خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیوند اعضای مردگان مغزی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیوند اعضای مردگان مغزی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حجیت علم قاضی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حجیت علم قاضی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
33دقیقه
45ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقش ابن جنید در علم اصول

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 76

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل نقش ابن جنید در علم اصول شامل 93 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل نقش ابن جنید در علم اصول در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل نقش ابن جنید در علم اصول با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل نقش ابن جنید در علم اصول نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل نقش ابن جنید در علم اصول هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل نقش ابن جنید در علم اصول اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش ابن جنید در علم اصول :

شیعه از آغاز غیبت یا از زمان پایان گرفتن غیبت صغرا و به صرف پایان یافتن نصوص روایات ذهنیت اصولی آنان به صورتی خاص گشوده شد و به بررسی عناصر مشترک اجتهاد روی آوردند و به دست فقیهان پیشگام ناموری همچون حسن بن ابی عقیل و محمدبن احمدبن جنید اسکافی در سده چهارم گام های مؤثری برداشت و به سرعت دانش اصول به مرحله تصنیف و تالیف رسید و شیخ محمدبن محمدبن نعمان ملقب به مفید (م ۴۱۳ ق) کتابی در اصول نگاشت که همان خط سیر فکری، فقیهان پیش از خود همچون ابن ابی عقیل و ابن جنید را دنبال کرده و در برخی از آراآنان را به نقد کشیده است.

((۴۳۶))

ابن جنید در اصول آثاری دارد که در شمار مؤلفات او بر شمردیم. و به این جهت ابن جنید – از لا به لای نگاشته های اصولی و سبکی که در فقه بنیان نهاده و در قواعد علم اصول فارغ از نگاه ابزاری بر نص روایات به آنها تکیه کرده است – زمینه را برای نخستین گام های اولیه پیدایش دورانی نو در فقه هموار ساخت. چنان که شهید صدر در تبیین ادواری که علم اصول با آن رو به رو بوده چنین توصیفی از ابن جنید ارائه کرده و در توضیح نشانه های این دوران چنین آورده است:
عصر مقدماتی دورانی است که بذرهای بنیادین علم اصول در آن ریخته شد. این دوره با عصر ابن ابی عقیل و ابن جنید آغاز و با دوران شیخ پایان می پذیرد.

((۴۳۷))

او در جایی دیگر ابن جنید را از پرچمداران اجتهاد و بنیان گذاران اولیه بذر علم اصول در فقه شیعه معرفی کرده است.

((۴۳۸))

اما ادله و عناصر اصولی که فقه او بر آنها تکیه داشت و این عناصر در روند و غنای فقه او نقش داشته اند،با صرف نظر از کتاب و سنت عبارت اند از: اجماع، دلیل عقلی، اصول عملیه، حجیت خبر واحد، تخصیص عام.

به اختصار درباره هر یک از این عناصر سخن خواهیم گفت:

اجماع:

مقصود از اجماع نزد امامیه، اجماعی است که کاشف از رای معصوم (ع) باشد و از این جهت بازگشت اجماع به سنت است. از نظر عالمان شیعه برای کشف نظر امام(ع) راه ها و دیدگاه های مختلفی وجود دارد و دیدگاه متقدمان در این باره اجماع دخولی است. نگارنده در بررسی زندگانی ابن ابی عقیل عمانی و شیخ صدوق، در هیچ یک از آثارآنان به تمسک به اجماع برنخورد. به احتمال قوی این استناد در میراث فقهی پیشگامان فقهی ما همچون کلینی، علی بن بابویه، ابن قولویه، جعفی و سایر فقها یافت نشود. شاید نخستین بار این دلیل به دست ابن جنید در نتیجه تاثیرپذیری از سایر مذاهب فقهی که در کشف این دلیل و استناد به آن و تطبیق آن در فقه بر ما پیشی داشته اند، در فقه امامیه وارد شده است. مذاهب عامه اجماع را در عرض سایر ادله به عنوان دلیل مستقل می شناسند و بدین جهت مضمون اجماع آنان با اجماعی که فقهای مکتب اهل بیت(ع) باور دارند، متفاوت است.

از این دوران اجماع جایگاه خود را در فقه شیعه در میان ادله استنباط یافته و مکتب شیخ مفید به صورتی گسترده و به شکلی خاص در نگاشته های سید مرتضی و شیخ طوسی انعکاس یافته است.

ابن جنید در باب طهارت

((۴۳۹))

، قضا

((۴۴۰))

و خلع

((۴۴۱))

، به اجماع استدلال کرده است و با جستجو می توان به موارددیگری نیز دست یافت.

دلیل عقلی:

مقصود از دلیل عقلی هر قضیه ای است که عقل آن را در می یابد و می تواند از آن حکم شرعی

((۴۴۲))

استنباط کند، در حالی که عقل در مکتب فقهی محدثان هیچ اعتباری ندارد؛ زیرا آنان تنها به نقش آفرینی کامل نص روایات باور دارند. نخستین کسانی که به دلالت عقل عمل کرده و به صورتی واضح و گسترده از این دلیل در فقه امامیه کمک گرفته دو فقیه متقدم: عمانی و ابن جنید هستند.

بحرالعلوم درباره اهمیت نقشی که این دو فقیه در فقه امامیه بازی کرده اند: چنین آورده است:
عمانی نخستین کسی است که فقه را پیراست و عقل را به کار بست و در آغاز غیبت کبرا به مباحث اصول و فروع عمق بخشید. پس از او شیخ فاضل ابن جنید راه را ادامه داد و آن دو از بزرگان طبقه هفتم فقها هستند.

((۴۴۳))

کسی که فقه ابن جنید را مورد بررسی قرار دهد به مجموعه ای از کاوش های اجتهادی او بر می خورد که او در آنها به دلیل عقل تکیه کرده است چنان که در موارد تمسک به وحدت مناط و الغای خصوصیت – که مثال آن در بحث شفعه گذشت – و قیاس اولویت؛ نظیر مساله نماز بر میت و این که امام مسلمانان اولی به نماز بر او است؛ چون او در نماز برفرائض اولویت دارد.

((۴۴۴))

و نظیر مساله حضور گروهی از اولیای میت نیز در نماز بر میت

((۴۴۵))

و اطلاق و عموماتی که در مواردی از فقه خود به آن ها تمسک کرده است. نظیر تمسک ایشان به عموم آیه خمس در وجوب پرداخت نیمه دوم خمس – یعنی سهم یتیمان و مساکین و در راه ماندگان – تمام صاحبان این صفت، اعم از هاشمی یا غیر هاشمی، در حالی که مشهور این حکم را مخصوص هاشمی می دانند.

((۴۴۶))

و نیز در مساله طلاق که با تمسک به عموم «حتی یذوق عیلتها» حکم کرده که مراهق می تواند به عنوان محلل مطلقه نقش ایفا کند.

((۴۴۷))

اصول عملیه:

در مواردی ابن جنید به اصول عملیه همچون احتیاط و برائت استناد کرده است؛ از جمله:
1. با احتجاج به اصل، حکم کرده که طواف کسی که در لباس احرامش خون وجود داشته صحیح است.

((۴۴۸))

2. با استناد به برائت ذمه حکم می کند که نماز زن بدون پوشش سر، در صورتی که نامحرم او را نبیند، صحیح دانسته است.

((۴۴۹))

۳. در حال قرائت، اخفات به جای جهر و به عکس جایز است، استدلال او به اصل است اما مشهور قائل به عدم جوازاست.

((۴۵۰))

البته گاهی او در جایی به این اصول عمل کرده که نص فراوان بر خلاف آن اصل وجود دارد یا آن اصل بااصل دیگرمعارض است. علامه حلی برخی از اجتهادهای ابن جنید را که مبتنی بر اصول است به همین جهت به نقد کشیده است.

به عنوان مثال اصل برائت که در مساله صحت طواف کسی که در لباسش نجاست است، مورد استناد ایشان قرارگرفته با اصل احتیاط معارض است؛ زیرا با چنین حالتی در برائت ذمه این شخص از وجوب طواف شک وجود دارد واحتیاط مقتضی اشتغال ذمه است. همچنین در مساله نماز زن بدون پوشش سر.

در

مساله اخفات به جای جهر روایت صحیحی در دست است و آن روایت صحیح از زراره از امام باقر(ع) درباره شخصی است که در جایی که جهر روا نبود جهری خواند یا آن جا که اخفات روا نبود اخفات خواند، آمده است:
هر کدام از آنها را اگر از روی تعمد به جای آورد، نمازش ناقص است و باید اعاده کند. اگر از روی فراموشی یا اشتباه به جا آورد نمازش صحیح و اعاده بر او لازم نیست.

((۴۵۱))

حجیت خبر واحد:

خبر واحد یکی از مسائلی است که بیشترین حساسیت و مشاجره را در میان قدما برانگیخته است؛ زیرا طریق بسیاری از احکام فرعی، اخبار آحاد است. بدین رو می بینیم که فقهای نخست در دوران غیبت درباره روایات و پی جویی در برخورداری روایات از شرایط صحت و قبول، بیشترین اشتیاق را از خود نشان داده اند.آنان در همان دوران نقش پاک سازی و پیراستن میراث روایی و فراهم آوردن جوامع روایی را ایفا کردند و کتاب های چهار گانه حدیثی شیعه حاصل همین تلاش هاست. بدین جهت برخی از آنان بسان ابن ابی عقیل

((۴۵۲))

و سید مرتضی

((۴۵۳))

و به دنبال آنان ابن ادریس

((۴۵۴))

حجیت خبر را تنها در خبر متواتر منحصر دانسته و به خبر واحد عمل نکرده اند بلکه سید مرتضی و نیز شیخ در عده از گروهی از فقهای امامیه نقل کرده اند که معتقدند محال است شرع ما رابه خبر واحد متعبد سازد.

((۴۵۵))

برخی از آنان تنها به خبر واحدی عمل کرده اند که مقرون به دلیلی باشد که یقین به صحت مخبر آن ایجاد کند و آن دلیل یا عقل است یا عرف و یا اجماع. این دیدگاه شیخ مفید است.

((۴۵۶))

برخی نیزتنها خبر واحدی را حجت می دانند که از طرق ما از پیامبر(ص) یا یکی از معصومان(ع) نقل شده باشد و ناقل آن کسی باشد که نقل او مورد اشکال نباشد و قرینه ای بر صحت مضمون خبر نباشد؛ زیرا اگر قرینه ای باشد معتبر، همان قرینه است و آن موجب علم خواهد بود. شیخ طوسی بر این باور است.

((۴۵۷))

به صورت عام باید گفت: قدمای شیعه به طور کلی عمل به خبر واحد را مردود می دانستند، در حالی که عامه آن را به طور مطلق می پذیرفتند. شیخ در عده پس از بیان دیدگاه خود می نویسد:
اشکال: بزرگان شما همواره در مناظره با مخالفان خود می گویند: به خبر واحد نمی توان عمل کرد و صحت خبر واحدرا از نگاه آنان مردود می دانند، تا جایی که برخی از آنان می گویند: خبر واحد عقلا قابل عمل نیست. برخی نیزمی گویند: به دلیل آن که در دلیل نقلی شاهدی نیامده جایز نیست و به کسی برنخوردم که درباره جواز آن سخنی گفته باشد یا کتابی نگاشته باشد یا مساله ای نوشته باشد، حال چگونه شما عکس این رای قائل هستید؟

خلاصه جواب شیخ چنین است: مقصود منکر، روایاتی است که از طرق غیر شیعه نقل شده باشد نه از طرق ما.

((۴۵۸))

در این بین ابن جنید با دیدگاه معاصران خود به مخالفت برخاسته و معتقد به حجیت خبر واحد است. او به این رای عمل کرده و در بخش زیادی از فتاوای خود بدان تکیه کرده است.

((۴۵۹))

سید مرتضی در بحث شهادات از کتاب انتصار به این دیدگاه ابن جنید اشاره کرده است.

((۴۶۰))

هر چند ما به دلیل ابن جنید در این مساله دست نیافتیم.

به هر حال می توانیم مدعی باشیم که او نخستین فقیه و اصولی امامی است که به حجیت خبر واحد به صورت مطلق باور داشته و از این رهگذر راه برای سایر اصولیان نیز هموار شده و آنان نیز به آن اعتقاد پیدا کردند و این دیدگاه برمحافل علمی غلبه یافت و مشهور شد.

تخصیص عام:

سید مرتضی در باب شهادات آورده است:
ابن جنید از جمله فقهایی است که شهادت عبد را هر چند عادل باشد، نمی پذیرد، و وقتی از ظواهر آیات قرآن که عبدو آزاد را در بر می گیرد سخن می گوید مدعی تخصیص آیات است اما دلیلی نمی آورد. او مدعی است از آن جا که بنده در خون برابر با آزاد نیست و از نظر احکام در سطحی پایین تر قرار دارد، مشمول این ظواهر نیست. این اشتباه بزرگی است؛ زیرا اگر او ادعا کند ظواهر اختصاص به کسانی دارد که احکام آنها در آزادها برابر است دلیلی علیه خود اواست؛ زیرا این ادعا مخالف ظاهر است. از طرفی او نمی تواند برای اثبات مدعای خود به اخبار آحاد استناد کند؛ زیراما نظر خود را در این باره گفته ایم.

((۴۶۱))

در این عبارت می بینیم که ابن جنید عموم آیاتی همچون: «ذوی عدل منکم» و «شهیدین من رجالکم» را به نکته ای که ازروایات مربوط به عبد و عدم تساوی او با آزاد استفاده کرده، تخصیص زده است؛ از این رو به خروج عبد از این عمومات و عدم پذیرش شهادت او فتوا داده است. همچنین از این عبارت در می یابیم که او معتقد به تخصیص عموم قرآن به خبر واحد بوده است. در حالی که سایر اصولیان آن را نمی پذیرند.

((۴۶۲))

نقش ابن جنید در حدیث و روایت

ابن جنید به معنای اصطلاحی، محدث صرف نبوده است؛ زیرا شیوه او – چنان که بیان شد – با شیوه مکتب حدیثی وفقهی تفاوت داشت. او به حدیث از این جهت نمی نگریست که هدف نهایی از آن ضبط و جمع است، لذا کتابی درباره حدیث ندارد.

با این حال از دانش حدیث بریده نبوده است. او دارای اساتید حدیث و طرق روایی بوده است ومی دانیم که دوران ایشان شاهد رواج جنبش حدیث و توجه به آن بوده است؛ چنان که روایاتی دارد که فقها به نقل ازکتب او به آنها استناد می کنند و طریق برخی از روایات منحصر به اوست و از طریق دیگر نقل نشده است. این امر ارزش ویژه ای به میراث روایی او می بخشد، پیش از اشاره به برخی از این روایات، باید توجه داشت که بخشی از این روایات، مرسل است که او مستقیما به معصوم یا راوی متصل به معصوم نسبت داده است و شهید به توثیق مراسیل اوو پذیرش آنها به این دلیل که اوثقه است و ارسال او در حکم سند است و به این که او از بزرگان علما است تصریح دارد.

((۴۶۳))

۱. علامه در مختلف این روایت را از ابن جنید آورده:
مردی برای بیعت نزد امیر مؤمنان(ع) آمد و گفت: ای امیر مؤمنان، دستت را بگشا تا با تو بیعت کنم که با زبانم به سوی تو فراخوانم و با دلم خیرخواهت باشم و با دستم به همراه شما جهاد کنم. امام (ع) فرمود: تو آزادی یا عبد؟ گفت:عبدم، امیر مؤمنان(ع) دستش را پیش آورد و آن مرد با امام (ع) بیعت کرد.

((۴۶۴))

صاحب وسایل نیز این روایت را به نقل از او آورده است.

((۴۶۵))

۲. در مختلف است:
ابن جنید می گوید: ابن سعید -یعنی حسین – روایت کرده که امام صادق(ع) اعتکاف در هر مسجدی که امام عادلی درآن نماز جمعه را به جماعت خوانده و در مسجدی که نماز جمعه با امام و خطبه خوانده شده، جایز می داند.

((۴۶۶))

صاحب وسایل نیز آن را به نقل از مختلف آورده است.

((۴۶۷))

۳. در وسایل در ابواب نکاح آمده است:
ابن جنید در کتاب الاحمدی طبق نقل علمای ما گفته است: از امام صادق (ع) و امام کاظم(ع) روایت شده که از دیدن بیضه های آزاد یا بنده برای زن آزاد کرهت داشتند.

((۴۶۸))

۴. سید مرتضی از او از ابن محبوب از محمدبن مسلم از امام باقر(ع) نقل می کند که پیامبر(ص) حکم کرد هر کس درطرف راست مجلس نشسته به سخن گفتن پیشی بگیرد.

((۴۶۹))

۵. همچنین سید مرتضی از قول ابن جنید نقل می کند:
جز آن که ابن محبوب آن را – یعنی حدیث پیشین را – در ضمن روایتی از عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) این چنین تفسیر کرد که فرمود: هر گاه با طرف دعوایت به سوی والی یا قاضی رفتی در طرف راست او باش.

((۴۷۰))

صاحب وسایل این دو روایت را نیز نقل کرده است.

((۴۷۱))

۶. در مختلف از قول ابن جنید می خوانیم:
توقیت در هم (ارزش گذاری زمانی درهم) را ابن سعید از زراره از امام باقر(ع) و ابن منصور از زیدبن علی نقل کرده اند.

((۴۷۲))

۷. همچنین در آن آمده است:
ابن جنید از جمیل بن دراج از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمود: کسی که در تمتع است حق متعه تا ظهر روز عرفه رادارد.

((۴۷۳))

۸. همچنین در آن از ابن جنید آمده است:
خوردن عمدی ملخ خون است. ابن یحیی از عروه حناط از امام صادق(ع) این را روایت کرده است.

((۴۷۴))

دیدگاه های نادر ابن جنید

شاید پس از آن که دانستیم ابن جنید دارای مبانی خاص در فقه است و دارای آزادی و استقلال رای بدون تاثیر پذیری از فقه و اجتهادهای دیگران است، مخالفت های ابن جنید با مشهور امامیه امری طبیعی جلوه کند و چنان که آرای او رایاد می کنم، برخی آرای او موافق همه یا برخی از عامه است، به هر حال ما برخی از آرای او را که مخالف مشهور امامیه است و غالبا از کتاب مختلف الشیعه به همراه تعلیقه های علامه حلی بر دیدگاه های او بر گرفته ایم، در ابواب مختلف برمی شمریم:

طهارت

۱. قهقهه عمدی در میان نماز مبطل نماز و موجب اعاده وضو

است و بیشتر فقها آن را مبطل وضو نمی دانند.

((۴۷۵))

۲. هر کس از روی شهوت برای همبستری و لذت حرام، زنی را ببوسد طهارتش باطل است و بنا به احتیاط اگر در لذت حلال باشد اعاده وضو لازم است و اکثر فقها معتقدند که این کار وضو را باطل نمی کند.

((۴۷۶))

۳. مس مابین مخرج و بول و غایط مبطل وضو است و مس ظاهر فرج دیگری با شهوت، چه حلال باشد و چه حرام احتیاطا طهارت واجب است و مس درون قبل و دبر غیر حرام یا حلال – مبطل وضو است و بیشتر فقها معتقدند ازمس داخل یا بیرون قبل و دبر، چه حرام و چه حلال، مبطل وضو نیست.

((۴۷۷))

۴. هر گاه مذی با شهوت خارج شود وضو لازم است. اختلا فی در میان علما نیست که در این صورت وضو لازم نیست.

((۴۷۸))

۵. اماله مبطل وضو است.

((۴۷۹))

۶. اگر در مورد خون خارج از یکی از دو مخرج بول و غایط شک شود که عاری از نجاست است، مبطل وضواست.

((۴۸۰))

۷. در حال تغوط در صحرا مستحب است که از رو به قبله یا خورشید یا ماه اجتناب کند و مشهور به وجوب آن معتقداست.

((۴۸۱))

۸. اگر از روی فراموشی شستن جای بول را ترک کند و نماز بخواند اعاده نماز در وقت واجب است و پس از وقت اعاده مستحب است. مشهور اعاده نماز را قبل و پس از وقت، واجب می داند.

((۴۸۲))

۹. از ظاهر عبارت ایشان در مساله شستن صورت، لزوم دست کشیدن در وضو به دست می آید؛ اما مشهور مخالف آن است.

((۴۸۳))

۱۰. گیرنده وضو برای مسح سر و پاها می تواند از آب جدید استفاده کند و بیشتر علمای ما این را جایز نمی دانند و این مذهب عامه است.

((۴۸۴))

۱۱. در مسح پاها ترتیب واجب است و مشهور مسح آنها را با هم جایز می دانند.

((۴۸۵))

۱۲. مستحب است انسان در وضوی خود کسی را شریک نکند تا او را وضو دهد یا به او کمک کند. از نگاه مشهور

کمک گرفتن از دیگران برای طهارت حرام است.

((۴۸۶))

۱۳. اگر جایی از اعضایی را که شستن آن واجب است نشسته باشد، اگر کمتر از اندازه یک درهم باشد آن را تر می کند ونماز می خواند و اگر بیشتر از آن باشد شستن آن عضو و اعضای پس از آن را در صورتی که اعضای پیشین خشک نشده باشد، اعاده می کند و در صورت خشک شدن، طهارت را از سر می گیرد؛ در حالی که این تفصیل نزد فقهای ما شناخته شده نیست.

((۴۸۷))

۱۴. اگر کسی عضوی از اعضای جدا شده از انسان زنده را که دارای استخوان است و یک سالی بر آن گذشته باشد،لمس کند غسل بر او واجب است؛ در حالی که فقها بدون تقیید آن به یک سال غسل را واجب دانسته اند.

((۴۸۸))

۱۵. مس نوشتار قرآن یا درهم هایی که بر آن قرآن یا اسم الله حک شده توسط جنب و حایض مکروه است؛ اما مشهورقائل به حرمت است.

((۴۸۹))

۱۶. هنگام مرگ، ولی، چشمان میت را روی هم می افکند و روی شکمش برای جلوگیری از تورم چیزی می گذارد؛ امامشهور قائل به کراهت گذاشتن آهن روی شکم میت هستند.

((۴۹۰))

۱۷.

تیمم بر زمین شوره زار جایز نیست؛ اما سایر علما آن را مکروه می دانند.

((۴۹۱))

۱۸. هر گاه خاک به دست هایش برسد با دست راست به چهره اش می کشد. مشهور معتقدند پس از تکاندن دست چهره اش را تا بالای ابرو دست می کشد.

((۴۹۲))

۱۹. ادرار طفل پسری که گوشت نمی خورد پاک است؛ ولی مشهور قائل به نجاست آن هستند.

((۴۹۳))

۲۰. از ظاهر گفتارش به دست می آید شستن لباسی که به شیر زن برخورد کرده واجب است.

((۴۹۴))