خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت عقلانیت دین
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت عقلانیت دین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت معنی و توجیه نمادهای دینی
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت معنی و توجیه نمادهای دینی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
04دقیقه
44ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 46

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی :

اشاره

متن حاضر ترجمه درس نهم از سلسله دروس القا توسط دکتر محمد لگنهاوسن در
ایالات متحده در باره احیای فلسفه دین می باشد که از سوی مترجم به فارسی برگردانده
شده است

.

بررسی کاربردهای دینی زبان می تواند امور اعجاب آور را تا حدی روشن
کند; چشمگیرتر از همه گزاره های عرفا که به نظر می رسد زبان به شیوه ای متفاوت با
سایر کاربردهایش در آن مورد استفاده قرار می گیرد. اما ویژگی و غرابت فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی
از بیانات عرفا نیز بیشتر است; زیرا تجربه دینی تا حد بسیاری به خصوصیات کاربردهای
دینی زبان وابسته است

.

اضافه بر آن، فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی به گونه ای درهم تنیده به ماهیت
تبیین دینی و حتی به مفهوم عقلانیت بستگی دارد

.

باید به خاطر داشته باشیم که چالش شاهدگروانه

(۱)

این تهدید ضمنی را دربر دارد که فردی را که از عهده برخورد موفق با آن
برنمی آید در معرض اتهام عدم عقلانیت قرار می دهد. مرسوم ترین روش هایی که
خداپرستان می خواهند به کمک آن از پس این چالش برآیند با عدم موفقیت قرین است.
همچنین تردیدهایی در مورد انگاره های توجیه، که شاهدگروان آن را مفروض می انگارند،
وجود دارد. می توان یک اعتقاد را با استدلال های قیاسی و یا استدلال های احتمالی
از تجارب و از حقایق ماتقدم توجیه نمود. اما روش های دیگری نیز برای توجیه
اعتقادات وجود دارد. حتی در علوم تجربی نیز این امور به نحوی گسترده مورد اذعان
است. ممکن است ما در اعتقاد به این که فلان نظریه صادق است و دیگر نظریه های رقیب
آن کاذب، محق باشیم، حتی اگر آزمایش قاطع و یا مجموعه ای از آزمایش ها وجود نداشته
باشد. اغلب اوقات یک نظریه از آن رو صادق تلقی می شود که در قلمروش شناخت ژرف تری
نسبت به نظریه های رقیب فراهم می سازد. گاهی این ژرف تر بودن شناخت را می توان با
فزون تر بودن توان پیش بینی آن نظریه نشان داد. این شناخت همچنین می تواند معلول
توضیح و تبیین صرف باشد

.

یکی از مهم ترین شیوه هایی که طی آن تبیین به شناخت می انجامد استفاده
از الگوهاست. ارزش یک تبیین برای شناخت اغلب منوط به ارزش الگویی است که انتخاب
می کند. اگر الگوهای ارائه شده مطلوب نباشند تبیین رد می شود. اگر از قابلیت
پیش بینی و کنترل صرف نظر کنیم گفتن این که دقیقا چه چیزی الگویی را مطلوب
می سازد، حتی در علوم طبیعی، کاری بس مشکل است. بخشی از پاسخ، مربوط به بساطت،
جامعیت، انسجام، سازش و وفاق آن الگو است. در مورد کارکرد الگوها بعدا بیشتر سخن
خواهیم گفت. اما اکنون بجاست فقط به رابطه میان مفهوم عقلانیت و مفهوم یک الگو
توجه کنیم

.

برای اینکه باوری (اعتقادی) معقول باشد باید قابل توجیه باشد و قابلیت
توجیه ممکن است از این راه حاصل شود که نشان دهیم آن اعتقاد در تبیینی که از طریق
معرفی یک الگو شناخت را افزایش می دهد چگونه نشان داده می شود

.

نیازی
نیست که بخواهیم قابل قبول بودن یک الگو را با ضوابط مبناگروانه

(۲)

نشان دهیم. هم در دین و هم در علوم طبیعی، استعاره یکی از ابزارهای
عمده ای است که الگوها به کمک آن مطرح می شوند. از این رو، کاوشی در باره ماهیت و کاربرد
زبان دین برای دفاع از عقلانیت معتقدات دینی امری الزامی است

.

در سال های اخیر، هم متکلمان و هم فلاسفه در مورد کاربردهای دینی زبان
بسیار قلم زده اند. علی رغم اینکه فلسفه زبان در سنت فلسفی انگلیسی – آمریکایی
دارای اهمیتی محوری است، اما متکلمان معاصر، که دیدگاه های فلاسفه آلمانی و فرانسوی
را برای اسنادها و اطلاق ها در الهیات کلامی پربارتر می دیده اند، در این عرصه
نسبتا کم کار کرده اند. فلاسفه دین انگلیسی – آمریکایی از دستاوردهای فلسفه زبان
استفاده هایی نموده اند، هرچند این استفاده ها محدود بوده است

.

مهم ترین اثر در فلسفه دین آمریکا، که فلسفه زبان معاصر را لحاظ کرده،
اثر ویلیام آلستون است. کتاب وی، تحت عنوان

فلسفه زبان

(PhilosoPhy oF Language)

، کتاب معروفی است. در
سلسله مقالاتی، که در کتاب دیگر او به نام

چیستی خدا و زبان
انسان

(Divin Nature and Human
Language)

گردآوری شده آلستون به کندوکاو در باره مسائلی
می پردازد که در فهم مباحث دینی جنبه محوری دارند. وی برای دفاع از این ادعا، که
دست کم برخی از اظهارات ایجابی در باره خداوند به نحو حقیقی صادق اند تا حدی به
تفصیل بحث می پردازد. او در این کتاب نگرشی را که با نگرش بیشتر متکلمان معاصر و
متفکران دینی ناسازگار است اظهار می دارد، اما تفاوت این نگرش را ناشی از
واقع گرایی خود می داند

:

«

به نظر من وقتی کسی باور دارد که خداوند خالق
زمین و آسمان است، با این فرض که این باور تا حدودی مشخص و معین باشد، در این صورت،
صدق و کذب این باور وابسته به اموری است که ادعا می کند. ارزش صدق به شان معرفتی مؤمن
و اینکه در گروه اجتماعی فرهنگ وی چه اتفاق نظری وجود دارد و به عاطفه درونی مربوط
به این باور و اموری از این دست مربوط نیست. صدق در این مورد مستقل از ما، طرح های
مفهومی ما، نهادها و مؤسسات اجتماعی و آداب و رسوم و ارزش های ما می باشد. اگر
جهان وجود دارد فقط به این دلیل است که خواست خدا چنین بوده است. پس باوری که ذکر
شد صادق است وگرنه کاذب است، خواه ما روشی برای تعیین اینکه کدام شق درست است
داشته باشیم یا نداشته باشیم. من با نگرانی گوشزد می کنم که بسیاری از همفکران من
در رشته های الیهات و ادیان از این امر تعجب می کنند که هنوز متفکران جدی این موضع
واقع گرایانه را اتخاذ می نمایند… ظاهرا انکار این امر، که خدا آن چیزی هست که
هست و آن کاری را می کند که می کند، صرف نظر از اینکه در مورد او چه احساس و فکری
داریم، به دلیل ضعف ایمان و عقل است

.

شاید این عمیق ترین انشقاق در تفکر دینی
معاصر باشد


(۳)

می توان کسانی را که آلستون علیه آنان موضع گرفته است به دو گروه تقسیم
نمود

:

اولین گروه طرفدار یک دیدگاه «غیرمعرفت بخش »اند که اغلب، نظریه های
دال بر طرز تلقی نامیده می شود و معمولا با تفکر طرفداران ویتگنشتاین قرین است و
برحسب آن، گمان می شود کاربردهای دینی زبان چنان به نحو فاحش با کاربرد زبان در
دیگر زمینه ها تفاوت دارد که شایسته تر آن است که آن را بیانگر تلقی ها بدانیم، نه
بیان کننده دعاوی صدق

.
(۴)

دومین گروه متکلمانی چون تیلیخ، آی. ام. کرومبی و دیگران اند که آلستون
آنان را «همه – نمادگرا» و یا «همه

استعاره گرا» می نامد

. (۵)

آلستون همچنین از سنت های عرفانی قدری اظهار نارضایتی می کند; زیرا
برداشت او از آنها این است که به تحویل ناپذیری استعاره های دینی ملتزم اند. در
مقابل جریانات عمده تفکر دینی در غرب معاصر، آلستون از عقیده

«

اشتراک
معنوی جزئی » حمایت می نماید; یعنی معتقد است که محمول هایی دال بر اعمال قلبی،
برخی محمول های دال بر ذهن و محمول هایی دال بر فعل وجود دارد که در مورد خداوند و
بشر به یک معنی و یا دست کم تا حدی به یک معنی به کار می رود و به کارگیری این
گزاره ها در مورد خداوند به معنای حقیقی است، نه استعاری

.

پیش از آنکه دیدگاه های آلستون را مورد بحث قرار دهیم، بجاست که موضع
طرفداران ویتگنشتاین را ترسیم کنیم و برخی از انتقادهای عمده علیه این قبیل دیدگاه
را بیان داریم. پس از فراغت از دیدگاه «غیرمعرفت بخش » به دیدگاه های آلستون باز
خواهیم گشت. واقع گرایی آلستون را قبول خواهیم کرد، اما استدلال خواهیم نمود که
حملات آلستون بر کلام اعتزالی و سنت های عرفانی یکسره موفق نیست و بسیاری از نکات
ارزشمندی که آلستون در مورد کاربرد دینی زبان مطرح می کند در آنچه وی تحت عنوان
باتلاق همه – نمادگرایی آن را به سخریه می گیرد، یافت می شوند. علاوه بر آن، معلوم
خواهیم کرد که می توان حتی به برخی از آرائی که در رهیافت طرفداران ویتگنشتاین
محوری هستند چرخشی معرفتی داد، به گونه ای که وسیله ای برای تبیین یک دیدگاه
نمادین واقع گرا در مورد فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی باشند

.

نظریه های دال بر
طرز تلقی و الهیات پست

(۶)

به نظر پست، گرچه باید اظهارات سلبی در مورد خداوند را چنین استباط کرد
که در باره خداوند ادعاهایی حقیقی بیان می دارند، ولی در مورد اظهارات ایجابی این
امر روا نیست. انگیزه پست از این پیشنهاد بی شباهت به انگیزه ای که در ورای جستجوی
آلستون و نظریه «اشتراک معنوی جزئی » مضمر است،نمی باشد

:

«

نیازی نیست که متکلمان در سخنانی گنگ در مورد
تمثیل، استعاره، افسانه و نماد، به عنوان روش هایی که طی آن می توان سخنانی صادق
در مورد ماهیت الوهی به میان آورد، گرفتار شوند. از آنجا که موضوع [مسندالیه] در
یک حمل ایجابی به ماهیت الوهی اشاره ندارد، از این رو، اسناد دقیقا به ماهیت الوهی
مربوط نیست، حتی به نحو تشبیه و یا استعاره. اگر مجبور باشیم بگوییم این اسناد در
مورد چیزی می باشد بهتر آن است که متکلم بگوید این اسناد در مورد ارزشهای جاودان
خداپرستانه و یا در مورد بینش خداپرستانه ای از ما و جهان است که ارزش ها مؤمن را
به داشتن آن ملزم می گرداند

(۷)

از نظر آن دسته از متکلمان که گفتار مذهبی را استعاری می دانند،
محمول ها در فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی به گونه ای نامرسوم عمل می کنند، در حالی که از نظر پست،
موضوع «خدا» در بیانات ایجابی در مورد خداوند نمی تواند دلالت معمولی خود را داشته
باشد. هم پست و هم کسانی که بر اهمیت استعاره تاکید می ورزند صدق دعاوی دینی را
قبول دارند، ولی هر دو منکر آن اند که باید مطلب اظهار شده را به معنای معمول آن
دانست. هر دو قبول دارند این دعوی که «خدا جهان را آفریده » صحیح است، اما از نظر
همه استعاری اندیش انتساب خلق جهان به خداوند استعاری است. خداوند به معنای حقیقی
خلقت، جهان را خلق نکرد، ما با استعاره «خلقت » رابطه خداوند با جهان را اظهار
می داریم. از نظر پست نیز این صحیح است که خداوند جهان را خلق نموده، ولی از نظر
وی در این جمله «خدا» بر خدا دلالت ندارد

:

«

تقریر مورد نظر متکلمان ما از خلقت مستلزم وجود
موجودات اضافه ای نیست، بلکه کاملا ارزشی است. احتمالا قایل شدن به خلق جهان از
عدم، یکی از معناهایی که می تواند داشته باشد این است که هرچه را هست بالضروره خیر
بدانیم، نه پوچ و بی معنی; به این معنی که [باید] حیاتمان را دارای معنایی معین
بدانیم و سرنوشت را منوط به اهداف زودگذر خود نشماریم، بلکه منوط به الزاماتی در
مورد ایمان، امید و عشق، که ثابت و غیرقابل تحویل اند، گرچه گاهی پررمز و راز، به
حساب آوریم


(۸)

از سوی دیگر، از نظر طرفداران ویتگنشتاین، باید از دعاوی صدق یکسره
دست شست. آنها هم می گویند که خداوند جهان را خلق نمود، ولی تفسیر آنان از
این گونه جملات به عنوان بیان نگرشی است. در این مورد، پست بسیار به موضع طرفداران
ویتگنشتاین نزدیک می شود که براساس آن ادعای «خلقت جهان توسط خداوند»، تبیینی است
از ارزیابی انسان از جهان را، که آن را ضرورتا خیر می داند، نه پوچ و بی معنی. اما
تفاوت در اینجاست که ارزش هایی که این گونه اظهار شده اند از نظر پست به نحو عینی
صادق اند و صدق عینی این قبیل ارزش ها برای پایه ریزی صدق این ادعا، که خداوند جهان
را خلق کرده، مورد استفاده قرار گرفته است. اما از نظر طرفداران ویتگنشتاین این
ادعا که خداوند جهان را خلق کرده در مورد هیچ چیز صادق نیست، بلکه جز ابراز یک
اعتراف نسبت به شان مخلوقیت شخص، تعلق او و حق شناسی اش می باشد

.

ایان. ج. باربور انتقادی کلی از نظریه های دال بر طرز تلقی به عمل
می آورد. وی استدلال می کند که اگر بگوییم دعاوی دینی با ملاحظات مربوط به صدق و
کذب کاری ندارند دین را از جهان طبیعی جدا ساخته ایم; «ما می مانیم و کثرتی از زبان های
نامرتبط


(۹)

طرفداران ویتگنشتاین نیز به این شکل عدم توافق قایل اند. باربور علیه
غیرمعرفت بخش گرایان بر این نکته پای می فشرد که آن محتوای ارزشی که آنان در دعاوی
دینی می یابند نمی تواند پابرجا باشد، مگر اینکه این ادعاها دارای محتوایی صادق
باشند

.

«

اصول اخلاقی همواره به شکلی تنگاتنگ با عقاید
مربوط به چگونگی واقعیت در رابطه اند. توصیه فلان روش برای زندگی متضمن این امر
است که جهان دارای ساختاری می باشد که این نحوه از زندگی با آن متناسب است

(۱۰)

شاید این انتقاد برای متزلزل ساختن نظریه های کاملا دال بر طرز تلقی
کافی باشد، اما تحلیل هایی که پست ارائه نموده است مشمول این انتقاد نمی شوند. پست
قبول دارد که دعاوی دینی حقایقی در باره واقعیت ابراز می دارند، ولی از نظر وی
ادعای اظهار شده از یک ادعای کلی در این مورد، که برخی از ارزش ها صدقی عینی
دارند، کمی بیشتر است. به هر حال، انتقادی اضافی از دیدگاه غیرمعرفت بخش گرایی
شاید موضع پست را هم شامل شود

:

«

التزام و تعهد نوعی شناخت را نسبت به چیزی که
شخص بدان ملتزم است، ایجاب می کند. به دیگر بیان، ما باید از رابطه زبان دینی با
متعلق پرستش و التزام سؤال کنیم، نه صرفا از رابطه آن با ذهنی که آن را مورد
استفاده قرار می دهد

.

تحقیقات ما باید درباره اعتبار آن چیزی که مورد دلواپسی
نهایی ماست و نیز درباره کارکرد آن دلواپسی نهایی در زندگی انسان باشد. اگر مردم
صدق ادعاهایی حقیقی دینی را نپذیرفته باشند کابردهای متنوع آن هم از بین می رود;
زیرا زبان دینی به خارج اشاره می کند

(۱۱)

واضح است که این گونه انتقاد هم نظریه های حادتر غیرمعرفت بخش را زیر
سؤال می برد و هم الهیات پست را که تا حدودی غیر مرتبط به واقع خارجی است. سوین
برگ نیز همین گونه انتقاد را علیه تحلیل های ویتگنشتاینی، که از ناحیه فیلیپ ارائه
شده است، مطرح می نماید

:

«

شاید تقریر فیلیپ از زبان دین بتواند به عنوان
یک تفسیر مجدد و مفید در باره جملاتی که به شکل سنتی بر زبان خداپرستان جاری شده
است، مفید افتد; آن هم برای کسی که به دلیلی مایل است به تکرار این جملات ادامه
دهد، اما میل ندارد آنها را در معنای معمولی شان به کار برد. ولی اگر بخواهد
تقریری باشد در مورد مفهوم جملاتی که اکثر قاطع خداپرستان طی دوهزار سال گذشته بر
زبان آورده اند تقریر وی تقریری کاذب است

(۱۲)

ظاهرا استدلال سوین برگ این است که فیلیپ تفسیری درباره گفته های دینی
ارائه می دهد، اما کسانی که این گفته ها بر زبانشان جاری می شود نیتشان ابلاغ این
تفسیر نیست. لذا، این تفسیر غلط است. این استدلال، خوب نیست. احتمال دارد که
کارکرد گفته های دینی بواقع، با آنچه سخن گویان در نظر دارند بسیار متفاوت باشد.
علاوه بر آن، این استدلال می تواند علیه تحلیل های خود سوین برگ از زبان دین و حتی
علیه هر تحلیل فلسفی از زبان دین نیز به کار رود; زیرا تقریبا در تمام چنین
تحلیل ها تفسیری ارائه می شود که از آنچه افراد مذهبی عادتا مورد نظر دارند، فراتر
می رود. جای شگفتی نیست که همراهی و همگامی با نیات بیشتر سخن گویان دینی مستلزم
نوعی انسان انگاری خدا باشد که از حیطه الهیاتی آبرومند فراتر رود

.

اظهار نظرهای باربور تا حدی عمیق ترند; زیرا سخن وی این است که اگر
زبان دین به منظور اظهار ادعاهای حقیقی به کار نرود و اگر کاربرد آن کاملا
دلالت دار [دارای مرجع خارجی] نباشد قادر به آن نیست که در حیات مذهبی نقش خود را ایفا
نماید

.

این که چرا مساله از این قرار است به توضیح بیشتری نیاز دارد. شایسته
است به کارکردهای متنوع فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی نظری داشته باشیم تا دریابیم که چرا این
کارکردها مستلزم آن هستند که گفته های دینی ارزش صدق داشته باشند و چرا مستلزم
تفسیر دلالت دار و بامرجع اند. به عنوان مثال، یکی از کارکردهای زبان دین «عبادت »
است. وقتی می گوییم

«

الحمدلله رب العالمین » باید قلوب خود را متوجه مدلول کلمه «الله »
کنیم. اگر دعای ما خالی از دلالت باشد به نظر نمی آید که بتوان رهیافت عبادت را
حفظ کرد. مشکل صرفا این نیست که قصد ما عادتا در نمازهایمان تفسیر دلالت دار است،
بلکه مشکل این است که اگر بنا باشد ما آنها را بدون دلالت در نظر گیریم دیگر
کارکردی در کار نخواهد بود. از سوی دیگر، باز ممکن است این نکته خاطرنشان شود که
نیازی نیست انطباقی میان تحلیل های فلسفی از دعا و نیات لازمه عبادت کننده وجود
داشته باشد. اما حتی اگر قبول کنیم که در این رابطه انطباق ضرورتی ندارد باز نیاز
است که در مورد از دست رفتن کارکرد دینی در جاهایی که انطباق تحلیل با نیت حتما
برقرار می باشد توضیحاتی عرضه شود

. (

پی گیری بیشتر این مساله مستلزم بررسی
دقیق تری از تفاسیر خاص غیرمعرفت بخش از گفته های دینی و گزارشی در مورد
کارکردهایشان است.) ما همچنین در نظرات باربور دست کم دلیلی برای شک درباره رهیافت
غیرمعرفت بخش نسبت به گفته های دینی می یابیم

.

رهیافت غیرمعرفت بخش دارای نقایص زیر است

: (۱۳)

اولا، روابطی که گزاره های دینی با یکدیگر دارند دست کم تا حدی بر حسب
دلالت [مرجع دار بودن] و شرایط صدق قابل توضیح اند، ولی نظریه های دال بر طرز
تلقی، تبیینی بدیل و قابل رقابت از چنین ارتباطاتی را ارائه نمی دهند

.

ثانیا، عمده گفتارهای دینی استدلال پذیر است، خواه به شکل جدل و خواه
به شکل خطابه، و برای اینکه کسی کارکرد استدلال پذیری فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی را توضیح دهد
باید به مفهومی از استلزام توسل جوید که به نوبه خود مستلزم این عقیده است: اطلاعی
منتقل شده که می تواند صحیح یا غلط باشد. از این رو، مستلزم این امر است که
گزاره های مربوط بدان یا صادق باشند و یا کاذب. همچنین کارکرد استدلال پذیری زبان
دین با تفسیر آن به نحو دلالت دار بهتر تبیین می شود

.

این ملاحظات دلایلی برای رد رهیافت های غیر معرفت بخش نسبت به گفتار
دینی فراهم می آورد. اما نباید قدرت این استدلال ها را بیش از حد دانست; ظهور
تقریرهای بدیل درمورد روابط منطقی میان گفته های دینی در میان خطوط غیر معرفت بخش
می تواند نیروی این دلایل را بکاهد

.

می توان یک انتقاد نهایی نیز علیه نظریه های غیرمعرفت بخش در باره
گفتار دین ارائه کرد

:

در فلسفه علم و در فلسفه ریاضیات علاقه قابل ملاحظه ای به اشکال
گوناگون ابزارانگاری، افسانه انگاری و دیگر روش های قطع تلازم وجودی علوم و ریاضی
وجود دارد. بسط چنین برنامه هایی و اطلاق آن به فایل پاورپوینت کامل گفتار دینی نامناسب به نظر می رسد،
درست به این دلیل که دعاوی دینی، گذشته از چیزهای دیگر، ادعاهایی
هستی شناسانه اند. اعتقاد به خدا اذعان به چیزی مستور است و نظریه های دال بر طرز
تلقی مباحث دینی را از بعد هستی شناسانه آن تهی خواهند ساخت

.

فلسفه زبان آلستون

اگر بنایمان این باشد که به صدق دعاوی دینی قایل شویم و در عین حال، از
انسان انگاری، که از تفسیر ظاهری ناشی می شود، بپرهیزیم دلایلی خواهیم داشت که به
مطالعه کاربردهای استعاری زبان روی آوریم. به نظر می رسد که استعاره راهی میان
دیدگاه غیرمعرفت بخش و ظاهرگرایی ناموجه می گشاید. تحقیق در مورد استعاره به منظور
فهم زبان دین به دلایل دیگری نیز اهمیت می یابد: بخش اعظم گفتارهای دینی واجد
استعاره هایی آشکارند. در گفتارهای دینی صنایع ادبی دیگری نیز یافت می شوند که
اغلب در آنها استعاره به کار می روند; مانند کنایه و تمثیل. آلستون استدلال می کند
که می توان دست کم بخشی از معنایی را که استعاره های دینی ناقل آن اند به کمک
تعابیری که به طور حقیقی در مورد خداوند به کار می روند انتقال داد. پیش از بررسی
این نظر بجاست برخی از جنبه های اصلی فلسفه زبان آلستون را مطرح نماییم

. (۱۴)

مطالعه زبان، اغلب به این بخش ها تقسیم می شود: نحو، معنی شناسی و
کاربردشناسی. «نحو» شامل واژگان زبان و دستور آن است. «معنی شناسی » به معنی،
دلالت و ارزش صدقی که اجزای نحوی زبان ناقل آن هستند، می پردازد

. «

کاربردشناسی »
راه هایی را که طی آن بافت بر کاربرد و فهم زبان اثر می گذارد، نشان می دهد.
آلستون همان تمایز سوسوری

(۱۵)

را در مورد زبان
مطرح می کند که روشی انتزاعی تلقی شده و نحو، معنی شناسی و گفتار را، که عبارت از کاربرد
زبان در عرصه های گوناگون ارتباطات است، دربر می گیرد

.

می توان میان معنای جمله، یعنی معنایی که کلمه در یک زبان واجد است، و
مراد متکلم، یعنی معنایی که متکلم در نظر دارد از خلال یک عمل گفتاری منتقل نماید،
تفکیک قایل شد. آلستون تاکید دارد که «معنای تحت اللفظی » نشان دهنده نحوه خاصی از
استعمال زبان است; یعنی نشان دهنده حالتی از گفتار است، نه نوعی از معنی. باید
میان کلام تحت اللفظی با کلام مجازی، که شامل مبالغه، طنز، کنایه، مجاز مرسل و
استعاره است، فرق گذاشت. در گفتار تحت اللفظی مراد متکلم با معنای عبارتی با هم
منطبق اند. در جمله ساده ای که از موضوع و محمول تشکیل شده معنای جمله این است که «موضوع »
واجد خاصیتی است که توسط معنی، محمول آن را متعین داشته است

.

ولی در گفتار استعاری، متکلم معنای «عبارتی » را مورد استفاده قرار
داده است و [مفهوم جمله] بر آن بنا می شود، ولی به اتکای نیات متکلم از آن حد
فراتر می رود. از این رو، دخالت های شرایط در کلام استعاری نقشی بسیار حیاتی تر
نسبت به گفتار تحت اللفظی ایفا می نمایند

.

آلستون کلام استعاری را یک عمل چند مرحله ای می داند که طی آن، شخص در
ذهن خود از مخاطب می خواهد که چیزی را شبیه به آنچه محمول، به معنای حقیقی، بر آن
اطلاق می شود، در نظر گیرد. آلستون این را «الگو» می نامد

.

لازم نیست که «الگو» شیئی
واقعی باشد که محمول بر آن حمل گردیده، بلکه «الگو» غالبا یک امر تخیلی است، سپس
به عنوان شیوه ای به منظور کشف، برجسته کردن و نمایان ساختن جنبه های گوناگون
موضوع از مخاطب خواسته می شود که «الگو» را به عنوان نمونه ای از موضوع تلقی کند.
نوعا در کلام استعاری نه تنها «الگو» به مخاطب ارائه شده تا به امعان نظر در آن
بپردازد، بلکه متکلم نیز یک یا چند وجه تشابه میان موضوع و الگو در ذهن دارد. گاهی
استعمال های جاافتاده این وجوه تشابه را القا می کنند; مانند وقتی که استعاره ها قالبی
شده اند. اما هرقدر هم الگویی یک اسناد را محدد و مشخص ساخته باشد، لکن در استعمال
استعاری باز الگو به عنوان منبعی از شناخت هایی که تاکنون مورد غفلت واقع شده است
از ماهیت موضوع، مورد استفاده قرار می گیرد. آلستون این نکته را گوشزد می کند که
الگوها ممکن است به گونه ای غیر معین شناخت هایی ارزشمند نسبت به موضوع فراهم
آورند، اما نمی توان امید داشت که بتوان استعاره ها را دوباره در قالب تعابیر
حقیقی جامع و دقیق جای داد

.

مطلبی که در اینجا ذکر شد به هیچ وجه یک نظریه کامل در مورد استعاره
نیست. استعاره مساله ای بسیار غامض است که از چشم اندازهای گوناگون، در سنن فلسفی
متعدد در باره آن بسیار نوشته اند. سنت تحلیلی انگلیسی – آمریکایی تمایل دارد که
استعمال حقیقی زبان را دست اول و کاربرد استعاری را دست دوم بداند، در حالی که در
سنت های آلمان و فرانسه بیشتر بر اصیل و دست اول بودن استعاره تاکید می شود.
هایدگر، گدامر و ریکور در آثارشان بر اصیل بودن استعاره پا فشاری کرده اند. تصویری
که پل ریکور از «کلمه » به دست می دهد این است که آن را اسبی می داند که در طول میدان
پر گرد و غبار زمان چهار نعل می تازد و آن را باید در پس ابرهای تیره علم اشتقاق
ردیابی کرد این نگرش هایدگر را تقویت می کند که: «زبان روزمره شعری فراموش شده و
از رده خارج است

در نظریه آلستون گذر از کاربرد استعاری به مفاد و معنای زبانی نقطه
ضعفی است که تکیه بر تفاوت میان مدلول معنی شناختی و صنایع ادبی آن را تشدید کرده
است. آلستون خود می پذیرد که هنگام مرگ استعاره ها، مفاهیمی جدید متولد می شود و
اذعان نیز دارد که آنجا که نیات متکلم به برخی از وجوه تشابه میان موضوع با الگو
اشاره دارد این اشارت نمی تواند دلخواهانه باشد. اما در مورد استعاره هایی که
تفاسیر استاندارد دارند وی کسی را فرض می کند که در ابتدا آن استعاره را بر زبان
رانده است و نیات او تعیین می کنند که کدامین وجه شبه کارآست، گرچه این قید را هم
اضافه می کند که ممکن است حتی گرایشاتی درون فرهنگی هم وجود داشته باشد که برخی از
تشابهات را نسبت به بقیه برجسته تر یابد و کلیدهای مربوط به متن ممکن است به تعیین
وجوه تشابه مربوط بدان کمک نمایند. از سوی دیگر، وی از کسانی چون کاسیرر، لانگر و
ویل رایت، که از اصیل بودن استعمال های استعاری زبان سخن به میان آورده اند،
انتقاد می کند

:

«

به بیان روشن، عقیده بر این است که در تحولات
زبانی، هرچه بیشتر به عقب برگردیم، معانی کلمات کمتر دقیق و معین هستند و امکان
تفکیک دقیق میان معانی مختلف یک واژه کم تر می شود. در بحث از امکان استعاره های تحویل ناپذیر
در الهیات، سؤالی که از ما می شود این نیست که آیا این امکان وجود دارد که بتوان
در مورد خداوند به گونه ای مبهم و غیردقیق سخن گفت. روشن است که همه به سادگی
امکان دارد


(۱۶)

تا آنجا که من می فهمم اعتقاد به اصیل بودن استعمال های استعاری زبان
صرفا مربوط به مساله دقت و وضوح اولیه نیست، بلکه نویسندگانی که بر کارکردهای
جهان سازی و راه سازی

(۱۷)

تاکید دارند ادعایشان این است
که استعاره صرفا به لحاظ وجود برخی از وجوه شبه، که متکلم در ذهن دارد، مطرح
نمی شود، گرچه این وجوه تلاقی نیز ممکن است مطرح باشند، بلکه مهم تر آن که از راه
استعمال استعاره جنبه های گوناگون موضوع برجسته می شود و منشای برای قضاوت های
دیگر در باره شباهت و همگونی می گردد; جنبه هایی که به خوبی امکان داشت، بدون مطرح
شدن استعاره، ناشناخته باقی بمانند

.

حقانیت دینی و
استعاره

هر استعاره با دو حوزه متفاوت مرتبط است. طبق تعابیر آلستون موضوع از
طریق استعاره به الگو مرتبط است. وجوه اشتراک موضوع الگو را، که استعاره برای آن
مطرح گشته است، گاهی «تمثیل ایجابی » می نامند. همچنین جنبه هایی وجود دارد که فرض
بر آن است که موضوع با الگو در این جنبه ها شباهتی ندارد. این جنبه ها را «تمثیل
سلبی » و یا

«

ناتمثیلی » می نامند. میان تمثیل ایجابی و سلبی عرصه وسیع وجوه خنثی
قرار دارد. در یک استعاره موفق از طریق طرح استعاره یافتن وجوه مشترک در میان
مسائل خنثی ممکن می شود

.

نظر آلستون این است که هرگونه صدقی که در یک استعمال استعاری زبان وجود
دارد از معنای اصلی آن، یعنی از تمثیل ایجابی، اتخاذ می شود، هرچند او اذعان
می کند که لایه دیگری از صدق استعاری وجود دارد که فحوای گزاره ای آن را می توان
با هر ادعای عامی بیان نمود، مبنی بر اینکه الگو به قدر کافی از جهاتی با موضوع
مشابهت داشته باشد که اولی را به یک الگوی مناسب از دومی مبدل سازد. با وجود این،
تاکید آلستون بر حقیقت خاص و روشنی است که از معنای اصلی اتخاذ می گردد

.

در تفکر دینی گرایشی قوی وجود دارد مبنی بر اینکه هیچ محمول ایجابی در
مورد خداوند صادق نیست. آلستون در باره این ادعا دلایل زیر را برمی شمارد

:

۱-

از آنجا که خداوند یک واحد مطلقا بی تمایز است
واز آنجا که تمام حمل های ایجابی نوعی ترکیب را به موضوع نسبت می دهند، لذا،
هیچ یک از این قبیل اسنادها نمی تواند در مورد خداوند صادق باشد. این خط فکری از
شاخصه های عمده سنت عرفانی است، اما گاهی می توان این نحوه از تفکر را در میان
شاخه های دیگر الهیات نیز یافت

.

۲-

خداوند چنان «متعالی » و چنان «بالکل دیگر»
است که هیچ یک از مفاهیمی که ما قادر به تصور آن هستیم بر وی اطلاق نمی گردد

.

۳-

تلاش برای به کار گرفتن محمول ها به معنای
حقیقی در مورد خداوند ضرورتا به تناقض گویی می انجامد

. (۱۸)

آلستون می پذیرد که به دلیل غیر جسمانی بودن، نامحدودبودن و زمانی
نبودن خداوند، ممکن است تعابیر معمولی به معانی معمول در مورد خداوند و بشر
استعمال نشوند. اما استدلال می کند که می توان معانی را چنان تجدید کرد و یا از اول
چنان تاسیس نمود که تعابیر بتوانند با این معانی در مورد خداوند و بشر استعمال
شوند. همچنین می توان به تعابیر، مفاهیم فنی خاصی بخشید و یا به آنها نسبت داد که
با آن مفهوم در مورد خداوند به کار روند. در جواب اشکال متعالی و غیر قابل توصیف
بودن خداوند، آلستون این نکته را یادآور می شود که اگر ما مفهومی داشته باشیم حتما
می توانیم محمولی را به این مفهوم پیوند دهیم، هرچند آن چیز اصلا وجود خارجی
نداشته باشد. ما می توانیم در مورد صفات خدا مفهوم سازی کنیم;

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.