نخست جهان از لحاظ هزینه جهانگردی ۱۹۹۶

همان گونه که از ظاهر این جداول نمایان است، میزان حضور کشورهای اسلامی که برای وضوح بیشتر در جدول با خط درشت نوشته شدهاند در این فعالیت بسیار ناچیز است. در جدول نخست تنها نام ۷ کشور اسلامی از رده نوزدهم تا رده سی و هشتم جدول به عنوان مقصدهای نخست جهانگردان در جهان به چشم میخورد. همچنین در تقسیم بخش بزرگی از درآمدهای حاصل از جهانگردی میان ۴۰ کشور جهان، تنها ۴ کشور اسلامی در ردههای شانزدهم و بیست و ششم راه یافتهاند. از لحاظ میزان هزینه در بخش جهانگردی نیز تنها 5 کشور اسلامی در ردههای بیست و هشتم تا سی و نهم جدول جای گرفته اند.

در درون کشورهای اسلامی به نظر میرسد وضعیت از این ناگوارتر باشد. در جدول ۵، آمار مربوط به جهانگردی در کشورهای اسلامی به تفکیک تعداد ورودی، تعداد خروجی و در نهایت درآمد حاصل از آن آمده است:

همان گونه که می بینیم، فاصله میان چند کشور انگشت شمار اسلامی با بقیه کشورها بسیار بیش از آن است که بتوان ورود این چند کشور را در ردیف ۴۰ کشور نخست جهان در امر جهانگردی نشانگر حضور حتی کمرنگ مسلمانان در آن دانست. در مقابل، همان گونه که پیش از این آمد و از جداول یاد شده نیز نمایان است، بخش عمده این فعالیت مهم بینالمللی به کشورهای پیشرفته غربی اختصاص یافته است.

در اینجا به نظر می رسد مطالعه تاریخی روند نفوذ غرب در کشورهای اسلامی به بهانه جهانگردی بتواند تا حدودی اسرار این تحول را به ما نشان دهد، اما از آنجا که در این نوشتار امکان بررسی تاریخی این روند در همه کشورهای اسلامی وجود ندارد، در ادامه به مطالعه تاریخ تحول جهانگردی در ایران به عنوان یک نمونه مهم و مورد ابتلا، به ویژه در بخش جهانگردپذیری در طول دوران تمدن اسلامی و پس از آن خواهیم پرداخت و از این رهگذر تلاش خواهیم کرد. تا میزان حضور و نفوذ غربیان را در این کشور و به دنبال آن نقش این حضور را در تحول فرهنگ این سرزمین بررسی نماییم.

همان گونه که آمد، در دوران شکوفایی تمدن بزرگ اسلامی، جهانگردی از اهمیت و رونق بسیاری نزد مسلمانان برخوردار شد. در میان جهانگردان آن دوره، سیاحان و محققان ایرانی از مقام و اعتبار والایی برخوردار بودند. ”ابن خردادبه“ نخستین پژوهشگری است که در قرن سوم هجری اطلاعاتی در مورد صحرای میان بم و نصرتآباد در دسترس قرار داده است. ”ابن رسته“ در سال ۳۱۰ هجری نگارش کتابی به نام ”الاعلاق النفسیه“ را که درنوع خود دائره المعارفی بزرگ به شمار میرفت، آغاز نمود. این کتاب مشتمل بر هفت مجلد بوده است که اینک مجلد هفتم آن بر جای مانده است. این مجلد درباره جغرافیای ایران، عربستان، یمن، آفریقای شمالی، اسپانیا، آسیای صغیر، روسیه، ترکستان و هند است و غالبا اطلاعاتی را درباره حدود شهرها و خصوصیات مردم هر ناحیه و احیاناً سابقه تاریخی آن به دست میدهد. ”استخری“ در سال ۳۰۳ هجری روی به سیاحت نهاد و نخستین جغرافی نویس ایرانی است که کتاب خود را بر اساس مشاهدات شخصی نگاشت. وی ممالک اسلامی را به نوزده منطقه تقسیم نموده و ویژگیهای جغرافیایی، سوابق تاریخی و مسافات بلاد هر منطقه را شرح داده است. او ایران را از جنوب به شمال و از مشرق به مغرب سیاحت کرده و به ویژه موطن خود ایالت فارس را جزء به جزء شرح داده است.

ناصر خسرو قبادیانی“ شاعر بلندپایه ایران نیز در شمار جهانگردان صاحب نام دوران پس از اسلام است که جهانگردی طولانی خود را در روز پنجشنبه ششم جمادیالآخر سال ۴۳۷ هجری برابر با نیمه دوم دی ماه ۴۱۴ یزدگردی به نیت سفر قبله، از مرو آغاز نمود. وی در مورد انگیزه دینی خود از این سفر چنین میگوید: «پس از آنجا به جوزجانان شدم و قرب یک ماه ببودم و شراب پیوسته خوردمی، پیغمبر (صلی ا…علیه و آله و سلم) می فرماید ”قولوا الحق و لو علی انفسکم”. شبی در خواب دیدم که یکی مرا گفت: چندان خواهی خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کند، اگر به هوش باشی بهتر. من جواب گفتم که حکما جز این چیزی نتوانستند ساخت که اندوه دنیا کم کند. جواب داد که بیخودی و بیهوشی، راحتی نباشد. حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را به بیهوشی رهنمون باشد، بلکه چیزی باید طلبید که خرد و هوش را به افزاید. گفتم که من این را ازکجا آرم. گفت جوینده یابنده باشد و پس سوی قبله اشارت کرد و دیگر سخن نگفت. چون از خواب بیدار شدم آن حال تمام بر یادم بود، بر من کار کرد و با خود گفتم که از خواب دوشین بیدار شدم باید که از خواب چهل ساله نیز بیدار گردم.» (حسینی، ۱۳۷۷، ص۱۲۴) وی سرانجام روز بیست و ششم جمادیالآخر سال ۴۴۴ هجری برابر با ۲۸ آبان ماه ۴۲۱ یزگردی پس از هفت سال سیاحت و مطالعه و پیمودن بیش از ۱۳۰۰۰ کیلومتر راه و روبرو شدن با دیدنیها و مصائب بسیار مسافرت خود را پایان داد.

از سویی دیگر ایران همواره به عنوان یکی از مقاصد مهم جهانگردان غیر ایرانی در این دوره مطرح بوده و با برخورداری از آثار تمدنهای کهن، امکانات در خور توجه، آب و هوای دل انگیز و مردمی میهمان نواز، سبب برانگیختن حس کنجکاوی جهانگردان مسلمان برای دیدار از این سرزمین شده است. ”ابودلف“ از جهانگردان اوایل قرن چهارم هجری است که به روزگار فرمانروایی سامانیان به ایران آمده و مشاهدات خود را در سفرنامهای به رشته تحریر درآورده است. هر چند ابودلف گاه در گزارشهای خود به لغزشهایی دچار آمده و جا به جا خیالبافیهایش را نیز ثبت کرده است، اما پس از او، جهانگردان از اطلاعاتی که وی جمعآوری کرده بود، استفاده کردند.

مقدسی“ نیز از جهانگردان مشهور قرن چهارم هجری است که از کشور ما دیدن کرده و در کتاب خود مطالب جامع و با ارزشی درباره ایران آن روز به رشته تحریر درآورده است. وی در بیان مشکلات سفر خود که اقدام به آن در آن دوره همتی چون کوه را میطلبید، چنین آورده است: ”از همه آنچه مسافران بدان بر می خورند، برخوردم. خود را فقیه و ادیب و عابد و زاهد نمودم. نیز فقه و ادب تدریس کردم. خطبهها بر بالای منبرها خواندم، بر بالای گلدستهها اذان گفتم، در مسجدها بارها پیش نماز شدم، در مجالس سخنرانی سخنها گفتم. با صوفیان حلیمها و آشها و با خانقاهیان تریدها و کاچیها خوردم. از فاصله ده فرسنگی میان کاروان جدا شدم و به سوی شهر رفتم تا آن شهر را ببینم و درباره آن پژوهش کنم. چه شبها که از مسجد بیرونم راندند، در بیابانها گم شدم و سرگردان ماندم، بیابانها پیمودم. زمانی مالک بردهها گشتم، روزگاری زنبیل بر سر نهادم و کارگری کردم. بارها نزدیک شد که غرق شوم. به تهمت جاسوسی دستگیر و زندانی شدم، داغ بدعت بر پیشانیم زدند…“ (حسینی، ۱۳۷۷، ص ۱۳۴)

همچنین در همین روزگار ”ابن حوقل“ که از مشهورترین جهانگردان قرن چهارم هجری به شمار میرود، ایران را از هر سو زیر پا گذاشته و در تمام نقاط مهم آن مدتی طولانی توقف کرده است. این سیاح جا به جا ضمن ذکر فاصله میان شهرها، توصیف جالبی از

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.