اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل عدل چیست؟، محتوای خود را در قالب 75 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 46
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل عدل چیست؟، محتوای خود را در قالب 75 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل عدل چیست؟ ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل عدل چیست؟، کیفیت تضمینشده دارد.
اولین مسأله ای که باید روشن شود این است که عدل چیست ؟ ظلم چیست ؟ تا مفهوم اصلی و دقیق عدل روشن نشود هر کوششی بیهوده است و از اشتباهات مصون نخواهیم ماند . مجموعا چهار معنی و یا چهار مورد استعمال برای این کلمه هست :
الف . موزون بودن :
اگر مجموعه ای را در نظر بگیریم که در آن ، اجزاء و ابعاض مختلفی بکار رفته است و هدف خاصی از آن منظور است ، باید شرائط معینی در آن از حیث مقدار لازم هر جزء و از لحاظ کیفیت ارتباط اجزاء با یکدیگر رعایت شود ، و تنها در این صورت است که آن مجموعه می تواند باقی بماند و اثر مطلوب خود را بدهد و نقش منظور را ایفا نماید . مثلا یک اجتماع اگر بخواهد باقی و برقرار بماند باید متعادل باشد ، یعنی هر چیزی در آن به قدر لازم ( نه به قدر مساوی ) وجود داشته باشد . یک اجتماع متعادل ، به کارهای فراوان اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، قضائی ، تربیتی احتیاج دارد و این کارها باید میان افراد تقسیم می شود و برای هر کدام از آن کارها به آن اندازه که لازم و ضروری است افراد گماشته شوند . از جهت تعادل اجتماعی ، آنچه ضروری است این است که میزان احتیاجات در نظر گرفته شود و متناسب با آن احتیاجات ، بودجه و نیرو مصرف گردد . اینجاست که پای ” مصلحت ” به میان می آید ، یعنی مصلحت کل ، مصلحتی که در آن ، بقاء و دوام ” کل ” و هدفهایی که از کل منظور است در نظر گرفته می شود . از این نظر ، ” جزء
” فقط وسیله است ، حسابی مستقل و برای خود ندارد .
همچنین است تعادل فیزیکی ، یعنی مثلا یک ماشین که برای منظوری ساخته می شود و انواع نیازمندیها برای ساختمان این ماشین هست ، اگر بخواهد یک مصنوع متعادل باشد باید از هر ماده ای به قدری که لازم و ضروری است و احتیاج ایجاب می کند در آن بکار برده شود .
تعادل شیمیائی نیز چنین است ، هر مرکب شیمیائی فرمول خاصی دارد و نسبت خاصی میان عناصر ترکیب کننده آن هست ، تنها با رعایت آن فرمول و آن نسبتها که متفاوت است تعادل برقرار می شود و آن مرکب بوجود می آید .
جهان ، موزون و متعادل است ، اگر موزون و متعادل نبود برپا نبود ، نظم و حساب و جریان معین و مشخصی نبود . در قرآن کریم آمده است :
« و السماء رفعها و وضع المیزان »( ۱ ) .
همانطور که مفسران گفته اند مقصود این است که در ساختمان جهان ، رعایت تعادل شده است ، در هر چیز ، از هر ماده ای به قدر لازم استفاده شده است ، فاصله ها اندازه گیری شده است . در حدیث نبوی آمده است :
« بالعدل قامت السموات و الارض » ( ۲ ) .
” همانا آسمان و زمین به موجب عدل برپاست ” .
نقطه مقابل عدل به این معنی ، بی تناسبی است نه ظلم . لهذا عدل به این معنی از موضوع بحث ما خارج است .
بسیاری از کسانی که خواسته اند به اشکالات مربوط به عدل الهی از نظر تبعیضها ، تفاوتها و بدیها جواب بدهند ، به جای آنکه مسأله را از نظر عدل و ظلم طرح کنند از نظر تناسب و عدم تناسب طرح کرده اند و به این جهت قناعت کرده اند که همه این تبعیضها و تفاوتها و بدیها از نظر نظام کلی عالم لازم و ضروری است .
شک نیست که از نظر نظام عالم ، و از نظر تناسب ضروری در مجموعه ساختمان جهان ، وجود آنچه هست ضروری است ، ولی این مطلب جواب شبهه ظلم را نمی دهد .
بحث عدل به معنی تناسب ، در مقابل بی تناسبی ، از نظر کل و مجموع نظام عالم است ، ولی بحث عدل در مقابل ظلم ، از نظر هر فرد و هر جزء مجزا از اجزاء دیگر است . در عدل به مفهوم اول ، ” مصلحت ” کل مطرح است و در عدل به مفهوم دوم ، مسأله حق فرد مطرح است . لهذا اشکال کننده بر می گردد و می گوید : من منکر اصل تناسب در کل جهان نیستم ، ولی می گویم رعایت این تناسب ، خواه نا خواه مستلزم برخی تبعیضها می گردد ، آن تبعیضها از نظر کل ، روا است و از نظر جزء ، ناروا است .
عدل به معنی تناسب و توازن ، از شؤون حکیم بودن و علیم بودن خداوند است . خداوند علیم و حکیم به مقتضای علم شامل و حکمت عام خود می داند که برای ساختمان هر چیزی ، از هر چیزی چه اندازه لازم و ضروری است و همان اندازه در آن قرار می دهد .
ب . معنی دوم عدل ، تساوی و نفی هرگونه تبعیض است
گاهی که می گویند : فلانی عادل است ، منظور این است که هیچگونه تفاوتی میان افراد قائل نمی شود . بنابراین ، عدل یعنی مساوات .
این تعریف نیازمند به توضیح است . اگر مقصود این باشد که عدالت ایجاب می کند که هیچگونه استحقاقی رعایت نگردد و با همه چیز و همه کس به یک چشم نظر شود ، این عدالت عین ظلم است . اگر اعطاء بالسویه ، عدل باشد ، منع بالسویه هم عدل خواهد بود . جمله عامیانه معروف : ” ظلم بالسویه عدل است ” از چنین نظری پیدا شده است .
و اما اگر مقصود این باشد که عدالت یعنی رعایت تساوی در زمینه استحقاقهای متساوی ، البته معنی درستی است ، عدل ، ایجاب می کند اینچنین مساواتی را ، و اینچنین مساوات از لوازم عدل است ، ولی در این صورت بازگشت این معنی به معنی سومی است که ذکر خواهد شد .
ج . رعایت حقوق افراد و عطا کردن به هر ذی حق ، حق او را
و ظلم عبارت است از پامال کردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق دیگران . معنی حقیقتی عدالت اجتماعی بشری ، یعنی عدالتی که در قانون بشری باید رعایت شود و افراد بشر باید آن را محترم بشمارند همین معنی است . این عدالت متکی بر دو چیز است :
یکی حقوق و اولویتها ، یعنی افراد بشر نسبت به یکدیگر و در مقایسه با یکدیگر ، نوعی حقوق و اولویت پیدا می کنند . مثلا کسی که با کار خود ، محصولی تولید می کند ، طبعا نوعی اولویت نسبت به آن محصول پیدا می کند و منشأ این اولویت ، کار و فعالیت اوست . همچنین کودکی که از مادر متولد می شود ، نسبت به شیر مادر حق و اولویت پیدا می کند و منشأ این اولویت ، دستگاه هدفدار خلقت است که آن شیر را برای کودک بوجود آورده است .
یکی دیگر خصوصیت ذاتی بشر است که طوری آفریده شده است که در کارهای خود الزاما نوعی اندیشه ها که آنها را اندیشه اعتباری می نامیم استخدام می کند و با استفاده از آن اندیشه های اعتباری به عنوان ” آلت فعل ” به مقاصد طبیعی خود نائل می آید . آن اندیشه ها یک سلسله اندیشه های ” انشائی ” است که با ” باید ” ها مشخص می شود . از آن جمله این است که برای اینکه افراد جامعه بهتر به سعادت خود برسند ” با ید ” حقوق و اولویتها رعایت شود . و این است مفهوم عدالت بشری که وجدان هر فرد آن را تأیید می کند و نقطه مقابلش را که ظلم نامیده می شود محکوم می سازد .
مولوی در اشعار معروف خود می گوید :
عدل چبود ؟ وضع اندر موضعش
ظلم چبود ؟ وضع در ناموضعش
عدل چبود ؟ آب ده اشجار را
ظلم چبود ؟ آب دادن خار را
موضع رخ ، شه نهی ، ویرانی است
موضع شه ؟ پیل هم نادانی است
این معنی از عدل و ظلم ، به حکم اینکه از یک طرف ، بر اساس اصل اولویتها است و از طرف دیگر از یک خصوصیت ذاتی بشر ناشی می شود که ناچار است یک سلسله اندیشه های اعتباری استخدام نماید و ” باید ” ها و ” نباید ” ها بسازد و ” حسن و قبح ” انتزاع کند ، از مختصات بشری است و در ساحت کبریائی راه ندارد ، زیرا همچنانکه قبلا اشاره شد او مالک علی الاطلاق است و هیچ موجودی نسبت به هیچ چیزی در مقایسه با او اولویت ندارد . او همچنانکه مالک علی اطلاق است ” اولی ” ی علی الاطلاق است . او در هر چه هرگونه تصرف کند ، در چیزی تصرف کرده که به تمام هستی به او تعلق دارد و ملک طلق او است . از اینرو ظلم به این معنی ، یعنی به معنی تجاوز به اولویت دیگری و تصرف در حق دیگری و پا گذاشتن در حریم دیگری ، درباره او محال است ، و از آن جهت محال است که مورد و مصداق نمی تواند پیدا کند .
د . رعایت استحقاقها در افاضه وجود و امتناع نکردن از افاضه و رحمت به آنچه امکان وجود یا کمال وجود دارد بعدا خواهیم گفت که موجودات در نظام هستی از نظر قابلیتها و امکان فیض گیری از مبدأ هستی با یکدیگر متفاوتند ، هر موجودی در هر مرتبه ای هست از نظر قابلیت استفاضه ، استحقاقی خاص به خود دارد . ذات مقدس حق که کمال مطلق و خیر مطلق و فیاض علی الاطلاق است ، به هر موجودی آنچه را که برای او ممکن است از وجود و کمال وجود ، اعطا می کند و امساک نمی نماید . عدل الهی در نظام تکوین ، طبق این نظریه ، یعنی هر موجودی ، هر درجه از وجود و کمال وجود که استحقاق و امکان آن را دارد دریافت می کند . ظلم یعنی منع فیض و امساک وجود از وجودی که استحقاق دارد .
از نظر حکمای الهی ، صفت عدل آنچنانکه لایق ذات پروردگار است و بعنوان یک صفت کمال برای ذات احدیت اثبات می شود به این معنی است ، وصفت ظلم که نقص است و از او سلب می گردد نیز به همین معنی است که اشاره شد .
حکما معتقدند که هیچ موجودی ” بر خدا ” حقی پیدا نمی کند که دادن آن حق ” انجام وظیفه ” و ” اداء دین ” شمرده شود و خداوند از آن جهت عادل شمرده شود که بدقت تمام ، وظائف خود را در برابر دیگران انجام می دهد . عدل خداوند عین فضل و عین وجود او است ، یعنی عدل خداوند عبارت است از اینکه خداوند فضلش را از هیچ موجودی در هر حدی که امکان تفضل برای آن موجود باشد ، دریغ نمی دارد . و این است معنی سخن علی علیه السلام در خطبه ۲۱۴ نهج البلاغه که می فرماید :
” حق یکطرفی نیست . هر کسی که بر عهده دیگری حقی پیدا می کند ، دیگری هم بر عهده او حقی پیدا می کند . تنها ذات احدیت است که بر موجودات حق پیدا می کند . و موجودات در برابر او وظیفه و مسؤولیت پیدا می کنند اما هیچ موجودی ” بر او ” حق پیدا نمی کند ” .
” اگر با این مقیاس که تنها مقیاس صحیح است بخواهیم بررسی کنیم ، باید ببینیم در میان همه آن چیزهایی که ” شر ” ، ” تبعیض ” ، ” ظلم ” و غیره پنداشته شده است ، آیا واقعا موجودی از موجودات ، امکان وجود در نظام کل هستی داشته و وجود نیافته است ؟ و یا امکان یک کمال وجودی در نظام کلی داشته و از او دریغ شده است ؟ آیا به یک موجودی ، چیزی داده شده که ” نبایست ” داده شود ؟ یعنی آیا از ناحیه ذات حق بجای آنکه خیر و رحمت افاضه شود چیزی داده شده که نه خیر و رحمت بلکه شر و نقمت است ، و نه کمال بلکه عین نقص است ؟
صدر المتألهین در جلد دوم ” اسفار ” ضمن بحث از ” صور نوعیه ” فصلی دارد تحت عنوان ” نحوه وجود کائنات ( موجودات حادثه به حدوث زمانی ) چه نحو وجود است ؟ ” . وی در آن فصل به مفهوم و معنی عدل الهی مطابق مذاق حکما اشاره می کند . می گوید :
” در گذشته دانستی که ماده و صورت ، دو سبب نزدیک امور طبیعی هستند ، و از بحث در تلازم آنها نتیجه گیری شد که یک سبب فاعلی مافوق مادی نیز در کار است . بعدا در بحث حرکات کلیه ، اثبات خواهیم کرد که حرکات ، غایات نهائی مافوق مادی دارند . فاعل مافوق مادی و غایت مافوق مادی ، دو سبب دور موجودات مادی می باشند . اگر آن دو علت دور در پیدایش امور مادی کافی می بود موجودات مادی برای همیشه باقی بودند و فنا و نیستی را در آنها راه نبود و از اول ، همه کمالات شایسته خود را دارا بودند و اولشان عین آخرشان بود . اما در آن دو علت دور کافی نیست ، دو علت نزدیک ( ماده و صورت ) نیز مؤثرند . و از طرفی میان صور ، تضاد برقرار است و کیفیات اولیه ، فساد می پذیرند و هر ماده ای قابلیت صور متضاد را دارد . از اینرو هر موجودی دو نوع شایستگی متضاد پیدا می کند و دو نوع اقتضای متضاد در آن پیدا می شود ، یکی از ناحیه صورت و یک از ناحیه ماده . صورت ، اقتضاء دارد که باقی بماند و وضع موجود
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری