خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پول شویی و لایحه مبارزه با جرم پول شویی (۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پول شویی و لایحه مبارزه با جرم پول شویی (۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خراسان در دوران اسلامی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خراسان در دوران اسلامی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
07ساعت
02دقیقه
55ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حقیقت را باید دید ؛ (نقد مقاله «جور دیگر باید دید»)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 50

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل حقیقت را باید دید ؛ (نقد مقاله «جور دیگر باید دید»)؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حقیقت را باید دید ؛ (نقد مقاله «جور دیگر باید دید»)، محتوای خود را در قالب 88 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل حقیقت را باید دید ؛ (نقد مقاله «جور دیگر باید دید») با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حقیقت را باید دید ؛ (نقد مقاله «جور دیگر باید دید») آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل حقیقت را باید دید ؛ (نقد مقاله «جور دیگر باید دید») به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل حقیقت را باید دید ؛ (نقد مقاله «جور دیگر باید دید») ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حقیقت را باید دید ؛ (نقد مقاله «جور دیگر باید دید»)، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل حقیقت را باید دید ؛ (نقد مقاله «جور دیگر باید دید») را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حقیقت را باید دید ؛ (نقد مقاله «جور دیگر باید دید») :

چکیده:

تشکیل حکومت اسلامی بر اساس نظام ولایت مطلقه فقیه یکی از دستاوردها و مفاخر عظیم انقلاب اسلامی به رهبری احیاگر بزرگ معاصر حضرت امام خمینی رحمه الله است . نظریه ولایت مطلقه فقیه امری معهود و مشهور بین علمای اعلام بوده و هست . کم نیستند بزرگانی که بر این نظریه اعتماد کرده اند . اما از آنجا که هر نظریه ای از حیث اثباتی، محتاج به اقامه دلیل است، قائلین به این نظریه نیز در اثبات آن از ادله عقلیه و نقلیه بهره برده اند . البته القای شبهات و طرح ایرادات از سوی مخالفین این نظریه یا کسانی که با اصل نظام اسلامی مخالفند، امری غیر قابل انکار است که نوشته حاضر، به نقد و بررسی برخی از شبهات مطرح شده در خصوص ادله عقلیه اقامه شده بر ولایت فقیه، پرداخته است .

بحث تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت امام زمان (عج) و مساله ولایت فقیه، یکی از مباحث مهم در فرهنگ سیاسی اسلام به شمار می آید . اثبات ضرورت تاسیس چنین حکومتی بر اساس ولایت فقیه، قبل از آن که جنبه عملی آن مورد نظر باشد، از حیث نظری و تئوری مورد توجه است; بر همین اساس اثبات آن متوقف بر دلیل و برهان است . البته این رویه حسنه از نظر قائلین به ولایت مطلقه فقیه در زمان غیبت دور نمانده است و در همین راستا ادله نقلی و عقلی خود را ارائه کرده اند . اما چون مخالفت با چنین تفکری نیز، امری طبیعی است و از طرفی بررسی آرا و نظریات مختلف در باب ادله نقلیه و عقلیه این بحث، خارج از حوصله این نوشتار است، بر آن شدیم تا در این مختصر، برخی از شبهات و اشکالات ناظر به ادله عقلیه ولایت فقیه را که در مقاله ای با عنوان «جور دیگر باید دید» (۲) آمده است، از نظر گذرانده و به نقد و پاسخ آنها بپردازیم . قبلا توجه به این نکته ضروری است که هر گونه ادعایی در جانب نفی یا اثبات قضیه ای، هرگاه منطبق بر اصول منطقی و براهین قطعیه باشد، مقبول و در غیر این صورت از درجه اعتبار ساقط است .

نویسنده محترم مقاله مذکور در رد دلالت دلیل عقلی بر ضرورت تاسیس حکومت اسلامی در زمان غیبت توسط ولی فقیه، آورده است:

«اگر حفظ نظام و دفاع از کیان دین و پاسداری از شریعت اسلامی به دست افراد غیر معصوم هم ممکن است، آیا چنین ادعایی در زمان رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله نیز قابل اقامه نیست؟ آیا به نظر نمی رسد که لازمه این حرف، نفی لزوم عصمت امام باشد؟ و آیا این به تجدید نظر در مبانی شیعی نمی انجامد؟»

نقد و بررسی:

اولا: اختیارات حضرات معصومین علیهم السلام از دو حیث قابل توجه می باشد . یکی آن سری اختیاراتی که عصمت در آنها ملحوظ است; یعنی عصمت شرط تحقق آنها است . دیگری آن اختیاراتی که عصمت در آنها لحاظ نشده و شرط تحقق آنها عصمت نیست . فرض اختیارات حکومتی، مدیریتی و زعامت سیاسی از آن اختیاراتی نیست که امامان معصوم از ناحیه عصمتشان داشته اند، چرا که شرط زعامت سیاسی و حکومت کردن، عصمت نیست و غیر معصومانی که درایتی در مدیریت و زعامت سیاسی دارند، نیز می توانند به این امر اقدام کنند . با توجه به این که می گوییم حوزه فعالیت و اختیارات فقیه، خارج از حوزه اختیاراتی است که از شؤون عصمت آن حضرات است، عصمت نداشتن فقیه، فقط اختیارات مختص به معصوم را از او سلب می کند . بنابراین تاسیس حکومت اسلامی توسط ولی فقیه تزاحمی با عصمت حضرات معصومین ندارد و مستلزم نفی لزوم عصمت آنها نیست . البته حکومت معصومین به واسطه عصمتی که دارند هر چند صاحب برکات عدیده ای برای امت و جامعه اسلامی است که در حکومت فقیه نیست، اما این امر لزوما به معنای عدم جواز تاسیس حکومت از ناحیه ولی فقیه به نمایندگی خاص یا عام آنها نیست .

ثانیا: ولایتی که فقیه دارد در طول ولایت معصوم است نه در عرض آن; یعنی در زمان ظهور و حضور معصوم، نوبت به غیرمعصوم نمی رسد، و اگر در زمان معصوم هم ولایتی برای شخص احراز شود، باز از جانب معصوم می باشد; چنان که حضرت علی علیه السلام مالک اشتر را به مصر فرستاد و به او اصول حکومت داری و ولایت را بیان فرمود . پس نمی توان گفت، اگر غیرمعصوم بتواند حافظ دین و شریعت باشد، چنین امری با عصمت معصومین در تزاحم و تقابل است .

ثالثا: چنان که گذشت ولایت فقیه در طول ولایت معصوم است، پس سرایت دادن ولایت غیر معصوم به زمان رحلت پیغمبر صلی الله علیه و آله امری نابجا است; چرا که بر طبق مبانی شیعه پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله امام معصوم موجود بود و خلافت حضرت علی علیه السلام به نصوص صریحه و کثیره از جانب حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله تثبیت شده بود; در این صورت جایی برای تصور اعتقاد به ولایت غیر معصوم وجود ندارد، چرا که آن حضرت علیه السلام هم معصوم بودند و هم نص بر ولایت و خلافتش شده بود . و دیگران که مدعی خلافت بلافصل پس از حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله بودند، از چنین موقعیتی برخوردار نبودند .

نویسنده محترم در قسمتی دیگر از نوشته خود آورده است:

«اصولا زمان غیبت امام عصر (عج) چه فرقی با زمان سایر امامان معصوم علیهم السلام دارد؟ اگر امام زمان (عج) قیام به امر نمی کند و حکومت را در دست ندارد که سایر ائمه هم چنین بوده اند به جز در مورد امیرمؤمنان علیه السلام و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام »

و در قسمتی دیگر آورده است:

«افعال معصومان دو گونه بوده است: یک نوع آن عام بوده که برداشت سیره از آن می شده و در تمام آن حضرات مشهور بوده است، این همان سیره قابل الگوگیری است که به پیروی از آن ماموریم، و یک نوع آن خاص بوده که قابل سرایت به دیگری – حتی به امام دیگر – نبوده است، اینان در یک سری از مسائل، دستور خاص و پرونده ویژه ای از سوی حق متعالی داشته اند که قابل الگوگیری نیست، مگر تمام خصوصیات و شرایط آن را احراز کنیم .»

نقد و بررسی:

اولا: استفاده از مقدمات متناقض و ناسازگار برای به دست آوردن نتیجه مورد نظر یکی از مغالطاتی است که در برخی از ادعاها به کار گرفته می شود و متاسفانه نوشته یاد شده نیز از این رویه بی بهره نمانده است، چون همانطور که معلوم است ایشان در قسمت اول کلام خود قائل است به این که، عدم تشکیل حکومت از سوی برخی ائمه علیهم السلام، دلیل بر عدم ضرورت عقلی آن می باشد . و به عبارتی در صدد آن است تا دلالت دلیل عقلی بر ولایت فقیه را از طریق عدم تشکیل حکومت از سوی بعضی امامان علیهم السلام ناتمام جلوه دهد و نتیجه بگیرد که در زمان غیبت هم دلیل عقلی بر تشکیل حکومت از طرف ولی فقیه وجود ندارد . چرا که اگر دلیل عقلی قائم بود، ائمه علیهم السلام هم به آن واقف بوده و بایستی عمل می کردند . از طرفی در قسمت دوم کلام خود، تشکیل حکومت از سوی برخی ائمه علیهم السلام را وظیفه خاص آنان به دستور خدا و مختص موقعیت زمانی خود آنها دانسته که قابل الگوگیری برای دیگران – حتی امام دیگر – نیست . واقعا اگر نویسنده محترم تشکیل حکومت را از وظایف خاص برخی ائمه علیهم السلام دانسته است که الگوگیری از آن برای دیگران بدون احراز شرایط و خصوصیات زمانی صحیح نیست، پس چگونه از عدم تشکیل حکومت توسط برخی از ائمه علیهم السلام حکم به عدم لزوم تشکیل حکومت در زمان غیبت می کند؟ اگر تشکیل حکومت و عدم آن از وظایف خاص ائمه علیهم السلام بوده و تا زمانی که، یکسان بودن شرایط زمانی و مکانی احراز نشده، الگوگیری صحیح نیست، پس چگونه از عدم تشکیل حکومت توسط برخی از امامان علیهم السلام ایشان الگوگیری کرده و حکم به عدم لزوم آن را، به زمان غیبت سرایت داده است؟

ثانیا: آیا ایشان می تواند ادعا کند که ظرف زمانی و مکانی در عصر غیبت با ظرف زمانی و مکانی امامانی که تشکیل حکومت نداده اند، یکسان است؟ به چه دلیل؟ راستی اگر چنین است، شخص دیگر هم می تواند مدعی شود که ظرف زمانی و مکانی عصر غیبت با ظرف زمانی و مکانی امامانی که تشکیل حکومت داده اند متحد است .

ثالثا: چنان که گذشت، ائمه علیهم السلام در دو حال اختیار و اضطرار قرار داشته اند، برخی مبسوط الید و برخی غیر مبسوط الید بوده اند . اگر امامی یا هر کس دیگری در تشکیل حکومت یا هر امر دیگری، مبسوط الید نباشد، چگونه می تواند تشکیل حکومت داده و نسبت به آن اقدام کند؟ و آیا می توان گفت چون برخی حضرات معصومین حکومت ظاهری تشکیل نداده اند، پس دلیل عقلی بر ضرورت و لزوم آن وجود ندارد؟ آیا واقعا با چند جمله خطابی و احساساتی از قبیل: «آیا آنان [ائمه ای که تشکیل حکومت ظاهری نداده اند] این ضرورت عقلی را درک نمی کرده اند که پناه بر خدا، یا از زیر آن شانه خالی می کرده اند؟ العیاذ بالله – و …» که خود یک نوع مغالطه برای اثبات مدعی به شمار می آید می توان اصل ضرورت عقلیه را مخدوش کرد؟! و آیا واقعا برای نویسنده محترم، این قدر قضیه مبهم بوده که نتوانسته بین اصل وجود دلیل عقلی بر تشکیل حکومت و علل عدم تشکیل آن از سوی برخی از امامان علیهم السلام، تمییز بدهد؟ پس چگونه می تواند ملتزم شود که هر کدام از ائمه علیهم السلام در زمان خود موظف به وظیفه خاصی بوده اند؟!

ایشان در ادامه می گوید:

«اگر فقیه هم از عهده زعامت سیاسی برآید و بتواند نظام مسلمانان را – آن جور که شایسته است – سر و سامان دهد، نظریه عصمت امام یا منحصر به نبوت می شود و یا جزء مقامات ملکوتی امامان و یا باید این مقام را به فقیه زمامدار هم سرایت داد و همه اینها مشکل دارد .»

این اشکال به صورت دیگری هم طرح شده است و آن این که اگر نظم جامعه بدون رهبری که معصوم باشد، حاصل می شود پس نیازی به امام معصوم نیست .

نقد و بررسی:

اولا: لزوم مقام عصمت برای رهبر جامعه اسلامی که فواید بسیاری هم بر آن مترتب است مربوط به زمان ظهور و حضور معصوم علیه السلام است; یعنی در زمانی که معصوم علیه السلام ظهور و حضور دارد شرط ولایت و رهبری، عصمت است و چون غیر از او کسی معصوم نیست، پس ولایت در او منحصر می شود، ولی در حال اضطرار و عدم دسترسی به معصوم علیه السلام عصمت، شرط ولایت و زعامت نیست بلکه شرط آن، عدالت است; یعنی چنانچه از ملکه عدالت برخوردار بوده و سایر شرایط لازم برای ولایت از قبیل علم و … را دارا باشد، می تواند ولایتمداری کند و بدیهی است که چنین امری به معنای عدم نیاز به معصوم نیست، چرا که ولایت معصوم به جهت اتصال او به منبع فیض و برخورداری از مقام منیع عصمت در هر زمانی که اتفاق افتد منشا برکات و فیوضات فراوانی در ولایتش بر مردم است که خود فقیه نیز در این فرض به امام معصوم نیازمند است، پس اگر چه ولایت معصوم اکمل موارد ولایت است، اما چنین امری با ولایت غیرمعصوم – که به مراتب پایین تر از ولایت معصوم علیه السلام است، هرگاه به اذن او باشد – منافاتی نداشته و چون احتیاج دانی به عالی، امری عقلانی است، حتی با وجود ولایت غیرمعصوم، هیچ گاه از ولایت معصوم بی نیازی حاصل نمی شود .

استاد جوادی آملی در خصوص نادرست بودن این اشکال می فرمایند:

«سر نادرست بودن چنین برداشتی این است که عصمت والی، شرط در حال امکان و اختیار است و عدالت آن، شرط در حال اضطرار و امتناع دسترسی به والی معصوم می باشد .» (۳)

در واقع ولایت فقیه، یک ولایت اضطراری به جهت عدم دسترسی به امام معصوم علیه السلام و به اذن او می باشد و بدیهی است چنین امری به معنای استغنای از معصوم نیست . چنان که در فقه نیز مطرح است تیمم برای شخصی که به عللی از وضو گرفتن عاجز می باشد، تجویز شده است . اما این تیمم به عنوان بدل اضطراری برای وضو بوده و حد آن هم تا زمانی است که رفع مانع بشود . روشن است که تجویز تیمم به معنای تعطیل حکم وضو و استغنای از آن نیست .

ثانیا: هرگاه ولایت و زعامت فقیه از ناحیه معصوم علیه السلام و معلول اذن او باشد چند امر بدیهی خواهد بود . ۱ – ولایت فقیه برخاسته از ولایت معصوم است پس اولا، مؤید از جانب اوست; ثانیا، دارای مشروعیت است . ۲ – ولایت فقیه هم در حدوث و هم در بقایش و به تعبیری هم در مشروعیت و هم در استدامه آن محتاج معصوم است . ۳ – از آنجا که تمام العله، علت ایجاد معلول است پس معلول نیازمند تمام علت خود می باشد; پس زعامت و ولایت فقیه محتاج محض وجود مقدس معصوم با تمام صفات و خصوصیات او است که یکی از آنها عصمت می باشد . از این رو با توجه به این برهان عقلی چنانچه فقیه از عهده زعامت سیاسی بر آید و امور را به نحو احسن سر و سامان دهد، بر خلاف آنچه نویسنده محترم تصور کرده، هیچ مشکل و تزاحمی با مقام عصمت امامان علیهم السلام پیش نمی آید، نه عصمت منحصر در نبوت می شود، نه عصمت امامان مختص به مقامات آنهاگشته به گونه ای که ربطی به زعامت سیاسی نداشته باشد و نه عصمت فقیه لازم می آید .

در بخشی دیگر از این مقاله آمده است:

«چه توجیهی برای عدم اقدام جهت تاسیس حکومت اسلامی توسط آنان [امامان معصوم به جز امام علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام] دارید؟ آیا آنان این ضرورت عقلی را درک نمی کرده اند؟» .

نقد و بررسی:

در اینجا توجه به دو نکته ضروری است: ۱ – تمامیت دلالت دلیل عقلی بر ولایت فقیه و عدم آن . ۲ – عدم تشکیل حکومت اسلامی از ناحیه برخی امامان علیهم السلام .

حفظ کیان اسلام و برپایی احکام دین در شؤونات مختلف آن با توجه به این که اسلام دین جاودانه هست، به حکم عقل امری لازم و ضروری می باشد; و این مختص به زمان و مکان خاصی نیست . در زمان غیبت هم، باید دین در شؤونات مختلفش اجرا شده و تعطیل نگردد . پس در زمان غیبت لازم است متخصصین در دین، به این مهم اقدام نمایند . این مفاد (البته به صورت فی الجمله) دلیل عقلی بر اثبات ولایت فقیه است . همان طور که روشن است جای هیچ شبهه ای در دلالت آن نیست . اما در خصوص عدم تشکیل حکومت ظاهری توسط برخی از امامان باید گفت، از آنجا که اصل ضرورت عقلی بر لزوم تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت توسط ولی فقیه امری غیر قابل انکار است، اما اجرای این ضرورت منوط به دو امر است، یکی وجود مقتضی و دیگری عدم مانع . با عدم تحقق هر کدام از این دو امر، تشکیل حکومت و بلکه هر امر دیگری قابل تحقق نیست، چنان که برای تشکیل حکومت از سوی پیغمبر صلی الله علیه و آله هم مقتضی موجود بود و هم مانع مفقود، از این رو محقق گردید . اما تشکیل حکومت از سوی حضرت علی علیه السلام در آن ۲۵ سال به جهت وجود موانع، محقق نشد . با توجه به آنچه گفته شد، روشن می شود که:

اولا: عدم تشکیل حکومت ظاهری از سوی برخی از حضرات ائمه علیهم السلام، خللی در اصل

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.