اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قلمرو قاعده درء (۲)*
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 70
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل قلمرو قاعده درء (۲)*، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل قلمرو قاعده درء (۲)* شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل قلمرو قاعده درء (۲)*:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل قلمرو قاعده درء (۲)* را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل قلمرو قاعده درء (۲)* توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قلمرو قاعده درء (۲)* :
بحث سوم: آیا لفظ «حد» شامل تعزیرات می شود؟
آنچه از کلمات لغویان و بیشتر فقیهان و ظاهر بسیاری از روایات استفاده می شود، این است که لفظ «حد» در این روایت، شامل تعزیرات نمی شود. برای روشن شدن این مدعا عین کلمات لغویان و فقها و روایات را می آوریم:
تعزیر در لغت
در لسان العرب آمده است:
العزر المنع و التعزیر ضرب دون الحدّ لمنعه الجانی من المعاوده و ردعه عن المعصیه؛ عزر به معنای منع و تعزیر، زدن کمتر از حد است که برای بازداشتن جانی از انجام دوباره گناه، به آن تعزیر گفته می شود.
در همین کتاب به نقل از ازهری آمده است:
اصل التعزیر التأدیب و لهذا یسمّی الضرب دون الحدّ تعزیراً» تعزیر در اصل، به معنای تأدیب است و به همین لحاظ، زدن کمتر از حدّ، تعزیر نامیده می شود.
در لسان العرب اضافه می کند:
اصل التعزیر المنع و الردّ و لهذا قیل للتأدیب الّذی دون الحدّ: تعزیر؛ لأنّه یمنع الجانی أن یعاود الذنب؛۲ تعزیر در اصل، بر معنای بازداشتن و ردّ است و به همین سبب، به تأدیب کمتر از حد، تعزیر اطلاق می شود؛ چون شخص جانی را از انجام دوباره گناه باز می دارد.
جوهری در صحاح اللغه می گوید:
التعزیر: التعظیم و التوقیر. و التعزیر أیضاً التأدیب و منه سمّی الضرب دون الحدّ تعزیراً؛۳تعزیر به معنای تعظیم، توقیر و تأدیب است و به زدن کمتر از حدّ، به همین سبب، تعزیر گفته می شود.
اجمالاً در آثار اکثر لغویان؛ مانند قاموس فیروز آبادی، مفردات راغب، نهایه ابن اثیر، جمهره اللغه ابن درید، مصباح المنیر فیّومی، مغرب مطرّزی، مختار الصّحاح، منتهی الارب، معیار اللغه و… جمله «التعزیر ضرب دون الحدّ»؛ تعزیر، زدن کمتر از حدّ است، به عینه یا با اندکی تفاوت، آمده است.۴
مطرّزی نیز در المغرب می گوید:
سمّیت عقوبه الجانی حدّاً؛ لأنّها تمنع عن المعاوده أولأنّها مقدّره. ألاتری انّ التعزیر و إن کان عقوبه لایسمّی حدّاً؛ لأنه لیس بمقدّر… »؛۵ مجازات جانی، حدّ نامیده می شود، به سبب اینکه او را از انجام دوباره باز می دارد یا به سبب اینکه مقدار حدّ، معیّن است. دلیل براین مطلب، این است که تعزیر، گرچه نوعی مجازات است، ولی حد بر آن اطلاق نمی شود؛ چون مقدار آن مشخص نیست.
قابل توجه اینکه با دقّت در کلام لغویان، به روشنی از کلمات آنان معلوم می شود که سخن آنان در معنای تعزیر، برگرفته از کتب فقهی و کلمات اهل شرع است.
تعزیر در فقه
شیخ مفید در کتاب مقنعه می گوید:
هر گاه چهار نفر شهادت دهند که دو مرد را در یک رختخواب برهنه دیده اند و برانجام عمل لواط شهادت ندهند، مجازات آن دو نفر، تازیانه است؛ به مقدار کمتر از حد، به عنوان تعزیر و تأدیب. تعداد تازیانه ها طبق صلاحدید حاکم، از ده تا نود و نه تازیانه، به تناسب اتّهامی است که بر آنان وارد شده.۶
همچنین در جای دیگر از این کتاب آمده است:
هرگاه دو نفر شهادت دهند که زن و مردی را در یک رختخواب دیده اند و یا در حالی که جسمشان به یکدیگر چسبیده بوده است و مانند آن، ولی به زنا شهادت ندهند، شهادت آنان پذیرفته می شود و آن زن و مرد، تعزیر می شوند؛ از ده تا نود و نه تازیانه، بنا به صلاحدید حاکم، و تعزیر در این مورد به اندازه حدّی که برای زنا در شریعت تعیین شده، نخواهد بود.۷
وی در مسئله ای دیگر می گوید: «کسی که با حیوان آمیزش کند، تعزیر می شود؛ به مقدار کمتر از حدّ زنا و لواط و قیمت چهار پا را نیز باید به صاحبش بپردازد. »۸
همو در جای دیگر از مقنعه می گوید: «کسی که برده یا ذمّی را به زنا قذف کند، به کمتر از حد تعزیر می شود».۹
همچنین در مسئله ای دیگر از این کتاب آورده است: «درموردی که قذف کننده، به قذف تصریح نکند و سخن او تعریض به قذف باشد، تعزیر ثابت می شود، نه حدّ».۱۰
نیز در جای دیگر می گوید:
هرگاه کسی دیگری را به جملاتی از قبیل: فرزند حرام، فرزند خبیث و یا فرزند حیض خطاب کند، موجب حدّ قذف نخواهد بود، بلکه موجب تأدیبِ درد آور و تعزیرِ بازدارنده وی از عمل زشت خواهد بود.۱۱
علامه حلّی در تلخیص المرام می گوید:
هرگاه دو نفر که نسبت خویشاوندی ندارند، برهنه در یک رختخواب باشند، از سی تا نود و نه تازیانه تعزیر می شوند و اگر این عمل، سه مرتبه تکرار شود، چنان که در مرتبه اوّل و دوم تعزیر شده باشند، برای مرتبه سوم، حد بر آنان جاری می شود.۱۲
وی در ارشاد الاذهان می گوید: «هرکس مرتکب حرامی شود یا واجبی را ترک کند، امام، او را به اندازه ای که مصلحت بداند، تعزیر می کند. »۱۳
همچنین در کتاب تبصره المتعلّمین می گوید: «دو نفری که در یک رختخواب، برهنه باشند، تعزیر می شوند و در صورتی که دو مرتبه تعزیر شوند، برای مرتبه سوم، حد بر آنان جاری می شود».۱۴
سید مرتضی در الانتصار می گوید:
هرگاه کسی با کنیز پدرش زنا کند، حد بر او جاری می شود، ولی اگر پدر با کنیز فرزند زنا کند، حد بر او جاری نمی شود، لکن به مقداری که حاکم صلاح بداند، تعزیر می شود.۱۵
ابوالصلاح حلبی می گوید:
تعزیر، تأدیبی است از سوی خداوند، برای بازداشتن فرد تعزیر شونده و دیگران از انجام جرم، و مورد آن، اخلال در انجام هر عمل واجبی و یا انجام هر کار زشتی است که در شریعت، حدّ خاصی برای آن تعیین نشده است.۱۶
ابن زهره در کتاب غنیه می گوید:
با انجام هر کار زشتی و ترک هر عمل واجبی که در شریعت برای آن، حد تعیین نشده و یا تعیین شده است، ولی شرایط اجرای آن کامل نیست، تعزیر واجب می شود.۱۷
در الجامع للشرایع یحیی بن سعید حلّی آمده است: «تعزیر، کمتر از حدّ است.»۱۸
محقّق در شرایع می گوید: «آنچه در شریعت به صورت مجازات تعیین شده است، حد نامیده می شود و هر چه این گونه نباشد، تعزیر است».۱۹
شهید ثانی در مسالک می گوید:
حدود، جمع حدّ، در لغت به معنای منع است و حدّ شرعی، برگرفته از همین معناست؛ چون حد، وسیله ای برای بازداشتن مردم از انجام گناه، به سبب ترس از اجرای حدّ شهادت. از نظر شرعی، حدّ، مجازات بدنی خاصّی است برای معصیتی که مکلّف مرتکب شده و شارع مقدار آن را با خصوصیاتش معیّن کرده است. تعزیر در لغت، به معنای تأدیب است و شرعاً مجازات و اهانتی است که غالباً برای آن، در شریعت، مقداری معیّن نشده است.۲۰
صاحب عروه الوثقی می گوید:
کسی که در ماه رمضان، با آگاهی و تعمّد، افطار کند، اگر افطار در ماه رمضان را حلال نمی داند، به بیست و پنج ضربه شلاق تعزیر می شود و چنانچه دو مرتبه این کار را انجام دهد، باز هم تعزیر می شود و اگر برای مرتبه سوم انجام دهد، بنا بر اقوی کشته می شود.۲۱
صاحب مستمسک در ذیل این حکم می گوید:
مستند این حکم، موثّقه سماعه و روایت ابو بصیر است، اما استدلال به صحیحه یونس از امام کاظم(ع) که می فرماید: «اصحاب الکبائر کلّها إذا أقیم علیهم الحدّ مرّتین قتلوا فی الثالثه… » ؛ کسانی که مرتکب گناهان کبیره می شوند، هرگاه دو بار بر آنان حد اجرا شود، برای مرتبه سوم کشته می شوند متوقف است بر اینکه مراد از حد، معنایی باشد که شامل تعزیر نیز می شود؛ در حالی که عمومیت حد برای تعزیر، ثابت نیست و محل اشکال است.۲۲
در مستند العروه نیز در شرح این عبارت عروه می گوید:
موثّقه سماعه به صراحت بر این مطلب دلالت می کند. همچنین صحیحه یونس از امام کاظم(ع)؛ گرچه مورد صحیحه یونس، حدّ است و حدّ، لفظاً شامل تعزیر نمی شود، ولی خصوصیتی برای حد در این حکم نیست و عرفاً از روایت، این گونه استفاده می شود که هرکس دو مرتبه بر او حکم خداوند اعم از اینکه حد باشد یا تعزیر جاری شود، برای مرتبه سوم، کشته می شود.۲۳
فرغانی از فقهای اهل سنت در هدایه می گوید:
حد در لغت به معنای منع است و در شریعت، مجازاتی با اندازه معیّن است و از حقوق خداوند به شمار می آید. بنابراین، قصاص، حد نیست؛ چون از حقوق مردم است و از حقوق خداوند نیست. همچنین بر تعزیر، حدّ اطلاق نمی شود چون مقدار آن معیّن نیست.۲۴
نتیجه بحث:
از کلمات فقها که برخی از آنها نقل شد، استفاده می شود که تعزیر، قسیم حدّ شرعی است و قسمی از آن نیست تا لفظ حدّ، شامل آن شود. همچنین برای کسی که در روایات تتبّع کند معلوم می شود که آنچه فقها گفته اند، برگرفته از روایات است.
تعزیر در روایات
۱. «عن إسحاق بن عمّار عن أبی عبداللّه(ع) انّه قال آکل المیته و الدم و لحم الخنزیر علیهم أدّب فإن عاد أدّب. قلت: فإن عاد یوءدّب؟ قال: یوءدب و لیس علیهم حدّ»؛۲۵اسحاق بن عمار می گوید: امام صادق(ع) فرمود: مردار خوار و کسی که خون و گوشت خوک می خورد، تأدیب می شود و اگر برای مرتبه دوم نیز انجام دهد، تأدیب می شود. راوی می گوید: از امام پرسیدم اگر برای مرتبه دوم انجام دهد، تأدیب می شود؟ فرمود: تأدیب می شود و حد بر آنان جاری نمی شود.
۲. «عن أبی حنیفه قال: سألت أباعبداللّه(ع) عن رجل قال ل آخر یا فاسق. قال: لاحدّ علیه و یعزّر»۲۶؛ ابو حنیفه می گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم در مورد کسی که به دیگری بگوید فاسق. امام فرمود: تعزیر می شود و حدّی بر او نیست.
۳. «عن حمّاد بن عثمان عن أبی عبداللّه(ع)، قال: قلت له: کم التعزیر؟ فقال: دون الحدّ… »؛۲۷ حمّاد بن عثمان می گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم اندازه تعزیر چقدر است؟ حضرت فرمودند: کمتر از حدّ.
۴. «عن العلاءبن الفضیل، عن أبی عبداللّه(ع) فی رجل یقع علی بهیمه. قال: فقال: لیس علیه حد و لکن تعزیر»۲۸؛ امام صادق(ع) در مورد کسی که با حیوان آمیزش کند، فرمودند: تعزیر می شود و حدّی بر او نیست.
۵. «عن الفضیل بن یسار و ربعی بن عبداللّه عن أبی عبداللّه(ع): فی رجل یقع علی البهیمه، قال: لیس علیه حدّ و لکن یضرب تعزیراً»۲۹؛ امام صادق(ع) در باره کسی که با حیوان آمیزش کند، فرمود: حدی بر او نیست، ولی به عنوان تعزیر، او را می زنند.
۶. «الجعفریات: عن علیّ(ع) فی الرجل یقول للرجل: یا آکل لحم الخنزیر و یا شارب الخمر، قال: علیه التعزیر دون الحدّ»۳۰؛ امیرالموءمنین(ع) در باره کسی که به دیگری نسبت خوردن گوشت خوک دهد یا بگوید: ای شرابخوار، فرمودند: به کمتر از حد تعزیر می شود.
۷. «الجعفریات: عن علی(ع) انّه اُتی برجل قال لرجل: ما تأتی أهلک إلاّ حراماً فجلّده التعزیر و لم یحدّه»۳۱؛ کسی را که به دیگری گفته بود تو با همسرت به حرام آمیزش می کنی، پیش امیرالموءمنین(ع) آوردند، حضرت او را به عنوان تعزیر، تازیانه زدند و بر او حد جاری نکردند.
۸. «الجعفریات: انّ علیاً(ع) اُتی برجل قال لرجل: یا مالک امّه فعزّره و لم یجلده الحدّ»۳۲؛ کسی را پیش امیر الموءمنین(ع) آوردند که به دیگری گفته بود: ای مالک مادر خود. حضرت او را تعزیر کردند و حد نزدند.
۹. «عن الأصبغ بن نباته: قال: أتی عمر بخمسه نفر أخذوا فی الزّنا فأمر أن یقام علی کلّ واحد منهم الحدّ و کان امیرالموءمنین(ع) حاضراً، فقال: یا عمر لیس هذا حکمهم قال: فأقم أنت الحدّ علیهم فقدّم واحداً منهم فضرب عنقه و قدّم ال آخر فرجمه و قدّم الثالث فضربه الحدّ و قدّم الرابع فضربه نصف الحدّ و قدّم الخامس فعزّره… »۳۳؛ اصبغ بن نباته می گوید: پنج نفر را به جرم زنا پیش عمر آوردند. دستور داد بر هر کدام حد جاری کند. امیرالموءمنین(ع) که در مجلس حاضر بودند، فرمودند: حکم آنان این گونه نیست. عمر به امیرالموءمنین گفت: پس خودت بر آنان حد اجرا کن. حضرت یکی از آنان را گردن زد، دیگری را رجم کرد، سومین نفر را حد زد، بر نفر چهارم، نصف حد و بر پنجمین نفر، تعزیر جاری کرد.
۱۰. «عبداللّه بن سنان، قال: سألت أبا عبداللّه(ع): عن رجلین افتری کل واحد منهما علی صاحبه فقال: یدرأ عنهما الحدّ و یعزّران»۳۴؛ عبداللّه بن سنان می گوید: از امام صادق(ع) در باره دو نفر که هریک از آنان به دیگری تهمت زنا زده بود، سوءال کردم. امام صادق(ع) فرمود: حد از آن دو دفع می شود و تعزیر می شوند.
۱۱. «عن أبی ولاّد الحنّاط قال: سمعت أبا عبداللّه(ع) یقول: أتی أمیرالموءمنین برجلین قذف کل واحدٍ منهما صاحبه بالزّنا فی بدنه، قال: فدرأعنهما الحدّ و عزرهما»۳۵؛ أبوولاّد حنّاط می گوید: شنیدم امام صادق(ع) می فرمود: دو نفر را پیش امیرالموءمنین(ع) آوردند که هریک از آنان به دیگری نسبت زنا داده بود. حضرت حد را از آن دو دفع، و آنان را تعزیر کردند.
۱۲. «عن السّکونی عن أبی عبداللّه(ع)، قال: اُتی أمیرالموءمنین(ع) برجل نصرانی کان أسلم و معه خنزیر قد شواه… ثم قال: لو أنّک أکَلْتهُ لأقمت علیک الحدّ و لکنّی سأضربک ضرباً فلاتعد»۳۶؛ امام صادق(ع) فرمود: مرد نصرانی را پیش امیرالموءمنین(ع) آوردند که گوشت خوک را کباب کرده بود… آنگاه حضرت فرمود: اگر آن را خورده بودی، تو را حد می زدم، ولی تو را به زدنی [غیر حدّ] می زنم و دیگر این کار را تکرار نکن.
۱۳. «عن إسماعیل الفضل، قال: سألت أبا عبداللّه(ع) عن الإِفتراء علی أهل الذمّه و أهل الکتاب هل یجلد المسلم الحدّ فی الافتراء علیهم؟ قال: لا ولکن یعزّر»۳۷؛ اسماعیل فضل می گوید: از امام صادق(ع) از تهمت زنا به اهل ذمّه و اهل کتاب پرسیدم که آیا درتهمت به ایشان بر مسلمان حد جاری می شود؟ حضرت فرمود: خیر، لکن تعزیر می شود.
در برابر این روایات، روایات دیگری آمده که ممکن است بر شامل شدن لفظ «حد» بر تعزیر دلالت کند؛ از جمله:
۱. «عن الحلبی عن أبی عبداللّه(ع) قال: انّ فی کتاب علیّ(ع)… کان إذا أتی بغلام و جاریه لم یدرکا لایبطل حداً من حدود اللّه عزّ وجلّ. قیل له: و کیف کان یضرب؟ قال: کان یأخذ السوط بیده من وسط أو من ثلثه ثم یضرب به علی قدر أسنانهم و لایبطل حداً من حدود اللّه عزّ وجلّ»۳۸؛ امام صادق(ع) فرمود: در کتاب علی(ع) آمده است… و هرگاه پسر و دختر غیر بالغ را [برای اجرای حد] پیش آن حضرت می آوردند، آن حضرت حدّی از حدود الهی را باطل نمی کرد. به امام صادق(ع) گفته شد: چگونه آنان را حد می زد؟ امام(ع) فرمود: وسط تازیانه یا یک سوم آن را می گرفت و به اندازه سنّشان آنان را حد می زد و نمی گذاشت حدّی از حدود الهی از بین برود.
ظاهر این روایت، این است که تازیانه زدن، به عنوان تعزیر است که امام(ع) آن را مصداق حد قرارداده است.
۲. «عن حنان بن سدیر، قال: قال ابو جعفر(ع): حد یقام فی الأرض أزکی فیها من مطر أربعین لیله و أیّامها»۳۹؛ امام باقر(ع) فرمود: حدّی که در زمین اقامه شود، از بارانی که چهل شبانه روز بر آن ببارد، بهتر است.
۳. «عن النّبیّ(ص) حد یقام للّه فی الأرض أفضل من مطر اربعین صباحاً»؛۴۰ پیامبر فرمود: حدّی که برای خدا بر روی زمین اقامه شود، از چهل روز باران بهتر است.
۴. «عن حمران، قال: سألت أبا جعفر(ع) عن رجل أقیم علیه الحدّ فی الدنیا أیعاقب فی ال آخره؟ فقال: اللّه أکرم من ذلک»۴۱؛ حمران می گوید: از امام باقر(ع) سوءال کردم: کسی که در دنیا بر او حدّ جاری شده، آیا در آخرت نیز عقاب می شود؟ امام فرمود: خداوند کریم تر از این است [که او را در آخرت عذاب کند].
۵. «عن عبدالرحمان الحجاج عن أبی إبراهیم(ع): لاقامه الحدّ فیه انفع فی الارض من القطر أربعین صباحاً»۴۲؛ امام کاظم(ع) فرمود: اقامه حد در زمین، بهتر از چهل شبانه روز باران است.
واضح است که حد در این روایات و روایات مشابه آن، شامل تعزیر نیز می شود؛ مگر اینکه گفته شود: شامل شدن حد بر تعزیر در این روایات، از نظر لفظی ممنوع است و ممکن است شمول آن از باب الغای خصوصیت باشد.
۶. «عن أبی عبداللّه(ع) قال: قال رسول اللّه(ص): إن اللّه عزّ وجلّ جعل لکلّ شیء حدّاً و جعل علی من تعدّی حدّاً من حدود اللّه عزّ وجلّ حدّاً و جعل ما دون الأربعه الشهداء مستوراً علی المسلمین»۴۳؛ امام صادق(ع) فرمود: پیامبر اکرم(ص) فرمود: خداوند برای هر چیزی حد قرارداده و برای هرکسی که از حدّی از حدود الهی تجاوز کند نیز حد قرار داده و [ گناهی را که] کمتر از چهار نفر ببینند، از مسلمانان پوشیده داشته است.
«و فی روایه عمرو بن قیس، قال: قلت لأبی عبداللّه(ع): و کیف جعل لمن جاوز الحدّ حداً؟ قال: انّ اللّه حدّ فی الاموال أن لاتوءخذ إلاّ من حلّها فمن أخذها من غیر حلّها قطعت یده حداً لمجاوزه الحدّ و إنّ اللّه حدّ أن لاینکح النکاح الاّ من حلّه و من فعل غیر ذلک إن کان عزباً حدّ و إن کان محصناً رجم لمجاوزته الحدّ»۴۴؛ و در روایت عمرو بن قیس می گوید: به امام صادق(ع) گفتم: چگونه برای کسی که از حد تجاوز کند، حد قرار داده شده است؟ فرمود: خداوند در اموال حد قرارداده که تنها از راه حلال تحصیل شود؛ بنابراین هر کس آن را از غیر راه حلال به دست آورد، دستش به عنوان حد قطع می شود؛ چون از حدّ الهی تجاوز کرده است. و در ازدواج حد قرارداده که از راه غیر حلال انجام نشود؛ بنابراین اگر کسی ا راه غیر حلال انجام دهد، اگر بدون همسر باشد، او را حد می زنند و اگر محصنه باشد، رجم می شود؛ چرا که از حدّ الهی تجاوز کرده است.
از تفسیر امام(ع) برای حد در این روایت معلوم می شود کلمه حد در آخر جمله دوم در روایت نخست و مانند آن، حدّ شرعی به معنای خاصّ آن است.
بنابراین می توان گفت کلمه حد در معنای اعم از تعزیر نیز گاهی به کار می رود؛ مگر اینکه گفته شود در معنای اعم کار برد ندارد و همان گونه که پیش تر گفته شد، شمول حد بر تعزیر از باب الغای خصوصیت است که مسئله ای دیگر است و کاربرد در معنای اعمّ نیست.
۷. «عن یزید الکناسی عن أبی جعفر(ع)، قال: الجاریه إذا بلغت تسع سنین ذهب عنها الیتم و زوّجت و أقیمت علیها الحدود التامه لها و علیها. قال: قلت: الغلام إذا زوّجه أبوه و دخل باهله و هو غیر مدرک أ تقام علیه الحدود علی تلک الحال؟ قال: اما الحدود الکامله التی یوءخذ بها الرجل فلا و لکن یجلد فی الحدود کلها علی مبلغ سنّه و لاتبطل حدود اللّه فی خلقه »۴۵؛ امام صادق(ع) فرمود: هرگاه دختر بچه به سن نه سالگی برسد، دیگر یتیم نیست و می تواند ازدواج کند و حدود به نفع یا زیانش به صورت کامل بر او جاری می شود.
راوی می گوید: گفتم پسر بچه ای که پدرش برای او همسر اختیار کرده و با همسرش قبل از بلوغ آمیزش کرده، آیا بر او حد جاری می شود؟ امام فرمود: حدود کامل که بر مردان جاری می شود، بر او جاری نمی شود، لکن او را در تمامی حدود، تازیانه می زنند؛ به اندازه سنّش ؛ وحدی از حدود خداوند در بین بندگانش نباید از بین برود.
شاید بتوان گفت که جمله «حدود کامله» دلالت می کند بر اینکه تعزیر، حد ناقص است. همچنین واضح است حدود در جمله اخیر، شامل تعزیرات می شود.
۸. «عن الحلبی عن أبی عبداللّه(ع)، قال: لو أن رجلاً دخل فی الاسلام و أقرّ به ثمّ شرب الخمر و زنی و أکل الربا و لم یتبیّن له شی ء من الحلال و الحرام لم أقم علیه الحدّ إذا کان جاهلاً إلاّ أن تقوم علیه البیّنه أنّه قرأ السوره التی فیها الزنا و الخمر و أکل الربا و إذا جهل ذلک اعلمته و أخبرته فإن رکبه بعد ذلک جلّدته و أقمت علیه الحدّ»۴۶ امام صادق(ع) فرمود: هرگاه شخصی مسلمان شود و به اسلام اقرار کند و پس از آن، شراب بنوشد، زنا کند و رباخواری کند، در صورتی که جاهل باشد و حلال و حرام برای او تبیین نشده باشد، بر او حد اقامه نمی کنم؛ مگر اینکه بیّنه علیه او شهادت دهند که سوره ای را که در آن، حکم زنا، شراب و ربا آمده، خوانده است. هرگاه نسبت به آیات حرمت زنا، شراب و ربا جاهل باشد، او را آگاه می کنم و پس از آن اگر این کارها را انجام دهد، او را تازیانه می زنم و بر او حد اقامه می کنم.
حدّی که در این روایت در باره خوردن ربا آمده، واضح است که به عنوان تعزیر است. بنابراین، معلوم می شود حد در معنای عام که اعم از حد شرعی به معنای خاص است، به کار می رود.
۹. محمد بن مسلم از امام باقر(ع) نیز نظیر همین مضمون را روایت کرده است.۴۷
۱۰. «عن سماعه، قال: سألت أبا عبداللّه(ع) عن الرجل یأتی بهیمه… قال: فقال علیه أن یجلد حداً غیر الحدّ»۴۸؛ سماعه می گوید: از امام صادق(ع) در باره مردی که با حیوان آمیزش می کند، سوءال کردم… امام(ع) فرمود: به حدّی غیر از حد [مقرر] تازیانه زده می شود.
نتیجه مباحث گذشته:
از مطالبی که گذشت، نتیجه می گیریم که کلمه «حدّ» در روایات، همان گونه که بر حدّ مقابل تعزیر اطلاق می شود، بر معنای اعم از حد و تعزیر نیز اطلاق می گردد و ظهور حدّ در هریک از این دو معنا به قرینه نیاز دارد و در صورت نبودن قرینه بر یکی از دو معنا؛ مانند روایت «ادروءوا الحدود بالشبهات»، باید قدر متیقّن از آن را بگیریم که حدّ شرعی به معنای خاص است، نه معنای اعم از تعزیر.
صاحب جواهر می گوید:
محل بحث، این است که آنچه برای آن در شریعت حدّی تعیین نشده [موارد تعزیر] آیا تحت عنوان حدّ که موضوع بسیاری از احکام است مانند دفع حدّ به شبهه، نبودن قسم در حدّ، نبودن کفالت در حدّ، اختیار عفو از سوی امام در حدّی که به اقرار نه با بیّنه ثابت شده باشد، نبودن شفاعت در حدّ داخل می شود یا نه؟
ممکن است بگوییم داخل می شود، به سبب اطلاق حدّ بر مطلق مجازات در بسیاری از روایات؛ مانند روایت «إن اللّه جعل لکل شی ء حدّاً و لمن جاوز الحدّ حدّاً» و ممکن است بگوییم داخل نمی شود؛ چنان که از ظاهر کلمات اصحاب در این بحث و در مورد کسی که اعتراف کند به حدّی و آن را تبیین نکند، بر می آید.
به دلیل ظهور لفظ حدّ، عرفاً در چیزی که مقدارش معیّن و محدود است و به دلیل روایاتی مانند روایت حمّاد بن عثمان که از امام(ع) می پرسد: «مقدار تعزیر چقدر است؟ امام(ع) می فرماید: کمتر از حد» و دیگر روایاتی که بر مغایرت حد با تعزیر از نظر مفهوم دلالت می کند، حتی برخی از این روایات، به صراحت مغایرت این دو را بیان می کند.
گرچه اطلاق حد بر معنایی که شامل تعزیر نیز می شود، قابل انکار نیست. بنابراین، شاید در احکام مخالف اصل و عمومات، اکتفا بر حدّ به معنای خاص، مگر در مواردی که از فحوا یا غیر آن، معنای عامّ استفاده شود، خالی از قوّت نباشد. به همین جهت، داخل نبودن قصاص در اطلاق حد، قوی به نظر می رسد و اللّه العالم.
۴۹بله، ممکن است گفته شود: حکم دفع حدود به شبهه، حکم هر مجازاتی است و خصوصیتی برای حدّ به معنای خاص نیست. پس بهتر است الغای خصوصیت کرده و این قاعده را در تعزیر نیز جاری کنیم. همچنین می توان گفت: دفع تعزیر به شبهه که نسبت به حدّ به معنای خاص، مجازات خفیف تری است سزاوارتر است از دفع حدّ به شبهه که مجازات سنگین تری است.
بنابراین، نیازی به شمول لفظ حدّ بر تعزیر نیست، بلکه به فحوا و اولویت متمسّک می شویم. شاید کلام صاحب جواهر نیز اشاره به این دو استدلال باشد.
بحث چهارم
آیا شبهه در قاعده درء، شامل شبهات حکمیه نیز می شود؟
شبهه، گاهی برای کسی است که مرتکب عملِ موجبِ حدّ و تعزیر می شود؛ گاهی برای قاضی است و گاهی برای هردو.
شبهه برای مرتکب عمل:
موارد زیر از مصادیق شبهه برای انجام دهنده عملِ موجبِ حد و تعزیر است:
کسی که شراب خورده و مدّعی است نمی دانسته شراب است یا مدّعی است برای معالجه خورده است.
کسی که شراب خورده و ادعا می کند حرمت آن را نمی دانسته یا یقین و یا ظنّ به جایز بودن آن داشته است و یا شک یا ظنّ به حرمت آن داشته و احتمال جهل در باره او نیز می رود و فرقی نمی کند که جاهل قاصر باشد یا مقصر.
کسی که مدّعی است نمی دانسته شراب است و یقین، شک و یا ظن به آب بودن آن داشته است.
کسی که مقدار کمی شراب نوشیده و مدعی است اصل حرمت شراب را می دانسته، ولی نمی دانسته مقدار کم آن نیز حرام است.
کسی که مدّعی است به اجبار و اکراه، شراب خورده است.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
